• English / العربیة / French  
  •  

     


     

     


     

     


     

     


     

     


       

      صفحه خانگي خود كنید !   ایمیل به مدیر !   اضافه کردن به علاقه مندیها !   سال89،کـــار و همت مضــاعف

       



    جامع شناسی کار آفرینی

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    تقریباً تمامی مطالعات تجربی در مورد کار آفرینی در ارتباط با افرادی بوده است که در بازارهای رقابتی به فعالیت های سود آور مشغولند.

    تقریباً تمامی مطالعات تجربی در مورد کار آفرینی در ارتباط با افرادی بوده است که در بازارهای رقابتی به فعالیت های سود آور مشغولند. علاقه ی این تحقیقات بیشتر متوجه کار آفرینان تجاری موفق می باشد.با اینحال فشار مبرم بر وسعت بخشیدن به مفهوم " کار آفرین "درو رای محدوده های تعریف شده ، مشکلاتی را در زمینه ی جامعه شناسی کار آفرینی ایجاد می نماید.حدود و ثغور مفهوم "کارافرین" چنانکه توسط شومپیتر تعیین شده(۱۹۶۱) بی شک امروزه بسیار محدودتر است. هم به علت تغییرات تاریخی در کشورها ی پیشرفته ی سرمایه داری و هم به خاطر بروز علائق تحقیقاتی منطقی و توجیه پذیر د کشورهای توسعه نیافته ای که در اقتصاد خود دارای برنامه ریزی مرکزی می باشند، یعنی جایی که در آن شرکتها به شیوه ای کاملاً متفاوت از سرمایه داری تکامل یافته ی صنعتی شکل می گیرند.نگاه کلی :

    تقریباً تمامی مطالعات تجربی در مورد کار آفرینی در ارتباط با افرادی بوده است که در بازارهای رقابتی به فعالیت های سود آور مشغولند. علاقه ی این تحقیقات بیشتر متوجه کار آفرینان تجاری موفق می باشد.با اینحال فشار مبرم بر وسعت بخشیدن به مفهوم " کار آفرین "

    درو رای محدوده های تعریف شده ، مشکلاتی را در زمینه ی جامعه شناسی کار آفرینی ایجاد می نماید.حدود و ثغور مفهوم "کارافرین" چنانکه توسط شومپیتر تعیین شده(۱۹۶۱) بی شک امروزه بسیار محدودتر است. هم به علت تغییرات تاریخی در کشورها ی پیشرفته ی سرمایه داری و هم به خاطر بروز علائق تحقیقاتی منطقی و توجیه پذیر د کشورهای توسعه نیافته ای که در اقتصاد خود دارای برنامه ریزی مرکزی می باشند، یعنی جایی که در آن شرکتها به شیوه ای کاملاً متفاوت از سرمایه داری تکامل یافته ی صنعتی شکل می گیرند. بعلاوه مفهوم جالب تری که ۲۰ الی ۳۰ سال پیش توسط آرتور کول۱۹۶۵ و دیدید مک کلند ۱۹۶۹درباره ی کار آفرین ارائه شد باعث ضعیف شدن و رقیق شدن این مفهوم گردید.تعریفی که محققین در زمینه ی کار آفرینی به کا ر خواهند گرفت نه باید چندان از مفهوم مورد استفاده ی مردم امروزین به دور باشد.( مثلاً آنچه که در مطبوعات تجاری از آن استفاده می شود) ونه از اساس تاریخی در شرکتهای سود آور.

    ● مشکل تعریف

    کار آفرینی چیست و کارآفرینان چه کسانی هستند؟ همواره سوالاتی وجود دارد که هیچگاه به پاسخ قطعی منجر نمی شود.احتمالاً به این علت که دانشمندان جامعه شناس از رقابتهای معنایی لذت می برند و یا بخاطر آنکه نیازهای تحقیقات علمی آنها را تحریک می کند تا همواره د شکار رابطه ای کامل میان تعریف پدیده و خود آن پدیده باشد . بنابراین در پاسخ به این سوال که " چه کسی کار آفرین می شود چرا؟" شخصی کاملاً راغب است که چنین پاسخ گوید "اما آیا پیتر کیلبی (peter Kirby) تمام آنچه را که در مقاله خویش بنام " شکار هیفالومپHunting of Heffalump) )آورده است مورد توجه قرار نداده است ؟ "

    در حالیکه که کیلبی (۱۹۷۱) ممکن است هیفالومپ را مستقیماً مشخص نکرده باشد اما زمینه ی و زیست محیط طبیعی وی را یافته است.جائی ما بین دره و راهبردهای عرضه – تقاضا ی اقتصاد کلان ، مثال رودخانه ی تجربیات اجتماعی سازی ایام کودکی ، صحرای حاشیه نشینی اجتماعی ،دره ی فریبنده ی محدودیتهای سیاسی تحمیلی بر تصمیم گیریهای اقتصادی .با اینهمه مطلبی که درباره ی این موضوع نگاشته شده است ، ممکن است کسی به این نتیجه برسد که دانستن این مطلب که کار آفرین کیست و یا چیست واقعاً اهمیت چندانی ندارد بلکه باید زیست محیط طبیعی چنین موجودی را مورد بررسی قرار داد. بگذار شکارچیان یعنی تعقیب بی حاصل این موجودات گریز پا را رها کنند! درعوض متغیرهای محیطی شکل دهنده به رفتار آنها را بشناسند و زمینه ی آنها را تعیین نمایند! این مطلب است که در حال حاضر درباره ی این موضوع مورد اجماع قرار دارد.با اینحال تعاریف همچنان اهمیت دارند چرا که باعث مدیریت پذیری تحقیقات می شوند. مفهومی که آنقدر وسیع باشد که فضای تنفس کافی برای تمامی پدیده های مجردی که هر کس ممکن است بخواهد در آن بگنجاند، داشته باشد،می تواند برای هر چیز توضیحات نامناسبی را ارائه نماید.بنابراین از یک طرف مفهوم "کارآفرین" می تواند به هر فردی که دارای کار مستقلی است اشاره نماید، البته هنگامی که بتوان نشان داد که آن شخص ریسکی را پذیرفته ،منابعی را فراهم آورده ،ابتکار عملی از خود نشان داده و یا رفتار مستقلی را بروز داده است . در اینصورت "کار آفرین " همیشه با "فردی که دارای شغل مستقل است هم معنی می باشد.اما اگر واقعاً چنین است چرا مدارس مدیریت بازرگانی بین مدیریت شاغل کوچک و مدیریت شرکتهای تازه تاسیس حد و مرزی قائل می شوند( تفاوت بین مدیریت و کار آفرینی) ، و چرا باید نویسندگان Wall street journal,Times, Forbes و سایر مجلات "کار آفرین " و "کار آفرینی " را بیشتر مناسب برخی از دارندگان مشاغل آزاد و افرادی که تعهد اتی را می پذیرند ، بدانند تا برای دیگران.

    درک پروفسور از مفهوم "رویداد کار آفرینی " از این هم آزادانه تر است چرا که قطع نظر از زمینه ی فرهنگی یا حرفه ای ، هر گونه نقشی را شامل می شود که می تواند با توان ریسک پذیری ،ابتکار عمل ، فراهم آوردن منابع ونیز خود گردانی در ارتباط باشد.با چنین مفهوم گسترده ای ، یک "شراکت " می تواند تقریباً انجام هر منظوری را شامل شود. تعریف پروفسور شاپرو به هر پرسه گرد ، ارتقا دهنده ،سازمان دهندگان نظام شهری و حتی سازمان دهنده ی حوادثی در کشورهای سوسیالیست این امکان را می دهد تا به بنای یادبود جوزف شومپیتر وارد گردد، جای که عمده ی بارانهای اقتصادی صنعتی در صحنه ی میانی قرار دارند .( این نکته را باید خاطرنشان ساخت که تعریف شومپیتر هیچ گروهی از مردم را از نظر دور نمی داشت، اما مثالهایی که وی کراراً بدان ها اشاره می کند نشان می دهد مفهوم پذیری وی بیشتر در نوآوریهای صنعتی و تکنولوژیک ریشه داشت تا نوآوریهای مالی بازاریابی و هیچگونه اشارهای به زمینه های غیرتجاری که مفهوم مورد نظر شاپرو آنرا مجاز می کرد نکرده بود.)

    در آمریکا همواره پیشرفت در موقعیت ورشد حرفهای مورد تاکید قرار داشته است. از آنجا که "کار آفرین"امروزه به شدت مورد نیاز می باشد جای تعجب نیست که تعداد فراوانی خواهان عنوانی برای خود باشند، چه این افراد اثر شومپیتر بنام "تئوری اقتصادی"

    (Theory of Economic development) (۱۹۶۱) را خوانده باشد وچه پروژه ی هاروارد در تاریخ کار آفرینی را شنیده باشند . تنها کارآفرینان آکادمیک که ممکن است

    Federal craftsmanship،مشاوره ی شخصی احتمالاً کارمعاملات ملکی به عنوان یک کار دوم را با تدریس و نوشتن با هم ترکیب کنند ، ممکن است همچنان با ریسمان ها تیرهای فخر فروشی تکان دهنده از سوی همسانان حرفه ای خود مواجه گردند. و اخیرا نوع کاملاً جدیدی بنام "کارآفرینان ورقه ای " (paper entrepreneur) توسط رابرت ریش

    (Robert Reich) برنامه ریز سیاستهای کمیسیون تجارت فدرال به طبقه بندی در حال رشد ما افزوده شده است. این نوع کارافرینان را می توان پادتنی مخرب در جریان خون سرمایه داری پیشرفته دانست، چرا که ماموریت بسیاری از آنها عبارت است از ارتقای سطح مقررات نوآوری که کارآفرینان بخش خصوصی را تضعیف کرده ونا امید می نماید و چنان ایشان را درگیر تردستی های مالی و حقوقی می نماید که جریانات سازند ه را به سوی سرمایه منحرف می کند. آیا بهتر نیست این نوع را"ضد کارآفرینی"بنامیم.؟

    مدیران بازرگانی که در برگزیدن استراتژی متناسب برای پیشبرد محصولات جدید خطا می کنند، ریسکهایی را در زمینه ی کارشان می پذیرند، اساتیدی که برنامه های آموزشی کار آفرینی را در کالج های آزاد هنری با ظرفیتهای غیر تجاری آغاز می کنند ،خود را در معرض ریسک های بزرگی قرار می دهند. کارگزاران خدمات اجتماعی ممکن است بطور ناخواسته درگیر منازعاتی پارلمانی گردند که می تواند کار آنها را به مخاطره اندازد.

    اگر از طرف دیگر ریسک پذیری به سرمایه (دارائیها) محدود شود ، تعریف مفهوم "کار آفرین" بسای ر به مفهومی که عموم مردم از آن درک می کنند و نیز به واقعیت تشکیل شرکتها توسط بخش خصوصی نزدیکتر می شود. واقعیت این است که برخی از کارآفرینان ممکن است از سر مایه گذاری مالی (سهم الشرکه) شانه خالی کنند. این نکته را نیز باید خاطر نشان کرد که این مساله از نظر شوم پیتر یک معیار ضروری نمی باشد(۱۹۴۷) بلکه وی کارآفرینان را (افرادی که منابع را برای ترکیب های جدید سازماندهی می کنند) را سرمایه داران (تامین کنند گان سرمایه ی شرکتها) متمایز می داند.به هر حال معیار پذیرش ریسک در مورد سهم الشرکه یا داراییها می تواند کاندیداهای ارزشمند دیگری را از قلم بی اندازد که بر سر وقت،انرژی و حتی شاید آرامش کاری خانوادگی خود ریسک می نمایند تا شرکتی را تامین کنند.یک تعریف باید حداقل افرادی را شامل شود که در نتیجه فعالیتهای شراکت سهیم می باشند.نتایجی که بزرگی آنها از همان ابتدا معلوم نیست .یک دسته از سازمان دهندگان شرکت که در ازای سهمی از سهام مورد انتظار ویا کسب در آمدی به جزیک دریافتی یا حقوق ثابت ، زمان ،انرژی و مهارت خود را به مشارکت می گذارند به ما اجازه ی می دهند تا به طور مثال مدیر قسمتهای قبلی را نیز در تعریف خود بگنجانیم، یعنی شخصی که از طریق خرید ارزش افزوده ی بخشی از سهام سرمایه گذاری شده توسط دیگران ، جایگاهی فرعی و نا خواسته از شرکت مادر بد ست می آورد. این مورد قطعاً به ما امکان می دهد تا تمامی افرادی را که بخشی از تیم کار آفرینی بوده و می توان آنها را در شرکتهای high-techو زمینه های سریع الرشد دید ، در این مفهوم جای دهیم ، حتی اگر این افراد بجای سرمایه ی نهاده شده تنها مهارت ویا تلاش خود را به مشارکت گذاشته باشند.

    این بازیکنان آنگونه که توسط مایکل مک کوبی ( (Michael Mac Coby)۱۹۷۶)توصیف شده اند تیمهایی تشکیل می دهند ، پروژه هایی را پیش می برند و با بخشی از سرمایه ی در گردش شرکت shoot craps ، و مدیران فعالیتها " که بخشهایی از شرکتهایی مانند ۳Mو مونسانتو (MOMSANTO)را در شرکتهای جدید ایجاد کرده اند ، یا به خاطر آنکه طبق مد روز رفتار کرده باشند ویا از آنجا که برای نخستین روزهای ایجاد شرکت که هیچ چیز حالت عادی و روزمره را نداشته است دلتنگ شده بودند ، همچنین گرفتار بیماری مسری کار آفرینی شده اند . این افراد و افراد دیگری شبیه آنها باشند همگی دارای ویژگیها ویا استعداد ذاتی کار آفرینی بوده و به قول شاپرو ممکن است به درستی در رویدادهای کار آفرینی حضور داشته باشند ]کوپولسکی Copulas) ) ومک نالتی( (Mc Nasty(۱۹۷۴).

    اما آیا باید آنها را در زمره ی کار آفرینان نیز پنداشت؟اگر این افراد چیزی بیش از آنچه در شرط بندیها می بازد در عواید مالی شرکت مشارکت داشته باشند احتمالاً باید آنها را در زمره ی کار آفرینان پنداشت.اما اگر نتوانند، صرفاً "مدیرانی خلاق هستند ، " افرادی که بر روی آب راه می روند "، زنان مردانی در "fast-tarck" ، اما همه این دلایل صرفاً مدیر باقی می مانند.

    آنها که در شرکتهای بزرگ د ر جایگاه های بالا قرار می گیرند باید علاوه بر توانائیهای مشهود در تخصصهای فنی ، از مهارتهای بین فردی قابل توجهی برخوردار باشند. این مهارتها به ایشان امکان می دهد تا در قالب شبکه ها ی اجتماعی برای شرکت ایجاد دارایی نمایند ،پدیده ای روزا بت کانتر(Roabeth kanter) در مطالعه ای در اواسط دهه ی ۱۹۷۰خود درباره ی شرکتهای بزرگ تامین مواد صنعتی بدان اشاره نمود.کانتر خاطر نشان می کند که توانایی شخصی در ریسک پذیری و تشکیل شرکت تا حد بسیاری به شبکه های سازمان یافته ی حمایتی قابل دسترس مدیران بستگی دارد. در حقیقت ادوارد بان فیلد (Edward BonField) (۱۹۶۴)- اندیشمند سیاسی – معتقد است که موفق ترین سیاستمداران در یک سیستم سیاسی افرادی هستند مانند دالی شهردار سابق نیویورک (Mayor Daley) که می دانست چگونه مبالغ قابل توجهی از تعهدات علائق شخصی را جمع آورد. شرکتهای بزرگ از بسیاری جهات شبیه سیستمهای سیاسی عمل می کنند. کارآفرینان اغلب کارهایشان بهتر از راه اندازی شبکه های اجتماعی جهت تمامی مزایای بین فردی قابل تحمل توسط این ترافیک انجام می دهند. کاملاً طبیعی است که اینان محیطهای اداری بوروکراتیک را به هیچ وجه مطابق ذائقه ی خویش نمی یا بند. همچنانکه شاپرو و دیگران بدر ستی خاطر نشان کردند اغلب همین عوامل برآشوبنده ی حرکتهای سازمانی ، کاهش خود گردانی و دخالت های نا بجاست که باعث می شود گوسفند سیاه رمه را رها کرده وبه راه خویش رود.

    نوآوری به عنوان یکی از ویژگیهای ضروری در تعریف کار آفرینی ، مشکلاتی را ایجاد می نماید. از نظر پروفسور شاپرو رویدارکارآفرینی به معنای نوآوری است. در صورت وجود سایر معیارهایی که شاپرو لیست کرده است ،صرف آغاز یک کار خود یک کار آفرینی محسوب می شود. اما چرا باید تصمیم به برپا کردن یک دکه ی خیابانی ویا دست فروشی به عنوان نوآوری در نظر گرفته شود؟ در عین حال بدون وجود نوآوری و تازگی به عنوان بخشی از تعریف کار آفرینی ،توجیه اختلاف موجود میان سازماندهی شرکتهای جدید و مشاغل کوچک چندان کار ساده ای نخواهد بود.اما حتی اگر دانشگاهیان توجه چندانی به این مطلب نداشته باشند ولی نویسندگان نشریات بازرگانی بی تردید علاقه مند هستند که همچنان میان افرادی که به راه اندازی تاسیسات خشک شویی ،ساندویچ فروشی ،ایستگاه پمپ بنزین و آنان که به فروش فرش ،skis پلاستیکی ، hula hoops و میکرو پروسسوراشتغال دارند ،تمایز قائل شوند.

    از آنجائیکه خاصیت نوآوری در توالی بلا فصل چیزهای مختلف تفاوت می کند لذا کاربرد آن با مشکلاتی مواجه می باشد. هر یک از مشاغل جدید چیزی متفاوت در خود دارند .چه هنگام خاصیتی به اندازه ی کافی در چیزی وجود دارد تا بتوان آنرا "کارآفرینانه " خواند؟ بی شک تغییرات پیشگامانه ی ری کراک (Ray Kroc) در صنایع غذایی آماده با هر استانداردی ،نو آوری تلقی می گردد.

    ● همچنانکه تد لویت (Ted Levitt) در یکی از مقالات سا ل ۱۹۷۲ بررسی تجاری هاروارد

    (Harvard Business Review) خاطر نشان کرده است .کراک تکنیکهای خط مونتاژ را برای تولید همبرگر دونالد سرویس دادن به مشتری ها بکار گرفته است و انقلابی سازمان بافته در سرویس غذاهای آماده ایجاد نمود که بعدها توسط دیگران از آن کپی برداری شد.بر طبق تعریف شوم پیتر این یک نو آوری تکنولوژیک نبود بلکه صرفاً عبارت بود از "یک ترکیب جدید " که مشخصاً با مورد مغازه داری که صرفاً با خلق یک ساندویچ جدید حجم درونی یک ظرف غذا را افزایش می دهد تفاوت دارد. شما می توانید اگر بخواهید هر دو مورد را "رویداد کار آفرینی " بخوانید اما دوره های مربوط به راه اندازی شرکتهای جدید بر نمونه های کراک وسایر افرادی که زمینه های جدید ، حساس و قابل مشاهده ای را در صنایع خود بو جود می آورند ، تاکید می ورزند.

    ● به روز کردن شوم پیتر

    مفهومی که شوم پیتر درباره ی کار آفرینی تعریف کرده است مطمئنا به اندازه ی کافی انعطاف پذیر بوده است به مواردی که از حساسیت کمتری برخوردار بود ه این امکان را داده است تا خرید کردن را به تجربه ای ارزشمند تبدیل کند. گرچه به نظر می رسد الگوی وی رجال و اعیان قرن نوزد همی بوده است تا دلالان غیر ملموس غذای خشک که نخستین سو پرهای بزرگ را با اجناس جالب ،پیشخوان های sarsaparilla و سیاست قیمت گذاری ثابت به منظور تبدیل کردن خرید به یک تجربه ی آرام و ارزشمند به وجود می آورند.شوم پیتر بر نوآوریهای حساسی تاکید داشت که باعث رشد بلند مدت و دائم اقتصاد می شوند.

    شوم پیتر همچنین به این مطلب اذعان داشت که کار آفرین در حالیکه در تلاش است تا شرکت جدیدی را سازماندهی نماید ، یک کار آفرین است اما آنگاه که کسب و کار وی براه افتاد ،دیگر یک مدیر- مالک می باشد. نوآوریهای جدید و تغییرات نوآوریهای اولیه می تواند مدیر-مالک را به نقش کار آفرینی قبلی خود بازگردند. بنابراین تعریف شوم پیتر نیز به مفهوم شاپرو یعنی رویداد کار آفرینی می رسد اما هنوز بسیار محدودتر است چراکه شوم پیتر بر نو آوری پافشاری می نماید(که چیزی بیش از صرف راه اندازی کاری را ایجاب می کند که قبلاً وجود خارجی نداشته است.) ونیز بر سودی غیر قابل محاسبه که حق یک کار آفرین موفق می باشد.

    همین مورد اخیر است که که محدود کننده بوده و ایجاب می کند که کار آفرینی در محدوده ی اقتصاد شرکتهای آزاد در بخش خصوصی باقی بماند. بی شک در جامعه ای همچون اتحاد جماهیر شوروی نیز " تسریع کنند گان " (expediters)

    بسیاری وجود دارند که به عنوان کار آفرین عمل می کنند و حکومت نیز وجود آنها را تحمل می کند ، چراکه ایشان در حضور آن خشونت بوروکراتیک منابع مختلف را گرد می آورند .البته این افراد هیچگونه سودی به معنای متداول آن بدست نمی آورند.،بلکه گاه هدایایی زیر میزی وپاداشهایی در یافت کرده و یا از حقوقی بهره مند می گردند که پایه گذار ویژگیهای آنها در قاموس کار آفرینی می باشد.

    هنگامی که ما از این مسئله که کار آفرین کیست و کار آفرینی چیست پیشتر رفته و به این سوال می رسیم که چرا برخی افراد تمایل بیشتری به استقلال ، ریسک پذیری ، ابتکار عمل نوآوری دارند ،به سرعت متوجه می شویم که پاسخ به این گونه مسائل به شدت مفهومی که از کار آفرینی پذیرفته ایم بستگی دارد. اگر مفهوم مورد نظر بیش از حد وسیع باشد وهر موردی را در بر گیرد ، هر کسی در دچار حیرت می شود که آیا جستجو برای عوامل سببی معانی مختلفی راد ر بر خواهد گرفت یا نه. بی شک در جامعه ای همانند جامعه ی ما تعداد فراوانی از مردم در مقاطع مختلف زندگیشان ،با رویدادهای کار آفرینی در گیر بوده اند. در ارتباط با افرادی که در مشاغل خصوصی مستقل فعالیت داشته اند. نکات مختلف مربوط به کار آفرینان از قبیل شخصیت ، مشاغل والدین و پیشینه های اجتماعی به طور وسیعی مورد مطالعه قرار گرفته اند. هر گاه مفهوم مورد نظر از کارآفرینان چنان باشد که افراد شاغل در بخش خدمات مدنی ، مدیران کارخانه های شوروی ویا سازمان دهندگان مدنی و شهری را نیز شامل شود،احتمالاً ارتباطات فوق الذکر بسیار ضعیف خواهد شد .

    فصلی که پروفسور شاپرو نگاشته است در هشدار دادن دانشجویان کار آفرینی نسبت به ماهیت بسیاری از تشکیل شرکتهای اتفاقی بسیار مفید بوده است. احتمالات غیر قابل پیش بینی میتواند بسیاری از افراد را به کار آفرینی هدایت نماید که ممکن بود درغیراین صورت حرفه های مطمئن تر و تثبیت شده تری را دنبال کنند. با وجود اینکه متون بسیاری بدین فرض تمایل دارند که تنها برخی از انواع شخصیتها هستند که ناگزیر به سوی نقشهای مستقل از جمله تشکیل شرکت رانده می شوند اما پروفسورشاپرو خاطرنشان می کند جنبه های منفی زندگی فردی نیز اگر مهمتر نباشند ، به همان اندازه دارای اهمیت می باشد. اخراج ناشی از ظلم استبداد سیاسی یا مذهبی ویا از دست دادن کار ممکن است به اندازه ی نیاز به استقلال درآمد بالا اهمیت داشته باشد. می توان چنین فرض کرد که کار آفرینان "اتفاقی " نقش خود را تا حد زیادی مدیون عواملی چون اخراج واز این قبیل می باشد در مقایسه با کار آفرینان "ناگزیر " که در سایر بخشهای متون مربوطه از آنها صحبت شده ، دامنه ی وسیعتری از فاکتورهای فردی را به نمایش می گذارند.

    ● کار آفرینان ساختگی متصنعی:

    جامعه شناسی کار آفرینی این واقعیت را نیز در نظر می گیرد که کار آفرینی در حال تخصصی شدن است. به خاطر وجود مراکز ،موسسات و برنامه های جدید آموزش فارغ التحصیلان ،نظام جدیدی از کار آفرینی در حال شکل گیری است.در حالیکه کارآفرینان متخصص در صد بسیاری پائینی از کارآفرینان آمریکائی را تشکیل می دهند ،واین نسبت طی دهه های آینده نیز به همین مقدار خواهد بود،اما ظهور چنین قشری در صحنه ی کار آفرینی تغییر وتبدیلاتی را در الگوهای توصیفی تثبیت شده ایجاب می نماید.دانشجویان MBA امروزه ممکن است به مفاهیمی دست یابند که درصورت فقدان برنامه های تخصصی دست یابی به آنها بعید می نمود. سمینارهای آموزشی فراوان فزاینده ای در زمینه ی کار آفرینی در دانشگاه ها و کالج ها برای دانشجویان ترتیب داده می شود.مطمئنا جامعه شناسی کار آفرینی برآن خواهد بود تا کار آفرینی را که آموزشهای تخصصی جدید را دیده اند مورد مطالعه قرار داده و آنها را با افرادی بدون هیچگونه تحصیلات رسمی در زمینه ی کار آفرینی به تاسیس شرکتها مبادرت کرده اند مقایسه نماید.آیا این دو گروه به یک اندازه موفق می باشند؟با در نظر گرفتن این حقیقت که بسیاری از دانشجویان این رشته خود آنرا برگزیده اند ،آیا برنامه های آموزش تخصصی در راه اندازی شرکتهای جدید براستی تفاوت چندانی ایجاد کرده است؟

    در حالیکه کار آفرین " اتفاقی " بخاطر احتمالات خارج کنترل خود به تاسیس شرکت روی آورده است ، یک کار آفرین آموزش دیده ممکن است خود آگاهانه تصمیم به اتخاذ چنین نقشی گرفته باشد،حتی قبل از آنکه کارش دقیقاً چه خواهد بود. این بیانگر دیگری از گونه های هیفالومپ می باشد : " کار آفرین تصنعی ".

    یک کار آفرین غیرواقعی تصنعی حتی قبل از آنکه موقعیت شرکت را در بازار به آزمون گذارد ،خود را آگاهانه به نقش خویش شناسائی می نماید.

    ● چند نوع هیفالومپ؟

    چند نوع مختلف از گونه های هیفالومپ موجود می باشد؟ بی شک با تعریفی وسیعتر از مفهوم شوم پیتر ،تعداد بسیار زیادی از این انواع در این گونه وجود دارد.کار آفرینی بسیاری ز خانواده های کاری هندوستان باید مقامات و قوانین دولتی را بشناسد و با سرکشی موانع سیاسی و بوروکراتیک را دور بزنند.

    آن تولید کننده ی محصولات نساجی در مدرس که هنگامیکه متوجه شد شرکتش بزرگتر از آن است که سفارشات البسه ی دولتی را به آن بدهند ، تصمیم گرفت شرکتهای کوچکتری را بو جود آورد ، دور هر یک از ماشینهای ریسندگیش خطی کشید و هر یک از آنها را به یک شرکت جداگانه تبدیل کرد ؛وی مثالی است بارز.کار آفرینی بسیاری از بازرگانان و سرمایه داران شامل احتمالات موشکافانه خرید و فروش می شود در مقابل رقیبان و کانالهای رو به گسترش نیمه قطبی اطلاعات .ریچارد کانتی لون (Richard contillon) عبارت "کار آفرین " را در قرن هیجدهم صرفاً برای چنین بازرگانی ابداع نمود(کیلبی ، ۱۹۷۱) . صاحبان شرکتهاhigh-tech که احتمالات بازار را با نوآوریهای تکنولوژیک در اختیار می گیرند در مقایسه با کارآفرینان تجاری و صاحبان مشاغل کوچک به پیچیدگی و قدرت مالی بیشتری نیاز دارند.

    بطور خلاصه ، اگر یک نوع بخصوص ابتکار عمل داشته باشد ، در سازمان دهی و مدیریت منابع از خود گردانی قابل توجهی برخوردار باشد، در ریسک آورده های شرکت سهیم باشد، در عدم اطمینان نسبت به سود سهیم باشد ،و به شکلی زمینه ای و اساسی نوآوری نماید، آنگاه احتمالاً از انواع هیفالومپهای متنوع موجود در ایالات متحده و اروپای غربی خواهد بود. مفهوم شوم پیتر بسیار محدود می باشد و شخصاً نه در مورد اقتصاد دارای برنامه ریزی متمرکز کاربرد دارد و نه در مورد اقتصاد های پیشرفته یعنی جائیکه کارآفرینان عملاً در آنجا حضور دارند. از طرف دیگر تمایل به پذیرش مفهومی بسیار گسترده ممکن است باعث شود که موضوع بسیار فرا تراز جایگاه اصلی خود در تهورات تجاری اقتصاد بازار آزاد قرار گیرد، یعنی که از هر چیز گذشته محلی است که مطالعات تحقیقاتی ادعا می کنند که هیفالومپها را از آنجا در جستجوی غذا یافته اند.

    نویسنده: جلال عباسی
    پایگاه اطلاع رسانی مدیران ایران



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:02 PM   |  

    ۱۰ ویژگی زنان کارآفرین موفق

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    در کشورهای ثروتمند، نرخ پایین رشد جمعیت به همراه پیر شدن جمعیت، دولت ها را به لزوم فعالیت اقتصادی زنان آگاه کرده است زیرا نیمی از جمعیت آن ها را زنان تشکیل می دهند و محروم شدن اقتصاد از توانایی های این قشر ضررهای فراوانی در پی خواهد داشت.

    در سرتا سر جهان، زنان هر روز نقش بزرگ تری در اقتصاد کشور خود ایفا می کنند.

    در کشورهای ثروتمند، نرخ پایین رشد جمعیت به همراه پیر شدن جمعیت، دولت ها را به لزوم فعالیت اقتصادی زنان آگاه کرده است زیرا نیمی از جمعیت آن ها را زنان تشکیل می دهند و محروم شدن اقتصاد از توانایی های این قشر ضررهای فراوانی در پی خواهد داشت.

    در همین راستا دولت ها با اصلاح قوانین کار، تاسیس مراکز آموزشی و حمایت از زنان شاغل و کارآفرین، سعی کرده اند زمینه را برای ورود آن ها به بازار کار فراهم کنند. در ادامه مقاله حاضر ویژگی های زنان کارآفرین موفق ذکر می شود

    ۱) دیدگاه مثبت:

    دیدگاه مثبت عامل اصلی تبدیل ایده ها به برنامه های عملی و اجرای این برنامه هاست. نگاه مثبت به وضعیت، زمینه نوآوری و رفع مشکلات را فراهم می کند و انرژی درونی، آزاد می کند. کارآفرینی دشوار است و اگر دیدگاه های منفی بر ذهن سلطه داشته باشند با نخستین مانع تلاش ها متوقف می شود. همواره مراقب ذهن خود باشید و اجازه ندهید روحیه تان با افکار منفی تضعیف شود. واقع بینی ضروری است اما در نظر گرفتن موانع با نگاه صنفی داشتن بسیار تفاوت دارد. برای مثبت باقی ماندن زنان کارآفرین، اطرافیان خود را از بین افراد خوش بین انتخاب می کنند.

    ۲) غلبه بر موانع:

    بررسی های انجام شده نشان می دهد در ایالات متحده ۷۰ درصد شرکت های تازه تاسیس به علت ناتوانی مدیران آن ها در حل مشکلات سه سال نخست، منحل می شوند. این در حالی است که نرخ انحلال شرکت هایی که توسط زنان تاسیس شده اند کم تر از شرکت های دیگر است. زنان در اغلب موارد می توانند از موانع در جهت منافع شرکت استفاده کنند. زنان کارآفرین باید عادت کنند از هر مانعی که به وجود می آید پندی بگیرند. به تدریج مشاهده خواهند کرد مشکل آن قدرها که ابتدا تصور می شد بزرگ و منفی نبوده است.

    ۳) اعتماد به نفس بالا:

    قدرتمند بودن و اعتماد به نفس داشتن به معنای مخرب و جسور بودن نیست. برعکس اعتماد به نفس و قدرت به معنای سازندگی و حرکت در مسیر صحیح است. هنگامی که فرد تصویر ذهنی درست و مثبتی از خود دارد و مسوولیت پذیر است که روحیه کارآفرینی او قوی تر است و دیگران نیز با اعتماد و اطمینان بیش تری با وی همکاری می کنند. آمارها نشان می دهد در بین مردان و زنان کارآفرین به ترتیب ۴۵ و ۵۱ درصد آن ها از این ویژگی برخوردار هستند.

    ۴) حس کمک به دیگران:

    تحقیقات نشان می دهد زنان بیش از مردان با کمک به دیگران در آن ها نفوذ می کنند. اشتیاق به ایجاد تغییری مثبت در زندگی دیگران از مهم ترین ویژگی های زنان کارآفرین موفق است و انگیزه بالایی برای فعالیت های اقتصادی آنهاست. نظرسنجی های انجام شده در بین زنان کارآفرین نشان می دهد در بین انگیزه های مختلف نظیر کسب درآمد بالا، اثبات توانایی، استفاده از تحصیلات و... حس کمک به دیگران و ایجاد تغییر در زندگی آن ها عامل اصلی مهم تر در فعالیت اقتصادی زنان است.

    ۵) صداقت:

    مسلما برای موفقیت لازم نیست قربانی هایی را در مسیر حرکت از خود بر جا گذارید. برای قدم گذاشتن به پله بالاتر لازم نیست روی دوش دیگران قدم بگذارید. حس رقابت منفی در بین مردان بیش از زنان است. حرکت طبق قانون و پرهیز از اقدامات غیرصادقانه در بین کارآفرین های زن به ویژه در آسیا مشاهده می شود. همین عامل حس اعتماد دیگر شرکت ها را برمی انگیزد زیرا همه مایلند با کسانی همکاری کنند که صادق و قابل اطمینان باشند. در ایالات متحده میزان همکاری شرکت ها با زنان کارآفرین طی یک دهه گذشته همه ساله ۱۰ درصد افزایش یافته است.

    ۶) توازن بین زندگی و کار:

    با آن که زنان همواره مسوولیت زندگی شخصی و خانوادگی را به عهده دارند، آن دسته از آن ها که بین کار و زندگی خانوادگی توازن برقرار می کنند موفق تر هستند. زندگی متوازن ذهن را برای ایده های خلاق آماده می کند. در کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی که کشورهایی پیشرفته هستند، در آمارها مشخص شده آن دسته از زنان کارآفرین که به زندگی خانوادگی، دوستان، سلامتی و روح خود توجه بیش تری دارند، موفق تر هستند. ویژگی ششم به ویژه در مورد زنان مصداق دارد زیرا آن ها در هر سطح شغلی که باشند بر خانواده بیش از مردان تاثیر می گذارند.

    ۷) هدفمندی:

    اهداف همان رویاها هستند که با برنامه عملی و شفاف تجهیز شده اند. اهداف نوشته نشوند در حد رویا و آرزو باقی می مانند. تحقیقات نشان می دهد زنانی که برای مدیریت شرکت و کسب و کار خود برنامه ای شفاف و مرحله بندی شده دارند موفق تر عمل می کنند. البته این ویژگی برای تمام کارآفرین ها مفید است اما از آن جا که زنان وظایف خانوادگی گسترده تری دارند، برنامه ریزی به آن ها کمک می کند توازن لازم را بین کار و زندگی خانوادگی برقرار کنند.

    ۸) دقت:

    تشخیص خلا\ در بازار که می توان آن را از طریق کارآفرینی پر کرد اقدامی استراتژیک در هر برنامه برای کارآفرینی است. کشف نیازهایی که تاکنون پاسخ داده نشده اند یا به میزان لازم تامین نشده اند کلید تولید موفق است. زنان به علت ریزبینی و دقت بالای خود نسبت به مردان توانایی بالاتری در کشف این نیازها دارند. از سوی دیگر آمارها نشان می دهد تقریبا در تمام کشورها میزان مصرف زنان بیش از مردان است به همین دلیل آن ها نیازهای بازار را بهتر تشخیص می دهند و کالاهایی که تولید می کنند نیاز واقعی بازار است.

    ۹) آموزش:

    اغلب زنان کارآفرین شیوه های کاری خود را به جانشین هایشان فرا می دهند و نوعی انتقال تجربه در شرکت هایی که آن ها تاسیس می کند مشاهده می شود که بسیار بیش تر از وضعیتی است که در شرکت های تحت مالکیت مردان دیده می شود. همین ویژگی به آن ها کمک می کند همزمان از همفکری دیگران استفاده کنند.

    ۱۰) نگاه بلندمدت:

    بالاترین شدت مقاومت قبل از شکست صورت می گیرد. احتیاط و آینده نگری جزو ویژگی های اصلی کار آفرین های زن است. به دلیل نگاه بلندمدت سرسختی زنان در مواجهه با مشکلات بیش تر است. البته احتیاط باعث نمی شود زنان موفق جرا\ت برداشتن قدم بعدی را نداشته باشند. با آن که در سرتاسر جهان تعداد زنان کارآفرین بسیار پایین تر از مردان است اما در شرایط برابر موفقیت آن ها بیش تر است.

    با آن که در اکثر کشورهای جهان قوانین برای حضور زنان در عرصه اقتصاد مناسب نیست و هنوز نسبت به توانایی زنان در کارآفرینی آن طور که باید اعتماد به وجود نیامده اما روند نقش آفرینی زنان در حوزه کارآفرینی روندی روبه رشد است.

    در بین ۵۰۰ شرکت برتر آمریکا، مدیر تنها ۱۰ شرکت زن هستند. واقعیت این است که هر چه سطح مسوولیت ها بالاتر می رود تعداد زنان کم تر می شود اما به تدریج تعداد آن ها رو به افزایش است. در شرکت های کوچک و متوسط شاهد حضور زنان در شغل های رده بالادر حد مالکیت و مدیریت هستیم

    منبع:creativity.ir
    سیمرغ



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:02 PM   |  

    کارآفرینی و اشتغال در نظام آموزش عالی

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    رقابت پذیری در اقتصاد جهانی به توانمندی‌های تکنولوژیکی و نوآوری وابسته است. این امر شامل توانایی توسعة محصولات جدید و دسترسی به بازارهای جدید، بکارگیری تکنولوژی جدید، اعمال بهترین الگوهای مدیریتی در بنگاهها و توسعة سطوح مهارتی در طیف وسیعی از نیروی کار می‌باشد. دانشگاهها قادرند در تمامی این موارد نقش مهمی ایفا نمایند.

    رقابت پذیری در اقتصاد جهانی به توانمندی‌های تکنولوژیکی و نوآوری وابسته است. این امر شامل توانایی توسعة محصولات جدید و دسترسی به بازارهای جدید، بکارگیری تکنولوژی جدید، اعمال بهترین الگوهای مدیریتی در بنگاهها و توسعة سطوح مهارتی در طیف وسیعی از نیروی کار می‌باشد. دانشگاهها قادرند در تمامی این موارد نقش مهمی ایفا نمایند.

    در نتیجه افزایش ظرفیت تحقیقات و تکنولوژی کشور برای تبدیل دستاوردهای علمی و یافته‌های فناورانه به موفقیت‌های صنعتی و تجاری واشتغال زایی به نقش کارآفرینی دانشگاهها وابسته می‌باشد. لذا رویکرد حاکم بر فعالیتهای آموزشی و پژوهشی و مشاوره‌ای، رویکردی نیازگرا در تعامل با سازمانهای بیرونی دانشگاه می‌باشد.

    اگر به روند رشد و توسعه جهانی توجه داشته باشیم، درمی‌یابیم که با افزایش و گسترش فناوری‌های پیشرفته، نقش و جایگاه کارآفرینان به طور فزاینده‌ای بیشتر می‌شود و کارآفرینی فردی و سازمانی از عوامل مهم رشد و توسعه اقتصادی به شمار می‌آید؛ به طوری که در غرب و برخی کشورهای دیگر، دو دهه اخیر، دهه‌هایی طلایی کارآفرینی نام گرفته است.

    ساختارهای موجود در دانشگاههای کشور با هدف آموزش تخصصی دانشجو شکل گرفته است و کمتر تقویت و تربیت کارآفرینی در دانشجویان مدنظر می‌باشد، به طوری که فارغ‌التحصیلان فعلی دانشگاهها اغلب با مفاهیم اولیه کارآفرینی آشنایی ندارد.

    علاوه بر ضعف نظام آموزشی دانشگاهها در آموزش مفاهیم کارآفرینی، عدم ساختارهای مکمل جهت ایجاد زیر ساختار فیزیکی برای توسعه روحیه کارآفرینی در دانشجویان از ضعفهای دیگر این نظام می‌باشد. خیل عظیم فارغ‌التحصیلان دانشگاهی باعث اشباع سازمانهای دولتی و حتی خصوصی از نظر پرسنل مورد نیاز شده است و درصد زیادی از فا‌رغ‌التحصیلان دانشگاهها امکان جذب در این سازمانها را ندارند. این موضوع زمینه‌های مهاجرت فارغ‌التحصیلان دانشگاهی به کشورهای دیگر را سبب شده است و بیکاری فارغ‌التحصیلان را به یک معضل مهم در کشور تبدیل نموده است. برای رفع این مشکل روشهای مختلفی امروزه در دنیا تجربه شده است.

    اغلب این روشها در دو دسته تکمیل ساختارهای آموزشی و ایجاد بسترهای لازم کارآفرینی مانند مراکز رشد تجربه گردیده است. تکمیل ساختارهای آموزشی که به منظور آشناسازی دانشجویان نسبت به مسائل کسب و کار و تربیت و تقویت روحیة کارآفرینی ایجاد می‌شوند آماده‌سازی روحی و روانی فارغ‌التحصیلان برای ورود به عرصه‌های اقتصادی را هدف می‌گیرند. بسترهای توسعه کارآفرینی به منظور فراهم آوردن شرایط فیزیکی لازم برای ورود این فارغ‌التحصیلان کارآفرین ایجاد می‌شود و ایجاد حرفه‌های اقتصادی را هدف می‌گیرند. از جمله ساختارهایی که در بسیاری از کشورها برای این منظور تجربه شده‌اند، مراکز رشد تجاری و فناوری (انکوباتورها) هستند.

    مروری بر تجربه مراکز آموزش عالی در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که این مراکز با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی که در آن قرار گرفته‌اند به یکی از این راه‌حل‌ها پرداخته‌اند و یا دوره‌های آموزشی با عنوان کارآفرینی راه‌اندازی کرده‌اند و یا اقدام به ایجاد یک مرکز رشد در دانشگاه نموده‌اند. در بسیاری از موارد نیز این دو راهکار به طور همزمان بکار گرفته می‌شود.

    پیش‌بینی مکانیزم‌های لازم در بهره‌گیری از این به صورت تکمیل‌کنندة یکدیگر از جمله مسائلی است که نقش به سزایی در اثر بخشی این راه‌حل‌ها دارد. نظام آموزش عالی کشور در یکی دو سال اخیر به موضوع تقویت و توسعه روحیة کارآفرینی در دانشجویان توجه ویژه‌ای مبذول داشته و اقدام به سرمایه‌گذاری اولیه در اجرایی کردن این دو راه‌حل نموده است. ایجاد دوره‌ها و مراکز کارآفرینی و همچنین صدور مجوز و حمایت نسبت به راه‌اندازی بیش از ۱۵ مرکز از اقدامات اجرایی است که در این رابطه شکل گرفته است. به منظور بهره‌گیری بیشتر از این دو حرکت، که به صورت کاملاً مستقل انجام شده است، لازم است کارکرد کل مجموعه‌های راه‌اندازی شده در دستور کار مدیران آموزش عالی قرار گیرد.

    ● اهداف و محتوای آموزش کارآفرینی:

    هدف اولیه، از توسعه کارآفرینی همانا تربیت نمودن افراد متکی به نفس و آگاه به فرصتها است. (کاتن، ۱۹۹۰، ص ۱۴۷)

    آموزشهای کارآفرینی به دنبال بهبود و انگیزش در گرایشهای افراد همچون فرصت‌جویی، ابتکار، مخاطره‌پذیری و ... است. (گیپ، ۱۹۹۰، ص ۱۲)

    هدف از گنجاندن کارآفرینی در برنامه درسی (علاوه بر ایجاد توانایی در افراد جهت کارآفرینی و شکل‌گیری کسب و کارهای جدید) می‌تواند برونداد گسترده‌تری به شرح زیر داشته باشد:

    ▪ درک نقاط نسبی قوت و ضعف انواع فعالیتهای مخاطره‌آمیز

    ▪ شناخت روشهای ممکن برای شناسایی و ارزشیابی فرصتهای اقتصادی و عواملی که باعث حمایت یا مانع خلاقیت می‌گردند.

    ▪ درک فرآیند کارآفرینانه و برنامه‌ریزی، ایجاد و توسعه فرآیند

    ▪ پرورش و توسعه تواناییهای شکل‌دهی، سازماندهی و کارکردن در تیمهای میان رشته‌ای

    ▪ داشتن استراتژی‌های عمومی جهت ایجاد یک شرکت جدید

    ▪ شناخت ویژگیهای عمومی یک رفتار کارآفرینانه

    ▪ شناخت عوامل کلی موفقیت و شکست در نوآوری و ایجاد یک شرکت نوپا

    ▪ دانش فنی شناسایی، ارزشیابی و کسب منابع

    ▪ درک امور مربوط به ایجاد و ارائه یک طرح کسب و کار جدید

    نگرشهایی وجود دارد که کارآفرینان موفق به آن نیاز دارند. اما مشکلی که وجود دارد اینست که نگرشها را نمی‌توان تدریس کرد و یا حداقل شبیه مهارتها به آسانی نمی‌توان در تدریس ارائه کرد. چون نگرشها بیشتر به صورت تدریجی از دوران اولیه کودکی شکل می‌گیرند. این فاکتورها بر شکل‌گیری اهداف و محتوای آموزش و تدریس تأثیر می‌گذارند و ما را رهنمون می‌سازند. در اینجا به اهداف و محتوایی که نوعاً در آموزش کارآفرینی وجود داشته و یا لازم است که وجود داشته باشند، اشاره می‌شود. ضمناً نکاتی پیرامون روش تدریس نیز مورد بحث قرار می‌گیرد.

    ● اهداف آموزش کارآفرینی:

    هیلز با مطالعه بر روی مربیان دانشگاهی که کارآفرینی را تدریس می‌کنند، اهداف آموزش کارآفرینی را چنین توصیف می‌کند: افزایش آگاهی و درک فرآیند شروع و راه‌اندازی کسب و کار جدید، توسعه یک مسیر شغلی، درک روابط میان رشته‌های دانشگاهی و افزایش و تقویت. مهارتهای کارآفرینانه. هدف اصلی در آموزش کارآفرینی از دیدگاه هیلز، پرورش و توسعه افراد کارآفرین و پرورش افراد متکی بر خود از طریق فرآیند یادگیری بیان شده است.

    همچنین باید به این مساله مهم توجه داشت که لازم است برای دانشجویان مزایا و مضرات تصمیم‌گیری درباره مسیر شغلی، استراتژیهای آمادگی و زمان ورود به شغل را مشخص نمود. علاوه بر آن باید مهارتهای تحلیلی شاگردان را با استفاده از مفاهیم و ابزارها و روشهای جدید، پرورش و توسعه داد و حساسیت آنان را نسبت به شناسایی فرصتهای کسب و کار افرایش داد، اعتماد به نفس را در آنها بالا برد، بطوریکه با پتانسیل بالایی در کسب و کار تلاش نمایند.

    ● محتوای آموزش کارآفرینی:

    هود ویانگ با مطالعه بر روی ۱۰۰ نفر از مدیران ارشد اجرائی که در مدت ۵ سال نرخ رشد حداقل ۲۰۰% داشته‌اند، مهمترین عوامل محتوایی در موفقیت کسب و کار را چنین توصیف می‌کنند: مدیریت مالی و بودجه، مهندسی، حسابداری، دانش بازاریابی و فروش. روی هم رفته ۲۹ زمینه محتوایی ذکر شده بود در زمینة مهارتها، مهارتهای رهبری، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای روابط انسانی به عنوان مهمترین مهارتهای مورد نیاز برای کارآفرینی ذکر شده بود اما داشتن فکر فرصت گرایانه، بینش و تفکر مثبت نیز مهم قلمداد شده بود.

    روی هم رفته ۸ نوع عامل فکری وذهنی مختلف ذکر شده بود. از میان ۱۰ عامل شخصیتی مختلف که ذکر شده بود، مهمترین‌شان خودانگیزشی، ریسک‌پذیری، عقل و درایت و ارزش بود. همه پاسخ دهندگان موافق بودند که تمام عوامل این چهار نوع زمینه مختلف به غیر از چند عامل شخصیتی می‌توانند تدریس شوند.

    ● تاریخچه آموزش کارآفرینی در دانشگاهها:

    امروزه آموزش کارآفرینی به یکی از مهمترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های دانشگاهها تبدیل شده است. به عنوان مثال در ایالات متحده آمریکا آموزش کارآفرینی در دورن دوره‌های دانشگاهی و توسط مؤسسات خاص مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.

    کانادا و برخی کشورهای آسیایی همچون فیلیپین، هند، مالزی نیز گامهای اساسی جهت حمایت از کارآفرینی برداشته‌اند؛ این حمایتها شامل ارائه راهنمائیهای عملی، مشاوره، ارائه تسهیلات مالی و برگزاری دوره‌های ویژه در خصوص کارآفرینی در درون دانشگاهها و یا خارج از دانشگاهها می‌باشد. (کیپ ۱۹۹۰، ص ۱۱)

    بر اساس مطالعات انجام شده در آمریکا تعداد دانشکده‌هایی که دوره‌های کارآفرینی را در برنامه‌های آموزشی خود گنجانده بودند از اواخر دهه ۱۹۶۰ تا سال ۱۹۸۷ به بیش از ۱۳۰ دانشکده رسیده بود که در سال ۱۹۸۰ تعداد آنها به ۱۶۳ دانشکده افزایش یافت. از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۵ یعنی در فاصله پنج سال با افزایش ۹۰ دانشکده دیگر که رشته‌های کارآفرینی را ارائه می‌کردند این تعداد به ۲۵۳ دانشکده رسید. بسیاری از دانشکده‌ها، رشته‌های کارآفرینی را به صورت استاندارد شروع می‌کنند که شامل پروژه‌های «طراحی شرکت‌های نوپا» و همچنین مطالعات موردی، بررسیها و سخنرانیها می‌باشد که توسط میهمانان یا اساتید برگزار می‌شود. در سال ۱۹۹۰ تعداد دانشکده‌های کارآفرینی به بیش از ۵۰۰ دانشکده افزایش یافت.

    به طور کلی تا سال ۱۹۹۰، چهار دسته اصلی از دوره‌های آموزشی کارآفرینی شکل گرفت که:

    ▪ دسته اول: برنامه‌هایی برای آگاهی و جهت‌گیری به سوی کارآفرینی

    ▪ دسته دوم: برنامه‌های آموزشی برای توسعه شرکتهای تازه تأسیس

    ▪ دسته سوم: دوره‌هایی برای رشد و بقای کارآفرینان و شرکتهای کوچک

    ▪ دسته چهارم: توسعة آموزش کارآفرینی؛ به طوری که استاد و دانشجو با نقشهای نوین خود آشنا گردند. (سازمان بین‌المللی کار، ۱۹۹۲، ص ۴)

    آموزش و پرورش کارآفرینان در نظام آموزش عالی کشور ما با بیش از ۲۰ سال تأخیر نسبت به کشورهای توسعه یافته در اواخر سال ۱۳۷۹ در وزارت علوم تحقیقات و فناوری با عنوان طرح کاراد. مورد توجه قرار گرفت. بر اساس برنامه سوم توسعه کشور، طرحی تحت عنوان «طرح توسعة کارآفرینی در دانشگاههای کشو» که به اختصار کاراد نام گرفته است تدوین و اجرای آن با نظر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در ۱۲ دانشگاه کشور شروع و مسئولیت پیگیری، اجرا و امور ستادی آن از سوی وزارت علوم در اواخر سال ۱۳۷۹ به سازمان سنجش آموزش کشور واگذار گردید. (گزارش دبیرخانه کاراد ۱۳۸۱)

    ● مفهوم کارآفرینی در آموزش عالی:

    کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه، باید یک شیوه زندگی دانست که با ایجاد و انتقال آن به نسل جدید، بسیاری از مشکلات و آسیبهای اجتماعی موجود برطرف می‌شود. بر اساس تعریف "John Sawyer" در سال ۱۹۵۸، کارآفرینی نه تنها در واحدهای کسب و کار، که در سایر سازمانها و در همه وظایف و کارها، چه کارهای کاملاً نوآورانه یا کاملاً ساده می‌تواند دیده شود. وقتی اینگونه بنگریم که کارآفرینی نه تنها جزئی از زندگی، بلکه خود زندگی است که باید از حرکت و پویایی لازم برخوردار باشد، به جای آنکه فعالیت و رشد اندیشه فراگیران را در فرآیند یاددهی و یادگیری، با رفتارهای خشک، فشرده و تکراری مسدود نماییم و فرصت اندیشیدن را از آنان بگیریم، شرایط را به گونه‌ای فراهم می‌سازم که تمام افراد به تلاش و اندیشه بپردازند، که در این راستا نقش آموزش عالی به دلیل تأثیرات بنیادین آن در تحولات اجتماعی بسیار بااهمیت است.

    ● دانشگاه کارآفرین:

    دانشگاه، نقش بالقوه و واقعی در توسعه اقتصادی کشورها دارد. ماهیت جدید رقابت‌های بین‌المللی، این نقش را به طور بنیادی تغییر می‌دهد و اگر آنها نتوانند به نهادها و دانشگاههای کارآفرین تبدیل شوند در توسعة ملی و منطقه‌ای و رقابت شکست خواهند خورد. استفاده دانشگاهها از علم و دانش به ماهیت کارآفرینی آنها بستگی خواهد داشت.

    بدلیل مشکلات موجود در انتقال علم و بدلیل وجود شبکه‌های مختلف اقتصادی، استفاده از دانش جدیدی که بر مبنای اصول علمی ایجاد شده، می‌تواند یک عامل مهم و قوی برتری منطقه‌ای باشد بنابراین کارآفرین ساختن دانشگاهها، تأثیر قوی و مثبت بر توسعه منطقه‌ای دارد.

    دانشگاهها بدنبال حفظ یا تقویت جایگاه رقابتی خود همراه با فعالیت‌هایی بوده‌اند که هدفشان جذب بیشتر دانشجویان جهت نیل به موفقیت است. بعلاوه آنها باید فعال و نوآور باشند و توان پذیرش ریسک را داشته باشند، آنها باید یک رویکرد جامع ارزیابی را اتخاد کنند و آنرا با کارآفرینی استراتژیک خود یکپارچه کنند.

    دانشگاه کارآفرین یک مؤسسه خود مولد است و در روند گذر از سازمان مبتنی بر هدایا و وابسته به فضای نهادهای دیگر برای منابعش می‌باشد. انجام تحقیقات مرتبط اقتصادی، دانشگاه را وادار به برقراری ارتباط با محیط بیرونی می‌سازد. دانشگاههای کارآفرین موقعیت و قانونگذاری و دسترسی‌شان به منابع عمومی را افزایش می‌دهند. در چنین فضایی تبدیل دانش به کالای اقتصادی از سوی مؤسسات دولتی، بخش خصوصی و دانشگاهها ترغیب می‌شود.

    دانشگاههای کارآفرین و مکانیزم‌های پیوندی برای نوآوری تکنولوژی و اشتغال زایی:

    اگر چه پیوند دانشگاه و بنگاه در راستای فعالیتهای نوآورانه در اصل بطور ضمنی از مدل خطی پیروی می‌کند، ولی تحولی در روابط آنها لازم است؛ در اکثر ممالک، ساختارهای واسط و فصل مشترک متعدد و متنوعی طرح و پیاده گردیده‌اند. در کشورهای پیشرفته صنعتی، مراکز تحقیقاتی صنعت- دانشگاه و مراکز تحقیقات مهندسی با همکاری گروههایی از بنگاهها در بخش تولید، شکل گرفتند که اساتید دانشگاهها و نمایندگان بنگاهها بطور مشترک روی پروژه‌ها تصمیم می‌گیرند واغلب پروژه‌ها را بطور مشترک اجراء می‌کنند. واسط دیگر دفتر ارتباط با صنعت در دانشگاهها است که هدف از ایجاد آن آگاهی و یادگیری از آنچه که محققین در دانشگاهها انجام می‌دهند و سپس دعوت از بنگاهها برای حضور در دانشگاهها و با مشارکت مشاوران دانشگاه، در فرآیند انتقال و توسعة تکنولوژی نقش ایفا می‌کند. ایجاد دفتر انتقال تکنولوژی، تحولی دیگر است که تکنولوژیها و اختراعات دارای پتانسیل تجاری شدن و بازارهای مرتبط را شناسایی می‌کند و آنها را تحت لیسانس به بنگاهها واگذاری می‌کند.

    ● نتیجه‌گیری:

    همانطور که از مفهوم تعاریف کارآفرینی می‌توان استنباط کرد، کارآفرین سه فعالیت اصلی را انجام می‌دهد: ۱) ایجاد کسب و کار

    ۲) نوآوری در محصول

    ۳) اشتغالزایی

    در رشد و توسعه ملی، کارآفرین با ایجاد زنجیره ارزش کارآفرینی، خود را به عنوان نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی مطرح می‌کند؛ از اینرو در کشورهای پیشرفته، سیاست‌های حمایتی مناسبی را در تقویت ویژگیهای کارآفرینانه در افراد و در مجموع ابقای روحیه کارآفرینی در سطح جامعه اتخاذ کرده‌اند.

    در جهان کنونی، دانشمندان کارآفرین و دانشگاههای کارآفرین، با تبدیل دانش به مالکیت معنوی به فضای دانشگاهی شکل جدیدی می‌دهند. امروزه دانشگاهها در بنگاههای ایجاد شده از سوی اعضای علمی سهم دارند. آنها در جستجوی مالکیت معنوی و انتشار مقاله و شهرت علمی بیشتر از یافته‌هایشان هستند و دانشمندان دانشگاهی به مخترعین، توسعه دهندگان و کارآفرینان تبدیل شده‌اند. دانشگاهها در هر یک از مأ موریت‌های خود از دید فردی به دیدگاه‌ سازمانی سوق داده می‌شوند.اشتغالزایی مستلزم برنامه‌های کارآفرینی بویژه در محیطهای آموزش عالی می‌باشد، لذا فعالیتهای دانشگاهی ضمن ایفاء‌ نقش در تولید علم و دانش در سطح جهان، باید سهم عظیمی در توسعة صنعتی و نوآوری تکنولوژی کشور داشته باشند.

    بنابراین دانشگاهها باید با تدوین برنامه‌های استراتژیک بسوی دانشگاههای کارآفرین سوق داده شوند. این امر مستلزم بسترسازی مناسب همراه با اقدامات ساختاری و غیرساختاری و توسعة تفکر و اندیشه مدیریت کارآفرینی در محیط‌های دانشگاهی‌ است که خوشبختانه زمینة آن در کشور موجود می‌باشد.

    منابع:
    کرامت اله اکبری- نقش نام آموزش در توسعه کارآفرینی
    علیرضا حاجی خیاط- بررسی علل و عوامل بیکاری فارغ‌التحصیلان نظام آموزش عالی
    رضا مرادی و سروش علی‌مرادی- نقش انکوباتورهای دانشگاهی در بسترسازی کارآفرینی فارغ‌التحصیلان
    پروانه گلرد- نقش آموزش عالی در کارآفرینی زنان
    محمد نجفی و نفیسه رفیعی- یادگیری مبتنی بر کارآفرینی در آموزش عالی
    گرد آوری : حجت سوری
    بازار کار



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:02 PM   |  

    زندگینامه کارآفرینان موفق جهان(بنیانگذار kodak)

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    امروزه از «George Eastman» موسس کمپانی بزرگ «Eastman Kodak» به عنوان پدر صنعت عکاسی مدرن و نوین یاد می‌شود. او در سال ۱۸۵۴ در یکی از روستاهای «نیویورک» دیده به جهان گشود. پدرش «George Washington Eastman» در همان سال دانشکده اقتصاد «Eastman» را در «Rochester» بنا کرد و چند سال بعد خانواده را برای زندگی در آن شهر به «Rochester» برد.

    امروزه از «George Eastman» موسس کمپانی بزرگ «Eastman Kodak» به عنوان پدر صنعت عکاسی مدرن و نوین یاد می‌شود. او در سال ۱۸۵۴ در یکی از روستاهای «نیویورک» دیده به جهان گشود. پدرش «George Washington Eastman» در همان سال دانشکده اقتصاد «Eastman» را در «Rochester» بنا کرد و چند سال بعد خانواده را برای زندگی در آن شهر به «Rochester» برد. در سال ۱۸۶۲ درست زمانی که دانشکده در حال شکل‌گیری و رشد خود به سر می‌برد، به ناگاه پدر خانواده از دنیا رفت و اندک سرمایه‌ای را برای آنها به ارث گذاشت.

    با پدید آمدن چنین شرایطی «George» که تنها پسر خانواده بود برای سرپرستی و حمایت مالی مادر و دو خواهرش مجبور به ترک تحصیل شد و راهی بازار کار گردید. ابتدا برای یک شرکت کوچک بیمه مشغول به کار شد و پس از آن به استخدام بانک محلی «Rochester» درآمد.

    هنگامی که ۲۳ سال بیشتر نداشت یکی از همکارانش با مشاهده فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر او پیشنهاد کرد که تعطیلات آخر هفته را به همراه مادر و خواهرانش به خارج از شهر بروند و به تفریح بپردازند. در میان کلام همکار دلسوز پیشنهادی مطرح شد که سرآغاز تحول زندگی «George» و تکنولوژی بشر به حساب می‌آمد. او گفت که برای ثبت خاطره آن روز گردش «George» دوربینی تهیه نماید و از خانواده‌اش چند عکس یادگاری بگیرد.

    اگر چه «George» دوربینی اجاره کرد اما هرگز تعطیلات آخر هفته را در بیرون از خانه نگذراند. سنگینی، حجم و گرانی مبلغ تهیه یک دوربین و یا حتی یک عکس تمامی فکر او را به خود مشغول ساخته بود. «آیا امکان ظهور دوربینی جدید با خصوصیات کاملاً متفاوت وجود ندارد؟»

    از همان روز به مدت سه سال، شب‌ها و در ساعات بیکاری او مدام در آشپزخانه خانه مشغول آزمایش موادی بود تا بتواند امولسیون ژلاتین را در جایگاه نگاتیو فیلم دوربین قرار دهد. سرانجام پس از یکسری آزمایشات مستمر و طولانی مدت او در سال ۱۸۸۰ توانست ماشینی با قابلیت کارایی با نگاتیو خشک جهت تهیه عکس اختراع نماید و به ثبت رساند.

    یکسال بعد با کمک‌های مالی «Henry Strong» کمپانی «Eastman Dry Plate» برپا شد و به سبب فعالیت‌های شدید «George» در آن دیگر مجبور به استعفا از بانک شد. در سال ۱۸۸۴ فعالیت‌های کمپانی «Eastman» که حال به یک کمپانی تولید فیلم تبدیل شده بود گسترش یافت و او توانست فیلم‌های حلقه‌ای را جایگزین نگاتیوهای شیشه‌ای نماید که با استقبال بسیار بی‌نظیری مواجه شد.

    سرانجام در سال ۱۸۹۲ کمپانی «Eastman Kodak» افتتاح شد، کمپانی که با ظهور خود انقلاب بزرگی در صنعت عکاسی دنیا پدید آورد. اندکی بعد کمپانی «Kodak» توانست با بکارگیری چند نوآوری دیگر، دوربین‌های سبک با کارایی بسیار ساده را با نام «Kodak» وارد بازار نماید. شعار آنها با فرستادن این دوربین‌ها به بازار این بود: «شما تنها یک دکمه را فشار دهید، ما بقیه کارها را انجام می‌دهیم.» در مدت زمان بسیار اندکی دوربین‌های عکاسی «Kodak» در سراسر جهان شهرت یافت و میزان تقاضای آن به شدت سرعت گرفت.

    در همان فاصله زمانی ابتکار جدید «Eastman» برای پایه‌ریزی ظهور فیلم‌های متحرک در سال‌های بعد نیز با سر و صدای بسیاری همراه شد. در سال ۱۸۸۸ هنگامی که «Eastman» نام «Kodak» را برای کمپانی و محصولات خود برگزید، از او سؤالات بسیاری در مورد علت انتخاب این نام پرسیده شد و او در پاسخ اظهار داشت که از دوران کودکی علاقه خاصی به حرف «K» داشته است و همیشه آن را حرف مورد علاقه و قدرت بخش خود می‌ دانسته است. از نظر او انتخاب کلمه‌ای که با این حرف شروع و با آن خاتمه می‌یابد، قطعاً خوش‌شانسی و موفقیت فراوانی برای او دربر خواهدداشت.

    در سال ۱۹۰۲ «George Eastman» که حال به یک ثروتمند مشهور تبدیل شده بود، تصمیم گرفت تا خانه‌ای را که همیشه در خواب‌های کودکی‌اش می‌دیده بنا نماید. از همین رو مشهورترین آرشیتکت آن دوران در ایالات متحده «J.Foster Warner» را به خدمت گرفت و ساخت خانه را آغاز نمود. خانه‌ای به مساحت ۳۲۰۰ متر با ۵۰ اتاق و مجهزترین سیستم گرمایش، تلفن و برق و از همه مهم‌تر با طراحی داخلی طراحان کاخ سفید که هزینه ساختش مبلغی معادل ۳۳۵ هزار دلار آن زمان شد، ساخت.

    از خصوصیات بارز «Eastman» می‌توان به سخاوتمندی و علم دوستی او اشاره کرد. از آنجا که او در دوران نوجوانی به دلیل مصائب مالی و خانوادگی نتوانسته بود ادامه تحصیل دهد، در این دوران که صاحب مال و شهرت شده بود همواره به موسسات آموزشی کمک‌های شایانی اهدا می‌کرد. او در دوران حیاتش مبلغی معادل ۲۰ میلیون دلار به موسسه تکنولوژیکی «ماساچوست» اهدا نمود. همچنین مرکز فن‌آوری «Rochester» مبلغی معادل ۶۲۵ هزار دلار در سال ۱۹۰۱ از «Eastman» به عنوان هدیه دریافت کرد. او همچنین هدیه‌ای معادل ۲ میلیون دلار به هر یک از موسسات آموزشی «Tuskegee» و «Hampton» ارایه نمود.

    «George Eastman» همچنین علاقه فراوانی به شهر «Rochester» داشت و با تمام قوا جهت پیشرفت و توسعه این شهر گام برمی‌داشت. بنای موسسه و انجمن «Chest» به عنوان دانشکده موسیقی این شهر و همچنین بخشیدن منزل مسکونی مشهورش پس از مرگ به دانشگاه «Rochester» از جمله این اقدامات به شمار می‌روند.

    سرانجام در ۱۴ مارس ۱۹۳۲ این مخترع بزرگ و ثروتمند خیر دار فانی را وداع گفت. هنگامی که جسد او را به خاک می‌سپردند، آخرین جمله وصیتنامه او توجه همگان را به خود جلب کرد: «من کارم را انجام دادم. پس ماندن دیگر لزومی ندارد.

    اگر چه «Eastman» به این نتیجه رسیده که کارش را به اتمام رسانده است اما کمپانی صاحب‌نامش راه درازی را مقابل خود می‌دید. امروز کمپانی «Kodak» به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فیلم‌های دوربین عکاسی در جایگاهی قرار گرفته که بدون شک روح بنیانگذار خود را راضی و خشنود در بالای سر خود مشاهده می‌نماید.

    سیمرغ






    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:02 PM   |  

    چالشهای کارگران در جامعه امروز به بهانه هفته کارگر

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    با نگاهی اجمالی به اوضاع کشورمان ایران در می یابیم که کارگران هنوز نقش مستقیمی در امر تولید بر عهده دارند ، برخلاف کشورهای اروپایی و آمریکایی و سایر کشورهای پیشرفته که عملکرد کارگران تقریبا از نقش مستقیم به نقش نظارتی تغییر یافته است (یعنی عموم کارها توسط رباتها انجام گرفته و کارگران به عنوان ناظر بر عملکرد این رباتها فعال هستند) در ایران کنونی کارگران بطور مستقیم یا با واسته کم در حال فعالیت می باشند..

    با نگاهی اجمالی به اوضاع کشورمان ایران در می یابیم که کارگران هنوز نقش مستقیمی در امر تولید بر عهده دارند ، برخلاف کشورهای اروپایی و آمریکایی و سایر کشورهای پیشرفته که عملکرد کارگران تقریبا از نقش مستقیم به نقش نظارتی تغییر یافته است (یعنی عموم کارها توسط رباتها انجام گرفته و کارگران به عنوان ناظر بر عملکرد این رباتها فعال هستند) در ایران کنونی کارگران بطور مستقیم یا با واسته کم در حال فعالیت می باشند ، یعنی "کار" کارگر مهمتر و فعالتر از نقش سرمایه و سرمایه گذار مطرح است ، به عبارت دقیق تر هنوز کارگران نیروی "کار" خود را که عمدتا حاصل فعالیت جسمانیشان است به فروش می رساندد ، بعنوان مثال بارز کارگران ساختمانی و کارگران کارخانجات از نیروی جسمانی خویش مایه گذارده و کار را پیش می برند به بیان ساده تر جز نیروی کار خویش آهی در بساط ندارند.

    قشر بزرگی از فعالان عرصه اقتصاد در ایران را کارگران تشکیل می دهند که متاسفانه به استثنای برخی مراکز دولتی اکثرا در مراکز خصوصی از حق مسلم و قانونی خود یعنی بیمه ، خدمات ایاب ذهاب ، خوراک و حتی دریافت حداقل حقوق اعلام شده از طرف وزارت محترم کار و امور اجتماعی محروم هستند.

    اکنون ما شاهد کار ۱۲ ساعتی در کارخانجات و ۱۳ ساعتی در مسائل ساختمانی هستیم ، جالب اینجاست که طی این مدت کارگر از هرگونه امکانات جانبی و زمانی مناسب برای استراحت محروم است ، دیده شده است که کارفرما حتی زمانی برای ادای نماز کارگران هم قائل نیست ، هیچکدام آنها طبق قانون کار حقوق دریافت نمی کنند ، نه از امنیت جانی برخوردارند و نه از امنیت شغلی ؛ این فشردگی سبب شده است که کارگران یا در خواب باشند و یا مشغول کار ، عملا وقتی برای خانواده وجود ندارد ، این خود آسیبهای جبران ناپذیری بر پیکره اجتماع وارد می سازد. مرسوم است کارگران بصورت کارآموز یا کارگر آزمایشی به مدت سه ماه متوالی به خدمت گرفته شوند ، گاها بدون حقوق و یا با حقوق بسیار ناچیز ، پس از گذر این زمان معمولا با افراد حویای کار بسیار زیادی که موجود است تعویض می شوند ، به جهت نبود بیمه و عدم ثبت نام در اداره کار و خانه کارگر عملا مدرکی در دست برای احیای حق خود و شکایت ندارند چراکه براحتی توسط وکلای زبردست کارفرمایان یا از طرق دیگر ناکوت می شوند.

    همین اوصاف در کارگاههای صنعتی و تولیدی خصوصی که کمتر از ۴ نفر پرسنل دارند و اتفاقا خیلی عظیمی را در ایران تشکیل داده اند بسیار دردناک تر است چراکه معمولا کارگرانشان را از نوجوانان و جوانان کم سن و سال انتخاب نموده و حتی نصف حقوق رایج و مزایای مرسوم را پرداخت نمی کنند.

    حال یک ساختمان چند طبقه در حال ساخت را در نظر بگیرید ، کارگر برای کار روزانه خود ۸۰۰۰۰ریال دریافت می کند (البته بدون هیچ سرویس و امکاناتی) جالب اینجاست که پس از اتمام کار ، کارفرما هر مترمربع ساختمان خویش را چندین میلیون تومان به فروش می رساند ، این کجا و آن کجا !!!

    قشر بسیار بزرگتری از کارگران نیز گرفتار مشاغل به اصطلاح فصلی می شوند ؛ در فصول سرما و یخبندان و یا در زمانهای رکود فروش عملا هیچ منبع درآمدی ندارند و درصورت ورشکستگی کارفرما ، اوضاع کارگران دیدنی است.

    پس از انقلاب اسلامی ایران برای دفاع از حقوق کارگران که چرخه اقتصادی مملکت را به دست دارند کارهای بسیاری انجام شده است ، من جمله تشکیل خانه کارگر جمهوری اسلامی ایران ، اما ایراداتی چند براین نشکیلات رواست :

    اولا- کارگرانی حق عضویت دارند که دارای بیمه تامین اجتماعی باشند و حال آنکه کارگران بخش خصوصی در دریافت حداقل حقوق خود مشکل دارند چه رسد به اینکه توسط کارفرما بیمه شوند.

    دوما- قسمت اعظم کارگران چه خصوصی و چه دولتی اطلاع درست و کافی در مورد خود این تشکیلات ندارند چه رسد به امکانات ارائه شده توسط آن.

    سوما- چون این تشکیلات اداری و تحت نظارت دولت است ، لذا محدودیت های خاص خود را دارد و نمی تواند مستقل عمل کند و در سایر فعالیت های باب میل کارگران قدم بردارد و اصول کار این است که کارگران خود را با شرایط وفق دهند .

    چهارما - مزایای ارائه شده توسط این تشکیلات عمدتا بصورت تخفیفهایی چند درصدی است ، عموما یا میزانشان کم است و یا خدمات ارائه شده دارای کیفیت پایینی بوده و کارگران تمایلی برای استفاده ندارند.

    علی ای حال این به معنی نادیده گرفتن زحمات این تشکیلات محترم نیست .

    استان آذربایجانشرقی نیز به عنوان پیکره ای از ایران خارج از این دشواریها و گرفتاریها برای کارگران نیست ، در سالهای گذشته به سبب خشک سالی های پی در پی و گاها شدید و نیز سیاستهای غلط شاهد کوچ گسترده ای از روستاها به شهرها بوده ایم که البته هنوز هم ادامه دارد ، اکثر این افراد در مشاغل کشاورزی و دامداری یا صنایع دستی مثل قالیبافی و گلیم بافی مشغول به کار بودند اما پس از مهاجرت به شهرها اکثرا تبدیل به کارگران ساختمانی و یا امثالهم شده اند که ما شاهد افزایش تعداد کارگران بوده ایم ، همه ما مطمئنا انبوه کارگران جویای کار را در برخی معابر و چهارراههای استان دیده ایم که از سپیده صبح در آن مکانها حاضر می شوند تا بلکه بر اثر خوشی اقبال چند صباحی مشغول شده و نانی بر سر سفره خانواده برده وشرمنده اهل بیت نباشند.

    عملکرد ضعیف ادارات مرتبط باعث سوء استفاده کارفرمایان از خیل کارگران جویای کار شده است ، به وفور مشاهده می کنیم که نوجوانان و جوانان کم سن و سال به جای حضور در کلاس درس و محیط مدرسه مشغول کارهای سخت و دشوار ساختمانی هستند ، شاهد کار پیرمردهای مسنی هستیم که اکنون واقعا زمان استراحتشان است اما فشار روزگار و گرانی و نبود بیمه، باعث کار این افراد غیرتمند شده است. همه این کارگران با همه دشواریها و خطرات ناشی از کار، ساختمانهای بلند و متراکم تبریز و شهرهای اطراف را بالا می برند و خانه هایی زیبا و مجلل برای ما می سازند آنهم بدون حداقل چشم داشتی ، چراکه نیازهای روزانه و فشارهای سنگین اجتماعی و اقتصادی زمانی برای دفاع از حقشان باقی نمی گذارد و پس از ۱۳ ساعت کارخشن، اگر بتوانند پس از ساعتها انتظار در ایستگاههای شرکت واحد، خود را به منازل کوچک خود در اطراف شهر برسانند واقعا هنر کرده اند.

    هر روز شاهد افزایش کارخانجات و کارگاههای صنعتی در اطراف تبریز و شهرها هستیم ، اصولا باید این مراکز به جهت ویژگیهایی که دارند اوضاع کارگرانشان بهتر از سایر کارگران باشد ، اما می بینیم که نه تنها اوضاع بهتر نیست بلکه اسف بار تر نیز هست ، کارگران این مراکز معمولا هر سه ماه یکبار حقوق دریافت کرده و هر روز باید مسیر طولانی تا کارخانه یا کارگاه را طی کنند و پس طی دوره آزمایشی حقوقی بسیار ناچیزی دریافت کنند.

    در کارگاههای تولیدی داخل شهر نیز اوضاع چندان مناسب نیست ، باز شاهد کار نوجوانان و جوانان کم سن و بانوان هستیم ، ساعت کار طولانی و طاقت فرسا در مکانهای کوچک نمور و نیمه تاریک ، عموما بدون لوله کشی آب و سرویسهای بهداشتی، حقوق ماهیانه واقعا ناچیز در حد ۵۰هزار تومان جزو مشکلات بسیار این قشر عزیز هست.

    جالب اینجاست که حقوق روزانه کارگران معمولا از قیمت یک کیلوگرم گوشت نیز کمتر است ، تفریح و سرگرمی برای کارگران و خانواده هایشان جزو آرزوهای دور و دراز است.

    باید توجه داشت که قشر کارگر قشریست زحمت کش و کم توقع ، در همه عرصه ها حاضر و فداکار ، پس کم کاری و ضعف دستگاههای مرتبط بخصوص وزارت کار و امور اجتماعی در این مورد نا بخشودنی و دور از انصاف است، لذا نباید اجازه داد تا قشر کارگر به خیل فراموش شدگان بپیوندد وباید از حق و حقوق این عزیزان دفاع کرد.

    اکنون که انتخابات مجلس شورای اسلامی را پشت سر نهاده ایم و بزودی شاهد شروع به کار مجلسی جدید خواهیم بود لذا از همه نمایندگان این درخواست را داریم که حل مشکلات کارگران را جزو برنامه های اصلی خود قرار داده و با جدیت دنبال کنند.

    ● پیغام به انقلابیون کمونیست گزارش به خلق

    سالهاست که با پرچمداری کمونیسم نطفه های دفاع ازآرمان انقلابی سوسیالیسم رادرخود پرورش دادیم وباهمگرایی و اتحاد عناصری ازنیروهایی که خود را مدافع حقوق توده های تحت ستم می دانند درهم آمیختیم وخود را درصف محافلی قراردادیم که سودای مبارزه با ستمگران راداشتند .مامظاهر ستم طبقاتی راشناختیم وبنام پیشاهنگان پرولتاریا ، کمونیسم رابرگزیدیم وازآن پس باافتخارنام خودرا کمونیست نهادیم . باگزینش این نام خودراموظف دانستیم درتئوری وپراتیک پیروراستین مارکسیسم باشیم وآگاهانه وبانشاط درمقام یک انقلابی پیگیردراجرای وظایف انقلابی خویش هم مروج، هم مبلغ وهم سازماندهنده ای لایق درامرمبارزه بی امان برعلیه دشمن طبقاتی خودباشیم .

    مادرپروسه این مبارزه ، بامرزبندی باجریانات انحرافی وخط ومشی غیرمارکسیستی وغیرپرولتری ، راه عبورازدورانهای مختلف مبارزه طبقاتی راپیمودیم . دراین راه پرپیچ وخم وصعب العبور به دستاوردهاوتجاربی شگرف نایل آمدیم که هرگام آن بهای گزافی رابه کل جنبش کمونیستی تحمیل نمود . جنبش کمونیستی درایران باقدمتی بیش ازصدسال مبارزه وحضوری گرچه باافت وخیزلیکن مستمردرعرصه مبارزه طبقاتی پشتوانه غنی تئوریک رابا الهام ازپیشینه درخشان خویش به ثپت رسانده است . اما اگر این تئوری درخدمت مبارزه برعلیه نظام سرمایه داری قرارنگیرد ، مسلما مابه عناصری حراف وگزافه گوکه فقط درحصارتنگ محفلیسم جدای ازتوده سودای رهبری پرولتاریاو رویای کسب قدرت سیاسی را درسرمی پروراند مبدل خواهیم شد . بدون اینکه خودرا فریب دهیم ،باید اذعان داشته باشیم که جنبش کمونیستی درایران مدتهاست ازبیماری جدای ازتوده رنج می برد . اکنون این بیماری درکنارپاسیفیسم ولیبرالیسم غا لب برجنبش کمونیستی که علیرغم چهره ای مدرن وظاهری فریبنده خودرادر پس شعائری نوین که متاسفانه دامنگیر اکثرجریانات کمونیستی گردیده استتار نموده است . وبدون درس آموزی ازتجارب گذشته که بسیار گران وبسیار تلخ ودردوره ای بسیار طولانی بدست آورده ایم ، درنها یت تاسف اکنون شاهد انحرافات قوی اپورتونیستی درمیان نیروهای کمونیستی هستیم که برخی رابه پروفسورهای مبلغ بورژوازی تبدیل نموده است . این حضرات درعین تعدد افکاروآرا والقا ب رنگارنگ ، هیچکدام تحمل ساعاتی گرد هم آمدن و ریسک وخطر کردن حتا دوراز مرزهای دیکتا توری لجام گسیخته جمهوری اسلامی را نیز عاقلانه نمی دانند . برای عده ای پروفسور که متاسفانه متأثر از تمدن دنیای سرمایه داری غرب وپیشرفت تکنولوژی عصر حاضر ، مبارزه طبقاتی را تنها درایجاد سایتهای متعدد اینترنتی وشبکه های ماهواره ای می دانند ، چگونه می توان باآنها از مبارزه سیاسی وتشکیلاتی مبا رزین حرفه ای با اتخاذ تاکتیکهای متناسب با اوضاع واحوال داخل جامعه بحران زده ایران سخنی به میان آورد .

    وقتی مبارزه بی دردسروخطرپذیری کمتری مهیا باشد ، دیگر سنت مبارزه متشکل انقلابی برای اشاعه وبردن سوسیالیسم علمی به درون جنبش خود بخودی طبقه کارگر به سخره گرفته می شود .

    هرگاه بتوان با استعانت ازتئوری دهکده جهانی ، اطلاعات وآمار را درکوتاهترین زمان ممکن کسب نمود ، دیگر رابطه ارگانیک با طبقه کارگر برقرار کردن و سرکوب و تبعیض وبی عدالتی جامعه سرمایه داری را لمس نمودن به امری سنتی که ویژه گی موجودیت دوران چپ سنتی است مبدل می گردد .

    تخطئه نمودن همه دستاوردهای جنبش کمونیستی پیشین بدون درس آموزی وتجربه نمودن از آن ، استمرار روحیه پاسیفیستی حاصل از دوران سیاه یورشهای ارتجاع به سازمانهای سیاسی وهمچنین نتیجه تأسف بار انحلال طلبی و پراکندگی جنبش و چیره گی جریان اپورتونیسم وانحلال طلبی درجنبش کمونیستی می باشد .

    یورش های فاشیستی رژیم به همه ارکان نظام اجتماعی و تارومارکردن انقلابیون کمونیست ودر پی آن ، پی گردهای خانه به خانه و سیستماتیک ارتجاع حاکم ، باعث گردید که انقلابیون کمونیست باپذیرش درد ناک شکست ، ازیک واکنش تاکتیکی سریع وبا برنامه درمقابل یورش ارتجاع بی بهره بوده وداغ عقب نشینی وشکست جبران ناپذیر را بر تن نحیف خود متحمل شود . واقف هستیم که بیش از ۲۶سا ل است که دریک نبرد نابرابر سرنیزه های ارتجاع به قانون حاکمیت بورژوازی مبدل گردیده وتشدید بهره کشی واستثمار ازکارکران وزحمتکشان و سرکوب وزندان واعدام انقلابیون وکمونیستها به حکم اساسی و ضروری رژیم مبدل گردیده است . با تأ ثیر ازهمین روند ، گروهی از نیروهای انقلابی با پذیرش کوچ اجباری ومهاجرت ، تبعید رابه عنوان گزینه درامان ماندن ازسرکوبهای فاشیستی رژیم اختیار نمودند .

    گروهی نیز ناپیگیری خود را با تئوری بافی های غیر مارکسیستی وبا اشاعه فرهنگ بورژوایی بدرون نهضت کارگری ، تلاش نمودند با ارتداد خویش ، روی برتافتن ازبرنامه وتاکتیک پرولتری وبا اپورتونیسم عریان ، نه تنها به سیاست لیبرال کارگری روی آورگردند ، بلکه با مشوب نمودن ذهن پرولتاریا به وسیله ایده های بورژوایی خویش موجب انحلال وپراکندن سازمانها ی کارگری وکمونیستی وانهدام استقلال طبقاتی پرولتاریا گردیدند .

    به همان میزان که بورژوازی سرکوب خشن وفاشیستی انقلابیون وکمونیستها را دردستور کار خویش قرار داد ، انحلال طلبان نیز وقیحانه از ابراز علنی نیات خویش فروگذار ننمودند و آشکارا و با صدور اطلاعیه رسمی ، اعضا سازمانهای کمونیستی را به شکستن پوسته تنگ تشکیلاتی ترغیب نمودند . وبدین سان به مثابه دستیاران عملی بورژوازی درمحیط پرولتاریا ادای دین نمودند .

    به موازات ترک تازی های خونین رژیم وخوش رقصی های اپورتونیستهای خائن وانحلال طلبان ، گروهی دیگرازانقلابیون کمونیست با حفظ مناسبات با رفقای خویش ، یا به مثابه عناصر ویا محافل پراکنده ویا درمواردی با تشکیلات منسجم درعین ناباوری دستگاه سرکوب بورژوازی وباسختی توان فرسا در جامعه بحران زده ایران به حیات خویش ادامه دادند وپرچم مبارزه را با حماسه آفرینی وافتخار در زندان وخارج اززندان به دوش گرفتند .

    درپروسه مبارزه طولانی میان انقلابیون کمونیست وبورژوازی سرکوب گر این حقایق را چه تلخ وچه شیرین نمی توان نادیده انگاشت . وهمچنین نمی توان چشم رابرواقعییات بست وحوادث رابنا به میل خویش گزینش نمود . مامجبوریم بپذیریم که آنچه نمی دانستیم ناشی از نا آگاهی مابود وآنچه میدانستیم وبدان عمل نکردیم ناشی از ضعف مابود . لیکن ضعف ها را تئوریزه کردن ومبارزه را تخطئه وتعطیل نمودن وبه امان خدا سپردن به همان میزان موجب خسارت وغیر قابل بخشش است که سرکوب وکشتار رژیم .

    باید بدانیم که کمونیستهای ایران دریک دوره طولانی بیست وچند ساله بدور از جامعه ایران مبارزه رادر خارج ازمرزها بدان پرداختند. واکنون بادیدگاههای نوین به شکل گیری جدیدی ازتشکل ونظریات سیاسی دست یافته اند . گرچه این نظریات دریک روند طبیعی مبارزه طبقاتی بدست نیامده ودور ازدسترس توده ها می باشد ، لیکن ما همین نیز مغتنم شمرده و به فال نیک گرفته وبه همه تشکل های کمونیستی – انقلابی که درزمینه فعالیت انقلابی تلاش می کنند درود می فرستیم و دستهایمان را به نشانه اتحاد به سویشان دراز می کنیم و با خوش بینی کمونیستی حاضریم توان انقلابی خود را که تاکنون دربتن جامعه ایران ودرکشاکش مبارزه طبقاتی حفظ نموده ایم ، برای ایجاد یک تشکل فراگیر کمونیسم انقلابی و اشاعه آراو عقایدپیشرو پرولتاریایی با تمام وجود به پیش ببریم . ما اکنون بمثابه نیروهایی که در ارتباط مستقیم باجامعه طبقاتی ایران قرار داریم ، این وظیفه سترگ رایک نیاز فوری وبلاواسطه جنبش کمونیستی وهمه نیروهای صدیق کمونیست می دانیم .

    برای اینکه پس ازاین خود را شماتت ننموده وبار دیگر از جنبش انقلابی توده ها عقب نمانده ، و به اشاعه برنامه انقلابی خود به پردازیم ، به همه نیروهای کمونیست انقلابی اعلام میداریم.

    رفقا : اوضاع واحوال جامعه ایران بشدت دستخوش تغییرات است . بورژوازی حاکم باتشتت و نا توانی تمام ، سیاست های حکومت خودرا به روزمره گی رسانده است . جمهوری اسلامی علیرغم همه عوامفریبی هایش تشدید بحران قریب الوقوع و انفجار توده ها را لمس می کند . بحران اجتماعی درابعاد جامعه به یک معضل جدی رژیم تبدیل شده ، فقر وفساد تمام تار و پود جامعه را فراگرفته است . سیاستهای جمهوری اسلامی پاسخ های عاجل و فوری به بحرانهایی است که گریبان رژیم راگرفته و موجودیتش را تهدید می کند . هیئت حاکمه فعلی ودولت احمدی نژاد ، دولت بحران وحاکمیت نظامیان است که از یک سو برای کنترل اوضاع و پرده پوشی ناهنجاری های عریان جامعه شکل گرفته واز سوی دیگر برای ارعاب توده های زحمتکش و دمیدن شیپور جنگ بر علیه مردم ستم دیده می باشد . انتخاب عناصر امنیتی و نظامی ونشاندن آنان به کرسی وزارت وصدارت گویای همین واقعییت می باشد . ایران اکنون درالتهاب یک بحران عظیم طبقاتی قرار گرفته و چشم انداز آتی آن طوفانی مهیب را جلوه گر می کند . درصورتی ما می توانیم ازدامنه مخرب این طوفان در امان مانده و بر طوفنده گی آن برعلیه رژیم تأثیر گذار باشیم که از هم اکنون به تلاش مؤثر و تشکلی انقلابی برای رهبری جنبش انقلابی توده ها همت گماریم . ضروری ترین تلاش ما برای جلب اعتماد وبردن روحیه شادابی به درون توده ها ، اعلام موجودیت یک تشکل سراسری و انقلابی – کمونیستی و به احتزاز در آوردن پرچم مبارزه دردرون جامعه می باشد .

    این اولین مؤلفه برای اثبات حقانیت کمونیسم انقلابی وبه حرکت درآوردن توده ها وسازماندهی مبارزه انقلابی برعلیه رژیم می باشد . این واقعیت دور از انتظار نیست . اگر ما بتوانیم بر برخی خصایل غیر کمونیستی و روحیات پاسیفیستی و سکتاریستی غلبه نماییم . مابه انجام این وظیفه اعتقاد داریم وسا ل ها ست با بضاعت اندک خویش با جدیت دنبال می کنیم . اما با یاری شما رفقای تبعیدی خارج ازکشور عزم ما راسخ تر خواهد شد . پس هرآنکه مبارزه را آرمان خویش قرار داده وآ گاهی توده ها وآ زادی طبقه کارگر را برنامه عمل خویش می داند و پرچم سرخ پرولتاریا را برای کسب قدرت سیاسی وبرقراری سوسیا لیسم بدوش می نهد ، راهی جز اتحاد – تشکل ومبارزه پی گیر باقی نمی ماند . پیش به سوی این امر مهم .

    مهندس محمد شهرتی فر



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:02 PM   |  

    حق کارگر، وظیفه کارفرما

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    چیزی که توجه را بیشتر به خود معطوف می کرد پلیسی باتون به دست بود که مدام این طرف و آن طرف می رفت و مردهایی را که چون بچه ها آرام و ساکت نشسته بودند، زیرچشمی کنترل می کرد.
    بیل و کلنگ به دست وارد ساختمان شد. هنوز صورتش از عرق خیس بود. پله های نیمه ساخته را دو تا یکی بالا می رفت که صدای فریادش به آسمان رفت. دست های کوچک مردانه اش آمیخته به خون و گچ شده بود.

    «با عنایت به اینکه شهرداری مکانی را برای ساماندهی و استقرار کارگران واقع در ضلع جنوبی پارک بوستان قرار داده است، لذا از کارگران محترم خواهشمندیم از ایستادن در معابر و میادین خودداری کنند.» اینها جملاتی بود که روی پرده نه چندان بزرگ، دور تا دور میدان کشیده بودند.

    کمی آن طرف تر ساختمانی با نمای نارنجی معلوم بود. دقیق که می شدی سر در ساختمان همراه با علامت شهرداری نوشته شده بود: «محل اسکان کارگران فصلی و خدماتی» یک صف طولانی از مردان جوان روی جدول کنار پارک نشسته بودند.

    چیزی که توجه را بیشتر به خود معطوف می کرد پلیسی باتون به دست بود که مدام این طرف و آن طرف می رفت و مردهایی را که چون بچه ها آرام و ساکت نشسته بودند، زیرچشمی کنترل می کرد.

    بیل و کلنگ به دست وارد ساختمان شد. هنوز صورتش از عرق خیس بود. پله های نیمه ساخته را دو تا یکی بالا می رفت که صدای فریادش به آسمان رفت. دست های کوچک مردانه اش آمیخته به خون و گچ شده بود.

    با اینکه داد می زد، قطره ای اشک نمی ریخت. ولی چشم هایش حاکی از درد بود.

    صدای کلفت و خشنی داد زد: مگه صد بار نگفتم پله ها را یکی یکی برو!

    دوباره همان صدای کلفت داد زد: برو از طبقه اول یک باند بردار، قبلش دستت را بشور. این بار صدای دیگری ساختمان نیمه کاره را از سکوت درآورد.

    مرد کت و شلواری وارد شد. بی توجه به محیط اطراف سر کارگر را صدا زد. «کجایی؟ باز هم سیمان کم آوردی!» به چشم های ریز سر کارگر زل زد و گفت: «نکند به کارگرها به جای غذا سیمان می دهی.» چند دقیقه بعد مرد کارگر با دست باندپیچی شده از پله ها بالا آمد.

    سر کارگر خطاب به مرد کت و شلواری گفت: باز هم حواس پرتی کرد، این بار از پله ها افتاد! بعد هم بلند بلند خندید ولی تنها چیزی که فکر کارگر را به خود مشغول کرد بیمه بود.

    آری! حق طبیعی هر کارگری است که در ایمنی کامل مشغول به کار شود.

    قوانین جمهوری اسلامی ایران با توجه به دین مبین اسلام قانونی به نام قانون کار در نظر گرفته است این قانون با ۲۰۳ ماده و ۱۲۱ تبصره در تاریخ ۶۸/۷/۲ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.

    ماده ۲ این قانون در تعریف کارگر می گوید: «کسی است که به هر عنوان در مقابل دریافت حق السعی اعم از مزد، حقوق، سهم، سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار می کند.

    این ماده از حق السعی نام برده و تعریف آن همان مزد است مثلا کارگری که در یک کارگاه کار می کند و حقوق می گیرد آن حقوق حق السعی است و صرف دریافت حق السعی رابطه کارگر و کارفرما برقرار است حتی اگر قرارداد کار نباشد.

    کارفرما به شخصی می گویند که کارگر به درخواست او کاری را انجام می دهد و کارفرما به او حق السعی پرداخت می کند کسانی که مسوول کارگاه هستند و به عنوان نماینده کارفرما تلقی می شوند و مسوولیت تعهدات او را دارند.

    کارگر می بایست در محلی کار کند و این محل به نام کارگاه است کارگاه محلی است که کارگر به درخواست کارفرما یا نماینده او در آنجا کار می کند از قبیل موسسات صنفی، کشاورزی، ساختمانی و ترابری، خدماتی و غیره.

    لازم به توضیح است تمام قسمت هایی که کارگر در رابطه با کار خود در کارگاه در تردد است تعریف کارگاه دارد مثلا نمازخانه - ناهارخوری - تعاونی ها، شیرخوارگاه، مهدکودک، درمانگاه، وسایل ایاب و ذهاب در رابطه با نوع قرارداد باید گفت قرارداد کتبی یا شفاهی است که به موجب آن کارگر در قبال دریافت حق السعی کاری را برای مدت محدود یا نامحدود برای کارفرما انجام می دهد.

    البته قرارداد کار نباید با مصوبات و بخش نامه های وزارت کار در تعارض باشد یا حق و حقوق کارگر از بین برود. نوع کار و فعالیت نیز نباید با نظامات جمهوری اسلامی ایران در تضاد باشد مثلا نباید کارهای خلاف شرع و اخلاق باشد و اصولی نیز باید رعایت شود.

    این اصول عبارت است از مشروعیت مورد قرارداد، معین بودن موضوع قرارداد، در حین انجام قرارداد ممکن است قرارداد کار موقتا متوقف شود و بعد از حل مشکل قرارداد کار به حالت اول برگردد.

    از این مورد می توان به آتش سوزی، سیل، انقلاب، شورش نام برد که البته بعد از رفع این موارد قرارداد کار برقرار می شود.

    قرارداد کار در چند حالت خاتمه می یابد:

    ۱) فوت کارگر:

    این فوت ممکن است در کارگاه یا در خارج از کارگاه صورت گیرد.

    ۲) بازنشستگی کارگر:

    در این حالت ممکن است کارگر بعد از سی سال فعالیت به حالت عادی بازنشسته شود ولی گاها شده فردی بعد از ۱۰ سال بنا به دلایل سنی بازنشسته شده است.

    ۳) از کارافتادگی کلی کارگر:

    در این مورد کارگر ممکن است در حین انجام کار یا در خارج از کارگاه به کلی از کار افتاده تلقی شود و بدیهی است با توجه به وضع جسمانی موجود دیگر توان کار کردن نداشته باشد.

    ۴) انقضای مدت در قراردادهای کار با مدت موقت:

    در این حالت کارفرما ممکن است با کارگر یکسال قرارداد منعقد نماید، و بعد از پایان سال کارفرما از تمدید آن به صورت صریح یا ضمنی خودداری نماید به کارگرش اعلا م کند که دیگر به او احتیاج ندارد یا به طور ضمنی فرد دیگری را جایگزین کند.

    ۵) پایان کار در قراردادهایی که مربوط به کار معین است- مثلا کارفرمایان به کارگر می گوید یکصد عدد کپسول جوشکاری کند در این حالت قرارداد کارگر بعد از پایان کار به پایان می رسد.

    ۶) استعفای کارگر- در این حالت کارگر با اراده شخصی نسبت به عدم فعالیت خود تقاضای قطع همکاری دارد. نحوع استعفا بدین صورت است که وقتی استعفا دهد یک ماه به کار خود ادامه داده استعفای خود را کتبا به کارفرما اطلا ع می دهد.

    پس از پایان کار در موارد فوق کلیه مطالبات ناشی از قرارداد کار مربوط به دوره انتقال کارگر در موارد فوق به کارگر و در صورت فوت او به وارث قانونی وی پرداخت خواهد شد. قانونگذار برای زنان شرایط کار ویژه ای در نظر گرفته است مثلا انجام کارهای خطرناک، سخت و زیانآور و نیز حمل بار بیشتر از حد مجاز با دست و بدون استفاده از وسایل مکانیکی برای کارگران زن ممنوع است دستور العمل و تعیین نوع و میزان این قبیل موارد با پیشنهاد شورای عالی کار به تصویب وزیر کار و امور اجتماعی خواهد رسید ضمنا مرخصی بارداری و زایمان کارگران زن جمعا نود روز است حتی الا مکان ۴۵ روز از این مرخصی باید پس از زایمان مورد استفاده قرار گیرد. برای زایمان توامان (دوقلو) ۱۴ روز به مرخصی اضافه می شود. در کارگاه هایی که دارای کارگر زن هستد کارفرما مکلف است به مادران شیرده تا پایان دو سالگی کودک پس از هر ۳ ساعت نیم ساعت فرصت شیر دادن بدهد. این فرصت جزو ساعت کار آنان محسوب می شود. همچنین کارفرما مکلف است متناسب با تعداد کودکان و با در نظرگرفتن گروه سنی آنها مراکز مربوط به نگهداری کودکان (از قبیل شیرخوارگاه و مهدکودک) ایجاد کند.

    شرایط کار برای نوجوانان نیز فرق می کند البته به کارگماردن افراد کمتر از ۱۵ سال تمام ممنوع است و کارگری که سنش بین ۱۵ تا ۱۸ سال تمام باشد کارگر نوجوان نامیده می شود و باید مورد آزمایش های پزشکی قرار گیرد و این آزمایش ها سالی یک بار انجام شود. پزشک در مورد توانایی های نوجوان اظهار نظر می کند. ساعات کار روزانه کارگر نوجوان نیم ساعت کمتر از ساعت کار معمولی کارگران است.

    برای حفظ سلا مت نیروی انسان دستورالعمل هایی از طریق شورای عالی حفاظت فنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تدوین و کارفرمایان و کارگران و کارآموزان می بایست این موارد را رعایت کنند.

    هرگونه اختلا ف فردی بین کارگر و کارفرما یا کارآموز که ناشی از اجرای این قانون و سایر مقررات کارقرارداد کارآموزی باشد در مرحله اول از طریق سازش مستقیم بین کارگر و کارفرما انجام می شود و در صورت عدم سازش از طریق هیات های تشخیص و حل اختلا ف بررسی می شود. هیات تشخیص تشکیل شده از سه نفر است یک نفر نماینده وزارت کار، یک نفر نماینده کارگران، یک نفر نماینده کارفرمایان پس از طرح دعوی در این هیات و پس از رسیدگی هیات تشخیص پس از ۱۵ روز از تاریخ ابلا غ آن را لا زم الا جرا می داند و در صورتی که ظرف مدت مذکور یکی از طرفین نسبت به رای مزبور اعتراض کند اعتراض خود را کتبا به هیات حل اختلا ف تقدیم می نماید رای هیات حل اختلا ف پس از صدور قطعی است. آرای قطعی صادره از طرف مراجع حل اختلا ف کار لا زم الا جرا بوده و به وسیله اجرای احکام دادگستری به مورد اجرا گذارده خواهد شد.

    در صورتی که رای قطعی به ضرر یکی از طرفین باشد ایشان می تواند در دیوان عدالت اداری طرح شکایت کند و این دیوان رسیدگی مجدد می نماید.

    به امید روزی که هیچ کارگری از کارفرما شکایت نکند.

    نویسنده : عطیه فرحزادی
    یوسف حاجی اسفندی
    روزنامه مردم سالاری



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:02 PM   |  

    خلاقیت و کارآفرینی

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    کارآفرینان افرادی هستند که روحیه استقلال طلبی (روی پای خود ایستادن) را دارند و حاضرند مسوولیت کار و اشتغال خود و (حتی دیگران) را بر عهده گیرند. این افراد معتقدند باید بر پایه توانایی ها، شایستگی ها و فکرهای خود، امرار معاش کنند و اساسا روحیه «کارمندی» ندارند. در ساختار سازمان های گسترده و سنتی «امنیت شغلی» بهایی بود که در مقابل «اطاعت» به کارمندان پرداخت می شد.

    در دنیای صنعتی امروز، کار یک امر حیاتی برای داشتن یک زندگی سالم به حساب می آید. انسان خلاق همواره فرصت های متعددی را برای ایجاد شغل جست وجو می کند که حلال مشکل بیکاری در جوامع امروزی است.

    کارآفرینان افرادی هستند که روحیه استقلال طلبی (روی پای خود ایستادن) را دارند و حاضرند مسوولیت کار و اشتغال خود و (حتی دیگران) را بر عهده گیرند. این افراد معتقدند باید بر پایه توانایی ها، شایستگی ها و فکرهای خود، امرار معاش کنند و اساسا روحیه «کارمندی» ندارند. در ساختار سازمان های گسترده و سنتی «امنیت شغلی» بهایی بود که در مقابل «اطاعت» به کارمندان پرداخت می شد. اما در شرکت های کوچک کارآفرینی نه «امنیت شغلی» به معنای فراگیر آن وجود دارد و نه «اطاعت». در چنین شرکتی کارکنان، خودگردان، خطرپذیر و مسوولیت پذیرند و همه خود را در برابر منافع خود و شرکت و جلب رضایت مشتری مسوول و پاسخگو می دانند. افراد در حیطه کاری تصمیم می گیرند و مسوولیت تصمیمات خود را بر دوش مدیران خود نمی گذارند.

    ● کارآفرینی، فرهنگ مخاطره پذیری

    کارآفرینان باید مخاطره پذیر (ریسک پذیر) باشند. یعنی بتوانند به موفقیت، شرایط، امکانات و در یک کلام آینده خود ریسک کرده و برای کسب «موفقیتی محتمل» مبارزه نمایند. این یک بعد قضیه است. بعد دیگر آن، مخاطره پذیری پشتیبانان و حمایت کنندگان است. همواره کارآفرینان قادر به تامین تمامی سرمایه و امکانات مورد نیاز کسب و کار جدید خود نیستند به این علت باید دولت یا دیگر حامیان مستقل، حاضر به پذیرش ریسک مورد نیاز کارآفرین بوده، «سرمایه مخاطره پذیر» را برایش فراهم کرده و او را در مراحل مختلف کارآفرینی همراهی کنند. افرادی که دارای روحیه محافظه کاری یا کارمندی هستند اساسا کارآفرینان موفقی نخواهند بود.

    علاوه بر این ویژگی ها، تعمیق و گسترش فرهنگ کارآفرینی، بستری مناسب برای بسط عدالت در جامعه است. در یک جامعه کارآفرین، همه انسان ها فرصت های یکسانی پیش روی خود دارند. در این جامعه، سرمایه یا زمین منشا تولید ثروت نیست و در چنین جامعه ای افراد هوشمند، صاحب اندیشه و نیز پرتلاش و مصمم، شانس بیشتری برای موفقیت دارند و صاحبان سرمایه های کلان نمی توانند ثروت را در انحصار خود نگه دارند. تمام اینها در کنار هم یک زمینه مناسب برای بسط عدالت در سطح اجتماع است.

    به اعتقاد ژوزف شوپیتر کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است. مسوولیت کارآفرینان نوآوری است و در همین راستا همواره به ارائه روش جدید در فرآیند تولید، شیوه های تازه کالا، گشایش بازارهای جدید، یافتن منابع تازه و ایجاد تشکیلات جدید می اندیشد.

    «کرزنر» نیز که از استادان اقتصاد دانشگاه نیویورک است، کارآفرینی را ایجاد سازگاری و هماهنگی متقابل در عملیات تجاری و اقتصادی می داند.

    تربیت نیروی انسانی و آموزش در جامعه با هدف بهره برداری آتی از این نیرو صورت می گیرد. اما امروزه بسیاری از جوانانی که در دانشگاه ها و مراکز علمی کشور به تحصیل مشغولند امیدوارند که پس از فراغت از تحصیل هر چه سریع تر وارد «بازار کار» شوند. عبارت «بازار کار» عبارتی است بسیار حساس و برداشت جوانان از این عبارت، یکی از عوامل حیاتی موثر در آینده کشور به حساب می آید. متاسفانه امروزه «بازار کار» در اذهان بسیاری از جوانان و دانشجویان کشور یکسری پست های از پیش تعیین شده و به عبارتی یکسری «صندلی های پیش ساخته ای» تعبیر می شود که در جامعه منتظر آنهاست. اما دیدگاه کارآفرینانه نسبت به پدیده اشتغال، تا حد زیادی از مشکلات جوانان در مواجهه با آینده، خواهد کاست. یک چنین دیدگاهی می تواند در پوشش تحولات فرهنگی لازم برای توسعه کارآفرینی در کشور، حاصل شود.

    ● نقش خانواده در کشف انسان های خلاق

    خانواده به عنوان مهمترین کانونی است که در شکل گیری شخصیت انسان خلاق می تواند نقش حیاتی ایفا کند. اگر خانواده را ازدیدگاه نهادی مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که خانواده از نظر کمی و کیفی می تواند کانون اصلی اندیشه کار و تلاش و پرورش روحیه خلق ایده و کار در افراد باشد. تحقق این امر مستلزم توجه ویژه والدین به ابعاد و ساخت های حیات فردی فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوین شخصیت اوست. وقتی پدر یا مادر همچون الگویی تلاشگر و موثر در عرصه کار و تولید در جامعه ظاهر شوند، کارکردهای مثبت ناشی از فعالیت آنها فرزند را به سمت و سویی ترغیب کند تا ذهن خود را به صورتی منسجم و ثمر بخش به ادامه شغل والدین یا حرفه ای جدیدتر سوق دهد. برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از کار و تسخیر فضاهای جدید، ارزش تلقی می شود. چنین طرز تلقی از دنیای پیرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ایده ای نو و استقلا ل اقتصادی و کسب موفقیت، دگرگون می سازد. در این مرحله، نوجوان یا جوان ایده کاری خود را با خانواده در میان می گذارد چه بسا بتواند از تجربیات و رهنمودهای والدین و احتمالا حمایت مالی و اجتماعی آنها بهره مند شود. اینجاست که معیارها و ارزش های خانواده برای فرزند ملا ک عمل و چراغ راه او در مسیر کار و تلا ش واقع می شود. وظیفه والدین در چنین شرایطی تشریح ابعاد گسترده فعالیت اقتصادی به عنوان ارزش بنیادی برای فرزند و هدایت او در مسیر مطلوب، آغاز توام با موفقیت را در راه اندازی کسب و کار به همراه خواهد داشت.

    میزان تحصیلا ت، نوع شغل والدین، ساخت خانواده، روابط خانوادگی (خصوصا رابطه والدین با فرزندان)، درآمد خانواده و میزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل گیری «فرهنگ کار» در خانواده می تواند تاثیر داشته باشد.

    انسان های متفاوت، توانمندی های متفاوتی دارند که اگر از همان دوران نوجوانی در مسیر مشخص هدایت شوند، می توانند با خلق ایده های جدید خود، تغییر در روند تولید و بالطبع تغییر در فرایند تکنولوژی را آسان سازد.خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه ای از اصطلا حات، آئین ها و رفتارهای اجتماعی می تواند نقش ثمر بخش خود را جهت آشنایی با مفاهیمی مثل «توفیق طلبی»، «استقلا ل طلبی» و «خطر پذیری» در عرصه فعالیت اقتصادی و همسازی با واقعیت های کاری درجامعه، به اعضای خود ارزانی دارد. نوع نگرش والدین به دنیای پیرامون خود و چگونگی تجسم ارزش های اجتماعی برای فرزندان در شکل گیری آینده شغلی آنها، می تواند راه را برای دستیابی به اقتصاد سالم هموار سازد. فضای درون خانواده، خصوصا رهنمودهای والدین به فرزندان، این امکان را به آنها می دهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پیشین خود یا سایر افراد خانواده، رفتار جدیدی را مورد کند و کاو قرار داده و خود را با نظم اجتماعی نوین هماهنگ سازند; به شکلی که بتوانند بر فراز خواسته ها و آرزوهای ذهنی خود و منطبق بر نظام های مدرن پر و بال بزنند و از نفوذ و سلطه اندیشه و روش های سنتی در رفتار آتی خود بکاهند. در ادامه چنین روندی، نقش آفرینی فرزند در درون خانواده معطوف به فرایندهای تولید و خلق ارزش در جامعه خواهد شد.

    در این ارتباط، والدین با شناخت توانمندی های بالقوه فرزندان خود و هدایت آنها در مسیر شغلی، نقش مهمی در شناسایی و پرورش افراد خلا ق و کارآفرین در جامعه ایفا می کنند.

    حمایت و تشویق والدین جهت یادگیری فناوری های جدید از جمله فناوری های تکنولوژیکی و اطلاعاتی و معرفی مشاغلی که امکان کسب درآمد بالا را برای فرزندان فراهم می سازد، آنان را علا وه بر نقش آفرینی در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در جامعه یعنی کار مفید و بهره وری بالا خواهد کرد. تغییر نگرش ها و رفتارهای کلیشه ای در مورد ایفای نقش های خانوادگی و اجتماعی و تشویق فرزندان به رفتارهای مثبت اقتصادی و اجتماعی، آنان را افرادی کار آمد و هدفمند می پروراند. زیرا پیروی از کلیشه های سنتی و تکراری در عرصه کار و فعالیت، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذیری وارد می سازد. به همین دلیل، گذر از این مرحله، تاثیر پذیری فرد از تغییرات جدید و پذیرش مسوولیت خطیر اجتماعی به منظور ایجاد کسب و کار جدید و دسترسی به موقعیت های بهتر و جدیدتر، از فرد یک انسان مستقل و توانمند می سازد که در عرصه های گوناگون زندگی ضمن پذیرش نقش های متفاوت می تواند مفید واقع شود.

    ● تعهد سازمانی در برابر نوآوری

    سازمان های موفق همواره زمنیه را برای افراد خلا ق و نوگرا آماده می کنند. این سازمان ها موفقیت و پیشرفت خود را مرهون افراد خلا قی می دانند که همواره برای بهبود شرایط و پیشرفت، به راه های جدید و ترک شیوه های سنتی و متفاوت بودن نسبت به دیگر سازمان ها می اندیشند. چنین سازمان هایی:

    ۱) همواره افراد خلا ق را مورد تشویق قرار می دهند.

    ۲) به پیشنهادهای اجرا شده ای که باعث تسریع در حل مسائل یا روان کردن امور گردد مورد تقدیر قرار می گیرند.

    ۳) به جای توجه به تملق و چاپلوسی و تکریم افراد متملق، افراد منتقد و پژوهشگری را که نقایص را واکاوی و ضعف ها را عیان می کنند و برای رفع آن راه حل ارائه می دهند مورد حمایت قرار می دهند.

    ۴) تغییر را به عنوان یک ضرورت تلقی می کنند.

    ۵) اشتباهات را می پذیرند و از آن درس می گیرند.

    ۶) به افراد نوآور به عنوان کسانی که از هیچ، همه چیز می سازند نگاه می کنند.

    ۷) بر نتایج کارها تمرکز کرده و لوازم رسیدن به این نتایج را به خوبی می شناسند.

    ۸) همواره از خود انعطاف نشان داده و از تعصب و پافشاری های بی مورد می پرهیزند.

    ۹) ریسک پذیرند و همواره به نوآوری و ریسک تن می دهند، به اعتقاد دراکر «تعهد به اجرای سیستماتیک نوآوری، منجر به موفقیت بزرگی می شود».

    همچنین مارک ویور اعتقاد دارد که «ویژگی رفتاری افراد در هر سازمان باید مورد توجه قرار گیرد تا افراد خلا ق، کارآفرین و نوآور در مجموعه شناخته شوند.»

    در این میان بروس آربارینجر و آلن سی بلودورن، ریسک پذیری را در کنار نوآوری یک ضرورت می دانند و این دورا لا زمه پیشرفت در سازمان های مختلف تلقی می کنند، البته منظور از ریسک نوعی ریسک محاسبه شده است.

    ● مقایسه سازمان های محافظه کار و خلا ق و نوآور

    ▪ سازمان های محافظه کار:

    ۱) اجازه انجام کارهای متهورانه را از افراد خلا ق سلب می کنند.

    ۲) انگیزه پیشرفت را در افراد از بین می برند.

    ۳) در برنامه ریزی خود به فرصت های جدید توجه نمی کنند.

    ۴) به ایده های جدید بها می دهند.

    ۵) برنامه ریزی استراتژیک و علمی ندارند.

    ۶) تغییر و تحول را برابر با از دست دادن قدرت خود می دانند.

    ۷) به دلیل ابهام نسبت به آینده هر گونه تغییر ایده های جدید را سرکوب می کنند.

    ▪ سازمان های خلا ق و نوآور:

    ۱) به افراد برای تغییر و بهبود شرایط فرصت و میدان می دهند.

    ۲) انگیزه پیشرفت را در افراد تقویت می کنند.

    ۳) فرصت های جدید را به طور مستمر واکاوی می کنند.

    ۴) برای شکار فرصت ها اقدام مناسب را انجام می دهند.

    ۵) برای آینده برنامه ریزی استراتژیک می نمایند.

    ۶) از تغییرات نمی هراسند زیرا توانایی هماهنگی با شرایط تازه دارند.

    ۷) به افراد اجازه می دهند ایده های تازه خود را امتحان کنند.

    ۸) افراد خلا ق را در بطن خود پرورش می دهند.

    ● طوفان ذهنی فرصتی برای نوآوری

    فرهنگ هر جامعه ای بسترساز تغییر و تحول در آن جامعه است. در ایران ضعف همگرایی و بی توجهی به نتایج کار گروهی و تمایل شدید به کار فردی و نادیده گرفتن تلا ش های افراد گذشته باعث تکرار بعضی از ایده ها، بالا رفتن هزینه ها و از دست رفتن زمان می گردد.

    همگرایی و توجه به کارگروهی برای از میان برداشتن یک مشکل یا ارائه راهکارهای جدید باعث بروز طوفان ذهنی در یک مجموعه شده و ایده های جدید از دل این طوفان متولد می گردد.

    ژاپن از دالا ن همین طوفان ذهنی گذشت و اکنون از نظر صنعتی و اقتصادی و... سرآمد دیگر کشورها شده است.

    توجه به این مثل ایرانی که «در هر سری فکری است» امروز باید مورد حمایت قرار گرفته و مدیران و مسوولا ن و فارغ از شعار یا تخریب به نقد و ایده های نونظری دیگر اندازند تا ایران عزیز از زیر بار مشکلا ت کمر راست کرده و یکا یک مردم صبور ما طعم شیرین پیشرفت و بهبود اوضاع را بچشند.

    نویسنده : علیرضا طاهری
    روزنامه مردم سالاری



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:02 PM   |  

    موجودی به نام کارگر

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    تیزرهای آموزشی دولت برای کارگران

    این پرونده از زوایای مختلف نگاهی دارد به تیزرهای تبلیغاتی که ظاهرا جهت آموزش کارگران از شبکه‌های مختلف سیما پخش می‌شوند. رویکرد تمامی مطالب به این برنامه‌ها (که توسط وزارت کار تهیه شده است) انتقادی است؛ چرا که هیچ کدام از همکاران ما قادر به نوشتن مطلبی که رویکرد مثبتی به مفهوم این تیزرها داشته باشد، نبودند.

    البته با مطالعه این پرونده مشخص می‌شود که جنس انتقادات اساسا صنفی نیست و بر خلاف آنچه در اعتراض روشنفکران به سریال «مرد هزار چهره» و در سال‌های گذشته اعتراض پرستاران به فیلم «شوکران» شاهد بودیم، دلیل اعتراض، منکوب‌شدن یک صنف نیست بلکه جهت اعتراضات به منکوب‌شدن «انسان» و تقلب در نمایش علل حوادثی است که هر سال جان هزاران کارگر را می‌گیرد. اسماعیل محمدولی: مدتی است که رسانه ملی موجودات کج و معوجی را نمایش می‌دهد که لباس آبی کار به تن دارند و با حماقت‌های‌شان باعث خنده و در نهایت آموزش «بینندگان محترم» می‌شوند. مثلا کارگری را با هیبت عظیم‌الجثه‌ای تصویر می‌کنند که اصرار دارد اجسام سنگین را به دوش بکشد و خودش را ناکار کند و در این بین به توصیه‌های دلسوزانه کارفرما هم توجهی نشان نمی‌دهد تا در نهایت از ناحیه کمر دچار آسیب‌دیدگی می‌شود، فلج می‌شود یا چیزی در همین مایه‌ها.

    در این قسمت از برنامه بینندگان به لطف آگاهی بخشی دولت (وزارت کار) که تهیه‌کننده این برنامه است متوجه می‌شوند که اگرچه بدن کارگران به لحاظ ظاهری شبیه به حیوانات غول‌پیکر است اما متاسفانه کارگران از تمامی خصوصیات این موجودات برخوردار نیستند و چنانچه از سر نادانی اجسام سنگین را جابه‌جا کنند راهی بیمارستان خواهند شد. این تمام پیامی است که دولت به کارگران می‌دهد. داستان این تیزرها همیشه در اطراف حوادث شغلی دور می‌زند و عامل این حوادث همواره کارگرانی هستند که به دلایل مختلف و احمقانه‌ای ایمنی کار را رعایت نمی‌کنند و نهایتا باعث آسیب دیدن خود می‌شوند. این ادعای دولت در شرایطی است که اینک در ایران هیچ منبعی وجود ندارد تا آمار واقعی حوادث ناشی از ناامنی محیط کار و دلایل بروز این حوادث را به صورت صریح و مستقیم بازگو کند و ما تنها با کنار هم قرار دادن آمارهایی که به صورت پراکنده‌ای ارائه می‌شوند می‌توانیم به گوشه‌ای از حقیقت دست یابیم. طبق این آمارها تنها پنج درصد از کارگران که در صنایع بزرگ کار می‌کنند مورد معاینه ادواری قرار می‌گیرند. اما با توجه به منابعی چون سازمان تامین اجتماعی یا پزشکی قانونی می‌توان به طور تخمینی به گوشه‌ای از فجایع ناشی از ناامنی محیط‌های کارگری در ایران پی برد. بنا بر گزارش سازمان تامین اجتماعی، سالانه شمار حوادث ناشی از ناامنی کار رو به افزایش بوده و از ۱۶ هزار و ۳۸۳ مورد در سال ۸۲، به ۲۵ هزار مورد در سال ۸۵ رسیده است که دلایل بروز این حوادث و همچنین سهم تقصیر کارگران یا کارفرمایان مشخص نشده است اما دولت داستان این تیزرها را چنان سفارش داده که تمامی مسوولیت بروز این حوادث به دوش کارگران باشد. در گزارش پیش رو سعی شده است با مقایسه داستان این تیزرها و حوادث واقعی و مستندی که در کارخانه‌ها اتفاق افتاده است نوع نگاه دولت (وزارت کار) به کارگران را شناسایی و شاید ریشه‌یابی کنیم.

    ● حذف کارفرما

    در یکی از قسمت‌های این سریال انیمیشنی، کارگری با افزایش سرعت دستگاه باعث وقوع یک حادثه می‌شود. در اینجا باز هم دست کارفرما از آستین کارگر با تجربه‌ای - که اصولا هیچ کاری جز نصیحت سایر کارگران خطاکار ندارد - بیرون می‌آید و به او هشدار می‌دهد اما کارگر به نصیحت‌های او توجهی نشان نمی‌دهد تا اینکه بر اثر یک اشتباه دچار حادثه می‌شود. نقطه مشترک این داستان با سایر داستان‌هایی که تا به حال از تلویزیون دیده‌ایم، بی‌تقصیر بودن کارفرما در این حوادث است. سازنده این انیمیشن‌ها (دولت) حتی برای جلوگیری از تصورات و حدس‌های بینندگان نقش کارفرما - که قاعدتا باید در طرف مقابل کارگر باشد - را حذف کرده و با خلق یک شخصیت جعلی به نام «اوستا» او را در مقابل کارگران ذاتا خطاکار قرار داده است. به این ترتیب کارفرما حتی روحش هم از این جریانات خبر ندارد و اصولا بی‌تقصیر است. اما در این گزارش برای ساده کردن داستان‌ها، ما این شخصیت را طبق وظایفش با نام واقعی کارفرما می‌شناسیم تا ناچار نباشیم به منطق این داستان‌ها شک کنیم و آنها را فاقد ارزش برای تحلیل قلمداد کنیم. اما داستان کارگری که صرفا از روی حماقت سرعت خط تولید را افزایش داد و باعث حادثه شد فراموش نشود. در چند سال اخیر یک مورد فوت ناشی از سرعت خط تولید در یکی از کارخانه‌های خودروسازی گزارش شده است. در سال ۸۲ کارگر ۲۸ ساله‌ای به نام «پیمان رضی‌لو» در هنگام کار دچار ایست قلبی شد و در راه رسیدن به بیمارستان جان سپرد. او دو شیفت بی‌توقف (۱۶ ساعت) به صورت ایستاده کار کرده بود تا در آستانه فصل «فروش ویژه» با افزایش سرعت خط تولید کارخانه به تعهداتش عمل کند. با مرگ این کارگر همکاران او اعتصاب کردند و سرانجام پس از رسانه‌ای شدن این اتفاق کارفرما ناچار شد سرعت خط تولید را به حالت عادی بازگرداند. با مقایسه این ماجرای واقعی و داستانی که دولت برای ما تعریف می‌کند دیگر نمی‌توانیم داستان این تیزرها را ناشی از بی‌دقتی و ناآگاهی دولت از دلیل اصلی بروز حوادث مشابه قلمداد کنیم چون ردپای «فریب» به وضوح نمایان می‌شود.

    ● کارگران بی‌جنبه

    در قسمت‌های مختلف این سریال انیمیشنی سعی شده است که یکی از دلایل بروز حوادث کار را ناشی از انجام کار تخصصی توسط کارگر ساده جلوه بدهند. از قضا این موضوع از اصلی‌ترین دلایل حوادث کار است اما آنچنان که از دولت انتظار داریم باز هم دلیل استفاده از کارگر ساده به جای کارگر متخصص را نادانی و حماقت کارگران «بی‌جنبه» و زیاده‌طلب عنوان می‌کنند. معتقدم درباره این هجو که از شواهد پیداست در کمال جدیت آفریده شده است، نوشتن تحلیل کار دشواری است اما جهت انجام وظیفه ناچارم درباره این مسئله هم چند خطی بنویسم. در حال حاضر طبق آمارهای دولتی بیش از ۸۵درصد کارگران کشور با قراردادهای موقت مشغول به کار هستند.

    قراردادهای موقتی که درازای عمرشان از یک سال شروع می‌شود و تا شش ماه، سه ماه و حتی یک ماه می‌رسد. کارگران ساده در این شرایط نمی‌توانند مدت زمان طولانی به یک کار اشتغال داشته باشند و مدام تعویض می‌شوند چرا که با ثابت ماندن کارگران بر تجربه‌شان افزوده می‌شود و در اصطلاح از کارگران ساده به کارگران نیمه ماهر و ماهر تبدیل می‌شوند و اینچنین طبق قانون کار، کارفرما مکلف می‌شود علاوه بر افزایش حقوق به نسبت سطح کاری مزایایی نیز برای آنان در نظر بگیرد. علاوه بر این همکار بودن تعدادی کارگر به مدت طولانی زمینه‌ساز ایجاد تشکل‌های صنفی است و از طرفی چنانچه کارفرما براثر یک اشتباه بود و بوروکراتیک (کاغذبازی) فراموش کند قرارداد کارگر را تمدید کند و کارگر همچنان در آن واحد مشغول به کار باشد، قرارداد کارگر از نظر قانونی دائمی تلقی می‌شود و کارفرما مکلف می‌شود حقوق و تمامی مزایای یک کارگر دائمی را به او بپردازد. در این اوضاع و احوال معمولا کارفرما برای به دست آوردن سود بیشتر ترجیح می‌دهد با تعویض مداوم کارگران منافع خود را تضمین کند. مجموع این شرایط باعث گسترش کارگران ساده و کاهش چشمگیر کارگران متخصص (تکنسین) می‌شود که علائم آن در افزایش حوادث شغلی مشهود است.

    یکی از هزاران نمونه عینی این اتفاق را در ۲۵شهریور سال گذشته دریک کارخانه فولاد شاهد بودیم که کارگری بر اثر یک حادثه که می‌توانست هرگز برای یک کارگر ماهر اتفاق نیفتد، کشته شد. «علیار علایی» ۴۵ ساله که از کارگران قراردادی بود؛ هنگام نظافت ریل‌های حمل «گندًله»، بین ریل‌ها گیر کرد و خفه شد. او کارگر نظافت صنعتی بود و این کارگران پارچه‌ای ضخیم و شبیه به مقنعه به سر می‌کنند تا از نشستن غبار خطرناک فلزات بر پوست و موهایشان جلوگیری کنند و نکته مهم اینکه کارگران نظافت صنعتی مجبورند حین گردش نقاله، کار نظافت را انجام دهند. در این حادثه به دلیل عدم آشنایی کارگر با ابزار کارش قسمتی از مقنعه حفاظتی کارگر بین نوار نقاله ‌گیر کرد و او را داخل دستگاه کشید و کشت.

    اگر بازرس وجود می‌داشت

    در این سریال بخشی وجود دارد که هر بیننده آگاه به مسائل کارگری را به صورت مضاعف آزار می‌دهد. وقتی در پایان هر قسمت مردی با قیافه حق به جانب چشم در چشم میلیون‌ها بیننده علت بروز حوادث را سهل‌انگاری کارگران معرفی می‌کند. اسم این مرد آن‌طور که از برچسب روی پیراهنش پیداست «بازرس کار» است و دلیل آزار مضاعف این است که می‌دانیم یکی از دلایل مهم بروز حوادث کار نبود بازرس کار در واحدهای صنعتی است. مبحث دوم فصل چهارم قانون کار به شرح وظایف بازرسان کار می‌پردازد و دستور تشکیل اداره کلی را در زیرمجموعه وزارت کار (سفارش‌دهنده اصلی این انیمیشن‌های کذایی) صادر می‌کند. این اداره کل وظیفه دارد با نظارت دقیق مانع نادیده گرفتن قانون کار و همچنین پدید آمدن حوادث کار شود. در واقع بازرسان کار تنها امید کارگران برای مجبور ساختن کارفرما به رعایت ایمنی هستند و تنها با سهل‌انگاری آنان شاهد وقوع فجایعی هستیم که برای نمونه به دو مورد اشاره می‌شود.

    اردیبهشت‌ماه سال ۸۲، کارگران یک کارخانه تولید کود شیمیایی در ساوه به آخرین ساعات کار روزانه نزدیک می‌شدند که ناگهان دو نفر از آنها دچار ضعف شدید شده و به بیمارستان منتقل شدند. در بیمارستان علائم مسمومیت در آنها آشکار شد و به شدت گسترش یافت؛ اسهال و استفراغ خونی، سردرد، درد شکم، تب و لرز و خونریزی شدید داخلی از علائمی بود که در این کارگران مشاهده می‌شد. با گذشت چند ساعت، تعداد کارگرانی که دچار علائم مسمومیت شده بودند به ۱۵ نفر رسید. در آزمایش‌هایی که روی این ۱۵ کارگر انجام گرفت مشخص شد مسمومیت به دلیل وجود یک ماده شیمیایی است که احتمال دارد «آرسنیک» باشد. به دلیل شدت عارضه چهار نفر از این کارگران به بیمارستانی دیگر منتقل و در آنجا بستری شدند که یکی از این کارگران به خاطر مسمومیت شدید و از کار افتادن کبد و کلیه‌ها درگذشت.

    این اتفاق در حالی افتاد که طبق ماده ۹۹ قانون کار «بازرسان‌ کار و کارشناسان‌ بهداشت‌ کار حق‌ دارند به‌منظور اطلاع‌ از ترکیبات‌ موادی‌ که‌ کارگران‌ با آنها در تماس‌ می‌باشند یا در انجام‌ کار مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند نمونه‌ بگیرند و به‌ روسای‌ مستقیم‌ خود تسلیم‌ نمایند.»

    بنابر این ماده قانونی جلوگیری از این فاجعه با نمونه‌گیری و آزمایش مواد به سادگی امکان‌پذیر بود اگر بازرسان کار به وظیفه خود عمل می‌کردند. اما در سال ۸۴ فاجعه به مراتب عظیم‌تری اتفاق افتاد، وقتی افق شماره دو معدن باب نیزو منفجر شد و ۹ نفر از کارگران معدن در عمق ۲۴۰ متری زمین کشته شدند. کارگران معدن به دلیل تنفس مداوم پنج درصد گاز متان حین کار، ریه‌هایشان پر از مواد انفجاری شده بود و اینچنین وقتی جرقه‌ای زده شد نه تنها تمام هوای تونل، بلکه آن مقدار گاز متانی که در ریه آنها انباشته شده بود هم منفجر شد. حاصل جنازه‌هایی بودند از هیات انسانی خارج شده. با سینه‌های شکافته و... کارگرانی که آمده بودند چند ساعتی کار کنند.

    در جلسه محاکمه کارفرما، مهم‌ترین دلیل انفجار عدم وجود دستگاه «گازسنج» جهت مطلع ساختن کارگران از میزان گاز متان در هوای تونل عنوان شد. این حادثه می‌توانست هرگز اتفاق نیفتد اگر بازرسان کار به تبصره دوم قانون کار عمل می‌کردند. قانونی که آنها را موظف کرده «به‌صورت‌ مستمر، همراه‌ با تذکر اشکالات‌ و معایب‌ و نواقص‌ و در صورت‌ لزوم‌ تقاضای‌ تعقیب‌ متخلفان‌ در مراجع‌ صالح» ‌نظارت کنند و قطعا اگر این نظارت وجود داشت آنان سال‌ها قبل از انفجار معدن باب‌نیزو و ده‌ها معدن دیگر در سراسر کشور به نبود دستگاه گازسنج پی می‌بردند.

    ● ناگهان دولت سندیکا شد

    حیف است پرونده‌ای در مورد یکی از مضحک‌ترین اقدامات «فرهنگی» وزارت کار تدارک ببینیم اما به عامل اصلی ساخته شدن این مجموعه اشاره‌ای نکنیم. می‌دانیم که در تمامی کشورهای آزاد دنیا وظیفه آگاهی بخشی صنفی به کارگران را سندیکاهای مستقل به عهده دارند. در کشوری مثل ایران که تشکل‌های مستقل کارگری سرکوب می‌شوند، دولت به عنوان مانع پیدایش این تشکل‌ها راسا وارد عمل می‌شود تا قلندرانه وظیفه آگاه ساختن کارگران را به عهده بگیرد. طبیعی است که از زاویه دید خودش (بالا به پایین) به کارگران می‌نگرد و محصول فرهنگی تولید شده هم چیزی بیشتر از یک سیرک مبتذل و وقیح نخواهد بود.

    روزنامه کارگزاران



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:02 PM   |  

    کارآفرینی در دانشگاه

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    کارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل استفاه از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستور العمل کرد.

    کارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل استفاه از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستور العمل کرد.

    آنچه در شرایط سخت کنونی ضرورت آن در جامعة ما بیش از پیش احساس می شود پرداختن به مقولة کار آفرینی است. زیرا مسلماً کار آفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجستة خود قادرند در چنین شرایطی منابع را برای ایجاد رشد و توسعه در زمینه‌های تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد نمایند.

    سالها است از شیوع تب کار آفرینی در کشور می گذرد اما متاسفانه هنوز پژواک طنین پر طمطراق آن از عرصه های سخنوری، ژورنالیسم و سیاست بر حوزه های علم، برنامه ریزی و عمل نرسیده است. هنوز پس از گذشت سالها، واژه کار آفرینی مفهوم واقعی خود را به اذهان متبادر نمی کند و هنوز دولتمردان و مسئولان مملکتی در سخنرانیها و مقالات خود از این واژه به عنوان راه حلی برای رفع معضل بیکاری استفاده می کنند.

    اگر قرار است اقتصاد موفقی داشته باشیم به نظر می رسد باید کار آفرینی را در کشور بیشتر مورد توجه گیرد. ولی متاسفانه چه در سطح سیاستگذاری و چه در قلمرور پژوهشی – آموزشی، کار منظم و حساب شده ای در زمینه کار آفرینی انجام نداده ایم. لذا توقع بیجایی است که از فارغ التحصیلان دانشگاهی یا مراکز فنی و حرفه ای انتظار داشته باشیم، کار و کسب و فعالیت سازنده ای را تدارک ببینند. همان طور که توقع بیجایی است اگر بدون خلاقیت و کار آفرینی انتظار داشته باشیم سرمایه گذاران ریسکی ( VENTURE CAPITALISTS ) که عامل رشد و توسعه اقتصادی هستند در این کشور سرمایه گذاری کنند.

    ● پیشینه کار آفرینی

    مطالعات نشان می دهد از ابتدای تاریخ بشر انسانها همواره به دنبال پیدا کردن عامل موجه ارزش و عامل تغییر بوده اند و اولین بار دانشمندان علم اقتصاد، به کار آفرینی توجه کردند، عده ای فکر می کردند عامل موجد ارزش طلا و نقره است. عده ای دیگر هم عامل موجد ارزش را در زمین و فعالیت های کشاورزی جستجو کردند که به فیزیوکرات‌ها معروفند. واژه کارآفرین در سال ۱۸۴۸ توسط « جان استوارت میل » به ( Entrepreneur ) به زبان انگلیسی ترجمه شده، او کارکرد و عمل کار آفرین را شامل هدایت، نظارت، کنترل و مخاطره پذیری می دانست و عامل متمایز کننده مدیر و کار آفرین را مخاطره پذیری معرفی کرد. بعد از مکتب کلاسیکها، فرد جدیدی به نام « شومپیتر » که از اعضای مکتب اقتصادی آلمان است مقوله ای به نام کار آفرینی مطرح کرد و آنرا به عنوان موتور توسعه اقتصادی معرفی کرد.

    ● واژه کار آفرینی

    واژه کار آفرینی بیش از دو قرن نیست که در ادبیات مدیریت و اقتصاد وارد شده و مانند سایر واژه ها تغییرات زیادی را به خود گرفته و از رشد تکامی برخوردار بوده است. ولی هنوز وفاق عمومی دربارة کار آفرینی در سطوح بین الملل وجود ندارد. البته استنباط رایج و اشتباه از واژه کار آفرینی این است که کار آفرین کسی است که ایجاد شغل می کند اما چنین نیست.

    در زبان فرانسوی کلمه ای وجود دارد به معنای « متعهد شدن » یا « آنتروپرونور » ( ENTREPRENDRE ) که(UNDERTAKE) تعریف می شود. در ادبیات کار آفرینی تعاریف بسیار مختلفی برای آن ارائه شده است اما هنوز تعریف رسمی و استانداردی که قابل قبول اکثریت صاحب نظران باشد وجود ندارد، بعضی تعاریف آن عبارتند از :

    پیتردراکر می گوید، کار آفرینی یک رفتار است نه یک صفت ویژه در شخصیت فرد کار آفرین. وی می گوید، کار آفرینی کاربرد مفاهیم تکنیک های مدیریت است. استانداردسازی محصول،به کارگیری ابزارها و فرآیندهای طراحی و بنا نهادن کار بر پایه آموزش و تحلیل کار است.

    « ژوزف شومپیتر » ( SCHUMPETER) یا پدر کار آفرینی، تعریف کاملی از کار آفرینی در سال ۱۹۳۴ ارائه می دهد. او می گوید، « هر فرآیندی در شرکت که منجر به کالایی جدید، ایجاد روشی جدید، بازار جدید و منابع جدید می شود، می گوییم کار آفرینی رخ داده است » او ویژگی اصلی کار آفرینی را همانا وجود نوآوری به عنوان هسته مرکزی تلاش فرد کار آفرین می داند. شومپیتر معتقد است که در اقتصاد، توسعه زمانی اتفاق می افتد که توسط کار آفرین، نوآوری رخ دهد.

    اقتصاد دانان، کارآفرینان را « موتور رشد اقتصادی » جامعه می دانند. جامعه شناسان این گروه را مروج فرهنگ رقابت، نواندیشی و پویایی اقتصادی تلقی می کنند و اندیشمندان مدیریت آنان را از مهمترین عوامل تحرک و نو آوری سازمانی در عصر حاضر به شمار می آورند.

    کارآفرینی به خلق ارزشهای مادی و اقتصادی یا کسب و کاری ختم نمی شود. بلکه اگر کار آفرینی را به مفهوم وقعی آن یعنی « ارزش آفرینی » تعریف کنیم، کار آفرینان (ارزش آفرینان ) موتور توسعه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز خواهند بود.

    ● خصوصیات کار آفرین

    به طور کلی تا به حال ویژگیهای زیادی در خصوص کار آفرینان در تحقیقات مختلف معرفی شده است. از نظر « بروس جی وایتنیگ » افراد کار آفرین دارای ۱۹ ویژگی هستند که آنها را از نظرات شخصیتی از افراد عادی یا سایر افراد جامعه مجزا می کند:

    ▪ اعتماد به نفس

    ▪ خلاقیت

    ▪ خوش بینی

    ▪ توانا در برخورد با مردم

    ▪ انرژی زیاد

    ▪ ابتکار

    ▪ ادراکی بودن

    ▪ دور اندیشی

    ▪ پشتکار

    ▪ انعطاف پذیری

    ▪ دارای منافع کافی

    ▪ رهبری پویا

    ▪ اتخاذ ریسک حساب شده

    ▪ نیاز به موفقیت

    ▪ دارای مهارتهای متعدد

    ▪ مسئول و پاسخگو

    ▪ واکنش مثبت در مقابل چالشها

    ▪ استقلال

    ▪ سوداگر

    کار آفرین تلاش دارد تا از طریق شناخت و پیگیری فرصتها بدون در نظر گرفتن منابع تحت اختیار خود به کار آفرینی بپردازد. کار آفرینان به « تغییر » به عنوان مقوله تعیین کننده می نگرند. آنها ارزشها را تغییر می دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می نمایند. آنها برای تحقق این ایده ها و ریسک پذیری خود را به کار می گیرند. از این رو هر کس که به درستی تصمیم بگیرد به نوعی کار آفرین تلقی می گردد.

    ● آموزش کار آفرینی و نقش مراکز علمی دانشگاهی :

    اواخر دهة ۵۰ میلادی، اولین کشوری که در این زمینه خیلی کلاسیک کارکرد و ترویج فرهنگ کار آفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد و آموزش هایی را دارد، کشور ژاپن بود. مسئله کار آفرینی در ژاپن به سطح دانشگاهها هم کشیده شد. بین سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۲ میلادی بیش از ۹۶% نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برجسته و برتر تبدیل کند، توسط کار آفرینان صورت گرفت.

    آموزش کار آفرینی سیاستی است که به طور مستقیم در کمیت و کیفیت عرضة کار آفرین در یک جامعه اثر می گذارد. به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها بویژه کشورهای پیشرفته که حتی الامکان موانع و مشکلات بر طرف شده اند، دولتها به شکوفا کردن توان بالقوه مردم پرداخته اند. آموزش به تولید کنندگان کوچک بسیار اهمیت دارد. با اجرای این سیاست همواره می توان به اهداف گوناگونی مانند شناخت فرصتها و چگونگی بهره برداری از آنها، آشنایی با تکنولوژی و دانش فنی جدید و چگونگی بکارگیری آنها، روش های جدید علمی مدیریتی و بازرگانی جامعه عمل پوشید. آموزش می تواند بلند مدت ( مانند آموزش از دورة دبیرستان به بعد ) و یا کوتاه مدت (مانند سخنرانیهای ادواری ) باشد.

    تا به حال چهار دسته تحقیقات در زمینه کار آفرینی انجام شده است که عبارتند از :

    ۱) مطالعات در خصوص ویژگیهای کار آفرینان

    ۲) مطالعات در خصوص ساز و کارهای تشکیل شرکتهای نوپا

    ۳) مطالعات در خصوص ارتباط کار آفرین با جامعه

    ۴) مطالعات درخصوص آموزش، روش شناسی تحقیق و نقش دولت در کار آفرینی.

    در گذشته افسانه ای شایع بود که کار آفرینان دارای ویژگی ذاتی هستند و این ویژگیها همراه با آنان متولد می شود که این ویژگیها شامل، ابتکار، ریسک پذیری... می باشد. بنابر این فرض اساسی افسانه این بود که کار آفرینان از طریق آموزش، پرورش نمی یابند. اما امروزه کارآفرینی به عنوان رشته ای علمی مورد شناسایی قرار گرفته که فروپاشی این افسانه قدیم را به دنبال داشته است. رشته علمی کار آفرینی همانند تمامی رشته های دیگر، دارای مدلها، فرآیندها و قضایایی (CASES) است که باید دانش مربوط به آنها کسب شود.

    کارآفرینان دقیقاً به همان گونه که ما یاد می گیریم، یاد می گیرند. کار آفرینان نه تنها می توانند از اشتباهاتشان و مربیان غیررسمی خود بیاموزند، بلکه آنها از طریق مطالعه و تربیت رسمی، مستعد یادگیری هستند.کتابها و دوره هایی در مورد شکل دهی کسب و کار جدید با سرعت زیادی در حال افزایش هستند. علاوه بر کتابها و دوره ها، مجموعه جدیدی از برنامه های آموزشی برای پر کردن شکاف اطلاعاتی و دانشی برای کار آفرینان طراحی شده است که هم اکنون در حال پیگیری کسب و کارشان هستند.

    برنامه های مبتنی بر آموزش بر مبنای این فرض عمل می کنند که اگر فقط ما وسایل مناسب و موثر برای مرتبط ساختن منابع بر گرفته از دانشگاهایمان، مدارس فنی و دانشکده ها را به جامعه کسب و کار جدید پیدا کنیم، آن وقت ما واقعاً قادر به تقویت ابتکارات صنعتی هستیم.

    مطالعه ای که در سال ۱۹۸۲ در دانشگاه بایلور (BAULOR) بر روی دانشجویان رشته کار آفرینی صورت گرفت. ارزیابی دانشجویان از دروس رشته کار آفرینی این بود که باید بیشترین تاکید بر روی دروس مالی شود. دومین رشته ای که به نظر آنها باید بیشتر مورد تاکید قرار گیرد، درس مدیریت بود. علاوه بر اینها دروس روابط انسانی و بازاریابی نیز از نظر دانشجویان دارای اهیمت ویژه ای است.

    برای اولین بار دانشگاه کالگری در سال ۱۹۷۳ مجوز تاسیس دوره کارشناسی ارشد را دریافت کرد و کار آفرینی به عنوان یکی از زمینه های اصلی مورد توجه قرا گرفت. در ژوئن سال ۱۹۸۵ میلادی این دانشگاه به ارزیابی نتایج برگزاری یکی از دوره های آموزش کار آفرینی خود که در فاصلة ژوئن ۱۹۸۴ تا دسامبر ۱۹۸۴ برگزرا شده بود، پرداخت و از ۵۰ نفر از ۶۵ نفر شرکت کننده دوره پیرامون نتایج دوره نظر خواهی کرد. این دوره آموزشی تقریباً (۰۰۰/۷۵) دلار برای دانشگاه هزینه داشت. تجربه دانشگاه کالگری نشان می دهد که سرمایه گذاری کوچکی (تقریباً ۷۵۰۰۰ دلار ) در آموزش کار آفرینان کسب و کارهای کوچک منجر به ارزش افزوده فراوانی (معادل ۰۰۰/۷۵۰ /۱ دلار ) گردیده و علاوه بر آن تاثیر زیادی درایجاد فرصت استخدام و تسهیل ایجاد سرمایه داشته است.

    با توجه به مطالبی که تا به حال از کار آفرینی ارائه شد بستر مناسب برای رشد و توسعه کار افرینان عبارت است از :

    آموزش خلاقیت از دبستان تا دانشگاه حتی در مقطع دکتری برای کلیه رشته های تحصیلی اعم از فنی،پزشکی، اقتصادی و...

    تجدید نظر در نظام آموزشی، روش تدریس و ارزیابی و سنجش دانش آموزان و دانشجویان برای تقویت و شکوفایی روحیه خلاقیت فراگیران.

    بالا بردن نیاز پیشرفت افراد از طریق آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم.

    آموزش کار آفرینی و شناسایی افراد ارزش آفرین (کارآفرین ) جامعه توسط گروهی خبره به صورت سالیانه و معرفی و تشویق و حمایت آنها در سطح کشور و استان از طریق رسانه های جمعی و اعطای جوائز توسط مسئولان عالی رتبه کشوری.

    تشکیل انجمن کارآفرینان جهت ارتباط، همفکری، همکاری و تعاون کار آفرینان با یکدیگر.

    ترویج فرهنگ کارآفرینی از طریق موسسات فرهنگی و رسانه های جمعی.

    تاسیس مراکز توسعه کار آفرینی جهت برنامه ریزی، آموزش، تحقیق و مشاوره در خصوص کار آفرینی

    اگر بدنبال راه حل های جدید هستیم، فضای کشور باید به گونه ای طراحی شود که کار آفرینان رشد کنند. در اغلب موارد مدیریت با تصمیم گیری متمرکز ضد روحیه کارآفرینی است. کار آفرینی در جایی رشد می کند که تمرکز تمام عیار نباشد. امروزه در جهان برای جوانان آموزش کار آفرینی گذاشته اند. در سطح دبیرستانها همه را تشویق می کنند. به نظر می رسد، در جهان امروز بدون داشتن دانش ومهارت کار آفرینی، صرف اینکه ایده ای داشته باشید ولی دانش لازم را ندانسته باشید، با شکست مواجه می شوید.

    ● چالشهای آموزش کار آفرینی

    آموزش کارآفرینی و تحقیقات مربوط به آن، هم اکنون با چالشهای متعددی مواجه شده است که برخی از این چالشها توسط بلاک (Block) و استامپ (Stumpe) ارائه شده است. این چالشها عبارتند از :

    ▪ چالش در ایجاد مترولوژی های تحقیق برای اندازه گیری اثر بخشی کارآفرینی.

    ▪ چالش در محتوا و شیوه های آموزش کار آفرینی.

    ▪ چالش در کیفیت مدرسان کار آفرینی.

    ▪ چالش در پذیرش آموزش کار آفرینی در دانشکده ها نسبت به کسب و کار.

    ▪ چالش در ایجاد یک پیکرة عمومی ( مشترک ) در زمینه دانشی مختلف.

    ▪ چالش در اثر بخشی روشهای آموزشی.

    ▪ چالش در نیازهای یادگیری کار آفرینانی که در حال کار هستند، متناسب با دوره زندگی کسب و کاری که هم اکنون در آن به سر می برند.

    در سال ۱۹۹۰ میلادی تحقیق در خصوص آموزش کار آفرینی همچون یک رشته جدید مورد توجه قرار گرفت. و موارد همچون توسعه روشهای تحقیق برای سنجش اثر بخشی آموزش کارآفرین، محتوا و روشهای آموزش کار آفرینی، مورد توجه قرارگرفت. به طور کلی تا سال ۱۹۹۰ میلادی چهار دسته اصلی از دوره های آموزش کار آفرینی شکل گرفت که این دوره ها عبارتند از :

    ▪ دسته اول :

    برنامه هایی برای «آگاهی و جهت گیری به سوی کار آفرینی » است هدف از این دوره ها، افزایش آگاهی، درک و بینش نسبت به کار آفرینی به عنوان یک انتخاب شغلی برای افراد از تمامی اقشار اجتماعی است. این گونه برنامه ها در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تدریس می شود تا انگیزه و تمایل دانش آموزان و دانشجویان برای کار آفرین شدن افزایش یابد. گروههای نژادی، مخترعان، دانشمندان،کارکنان دولت و باز نشستگان ارتشی و گروههای مختلف، می توانند تحت پوشش این دوره قرار گیرند.

    ▪ دسته دوم :

    شامل برنامه های آموزش است که « توسعه تاسیس شرکت » را پوشش می دهد. این برنامه ها به اقتضای شرایط خاص هر کشور طراحی شده اند.

    ▪ دسته سوم :

    دوره هایی جهت « رشد و بقای کار آفرینان و شرکتهای کوچک » طراحی شده است، که شرکتهای کوچک موجود را پوشش می دهد. نیازهای آموزشی در این برنامه ها بسیار متنوع است.

    ▪ دسته چهارم :

    برنامه « توسعه آموزش کار آفرینی » است که شامل شیوه های جدید آموزشی و تعیین نقشهای نوین دانشجو و استاد در فرآیند آموزش کار آفرینی است. هدف دیگر این برنامه ها آموزش و گسترش کمی استادان جدید از میان صنعتگران و دست اندرکاران فعالیتهای اقتصادی برای آموزش کار آفرینی است.

    در کشور ما در زمینه آموزش کار آفرینی کوشش ویژه ای انجام نشده است، هر چند که میان مقوله های مدیریت عمومی، مدیریت راهبردی (استراتژیک) و کار آفرینی فصل مشترک وجود دارد و آموزشهای اجراء شده در قلمروهای فوق برای ترویج کار آفرینی نیز مفید بوده است اما می توان گفت غالب برنامه های آموزشی سازمانهایی که تصدی این مهم را به عهده دانسته اند متمرکز بر نیازهای مدیران سازمانهای بزرگ و متوسط بوده است که غالباً در بخش دولتی و عمومی اقتصاد فعالیت داشته و دارند. به همین دلیل کار آفرینانی که در سالهای اخیر علاقمند به استفاده از آموزشهای مدیریت شده اند و به موسسات آموزشی جذب می شوند برنامه ها را چندان مناسب نیازهای خود نمی یابند. در همین جا مسئولیت چنین مراکزی را باید یاد آور شد.

    سازماندهی آغازین کار آفرینی در کشورمان در گرو پیمودن راههای زیر است :

    ـ شناخت عوامل مساعد و باز دارنده کارآفرینی و راههای عملی رفع موانع.

    ـ شناخت بهتر فرصتهای کار آفرینی و سیاستگذاری برای استفاده از فرصتهای مذکور.

    ـ ترغیب دانش آموختگان مستعد موسسات آموزشی به فعالیتهای کار آفرینی.

    ـ توسعه کسب و کارهای کوچک در جهت ایجاد اشتغال مولد.

    ـ پرورش گروهی از جوانان مستعد کار آفرین.

    کارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل استفاه از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستور العمل کرد.

    امروزه بسیاری از جوانان که در دانشگاهها و مراکز علمی کشور به تحصیل مشغولند امیدوارند که پس از فراغت از تحصیل هر چه سریعتر وارد « بازار کار » شوند. عبارت « بازار کار » عبارتی است بسیار حساس و برداشت جوانان از این عبارت، یکی از عوامل حیاتی موثر در آیندة کشور به حساب می آید متاسفانه امروزه « بازار کار » در اذهان بسیاری از جوانان و دانشجویان کشور یک سری پست های از پیش تعیین شده و به عبارتی یک سری « صندلیهای پیش ساخته » تعبیر می شود که در جامعه منتظر آنهاست. اما دیدگاه کار آفرینانه نسبت به پدیده اشتغال، تا حد زیادی از مشکلات جوانان در مواجهه با آینده، خواهد کاست. یک چنین دیدگاهی می تواند در پوشش تحولات فرهنگی لازم برای توسعه کار آفرینی درکشور، حاصل شود.

    اعتقاد بر این است که برای کار آفرینی باید نظام آموزشی ما به سمتی برود که نیروهای با شهامت و شجاعت در تصمیم گیری پرورش دهد. وقتی ما از فارغ التحصیلان رشته های صنعتی می خواهیم که برای اشتغال در رشته های فنی جهت خود و دیگران می توانند از تسهیلات قانونی استفاده نمایند معمولاً یک حالت عدم اعتماد به نفس درآنها مشاهده می شود. به بیان دیگر شهامت ریسک کردن را برای استفاده از مزایای قانونی و تسهیلات برای خودشان و دیگران ندارند و اغلب هم به دنبال فرصت شغلی مزد بگیری هستند.

    اگر می خواهیم بحث کار آفرینی را در کشور جدی بگیریم باید نظام آموزشی ما به این سو هدایت شود که افرادی که فارغ التحصیل می شوند ویژگیهای کار آفرین را داشته باشند و البته خانواده هم نقش دارد، اما نقش اصلی را شاید نظام آموزشی ما بخصوص در مقاطع کارشناسی و بالاتر دارد. ما باید در بین فارغ التحصیلان دانشگاهها رغبت ایجاد کنیم که به تفکر خلاق بپردازند. تاسیس مراکز آموزش کار آفرینی و کانونهای آموزش روش زندگی در شرایط دشواری اقتصادی مانند آموزش دید مثبت و چاره جویانه، دوری از تفکر منفی، پشتکار و خلاقیت برای رفع موانع موجود و کسب مهارتهای لازم از جمله افکاری است که باید به آن توجه شود.

    امیدواریم در آینده آموزشگاههایی در سطح مدیران و دانشجویان راه اندازی شود و دولتها نیز اگر مقداری فضای لازم را ایجاد کنند، تواناییهای بالقوه مردم شناسایی خواهد شد و می توان بسترهای اساسی برای آموزش آنها ایجاد کرد تا حرکت به سمت کار آفرینی سرعت بیشتری به خود بگیرد.

    نقش دولت در بستر سازی برای کار آفرینی نیز مسئله بسیار مهمی است و مهمترین اقداماتی که دولت می تواند در مورد کار آفرینی و اشتغال انجام دهد این موارد است :

    تولید اطلاعات در مورد فرصتها – ترویج فرهنگ کارآفرینی – بازسازی فرهنگ کار و توانمند سازی نیروی کار. در حال حاضر به طور متوسط سالانه هزاران فارغ التحصیل دانشگاه در کشور وجود دارد که رشته تحصیلی بیشتر آنها علوم انسانی است. این عده را می توان با یک سری آموزشهای تخصصی کوتاه مدت نوعی تخصص بر ایشان ایجاد کرد.

    موضوع دیگر حفظ حقوق نو آوران است که یکی از موانع ترقی و پیشرفت در کشور ما است. افراد، ابتکار یکدیگر را تقلید می کنند و این مخل نوآوری و کار آفرینی است. دولت باید در جهت حمایت از حقوق مبتکران چاره اندیشی جدی تر ی کند.

    منابع و ماخذ :
    ۱)احمد پور، محمود – ( کار آفرینی، استراتژی مناسب برای افزایش بهره وری ) – ماهنامه علمی، پژوهشی تدبیر – شماره ۷۷- آبان ماه ۱۳۷۶.
    ۲)آذر هوش، فریدون – ( توسعه کار آفرینی، تنگناها و راهکارها ) – ماهنامه تدبیر – شماره ۹۰ بهمن ماه ۱۳۷۷.
    ۳)احمدپور، محمود – ( کار آفرین ضرورت توسعه ) - ماهنامه تدبیر شماره ۹۵ – شهریور ماه ۱۳۷۸
    ۴)احمد پور داریانی، محمود –کارآفرینی ( تعاریف، نظریات، الگوها ) – ناشر : مولف با همکاری پردیس ۵۷-چاپ اول –بهار ۱۳۷۹.
    ۵)جدی، سوسن –( کارآفرین و ایجاد اشتغال ) – ماهنامة تدبیر شاره ۱۱۸- آذر ماه ۱۳۸۰.
    ۶)سلیمی، نعمت الله – ( راهکارهای کوتاه مدت و نقش کارآفرینان در ایجاد اشتغال ) – ماهنامه تدبیر شماره ۹۶- مهر ماه ۱۳۷۸.
    ۷)صمد آقایی، جلیل – ( کار آفرینی ضد اشتغال ! موتور توسعه اقتصادی ) – ماهنامه تدبیر – شماره ۱۱۴- مرداد ماه ۱۳۸۰.
    ۸)عجایبی، سید حبیب – ( فرصتهای نهفته اشتغال کار آفرینی و جوانان ) – ماهنامه تدبیر – شماره ۹۶ مهرماه ۱۳۷۸.
    ۹)فرقانی، محمد مهدی – (کارآفرینی – سرمقاله ) – ماهنامه تدبیر – شماره ۸۷ –آبان ماه ۱۳۷۷.
    ۱۰)فتحی، سعید – ( تحول فرهنگی گامی به سوی کار آفرینی ) – ماهنامه تدبیر شماره ۱۰۲- خرداد ماه ۱۳۷۹.
    ۱۱)مقیمی، سید محمد – ( نقش آموزش کارآفرینی در بهبود دانش صاحبان کسب و کار کوچک ) – ماهنامه تدبیر – شماره ۱۱۳-تیر ماه ۱۳۸۰.
    منبع: کنگره نهضت تولید علم،بهار ۸۴
    بازار کار



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:02 PM   |  

    قدرتمندترین زنان دنیا

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    آشنائی با بزرگترین زنان کارآفرین...

    ۱) ایندرا نوئی:

    هندی الاصل , ۵۱ ساله و رئیس شرکت پپسی. او اولین زن قدرتمند جهان در حوزه اقتصادی به‌حساب می‌آید. تمام تیرهای او در مسیری کاملاً مستقیم به سوی هدف نشانه رفته‌اند. او توانسته در سال گذشته، درآمدی معادل ۳۵/۱ میلیارد دلار برای شرکت کسب کند به‌طوری که سود عملیاتی آن ۴/۶ میلیارد دلار و ارزش هر سهم ۳ دلار شده است.

    سهام شرکت مواد غذائی کویکر که شرکت پپسی از اولویت‌های آن است با نقش کلیدی خانم نویی در آن، نه تنها روند عالی داشته بلکه سود ویژه‌ای برای خود او به ارمغان آورده است.

    ۲) آنا مالکهی:

    ۵۴ ساله و رئیس شرکت زیراکس. اعتبار این شرکت به لحاظ موقعیت سرمایه ارتقاء یافته است. تحلیلگران، دلیل این ترقی را، روش جدید تمرکز بر روی جنبه‌های رشد و توسعه می‌دانند و آن را نشانه‌ای در جهت سلامت و تثبیت آن شرکت قلمداد کرده‌اند.

    این سیستم بالغ بر ۱ میلیارد دلار بر فروش شرکت افزوده است و در کل، موجب شده شرکت معادل ۱۶ میلیارد دلار فروش داشته باشد.

    ۳) مگ ویتمن:

    ۵۱ ساله و رئیس هیأت مدیره شرکت اینترنتی ای‌بی. بدون تردید به دست آوردن عنوان اولین یا دومین شرکت اینترنتی دنیا آسان نیست. اما افزایش ۶ میلیارد دلاری سرمایه این شرکت، آن را در مقام و جایگاه اول تجارت الکترونیکی در جهان قرار داده است.

    با افزایش ۳۴ درصدی در نیمه دوم سال گذشته، پیش‌بینی می‌شود فروش این شرکت در سال جاری با خرید سهام آن توسط سرمایه‌گذاران، به‌طور قابل توجهی تا ۴۵ درصد افزایش یابد.

    ۴) آنجلا برالی:

    ۴۶ ساله و رئیس شرکت ولپینت. این شرکت، بزرگترین شرکت مراقبت‌های بهداشتی است که یک زن رئیس آن می‌باشد. درآمد این شرکت با ۳۵ میلیون نفر مشترک و مراجعه کننده، حدود ۹/۵۶ میلارد دلار است.

    ۵) آرن رزنفلد:

    ۵۴ ساله و رئیس شرکت کرافت فودز. این شرکت در سال ۲۰۰۶ ناهمواری‌های زیادی را پشت سر گذاشت. رزنفلد توانست درآمد ۴/۳۴ میلارد دلار یرو به کاهش این شرکت را برای کل سال افزایش دهد. در ماه مارچ‌سال جاری با تدابیر خانم رزنفلد، شرکت کرافت توانست کنترل سرنوشت و آینده خود را دوباره به دست گیرد.

    هدف کلیدی او، افزایش حضور شرکت کرافت در بازارهای جهان است.

    ۶) پت‌ووتز:

    ۵۴ ساله و رئیس شرکت آرچردانیال میدلند. این شرکت در زمینه مواد پلاستیکی و مشتقات شیمیائی فعالیت دارد. درآمد آن حدود ۲۰ درصد تا مبلغ ۴۴ میلیارد دلار و درآمد خالص آن ۶۵ درصد معادل ۲/۲ میلارد دلار افزایش یافته است.

    ۷) سوزان آرنولد:

    ۵۳ ساله و رئیس هیأت مدیره شرکت پراکتر ـ گمپل‌.او رئیس و مسؤول کلیه عملیات روز به روز ۳ واحد تجارت جهانی این شرکت ۷۶ میلیارد دلاری است. خانم آرنولد با ایجاد تغییر و دگرگونی در نحوه تجارت و با هدف رشد بنیادی از ۴ درصد در سال توانسته افزایش میلیاردی برای شرکت به‌وجود آورد.

    ۸) اپراوینفری:

    ۵۳ ساله و از معروفترین مجریان برنامه‌های تلویزیونی. برنامه تلویزیونی او برنده جایزه اسکار سال در بین برنامه‌های تلویزیونی دیگر شده است. همچنین مجله پرفروش او در سال ۲۰۰۶ شاهد رشد ۱۴ درصدی در میزان سرمایه‌اش بوده است.

    ۹) آندرا جانگ:

    ۴۹ ساله و رئیس شرکت آون پرداکتس. این شرکت، تولید کننده محصولات آرایشی است. خانم جانگ به سرمایه‌گذاران اثبات کرده در امر رشد و افزایش سرمایه و همچنین دوباره نیرو بخشیدن به این شرکت جدی است.

    او توانسته از طریق کاهش مشاغل اضافی و عدم تولید محصولات با سود کم، سرمایه شرکت را ۷/۸ میلیارد دلار افزایش دهد.

    ۱۰) براندا بارنز:

    ۵۳ ساله و رئیس شرکت سارالی. فروش این شرکت در سال مالی ۲۰۰۷ با افزایش ۱/۷ درصدی، به مبلغ ۳/۱۲ میلیارد دلار رسید. درآمد عملیاتی این شرکت ۳۲ درصد یعنی معادل ۵۵۶ میلیون دلار شده است. کلید این موفقیت، تغییر و نوآوری است.

    از سال ۲۰۰۵، شرکت سارالی تقریباً نیمی از محصولات جدید نان در آمریکا را فراهم نموده است. خانم بارنز قصد دارد ۷۵ محصول جدید دیگر در سال ۲۰۰۸ را به بازار آورد.

    ماهنامه اقتصاد خانواده



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:02 PM   |  

    بررسی سیاست‌های اشتغال زایی در برنامه های سوم و چهارم توسعه

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    در دهه‌های اخیر جایگاه و اهمیت سرمایه انسانی در مرکز توسعه کشورها قرار گرفته و نیروی کار نه تنها به عنوان عامل رشد، بلکه به عنوان محور اساسی توسعه و تعالی، پایه اصلی ثروت ملل را تشکیل می‌دهد.

    در دهه‌های اخیر جایگاه و اهمیت سرمایه انسانی در مرکز توسعه کشورها قرار گرفته و نیروی کار نه تنها به عنوان عامل رشد، بلکه به عنوان محور اساسی توسعه و تعالی، پایه اصلی ثروت ملل را تشکیل می‌دهد.

    از این نظر بازارکار به عنوان یکی از چهار بازار اقتصادی نقش تعیین کننده ای را در تنظیم روابط کار و تعادل بین عرضه و تقاضای نیروی کار و اشتغال دارد. پیامدها و آثار مثبت اقتصادی و اجتماعی تعادل در بازار کار به نحوی است که همواره مورد توجه سیاستمداران و اقتصاددانان قرار داشته است . از پیامدهای مستقیم چنین تعادلی صرفه‌جویی در هزینه و مخارج ایجاد شده و درنتیجه کاهش بیکاری است .

    اشتغال به عنوان متغیر وابسته در مباحث اقتصادی و تحلیل‌های آن وارد می‌شود. به عبارت دیگر، برای تغییر اشتغال کشور باید از تغییر سایر متغیرها مثل سرمایه‌گذاری، صادرات، مبارزه با قاچاق کالا، بهره‌وری نیروی کار، تنظیم دستمزدها و رابطه بین عرضه و تقاضا در بازارکار و ... استفاده کرد. همچنین اشتغال به عنوان عامل مؤثر در رشد اقتصادی، توزیع عادلانه‌تر درآمدها، حفظ کرامت و عزت نفس انسان ، افزایش ابتکارها و اختراع‌ها و بیکاری به عنوان ریشه بسیاری از ناهنجاری‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیامدها و تبعات اقتصادی و اجتماعی ناگواری را به دنبال دارد.

    از این رو ، مساله اشتغال و بیکاری به خصوص برای جوانان، زنان و فارغ التحصیلان دانشگاهی با شدت و ضعف‌هایی، در تمام کشورها به ویژه در کشورهای در حال توسعه دارای اهمیت ویژه‌ای برای دولت‌هاست که به منظور توسعه اشتغال و کاهش بیکاری در برنامه‌های کوتاه مدت ، میان مدت و درازمدت خود، به سیاستگذاری در این حوزه‌ها می‌پردازند.

    از آنجا که تعیین اهداف دست یافتنی و متناسب با شرایط اقتصادی ، طراحی و تدوین سیاست‌ها و خط مشی‌های کارآمد و تسهیل کننده ، منابع و امکانات لازم و کافی و سازمان‌ها و مؤسسه‌های اجرایی کارآ، چهار رکن اساسی استراتژی‌های اشتغال‌زایی هستند که در برنامه‌های اول و دوم توسعه به صورت دقیق و منسجم لحاظ نشده بودند در عمل اهداف و سیاست‌های اشتغال‌زایی در این دو برنامه در حاشیه قرار گرفتند.

    در این مقاله به بررسی و ارزیابی اجمالی سیاست‌های اتخاذ شده طی برنامه‌های سوم و چهارم توسعه و اقدام‌های مهم در این راستا می‌پردازیم.

    ● سیاست‌های اشتغال زایی در برنامه های سوم و چهارم توسعه

    ▪ برنامه سوم توسعه

    شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور و نیز افزایش جمعیت موجب شد که بیکاری به عنوان مهم‌ترین دغدغه دولت در طول برنامه سوم توسعه مطرح شود و یکی از فصول قانون برنامه (فصل ششم) به بحث سیاست‌های اشتغال اختصاص یابد.

    در این برنامه سیاست‌های اشتغال به گونه‌ای تنظیم و هدف‌گذاری شده بود تا بتواند به طور متوسط سالانه حدود ۷۶۵ هزار فرصت شغلی جدید ایجاد کند به طوری که نرخ بیکاری در پایان برنامه از ۱۶ درصد به ۶/۱۲ درصد کاهش یابد. از جمله اهداف موردنظر دیگر می‌توان به : کاهش عدم تعادل‌های بازارکار در مناطق کشور و گروه‌های خاص و ارتقای سطح کیفی نیروی کار به لحاظ مهارت‌های فنی و حرفه‌ای و نیز گسترش حمایت از بیکاران اشاره کرد.

    از مهم‌ترین خط مشی‌ها و سیاست‌های اتخاذ شده برای دستیابی و تحقق این اهداف می‌توان توسعه و گسترش سرمایه گذاری و ایجاد فرصت‌های شغلی توسط بخش غیردولتی، کاهش هزینه‌های استفاده از نیروی کار از طریق تخفیف‌های بیمه‌ای، اصلاح نهادها و قوانین ناظر بر بازارکار، سیاست‌های جایگزینی نیروی کار و ایجاد اشتغال در خارج از کشور و اعزام نیروی کار و توسعه امور آموزشی را نام برد.

    مقایسه عملکرد این برنامه با اهداف آن حاکی از آن است که عملکرد خالص اشتغال ایجاد شده در هر سال با متوسط رشد سالانه ۴/۳ درصدی شاغلان، ۵۸۰ هزار شغل بوده است در حالی که هدف پیش بینی شده، خالص اشتغال ایجاد شده با متوسط رشد سالانه ۶/۴ درصدی شاغلان ، ۷۶۵ هزار شغل است که نشان دهنده تحقق ۷۶درصدی هدف است. همچنین در این دوره نرخ بیکاری از ۱/۱۳ درصد در سال ۱۳۷۸ به ۳/۱۲ درصد در سال ۱۳۸۳ کاهش یافت .

    اگرچه در برنامه سوم توسعه رشد چشمگیری در ایجاد اشتغال در مقایسه با عملکرد کمی ایجاد فرصت‌های شغلی در برنامه‌های اول و دوم ملاحظه می‌شود اما با عملکرد نه چندان موفق اهداف کیفی برای اصلاح ساختار بازارکار مواجه هستیم و در برخی از حوزه‌های بازارکار مانند زنان، جوانان و به ویژه دانش آموختگان دانشگاه‌ها و مناطق کشور عدم تعادل وجود دارد و همچنین گسترش پدیده چندشغلی و پرکاری موجب شد که بهره‌وری نیروی کار در سطحی پایین باشد.

    در طول سال‌های این برنامه کمک‌های فنی و اعتباری یارانه‌دار به آموزشگاه‌های فنی و حرفه‌ای و انتقال برخی از رشته‌های مراکز دولتی به آموزشگاه‌های آزاد یکی از اقدام‌های وزارت کار و امور اجتماعی بود که موجب فعال تر شدن بخش غیردولتی شد و همچنین تسهیلاتی که در قالب وجوه اداره شده و سایر تسهیلات اشتغال زایی اعطا شد اثرهای مثبتی بر سرمایه گذاری خصوصی و اشتغال داشت. افزایش خوداشتغالی مبنی بر کارآفرینی و گسترش بنگاه‌های اقتصادی نیز از دیگر سیاست‌‌های فعال بازارکار است که در این ارتباط در برنامه سوم توسعه سر فصل‌های آموزشی برای گسترش مدیریت کارآفرینی تهیه و تدوین و دوره‌های آموزشی در حمایت از کارآفرینان در صنایع کوچک، برگزار شد. در مورد میزان اثربخشی ماده قانونی جمع آوری و خروج تمام اتباع خارجی فاقد پروانه کار (ماده ۴۸)، وضعیت نامناسب افغانستان و تعهدات بین المللی درخصوص عدم اخراج مهاجران فاقد پروانه کار، در عمل اجرای این ماده قانونی را با مشکلات عمده‌ای مواجه ساخت .

    درخصوص ماده قانونی مربوط به اشتغال منوط به حمایت از سرمایه گذاران مناطق محروم و کمتر توسعه یافته (ماده ۵۰) به دلیل عدم اختصاص بودجه به منظور راه اندازی و شروع فعالیت عملیاتی صندوق و نبود معیار مشخصی برای تفکیک مناطق توسعه نیافته و محروم، پیشرفت در اجرای ماده یاد شده نیز با مشکلات مواجه شد.

    ▪ برنامه چهارم توسعه

    در سیاست‌های کلی برنامه چهارم توسعه مندرج در ردیف‌های ۱۰، ۳۴ ، ۳۶ و ۳۷ بر نکاتی چون «اصلاح نظام آموزشی کشور شامل آموزش و پرورش، آموزش فنی و حرفه‌ای و آموزش عالی و کارآمد کردن آن برای تامین نیروی انسانی موردنیاز برای تحقق اهداف چشم انداز» ، «تحقق رشد اقتصادی پیوسته، باثبات و پرشتاب، متناسب با اهداف چشم انداز و ایجاد اشتغال مولد و کاهش نرخ بیکاری» ، «تلاش برای دستیابی به اقتصادی متنوع و متکی بر منابع دانش و آگاهی ، سرمایه انسانی و فناوری نوین» و «ایجاد سازوکار مناسب برای رشد بهره‌وری عوامل تولید (انرژی، سرمایه ، نیروی کار و آب و خاک و ...)» ، تاکید شده است .

    همچنین در متن قانون برنامه چهارم توسعه نیز در بسیاری از مواد، به موضوع اشتغال و رفع بیکاری پرداخته است . این برنامه با تنفیذ مواد اصلی فصل ششم (اشتغال زایی) برنامه سوم توسعه، سعی در ارتقای جایگاه اشتغال در مباحث برنامه و بودجه را داشته است .

    در جدول شماره یک تمام مواد مرتبط با بحث اشتغال زایی در برنامه چهارم توسعه آمده است.

    ● اهداف کمی برنامه چهارم توسعه

    از مهم‌ترین اهداف کمی بحث اشتغال زایی در برنامه چهارم توسعه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    ▪ افزایش نرخ مشارکت نیروی کار به ۴۳ درصد در پایان برنامه.

    ▪ کاهش نرخ بیکاری کل کشور به ۴/۸ درصد.

    ▪ کاهش نرخ بیکاری زنان به ۳/۹ درصد.

    ▪ کاهش نرخ بیکاری جوانان به ۶/۱۲ درصد و دانش آموختگان دانشگاه‌ها و مناطق روستایی به ۴/۸ درصد.

    ▪ کاهش فاصله بالاترین و پایین ترین نرخ بیکاری استانی به ۵/۵ درصد.

    ▪ ایجاد متوسط سالانه حدود ۹۰۰ هزار فرصت شغلی جدید.

    ▪ اعزام حدود ۱۰۰ هزار نفر نیروی کار طی برنامه به خارج از کشور.

    ▪ افزایش اعتبارات وجوه اداره شده به میزان ۲۰ درصد در سال.

    ▪ کاهش سالانه شاغلان خارجی غیرمجاز به میزان ۲۰ درصد نسبت به سیاست‌ها و خط‌مشی‌های سال پایه.

    ▪ اصلاح قوانین کار و تامین اجتماعی و بیمه بیکاری به منظور افزایش انعطاف پذیری بازارکار و کاهش هزینه‌های استفاده از نیروی کار.

    ▪ بسترسازی و اصلاح قوانین و مقررات ناظر بر بازارکار برای بهبود و ارتقای شاخص‌های کار شایسته .

    ▪ افزایش انطباق بین شغل و مهارت و دستمزد نیروی کار در بخش دولتی در راستای ارتقای بهره‌وری نیروی کار.

    ▪ بسترسازی برای توسعه مشاغل موقتی ، پاره وقت و مشارکتی.

    ▪ کارآمدکردن نظام تامین اجتماعی برای جلوگیری از حضور مجدد سالمندان و اقشار کم درآمد در بازارکار.

    ▪ کاهش اشتغال نیروی کار خارجی غیرمجاز.

    ▪ اعزام نیروی کار به خارج از کشور.

    ▪ برقراری مشوق‌های مناسب برای ترغیب بیکاران در پیدا کردن شغل در استان‌های با نرخ بیکاری پایین.

    ▪ اصلاح و ساماندهی نظام اطلاعاتی بازارکار در راستای ارتقای سطح کیفی خدمات ارایه شده به جویندگان کار و کارفرمایان .

    ▪ ایجاد، اصلاح و تقویت نهادهای پشتیبانی کننده توسعه کارآفرینی واحدهای کوچک و متوسط.

    ▪ اصلاح نظام آموزش کشور براساس نیازهای اجتماعی، بازارکار و تحولات علمی به منظور ارتقای توانایی، خلاقیت، نوآوری، خطرپذیری و توان آفرینی آموزش دیدگان.

    ▪ ارتقای سطح کیفی آموزش نیروی کار با تاکید بر آموزش‌های معطوف به بازارکار.

    ▪ حمایت از مراکز آموزش غیردولتی با تاکید بر آموزش‌های مهارتی.

    ▪ حمایت از مراکز رشد و کارآفرینی.

    ▪ توجه به متنوع سازی فعالیت‌های اقتصادی در مناطق روستایی با تاکید برتوسعه بخش‌های غیرکشاورزی.

    ▪ ایجاد بسترهای مناسب برای جذب سرمایه گذاری خارجی به منظور ایجاد اشتغال جدید.

    ضمن تدوین و تنظیم سیاست‌ها و خط مشی‌های اتخاذ شده برای تحقق اهدافی که عنوان شد، از مهم‌ترین اقدام‌های انجام شده طی سال اول برنامه چهارم توسعه، تدوین آیین نامه اجرایی اعطای تسهیلات به بنگاه‌های کوچک کارآفرین و زودبازده اقتصادی است که هیات وزیران در جلسه مورخ ۱۹/۸/۱۳۸۴ آن را به تصویب رساند.

    براساس طرح آمارگیری ارزیابی عملکرد و اثربخشی بنگاه‌های اقتصادی زودبازده که توسط وزارت کار و امور اجتماعی تهیه شده است تفاوت اشتغال از طریق بنگاه‌ها در دولت نهم و طرح ضربتی اشتغال که در دولت هشتم به مورد اجرا درآمد به مبنای فلسفی و تفکر اقتصادی این دو طرح بازمی‌گردد، زیرا طرح ضربتی اشتغال بر محور خوداشتغالی پایه ریزی شده بود اما از ویژگی‌های عمده اشتغال از طریق بنگاه‌های زودبازده ، تاسیس بنگاه، کارآفرینی و توسعه صنایع کوچک و متوسط (SEMS) است و این طرح قصد دارد کارآفرینی را تشویق و انگیزه‌های لازم برای آن را فراهم کند.

    همچنین براساس اظهارنظر دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی به رغم آنکه مدت زمان بسیار کوتاهی از زمان تاسیس این بنگاه‌ها سپری شده و به دست آوردن یک تصویر واقعی از اثربخشی این بنگاه‌ها در رشد اقتصادی و اشتغال زایی مستلزم آن است که مدت زمان کافی و مناسبی گذشته باشد، با این وصف در همین زمان کوتاه باید اذعان داشت که تاسیس بنگاه‌های مزبور از رضایتمندی و مطلوبیت برخوردار و درصد تحقق اشتغال در مرحله بهره‌برداری ۸/۵۹ درصد بوده است. با توجه به آمار اخذ شده از دفتر توسعه اشتغال وزارت کار و امور اجتماعی جمع کل تسهیلات توزیع شده در سال‌های ۱۳۸۴، ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ به این بنگاه‌ها مبلغ ۸۰۰/۴۴۶ میلیارد ریال بوده و تعداد اشتغال جدید در ۴۱۱۹۰۸ طرح بهره‌برداری شده و بالغ بر ۸۶۰۹۸۷ نفر است.

    سهم بخش‌های اقتصادی مختلف در ایجاد اشتغال جدید در این طرح‌ها در جدول شماره ۲ آمده است.

    از جمله اقدام‌های موثر دیگر دولت، مصوبات شورای عالی اشتغال بوده که در دولت نهم این شورا به صورت منسجم تر و فعال‌تر به بررسی و تصمیم سازی در امور مربوط به اشتغال کشور پرداخته است.

    از جمله مصوبات مهم این شورا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    ۱) بررسی عملکرد آیین نامه اجرایی بنگاه‌های اقتصادی زودبازده و کارآفرین.

    ۲) تصمیم گیری درخصوص نحوه توزیع اعتبارات اشتغال زایی ردیف ۵۰۳۶۱۰ بند ۱۱ تبصره قانون بودجه سال ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ و تعامل موثر با دستگاه‌های اجرایی ذی ربط.

    ۳) بررسی کاهش هزینه مبادله ناشی از مقررات تامین اجتماعی.

    ۴) تصویب سیاست‌های لازم الاجرا از سوی تمام سازمان‌ها و نهادهای حمایتی در استفاده از اعتبارات اشتغال زایی موضوع ماده ۵۵ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت.

    ۵) حمایت مالی از بنگاه‌های کارآفرینی مورد حمایت مراکز رشد و پارک های علم و فناوری از محل قانون بودجه سال ۱۳۸۶ کل کشور.

    ۶) تصویب نهایی دستورالعمل فرم کارورزی دانش آموختگان دانشگاهی.

    ۷) موافقت با تاسیس دانشکده کارآفرینی در دانشگاه تهران و اعمال حمایت های لازم از آن.

    ۸) موافقت با راه اندازی مراکز مشاوره کارآفرینی و اشتغال در دانشگاه‌های کشور و حمایت از آنها.

    منابع:
    ۱- قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.
    ۲- قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.
    ۳- سیاست‌های کلی قانون چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.
    ۴- «گزارش اقتصادی سال ۱۳۸۳ و نظارت بر عملکرد پنجساله به برنامه سوم توسعه،» سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور (سابق) ، جلد اول.
    ۵- فاتحی، حسین ، «اشتغال و بیکاری در دولت نهم »، مجلس و پژوهش شماره ۵۰-۴۹ .
    ۶- «کارنامه سیاست‌های اشتغال زایی در دو برنامه گذشته»، دفتر بررسی‌های اقتصادی، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی .
    ۷- «ارزیابی بازارکار ایران»، دفتر مطالعات اقتصادی، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ، مهر ۱۳۸۵.
    ۸- «ارزیابی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی از عملکرد بنگاه‌های اقتصادی زودبازده » ، دفتر مطالعات اقتصادی، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.
    ۹- دفتر توسعه اشتغال وزارت کار و امور اجتماعی.
    ۱۰-دفتر آموزش شوراها و مجامع وزارت کار و امور اجتماعی.
    هفته نامه برنامه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
    بازار کار



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    نیم نگاهی بر کارآفرینی ، کارآفرینان باایده هایی نو وذهنی خلاق ، اشتغالزایی می کنند

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    به طور کلی فرآیند خطر پذیری برای فردی که می خواهد در بازار کار برای خود و یا افرادی دیگر که با وی همکاری می کنند،کاری ایجاد کند بالا است .به طوری که گاه کارآفرین می تواند با شکست مواجه شود و گاه تمامی تلاش ها می تواند به تولید یک کالا و یا ارائه خدمتی به جامعه منجر شود.

    به طور کلی فرآیند خطر پذیری برای فردی که می خواهد در بازار کار برای خود و یا افرادی دیگر که با وی همکاری می کنند،کاری ایجاد کند بالا است .به طوری که گاه کارآفرین می تواند با شکست مواجه شود و گاه تمامی تلاش ها می تواند به تولید یک کالا و یا ارائه خدمتی به جامعه منجر شود.

    مهمترین انگیزه ای که در کارآفرینی باعث می شود که وی از خلاقیت خود در زمینه نوآوری استفاده کند ، ایجاد کسب و کار ، نیاز به ایجاد اشتغال برای خود در درجه نخست و در مراحل بعدی برای دیگران ، کسب ثروت و در نهایت احساس مفید بودن است.

    دینای اقتصادی امروز تفاوت های آشکاری با گذشته دارد. واحدهای اقتصادی که دیروز در جایگاه یک بنگاه اقتصادی نقش تعیین کننده داشت ، جای خود را به نوآوری، ابداع، خلق محصولات جدید و دارایی‌های نرم افزاری داده است.

    درسال های گذشته ثروتمندان کسانی بودند که منابع مالی بیشتری در اختیار داشتند،اما امروزه ثروتمندترین مردم دنیا افرادی هستند که دانش بیشتری در خلق ثروت دارند.

    توسعه اقتصادی دنیای امروز برپایه نوآوری وخلاقیت و دانش محوری است. اقتصاد مبتنی بر دانش ، اقتصاد دانش محور است.

    در دنیای امروز قدرت و توانمندی اقتصادی مبتنی بر دانش و آموزه های علمی است و ثروتی که بر پایه دانش در اقتصاد ایجاد می شود ، به طور یقین ماندنی است.کشورهایی که بخش قابل ملاحظه ای از تولید علم و دانش را به خود اختصاص داده اند، از نظر صنعتی توسعه یافته و از توان اقتصادی و سیاسی بالایی برخوردار هستند.

    دانش و مدیریت در هر جامعه زیر بنای نوآوری و خلاقیت‌ها می باشدو برای انجام این مهم ضروری است که مراکز تولید دانش، فنّاوری و مهارت‌ها در کشورها توسعه یابد و این مسئولیت بر عهده دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی می باشد .

    دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی به عنوان ارکان اساسی توسعه همه جانبه کشورها باید از هر نظر مورد حمایت قرار گیرند و محققان و اساتید باید از جایگاه ویژه ای برخوردار باشند تا با آسایش خیال قادر باشند که نیروهای جوان و طالب علم کشور را اهل فکر و نظر، نوآور و خلاق پرورش دهند.

    در دنیای امروز بزرگترین سرمایه‌های یک بنگاه اقتصادی نیروهای اهل فکر، یادگیرنده و خلاق آنها هستند که مسئولیت های توسعه اقتصادی را بر عهده خواهند گرفت.

    کارآفرینی یکی از عناصر مهم توسعه اقتصاد بر پایه دانش محوری است و می تواند نوآوری و خلاقیت را که بر پایه دانش ایجاد شده است ، در چرخه اقتصادی کشور نقش ارزنده خود را ایفا کند.بعبارتی کارآفرین ارتباط دهنده دانش و علوم با صنعت و بازار است.

    ● ویژگی های کارآفرینان:

    کارآفرینان افراد ویژه ای هستند که به سبب نبوغ و پشتکار متمایز از دیگران می باشند .این افراد به دلیل داشتن تهور و شجاعت در عرصه ایجاد خلق فرصت های نو دارای ویژگی های متمایزی نسبت به دیگر افراد جامعه می باشند.

    ● مهمترین ویژگی های کارآفرینان

    ▪ داشتن اعتماد به نفس

    ▪ عمل گرایی

    ▪ و فرصت شناسی است

    در بسیاری از کشورهای جهان، هم اکنون موسسه های آموزش عالی در جهت توسعه اندیشه کارآفرینی درمیان دانشجویان و دیگر افراد جامعه که تمایل به ایجاد کسب و کار جدید دارند، اقدام می کنند.

    برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند: کارآفرینی را می توان با آموزش در میان افراد سازماندهی کرد و زمینه تفکر برای ایجاد خلق فرصت های نو را در آنها هموار ساخت.

    ● تعاریف کارآفرینی

    در مورد تعاریف مفهوم کارآفرینی دیدگاه های گوناگونی وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع " کارآفرینی " نیازمند اطلاع از دیدگاه های بین رشته ای است.

    کارآفرینی برحسب ماهیت خود و توجه محققان رشته های مختلف از نظر روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، صنعت و حتی تاریخی تعریف شده است.

    واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی "Entrepreneurs" به معنای "متعهد شدن" گرفته شده است.

    کارآفرینی نخستین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن ۱۶ میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های اقتصادی خویش تشریح کرده اند.

    مفهوم کارآفرینی طی دو دهه گذشته در بسیاری از کشورهای جهان مورد توجه اندیشمندان و برنامه ریزان اقتصادی قرار گرفته است.

    برخی از صاحب نظران، در مجموع کارآفرینی را فرآیند شناسایی فرصت های اقتصادی، ایجاد کسب و کار جدید، نوآور و رشد یابنده برای بهره برداری از فرصت های شناسایی شده می دانند که در نتیجه آن کالا ها و خدمات جدیدی به جامعه عرضه می شود.

    بسیاری از برنامه ریزان اقتصادی بر این باور هستند که کارآفرینی موتور تحول ، تحرک و توسعه اقتصادی و جامعه است. رشد و فراگیری این پدیده می تواند به تحول و دگرگونی اساسی در اقتصاد ملی منجر شود.

    کارآفرینان افرادی نوآور، مصمم ، متعهد،مخاطره پذیر ، مسئولیت پذیر، هدف گرا ، واقع گرا و رشدگرا هستند . در همین حال کارآفرینان دارای عزم و اراده، اعتماد به نفس و استقلال طلب هستند. کارآفرین به چالش‌ها پاسخ مثبت می‌دهد، با مشکلات و موانع برخوردی مثبت دارد و از دانش به خوبی بهره می‌گیرد. کارآفرینان همواره تلاش می‌کنند تا دانش تولید شده در مراکز تحقیقاتی را به دانش تولید محصول تبدیل کنند و محصولی قابل رقابت به بازار ارائه دهند.

    کارشناسان اقتصادی کارآفرینی را به دو گروه اساسی تقسیم می کنند که شامل کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی است .

    کارآفرین فردی است که نوآوری و ساخت محصولی جدید یا ارائه خدماتی نو با توجه به بازار دارد. در صورتی که حاصل تلاش یک تیم در سازمانی باشد َ، آن را کارآفرینی سازمانی می‌نامند.

    جاذبة اصلی کارآفرینی در بعد فردی و سازمانی بی حد بودن نوآوری است. کارآفرینان با ویژگی خلاقیت، براساس فرصت‌ها در زمان‌های مناسب قادر هستند محصولی جدید یا خدماتی نو به بازار ارائه کنند.

    نوآوری فرایندی است پایان ناپذیر، زیرا نمی‌توان برای تولید علم حد و مرزی قائل شد. در اقتصاد مبتنی بر دانش، نوآوران و صاحبان فکر سرمایه‌های اصلی شرکت‌های تولیدی و کارآفرین هستند. امروزه ۷۰ تا ۷۵ درصد سود در شرکت‌های نرم افزاری و دارویی از طریق سرمایه‌های فکری کارکنان حاصل می شود.

    بسیاری از کارآفرینان فعالیت خود را در قالب ایجاد شرکت‌های کوچک و متوسط شروع می‌ کنند. این شرکت‌ها سهم بسزایی در توسعه صنایع (پیشرفته)و ایجاد اشتغال دارند و نسبت به شرکت‌ های بزرگ از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند.

    در جهان امروز بسیاری از دولت‌ها متقاعد شده اند که باید بستر رشد را برای واحدهای کوچک و متوسط در قالب مراکز رشد و پارک‌های علم و فنّاوری فراهم سازند و آنها را تا مدت زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند ، حمایت کنند.

    در کشورهای جنوب شرقی آسیا ۹۵ درصد کل بنگاه‌های اقتصادی و صنعتی کشورها را بنگاه های کوچک و متوسط تشکیل داده و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال کشورها تاثیر گذارند.

    ● تعاریف کارآفرین از نظر برخی از صاحب نظران اقتصادی

    " ریچارد کانتیلون" در سال ۱۷۳۰میلادی نخستین اقتصاددانی بود که این واژه را در علم اقتصاد ابداع کرد. اما "جان باپتیست سی " در سال ۱۸۰۳ میلادی کار آفرین را فردی تعریف کرده است که مسوولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده دارد .

    "فرانک نایت "در سال ۱۹۲۱ میلادی کار آفرینآن را افرادی می شناسد که در شرایط عدم قطعیت به اتخاذ تصمیم می پردازند و پیامدهای کامل آن تصمیمات را نیز به طور شخصی می پذیرند .

    طبق نظر "کاسوندر" سال ۱۹۸۲ میلادی ، کار آفرین فردی است که تخصص وی "تصمیم گیری عقلایی و منطقی در مورد ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب" می باشد. وی داشتن توان داوری و قضاوت را عنصری مشترک در تمامی کار آفرینان تشخیص داده است .

    از دیدگاه "کارلند " نیز که در سال ۱۹۸۴ میلادی منتشر شده است ، کار آفرین فردی می باشد که شرکتی را به منظور سود و رشد تاسیس و آن را مدیریت می کند و از آن برای پیشبرد اهداف شخصی بهره می گیرد.

    ● کارآفرینی در جهان

    نتایج بررسی وضعیت اشتغال در جهان نشان می دهد از میان یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر نیروی کار در محدوده سنی ۲۰ تا ۶۴ سال در جهان، ۱۵۰ میلیون نفر (بیش از ۱۰ درصد نیروی کار) درگیر فعالیت‌های مرتبط با کارآفرینی هستند. ۵۴ درصد از کارآفرینان (حدود ۸۰ میلیون نفر )کسانی هستند که بر اساس «فرصت‌ها» فعالیت‌های صنعتی و کسب کار مورد علاقه خود را ایجاد کرده اند.

    کارآفرینان به طور عام در کشورهای توسعه یافته یا در بخش‌های توسعه یافته کشورهای در حال توسعه فعالیت خود را پیگیری می کنند.

    نتایج بررسی ها نشان می دهدکه ۴۳درصد از کارآفرینان (حدود ۶۳ میلیون نفر) افرادی هستند که بر اساس «ضرورت‌ها» فعالیت‌های کارآفرینی خود را دنبال می‌کنند. اغلب این افراد در کشور های در حال توسعه یا توسعه نیافته مشغول فعالیت هستند. در این کشورها نیازهای اولیه و ضرورت‌ها، مبنای فعالیت‌های کارآفرینی قرار می‌گیرد. لذا سطح فنّاوری و نوع خدمات کارآفرینی بر اساس فرصت‌ها و ضرورت‌ها بسیار متفاوت است.

    کارآفرینان مرد حدود ۷۰درصد جمعیت کارآفرینان را در جهان تشکیل می‌دهند. به عبارت دیگر مردان کارآفرین دو برابر زنان هستند. در دو کشور ایتالیا و نیوزلند تعداد کارآفرینان مرد و زن به طور تقریبی برابر است.

    کارآفرینان به تفکیک گروه های سنی ۵۵درصد در رده سنی ۲۵ تا ۴۴ سال، ۲۳ درصد در رده سنی ۱۸ تا ۲۴ ساله و ۲۲درصد را افراد ۴۵ سال به بالا تشکیل می‌دهند.

    ● سابقه کارآفرینی در ایران

    کشورهای توسعه یافته از اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی به موضوع کارآفرینی توجه جدی داشتند ، اما این موضوع با یک دهه تاخیر از اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی در کشورهای درحال توسعه مورد توجه قرار گرفت.

    با نگاهی به مطالعات برنامه سوم توسعه اقتصادی ایران ، مشاهده می شود که در این برنامه ، توجه چندانی به کارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود.

    موضوع بیکاری و پیش‌ بینی بازار کار ایران در دهه ۱۳۸۰ موجب شد که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه که باید در سال های ۷۹ تا ۸۳ به اجرا در می آمد ، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه برنامه ریزان کشور قرار گیرد.

    در برنامه چهارم توسعه که تا سال ۱۳۸۸ ادامه دارد ، گسترش کارآفرینی در سطح وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ‌جهاد کشاورزی، صنایع و معادن و همچنین سایر مؤسسه‌ها همچون جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت‌های آنها، مطرح شده است. از این رو، امروزه «توسعه کارآفرینی» رویکردی بسیار ضروری برای جامعه است.

    بررسی ها نشان می دهد که باید برای مقوله کارآفرینی اهمیت ویژه ای قائل شد و این مهم زمانی می تواند در کشور گسترش یابد که ضرورت حمایت از کارآفرینی توسط تمامی نهادهای اقتصادی و اجتماعی کشور شکل بگیرد.

    بازار کار ایران با دو مقوله جوانی و افزایش سطح تحصیلات دانشگاهی مواجه است.بنابراین باید بخش وسیعی از جمعیت یاد شده از طریق کارآفرینی با بازار کشور مرتبط شوند و از توان نیروهای خلاق و با انگیزه جامعه در راستای پویایی اقتصادی و شکوفایی اقتصاد ملی بهره جست .

    مرکز توسعه کارآفرینی



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    کارآفرینان حمایت نمی شوند

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    کارآفرین برتر حوزه صنعت

    تولید صنعتی بنیان رشد اقتصادی بسیاری از کشورها را تشکیل می دهد اما در ایران عوامل مختلف از جمله ناهماهنگی سیاست ها زمینه را برای ایجاد یا توسعه کارآفرینی تا اندازه زیادی ازمیان برده است. محمد صادق عرب مدیرعامل شرکت شیما کفش که در زمینه تولید کفش فعالیت می کند معتقد است حمایت دولت از صنعتگران به هیچ وجه کافی نیست به ویژه اکنون که ایران مورد تحریم های مالی قرار گرفته حمایت دولت از تولید کنندگان مستقل برای ادامه حیات اقتصادی آنها بسیار مهم است. در ادامه متن گفت وگوی تلفنی با ایشان به نظرتان می رسد.

    ▪ در تولید و ادامه فعالیت با چه دشواری هایی روبه رو هستید؟

    ـ نخستین مشکلی که بسیاری از شرکت ها و کارخانه های تولیدی از جمله ما با آن روبه رو هستیم ناهماهنگی در سیاست گذاری ها وسیستم غیر یکپارچه نهادها و وزارتخانه های مرتبط با بخش تولید است. نکته دیگر تغییر مداوم سیاست ها و مقررات است. به همین دلیل تولید کننده توان برنامه ریزی بلند مدت را از دست می دهد و نتیجه این امر کاهش سوددهی و در نهایت متوقف شدن تولید است. در ایران به سبب گران بودن مواد اولیه و هزینه نیروی کار قیمت تمام شده محصولات بالاتر از قیمت محصولات وارداتی است. از سوی دیگر به سبب واردات بی رویه و نیز قاچاق کالا به داخل، تولید کنندگان قدرت رقابت خود را با محصولات وارداتی موجود در بازار از دست می دهند. مشکل دیگر که در صنف تولید کنندگان کفش به وجود آمده لغو شدن برنامه پرداخت وام های سلف به تولیدکنندگان است. تا همین اواخر می توانستیم از این وام ها که بین ۵۰۰ میلیون تومان تا ۵/۲ میلیارد تومان با نرخ سود ۱۲ درصد بود برای ادامه فعالیت تا فروش محصولات و کسب درآمد استفاده کنیم. اما اکنون چنین امکانی وجود ندارد.

    ▪ منبع تامین مالی شما چیست؟

    ـ کار را با سرمایه ای اندک شروع کردیم اما بیش از ۹۰ درصد سرمایه ما از محل وام های بانکی تامین می شود.

    ▪ از دستگاه های دولتی چه انتظاری دارید؟

    ـ واضح است که در شرایط کنونی دولت باید از تولید کنندگان به عنوان عوامل اشتغالزایی حمایت همه جانبه بکنند. به ویژه وزارت صنایع و وزارت دارایی در این حوزه نقشی تعیین کننده دارند. در بسیاری ازکشورهای جهان مشوق های مالیاتی برای تولیدکنندگان در نظر گرفته می شود اما در ایران دارندگان کارت بازرگانی که صرفاً دادوستد می کنند نه تولید نرخ مالیات پایین تری نسبت به تولیدکنندگان دارند. در این جا بار دیگر به ناهماهنگی بخش های مختلف تصمیم گیر و تصمیمات نادرست اشاره می کنم. از سال ۸۲ دولت تصویت کرد که سه درصد عوارض را باید تولیدکننده بدهد چون امکان گرفتن آن از مصرف کننده نهایی وجود نداشت. این اقدام ضررهای عظیمی به تولیدکنندگان وارد کرد و آن دسته که پرداخت نکردند مشمول جریمه شدند اما سال ۸۲ این مصوبه لغو شد چون بالاخره متوجه شدند اشتباه کرده اند.

    ▪ به طور خاص دولت چه اقداماتی می تواند برای کمک به تولیدکنندگان انجام دهد؟

    ـ ما انتظار داریم در شرایط کنونی مورد حمایت قرار گیریم زیرا بدون این حمایت توان توسعه فعالیت هایمان را نداریم. در حال حاضر به دلیل تحریم بانک های ایران از سوی چند کشور خارجی مجبور هستیم برای تامین مواد اولیه مورد نیاز خود کل مبلغ خرید را به صورت نقد به فروشنده خارجی پرداخت کنیم در حالی که قبلاً در بانک خط اعتباری افتتاح می کردیم. مسلماً در این وضعیت بسیاری از تولیدکنندگان از رده خارج خواهند شد. در صنعت تولید کفش ۲۵ درصد محصولات وارداتی است یعنی ما برای تامین یک چهارم مواد اولیه خود باید پول نقد داشته باشیم. از طرف دیگر گاه قوانینی تصویب می شود که هیچ تناسبی با واقعیت های موجود در بخش تولید ندارد. برای مثال از صنایع تولید کفش خواسته شده به خارج از شهر انتقال پیدا کنند اما تمام عوامل و عناصر تولید محصول این صنایع در شهرها است. مثل این است که از بافندگان فرش در کاشان بخواهند به شهر دیگری رفته و در آنجا فعالیت خود را ادامه دهند.

    ▪ نظر شما درباره منابع و نیروی کار ایران چیست؟

    ـ ایران از هر جهت دارای مزیت های مناسبی است که می تواند از آنها برای پرورش بخش صنعت استفاده کند. برای مثال در بخش تولید کفش بخش بزرگی از مواد اولیه توسط مجتمع های پتروشیمی ایران تولید می شود. نیروی کار نیز مشتاق آموختن و کسب مهارت و تولید است. اگر برنامه ریزی های کلان صحیح و هماهنگ باشد، مشکلات قابل حل است. برای مثال جوایز صادراتی که قرار بود در سال ۸۴ پرداخت شود هنوز به صادرکنندگان پرداخت نشده است. در حالی که در کشورهای دیگر در کنار باجه تحویل مدارک تاییدکننده صادرات، باجه اعطای جوایز صادراتی قرار دارد. کاغذبازی نیز مانع دیگری است. سیستم دولتی کارایی و اثربخشی لازم را ندارد و تولیدکننده خود را در تمام مراحل تولید و صادرات تنها حس می کند.

    اکرم حمیدیان
    روزنامه سرمایه



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    مهاجران کارآفرین ثروت باد آورده

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار



    متخصصان سازمان بین المللی کار در تحقیقات یک دهه گذشته خود جوانب مختلف حضور و تاثیر مهاجران در رشد کارآفرینی را بررسی کرده اند. تحقیق روی ۱۱ مجتمع صنعتی در سرتاسر ایالات متحده صورت گرفته و با مدیران ۱۴۴ شرکت که مهاجران بنیانگذار آن بوده اند، مصاحبه شده است.

    تحقیقات روی ۲۸ هزار شرکت در ایالات متحده و ۱۵ کشور صنعتی دیگر نشان می دهد مهاجران بخش بزرگی از کسب وکارهای موفق را تاسیس کرده اند یا در هیات مدیره این شرکت های مستقل مشغول فعالیت هستند. تنها در ایالات متحده بین سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ این نوع کسب و کارها بیش از ۷۸۰ میلیارد دلار فروش داشته اند و حدود ۵/۲ میلیون نفر در این شرکت ها مشغول فعالیت هستند. در تحقیقات دانشکده علوم تجاری دانشگاه پرات درباره دو زمینه یعنی تحصیلات مهاجران و رابطه بین سطح تحصیلات این مهاجران و فعالیت های کارآفرینی آنها بررسی صورت گرفته است. نکته بسیار جالب توجه این است که تحقیقات نشان می دهد در ۱۶ کشور صنعتی جهان به ویژه ایالات متحده، حفظ مزیت رقابتی اقتصاد به فعالیت کارآفرین های مهاجر بستگی کامل دارد و اگر آنها از اقتصاد حذف شوند ضربه ای عظیم به تولید و رشد اقتصاد وارد خواهد شد.

    متخصصان سازمان بین المللی کار در تحقیقات یک دهه گذشته خود جوانب مختلف حضور و تاثیر مهاجران در رشد کارآفرینی را بررسی کرده اند. تحقیق روی ۱۱ مجتمع صنعتی در سرتاسر ایالات متحده صورت گرفته و با مدیران ۱۴۴ شرکت که مهاجران بنیانگذار آن بوده اند، مصاحبه شده است. نتایج این بررسی ها نشان می دهد ۹۶ درصد کارآفرین های مهاجر دارای تحصیلات دانشگاهی هستند. ۴۷ درصد نیز دارای مدرک فوق لیسانس و ۲۷ درصد دارای مدرک دکترای تخصصی در رشته های گوناگون هستند. به این ترتیب کارشناسان به این نتیجه رسیده اند که بخش بزرگی از نوآوری ها، اشتغالزایی و رونق تکنولوژیک حاصل فعالیت شرکت هایی است که بنیانگذار آنها مهاجرانی تحصیلکرده هستند. در مورد ایالات متحده گزارش تحقیقات ثابت می کند حضور مهاجران هندی، چینی، بریتانیایی، ژاپنی و آلمانی تاثیر بالایی در رشد اقتصاد و اشتغالزایی در ایالات متحده داشته است به ویژه از آن جهت که مهاجران از این کشورها در مقایسه با دیگر مهاجران تحصیلات بالاتری دارند. هندی ها بالاترین تحصیلات را در بین تمام مهاجران به ایالات متحده دارند. متخصصان هندی به تنهایی به اندازه تمام مهاجران بریتانیایی، چینی، تایوانی و ژاپنی در یک دهه گذشته در آمریکا شرکت های فعال در حوزه تکنولوژی بنا کرده اند. آنها ۲۶ درصد کل شرکت های جدید را تاسیس کرده اند و تنها در سال ۲۰۰۵ ، ۳۰ میلیارد دلار فروش داشته اند.

    بر همین مبنا تعدادی از کشورهای صنعتی در حال بازنگری در سیاست ها و قوانین مهاجرپذیری خود هستند زیرا مهاجران با تحصیلات بالا را منبع رونق اقتصادی و اشتغالزایی می دانند. در ایالات متحده پدیده ای جدید اقتصاد را تهدید می کند. هندی های متخصص درحال بازگشت به کشور خود هستند زیرا دریافت کارت سبز بین شش تا ۱۰ سال طول می کشد. بازگشت هندی ها یا دیگر مهاجران ساکن در آمریکا به کشورشان ضررهای دوگانه دارد زیرا از یک سو اقتصاد آمریکا دچار کمبود متخصص و کارآفرین می شود و از سوی دیگر مهاجران در بازگشت به کشور خود به رقیب برای کارآفرین های آمریکایی تبدیل خواهند شد. تعدادی از کارشناسان یکی از دلایل کندشدن رشد اقتصادی کشورهای

    توسعه یافته را مهاجرت کارآفرین های خارجی به کشورهای خود می دانند. بسیاری از قوانین در ایالات متحده و تعدادی از کشورهای صنعتی برای حضور و ادامه فعالیت کارآفرین های خارجی بسیار محدودکننده است. در آمریکا کسانی که روادید H۱-B دارند چون نمی دانند اقامت دائم خواهند داشت یا نه از خرید خانه اجتناب می کنند. همچنین همسران شان اجازه گرفتن گواهینامه رانندگی ندارند.

    ● ارزیابی محتاطانه

    تحقیقات انجام شده از سوی سازمان بین المللی کار به رابطه دانش علمی و نوآوری تکنولوژیک تاکید دارد. وضعیت جمعیتی کشورهای پیشرفته محدودیت هایی برای رشد کارآفرینی به وجود آورده است. کم بودن تعداد جوانان در این کشورها نسبت به کشورهای در حال توسعه با نیروی کار متخصص باعث شده کشورهای گروه اول وادار شوند و انگیزه هایی برای جذب نیروی کارآفرین از کشورهای گروه دوم به وجود آورند. از سوی دیگر کشورهای توسعه یافته جهت رونق کارآفرینی باید بیش از پیش محیط را برای این منظور فراهم کنند. تحقیقات نشان می دهد تنها ۳۰ درصد مهاجران به کشورهای توسعه یافته با هدف کارآفرینی وارد آنها شده اند. حدود نیمی از آنها با هدف تحلیل و بقیه برای کار وارد کشورهای مقصد شده اند. همچنین بین ورود خارجی ها و آغاز کسب و کار توسط آنها حدود پنج تا ۱۳ سال طول می کشد. به این ترتیب یکی از عوامل فعالیت کارآفرینی آنها مساعد بودن نسبی شرایط برای این منظور است.

    در بخش دیگری از این تحقیقات آمده است ۵۳ درصد مهاجران کارآفرین ساکن در کشورهای توسعه یافته در کشورهای خود تحصیلات شان را به پایان برده و پس از تکمیل تحصیلات در کشور مقصد به کارآفرینی روی آورده اند. این رقم در مورد مهاجران کارآفرین هندی حدود ۹۱ درصد است. در مورد چینی ها و تایوانی ها این رقم به ترتیب ۳۵ درصد و ۹۷ درصد است. نکته جالب توجه اینکه مهاجران هندی و چینی به ایالات متحده هنگام آغاز فعالیت کارآفرینی، عمدتاً حوزه تکنولوژی را انتخاب می کنند. همچنین در

    دره سیلیکونی ۵۲ درصد، در نیویورک سیتی ۴۴ درصد و در شیکاگو ۳۶ درصد شرکت های فعال در حوزه تکنولوژی بنیانگذار یک مهاجر است.

    ● ویژگی های شخصیتی مهاجران کارآفرین

    تحقیقات نشان می دهد ویژگی های شخصیتی مهاجران و کارآفرین ها شباهت های زیادی با هم دارد. برای مثال هردو گروه ریسک پذیر، خوش بین و متکی به نفس هستند. از سال ۱۹۸۰ تاکنون در تمام تحقیقات آماری نشان داده شده که احتمال کارآفرینی مهاجران بیش از مردم کشورهای پذیرای مهاجران است البته اکثر کسب و کارهای تاسیس شده توسط مهاجران کوچک است و نیروی کار در آنها عمدتاً هموطنان مهاجران هستند.

    مهاجران بین دو تا ۱۰ درصد جمعیت کشورهای صنعتی را تشکیل می دهند. در شهرها و نیز مناطق غیرشهری مهاجران بخش قابل ملاحظه ای از اقتصاد را تشکیل می دهند. همچنین در ۲۵ درصد از موارد شرکت های مهندسی توسط مهاجران تشکیل شده اند. در حال حاضر ۱۰ درصد جمعیت آمریکا را مهاجران تشکیل می دهند و ۴۰ درصد شرکت های حاضر در بورس آمریکا که در حوزه تکنولوژی پیشرفته فعالیت می کنند توسط مهاجران فعالیت خود را آغاز کرده اند. نقش این افراد در اشتغالزایی نیز چشمگیر بوده است حتی زنان مهاجر نیز به فعالیت های کارآفرینی روی آورده اند. هشت درصد از کارآفرین های مهاجر زن صاحب کسب و کار بود ه اند درحالی که این رقم برای زنان کارآفرین تبعه کشورهای مهاجرپذیر صنعتی حدود شش درصد است. از سال ۱۹۸۰ رشد فعالیت های تجاری آنها ۱۹۰ درصد بوده است. آنها عموماً در بخش خدمات فعالیت می کنند اما به تدریج حضور آنها در بخش های دیگر نیز بیشتر شده است. در ایالات متحده ۳/۱۱ درصد جمعیت مهاجر هستند. با توجه به نقش آنها در فعالیت های کارآفرینی می توان به تاثیری که این افراد در اقتصاد دارند پی برد.

    کشورهای صنعتی و پیشرفته برای پرکردن شکاف جمعیتی خود باید زمینه را از همه جهت برای جذب نیروی کار خارجی به ویژه نیروی کار متخصص که احتمال کارآفرینی شان بیشتر است فراهم کنند.

    تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در کشورهای توسعه یافته بازنشسته می شوند و جمعیت کشورهای یاد شده توانایی پرکردن این شکاف در نیروی کار را ندارد. کارشناسان جمعیتی پیش بینی می کنند روند مهاجرت نیروی کار اعم از متخصص و غیرمتخصص از کشورهای درحال توسعه به توسعه یافته طی دو دهه آینده ادامه پیدا خواهد کرد اما میزان سالانه مهاجرت کمتر از دو دهه گذشته خواهد بود.

    کارشناسان اقتصاد معتقدند روند رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه باعث کاهش انگیزه برای مهاجرت نیروی کار متخصص به کشورهای توسعه یافته خواهد شد. برای مثال در چین و هند، رشد اقتصادی دو رقمی در صورت تداوم طی چند سال آینده، وضعیت رفاهی را به ویژه برای نیروی کار متخصص که منبع کارآفرینی کشورهای توسعه یافته هستند به سطحی خواهد رساند که دیگر انگیزه ها برای مهاجرت به میزان قبل نخواهد بود. تاثیر فعالیت کارآفرینی مهاجران به اقتصاد آمریکا بیش از دیگر اقتصادهای توسعه یافته بوده است. در لس آنجلس ۲۲ درصد شرکت ها با بالاترین سرعت رشد توسط مهاجران کارآفرین تاسیس شده است. به تدریج که موانع فرهنگی و زبانی مهاجران کمتر می شود و آنها در جوامع مقصد تلفیق می شوند به ویژه مهاجران نسل دوم یعنی فرزندان مهاجران اولیه، تاثیر بیشتری در رونق اقتصادی کشورهای مقصد به جا می گذارند.

    درحال حاضر شرکت های کوچک و متوسط در سرتاسر جهان بزرگ ترین نقش را در رونق اقتصادی اشتغالزایی کشورها دارند. تمایل مهاجران کارآفرین به تاسیس شرکت های کوچک متوسط نشان دهنده نقش بزرگ آنها در تمام اقتصادهاست. به طور خاص در دوره های رکود اقتصادی، کشورها به فعالیت های کارآفرین های ریسک پذیر نیازمند و بخش بزرگی از مهاجران کارآفرین دارای این خصوصیت هستند.

    در دنیای کنونی با ویژگی های منحصر به فرد خود از هر جنبه، کشورها برای موفقیت در عرصه پررقابت کنونی باید از هر فرصت و امکانی بهره ببرند و مهاجران کارآفرین ثابت کرده اند که در این زمینه از پتانسیل بالایی برخوردار هستند.

    منبع: هفته نامه فوربس و سازمان بین المللی کار
    محمدعلی آذری نیا
    روزنامه سرمایه



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    کارآفرینی روستایی در اروپا

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    اثر کنونی، نظریه و دیدگاهی منسجم و یکپارچه از کارآفرینی روستایی ارائه می‌دهد و برنامه کاری را برای تحقیقات آتی در این زمینه تنظیم می نماید.محیط روستایی معرف یک محیط کارآفرینی معین به لحاظ ارضی با شرایط فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی می‌باشد.موقعیت، منابع طبیعی و مناظر، سرمایه اجتماعی ، نظارت روستایی ، شبکه های اجتماعی وتجاری، و همچنین تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی، اثرات پیچیده وپویایی را بر فعالیت کارآفرینی در مناطق روستایی می گذارند. روستانشینی یک منبع پویا در بحث کارآفرینی است که هم فرصت‌ها و هم محدودیت ها را شکل می‌دهد .

    کارآفرینی روستایی در یک عملیات سه مرحله ای متوالی ترسیم شده است که ویژگی‌های خاص ارضی به شدت برآن تاثیر می‌گذارند . برنامه کاری تحقیق ارائه شده،مسائلی را در ارتباط با بررسی های نظری درباره عملیات های کارآفرینی در مناطق روستایی مورد خطاب و بحث قرار می‌دهد و مسائلی کاربردی‌تر و عملی تر را در بردارد که در مورد تنظیم و طرح ریزی سیاست های توانا ومنسجم ، حامی کارآفرینی در چنین مناطقی می باشند.

    در سالهای اخیر تغییرات چشمگیری در مناطق روستایی اتحادیه اروپا (EV ) مشاهده شده است.این تغییرات بیشتر شامل: اصطلاحات سیاسی کشاورزی ، اصلاح سرمایه های ساختاری اتحادیه اروپا (EV ) وتقویت سیاست های توسعه روستایی، اصلاح وآزادسازی تجارت بین المللی ، ( به طور کلی تر) فرایند جهانی شدن ۷ تغییر تکنولوژیکی ، تعیین محل می‌شوند.علاوه بر این توسعه ها و پیشرفت ها ، اتحادیه اروپا در تلاش است تا از کشاورزی سودمند و کارآمد به لحاظ اقتصادی و قابل دوام از لحاظ محیط زیست محافظت نماید و تنوع اقتصادی و پیشرفت یکپارچه ومنسجم مناطق روستایی را، مخصوصا ازطریق " ستون دوم" معروف به سیاست رایج کشاورزی برانگیزد.انتظار نمی رود پیشرفت های اخیر و آتی در سطح سیاست کشاورزی و مخصوصا کاهش و افت حمایت بازار بر مناطق روستایی اروپایی به طور یکسان تاثیر بگذارد.مناطق روستایی به طور یکسان تاثیر بگذارد. مناطق روستایی پیشرفته تر مرکزی ، که معرف نزدیکی نسبی با بازارها و یک اصل متنوع اقتصادی بوده اند حقیقتا نمی توانند با یک عملیات تعدیل یافته و بالقوه نمایشی همراه باشند. به عبارت دیگر مناطق روستایی پرت و دور افتاده اطراف از قبیل مناطق کوهستانی و مناطقی که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند، که هنوز با کاهش جمعیت نارسایی های زیر بنایی و وابستگی شدید به کشاورزی توصیف می شدند کاملا مستعد و آماده عملیات های مهم تعدیل می باشند که به طور حتم بر ساختار بی ثبات و متذلزل اجتماعی – اقتصادی پیشین تاثیر می‌گذارد.

    روستاهای دردست توسعه درمناطق عایق بندی شده و مناطقی که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند با انواع نشانه ها یافت می شوند و یک سری مشکلات کاملا متفاوت و مجزا از مسائل توسعه مرسوم روستایی ایجاد می کنند. در این مناطق نیاز به تنوع اقتصادی و توسعه و پیشرفت منسجم و یکپارچه شدید تر می باشد، همانطور که ازتنظیمات کشاورزی انتظار می رود، فرصت های شغلی را در زمینه کشاورزی کاهش دهند ووابستگی به نقل وانتقالات رفاهی را افزایش دهند.

    به عبارت دیگر ، چنین فرصت ظاهر می شوند که عبارتند از :

    تقاضای روز افزون برای بازآفرینی و تسهیلات رفاهی و محصولات کیفیت دار از بخش های تولیدی تغذیه و نور، به علاوه تعدادی از مناطق روستایی کوهستانی و رود چشمگیر ساکنان جدید را تجربه می نمایند.این مهاجرت شامل افراد سبک زده، بازنشسته ها و تاجران میشود که همگی جذب شرایط داخلی انتخاب های فردی و تصور استاندارد بهتر زندگی شده اند.این جنبش های جمعیتی جوامع روستایی را با سرمایه گذاری های جدیدی درآمد افزایش یافته دراختیار می گیرند ، در حالی که تازه واردها ، استعدادهای کارآفرینی ، تجربه، علم و آگاهی به بازار و سرمایه را به این مناطق می آورند.نگرش های قدیمی و سنتی در جهت پیشرفت مناطق روستایی عایق بندی شده اروپایی به دست و پنجه نرم کردن با ضعف ها و محدودیت های اقتصادی و محیطی می پردازند، که این کار به کمک آشکار نمودن عواملی صورت می گیرد که منجر به جدا شدن و ارائه تجهیزات رایج پیشرفته در مورد پول سرمایه گذاری شده می شود.به نظر می رسد ایجاد شرکت های کوچک و متوسط رقابت پذیر (SMEs) مخصوصا در بخشهای دومی و سومی، پاسخی ثابت شده به مسائل باشد که از سوی تنظیم کشاورزی قابل انتظار متقاعد شده است.در ضمن این خطوط ،بسیج نمودن منابع داخلی به منظور حمایت از منافع تطبیقی و کارآفرینی داخلی و نوآوری، استراتژی های پیشرفته ای را به وجود می آورند که مطمئنا نیاز به بررسی و کاوش دارند.عوامل موثر بر کارآفرینی در مناطق روستایی ( تقویت کننده یا تهدید کننده) اخیرا به طوردقیق تری مورد برررسی قرارگرفته اند. تحقیق در مورد کارآفرینی روستایی نسبتا پراکنده می باشد، بنابراین آگاهی و اطلاع بیشتر از عملیات هایی که آن را پرورش داده یا مهار می کنند این خلا و فاصله تحقیقاتی را پر خواهد نمود .تحقیق و بررسی در مورد عملکرد و تاثیرات کارآفرینی به طور حتم به طراحی و اجرای سیاست های پیشرفته آینده کمک خواهد نمود و موجب استفاده از ابزار انتخاب کننده تو و انعطاف پذیرتر که از کارآفرینی پشتیبانی می کنند خواهد شد.

    بنابر این هدف از این تحقیق ایجاد و نشان دادن یک چهارچوب منسجم و یکپارچه است که انجام تحقیقات آتی را در مورد کارآفرینی مخصوصا در مناطق روستایی کوهستانی و عایق بندی شده اروپا تسهیل خواهد نمود .این تحقیق هممانند تحقیق های مشابه درتلاش است تا یک برنامه تحقیقاتی برای کارآفرینی ارائه دهند که به مرور عملیات ها و مسائل موقعیتی در ارتباط با پدیده کارآفرینی در مناطق روستایی عایق‌بندی شده می پردازد.ما استدلال می‌آوریم که عملیات های اصلی کارآفرینی در مناطق روستایی با این عملیات ها در مناطق شهری فرقی ندارند.اما روستانشینی فرصت های گوناگونی را دربردارد.محدودیت‌های مختلفی را تحمیل می کند، در نهایت عملیات کارآفرین را اصلاح می بخشد و نتیجه کارآفرینی را تغییر می دهد. بنابراین ، بر خلاف تحقیق های مشابه قبلی ، اثر کنونی بیشتر بر روی مسائل موقعیتی تاکید دارد و اهمیت بیشتری را به مفهوم روستانشینی که شامل منابع پویای کارآفرینی می شوند ، اختصاص داده است.در این چهار چوب عملیات کارآفرینی در راس مدل نظری قرار دارد که در تلاش است تا کلیه اثرات تحمیل شده توسط روستانشینی را به عنوان یک محیط کارآفرینانه به شمار آورد.بخش بعدی این کار به مرور و بررسی همکاری های موقتی با کلیه آن عوامل نشان دهنده روستانشینی می پردازد و درایجاد یک محیط کارآفرینانه روستایی سهیم می باشد.با به حساب آوردن نواقص ذهنی موجود ، بخش سوم، چهارچوبی منسجم برای بررسی کارآفرینی روستایی ارائه می دهد که با کارآفرینان وعملیات کارآفرینانه در مناطق روستایی در ارتباط می باشد.بخش نتیجه گیری شامل هر دو زمینه برای تحقیقات آتی و توصیه های سیاست اولیه می‌شود.روستانشینی یک مفهوم تعریف شده گسترده می باشد. روستانشینی ممکن است با اصطلاحات توصیفی قدیمی از قبیل میزان تراکم جمعیت ، نرخ کاهش یا افزایش جمعیت میزان اقامت ( اسکان ) ساختار و نمای اقتصاد داخلی تعریف گردد.تراکم جمعیت و میزان اقامت از گسترده ترین معیارهای رسمی و ذکر شده درحکومت اروپایی می باشند.در سطح اتحادیه اروپایی ، مناطق روستایی عایق‌بندی شده، منطقه معروف دومین چهارچوب حمایت جامعه، انتخاب گردیدند تا از یک سری معیارهای اقتصادی استفاده کنند.اما نگرش های امروزی برا ی تعریف روستانشینی، استفاده از تعاریف قدیمی را منع نمود و به تفکرات نامشخص و مدرن روستانشینی به عنوان یک منبع کارآفرینانه پویا یا یک " تصویر اجتماعی " انتزاعی، مجموعه ای از قوانین و منابع که خارج از زمان و مکان هستند و از عملکردهای استدلالی و غیر استدلالی کمک می گیرند متکی شد.روستانشینی یک محیط کارآفرینانه و نوآورانه ارائه میدهد که درآن سازمان های روستایی ممکن است شکوفا شده و رونق بیابند یا منع و سرکوب شوند.این بخش به بررسی رابطه پویای میان روستایی در پرتو جدید ترین بازنگری در روستانشینی می پردازد.منظور " کاماگنی " از " محیط نوآورانه " در ابتدا برای مناطق عایق بندی شده اروپایی به کار گرفته شد، و قابلیت کاربردآن بعدا در مناطق روستایی و حاشیه ای در انگلستان گسترده شد." کاماگنی" از اصطلاح " محیط نوآورانه " استفاده می کند تا مناطقی را که شرایط نوآوری دارند ، توصیف نماید و اول از همه آنها را به عنوان عناصر مهم کارآفرینی داخلی تعریف کند.هنگامی که میزان پیوستگی کارآفرینی و نوآوری بالا باشد، سبب ایجاد انگیزه قوی برای پیشرفت و توسعه داخلی می گردد.عوامل و عناصر روستانشینی که به صورت محیط خارجی ، فیزیکی و اجتماعی – اقتصادی مشاهده شده اند هم می توانند مجراهای مهم فرصت ها باشند و هم می توانند ضعف کارآفرینی داخلی ونوآوری گردند.روستانشینی و عملیات کارآفرینانه ، یک شبکه پویا ، پیچیده و متراکم از تاثیرات دو جانبه را تشکیل می دهد و بنابراین نمایش مجزای هر کدام از ابعاد روستانشینی که بر عملیات کارآفرینانه تاثیر متقابل دارند در این اثر به کار برده شده اند ، زیرا وضوح یک نمونه و الگوی کارآفرینانه را در مناطق روستایی تسهیل می بخشند.ما به منظور نمایش دادن این ها ، عناصر روستانشینی موثر بر عملیات کارآفرینانه را در سه گروه مهم دسته بندی و گردآورده ایم : عوامل نشان داده شده توسط محیط فیزیکی وعوامل آشکار شده توسط فعالیت های ساختارهای اجتماعی و اقتصادی .

    ● محیط فیزیکی

    سه ویژگی مهم محیط فیزیکی به شدت بر کارآفرینی تاثیر می گذارند: موقعیت ، منابع طبیعی ، منظره، موقعیت مربوط به فاصله از بازارهای اصلی و قابلیت دسترسی به مشتری ها ، تولید کنندگان ، منابع اطلاعاتی و سازمان ها می باشد.دوری و نزدیکی به مراکز اصلی شهری بر هزینه های حمل و نقل ورودی ها و خروجی ها تاثیر می گذارد و بر پخش اطلاعات و اشاعه تجهیزات سیاسی مشارکت دارد.این امر سبب نواقص و ضعف های عمده ای می شود ، همانطور که در هزینه های معاملات "غیررقابت آمیز" سهیم می باشد.مانع افزایش تولید و انتشار اشکال معین تکنولوژی جدید می گردد و جنبش کاری را محدود می نماید. این ویژگی بر روی اثر متقابل میان مناطق شهری ومناطق روستایی که کمتر مورد توجه قرار می گیرند و بر روی هماهنگی میان سنت، مدرن سازی و مهاجرت تاثیر می گذارد، که همه این ها فاکتورهایی هستندکه پیشرفت ادامه پذیر روستایی را به طرز چشمگیری تحت تاثیر خود قرار می دهند. دور افتادگی یک منطقه روستایی تاثیر خود را بر جنبه های گوناگون نوآوری تجاری و به مراتب رشد تجارت روستایی و ایجاد اشتغال می گذارد.در همین راستا برخی از صاحبنظران استدلال می آورند که مناطق روستایی قابل دسترسی دارای ویژگی های اقتصادی ، فیزیکی وسازمانی می باشند که کمک می کنند رفتار نوآورانه و ابتکاری بدون درنگ رخ دهند." فیلیپس" وهمراهان او پیشنهاد دادند که موقعیت های روستایی قابل دستیابی ارائه دهنده یک زابطه احتمالا منحصر به فرد و مکمل میان دستیابی به خروجی های مالی و تکنولوژیکی در سطح منظومه شهری می باشند.به عبارت دیگر ، وجود منابع طبیعی مهم ، شرایط اقلیمی و جانشین توپوگرافی منطقه و همچنین منظره ها با ارائه فرصت هایی برای استفاده و بهره برداری عظیم به لحاظ محیط زیست از منابع بر فعالیت کارآفرینانه تاثیر می گذارند.دوری و نزدیکی ، حفاظت از مناظر منحصر به فرد و ویژگی های محیطی ، سنت های مهم یا شیوه های سنتی و قدیمی تولید را تسهیل می ‌بخشند که ممکن است منجر به فرصت های کارآفرینانه شوند.

    ● محیط اجتماعی

    از میان عوامل اجتماعی –اقتصادی که بر کارآفرین تاثیر می گذارند و به جنبه اجتماعی این اصطلاح نزدیکتر هستند . هر کسی می تواند سرمایه اجتماعی ، حکومت و میراث فرهنگی را از یکدیگر تشخیص دهد.معنی ضمنی و جدید سرمایه اجتماعی مربوط به ویژگی های کیفیتی جامعه شهری می شود، و در راس ارزش های اجتماعی خاص و فرم های مربوط به رفتارهای معاشرتی ، شبکه های همکاری و فعالیت شهری قرار دارد.سرمایه اجتماعی پیشنهاد دهنده یک اصطلاح پوشش مفید برای آن جنبه های اجتماعی می باشد که اگر چه ارزیابی آنها دشوار است ولی از عوامل مهم موفقیت اقتصادی در آینده دور به شمار می‌روند." وایتلی " سرمایه اجتماعی را" میل نیمی از شهروندان به اطمینان کردن به دیگران" تعریف کرد و نتیجه گرفت که با ارائه مقادیر زیادی از سرمایه اجتماعی ، شهروندان تمایل می‌یابند تا از نوآوری تکنولوژیکی سرمشق بگیرند یا آن را بپذیرند ، و به شدت با این احتمال که افراد در جوامع با مقادیر پایین سرمایه اجتماعی زندگی کنند مخالفت می ورزند.به علاوه تعداد دیگری از اندیشمندان از شاخص های اطمینان و فرم های شهری استفاده نمودند تا نمایندگی های سرمایه اجتماعی را دریک نمونه از اقتصاد ۲۹ بازار منعکس کنند و دریافتند که چنین ابعادی از سرمایه اجتماعی در کشورهایی با درآمدهای بالاتر و مساوی تر و با سازمان های اداری که از اموال و حقوق دفاع می کنند ، موثرتر می باشند." کوک و ویلز" دریافتند که برای نسبت تقریبا بزرگی از سازمان هایی با سرمایه برنامه ریزی شده در دانمارک ،ایرلند و ولز ، ساختارهای سرمایه اجتماعی با تجارت افزایش یافته ، آگاهی و عملکرد نوآوری در ارتباط می باشند.سرمایه اجتماعی ، هم با عملکردهای تجاری و شبکه های دیگر در ارتباط مستقیم است و هم با کیفیت کنترل ونظارت داخلی ارتباط دارد.گردآمدن صنایع، شبکه ها و ارتباطات خارج از کانال های رسمی ،و روابط میان سازمانها وشرکتها، همگی در مشارکت قابل اطمینان اطلاعات و ایجاد پیاپی سرمایه اجتماعی سهیم می باشند.برخی از اندیشمندان بر این نظریه تاکید داشت که سرمایه اجتماعی به هنگام بررسی شرایط ایجاد سازمانهای عمومی نماینده موثر و پاسخگو شرط لازم به حساب آورده می شود.مناطق روستایی که کمتر توسعه یافته اند اغلب در آداب و رسوم فرهنگی غوطه ور شده‌اند که در آنها اطمینان اجتماعی ، قوانین روابط متقابل، یعنی تمایل افراد به کارکردن برای رفاه دیگران وقتی که احساس می کنند عملکردهای نوع دوستانه آنها در آینده بی جواب نخواهد ماند، شبکه های همکاری و تعهدات شهری اصلا وجود ندارند.

    مطابق گفته " گودوین "، حکومت (نظارت ) روستایی اینگونه شرح داده می شود: مجوعه پیچیده ای از سازمان ها و عوامل که توسط صاحبان قدرت حکومت،اداره ها و سازمان های غیر دولتی (NGOs) گرد هم آمده اند ،نامشخص کردن مرزها و مسوولیت‌های پرداختن به به مسائل اجتماعی و اقتصادی ، روابط قوی میان سازمان های مداخله کننده در عملکردهای جمعی : جنبه های مستقل شبکه های خودگردان بخش ها، و درنهایت، موفقیت اهداف مجموعه بدون مشارکت صاحبان قدرت.نظارت و حکومت را در بافت شهری اینگونه تعریف می کند، قابلیت و توانایی بررسی و شکل دادن به منافع داخلی و منطقه ای ، سازمان ها و گروه های اجتماعی .بنابراین مفهوم حکومت فراتر از آن چیزی است که برای سازمان ها در یک منطقع رخ می دهد،‌حکومت مسائلی را خطاب قرار می دهد ، حکومت مسائلی را خطاب قرار می دهد که مربوط به توانایی نشان دادن مناطق و سازمان های خارج از منطقه می باشند. استراتژی های واحد کمتر یا بیشتری را توسعه می دهد و عملیات گروهی را سازمان دهی می کند، ائتلاف ها و همکاری هایی در جهت اهداف خاص را ممکن می سازد.حکومت داخلی نشان دهنده افکار نیروهای جدید توده در سطح داخلی یکی از عناصر اصلی آن چیزی است که در آثار ادبیاتی بین المللی با عنوان" استقلال گرایی های غیر تجاری".یعنی تفکری که فعالیت های یک سازمان به طور انفرادی و تنهایی انجام نمی‌پذیرد اما در جهت ادامه دادن شبکه های اطلاعاتی رسمی و غیر رسمی ، روابط از طریق بازارهای داخلی کار، و کنفرانس ها و قوانین رایج برای زیر بنا و شالوده و درک عملیات های جمع آوری دانش ، " تراکم سازمانی ( نهادی ) ، " ظرفیت سازمانی" یا " ویژگی های شبکه های متقابل" شرح داده شده اند.چنین نیروهایی ممکن است با ایجاد یک محیط تجاری مورد تایید نوآوری ، کارآفرینی را تسهیل بخشند، به کارآفرینی کمک نموده و موانع اقتصادی ، محیطی و موقعیتی را ارضا نمایند.

    در مقابل عدم وجود نیروها ممکن است جلوی پیشرفت کارآفرینی را بگیرد.در نهایت ،همانطور که لوئی و همراهان او استدلال آورند.هر جا یک چهار چوب منظم و محکم وجود دارد، پس آن هنگام طراحان بخش عمومی وسازمان های دولتی مانند دربانان فرآیند توسعه عمل می کنند.در پرتو پیشرفت ارضی تجارت ، عوامل سازمانی ممکن است مانع رقبای خارجی از تقلید کردن از عوامل منحصر به فرد منطقه ای که اساس فرصت های کارآفرینانه هستند، شوند.یعنی عملیات بهره برداری ازامکانات نهفته داخلی ، به شدت محدود به بهره برداری از ارزش افزوده کیفیت داخلی با استفاده از گونه ها یا نژادهای داخلی ، مواد داخلی با استفاده از گونه ها یا نژادهای داخلی ، مواد داخلی یا شرایط خاث محیطی یا حتی ورودی‌های بشری می باشد.تا اینجا استدلال در مورد نیاز به فرهنگ داخلی لوازم و مناطق از طریق شناسایی فرهنگ آنها یک استراتژی بالقوه برای ایجاد و توسعه کارآفرینی و نوآوری روستایی می باشد.

    در حقیقت محققان زیادی اظهار داشته اند که یک استراتژی بالقوه پیشرفت برای مناطق روستایی حاشیه ای در عرصه بازارهای کمی مواد غذایی می باشد.یک استراتژی احتمالی در میان بازار گسترده محصولات کیفیتی وجود خواهد داشت تا محصولات ویژه را ارتقاء دهد، که این محصولات ویژگی های مجزای ارضی ، داخلی و منطقه ای دارند.بدین طریق، ارتقاء مواد غذایی منطقه ای و ارتقاء تصورات فرهنگی منطقه ای به دست آید.پیوند محصولات به " بازارهای فرهنگی " یا تصورات داخلی مثل سنت های فرهنگی و میراث فرهنگی باعث افزایش ارزش محصول می گردد زیرا مشتری ها در تلاشند تا مناطق معین را با محصولات معین شناسایی کنند .البته افکار قابل تغییر و کلی " داخلی " ممکن است تاثیراتی را برانگیزد که هدفشان ایجاد و دستیابی به ویژگیهای مجزای مواد غذایی برای بخش های داخلی می باشد.استدلال می آورد که در اروپا تغییر در کیفیت مواد غذایی که در ارتباط با شبکه های متنوع کشاورزی –تغذیه می باشند.فرصت های چشمگیری را برای فعالیت کارآفرینانه دریک فضای اقتصادی جدید ، قابلیت تحمل بیشتر نیروهای تثبیت نشده جهانی شدن، ارائه می دهند.

    ● محیط اقتصادی

    از آن عوامل اجتماعی – اقتصادی که بر کارآفرینی تاثیر می گذارند و آنهایی که به جنبه « اقتصادی » این اصطلاح نزدیک تر هستند ، هر کسی ممکن است سرمایه گذاری در تاسیسات زیر بنایی، وجود و عملیات شبکه های تجاری و میزان اطلاعات و تکنولوژی های ارتباطی به کار رفته در این منطقه را شناسایی کند. دوری و در نتیجه هزینه های بالای حمل و نقل و متعاقبا هزینه های زیاد معاملات به طرز سنت محدودیت های چشمگیری را در ایجاد سازمان های رقابت پذیر در مناطق روستایی تحمیل می کنند ، زیرا قابلیت دسترسی را نه تنها برای تولیدکنندگان بلکه برای مشتری ها و بازارهای جدید کم می کند.این بدان معناست که سازمان های تاسیس شده در چنین مکان هایی به اندازه سازمان های تاسیس شده درحومه شهری یا مناطق شهری رقابت پذیر نیستند.تاسیسات زیر بنایی از سه طریق برعملکرد اقتصادی روستای تاثیر می گذارند:

    گسترش استفاده از منابع موجود ، جذب منابع اضافی به مناطق روستایی و سازنده و فعال تر کردن آنها .تاسیسات زیر بنایی مناسب ممکن است سازمان های جدید را جذب کنند، درحالیکه سطح وسیع فعالیت اقتصادی ممکن است فرصت های اشتغال را پیشنهاد داده و خروجی های منطقه ای را افزایش دهد .کارآفرینان روستایی سرمایه گذاری در تاسیسات زیر بنایی را یک ویژگی فوق العاده مطلوب ویک نیاز واقعی برای پیشرفت کارآفرینی در مناطق روستایی می دانند.در نهایت ، شایان ذکر است که در بسیاری موارد مشاهده شده است که پیشرفت های موجود در امر حمل و نقل مانند یک شمشیر دو لبه برای مناطق روستایی عمل می کند.حمل و نقل پیشرفته ، اقتصادی داخلی مناطق عایق بندی شده روستایی را در معرض محیط اقتصادی گسترده تر غیر داخلی قرار میدهد.خروجی چندین بخش داخلی قرار میدهد .خروجی چندین بخش داخلی را کاهش داده ، واردات را افزایش می دهد و منجر به رخنه های اقتصادی می گردد که کل سود رشد اقتصادی را برای جمعیت داخلی کاهش میدهد.شبکه های تجاری از عوامل مهم عملکرد تجاری و تحقیق در این زمینه می باشند که تعدادی از یافته های مهم را به بار می آورن.یک شبکه ساختاری است که در آن تعدادی از گره ها به کمک رشته های مخصوص به هم مربوط شده اند. هم رشته ها و هم گره ها درنتیجه روابط متقابل ، انطباق و سرمایه گذاری ها میان و درون سازمان ها در طی زمان از نظر منابع، آگاهی و شناخت غنی هستند. شبکه تجاری نیز یک ساختار اجتماعی می باشد که فقط تا آنجایی وجود دارد که افراد یک شبکه را بشناسند و آن را به کار گیرند.تعاریف دیگر شبکه های تجاری و شبکه سازی در مورد مسئله روابط ایجاد شده میان تجارت ها می باشد.در این حالت ، شبکه های تجاری اینگونه تعریف می شوند، " یک مجموعه هماهنگ و منسجم و یکپارچه از روابط اقتصادی و غیر اقتصادی در دست اقدام که در درون ، بین و خارج سازمان های تجاری تثبیت شده اند.".

    محققان چندی استدلال می آورند که شبکه ها و محیط پیرامون آنها ( منابع، عملیات ها، حمایت و پشتیبانی ) هنگام راه اندازی سازمان های جدید مفید و کارآمد می باشند و بنابراین شبکه های جهانی موجبات کارآفرینی را بر می انگیزند.روابط و همکاریهای غیر رسمی تجاری بر اساس اطمینان و اعتماد ، روابط دوستانه یا خانوادگی می باشند." جنبه فردی شبکه" که بسیار معروف می باشد به کارآفرینی مثل موضوعی نگاه می کند که در یک بافت اجتماعی تثبیت شده و از سوی موقعیت های افراد در شبکه های اجتماعی جهت داده می شود، تسهیل بخشیده شده، محدود یا ممنوع می گردد.در مقابل ، شبکه های رسمی مرکب از کارآفرینان تجاری،‌بانک ها، حسابداری ها ، طلبکاران ، نمایندگان قانونی و انجمن های تجاری می باشند.شبکه های فردی ( خصوصی ) کانال های مرکزی برای دستیابی به اطلاعات می باشند که اغلب مفید ، کم نظیر و باارزش می باشند.و گویی از بخش های مختلف و مجزای سیستم ( نظام ) اجتماعی به دست آمده اند.

    روابط شخصی پایدار، اطمینان و اعتماد و قدرت نامتقارن را به دارایی ها تبدیل می کنند که منحصر به فرد بودن را در افراد در مواجهه با یکدیگر ایجاد می کنند .شبکه خانواده یک نمونه خاص از یک شبکه اجتماعی است که در حاشیه از اهمیت زیادی برخوردار است.این شبکه پذیرفته است که کارمندان از اعضای یک خانواده انتخاب شده اند و حمایت های احساسی ارائه می دهند.بعضی تحقیقات نشان میدهند که تجارت های کوچک به شدت شبکه بندی شده بهتر از تجارت های کوچک دیگر عمل می کنند و نوآوری را تسهیل می بخشند .یکی از اندیشمندان دریافت که شبکه های درونی یک شرکت، مزایای رقابتی ، نوآوری وکارایی خلق می کنند و شبکه سازی در بقای یک شرکت موثر است.بنابراین شبکه سازی اهداف تجاری طولانی مدت را به کارگرفته و تداوم می بخشد.برخلاف این نظریه تحقیقات دیگر از اشکار نمودن هر رابطه میان ویژگیهای شبکه سازی وعملکرد تجاری امتناع می ورزند.در همین رابطه ، برخی از محققین پیشنهاد می‌دهند که شبکه سازی با رشد زیاد اشتغلال یا کل فوش ارتباطی ندارد اما شواهدی وجود دارند که مفهوم آنها این اسن که شبکه سازی بر روی نرخی که گسترده جغرافیایی بازارهای سازمان در آنها رخ می دهد، تاثیر می گذارند.

    سوفیا استاتوپولو
    صنایع نیوز



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    تعداد صفحات :87      60   61   62   63   64   65   66   67   68   69   >