سؤال: مروان برای بزرگنمایی ابو هریره دست به چه کارهایی زد؟
جواب: مروان و فرزندان او برای این که طرق احادیث ابوهریره را افزونی بخشند به هر تلاشی دست زدند و از هیچ کوششی دریغ نورزیدند تا جایی که صاحبان صحاح ششگانه و سنن و مسانید جملگی از او روایت کرده اند. آنان برای این که این مرد را برترین حافظ و ناقل حدیث رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ جلوه دهند و در نقل احادیث، او را مردی پرهیزگار و بلکه پرهیزگارترین اصحاب معرفی کنند، دست به کارهایی زدند که تا امروز اثر خود را در مردم نهاده است، از جملة آن کارها می توان به دو حیلة زیر اشاره کرد:
سؤال: مروان برای بزرگنمایی ابو هریره دست به چه کارهایی زد؟
جواب: مروان و فرزندان او برای این که طرق احادیث ابوهریره را افزونی بخشند به هر تلاشی دست زدند و از هیچ کوششی دریغ نورزیدند تا جایی که صاحبان صحاح ششگانه و سنن و مسانید جملگی از او روایت کرده اند. آنان برای این که این مرد را برترین حافظ و ناقل حدیث رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ جلوه دهند و در نقل احادیث، او را مردی پرهیزگار و بلکه پرهیزگارترین اصحاب معرفی کنند، دست به کارهایی زدند که تا امروز اثر خود را در مردم نهاده است، از جملة آن کارها می توان به دو حیلة زیر اشاره کرد:
1 ـ مروان می پنداشت کاتب خود را در جایی نشانده است که کسی از او آگاه نیست؛ از این رو روزی ابوهریره را فرا خواند و از او پرسشهای زیادی نمود، از همه چیز سؤال کرد و ابوهریره هم در مقابل برای او پیوسته از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ حدیث گفت. در این حین کاتب مروان یعنی زعیزعه[1] تمام سخنانش را مخفیانه و بدون این که کسی آگاه شود می نوشت. پس از یک سال که در این مدت ظاهراً کار را در اهمال گذاشته بود، برای بار دیگر همة آن پرسشها را تکرار می کرد و ابوهریره هم طبق نقشة قبلی بدون سخنی کم یا بیش از جوابهای سال پیش به پرسشهایش پاسخ می داد. آنگاه مروان با یاری کاتبش این سخن گمراه کننده و اکذوبة بی اساس را در میان فرومایگان شامی در همه جا می پراکند و این داستان به هر جایی راه می یافت. حاکم در مستدرکش این حقیقت را ذکر کرده و به آن اعتراف نموده است.[2]
2 ـ وقتی که مروان با هر وسیله ممکن می خواست از به خاکسپاری حضرت امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ در کنار جدّش رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ جلوگیری کند و بر بنی هاشم سخت گیرد و به ابوهریره از سر خدعه و نیرنگ فرمان داد که در انظا عمومی با او به مخاصمه برخیزد و سخنان درشت بگوید تا برای مردم جایگاه او روشن شود و بدانند که از صدیقین است و برای دفاع از خدا و رسولش در مقابل هر قدرت عظیمی می ایستد و هیچ چیز او را از یاری دین خدا باز نمی دارد. وقتی ابوهریره به چنین معارضه ای برخاست مروان غضبی دروغین از خود نشان داد. ابوهریره هم با بیان منزلتش نزد رسول خدا (ص)[3] به مروان اعتراض کرد و با سخنان و تعریف و تمجیدهایی که از خود کرد چنین وانمود کرد که در نزد رسول خدا از چنان منزلتی برخوردار بوده است که اصحاب خاص و خاندان آن حضرت به او نمی رسند و در حفظ و نقل حدیث نیز بر سابقانی چون عمر و عثمان و علی و طلحه و زبیر و همانندشان پیشی دارد. و گستاخانه به ذکر خصایصی پرداخت که او را در برترین منازل مقربان می نشانید. مخاصمة ساختگی میان آن دو با گردن نهادن مروان و فروتنی او در برابر مرتبه و تسلط ابوهریره بر احکام اسلام به پایان رسید و مروان برای برتر جلوه دادن ابوهریره و ترویج سخنانش که او و معاویه و فرزندانشان با همان سخنان به جنگ حسن و حسین ـ علیهما السلام ـ و پدر و فرزندانشان رفتند چنین در حضور مردم، در مقابل این مرد خود را ذلیل ساخت و او را برتر جلوه داد. ]فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله لیشتروا به ثمناً قلیلاً فویل لهم مما کتبت ایدیهم و ویل لهم ممّا یکسبون[.[4]
منابع
[1]. کنیة او «ابوزعیره» است.
[2]. المستدرک، ج 3، ص 510.
[3]. ابن سعید از طریق ولید بن رباح و ابن حجر در الأصابه قسمت شرح حال ابوهریره، آن را نقل کرده اند.
[4] . سید شرف الدین العاملی، ابوهریره و احادیث ساختگی، ص55.
