باب چهارم : احسان در معامله
خداى تعالى هم به عدالت امر فرموده است و هم به احسان ، در حالى كه عدالت تنها وسيله نجات و در تجارت به منزله درستى سرمايه است . اما احسان باعث رستگارى و رسيدن به سعادت است و نسبت به تجارت به منزله سود است ، و كسى كه در معاملات دنيا به سرمايه قناعت كند، از عقلا شمرده نمى شود؛ همين طور در معاملات اخروى . از اين رو براى شخص ديندار سزاوار نيست كه بر عدالت و اجتناب از ظلم و جور بسنده كند و راه هاى احسان را ترك گويد، در حالى كه خداى تعالى فرموده است : (( و احسن كما احسن اللّه اليك . )) (58)و نيز فرموده است : (( ان اللّه ياءمر بالعدل و الاحسان )) (59). و باز مى فرمايد: (( ان رحمة اللّه قريب من المحسنين ((ع (60). مقصود ما از احسان ، انجام دادن عملى است كه باعث منفعت طرف معامله باشد در حالى كه آن كار واجب نبوده ، بلكه از راه لطف انجام شده است ، زيرا كه واجب در باب عدالت و ترك ظلم وارد است كه ما گفتيم ، و شخص با يكى از شش كار ذيل به مقام احسان مى رسد: