

ادامه مطلب

ادامه مطلب
توصیه های بهجت العرفا برای ارتباط با حضرت بقیه الله(عج)
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی علیه السلام، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد. افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند.
به گزارش گروه مهدویت خبرگزاری شبستان، مرحوم آیت الله بهجت، عارف واصل در رابطه با امام مهدی علیه السلام راه ارتباط با آن حضرت (عج)، دعا و استغاثه فرج سخنان و فرمایشات قابل تاملی دارند که یک بخش آن پیش از این منتشر شد و اینک بخش دیگری از این سخنان به حضورتان تقدیم می شود:
1- مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی علیه السلام، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت (عج) تا ظهور او می باشد. [در محضر بهجت:2/101]
2- چه قدر حضرت [امام زمان علیه السلام] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است! [در محضر بهجت:2/366]
3- خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت (عج) غائب شیرین کند! شیرینی ها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت (عج)، از اَشدّ ضرورات است. [در محضر بهجت:2/18]
4- انتظار ظهور و فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه، با اذیّت دوستان آن حضرت (عج)، سازگار نیست! [در محضر بهجت:2/366]
5- افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت (عج) چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند! [در محضر بهجت:2/118]
6-هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فَرَج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت (عج) دور باشد، یا نزدیک! [در محضر بهجت:2/133]
7- قلب ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان علیه السلام آن جا هست! [در محضر بهجت:2/179]
8-امام اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت (عج) باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت (عج) باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود! [در محضر بهجت:2/188]
9- اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده ایم قطعاً حضرت امام زمان (عج) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است. [در محضر بهجت:2/250]
10- به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه. [در محضر بهجت:2/324]
ادامه مطلب
درس های رمضان برای منتظران/ظهور و حکومت عدل معجزه آسا رخ نمی دهد
خبرگزاری شبستان: حجت الاسلام براری صبر را از اوصاف یاران امام مهدی(عج)برشمرد و گفت: برخلاف تصورعموم مردم که می پندارند فرآیند ظهور و برپایی حکومت عدل جهانی یکسره معجزه آسا محقق می شود، واقعیت ماجرا اینگونه نیست.
حجت الاسلام محمد براری، کارشناس و پژوهشگر مرکز تخصصی مهدویت در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری شبستان درباره جایگاه و تاثیر ماه مبارک رمضان در تحقق اوصاف یاران امام مهدی علیه السلام تصریح کرد: ماه مبارک رمضان ماه پُر خیر و برکتی است که انسان وقتی به این ماه عزیز از هر جانب و منظری نگاه می کند، می تواند برای اهداف مد نظر خود جهات مناسبی بیابد.
وی افزود: یکی از مباحث رمضان در رابطه با مهدویت این است که وجود نازنین حضرت ولی الله اعظم علیه السلام برای تحقق عدل جهانی و حکومت الهی نیازمند یارانی اهستند که این افراد باید صفات منحصر بفردی داشته باشند تا بتوانند توفیق یاری حضرت (عج) را کسب کنند. یکی از این اوصاف یاران حضرت حجت (عج)، صفت «صبر» است.
کارشناس مهدوی با اشاره به تعابیر ائمه علیهم السلام درباره توصیف این ماه مبارک گفت: جالب است که در روایات و بیانات ائمه و اهل بیت علیهم السلام نیز از ماه رمضان به عنوان «ماه صبر» تعبیر شده است. ازجمله روایتی از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمودند: «رسول خدا صل الله علیه وآله در آخرین جمعه ماه شعبان در میان مردم مشغول سخن بودند و در تعبیر خود از ماه رمضان فرمودند «وهو شهر صبر؛ رمضان ماه صبر است».
حجت الاسلام براری در همین رابطه ادامه داد: وقتی در متون دینی مسئله صبر را بررسی می کنیم، سه جهت برای آن عنوان شده است؛ «صبر بر مصیبت»، «صبر بر معصیت» و «صبر بر طاعت». روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان نیز در مرحله اول صبر بر طاعت است. وقتی در این ماه روزه می گیریم - بخصوص در این سال های اخیر که فصل گرما و این سختی بیشتر مشهود است و احساس می شود- در واقع در مسیر عبادت و اطاعت الهی صبر می کنیم.
وی تصریح کرد: ثواب روزه داری در فصل گرما، در روایات و احادیث ما به ثواب جهاد تشبیه شده است. اما اگر با یک زاویه دید بالاتر به مسئله بنگریم می بینیم که «یار امام زمان شدن» نیز نیاز به صبر دارد؛ چرا که مسیری که حضرت مهدی (عج) برای ایجاد جامعه الهی می پیمایند مسیر سختی است.
کارشناس مرکز تخصصی مهدویت با اشاره به برخی باورهای نادرست در رابطه با فرآیند ظهور گفت: بر خلاف تصور عموم مردم که می پندارند فرآیند ظهور و برپایی حکومت عدل جهانی یکسره معجزه آسا محقق می شود اما واقعیت ماجرا اینگونه نیست.
وی در این باره تاکید کرد: شخصی به نام «بشر بن ابی اراک» که از اصحاب امام باقر علیه السلام است نقل می کند که من به محضر امام باقرعلیه السلام وارد شدم و بخشی از سخنان مرجئه (یک گروه انحرافی که معتقدند ایمان تنها اعتراف به زبان است و نیازی به عمل ندارد) را نقل کردم مبنی بر این که مرجئه می گویند وقتی «مهدی امت» عجل الله تعالی فرجه ظهور کند حتی به اندازه خونی که در حجامت از انسان گرفته می شود، خونی ریخته نمی شود یعنی کارها خیلی به راحتی سروسامان می گیرد. حضرت(ع) در پاسخ فرمودند: «هرگز اینگونه نیست! قسم به کسی که جانم در دست اوست شرایط به گونه ای پیش می رود که حتی مسح کنیم عرق وعلق(خون بسته شده) را. یعنی کار به قدری سخت است که باید عرق جبین و خون های بسته شده از صورت را با هم پاک کرد.»
حجت الاسلام براری در بخش دیگری از سخنان خود بیان کرد: کسی که می خواهد یار امام زمان (عج) باشد باید حداقل در «صبر بر طاعت» در مقام بالایی باشد. کسی که به تصمیمات یا تشخیص امام (عج) اعتراض می کند نمی تواند یار ایشان باشد. از سوی دیگر مرحله دوم صبر یعنی «صبر بر سختی ها» نیز در همین محور قرار می گیرد. انسان روزه دار، میل به خوردن و آشامیدن دارد اما در مقابل این میل شدید، ایستادگی می کند. نسبت به هوس های خود مقاومت نشان می دهد. یاران امام مهدی علیه السلام نیز باید اینگونه باشند یعنی بر میل ها و هواهای خود غلبه داشته باشند.
وی با اشاره به روایتی از امام باقر علیه السلام در همین رابطه تاکید کرد: حضرت باقرالعلوم علیه السلام وقتی از حضرت مهدی علیه السلام در محضر ایشان صحبت شد خطاب به حاضران فرمودند: «امروز وضعیت شما بسیار بهتر از آن روزگار است؛ چرا که وقتی او (حضرت بقیه الله (عج)) ظهور کند وقت خواب روی زین هاست.» به این معنی که حتی شرایط راحت و آرامی برای خواب طبیعی یاران وجود ندارد و همواره باید آماده باشند) در آن زمان شرایط و وضعیت به گونه ای برای یاران حضرت مهدی(عج) سخت و طاقت فرسا می شود که شاید فرصت خواب راحت نیز نداشته باشند.
حجت الاسلام براری در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین، وجود حضرت مهدی علیه السلام یارانی سختکوش نیاز دارد که علاوه بر صبر باید نسبت به تمام امور حساس باشند، یعنی به همه جوانب در همه امور و رخدادها توجه داشته و جزئی ترین نکات و مسائل را دقیق و کامل رصد کنند.
منبع: پرسمان
ادامه مطلب
هدف از انتظار ظهور امام مهدی چیست؟
در خصوص اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی جهانی دو هدف را میتوان بررسی کرد: اوّل هدف عملی که بر این باور مترتّب است؛ یعنی اگر به ظهور مهدی اعتقاد داشته باشیم، چه کار باید بکنیم. دسته دوم اهدافی است که به لحاظ نظری و گرایشی بر این اعتقاد مترتّب است که به این لحاظ میتواند پاسخی دیگر به چرایی بحث انتظار باشد؛ یعنی باید منتظر بود؛ زیرا انتظار واقعی این اهداف را در جان آدمی به ارمغان میآورد که اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
1. تحقّق خوف و رجای معقول در تمام تلاشهای اجتماعی.
1 ـ 1. رجای معقول (خوشبینی به آینده بشر)
درباره آینده بشر نظرات مختلف است. برخی میگویند شر و فساد و بدبختی، لازمه لاینفک حیات بشری است و لذا زندگی بیارزش است و عاقلانهترین کارها خاتمه دادن به حیات و زندگی است. برخی هم معتقدند: بشر در اثر پیشرفت حیرتآور تکنیک و ذخیره کردن انبارهای وحشتناک وسایل تخریبی، به مرحلهای رسیده که بیش از یک گام با گوری که با دست خود کنده فاصله ندارد؛ در حالی که در منظر ما، ریشه فسادها و تباهیها نقص روحی و معنوی انسان است. انسان هنوز دوره جوانی و ناپختگی را طی میکند و خشم و شهوت بر او و عقلش حاکم است. انسان بالفطره در راه تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش میرود. نه شر و فساد لازم لاینفک طبیعت بشر است و نه جبر تمدّن، فاجعه خودکشی دسته جمعی را پیش خواهد آورد؛ بلکه جریان مبارزه حقّ و باطل ادامه مییابد و جلو میرود تا آنجا که در نهایت منجر به حکومت عدل حضرت مهدی(عج) خواهد شد و چنین نیست که زحمات اصلاحگران به سرانجام نرسد.
انسان در حالت عادی وقتی فراوانی ظلم و فساد و غلبه ظاهری ظالمان را در جهان میبیند، گاه با خود میاندیشد که آیا میتوانیم در مقابل این موج عظیم کاری از پیش ببریم و وعده ظهور به ما میگوید که همه کارهای شما به سرانجام میرسد: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ (انبیا (21)
1 ـ 2. خوف معقول ( امید واهی نداشتن به تلاشهای خود):
وعده منجی جهان در عین حال به ما میگوید که به تلاشهای خودتان فی نفسه امید نامحدود نداشته باشید؛ یعنی از خودتان انتظار نداشته باشید که کلّ عالم را به تنهایی اصلاح کنید. اقدامات شما شرط لازم برای اصلاح جهانی است؛ امّا شرط کافی نیست؛ یعنی خلاصه جامعه بشری در سیر تکاملیاش از مهدی بینیاز نخواهد بود.
کسى از امام صادق علیه السلام پرسید چه مىگویید درباره کسى که داراى ولایت امامان است؛ و انتظار ظهور حکومت حق را مىکشد و در این حال از دنیا مىرود؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمود: او همانند کسى است که با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد- سپس کمى سکوت کرد- و فرمود مانند کسى است که با پیامبر اسلام (در مبارزاتش) همراه بوده است
2. توجّه به کیفیت به جای توجّه به کمیت:
در تلاشهای اجتماعی آنچه مهم است، تقویت فرهنگی و معنوی جبهه حق است که این اقدام کیفی است، نه کمّی؛ یعنی آنچه مقدّمه ظهور است این نیست که به لحاظ شناسنامهای تعداد مسلمانان یا شیعیان افزایش یابد؛ بلکه آنچه اولویت بیشتری دارد، این است که انسانها تشنه حقیقت و عدالت شوند؛ پس تعداد یاران اوّلیه و اصلی حضرت شاید کم باشد؛ امّا چنانکه گفتیم، به لحاظ کیفیت در زمره برترین انسانهایند که هر یک میتواند انقلابی در جانها ایجاد کند. به تعبیر یکی از بزرگان، یاران مهدی(عج) اشخاصی از سنخ امام خمینی(ره) یا بالاتر از او خواهند بود. در واقع اینکه خوبان هم باید به نهایت کار خود برسند، تاکید مهمّی است بر اینکه بیش از کمّیت به کیفیت باید اندیشید.
هدف انتظار در روایات
ما در بحث انتظار مستقیماً به سراغ متون اصلى اسلامى رفته و لحن گوناگون روایاتى را که روى مسأله «انتظار» تأکید مىکند مورد بررسى قرار مىدهیم تا از هدف اصلى آگاه شویم. اکنون با دقّت به این چند روایات توجّه کنید!
کسى از امام صادق علیه السلام پرسید چه مىگویید درباره کسى که داراى ولایت امامان است؛ و انتظار ظهور حکومت حق را مىکشد و در این حال از دنیا مىرود؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمود:
هو بمنزلة من کان مع القائم فى فسطاطه- ثمّ سکت هنیئه- ثمّ قال هو کمن کان مع رسول اللّه صلى الله علیه و آله و سلم؛ او همانند کسى است که با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد- سپس کمى سکوت کرد- و فرمود مانند کسى است که با پیامبر اسلام (در مبارزاتش) همراه بوده است.
انتظار
این مضمون در روایات زیادى با تعبیرات مختلفى نقل شده است:
در بعضى «بمنزلة الضّارب بسیفه فى سبیل اللّه؛ همانند شمشیر زنى در راه خدا».
و در بعضى دیگر «کمن قارع مع رسول اللّه بسیفه؛ همانند کسى است که در خدمت پیامبر با شمشیر بر مغز دشمن بکوبد.»
در بعضى دیگر «بمنزلة من کان قاعداً تحت لواء القائم؛ همانند کسى است که زیر پرچم قائم بوده باشد.»
و در بعضى دیگر «بمنزلة المجاهد بین یدى رسول اللّه؛ همانند کسى است که پیش روى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم جهاد کند.»
و در بعضى دیگر «بمنزلة من استشهد مع رسول اللّه صلى الله علیه و آله و سلم؛ همانند کسى است که با پیامبر شهید شود.»
این تشبیهات که در مورد انتظار ظهور حضرت مهدى (عج) در این روایات وارد شده بسیار پر معنى و روشنگر این واقعیّت است که یک نوع رابطه و تشابه در میان مسأله «انتظار» و «جهاد» و مبارزه با دشمن، در آخرین شکل خود، وجود دارد. (دقّت کنید!)
در روایات متعدّدى نیز انتظار چنین حکومتى را داشتن، به عنوان بالاترین عبادت معرفى شده است. این مضمون در بعضى از احادیث، از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و در بعضى از حضرت على علیه السلام نقل شده است؛ از جمله در حدیثى مىخوانیم که پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:
«افضل اعمال امّتى انتظار الفرج من اللّه عزّوجلّ؛ بالاترین اعمال امّت من انتظار فرج از ناحیه خدا کشیدن است.»
وعده منجی جهان در عین حال به ما میگوید که به تلاشهای خودتان فی نفسه امید نامحدود نداشته باشید؛ یعنی از خودتان انتظار نداشته باشید که کلّ عالم را به تنهایی اصلاح کنید. اقدامات شما شرط لازم برای اصلاح جهانی است؛ امّا شرط کافی نیست؛ یعنی خلاصه جامعه بشری در سیر تکاملیاش از مهدی بینیاز نخواهد بود
و در حدیث دیگرى از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم مىخوانیم:
«افضل العبادة انتظار الفرج»
این حدیث اعم از این که انتظار فرج را به معنى وسیع کلمه بدانیم، و یا به مفهوم خاص یعنى انتظار ظهور مصلح جهانى باشد، اهمّیّت انتظار را در مورد بحث ما روشن مىسازد. این تعبیرات همگى حاکى از این است که انتظار چنان انقلابى همیشه توأم با یک جهاد وسیع دامنهدار است.
و اگر اعتقاد و انتظار حکومت جهانى مهدى به صورت ریشهدار حلول کند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد (زیرا اعتقادات سطحى ممکن است اثر آن از گفتار و سخن تجاوز نکند امّا اعتقادات عمیق همیشه آثار عملى گستردهاى به دنبال خواهد داشت)؛ این دو رشته اعمال عبارتند از:
ترک هرگونه همکارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد، و حتّى مبارزه و درگیرى با آنها از یک سو؛ و خودسازى و خودیارى و جلب
آمادگیهاى جسمى و روحى و مادّى و معنوى براى شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانى و مردمى، از سوى دیگر.
و خوب که دقّت کنیم مىبینیم هر دو قسمت آن کاملًا سازنده و عامل تحرّک و آگاهى و بیدارى است.
با توجّه به مفهوم اصلى «انتظار»، معنى روایات متعدّدى که درباره پاداش و نتیجه کار منتظران نقل شده بخوبى درک مىشود.
اکنون مىفهمیم چرا منتظران واقعى گاهى همانند کسانى شمرده شدهاند که در خیمه حضرت مهدى علیه السلام یا زیر پرچم او است، یا کسى که در راه خدا شمشیر مىزند یا به خون آغشته شده یا شهید گشته است.
منبع: پرسمان
ادامه مطلب

مرحوم شیخ صدوق و برخی دیگر از بزرگان آورده اند:
روزی حضرت امیرالمؤمنین، امام علیّ علیه السلام در جمع بسیاری از مردم سخنرانی می نمود؛ در ضمن فرمایشات خود، خطاب به مردم کرد و اظهار داشت: [1].
ای مردم! پیش از آن که من از بین شما رحلت نمایم و مرا از دست دهید، آنچه می خواهید سؤال کنید و جویا بشوید تا از علوم من بهره مند گردید.
از بین افراد جمعیّت، شخصی به نام صعصعه بن صوحان از جای برخاست و سؤال کرد: یا امیرالمؤمنین! دَجّال چگونه و در چه زمانی خارج می شود؟
امام علیّ علیه السلام در جواب فرمود: پیش از خروج دجّال، علائم و نشانه هائی است که یکی پس از دیگری ظاهر و واقع خواهد شد، از آن جمله:
مردم نسبت به نماز بی توجّه شده و کارهای دنیا و امور شخصی را در اولویّت قرار می دهند، نسبت به امانت بی اعتنا گشته و سهل انگاری می کنند، دروغ و دروغ گوئی را حلال و توجیه می نمایند؛ و نیز رباخواری شایع و عادی گردد.
مردم ساختمان ها را محکم و مجلّل بنا می کنند، دین و احکام شریعت را با دنیا و اموال آن مبادله می نمایند، افراد سفیه و بی خرد برای اجراء امور جامعه برگزیده می شوند، زنان در مسائل مختلف مورد مشورت قرار می گیرند، دید و بازدید خویشاوندان با یکدیگر قطع می گردد.
و پیروی از تمایلات و هواهای نفسانی انجام می پذیرد؛ و خونریزی، عادی و ساده گردد، حلم و بردباری مذموم و به ظلم و تجاوز فخر و مباهات شود.
رؤساء و حکماء، اشخاصی فاجر و فاسق باشند، کارگزاران و گردانندگان امور جامعه، افرادی ظالم و بی باک خواهند بود؛ و عارفان عالم، نسبت به دین خائن باشند؛ قاریان، قرآن را وسیله معاش و خودنمائی قرار دهند، شهادت و گواه ناحقّ رایج گردد، تهمت و ارتکاب گناه عادی و ساده باشد.
قرآن را - فقط - زیبا بنویسند و زیبا بخوانند (بدون آن که توجّهی به معنا و محتوای آن داشته باشند؛ و نیز بدون آن که در امور زندگی و موقعیّت کاری خود، مورد عمل قرار دهند)، مساجد و عبادتگاه ها مزیّن و مجلّل - ولی بی محتوا - باشد، دل ها از یکدیگر جدا و بلکه مخالف همدیگر گردند، عهد و وفا اهمیّتی نداشته؛ و زن ها با مردان در امور اقتصادی و تجاری مشارکت نمایند.
افراد فاجر و فاسد - بجهت ایمنی از شرّشان - مورد احترام قرار می گیرند، دروغ گویان تصدیق و تأیید می شوند، هرکس نسبت به دیگری بدبین و مشکوک می باشد؛ و به همدیگر جسارت و توهین روا داشته و انجام می دهند، زنان سوار اسب و موتور، دوچرخه و... می شوند؛ و همچنین از جهت قیافه، زنان و مردان شبیه یکدیگر می گردند.
برای هر قضیّه و جریانی شهادت دهند، بدون آن که در جریان أمر و یا از واقعیّت خبر داشته باشند و یا بدانند که حقّ با کیست.
مردم احکام و مسائل دین را می آموزند نه برای دین، بلکه برای دنیا و معاش، آن ها دنیا و متعلّقات آن را باارزش و عظیم بدانند؛ ولی آخرت را بی ارزش و هیچ محسوب نمایند.
گرگان صفتان، لباس میش بر تن کنند؛ ولی دل ها و درون آن ها متعفّن و فاسد باشد.
سپس حضرت امیرالمؤمنین علیّ صلوات اللّه علیه افزود:
در یک چنین زمانی هرکس و هر مؤمنی به دنبال پناهگاهی می گردد؛ در آن هنگام دجّال ظهور و خروج می کند، در حالی که چشم راست ندارد و چشم چپش در پیشانی او همچون ستاره صبح می درخشد، در پیشانیش نقش کافر می باشد.
او سوار بر الاغی سفید رنگ خواهد بود و به سوی شامات حرکت می کند و در محلّی به نام بیداء - که بین مکّه معظّمه و مدینه منوّره واقع شده است - درون زمین فرو می رود؛ و تمام تابعین و پیروان او حرام زاده هستند.
سپس امام زمان علیه السلام ظهور و قیام می نماید؛ و نیز حضرت عیسی مسیح علیه السلام حضور می یابد و پشت سر او نماز می خواند. [2].
همچنین مرحوم شیخ مفید آورده است:
امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: پیش از آن که حضرت قائم - آل محمّد علیهم السلام - قیام و ظهور نماید؛ به جهت زیادی معصیت و گناه، مردم به وسیله آتش و نور سرخی که در آسمان نمایان می شود مورد زجر و سختی قرار می گیرند، در بغداد و بصره خَسف و نقصان به وجود آید، در بصره خونریزی شود و ساختمان هایش خراب و اهل آن فانی گردند، در عراق خوف و وحشتی حاکم شود که راه فرار و نجاتی بر آن ها نباشد. [3].
پاورقی
[1] حدیث طولانی بود، فرمایشات حضرت گلچین گردیده است.
[2] الخرایج و الجرایح: ج 3، ص 133 - 137، ح 53، اکمال الدّین: ص 525، ح 1.
[3] ارشاد: ج 2، ص 378، إعلام الوری طبرسی: ج 2، ص 284، س 13.
ادامه مطلب



ادامه مطلب
«ماه رجب»، ماه اميرمؤمنان و «ماه شعبان» منسوب به پيامبر اكرم (ص) است و «ماه رمضان» ماه خدا است كه مخصوص امت پيامبر مى باشد؛ اين مسائل را توضيح دهيد.
براساس روايات «ماه رجب»، ماه تقويت ارتباط با خداوند است و در «ماه شعبان» صلوات بر محمد و آل محمد و التزام به سنت پيامبر (ص) بسيار سفارش شده است. در «ماه رمضان»، قابليت ضيافت الهى و بخشش امت در هر شبانه روز مطرح است كه نقطه اوج آن، شب قدر و شب عيد فطر است.
پيامبر خدا (ص) فرمود: «رجب ماه خدا، شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است»[1].
روايات در اين زمينه مختلف است؛ بعضى، ماه رجب و ماه رمضان، ماه خدا معرفى شده است. البته در حقيقت تمامى اين ماه ها، متعلق به خداوند است؛ لكن بعضى از ماه ها، ويژگى خاصى دارند. در برخى ديگر، ماه رجب به امام على (ع) نسبت داده شده و اين ممكن است به جهت تولد آن حضرت در اين ماه باشد و يا اشاره به مقام ولايت باشد. ارتباط صحيح و حقيقى با خداوند، جز از طريق ولايت ممكن نيست؛ زيرا «ولايت» انسان را به «نبوت» متصل مى گرداند و «نبوت» نيز ما را به «توحيد» مرتبط مى كند. اين حقيقت در «شب قدر» براى اولياى الهى كشف مى شود؛ به طورى كه ملائكه و روح، مقدّرات عالم را بر قلب مبارك امام زمان (عج) نازل مى كنند. در حديثى آمده است: «با سوره قدر بر ولايت ما ائمه استدلال كنيد»[2].
بنابراين چون اين امت با اقتدا به رسول خدا (ص) و حضرت على (ع)، مى توانند به بالاترين مقامات توحيدى و معنوى نايل شوند و اين معنا در ماه رمضان امكان پذيرتر است؛ لذا ماه رمضان به ماه خدا ناميده شده است و به جهت شرافت اين ماه براى امت و آمرزش گناهان و پاك شدن بندگان، به ماه امت نيز نسبت داده شده است[3].
منابع
[1]. شيخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، تحقيق ميرزا غلامرضا عرفانيان، چاپ نجف، ص 24، ح 12.
[2]. الكافى، ج 1، ص 249.
[3]. وسائلالشيعة، ج 10، انتشارات آل البيت، ص 475، ح 9 و ص 480، ح 16.
ادامه مطلب
رابطه قرآن و ماه رمضان چگونه است و چرا اين ماه «بهار قرآن» ناميده شده است؟
با استفاده از آيات و روايات، به روشنى ثابت مى شود: روزه اگر چه عبادت مهمى است و داراى ثواب بسيار است؛ اما مقدمه اى براى رسيدن به مرحله تقوا است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [ بودند] مقرر شده بود، باشد كه پرهيزگارى كنيد».
هدايت كامل متقين، وابسته به بهره مندى از قرآن است: «الم ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» ؛ «الم اين كتابى است كه در [حقانيت] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است».
از اين رو فضيلت مهم ماه رمضان، به نزول قرآن در اين ماه است: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنّاسِ» ؛ ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است كه مردم را راهبر است».
از اين رو رابطه خاصى بين قرآن و ماه رمضان وجود دارد. همان طور كه در فصل بهار، عالم طبيعت و انسان شادابى خاص و حيات مجددى پيدا مى كند، قرآن نيز بهار دل ها است كه با خواندن و يادگيرى و فهميدن معارف آن، دل ها همواره زندگى ويژه اى مى يابد. امام على عليه السلام مى فرمايد: «تعلّموا كتاب الله تبارك و تعالى، فانه احسن الحديث و ابلغ الموعظة، و تفقهوا فيه فانه ربيع القلوب»؛ «كتاب خداوند ـ تبارك و تعالى ـ را ياد بگيريد؛ زيرا آن زيباترين گفتار و رساترين موعظه ها است و فهم در قرآن پيدا كنيد؛ زيرا آن بهار دل ها است». بنابراين رابطه قرآن با ماه رمضان، خيلى عميق است و انسان با خواندن و يادگيرى قرآن و تدبير و تعميق در آن، در اين ماه مى تواند به حيات طيبه رسيده و شب قدر را ـ كه با حقيقت قرآن متّحد است ـ درك كند و بنابر فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله (در خطبه جمعه آخر ماه شعبان)، خواندن يك آيه از قرآن در ماه رمضان، معادل با ثواب يك ختم قرآن، در ماه هاى ديگر است.
منبع: پرسمان، وبلاگ آمادگی برای خدمت به مهدی
ادامه مطلب

