:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>104016

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    گزارش مقايسه‌اي از اثر تعطيلات بر بازدهي نيروي كار در 20 كشور توسعه يافته
    موضوع

    خبرگزاري فارس: نتايج يك گزارش كه به بررسي رابطه ميزان تعطيلي‌هاي سالانه برخي كشورها با ميزان بازدهي كاري در اين كشورها پرداخته نشان مي‌دهد كه هر چه ميزان اين تعطيلات متعادل و متناسب‌تر باشد، ميزان بازدهي كاري در كشور نيز افزايش مي‌يابد.

    به گزارش باشگاه خبري فارس «توانا» به نقل از نشريه بيزينس ويك، ميزان تعطيلات در كشورهاي اروپايي تقريبا 10 روز بيشتر از همتايان خود در قاره آمريكا است.
    در اين تحقيق كه توسط موسسه مركر اروپا انجام گرفته است تعداد روزهاي تعطيل در كشورهاي اروپايي به طور ميانگين 34.4 روز اعلام شده است كه در مقايسه با 25 روز در ايالات متحده بالاتر است.
    كاركنان در ليتواني با 41 روز تعطيلي بالاترين تعداد روز تعطيل را دارند و فرانسه و فنلاند در رتبه دوم با 40 روز تعطيلي هستند.
    با وجود اينكه تعداد روزهاي تعطيل در آمريكا زياد نيست ولي مي‌توان در آمارها مشاهده كرد كه بهره‌وري كاري در بسياري از كشورهاي ديگر نسبت به ساعت كاري اين كشورها كمتر است.
    بررسي آمار كشورهايي از جمله بلژيك، هلند و لوكزامبورگ در توليد ناخالص داخلي نشان مي‌دهد كه بازدهي كاري اين كشورها نسبت به آمريكا فراتر رفته است. با اينكه اين كشورها با 28 و 30 روز تعداد روز تعطيلي بيشتري نسبت به آمريكا دارند و طبق محاسبات تقريبا 2 درصد بازدهي بالاتري دارند.
    در واقع مي‌توان اين نتيجه را از اين مطالعات برداشت كرد كه تعداد روزهاي تعطيل متعادل و مناسب مي‌تواند به مراتب به بهره وري بالاي كشورها كمك كند و آمريكا با اينكه در تكنولوژي و حجم توليدات در رتبه نخست قرار دارد باز هم با بيكاري 9.4 درصدي و عدم نشاط در بين مردم خود مواجه است.

    ترتيب كشورها بر اساس تعداد روزهاي تعطيل در سال به شرح ذيل است:

    1- فنلاند
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:40
    ميانگين ساعت كار در هفته:38.6
    نرخ بيكاري:8.1 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا (آمريكا=100): 78.9
    رتبه در رقابت جهاني: 6

    2- فرانسه
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:40
    ميانگين ساعت كاردر هفته:37.3
    نرخ بيكاري:9.3درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):98.2
    رتبه در رقابت جهاني:16

    3-اتريش
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:38
    ميانگين ساعت كاردر هفته:35.7
    نرخ بيكاري:4.3 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):85
    رتبه در رقابت جهاني:14

    4- انگليس
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:36
    ميانگين ساعت كاردر هفته:37.5
    نرخ بيكاري:7.8 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):83.1
    رتبه در رقابت جهاني:12

    5 - سوئد
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:36
    ميانگين ساعت كاردر هفته:37.5
    نرخ بيكاري:8.9 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):79.7
    رتبه در رقابت جهاني:4

    6 -ژاپن
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:35
    ميانگين ساعت كاردر هفته:نامشخص
    نرخ بيكاري:7.4 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):70.2
    رتبه در رقابت جهاني:9

    7- دانمارك
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:34
    ميانگين ساعت كاري در هفته:36.2
    نرخ بيكاري:5.7درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):79.1
    رتبه در رقابت جهاني:3

    8- استراليا
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:31
    ميانگين ساعت كاري در هفته:36.4
    نرخ بيكاري:5.7 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):82.4
    رتبه در رقابت جهاني:18

    9-سوئيس
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:31
    ميانگين ساعت كاري در هفته:37.8
    نرخ بيكاري:3.9 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):78.8
    رتبه در رقابت جهاني:2

    10- بلژيك
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:30
    ميانگين ساعت كاري در هفته:36
    نرخ بيكاري:8.2 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):101.8
    رتبه در رقابت جهاني:19

    11- آلمان
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:30
    ميانگين ساعت كاري در هفته:36.1
    نرخ بيكاري:7.7 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):92.8
    رتبه در رقابت جهاني:7

    12-كره جنوبي
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:30
    ميانگين ساعت كاري در هفته: نامشخص
    نرخ بيكاري:3.7 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):46.4
    رتبه در رقابت جهاني:13

    13- هلند
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:28
    ميانگين ساعت كاري در هفته:31.6
    نرخ بيكاري:3.2 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):101.7
    رتبه در رقابت جهاني:8

    14- ايسلند
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:27
    ميانگين ساعت كاري در هفته:43.9
    نرخ بيكاري:9.1 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):67.3
    رتبه در رقابت جهاني:20

    15- سنگاپور
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:26
    ميانگين ساعت كاري در هفته:46.3
    نرخ بيكاري:3.3 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):نامشخص
    رتبه در رقابت جهاني:5

    16- هنگ كنگ
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل26
    ميانگين ساعت كاري در هفته:48.8
    نرخ بيكاري:5.4 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):نامشخص
    رتبه در رقابت جهاني:11

    17- آمريكا
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:26
    ميانگين ساعت كاري در هفته:41.3
    نرخ بيكاري:9.4 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):100
    رتبه در رقابت جهاني:1

    18- تايوان
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:25
    ميانگين ساعت كاري در هفته:نامشخص
    نرخ بيكاري:5.9 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):؟
    رتبه در رقابت جهاني:16

    19-نروژ
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:25
    ميانگين ساعت كاري در هفته:35.7
    نرخ بيكاري:3.1 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):132.7
    رتبه در رقابت جهاني:15

    20- كانادا
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:20
    ميانگين ساعت كاري در هفته:36.3
    نرخ بيكاري:8.6 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):نامشخص
    رتبه در رقابت جهاني:10
     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 11 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    نگاهي به نظام الگوي مصرف براساس تعاليم اسلامي (1)
    موضوع

    خبرگزاري فارس:توجه به نظام الگوي مصرف براساس معيارهاي ديني، يكي از عوامل مهم رونق گرفتن زندگي شخصي افراد جامعه و نيز باعث توسعه و رشد در ابعاد مختلف زندگي اجتماعي است.درمطلب حاضر، نويسنده كوشيده است با نگاهي اجمالي به آيات و روايات، نظام مذكور را مورد مطالعه و بررسي قرار داده و در ضمن آفات آنرا نيز بيان نمايد.

    توجه به نظام الگوي مصرف براساس معيارهاي ديني، يكي از عوامل مهم رونق گرفتن زندگي شخصي افراد جامعه و نيز باعث توسعه و رشد در ابعاد مختلف زندگي اجتماعي است.
    درمطلب حاضر، نويسنده كوشيده است با نگاهي اجمالي به آيات و روايات، نظام مذكور را مورد مطالعه و بررسي قرار داده و در ضمن آفات آنرا نيز بيان نمايد.
    اينك با هم مطلب را ازنظر مي گذرانيم.
    مهمترين عناصر تشكيل دهنده نظام الگوي مصرف درجامعه اسلامي عبارتند از:
    ¤ زمان
    زمان و زمان شناسي الفباي برنامه ريزي براي رسيدن به هر هدفي مي باشد. اساس مديريت زمان بر اثربخشي اوقات بنا نهاده شده است.
    آيا انديشيده ايد كه:
    -چرا بعضي كارها درپاره اي از اوقات بهتر صورت مي پذيرد؟
    -چرا بعضي فعاليت ها در زمان هاي ويژه بهتر نتيجه مي دهد؟
    - چرا برخي از موقعيت هاي زماني در پيشرفت و جهش تمدني ملت ها موثرترند؟
    نبايد فراموش كرد زمان درگذر است و موقعيت ها باستناد سخن سرشار از حكمت مولا علي(ع) چون ابر مي گذرد:
    الفرصه تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخير
    موقعيت ها چون ابر مي گذرند پس فرصت هاي نيك را غنيمت شماريد. 3
    ژان ژاك روسو در كتاب قرارداد اجتماعي مي نويسد:«انسان آزاد آفريده شده ولي همه جا در رنجير بسر مي برد.» اين زنجيرها تا حدود زيادي توسط ما انسان ها به دليل عدم بهره گيري درست از زمان بافته شده است. انسان به جهت واپسگرايي، تنبلي، ترس، بي برنامه گي، راضي بودن به وضع موجود و عدم جست وجوي موقعيت مطلوب جهت رسيدن به وضع موعود يا آرماني اين زنجير را برگردن خويش مي افكند تحمل مي كند و عمر پربهاي خويش را نابود مي سازد.
    ما ايراني ها به دليل پاره اي سنت ها، عرف ها و باورها در كشتن زمان مهارت فوق العاده داريم و شايد هرگز برايمان قابل تصور نيست كه مي توان از زمان موجود حتي تا دوبرابر ظرفيت واقعي اش استفاده كرد. نخستين گام بهره وري از زمان صحيح نگاه نسبت به آن است. سهراب سپهري گفته است:«جور ديگر بايد ديد چشم ها را بايد شست.» يا به قول آندره ژيد:«سعي كن عظمت درنگاه تو باشد نه در آنچه كه مي نگري»4
    الف) ما درچه زمانه اي زندگي مي كنيم؟
    ب) آيا زمان مرده قابل احيا است؟
    ج) در حداقل مقدار زمان مفيد تا چه حدودي قادر به بهره گيري از امكانات و فرصت ها و منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشيم؟
    د) آيا زمان مفيد براي هر فرد در طول عمر محدود يا بي نهايت مي باشد؟
    عنصر زمان و استفاده از آن مي تواند بعنوان نخستين گام بسوي دست يابي به نقشه جامع الگوي مصرف صحيح و بهره گيري از منابع و ثروت ها باشد. همچنين برنامه در قالب زمان طرح و اجرا مي گردد. پس براي تهيه برنامه اجرايي الگوي مصرف درنگ نكنيم و هر فرصتي را غنيمت بشماريم.
    ¤ منابع و ثروت ها و سرمايه ها
    1) منابع انساني
    تربيت مديران باورمند به نظام اقتصادي و مصرفي برخاسته از متون ديني در ابعاد علمي و اخلاقي از جمله سرمايه هاي مهم در راستاي تلاش و فعاليت براي رسيدن به نظام مصرف مطلوب مي باشد. اين مديريت با انباشت تجربه در سطوح گوناگون اجرايي و همچنين با درك اهداف بلند و آرماني جامعه ضمن سياست گذاري و تصميم سازي مبتني بر عقلانيت و دورانديشي مي تواند در راهنمايي جامعه و ساماندهي الگوي مصرف و بهره وري صحيح از منابع مادي نقش آفريني كند. نبايد به دلايل سياسي حزبي و باندي دورنماي جامعه را ناديده انگاشت و مديران باتجربه كشور را كنار نهاد. چون نمونه بارز الگوي مصرف غيرمتوازن همان نفي عناصر باتجربه و اتلاف هزينه هاي صرف شده براي تجربه اندوزي مديران و در مقابل بكار گماشتن عناصر و نيروهاي فاقد تجربه در سطوح مديريت كشور مي باشد.
    2) منابع مادي
    وجود منابع متنوع و متكثر اقتصادي در هر كشور سبب تعدد منابع درآمدي يك جامعه و توانمندسازي آن در برابر بحران ها و چالش هاي اقتصادي مي گردد از سوي ديگر گستره گونه هاي منابع افق بهتري را در فراروي ملت ها خواهد گشود تا به تنوع توليد متناسب با نيازهاي اساسي و نيز استغنا از كمك ديگران و استقلال واقعي اقتصادي رهنمون شوند. كشور ما به لحاظ موقعيت جغرافيايي و عنايت خداوند متعال از جمله كشورهاي غني و برخوردار از منابع سرشار اقتصادي در ابعاد گوناگون مي باشد كه بايد آنها را در جهت ادامه حيات جامعه و بناي تمدن اسلامي در قالب نظام مصرفي برتر و مطلوب بكار گرفت.
    3) منابع معنوي
    عناصر معنوي در كنار سرمايه هاي مختلف سبب شكل گيري نيروي فرامادي در كنترل زياده خواهي و خودبيني در عرصه توليد و مصرف اقتصادي مي گردد. وقتي فرد دچار خودبيني مي شود به ديگران بويژه نسل هاي آينده و ساير همنوعان توجهي نمي كند پس در مصرف منابع و كالاها دچار زياده روي مي گردد. از طرفي زياده خواهي در قالب اسراف و تبذير به عنوان يك عامل هنجارشكن، نظام الگوي مصرف را دچار آفت و آسيب مي نمايد. اخلاق و فقه سرمايه هاي اساسي مسلمانان در ميدان فعاليت هاي اقتصادي و مصرفي هستند. بطوريكه در سالهاي گذشته تجار و حجره داران بازار در شهرهاي بزرگ همچون تهران، نجف اشرف، قم، اصفهان، حله و... خود را موظف به گذراندن يك دوره رسائل شيخ مرتضي انصاري (اعلي الله مقامه) در حوزه هاي علميه مي دانستند تا در دام شبهات و تخلفات اقتصادي نيافتند.
    4) منابع علمي
    در اين مؤلفه مي توان به عوامل مهمي به عنوان سرمايه ها و منابع علمي اشاره كرد نخست؛ قدرت توليد علم كه خود تضمين كننده نوآوري و خلق تكنولوژي برتر و عصري در راستاي يافتن شيوه ها و روش هاي درست بهره برداري از منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشند. ثانياً طبقه نخبگان و دانش پژوهان ثالثاً عقبه و پيشينه علمي يك جامعه بلحاظ تاريخي و داشتن سابقه تمدني، جامعه مسلمانان ايراني براي رسيدن به الگوي مصرف مناسب و متوازن در شرايط همسان با قافله كشورهاي توسعه يافته از تمامي اين امتيازات برخوردار است و بهانه اي براي عقب ماندن از ديگران در اين عرصه وجود ندارد. اما سياست دولت ها براي بكارگيري نيروهاي مجرب و دانش پژوه و دوري آنها از تنگ نظري و برخوردهاي حذفي مي تواند به اين فرايند سرعت بيشتري ببخشد.
    ¤ نيل به هدف
    هر جامعه اي براي حفظ بقاي خود و نيز دست يابي به زندگي متعادل و متناسب با شرايط زمانه نيازمند «هدف گذاري» در ابعاد كلان و خرد مي باشد. انقلاب اسلامي با محتواي ايدئولوژيك و انساني خود اهداف جديدي را در فراروي ملت ايران نهاد كه اين اهداف تاثير عميقي بر باورها گرايش ها و رفتارهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي آنان نهاد كه بخشي از آن شامل موارد ذيل است:
    1) پايه گذاري تمدن جديد براساس مباني ديني و نگاه توحيدي
    2) رسيدن به رفاه نسبي و حياتي همراه با آسايش براي شهروندان
    3) توجه به آخرت و ترسيم دنيايي پرطراوت و معنوي مرتبط با آخرتي سبز
    اين اهداف مي تواند چشم انداز روشني در راستاي بهره وري درست از امكانات و ثروت ها براي شهروندان ترسيم نمايد. هر كدام از ما با داشتن تصوير دقيق از آينده و ظرفيت ها و فهم غايت زندگي، نظام مصرف فردي و اجتماعي خود را اصلاح و در چهارچوب اهداف كلان قرار دهيم.
    ¤ راهكارهاي رسيدن به جامعه متعادل در رفتار مصرفي (مقتصد)
    1) فرهنگ سازي
    فرهنگ سازي يعني تبديل شيوه هاي مصرف به تناسب نياز جامعه و ميزان منابع اقتصادي كشور و همچنين بهره گيري از منابع و كالاها و خدمات براساس سنت و عرف غالب در رفتار، گرايش و باور مردم جامعه و تبلور آنها بمثابه هنجارهاي مثبت اجتماعي و اقتصادي در عملكرد اقتصادي و رفتار مصرفي افراد جامعه مي باشد.
    2) تغيير نظام مصرف
    نظام مصرف هر جامعه بايد متناسب با فرهنگ بومي و محلي باشد و همانند گرانيگاه تعادل ميان منابع توليد و نيازهاي جامعه را ايفاي نقش بكند. بسياري از شيوه ها و روش هاي مصرفي، كالاها و خدمات به دليل بازدهي نامناسب و عدم تناسب با ميزان و حجم سرمايه ها و همچنين نياز واقعي شهروندان بايد در چهارچوب فرآيند نوآوري اصلاح و يا آلترناتيوهاي صحيح جايگزين آنها شود.
    3) ايجاد ساختارهاي جديد و مبتني بر نظام الگوي مصرف با هدف صرفه جويي
    تغيير و اصلاح الگوي مصرف بدون تحول در مراحل توليد و بسترهاي اقتصاد كلان اصولا امكان پذير نخواهد بود. بسياري از كارخانه ها و صنايع توليدي ما يا دچار فرسودگي و فقر فن آوري شده يا محصولات و كيفيت آنها متناسب با نياز جامعه و دانش امروزي در حوزه صنعت نيست. لذا بايد ضمن توجه به مقوله استاندارد (نظام ايزو) در فرآيند توليد، مي توان از فن آوري هاي جايگزين و نسل جديد خطوط توليد استفاده كرد. مثلا توليد انرژي بادي و خورشيدي جايگزين نيروگاههاي آبي و حرارتي بويژه سدها شود. (چون سدهاي برق- آبي آسيب هاي جبران ناپذير به كشاورزي و اكوسيستم طبيعي و زيستگاه جانوران وارد مي سازد بطوريكه هم اكنون نهادهاي جهاني به دنبال مبارزه با پديده سدسازي هستند و در اين راستا سازمان هاي NGOهاي زيادي در حال فعاليت مي باشند.)
    4) جهت گيري صحيح نظام اجرايي و سياست گذاري
    رسيدن به نظام الگوي مصرف كارآمد بدون قوانين و نظام حقوقي شفاف و نشاط آفرين ممكن نيست. دستورالعملها و مقررات بايد در دو حوزه ذيل براي تهيه نظام الگوي مصرف كشور تدوين و تصويب گردد.
    الف) در بخش سياست گذاري كلان (در قالب سياست هاي كلي و چشم اندازهاي بلندمدت با تعاريفي روشن و بدور از ابهام)
    ب) تدوين قوانين و مقررات عيني و ميداني در راستاي روان سازي و انعطاف نظام اقتصادي در برابر نوآوري ها و تحولات اساسي و تقويت عنصر تلاش و وجدان كاري و انضباط اجتماعي در ميان عناصر فعال در حوزه توليد و ارائه خدمات
    ¤ نقش دولت در تهيه نقشه جامع نظام الگوي مصرف
    1) تهيه نقشه نظام جامع رشد و الگوي مصرف با بهره گيري از ظرفيت دانشگاه ها و حوزه هاي توليد علم و دانش
    اين مهم بدون بهره گيري از تجربه انباشته شده مديران كشور به ويژه مديران سال هاي پس از انقلاب اسلامي و همچنين توان علمي مجامع دانشگاهي و حوزوي در عرصه هاي علوم انساني و پايه امكان پذير نخواهد بود. نگاه جناحي، تنگ نظري و تحجر، دشمن تراشي، توطئه پنداري و خط كشي هاي سياسي بي دليل از جمله موانع دستيابي به نقشه علمي مي باشد.
    2) كاهش حجم دولت با هدف ايجاد الگوي ساختاري متناسب با مصرف جامعه
    كوچك سازي حجم دولت و كاهش نقش آن در تصدي مستقيم امور اقتصادي از جمله عوامل موثر رشد و توسعه كشورها است. رهآورد مهم كوچك سازي بدنه دولت صرفه جويي در هزينه هاي گزاف و مخارج سنگين است. از محل صرفه جويي در بودجه جاري دولت مي توان عوايد مالي زيادي را به دست آورد و آنها را در مسير اصلاح الگوي مصرف و افزايش كيفيت كالاها و خدمات بكار گرفت. متاسفانه در عرصه سياسي ايران همواره باوري وجود دارد كه به هيچ وجه حاضر به كاهش حجم بدنه دولت نبوده و نيست و اين عمل را خلع سلاح قوه مجريه در برابر نهادهاي مدني- صنفي و مخالفين سياسي تلقي مي كنند. در حالي كه تصويب سياست هاي مربوط به اصل 44 قانون اساسي در مجمع تشخيص مصلحت نظام و ابلاغ آن از سوي مقام معظم رهبري به قواي سه گانه حجت را بر همگان تمام كرده و راهي براي بهانه تراشي و شانه خالي كردن از زيربار مسئوليت مديران كشور نگذاشته است.
    3)تغيير شكل نظام خدمات دهي
    نابساماني در رفتار مصرفي جامعه معلول ساختار بيمار نظام خدمات دهي نهادها و مراجع اداري و اجرايي كشور است. بوركراسي حاكم بر سيستم اداري به ويژه در بخش هاي متصدي امور توليد و حوزه فعاليت صاحبان صنايع و كارگاه هاي توليدي و بنگاههاي اقتصادي كشور (بخش خصوصي) همواره به عنوان يك مانع در برابر تحول ساختاري سيستم خدمات رساني عمل كرده است.
    4)تهيه الگوي صحيح توزيع كالا
    «رشد» اصطلاحي است كه در مجامع، محافل و نوشته هاي گوناگون به تنهايي يا به همراه اصطلاحات ديگر و البته با بار مثبت به كار برده مي شود. از قبيل توسعه شهرنشيني، توسعه صنعتي، توسعه اقتصادي و توسعه فرهنگي، علماي اجتماعي هر كدام به تناسب ديدگاه فكري و مكتبي خود تعريفي از توسعه ارائه داده اند ولي همه در اين امر توافق دارند كه توسعه تنها به معني ازدياد حجم ثروت در جامعه نيست بلكه تغيير كيفي در نظام اجتماعي و فرهنگي جامعه را در برمي گيرد. البته هدف در اين مقاله بحث درباره مفهوم و تعاريف اصطلاح توسعه نيست. بنابراين فقط به بيان يك كوتاه تعريف از آن بسنده مي كنيم. ديويد لمن نوشته است: «توسعه علاوه بر بهبود ميزان توليد و درآمد شامل دگرگوني اساسي در ساخت ها و نهادهاي اجتماعي- اداري و همچنين ديدگاه مردم است و در بسياري از موارد حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز شامل مي شود.»
    عوامل موثر در رشد
    در فرآيند توسعه چند عامل مؤثر و دخيل مي باشند كه بطور خلاصه مي توان در چهار مقوله زير به آنها اشاره كرد:
    1- عوامل اقتصادي
    2- عوامل سياسي
    3- عوامل اجتماعي
    4- عوامل فرهنگي
    در اين مقاله ضمن اشاره مختصر به نقش عوامل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي در توسعه به بررسي موانع فرهنگي موجود جامعه در برابر پروسه رشد و توسعه بويژه اصلاح نظام الگوي مصرف كشور نيز خواهيم پرداخت.
    1) عوامل اقتصادي
    عده اي معتقدند «توسعه» موقعي تحقق مي پذيرد كه تركيب و ميزان معيني از پس انداز و سرمايه گذاري وجود داشته باشد. اين نظريه پردازان اغلب توسعه را به عنوان يك پديده اقتصادي مورد نظر قرار داده اند. بنا بر اين ادعا، كشورهاي جهان سوم از اين جهت نتوانستند توسعه يابند زيرا آنقدر فقيرند كه ثروت لازم براي سرمايه گذاري بنيادي مورد نياز توسعه اقتصادي را ندارند. البته اين امر در مورد كشور ما نمي تواند صادق باشد چرا كه كشور ايران هم از لحاظ موقعيت و ويژگيهاي جغرافيايي از قبيل آب و هوا، خاك، منابع آبي، معادن و منابع زيرزميني و همچنين از لحاظ نيروي انساني هم از نظر كمي و كيفي در موقعيت مناسب قرار دارد و نمي توان ايران را يك كشور فقير به حساب آورد.
    2- عوامل سياسي
    عوامل سياسي و تأثير نخبگان و رهبران سياسي بويژه احزاب در رشد و توسعه اقتصادي و تحول اجتماعي از اهميت بسزايي برخوردار است، بطوريكه برخي جامعه شناسان از جمله باتامور نظرياتي ابراز داشته و بر نقش رهبران ميهن پرست، برخوردار از تحليل و آگاهي نسبت به تحولات جوامع بشري و نظام هاي سياسي و همچنين رهبران ديني تأكيد نموده و آنها را از عوامل عمده دگرگوني و پيشرفت مي شمارد. از اين لحاظ هم ما مشكلي نداريم چرا كه پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) و اهداف متعالي اين انقلاب از جمله قطع وابستگي و نفي سلطه بيگانگان بر مقدرات كشور راه را براي گام نهادن در مسير توسعه فراهم ساخته است.
    3) عوامل اجتماعي
    عوامل اجتماعي مؤثر در توسعه كه جامعه را به صورت روشمند و خوداتكا درمي آورد و به كار و حركت و تلاش ترغيب كند مانند: نظام آموزش و پرورش، نظام بهداشت و درمان و چگونگي تأمين فرايند رفاه اجتماعي با هدف دست يابي به معدل خوب اميد به زندگي اشاره مي كنند. بطور مثال فزوني آستانه تخصص و مهارت از رهگذر تعليم و تربيت مبتني بر فطرت انسان و تعاليم بلند اسلام و قرآن و نيز رهايي افراد از بيماري و رنجوري به قدرت توليد آنها مي افزايد و آسايش خاطري كه از بيمه و ديگر تلاشهايي كه منجر به برقراري امنيت جامعه مي شود شوق و انگيزه تلاش را قوام مي دهد و با توان بخشي به فرد معلول (اعم از معلول جسمي و رواني) قدرت كار از دست رفته را به نحوي باز مي گرداند.
    الف) نظام ايلاتي، قبائلي و بافت........



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 11 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    نگاهي به فرايند توسعه در 12 سال اخير
    موضوع

    خبرگزاري فارس: توسعه صرفاً به معناي افزايش توليد ناخالص ملي (GDP) نيست. توسعه بايد پايدار باشد؛لذا توسعه مبتني بر تخريب محيط زيست، مصرف مقروضانه ، بهره برداري از منابع طبيعي كمياب بدون مصرف مناسب درآمدها نمي تواند پايدار باشد.

    تفاوت هاي عمده اي در استراتژي هاي توسعه وجود دارد كه به نوبه خود پيامدها را متفاوت مي كند. اولين تفاوت به نوع برداشت از خود توسعه بازمي گردد. توسعه صرفاً به معناي افزايش توليد ناخالص ملي (GDP) نيست. توسعه بايد پايدار باشد؛لذا توسعه مبتني بر تخريب محيط زيست، مصرف مقروضانه ، بهره برداري از منابع طبيعي كمياب بدون مصرف مناسب درآمدها نمي تواند پايدار باشد.

    از سوي ديگر توسعه بايد همه جانبه و فراگير باشد؛ يعني همه مردم را در بر بگيرد وهمه واديهاي وجودي اجتماع را شامل شود در غير اين صورت حداقل اكثريت شهروندان بايد منتفع شوند وتا جائيكه ممكن است مسائل وموضوعات مختلف را شامل شود . لذا دولت ها مي توانند به وسيله همه شمولي فزاينده رشد را بيشتر كنند.

    باارزش ترين منابع كشور، مردم آن كشور است. بنابراين ضروري است تضمين شود كه هر كس از طريق دارايي خود به حيات خود به طور مناسب ادامه دهد و اگر كسي با كمبود وفقر مواجه شد دولت به اوكمك نمايد تا زيست شرافتمندانه اش دچار خدشه نشود .
    با توجه به مقدمه فوق در بين هشت دولت حاكم بر سرنوشت مردم ايران بين سالهاي 1360 تا 1388 هر كدام از دولتها راه خود را طي كرده اند. چيزيكه در اين بين جالب مي نمايد تز دولت چابك يا غير فربه خاتمي است كه متاسفانه با تعريف بسيار حقيرانه اي كه از اين موضوع و نهاد دولت ارائه شد دولت را تا اسفل السافلين ذلالت وبي مسئوليتي كشاند وحتي كار را به جايي رساندند كه مردم را تفيلي هاي زايد دولت دانستند كه از دوره شيرخوارگي عبور نكرده وهنوز از پستان مادر تغذيه مي كند .تئورسين هاي اين دولت راه برون رفت از اين مشكل را قطع اين پيوند دانسته وبه يكباره اقدام به لغو وممنوعيت هرگونه استخدام ، قطع حمايت هاي اصولي وزيربنايي دولت از نيازمندان ،واگذاري بهترين وسوداورترين منابع ملي از معادن گرفته تا كشاورزي وصنعت وشركتهاي تجاري به ثمن بخس به بخش خصوصي آنهم با تعريف خاص خودشان از بخش خصوصي (خواص بارگاه) ،ايجاد موج ناسزا وبدگويي از ثروت ملي "نفت " كه خداوند به سبب وجود مبارك 14 معصوم پاك اين ثروت را در اختيار ما مسلمانان قرار داده است تا محتاج اجانب نگرديم كه متاسفانه دولت خاتمي با راه انداختن حجم وسيعي از تخريب سعي در واگذاري اين نعمت الهي به دولتهاي غربي و اعوان وانصار خويش نمود كه اگر نبود لطف خداوند وپاكدستي و رشادت دكتر احمدي نژاد ان قراردادهاي وحشتناك كه روي قرار دادهاي گلستان وتركمن چاي را سفيد كرده است هنوز خون ملت ايران را مي مكيد.جالب اينجاست كه اقايان با اين دست ودلبازي منابع ملي به غرب نسبت به ملت شريف ايران نهايت خست را به خرج مي دادند و صاحبان اين منابع را تفيلي وسربار دولت مي دانستند .
    دومين تفاوت عمده بين دولت هاي فوق الذكر به نقش دولت در ترويج توسعه مرتبط است از نظر دكتر احمدي نژاد نقش دولت در زيرساخت ها و آموزش و فناوري نوين بسيار حياتي است لذا دولت بايد بنيان انقلاب اينترنت و بيوتكنولوژي مدرن را در اختيار بگيرد وموجبات بالندگي ان را فراهم كرده ودسترسي مردم به استفاده از تكنولوژي مدرن را تسهيل نمايد .جالب اينجاست كه در دوران خاتمي صف هاي طويل ثبت نام براي موبايل وساير تكنولوژيهاي نو نمايانگر ايجاد محدوديت در عرضه اين صنعت به مردم بود اما امروزه به مدد همت ودانش اقاي دكتر احمدي نژاد نه از ان صف ها خبري هست نه از ليستهاي انتظار فرسايشي ودسترسي به تكنولوژي مدرن بسيار سهل واسان شده است .
    چيزيكه امروزه به جد رئيس دولت پيگيري ميكند پژوهشهاي دانشگاه هاست تا پايه هاي يك انقلاب علمي را پي ريزي كرده و ميليون ها نفر را از موهبت اين پيشرفت ها بهره مند سازد.يا در راستاي ايجاد مشاغل جديد و صنايع نوين وام هاي دولت به صنايع كوچك بسيار محوري بوده اند.

    تفاوت ديگر اين است كه دكتر احمدي نژاد به دولت قوي همراه با قدرت اجرايي بالا و نيرومند اعتقاد دارد كه در راستاي ارتقائ سطح رفاه جامعه وخدمت به مردم سر از پا نشناسد و خادم تمام وقت مردم ايران باشد .در حاليكه خاتمي دولت ضعيف بي مسئوليت را ميپسنديد ودر 8سال حاكميت خود دولت حداقلي را تبليغ وتمام اهتمام خود را صرف كاستن از توان وتلاش وتكاپو ي دولت نمود .مثلا در مدت حاكميت خاتمي استخدام مطلقا ممنوع شده بود ، وظايف حاكميتي تعطيل ووظايف تصدي گري به شدت رواج يافته بود .

    النهايه بايد دانست هم اكنون ترويج وحمايت از رشد پايدار بسيار سخت تر از هر زماني است. داشتن يك برنامه منسجم كه نه تنها رشد بيشتر بلكه عدالت اجتماعي را نيز نويد دهد از ضرورت بالايي برخوردار است برنامه هاي توسعه ايي كه تا كنون در كشور اجرا شده برنامه توسعه عدالت محور دكتر احمدي نژاد از زيربناي علمي بيشتري برخوردار بوده وبا تقاضاها وشرايط كشور ما سنخيت بيشتري دارد .

    نويسنده:دكتر م. فتحي زاده 



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی شنبه 10 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    انرژي جايگزين ضرورت جهان آينده
    موضوع

    خبرگزاري فارس:نور خورشيد يكي از منابع مورد توجه دانشمندان براي تامين انرژي جايگزين سوختهاي رايج است. دردهه هاي گذشته توليد انرژي الكتريكي از نور خورشيد بسيار گران بود كه اين ميزان در حال حاضر با ساخت سلولهاي جديد خورشيدي به ميزان زيادي كاهش يافته است.

    پيشرفت علم و فناوري ضمن دستاوردهاي فراوان براي آسايش و رفاه بشر همواره مشكلات تازه اي را با خود به همراه آورده است. مثال ملموس در اين مورد آلودگي هاي زيست محيطي ناشي از سوختهاي فسيلي است.
    اهميت استفاده از اين منابع به حدي است كه حتي لحظه اي توقف در اين كار روند زندگي در جهان مدرن را مختل خواهد كرد.

    اما موضوع به همين جا ختم نمي شود. گازهايي كه در نتيجه سوختن اين مواد وارد هوا مي شوند سبب ايجاد مشكلات تنفسي براي انسان و آلودگي محيطزيست هستند.

    در عين حال ، تراكم اين گازها در جو زمين مانع از خروج گرما از اطراف زمين مي شود؛ پديده اي كه نتيجه آن افزايش دماي هوا و تغييرات آب و هوايي گسترده در زمين است و اثر گلخانه اي ناميده مي شود.
    چنانچه افزايش دماي هوا مطابق روند فعلي صورت پذيرد بازگرداندن آن به وضعيت سابق تقريبا غيرممكن خواهد بود. بهترين راه حلي كه اكثر دانشمندان پيشنهاد كرده اند متوقف كردن روند رو به رشد افزايش اين گازهاي مضر است.
    اين مساله نيازمند بررسي دوباره و جدي منابعي است كه مي توانند جايگزين سوختهاي فسيلي شوند. در حال حاضر، اتفاق نظر كلي درباره چگونگي مواجهه با اين مشكل در ميان دانشمندان ، گروههاي طرفدار محيطزيست و مديران صنعتي وجود ندارد.

    گروهي از متخصصان بر بهره گيري از منابع سنتي انرژي مثل باد و انرژي خورشيدي تاكيد مي ورزند. عده اي ديگر معتقدند استفاده از سوختهاي فسيلي ادامه مي يابد؛ اما بايد راههاي تازه اي براي جمع آوري دي اكسيد كربن قبل از ورود آن به هوا يافت شود.

    در اين ميان انرژي هسته اي مي تواند پاسخگوي مناسبي براي جايگزيني انرژي حاصل از سوختهاي فسيلي باشد.



    مشكل اصلي

    مشكل عمده در اين ميان دي اكسيد كربن است كه اصلي ترين محصول جانبي ناشي از سوختن منابع فسيلي مثل نفت و ذغال سنگ است.

    دانشمندان معتقدند از آغاز انقلاب صنعتي تاكنون ميلياردها تن از اين گاز وارد جو زمين شده است. ميزان اين گاز مضر در هواي زمين در حال حاضر 30 درصد بيش از آن چيزي است كه قبل از انقلاب صنعتي وجود داشته است.
    هر چه كشورها به طرف صنعتي شدن حركت كرده اند ميزان توليد دي اكسيد كربن بيشتر شده است. پيش بيني مي شود تا نيمه قرن حاضر مقدار اين گاز به دو برابر افزايش يابد و اين مساله دماي هواي زمين را به ميزان 3 تا 10 درجه افزايش خواهد داد.

    از آنجا كه دي اكسيد كربن گازي بي رنگ و بي بو است ، آلودگي آن مستقيما جلب توجه نمي كند. بد نيست بدانيد يك دستگاه خودرو طي عمر مفيد آن بين 50 تا 100 تن دي اكسيد كربن توليد مي كند.
    از كشورهاي صنعتي ايالات متحده بيش از هر كشور ديگري اين گاز مضر را توليد كرده كه مقدار آن دو برابر ژاپن و كشورهاي اروپايي است.


    مشكلي نه چندان آسان


    در مقاله اي كه اخيرا توسط دكتر مارتين هوفرت استاد فيزيك دانشگاه نيويورك و 17 تن از همكاران وي به چاپ رسيد،اين دانشمندان به بررسي و تحقيق درباره منابع جايگزين سوخت هاي فسيلي پرداختند.
    بررسي ها حاكي از آن است كه در حال حاضر 85 درصد انرژي مورد نياز جهان از منابع سوخت فسيلي تامين مي شود. از 15 درصد باقيمانده انرژي حاصل از سدهاي آبي و انرژي هسته اي هر كدام حدود 5/6 درصد و انرژي خورشيدي و انرژي باد مجموعا 2 درصد نياز به انرژي را تامين مي كنند.
    در اين بررسي مشخص شد چنانچه بخواهيم افزايش دماي زمين را محدود كنيم ، استفاده از منابع غيرفسيلي بايد به 4 تا 14 برابر ميزان فعلي افزايش يافته و تا پايان قرن حاضر حداقل سه چهارم انرژي مصرفي جهان بايد از ساير منابع غيرفسيلي تامين شود.

    به نظر مي رسد آنچه بيش از همه مورد نياز است يافتن روشهاي جديد مبتني بر فناوري پيشرفته اي است كه اين برنامه ها را عملي كنند. هدفي كه دستيابي به آن چندان هم آسان نيست.

    علت اين امر گران بودن انرژي توليدي از ساير منابع نسبت به انرژي حاصله از نفت و ساير سوختهاي رايج است. در اغلب روشهاي ديگر مثل توليد انرژي از گاز ئيدروژن نيز انرژي كه مي بايد جهت شكستن مولكول آب مصرف شود بيش از انرژي حاصله از ئيدروژن است و بنابراين اقتصادي نخواهد بود.

    روش ديگر توليد انرژي الكتريكي از سدهاي آبي است كه به علت محدوديت منابع آب در روي زمين عملا امكان افزايش چنداني ندارد. راه حل هايي همانند صرفه جويي در مصرف انرژي ، احداث ساختمان هاي داراي عايق حرارتي مناسب ، توليد اتومبيل هاي كم مصرف و... از جمله مواردي هستند كه منجر به كاهش مصرف انرژي شده و بدين ترتيب در كاهش آلودگي محيطزيست موثرند.


    اميد هاي تازه


    نور خورشيد يكي از منابع مورد توجه دانشمندان براي تامين انرژي جايگزين سوختهاي رايج است. دردهه هاي گذشته توليد انرژي الكتريكي از نور خورشيد بسيار گران بود كه اين ميزان در حال حاضر با ساخت سلولهاي جديد خورشيدي به ميزان زيادي كاهش يافته است.

    محققان اميدوارند در آينده با انجام تحقيقات جديد و يافتن راههاي بهتر براي جذب نور خورشيد اين فرآيند بسيار ارزان تر شده و كاملا اقتصادي شود. براي حل مشكل عدم دسترسي به نور خورشيد در روزهاي ابري يا مناطق پرباران ، سلولهاي خورشيدي مي توانند در فضا نصب شده و انرژي نور خورشيد.......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی شنبه 10 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    آب در آموزه هاي قرآني؛ مديريت تامين و تقاضا
    موضوع

    خبرگزاري فارس:آب درآموزه هاي قرآني مايه حيات همه موجودات جاندار در زمين است. از اين روست كه به صراحت مي فرمايد: ما هر چيز زنده را از آب قرار داده ايم.

    آب از مهم ترين عناصر تشكيل دهنده زمين است. با آن كه هفتاد درصد سطح زمين را آب فراگرفته، با اين همه در طول تاريخ بشر مساله آب و مديريت آن مهم ترين دغدغه بشر بوده است؛ زيرا آب شيرين و بهداشتي و قابل مصرف دركشاورزي نسبت به حجم عظيم آب هاي شور بسيار اندك است. در بسياري از مناطق به سبب دور بودن از منابع آبي چون رودها و درياها و حضور وحشتناك بيابان و كوير، آب مشكل جدي بشر مي باشد و حتي جنگ هاي بسياري رخ داده و خون هاي بسياري براي آب و مهار و كنترل آن ريخته شده است.
    برخي براين باورند كه جنگ آينده به ويژه درمناطق خاورميانه، جنگ آب است . درحال حاضربسياري از درگيرهاي قبيله اي و مرزي بين كشورها ارتباط با آب و تسلط بر منابع آن دارد. مديريت و تسلط بر آب به ويژه رودها و درياچه هاي مرزي مشكل بسياري از كشورهاي آفريقايي و آسيايي است.
    اين مايه حيات كه بيش از هفتاد درصد از بدن انسان را شكل مي بخشد و همه چيزهاي زنده از آن پديد آمده و زندگي آن ها بدان وابسته است. مساله اي نيست كه قرآن از كنار آن به سادگي گذشته باشد. به ويژه كه مناطقي كه قرآن در آن نازل شده است مناطقي خشك و بياباني و يا نيمه بياباني است و مساله آب در آن ارتباط تنگاتنگي با معنا و مفهوم زندگي و حيات و حتي آباداني دارد. اگر در زبان عربي واژه آباداني از عمر گرفته شده و ارتباط معناداري ميان آباداني و عمر وجود دارد ولي در فرهنگ ايراني، آباداني و آب از خاستگاه مشتركي بهره مند هستند؛ زيرا در تفكر ايراني آب است كه تمدن ها و آبادي ها را پديد مي آورد و موجب شكوفايي فرهنگي و تمدني مي شود.
    از اين نظر، آب تنها ماده آشاميدني نيست (بقره آيه 60 و اعراف آيه 160) بلكه آب از عناصر اصلي تمدني و شكوفايي فرهنگي و تمدني بشر است. هر آبادي زماني شكل مي گيرد كه آب به مقدار كافي فراهم باشد. در مناطق عربي، واژگاني چون آب و واحه نوعي همپوشاني را بيان مي كند. از اين رو همواره درخاورميانه بزرگ، آب به معنا و مفهوم تمدن بوده است. بزرگ ترين فرهنگ و تمدن ها دركنار رودها شكل گرفته است تمدن هايي چون تمدن هاي ميانرودان، سند ونيل از مهم ترين تمدن هايي است كه در كنار رودهاي بزرگ شكل گرفته و تحولات جهاني را در طول تاريخ بشريت رقم زده اند.
    اهميت آب از نظر قرآن
    آب درآموزه هاي قرآني مايه حيات همه موجودات جاندار در زمين است. از اين روست كه به صراحت مي فرمايد: جعلنا من الماء كل شي حي؛ ما هر چيز زنده را از آب قرار داده ايم.
    آب مايه آسماني است (ق آيه 9 و اعراف آيه 96) چنان كه مايه بركت نيز مي باشد (همان). البته و براي بركت يابي مي بايست انسان ايمان و تقوا را مراعات كند. به اين معنا كه همين آب كه ماده حيات بشريت و رشد و شكوفايي تمدني است و از آسمان پاك مي بارد براي اين كه مبارك باشد و بركت را براي بشريت پديد آورد مي بايست، آدمي را به سوي ايمان به خدا و تقوا بكشاند وگرنه همان باران و آب آسماني مايه هلاكت و نيستي مي شود و همانند سيل هاي عظيم همه چيز را مي شويد و مي برد و يا همانند بوران هاي سخت از ريشه مي خشكاند.
    آب هم چنان كه مايه حيات و عنصر اصلي تمدني و شكوفايي آن است هم چنين مايه درمان و شفابخش بشر از بيماري نيز مي باشد (ص آيات 41 و 42 و مريم آيه 24) آب سرد و شيرين درمانگري بيش تري دارد و نوشيدن آن به عنوان مايه شفا درون و شستن به آن مايه شفاي بدن و پوست و گوشت آدمي است. (همان)
    خداوند نه تنها آب را به عنوان يكي از آيات بزرگ خويش مي شناساند كه انسان با تفكر در آن مي تواند به آفريدگاري و پروردگاري خداوند برسد بلكه خداوند در آياتي بر انسان منت مي گذارد كه وي را با آب گوارا سيراب مي كند( مرسلات آيه 27)
    هرچند كه مطلق آب به عنوان آيه اي درخور توجه مطرح مي شود و درآيه 12سوره فاطر توجه به منافع آب هاي تلخ و شيرين مورد تاكيد است ولي آب شيرين و خنك به عنوان مهم ترين عنصر مورد توجه است و شكر خاص مي طلبد (فاطر آيه 30 و مرسلات 27)
    نقش آب درزندگي
    خداوند درآيات چندي به نقش و كاركرد آب درزندگي بشر توجه مي دهد. درآيات 22و 164 سوره بقره و آيه 99 سوره انعام و آيه 57 سوره اعراف و ده ها آيه ديگر، آباداني را به عنوان مهم ترين نقش و كاركرد آب مطرح مي سازد.
    اين مساله امري پيچيده و غير روشن نيست بلكه اگر به همه تمدن ها توجه شود به خوبي دانسته مي شود كه آب عامل اصلي گرد آمدن بشر در كنار آب هاي جاري و چشمه ها بوده و هست. آب، زمينه رشد وشكوفايي كشاورزي و دامداري مي شود و فراواني گياه و دام نيز موجب مي شود تا نخستين دغدغه و انگيزه حركتي بشر يعني تامين غذا براي بقا را نداشته باشد.
    فراواني غذا و تامين و امنيت غذايي موجب افزايش توليد نسل مي شود و شمار مردمان در يك منطقه افزايش مي يابد و در نتيجه آن تبادل اطلاعات و تجربيات فزوني يافته و تمدن ها و فرهنگ هاي غني از تبادل اطلاعات و تجربيات و اختراعات و ابتكارات پديدار مي شود.
    آيه 11 سوره انفال افزون بر آسايش كه در آيات پيش بيان شده به آرامش دهي آب توجه مي دهد. اين آرامش مي تواند هم به معناي آن باشد كه انسان ها با استفاده از آب به آرامش دست مي يابند؛ زيرا آب شفا و درمان گر است چنان كه بيان شد، هم چنين آب مي تواند موجبات دلگرمي بشر در برخي از موارد را فراهم آورد و آرامش از دست رفته را به وي بازگرداند.
    اين آرامش كه در آيه 11 سوره انفال بيان شده است مرتبط به آرامشي است كه در صحنه هاي جنگي به سبب ريزش باران به دست مي آيد؛ زيرا در برخي از موارد، موقعيت نيروها به گونه اي است كه باران مي تواند موجبات تحكيم موقعيت شود و زمين هاي سست را پايدار و يا زمين ها را به شكلي در آورد كه دشمن درآن گير افتد.
    به سخن ديگر كاركرد آرامشي كه قرآن براي آب بيان مي كند هم در موقعيت عادي است كه موجب آرامش روحي و رواني با استفاده از آب به دست مي آيد و حمام كردن و شست و شو تن بدان و يا نوشيدن آن موجب مي شود تا نوعي آرامش خاص در انسان پديد آيد و يا حتي بيماري هايي پوستي و تني از بدن وي برطرف و زايل شود و هم مي تواند در موقعيت هاي غيرعادي مانند جنگ موجبات آرامش ارتش اسلام را فراهم آورد كه در آيه مورد نظر مورد توجه و تاكيد بوده است.
    خداوند به نقش بهداشتي آب نيز توجه دارد و از اين روست كه آياتي چون 222 سوره بقره و نيز 11 سوره انفال و 48 سوره فرقان و 42 سوره ص به نقش آب در بهداشت و نظافت اشاره مي كند و مردمان را با اين شيوه هم به اهميت و ارزش آب توجه مي دهد و هم مي كوشد تا ايشان را به استفاده از آب در بهداشت و نظافت تشويق و ترغيب نمايد. (نگاه كنيد هم چنين به بحارالانوار ج 80 ص 211)
    به هر حال، قرآن آب را مايه طهارت ظاهري (انفال آيه 11 و فرقان آيه 48 و نسا آيه 43 و بقره آيه 222 و آيات ديگر) و طهارت معنوي و دوري مومنان از پليدي شيطان مي شمارد.(انفال آيه 11)
    آب در كشاورزي و دامداري نيز نقش مهم و اساسي دارد؛زيرا بي آب هيچ گياهي پديدار نمي شود تا از حبوبات و سبزي براي خوردن استفاده كرد و يا به دام ها داد تا از گوشت و پوست و شير آن ها استفاده نمود. بنابراين هم آب در تغذيه مستقيم و غيرمستقيم بشر نقش اساسي دارد؛ چنان كه اين مطلب را مي توان از آيات بسياري چون بقره آيه 22 و 90 و 265 و انعام آيه 99 و مانند آن به دست آورد.
    آب مايه قدرت و افزايش آن است. از اين روست كه قرآن در آيه 6 سوره انعام و نيز آيه 52 سوره هود به آب به عنوان عامل مكنت و ازدياد قوت و قدرت اشاره مي كند. بر اين اساس هر كسي اگر آب بيش تري را دارا باشد و در مديريت آب تلاش كند و آن را به سمت بهره وري سوق دهد مي تواند اميد داشته باشد كه داراي ثروت و قدرت شده و روز به روز قدرت و شوكت وي افزايش يابد.
    دولت اسلامي مي بايست با توجه به اين بينش و نگرش قرآن همواره بر مديريت آب تاكيد كند؛ زيرا مديريت صحيح و بهينه آب به معنا و مفهوم دست يابي به تمدن و شكوفايي تمدني و نيز قدرت و افزايش آن است.
    مديريت آب در آيات قرآني آن چنان مهم و اساسي در زندگي بشر به ويژه در حوزه تمدني و شكوفايي و دست يابي به مكنت و قدرت و آسايش و آرامش عمومي دانسته شده است كه افزون بر ترغيب بشر به سدسازي براي مهار آب هاي سطحي، بيان مي دارد كه چگونه شكسته شدن سد مارب در سرزمين سبا و دولت پرقدرت يمني آن موجب شده است كه تمدن بزرگ و با اهميتي به سرعت نابود و از صحنه روزگار بيرون رود.(سباء آيات 15 و 16)
    خداوند در اين آيات بيان مي كند كه چگونه سد مارب موجب شده بود تا آب ها در پشت آن جمع شود و كشاورزي و دامداري مردمان سبا رشد و شكوفايي يابد و تمدني عظيم در كنار آن پديد آيد ولي از آن جايي كه آنان راه گناه و بي تقوايي را در پيش گرفتند و به جان هم افتادند گرفتار سيل و باران هاي سهمگين و مخربي شده و سد ايشان به آب عظيم عرم فرو ريخت و تمدن ايشان با از ميان رفتن سد از بين رفت و در سرزمين ايشان جز گياهان تلخ و كمي سدر رشد و نمو نيافت. اين در حالي بود كه با بهره گيري و مديريت درست آبهاي سطحي گردآوري شده پشت سد توانسته بودند بهشتي در كناره آن ايجاد كنند و باغ ها و بوستان هاي عظيم بيافرينند كه موجبات رشد تمدن آنان را فراهم آورده بود.
    مديريت آب به معناي تغيير در محيط زيست و افزايش اكسيژن و خنك كردن محيط و بوم زيست، افزايش گياهان و جانوران و تغييرات آب و هوا به سمت اعتدال، (بقره آيات 164 و نور آيه 45 و انبياء آيه 30) است، زيرا هر جنبنده اي از آب پديد مي آيد (نور آيه 45) و زنده شدن موجودات از آب (انبياء آيه 30) است و اگر آب در جايي فراهم آيد به ويژه آب شيرين باران كه داراي خواص بسياري به ويژه در پرورش دام و گياه است، هم افزايش گياهان را سبب مي شود و هم تعديل آب و هوا را موجب مي شود.
    قوم سبا با مديريت آب توانسته بودند كويري را به گلستان و بوستاني تبديل كنند ولي همين كه سد از ميان رفت و سيل هاي خروشان سد و گياهان و جانداران و انسان هاي پيرامونش.......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی شنبه 10 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :86
    •    
    •   
    • 70  
    • 71  
    • 72  
    • 73  
    • 74  
    • 75  
    • 76  
    • 77  
    • 78  
    • 79  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------