بقية الله خیر لکم ان کنتم مومنین
خیر لکم ان کنتم مومنین
نويسنده

* چرا اطاعت از فرامين خدا سخت است؟ 
 
انسان گرفتار غرايز بوده و نفس امّاره بر او حاكم است؛ شيطان هم قسم خورده نگذارد انسان ‌ها صراط مستقيم را بپيمايند. «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم‏» (1) من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آنها كمين مى كنم. كاري مي ‌كنم مردم گوش به فرمان خدا ندهند.
 
چون خدا ديد مردم گرفتار چنين دشمني هستند، تعداد زيادي آيات به عنوان تهديد از مخالفت فرمان خدا يا تشويق بر اطاعت فرمان خدا نازل كرد. تا انسان وادار به كار خوب و ترك كار بد شود. آياتي كه عذاب‌ هاي اخروي و نعمت ‌هاي بهشتي را بيان مي ‌كند، از اين دسته آيات ‌اند كه به انسان كمك مي ‌كند در دو راهي اطاعت خدا و نافرماني او جانب تقوي را ترجيح دهد. كم آيه ‌اي پيدا مي‌ كنيد كه در آن امر به تقوي وارد نشده باشد.
 
اميرالمؤمنين عليه ‌السلام مي ‌فرمايد: خدا در اولين شريعتي كه نازل كرد به مردم دستور داد تقوي را رعايت كنيم. قرآن كريم نيز همين مضمون آمده است: «وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ» (2)
 
و ما به كسانى كه پيش از شما، كتاب آسمانى به آنها داده شده بود، سفارش كرديم، (همچنين) به شما(نيز) سفارش مى ‏كنيم كه از(نافرمانى) خدا بپرهيزيد.
 
منافع مادي و معنوي تقوي در قرآن بيان شده است: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» (3) و اگر اهل شهرها و آبادي ها، ايمان مى ‏آوردند و تقوا پيشه مى ‏كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مى‏ گشوديم.
 
اگر مردم مؤمن و متقی بودند، خدا به اندازه نياز باران مي ‌فرستاد و زمين سبز مي ‌شد و أرزاق عمومي انسان ‌ها به وفور يافت مي ‌شد.
 
امام صادق عليه ‌السلام فرمود: هر سال به يك ‌اندازه باران مي ‌بارد، منتهي وقتي اهل منطقه ‌اي گناه مي‌ كنند، خداوند سهم باران آن ‌ها را به بيابان‌ ها و درياها مي ‌فرستد.
 
قرآن تقوي را در جنگ هم مؤثر معرفي كرده است: « وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً» (4)
 
(امّا) اگر (در برابرشان) استقامت و پرهيزگارى پيشه كنيد، نقشه‏ هاى (خائنانه) آنان، به شما زيانى نمى ‏رساند.
 
يكي از آثار تقواي مستمر اين است كه در تنگناهاي دنيا برايش گشايش فراهم مي‌ شود. «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» (5) هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى ‏كند، * و او را از جايى كه گمان ندارد روزى مى ‏دهد.
 
تقوي سبب مي‌ شود انسان راهي را برود كه از اول بايد همان راه را می رفت، اما انسان بي ‌تقوي ممكن است چهل راه طي كند و موفق هم نشود. موضوع كتاب آسماني ما هدايت انسان ‌ها به صراط مستقيم و اطاعت فرامين خداست كه از طريق انجام واجبات و ترك محرمات تحقق مي ‌يابد.

--------------------------------------------------------------

پی نوشت ها:

(1)- اعراف، 16.
 
(2)- نساء، 131.
 
(3)- اعراف، 96.
 
(4)- آل عمران، 120.
 
(5)- طلاق، 3-2

منبع: راسخون


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 3 شهریور 1395  ] [ 6:02 PM ] [ آقای علیزاده ]
نظرات 0

1 مرحوم قطب الدّين راوندى روايت كرده است : 
 روزى از امام جعفر صادق عليه السلام سؤ ال كردند: روزگار خود را چگونه سپرى مى فرمائى ؟ 
 حضرد در جواب فرمود: عمر خويش را بر چهار پايه و ركن اساسى سپرى مى نمايم : 
 مى دانم آنچه كه روزى براى من مقدّر شده است ، به من خواهد رسيد و نصيب ديگرى نمى گردد. 
 مى دانم داراى وظائف و مسئوليّت هائى هستم ، كه غير از خودم كسى توان انجام آن ها را ندارد. 
 مى دانم مرا مرگ در مى يابد و ناگهان بدون خبر قبلى مرا مى ربايد؛ پس بايد هر لحظه آماده مرگ باشم . 
 و مى دانم خداى متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و بايد مواظب اعمال و حركات خود باشم .(1) 
 2 در روايات متعدّدى وارد شده است : 
 هرگاه كه امام جعفر صادق عليه السلام در باغستان و مزرعه ، بيل در دست داشته و مشغول كشاورزى و كارگرى مى بود؛ و اصحاب و دوستان ، حضرت را با آن حالت مشاهده مى كردند، عرضه مى داشتند: ياابن رسول اللّه ! چرا در اين موقعيت خود را به زحمت انداخته ايد؟! 
 اجازه فرمائيد تا ما كمك كنيم و شما استراحت نمائيد؟ 
 حضرت در جواب مى فرمود: مرا به حال خود وا گذاريد، من علاقه مندم كه خداوند مرا در حالتى مشاهده نمايد كه با دست خود زحمت مى كشم و كار مى كنم و جسم خود را براى بدست آوردن روزى حلال به زحمت و مشقّت انداخته ام .(2) 
 3 بعضى از بزرگان همانند مرحوم إ ربلى حكايت كرده اند: 
 روزى مگسى بر صورت منصور دوانيقى نشست و منصور با دست خود آن را دور ساخت ، مگس بار ديگر برگشت و بر همان جاى اوّل نشست و باز منصور آن را دور كرد. 
 و اين كار چند مرتبه تكرار شد تا آن كه منصور به خشم آمد، در همان حال ، امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد. 
 منصور گفت : ياابن رسول اللّه ! خداوند متعال براى چه مگس را آفريده است ؟ 
 حضرت در پاسخ فرمود: براى آن كه به وسيله آن ، جبّاران را ذليل و متواضع گرداند.(3) 
 4 مرحوم نراقى در كتاب ارزشمند خود آورده است : 
 شخصى نزد امام جعفر صادق عليه السلام حضور يافت ؛ و عرضه داشت : ياابن رسول اللّه ! پدرم پير و ضعيف گشته است به طورى كه همانند بچّه كوچك بايد در خدمت او باشم ؛ و نيز او را براى قضاء حاجت بغل مى كنم . 
 حضرت فرمود: چنانچه توان داشته باشى بايد اين كار را ادامه دهى ؛ و نيز بايد با كمال ملاطفت و مهربانى برايش لقمه بگيرى و دهانش بگذارى . 
 و انجام اين امور فرداى قيامت ، راه ورود به بهشت را برايت آسان مى گرداند.(4) 
 5 صفوان جمّال حكاين كند: 
 روزى در خدمت آن حضرت بودم ، كه فرمود: اى صفوان ! آيا تعداد سفيران و پيامبرانى را كه خداوند متعال براى هدايت بندگان ؛ مبعوث گردانيده است ، مى دانى ؟ 
 عرض كردم : خير، نمى دانم . 
 امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند يك صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بر انگيخت و به همان تعداد نيز وصىّ و جانشين منصوب و معرّفى كرده ، كه تمامى آن ها اهل صدق حديث و اداى امانت و زاهد در امور دنيا بوده اند. 
 سپس حضرت در ادامه فرمايش خود افزود: خداوند متعال پيغمبرى بهتر و با فضيلت تر از حضرت محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله نفرستاد. 
 و نيز جانشينى بهتر و با فضيلت تر از جانشين آن بزرگوار يعنى ؛ حضرت اميرالمؤ منين امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام معرّفى نكرده است .(5) 
 
 
 1-مستدرك الوسائل : ج 12، ص 172، ح 15. 


ادامه مطلب

 
[ دوشنبه 25 مرداد 1395  ] [ 9:00 AM ] [ آقای علیزاده ]
نظرات 0


ادامه مطلب

 
[ جمعه 18 تیر 1395  ] [ 5:11 PM ] [ آقای علیزاده ]
نظرات 0

خوشا آن كه خود را خوار انگاشت، و كسبي پاكيزه داشت، و نهادش را از بدي بپرداخت، و خوي خود را نيكو ساخت و زيادت مالش را بخشيد و زبان را از فزون گويي دركشيد، و شرّ خود را به مردم نرساند و سنّت او را كافي بود، و خود را به بدعت منسوب نگرداند.
نهج البلاغه،  حکمت 123


ادامه مطلب

 
[ شنبه 12 تیر 1395  ] [ 12:58 AM ] [ آقای علیزاده ]
نظرات 1

حضرت امام رضا علیه السلام که گرمای محبتش را ما ایرانی ها خوب چشیده ایم ، می فرمایند :         (( امام ،همدم ، رفیق ، پدر مهربان ، برادر تنی ، مادر دلسوز به کودک است )).1

همچنین فرموده اند : (( امام از پدر و مادر به شما مهربان تر است )) .2

شاید اگر این محبت را بیشتر درک کنیم ، معنای این جملات حضرت ولی عصر ( عجل الله تعالی فرج الشریف) رابهتر بفهمیم ، وقتی در تشرف علی ابن ابراهیم بن مهزیار – که پس از بیست سال اشتیاق خدمت حضرت رسیده  است – اینچنین سخن را شروع        می کنند : یا اباالحسن ! قد کنّانتوقّعک لیلاَ   و نهارا . فما الّذی ابطأ بک علینا ؟؛     ای ابالحسن ! شب و روز در انتظار دیدار تو بودیم . چه شد که تاخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟  وقتی پسر مهزیار تعجب می کند و عرض می کند : (( ای مولای من کسی را نيافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند)) ، امام با تعجب می فرمایند : (( کسی را نیافتی که راهنماییت کند ؟! )) سپس – طوری که پسر مهزیار از این شرمندگی خجالت نکشد – سرشان را پایین گرفتند و با انگشت مبارک روی زمین کشیدند و فرمودند :

(( نه ، شما به مال اندوزی روی آوردید و دربرابر مستضعفان فخر فروشی کرده ، با آنان با بی اعتنایی رفتار کردید . پس دیگر چه عذری دارید ؟! ))3

 

1-      کافی، ج1،ص 200 .

2-      من لا یحضر الفقه ، ج4،ص418 .

3-      بحار الانوار ، ج 53 ، ص104، ح 131 .

منبع: دارالارشاد


ادامه مطلب

 
[ جمعه 4 تیر 1395  ] [ 4:14 PM ] [ آقای علیزاده ]
نظرات 0


ادامه مطلب

 
[ شنبه 22 خرداد 1395  ] [ 12:14 AM ] [ آقای علیزاده ]
نظرات 0

 

«ماه رجب»، ماه اميرمؤمنان و «ماه شعبان» منسوب به پيامبر اكرم (ص) است و «ماه رمضان» ماه خدا است كه مخصوص امت پيامبر مى باشد؛ اين مسائل را توضيح دهيد.

Rajab-Shaban-Ramazan.jpgبراساس روايات «ماه رجب»، ماه تقويت ارتباط با خداوند است و در «ماه شعبان» صلوات بر محمد و آل محمد و التزام به سنت پيامبر (ص) بسيار سفارش شده است. در «ماه رمضان»، قابليت ضيافت الهى و بخشش امت در هر شبانه روز مطرح است كه نقطه اوج آن، شب قدر و شب عيد فطر است.
پيامبر خدا (ص) فرمود: «رجب ماه خدا، شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است»[1].
روايات در اين زمينه مختلف است؛ بعضى، ماه رجب و ماه رمضان، ماه خدا معرفى شده است. البته در حقيقت تمامى اين ماه ها، متعلق به خداوند است؛ لكن بعضى از ماه ها، ويژگى خاصى دارند. در برخى ديگر، ماه رجب به امام على (ع) نسبت داده شده و اين ممكن است به جهت تولد آن حضرت در اين ماه باشد و يا اشاره به مقام ولايت باشد. ارتباط صحيح و حقيقى با خداوند، جز از طريق ولايت ممكن نيست؛ زيرا «ولايت» انسان را به «نبوت» متصل مى گرداند و «نبوت» نيز ما را به «توحيد» مرتبط مى كند. اين حقيقت در «شب قدر» براى اولياى الهى كشف مى شود؛ به طورى كه ملائكه و روح، مقدّرات عالم را بر قلب مبارك امام زمان (عج) نازل مى كنند. در حديثى آمده است: «با سوره قدر بر ولايت ما ائمه استدلال كنيد»[2].
بنابراين چون اين امت با اقتدا به رسول خدا (ص) و حضرت على (ع)، مى توانند به بالاترين مقامات توحيدى و معنوى نايل شوند و اين معنا در ماه رمضان امكان پذيرتر است؛ لذا ماه رمضان به ماه خدا ناميده شده است و به جهت شرافت اين ماه براى امت و آمرزش گناهان و پاك شدن بندگان، به ماه امت نيز نسبت داده شده است[3].
منابع
[1]. شيخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، تحقيق ميرزا غلامرضا عرفانيان، چاپ نجف، ص 24، ح 12.
[2]. الكافى، ج 1، ص 249.
[3]. وسائل‏الشيعة، ج 10، انتشارات آل البيت، ص 475، ح 9 و ص 480، ح 16.


ادامه مطلب

 
[ پنج شنبه 20 خرداد 1395  ] [ 12:40 AM ] [ آقای علیزاده ]
نظرات 0

رابطه قرآن و ماه رمضان چگونه است و چرا اين ماه «بهار قرآن» ناميده شده است؟

Ramazan_BaharQoran.jpgبا استفاده از آيات و روايات، به روشنى ثابت مى شود: روزه اگر چه عبادت مهمى است و داراى ثواب بسيار است؛ اما مقدمه اى براى رسيدن به مرحله تقوا است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [ بودند] مقرر شده بود، باشد كه پرهيزگارى كنيد».
هدايت كامل متقين، وابسته به بهره مندى از قرآن است: «الم ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» ؛ «الم اين كتابى است كه در [حقانيت] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است».
از اين رو فضيلت مهم ماه رمضان، به نزول قرآن در اين ماه است: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنّاسِ» ؛ ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است كه مردم را راهبر است».
از اين رو رابطه خاصى بين قرآن و ماه رمضان وجود دارد. همان طور كه در فصل بهار، عالم طبيعت و انسان شادابى خاص و حيات مجددى پيدا مى كند، قرآن نيز بهار دل ها است كه با خواندن و يادگيرى و فهميدن معارف آن، دل ها همواره زندگى ويژه اى مى يابد. امام على عليه السلام مى فرمايد: «تعلّموا كتاب الله تبارك و تعالى، فانه احسن الحديث و ابلغ الموعظة، و تفقهوا فيه فانه ربيع القلوب»؛ «كتاب خداوند ـ تبارك و تعالى ـ را ياد بگيريد؛ زيرا آن زيباترين گفتار و رساترين موعظه ها است و فهم در قرآن پيدا كنيد؛ زيرا آن بهار دل ها است». بنابراين رابطه قرآن با ماه رمضان، خيلى عميق است و انسان با خواندن و يادگيرى قرآن و تدبير و تعميق در آن، در اين ماه مى تواند به حيات طيبه رسيده و شب قدر را ـ كه با حقيقت قرآن متّحد است ـ درك كند و بنابر فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله (در خطبه جمعه آخر ماه شعبان)، خواندن يك آيه از قرآن در ماه رمضان، معادل با ثواب يك ختم قرآن، در ماه هاى ديگر است.

منبع: پرسمان، وبلاگ آمادگی برای خدمت به مهدی


ادامه مطلب

 
[ سه شنبه 18 خرداد 1395  ] [ 9:23 PM ] [ آقای علیزاده ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


سلام خوش آمدید