«احمد بن اسحاق مي گويد: به خدمت امام حسن عسکري عليهالسلام وارد شدم، در نظر داشتم که در مورد جانشين آن حضرت سوال کنم، امام عليهالسلام خود ابتداعاً فرمود:«اي احمد بن اسحاق! خداي تبارک و تعالي، از روزي که حضرت آدم را آفريده، لحظه اي روي زمين را خالي از حجت نگذاشته، و تا روز قيام قيامت هرگز بندگان خودش را بي حجت نخواهد گذاشت. خداوند به برکت حجت خود بلاها را از اهل زمين دفع مي کند و به سبب او باران را فرو مي فرستد و به خاطر او برکات زمين را خارج مي کند».پرسيدم: اي فرزند پيامبر! امام و جانشين بعد از شما کيست؟ امام (عليهالسلام) از جاي برخاست و شتابزده وارد خانه شد و چون بازگشت کودک سه ساله اي بر دوش خود داشت که صورتش همچون ماه شب چهارده مي درخشيد. آنگاه خطاب به من فرمود:«اي احمد بن اسحاق، اگر نبود اينکه تو در پيش خدا و حجتهاي او عزيز هستي، اين پسرم را بر تو عرضه نمي کردم. او همنام پيامبر خدا صلي الله عليه وآله وسلم و هم کنيه ي آن حضرت است. هم اوست که زمين را پر از عدل و داد کند، آن سان که پر از جور و ستم شده باشد».سپس فرمود:«اي احمد بن اسحاق! مَثَل او در اين امت مَثَل حضرت خضر (عليهالسلام) و ذوالقرنين است، آنچنان از ديده ها غايب مي شود که کسي در آن دوران از هلاکت رهايي نمي يابد، جز کسي که خداوند او را بر اعتقاد به امامت او ثابت و استوار نگهدارد و او را به دعا براي تعجيل فرج او موفق گرداند».احمد بن اسحاق مي گويد: عرض کردم: سرورم! آيا نشانه ي ديگري نيز هست که دلم آرام بگيرد؟ آقازاده ي بزرگوار با زبان روشن و فصيح فرمود:«من يکتا بازمانده از حجتهاي خدا در روي زمين هستم. من دست انتقام خدا از دشمنان او هستم. اي احمد بن اسحاق! پس از رويت ديگر نشان نپرس».
کمال الدين / ص384 و اثباة الهدي/ ج3/ ص480
ادامه مطلب
«خوشا به حال شيعيان ما، که در زمان غيبت قائم ما (سلام الله عليه) به رشته ي ولايت ما چنگ مي زنند و بر موالات ما ثابت و استوار مي مانند و در برائت و بيزاري از دشمنان ما پا بر جا و محکم مي مانند. آنها از مايند و ما از آنهاييم. آنها ما را به امامت برگزيده اند و به پيشوايي ما راضي هستند و ما آنها را به عنوان شيعه ي خود برگزيده ايم و به عنوان شيعه ي خويش پسنديده ايم. خوشا به حال آنها. به خدا سوگند آنها در روز قيامت با ما و در کنار ما هستند».
اثباة الهداة/ ج3/ ص477
ادامه مطلب
پیامبر اکرم
حضرت مهدي (عليهالسلام) متوجه مي شود و مي بيند که حضرت عيسي (عليهالسلام) فرود آمده است، گويي از موي مبارکش قطرات آب فرومي ريزد. حضرت مهدي (عليهالسلام) مي فرمايد: جلو بيا و با مردم نماز بخوان. حضرت عيسي (عليهالسلام) مي فرمايد: نماز براي تو اقامه شده است. آنگاه حضرت عيسي (عليهالسلام) پشت سر مردي از فرزندان من نماز مي خواند .
الصواعق المحرقة/ ص98 و عقد الدرر/ ص17

ادامه مطلب
رفاقت با امام زمان(عج)
مهمترین چیزی که در هر نداری و کمبودی ، آدم به آن احتیاج دارد ، همدم و رفیق هست. احادیث بهترین رفیق را همه ائمه اثنی عشر علیهم السلام دانسته اند ، اما مسلم است که برای دوران ما بهترین رفیق همان امام عصر و حجت خدا بر روی زمین است
وقتی خوب به زندگی خودم و اطرافیانم نگاه می کنم ، می بینم مهمترین چیزی که در هر نداری و کمبودی ، آدم به آن احتیاج دارد ، همدم و رفیق هست. کسی که علم و ثروت و قدرت و ... دارد اما همدم ندارد ، حس تنهایی بیچاره اش می کند ، اما کسی که در کنار همه نداشتن ها ، همدم خوبی داشته باشد ، می تواند حس خوشبختی کند.
به نظرم مسئله کمی فراتر از این هم هست . یعنی پدر و مادر و خانواده و دوست و معلم و ... بقیه کسانی که با آنها ارتباط نزدیک داریم ، در صورتی خوبِ خوب هستند که رفیق های خوب و همدم های لحظات تنهایی آدم باشند.
فکر نمی کنم هیچ احساسی به اندازه تنهایی ، بتواند انسان را به زانو در آورد و احساس بدبختی به او تزریق کند.
البته متاسفانه کمتر کسی در این دنیای بی معرفتی ها پیدا می شود که رفیق و همدم واقعی خودش را پیدا کرده باشد . رفیقی که هیچ لحظه ای از زندگی او را تنها نگذارد!
اما پس چطور می شود که در ما انسان ها احساس نیاز به رفیق و همدم واقعی وجود داشته باشد اما ما به ازای آن در عالم حقیقت وجود نداشته باشد!؟
با این سوال به سراغ قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام رفتم تا راهی برای رهایی از احساس تنهایی پیدا کنم .
جالب است که در قرآن کریم در سوره مبارکه نساء آیه شریفه 69 ، دقیقا با کلمه «رفیق» ، به مفهوم رفاقت اشاره شده است و برخی ترجم ها، این کلمه را به «همدم» ترجمه کرده اند.
?من یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُوْلَئكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهْم مِّنَ النَّبِیِّنَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشهُّدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُوْلَئكَ رَفِیقًا?
«هر کس از خدا و پیامبر اطاعت کند ، پس آنان [در قیامت] با کسانی همدم خواهند بود که خداوند بر آنان نعمت داده است ، مانند پیامبران ، صدیقان ، شهیدان و صالحان ، و اینان چه همدم های خوبی هستند .»
این آیه نشان می دهد که داشتن همدم و رفیق یک ویژگی فوق العاده است که به عنوان پاداش در بهشت به بندگان حقیقی داده خواهد شد . این آیه ، وجود رفیق خوب با ویژگی های منحصر به فرد ، در آخرت را می رساند ، اما همدم و تشنگی ما نسبت به رفاقت ، در دنیا چه می شود ؟
حدیثی از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و امام صادق علیه السلام (وارد شده که در تفسیر این آیه شریفه فرمودند : «مِنَ النَّبِیِّینَ» یعنی محمّد صلوات الله علیه ، «من الصِّدِّیقِینَ» یعنی علی بن أبی طالب علیه السلام ، «من الشُّهَداءِ» یعنی حضرت حمزة،«من الصَّالِحِینَ» یعنی حسن و حسین علیهما السلام و «حَسُنَ أُولئِكَ رَفِیقاً» یعنی القائم من آل محمد علیه السلام . (شواهد التنزیل ج 1 ص 154 و ص 198 ؛ تفسیر فرات كوفی ص 112 ؛ غایه المرام ص 728 ؛ البرهان ، ج2 ، ص 125 ؛ تفسیر قمی ، ج 1 ، ص 142)
هر چند احادیث دیگر، بهترین رفیق را همه ائمه اثنی عشر علیهم السلام دانسته اند ، اما مسلم است که برای دوران ما، آن بهترین رفیق ، همان امام عصر و حجت خدا بر روی زمین است .
امام عصر علیه السلام چه ویژگی هایی دارد که او را بهترین رفیق کرده است؟
از روایات این حاصل می شود که ائمه علیهم السلام همدم و رفیق واقعی ، پدری مهربان و برادری همزاد و مادری دلسوز و همچنین پناه بندگان هستند .
«الْإِمَامُ الْأَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْأَخُ الشَّقِیقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِیرِ وَ مَفْزَعُ الْعِبَاد» (کافی ، ج1 ، ص 200 ؛ تحف العقول ، ص 439)
این روایت ، یاد آور شعر فارسی است که «آنچه همه خوبان دارند تو یکجا داری .»
در واقع امام زمان(علیه السلام) طبیبی است که بی هیچ واسطه ، بدون وقت و هماهنگی قبلی ، هر کجا و هر وقت او را صدا بزنیم ، کریمانه نگاه مهربانش را به ما معطوف می دارد . ایشان از پدر مهربان تر ، از مادر دلسوزتر ، از برادر نزدیک تر و از هر دوست و آشنایی صمیمی تر است . با تمام ضعف ها و قوت هایمان باز هم دوستمان دارد . وقتی دشمنان او به یمن وجود او روزی می خورند و ادامه حیات می دهند ، هیهات که محبان و شیعیان خود را واگذارد. (آشتی با امام عصر علیه السلام ، دکتر علی هراتیان ، ص 98)
اما سوال و مشکل اساسی اینجاست که چگونه با امام غایب از نظر می توان ارتباط برقرار کرد تا او بهترین رفیق شود؟!
برای پاسخ به دو مطلب اشاره می کنم:
1- شأن امام شأن پدری است و ما خود را از فرزندان او می دانیم ، پس طبیعی است که همان گونه که با پدر جسمانی خویش با ادب و احترام به گفتگو می نشینیم می توانیم با امام نیز _ که پدر معنوی ماست دائما سخن بگوییم و نجوا کنیم و چه بسا حرف هایی را که با نزدیک ترین کسان خویش قابل طرح ندانیم به راحتی با آن راز دار مهربان در میان نهیم . هر کس می تواند این گفتگو و نجوا را با زبان و بیان خویش انجام دهد و در هر مشکلی به ولیّ خدا متوسل شود و با زنده نگه داشتن یاد و احساس حضور دائم او در قلب و جانش ، به وظیفه ارتباط و تمسک با امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) جامه عمل بپوشاند. (آشتی با امام عصر علیه السلام ، دکتر علی هراتیان ، ص 98)
2 - برای برقراری ارتباط با امام که ارتباطی معنوی است باید با ایشان هم سنخ شویم؛ سنخیت شرط انضمام دو چیز با یکدیگر است . برای ایجاد سنخیت باید در دو بُعد معرفت و عمل خود را به ایشان شبیه کنیم ؛ یعنی نفس خود را از رذایل اخلاقی عاری کرده و در آن صفات پسندیده جاری کنیم . به آنچه که سیره و شیوه اهل بیت علیهم السلام است عمل کنیم و از غیر آن دوری جوییم .
رسیدن به رفاقت با بهترین انسان عالَم و به دست آوردن بهترین همدم، ارزش این را دارد که سختی های راه را بر خود هموار کنیم و بشویم آنچه محبوب می خواهد. إن شاءالله
منبع : بخش مهدویت تبیان، لیلا علیخواه
ادامه مطلب
«احمد بن اسحاق مي گويد: از امام حسن عسکري عليهالسلام شنيدم که مي فرمود:«سپاس و ستايش خداوندي را که مرا از دنيا بيرون نبرد تا امام بعد از خودم را ديدم. شبيه ترين مردمان است به رسول اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) از نظر خِلقت و اخلاق. خداي تبارک و تعالي او را در زمان غيبتش حفظ مي کند، سپس او را ظاهر مي کند و زمين را پر از عدل و داد مي کند آن چنان که پر از جور و ستم شده باشد».
اعلام الوري/ ص291
ادامه مطلب
امام مهدی علیه السلام چه زمانی در قدس شریف اقامت می گزیند؟
درباره عملیات نظامی حضرت مهدی علیه السلام و گشودن شهرها و کشورها روایات بر دو گونه است؛ بعضی روایات سخن از گشودن شرق و غرب، جنوب و قبله و سرانجام همه جهان به میان آورده است و برخی روایات دیگر به گشودن سرزمین های معینی از جهان اشاره دارد.
جای شک و تردید نیست که حضرت مهدی (عج) همه جهان را تحت سیطره و حکومت خود درمی آورد؛ ولی این که چرا از بعضی شهرها نام برده شده است شاید به لحاظ اهمیتی باشد که آن شهرها در آن روزگار پیدا خواهند کرد.
این اهمیت برای این است که آنها از قدرت های آن روزگار به حساب می آیند و یا آن سرزمین ها، منطقه پهناوری هستند که بخش بزرگی از جمعیت را در خود جای داده اند و یا این که قبله آمال پیروان آن آیین تسلیم می شوند یا به سبب اهمیت نظامی و استراتژیکی آن است؛ به طوری که با سقوط آن، عملیات دشمن مختل شده و زمینه برای تهاجم نیروهای حضرت فراهم می گردد.
برگزیدن شهر مکه به عنوان نقطه ی آغاز قیام، سپس برگزیدن عراق و کوفه به عنوان مرکزیت سیاسی – نظامی حکومت و حرکت به سوی شام و گشودن بیت المقدس، شاید تاییدی بر این سخن باشد. زیرا امروزه اهمیت سیاسی، مذهبی و نظامی این سه سرزمین بر کسی پوشیده نیست.
دسته اول روایات درباره تسلط حضرت حجت(عج) بر سراسر جهان است که برخی عبارتند: حضرت رضا علیه السلام از پدرانش نقل می کند که پیامبر اکرم صل الله علیه وآله فرمودند: «وقتی مرا به معراج بردند ...عرض کردم: پروردگارا آیا اینان (امامان) پس از من جانشینان من خواهند بود؟ ندا آمد: ای محمد! آری اینان دوستان و برگزیدگان و حجت های من پس از تو بر بندگانم می باشند و جانشینان و بهترین بندگانم پس از تو خواهند بود به عزت و جلالم سوگند، دین و آیینم را به وسیله آنان به افراد بشر می رسانم و کلمه الله را به وسیله آنان برتری می بخشم و به وسیله آخرین آنان، زمین را از وجود سرکشان و گنهکاران پاک می کنم و فرمانروایی شرق و غرب را به او می دهم.»
امام باقر علیه السلام نیز در تفسیر آیه « الذین مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة » فرمودند: «این آیه مربوط به آل محمد صل الله علیه و آله و آخرین امامان است خداوند شرق و غرب زمین را در اختیار و نفوذ حضرت مهدی علیه السلام و یارانش قرار می دهد.» و از این روایات فراوان است.
دسته دیگری از روایات به گشودن شهرهای مخصوصی اشاره دارد که به چند روایت دراین زمینه بسنده می کنیم؛
امیرالمومنین امام علی علیه السلام درباره حرکت حضرت مهدی علیه السلام به سوی شام می فرمایند: «به دستور حضرت مهدی علیه السلام امکانات حمل و نقل لشکریان فراهم می شود؛ پس از این فرمان، چهارصد کشتی ساخته می شود و در کنار ساحل عکا پهلو می گیرند. از سویی، کشور روم با صد صلیب- که همراه هر صلیب ده هزار نفر نیرو است- بیرون می آیند و با (سلاح) خود طرسوس را می گشایند و ....»
امام باقر علیه السلام می فرمایند: «حضرت قائم علیه السلام سه پرچم را برای (عملیات) در سه نقطه آماده می سازد، پرچمی را به قسطنطنیه گسیل می دارد و خداوند آن جا را برای او می گشاید، پرچم دیگری برای چین می فرستد و آن جا نیز برای حضرت (عج) گشوده می گردد و پرچم سوم را برای کوه های دیلم می فرستند و آن جا به تصرف نیروهایش در آید.»
حضرت علی علیه السلام همچنین می فرمایند: «حضرت(عج) با هزار کشتی از شهر قاطع به سوی شهر قدس شریف رهسپار می شود و از عکا، صور، غزه و عسقلان وارد سرزمین فلسطین می شود، اموال و غنیمت ها را بیرون می آورد سپس وارد قدس شریف شده و در آن جا فرود می آید و همان جا اقامت می گزیند تا زمانی که دجال ظاهر شود.»
و نیز حذیفه می گوید: پیامبر صل الله علیه وآله فرمودند: «طاهر فرزند اسماء با بنی اسراییل جنگید و آنان را به اسارت گرفت و بیت المقدس را به آتش کشید و ... به طور حتم ، مهدی علیه السلام آنها را از آن شهر بیرون برده و به بیت المقدس باز می گرداند. »
منبع: پرسمان
ادامه مطلب
امام مهدی علیه السلام چه زمانی در قدس شریف اقامت می گزیند؟
درباره عملیات نظامی حضرت مهدی علیه السلام و گشودن شهرها و کشورها روایات بر دو گونه است؛ بعضی روایات سخن از گشودن شرق و غرب، جنوب و قبله و سرانجام همه جهان به میان آورده است و برخی روایات دیگر به گشودن سرزمین های معینی از جهان اشاره دارد.
جای شک و تردید نیست که حضرت مهدی (عج) همه جهان را تحت سیطره و حکومت خود درمی آورد؛ ولی این که چرا از بعضی شهرها نام برده شده است شاید به لحاظ اهمیتی باشد که آن شهرها در آن روزگار پیدا خواهند کرد.
این اهمیت برای این است که آنها از قدرت های آن روزگار به حساب می آیند و یا آن سرزمین ها، منطقه پهناوری هستند که بخش بزرگی از جمعیت را در خود جای داده اند و یا این که قبله آمال پیروان آن آیین تسلیم می شوند یا به سبب اهمیت نظامی و استراتژیکی آن است؛ به طوری که با سقوط آن، عملیات دشمن مختل شده و زمینه برای تهاجم نیروهای حضرت فراهم می گردد.
برگزیدن شهر مکه به عنوان نقطه ی آغاز قیام، سپس برگزیدن عراق و کوفه به عنوان مرکزیت سیاسی – نظامی حکومت و حرکت به سوی شام و گشودن بیت المقدس، شاید تاییدی بر این سخن باشد. زیرا امروزه اهمیت سیاسی، مذهبی و نظامی این سه سرزمین بر کسی پوشیده نیست.
دسته اول روایات درباره تسلط حضرت حجت(عج) بر سراسر جهان است که برخی عبارتند: حضرت رضا علیه السلام از پدرانش نقل می کند که پیامبر اکرم صل الله علیه وآله فرمودند: «وقتی مرا به معراج بردند ...عرض کردم: پروردگارا آیا اینان (امامان) پس از من جانشینان من خواهند بود؟ ندا آمد: ای محمد! آری اینان دوستان و برگزیدگان و حجت های من پس از تو بر بندگانم می باشند و جانشینان و بهترین بندگانم پس از تو خواهند بود به عزت و جلالم سوگند، دین و آیینم را به وسیله آنان به افراد بشر می رسانم و کلمه الله را به وسیله آنان برتری می بخشم و به وسیله آخرین آنان، زمین را از وجود سرکشان و گنهکاران پاک می کنم و فرمانروایی شرق و غرب را به او می دهم.»
امام باقر علیه السلام نیز در تفسیر آیه « الذین مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة » فرمودند: «این آیه مربوط به آل محمد صل الله علیه و آله و آخرین امامان است خداوند شرق و غرب زمین را در اختیار و نفوذ حضرت مهدی علیه السلام و یارانش قرار می دهد.» و از این روایات فراوان است.
دسته دیگری از روایات به گشودن شهرهای مخصوصی اشاره دارد که به چند روایت دراین زمینه بسنده می کنیم؛
امیرالمومنین امام علی علیه السلام درباره حرکت حضرت مهدی علیه السلام به سوی شام می فرمایند: «به دستور حضرت مهدی علیه السلام امکانات حمل و نقل لشکریان فراهم می شود؛ پس از این فرمان، چهارصد کشتی ساخته می شود و در کنار ساحل عکا پهلو می گیرند. از سویی، کشور روم با صد صلیب- که همراه هر صلیب ده هزار نفر نیرو است- بیرون می آیند و با (سلاح) خود طرسوس را می گشایند و ....»
امام باقر علیه السلام می فرمایند: «حضرت قائم علیه السلام سه پرچم را برای (عملیات) در سه نقطه آماده می سازد، پرچمی را به قسطنطنیه گسیل می دارد و خداوند آن جا را برای او می گشاید، پرچم دیگری برای چین می فرستد و آن جا نیز برای حضرت (عج) گشوده می گردد و پرچم سوم را برای کوه های دیلم می فرستند و آن جا به تصرف نیروهایش در آید.»
حضرت علی علیه السلام همچنین می فرمایند: «حضرت(عج) با هزار کشتی از شهر قاطع به سوی شهر قدس شریف رهسپار می شود و از عکا، صور، غزه و عسقلان وارد سرزمین فلسطین می شود، اموال و غنیمت ها را بیرون می آورد سپس وارد قدس شریف شده و در آن جا فرود می آید و همان جا اقامت می گزیند تا زمانی که دجال ظاهر شود.»
و نیز حذیفه می گوید: پیامبر صل الله علیه وآله فرمودند: «طاهر فرزند اسماء با بنی اسراییل جنگید و آنان را به اسارت گرفت و بیت المقدس را به آتش کشید و ... به طور حتم ، مهدی علیه السلام آنها را از آن شهر بیرون برده و به بیت المقدس باز می گرداند. »
منبع: پرسمان
ادامه مطلب
توصیه های بهجت العرفا برای ارتباط با حضرت بقیه الله(عج)
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی علیه السلام، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد. افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند.
به گزارش گروه مهدویت خبرگزاری شبستان، مرحوم آیت الله بهجت، عارف واصل در رابطه با امام مهدی علیه السلام راه ارتباط با آن حضرت (عج)، دعا و استغاثه فرج سخنان و فرمایشات قابل تاملی دارند که یک بخش آن پیش از این منتشر شد و اینک بخش دیگری از این سخنان به حضورتان تقدیم می شود:
1- مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی علیه السلام، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت (عج) تا ظهور او می باشد. [در محضر بهجت:2/101]
2- چه قدر حضرت [امام زمان علیه السلام] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است! [در محضر بهجت:2/366]
3- خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت (عج) غائب شیرین کند! شیرینی ها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت (عج)، از اَشدّ ضرورات است. [در محضر بهجت:2/18]
4- انتظار ظهور و فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه، با اذیّت دوستان آن حضرت (عج)، سازگار نیست! [در محضر بهجت:2/366]
5- افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت (عج) چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند! [در محضر بهجت:2/118]
6-هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فَرَج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت (عج) دور باشد، یا نزدیک! [در محضر بهجت:2/133]
7- قلب ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان علیه السلام آن جا هست! [در محضر بهجت:2/179]
8-امام اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت (عج) باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت (عج) باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود! [در محضر بهجت:2/188]
9- اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده ایم قطعاً حضرت امام زمان (عج) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است. [در محضر بهجت:2/250]
10- به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه. [در محضر بهجت:2/324]
ادامه مطلب
درس های رمضان برای منتظران/ظهور و حکومت عدل معجزه آسا رخ نمی دهد
خبرگزاری شبستان: حجت الاسلام براری صبر را از اوصاف یاران امام مهدی(عج)برشمرد و گفت: برخلاف تصورعموم مردم که می پندارند فرآیند ظهور و برپایی حکومت عدل جهانی یکسره معجزه آسا محقق می شود، واقعیت ماجرا اینگونه نیست.
حجت الاسلام محمد براری، کارشناس و پژوهشگر مرکز تخصصی مهدویت در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری شبستان درباره جایگاه و تاثیر ماه مبارک رمضان در تحقق اوصاف یاران امام مهدی علیه السلام تصریح کرد: ماه مبارک رمضان ماه پُر خیر و برکتی است که انسان وقتی به این ماه عزیز از هر جانب و منظری نگاه می کند، می تواند برای اهداف مد نظر خود جهات مناسبی بیابد.
وی افزود: یکی از مباحث رمضان در رابطه با مهدویت این است که وجود نازنین حضرت ولی الله اعظم علیه السلام برای تحقق عدل جهانی و حکومت الهی نیازمند یارانی اهستند که این افراد باید صفات منحصر بفردی داشته باشند تا بتوانند توفیق یاری حضرت (عج) را کسب کنند. یکی از این اوصاف یاران حضرت حجت (عج)، صفت «صبر» است.
کارشناس مهدوی با اشاره به تعابیر ائمه علیهم السلام درباره توصیف این ماه مبارک گفت: جالب است که در روایات و بیانات ائمه و اهل بیت علیهم السلام نیز از ماه رمضان به عنوان «ماه صبر» تعبیر شده است. ازجمله روایتی از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمودند: «رسول خدا صل الله علیه وآله در آخرین جمعه ماه شعبان در میان مردم مشغول سخن بودند و در تعبیر خود از ماه رمضان فرمودند «وهو شهر صبر؛ رمضان ماه صبر است».
حجت الاسلام براری در همین رابطه ادامه داد: وقتی در متون دینی مسئله صبر را بررسی می کنیم، سه جهت برای آن عنوان شده است؛ «صبر بر مصیبت»، «صبر بر معصیت» و «صبر بر طاعت». روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان نیز در مرحله اول صبر بر طاعت است. وقتی در این ماه روزه می گیریم - بخصوص در این سال های اخیر که فصل گرما و این سختی بیشتر مشهود است و احساس می شود- در واقع در مسیر عبادت و اطاعت الهی صبر می کنیم.
وی تصریح کرد: ثواب روزه داری در فصل گرما، در روایات و احادیث ما به ثواب جهاد تشبیه شده است. اما اگر با یک زاویه دید بالاتر به مسئله بنگریم می بینیم که «یار امام زمان شدن» نیز نیاز به صبر دارد؛ چرا که مسیری که حضرت مهدی (عج) برای ایجاد جامعه الهی می پیمایند مسیر سختی است.
کارشناس مرکز تخصصی مهدویت با اشاره به برخی باورهای نادرست در رابطه با فرآیند ظهور گفت: بر خلاف تصور عموم مردم که می پندارند فرآیند ظهور و برپایی حکومت عدل جهانی یکسره معجزه آسا محقق می شود اما واقعیت ماجرا اینگونه نیست.
وی در این باره تاکید کرد: شخصی به نام «بشر بن ابی اراک» که از اصحاب امام باقر علیه السلام است نقل می کند که من به محضر امام باقرعلیه السلام وارد شدم و بخشی از سخنان مرجئه (یک گروه انحرافی که معتقدند ایمان تنها اعتراف به زبان است و نیازی به عمل ندارد) را نقل کردم مبنی بر این که مرجئه می گویند وقتی «مهدی امت» عجل الله تعالی فرجه ظهور کند حتی به اندازه خونی که در حجامت از انسان گرفته می شود، خونی ریخته نمی شود یعنی کارها خیلی به راحتی سروسامان می گیرد. حضرت(ع) در پاسخ فرمودند: «هرگز اینگونه نیست! قسم به کسی که جانم در دست اوست شرایط به گونه ای پیش می رود که حتی مسح کنیم عرق وعلق(خون بسته شده) را. یعنی کار به قدری سخت است که باید عرق جبین و خون های بسته شده از صورت را با هم پاک کرد.»
حجت الاسلام براری در بخش دیگری از سخنان خود بیان کرد: کسی که می خواهد یار امام زمان (عج) باشد باید حداقل در «صبر بر طاعت» در مقام بالایی باشد. کسی که به تصمیمات یا تشخیص امام (عج) اعتراض می کند نمی تواند یار ایشان باشد. از سوی دیگر مرحله دوم صبر یعنی «صبر بر سختی ها» نیز در همین محور قرار می گیرد. انسان روزه دار، میل به خوردن و آشامیدن دارد اما در مقابل این میل شدید، ایستادگی می کند. نسبت به هوس های خود مقاومت نشان می دهد. یاران امام مهدی علیه السلام نیز باید اینگونه باشند یعنی بر میل ها و هواهای خود غلبه داشته باشند.
وی با اشاره به روایتی از امام باقر علیه السلام در همین رابطه تاکید کرد: حضرت باقرالعلوم علیه السلام وقتی از حضرت مهدی علیه السلام در محضر ایشان صحبت شد خطاب به حاضران فرمودند: «امروز وضعیت شما بسیار بهتر از آن روزگار است؛ چرا که وقتی او (حضرت بقیه الله (عج)) ظهور کند وقت خواب روی زین هاست.» به این معنی که حتی شرایط راحت و آرامی برای خواب طبیعی یاران وجود ندارد و همواره باید آماده باشند) در آن زمان شرایط و وضعیت به گونه ای برای یاران حضرت مهدی(عج) سخت و طاقت فرسا می شود که شاید فرصت خواب راحت نیز نداشته باشند.
حجت الاسلام براری در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین، وجود حضرت مهدی علیه السلام یارانی سختکوش نیاز دارد که علاوه بر صبر باید نسبت به تمام امور حساس باشند، یعنی به همه جوانب در همه امور و رخدادها توجه داشته و جزئی ترین نکات و مسائل را دقیق و کامل رصد کنند.
منبع: پرسمان
ادامه مطلب
هدف از انتظار ظهور امام مهدی چیست؟
در خصوص اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی جهانی دو هدف را میتوان بررسی کرد: اوّل هدف عملی که بر این باور مترتّب است؛ یعنی اگر به ظهور مهدی اعتقاد داشته باشیم، چه کار باید بکنیم. دسته دوم اهدافی است که به لحاظ نظری و گرایشی بر این اعتقاد مترتّب است که به این لحاظ میتواند پاسخی دیگر به چرایی بحث انتظار باشد؛ یعنی باید منتظر بود؛ زیرا انتظار واقعی این اهداف را در جان آدمی به ارمغان میآورد که اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
1. تحقّق خوف و رجای معقول در تمام تلاشهای اجتماعی.
1 ـ 1. رجای معقول (خوشبینی به آینده بشر)
درباره آینده بشر نظرات مختلف است. برخی میگویند شر و فساد و بدبختی، لازمه لاینفک حیات بشری است و لذا زندگی بیارزش است و عاقلانهترین کارها خاتمه دادن به حیات و زندگی است. برخی هم معتقدند: بشر در اثر پیشرفت حیرتآور تکنیک و ذخیره کردن انبارهای وحشتناک وسایل تخریبی، به مرحلهای رسیده که بیش از یک گام با گوری که با دست خود کنده فاصله ندارد؛ در حالی که در منظر ما، ریشه فسادها و تباهیها نقص روحی و معنوی انسان است. انسان هنوز دوره جوانی و ناپختگی را طی میکند و خشم و شهوت بر او و عقلش حاکم است. انسان بالفطره در راه تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش میرود. نه شر و فساد لازم لاینفک طبیعت بشر است و نه جبر تمدّن، فاجعه خودکشی دسته جمعی را پیش خواهد آورد؛ بلکه جریان مبارزه حقّ و باطل ادامه مییابد و جلو میرود تا آنجا که در نهایت منجر به حکومت عدل حضرت مهدی(عج) خواهد شد و چنین نیست که زحمات اصلاحگران به سرانجام نرسد.
انسان در حالت عادی وقتی فراوانی ظلم و فساد و غلبه ظاهری ظالمان را در جهان میبیند، گاه با خود میاندیشد که آیا میتوانیم در مقابل این موج عظیم کاری از پیش ببریم و وعده ظهور به ما میگوید که همه کارهای شما به سرانجام میرسد: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ (انبیا (21)
1 ـ 2. خوف معقول ( امید واهی نداشتن به تلاشهای خود):
وعده منجی جهان در عین حال به ما میگوید که به تلاشهای خودتان فی نفسه امید نامحدود نداشته باشید؛ یعنی از خودتان انتظار نداشته باشید که کلّ عالم را به تنهایی اصلاح کنید. اقدامات شما شرط لازم برای اصلاح جهانی است؛ امّا شرط کافی نیست؛ یعنی خلاصه جامعه بشری در سیر تکاملیاش از مهدی بینیاز نخواهد بود.
کسى از امام صادق علیه السلام پرسید چه مىگویید درباره کسى که داراى ولایت امامان است؛ و انتظار ظهور حکومت حق را مىکشد و در این حال از دنیا مىرود؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمود: او همانند کسى است که با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد- سپس کمى سکوت کرد- و فرمود مانند کسى است که با پیامبر اسلام (در مبارزاتش) همراه بوده است
2. توجّه به کیفیت به جای توجّه به کمیت:
در تلاشهای اجتماعی آنچه مهم است، تقویت فرهنگی و معنوی جبهه حق است که این اقدام کیفی است، نه کمّی؛ یعنی آنچه مقدّمه ظهور است این نیست که به لحاظ شناسنامهای تعداد مسلمانان یا شیعیان افزایش یابد؛ بلکه آنچه اولویت بیشتری دارد، این است که انسانها تشنه حقیقت و عدالت شوند؛ پس تعداد یاران اوّلیه و اصلی حضرت شاید کم باشد؛ امّا چنانکه گفتیم، به لحاظ کیفیت در زمره برترین انسانهایند که هر یک میتواند انقلابی در جانها ایجاد کند. به تعبیر یکی از بزرگان، یاران مهدی(عج) اشخاصی از سنخ امام خمینی(ره) یا بالاتر از او خواهند بود. در واقع اینکه خوبان هم باید به نهایت کار خود برسند، تاکید مهمّی است بر اینکه بیش از کمّیت به کیفیت باید اندیشید.
هدف انتظار در روایات
ما در بحث انتظار مستقیماً به سراغ متون اصلى اسلامى رفته و لحن گوناگون روایاتى را که روى مسأله «انتظار» تأکید مىکند مورد بررسى قرار مىدهیم تا از هدف اصلى آگاه شویم. اکنون با دقّت به این چند روایات توجّه کنید!
کسى از امام صادق علیه السلام پرسید چه مىگویید درباره کسى که داراى ولایت امامان است؛ و انتظار ظهور حکومت حق را مىکشد و در این حال از دنیا مىرود؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمود:
هو بمنزلة من کان مع القائم فى فسطاطه- ثمّ سکت هنیئه- ثمّ قال هو کمن کان مع رسول اللّه صلى الله علیه و آله و سلم؛ او همانند کسى است که با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد- سپس کمى سکوت کرد- و فرمود مانند کسى است که با پیامبر اسلام (در مبارزاتش) همراه بوده است.
انتظار
این مضمون در روایات زیادى با تعبیرات مختلفى نقل شده است:
در بعضى «بمنزلة الضّارب بسیفه فى سبیل اللّه؛ همانند شمشیر زنى در راه خدا».
و در بعضى دیگر «کمن قارع مع رسول اللّه بسیفه؛ همانند کسى است که در خدمت پیامبر با شمشیر بر مغز دشمن بکوبد.»
در بعضى دیگر «بمنزلة من کان قاعداً تحت لواء القائم؛ همانند کسى است که زیر پرچم قائم بوده باشد.»
و در بعضى دیگر «بمنزلة المجاهد بین یدى رسول اللّه؛ همانند کسى است که پیش روى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم جهاد کند.»
و در بعضى دیگر «بمنزلة من استشهد مع رسول اللّه صلى الله علیه و آله و سلم؛ همانند کسى است که با پیامبر شهید شود.»
این تشبیهات که در مورد انتظار ظهور حضرت مهدى (عج) در این روایات وارد شده بسیار پر معنى و روشنگر این واقعیّت است که یک نوع رابطه و تشابه در میان مسأله «انتظار» و «جهاد» و مبارزه با دشمن، در آخرین شکل خود، وجود دارد. (دقّت کنید!)
در روایات متعدّدى نیز انتظار چنین حکومتى را داشتن، به عنوان بالاترین عبادت معرفى شده است. این مضمون در بعضى از احادیث، از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و در بعضى از حضرت على علیه السلام نقل شده است؛ از جمله در حدیثى مىخوانیم که پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:
«افضل اعمال امّتى انتظار الفرج من اللّه عزّوجلّ؛ بالاترین اعمال امّت من انتظار فرج از ناحیه خدا کشیدن است.»
وعده منجی جهان در عین حال به ما میگوید که به تلاشهای خودتان فی نفسه امید نامحدود نداشته باشید؛ یعنی از خودتان انتظار نداشته باشید که کلّ عالم را به تنهایی اصلاح کنید. اقدامات شما شرط لازم برای اصلاح جهانی است؛ امّا شرط کافی نیست؛ یعنی خلاصه جامعه بشری در سیر تکاملیاش از مهدی بینیاز نخواهد بود
و در حدیث دیگرى از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم مىخوانیم:
«افضل العبادة انتظار الفرج»
این حدیث اعم از این که انتظار فرج را به معنى وسیع کلمه بدانیم، و یا به مفهوم خاص یعنى انتظار ظهور مصلح جهانى باشد، اهمّیّت انتظار را در مورد بحث ما روشن مىسازد. این تعبیرات همگى حاکى از این است که انتظار چنان انقلابى همیشه توأم با یک جهاد وسیع دامنهدار است.
و اگر اعتقاد و انتظار حکومت جهانى مهدى به صورت ریشهدار حلول کند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد (زیرا اعتقادات سطحى ممکن است اثر آن از گفتار و سخن تجاوز نکند امّا اعتقادات عمیق همیشه آثار عملى گستردهاى به دنبال خواهد داشت)؛ این دو رشته اعمال عبارتند از:
ترک هرگونه همکارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد، و حتّى مبارزه و درگیرى با آنها از یک سو؛ و خودسازى و خودیارى و جلب
آمادگیهاى جسمى و روحى و مادّى و معنوى براى شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانى و مردمى، از سوى دیگر.
و خوب که دقّت کنیم مىبینیم هر دو قسمت آن کاملًا سازنده و عامل تحرّک و آگاهى و بیدارى است.
با توجّه به مفهوم اصلى «انتظار»، معنى روایات متعدّدى که درباره پاداش و نتیجه کار منتظران نقل شده بخوبى درک مىشود.
اکنون مىفهمیم چرا منتظران واقعى گاهى همانند کسانى شمرده شدهاند که در خیمه حضرت مهدى علیه السلام یا زیر پرچم او است، یا کسى که در راه خدا شمشیر مىزند یا به خون آغشته شده یا شهید گشته است.
منبع: پرسمان
ادامه مطلب