اثر کنونی، نظریه و دیدگاهی منسجم
و یکپارچه از کارآفرینی روستایی ارائه میدهد و برنامه کاری را برای
تحقیقات آتی در این زمینه تنظیم می نماید.محیط روستایی معرف یک محیط
کارآفرینی معین به لحاظ ارضی با شرایط فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی
میباشد.موقعیت، منابع طبیعی و مناظر، سرمایه اجتماعی ، نظارت روستایی ،
شبکه های اجتماعی وتجاری، و همچنین تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی، اثرات
پیچیده وپویایی را بر فعالیت کارآفرینی در مناطق روستایی می گذارند.
روستانشینی یک منبع پویا در بحث کارآفرینی است که هم فرصتها و هم محدودیت
ها را شکل میدهد .
کارآفرینی روستایی در یک عملیات سه مرحله ای
متوالی ترسیم شده است که ویژگیهای خاص ارضی به شدت برآن تاثیر میگذارند .
برنامه کاری تحقیق ارائه شده،مسائلی را در ارتباط با بررسی های نظری
درباره عملیات های کارآفرینی در مناطق روستایی مورد خطاب و بحث قرار میدهد
و مسائلی کاربردیتر و عملی تر را در بردارد که در مورد تنظیم و طرح ریزی
سیاست های توانا ومنسجم ، حامی کارآفرینی در چنین مناطقی می باشند.
در سالهای اخیر تغییرات چشمگیری در مناطق روستایی
اتحادیه اروپا (EV ) مشاهده شده است.این تغییرات بیشتر شامل: اصطلاحات
سیاسی کشاورزی ، اصلاح سرمایه های ساختاری اتحادیه اروپا (EV ) وتقویت
سیاست های توسعه روستایی، اصلاح وآزادسازی تجارت بین المللی ، ( به طور کلی
تر) فرایند جهانی شدن ۷ تغییر تکنولوژیکی ، تعیین محل میشوند.علاوه بر
این توسعه ها و پیشرفت ها ، اتحادیه اروپا در تلاش است تا از کشاورزی
سودمند و کارآمد به لحاظ اقتصادی و قابل دوام از لحاظ محیط زیست محافظت
نماید و تنوع اقتصادی و پیشرفت یکپارچه ومنسجم مناطق روستایی را، مخصوصا
ازطریق " ستون دوم" معروف به سیاست رایج کشاورزی برانگیزد.انتظار نمی رود
پیشرفت های اخیر و آتی در سطح سیاست کشاورزی و مخصوصا کاهش و افت حمایت
بازار بر مناطق روستایی اروپایی به طور یکسان تاثیر بگذارد.مناطق روستایی
به طور یکسان تاثیر بگذارد. مناطق روستایی پیشرفته تر مرکزی ، که معرف
نزدیکی نسبی با بازارها و یک اصل متنوع اقتصادی بوده اند حقیقتا نمی توانند
با یک عملیات تعدیل یافته و بالقوه نمایشی همراه باشند. به عبارت دیگر
مناطق روستایی پرت و دور افتاده اطراف از قبیل مناطق کوهستانی و مناطقی که
کمتر مورد توجه قرار گرفته اند، که هنوز با کاهش جمعیت نارسایی های زیر
بنایی و وابستگی شدید به کشاورزی توصیف می شدند کاملا مستعد و آماده عملیات
های مهم تعدیل می باشند که به طور حتم بر ساختار بی ثبات و متذلزل اجتماعی
– اقتصادی پیشین تاثیر میگذارد.
روستاهای دردست توسعه درمناطق عایق بندی شده و
مناطقی که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند با انواع نشانه ها یافت می شوند و
یک سری مشکلات کاملا متفاوت و مجزا از مسائل توسعه مرسوم روستایی ایجاد می
کنند. در این مناطق نیاز به تنوع اقتصادی و توسعه و پیشرفت منسجم و
یکپارچه شدید تر می باشد، همانطور که ازتنظیمات کشاورزی انتظار می رود،
فرصت های شغلی را در زمینه کشاورزی کاهش دهند ووابستگی به نقل وانتقالات
رفاهی را افزایش دهند.
به عبارت دیگر ، چنین فرصت ظاهر می شوند که
عبارتند از :
تقاضای روز افزون برای بازآفرینی و تسهیلات رفاهی
و محصولات کیفیت دار از بخش های تولیدی تغذیه و نور، به علاوه تعدادی از
مناطق روستایی کوهستانی و رود چشمگیر ساکنان جدید را تجربه می نمایند.این
مهاجرت شامل افراد سبک زده، بازنشسته ها و تاجران میشود که همگی جذب شرایط
داخلی انتخاب های فردی و تصور استاندارد بهتر زندگی شده اند.این جنبش های
جمعیتی جوامع روستایی را با سرمایه گذاری های جدیدی درآمد افزایش یافته
دراختیار می گیرند ، در حالی که تازه واردها ، استعدادهای کارآفرینی ،
تجربه، علم و آگاهی به بازار و سرمایه را به این مناطق می آورند.نگرش های
قدیمی و سنتی در جهت پیشرفت مناطق روستایی عایق بندی شده اروپایی به دست و
پنجه نرم کردن با ضعف ها و محدودیت های اقتصادی و محیطی می پردازند، که این
کار به کمک آشکار نمودن عواملی صورت می گیرد که منجر به جدا شدن و ارائه
تجهیزات رایج پیشرفته در مورد پول سرمایه گذاری شده می شود.به نظر می رسد
ایجاد شرکت های کوچک و متوسط رقابت پذیر (SMEs) مخصوصا در بخشهای دومی و
سومی، پاسخی ثابت شده به مسائل باشد که از سوی تنظیم کشاورزی قابل انتظار
متقاعد شده است.در ضمن این خطوط ،بسیج نمودن منابع داخلی به منظور حمایت از
منافع تطبیقی و کارآفرینی داخلی و نوآوری، استراتژی های پیشرفته ای را به
وجود می آورند که مطمئنا نیاز به بررسی و کاوش دارند.عوامل موثر بر
کارآفرینی در مناطق روستایی ( تقویت کننده یا تهدید کننده) اخیرا به
طوردقیق تری مورد برررسی قرارگرفته اند. تحقیق در مورد کارآفرینی روستایی
نسبتا پراکنده می باشد، بنابراین آگاهی و اطلاع بیشتر از عملیات هایی که آن
را پرورش داده یا مهار می کنند این خلا و فاصله تحقیقاتی را پر خواهد نمود
.تحقیق و بررسی در مورد عملکرد و تاثیرات کارآفرینی به طور حتم به طراحی و
اجرای سیاست های پیشرفته آینده کمک خواهد نمود و موجب استفاده از ابزار
انتخاب کننده تو و انعطاف پذیرتر که از کارآفرینی پشتیبانی می کنند خواهد
شد.
بنابر این هدف از این تحقیق ایجاد و نشان دادن یک
چهارچوب منسجم و یکپارچه است که انجام تحقیقات آتی را در مورد کارآفرینی
مخصوصا در مناطق روستایی کوهستانی و عایق بندی شده اروپا تسهیل خواهد نمود
.این تحقیق هممانند تحقیق های مشابه درتلاش است تا یک برنامه تحقیقاتی برای
کارآفرینی ارائه دهند که به مرور عملیات ها و مسائل موقعیتی در ارتباط با
پدیده کارآفرینی در مناطق روستایی عایقبندی شده می پردازد.ما استدلال
میآوریم که عملیات های اصلی کارآفرینی در مناطق روستایی با این عملیات ها
در مناطق شهری فرقی ندارند.اما روستانشینی فرصت های گوناگونی را
دربردارد.محدودیتهای مختلفی را تحمیل می کند، در نهایت عملیات کارآفرین را
اصلاح می بخشد و نتیجه کارآفرینی را تغییر می دهد. بنابراین ، بر خلاف
تحقیق های مشابه قبلی ، اثر کنونی بیشتر بر روی مسائل موقعیتی تاکید دارد و
اهمیت بیشتری را به مفهوم روستانشینی که شامل منابع پویای کارآفرینی می
شوند ، اختصاص داده است.در این چهار چوب عملیات کارآفرینی در راس مدل نظری
قرار دارد که در تلاش است تا کلیه اثرات تحمیل شده توسط روستانشینی را به
عنوان یک محیط کارآفرینانه به شمار آورد.بخش بعدی این کار به مرور و بررسی
همکاری های موقتی با کلیه آن عوامل نشان دهنده روستانشینی می پردازد و
درایجاد یک محیط کارآفرینانه روستایی سهیم می باشد.با به حساب آوردن نواقص
ذهنی موجود ، بخش سوم، چهارچوبی منسجم برای بررسی کارآفرینی روستایی ارائه
می دهد که با کارآفرینان وعملیات کارآفرینانه در مناطق روستایی در ارتباط
می باشد.بخش نتیجه گیری شامل هر دو زمینه برای تحقیقات آتی و توصیه های
سیاست اولیه میشود.روستانشینی یک مفهوم تعریف شده گسترده می باشد.
روستانشینی ممکن است با اصطلاحات توصیفی قدیمی از قبیل میزان تراکم جمعیت ،
نرخ کاهش یا افزایش جمعیت میزان اقامت ( اسکان ) ساختار و نمای اقتصاد
داخلی تعریف گردد.تراکم جمعیت و میزان اقامت از گسترده ترین معیارهای رسمی و
ذکر شده درحکومت اروپایی می باشند.در سطح اتحادیه اروپایی ، مناطق روستایی
عایقبندی شده، منطقه معروف دومین چهارچوب حمایت جامعه، انتخاب گردیدند تا
از یک سری معیارهای اقتصادی استفاده کنند.اما نگرش های امروزی برا ی تعریف
روستانشینی، استفاده از تعاریف قدیمی را منع نمود و به تفکرات نامشخص و
مدرن روستانشینی به عنوان یک منبع کارآفرینانه پویا یا یک " تصویر اجتماعی "
انتزاعی، مجموعه ای از قوانین و منابع که خارج از زمان و مکان هستند و از
عملکردهای استدلالی و غیر استدلالی کمک می گیرند متکی شد.روستانشینی یک
محیط کارآفرینانه و نوآورانه ارائه میدهد که درآن سازمان های روستایی ممکن
است شکوفا شده و رونق بیابند یا منع و سرکوب شوند.این بخش به بررسی رابطه
پویای میان روستایی در پرتو جدید ترین بازنگری در روستانشینی می
پردازد.منظور " کاماگنی " از " محیط نوآورانه " در ابتدا برای مناطق عایق
بندی شده اروپایی به کار گرفته شد، و قابلیت کاربردآن بعدا در مناطق
روستایی و حاشیه ای در انگلستان گسترده شد." کاماگنی" از اصطلاح " محیط
نوآورانه " استفاده می کند تا مناطقی را که شرایط نوآوری دارند ، توصیف
نماید و اول از همه آنها را به عنوان عناصر مهم کارآفرینی داخلی تعریف
کند.هنگامی که میزان پیوستگی کارآفرینی و نوآوری بالا باشد، سبب ایجاد
انگیزه قوی برای پیشرفت و توسعه داخلی می گردد.عوامل و عناصر روستانشینی که
به صورت محیط خارجی ، فیزیکی و اجتماعی – اقتصادی مشاهده شده اند هم می
توانند مجراهای مهم فرصت ها باشند و هم می توانند ضعف کارآفرینی داخلی
ونوآوری گردند.روستانشینی و عملیات کارآفرینانه ، یک شبکه پویا ، پیچیده و
متراکم از تاثیرات دو جانبه را تشکیل می دهد و بنابراین نمایش مجزای هر
کدام از ابعاد روستانشینی که بر عملیات کارآفرینانه تاثیر متقابل دارند در
این اثر به کار برده شده اند ، زیرا وضوح یک نمونه و الگوی کارآفرینانه را
در مناطق روستایی تسهیل می بخشند.ما به منظور نمایش دادن این ها ، عناصر
روستانشینی موثر بر عملیات کارآفرینانه را در سه گروه مهم دسته بندی و
گردآورده ایم : عوامل نشان داده شده توسط محیط فیزیکی وعوامل آشکار شده
توسط فعالیت های ساختارهای اجتماعی و اقتصادی .
● محیط فیزیکی
سه ویژگی مهم محیط فیزیکی به شدت بر کارآفرینی
تاثیر می گذارند: موقعیت ، منابع طبیعی ، منظره، موقعیت مربوط به فاصله از
بازارهای اصلی و قابلیت دسترسی به مشتری ها ، تولید کنندگان ، منابع
اطلاعاتی و سازمان ها می باشد.دوری و نزدیکی به مراکز اصلی شهری بر هزینه
های حمل و نقل ورودی ها و خروجی ها تاثیر می گذارد و بر پخش اطلاعات و
اشاعه تجهیزات سیاسی مشارکت دارد.این امر سبب نواقص و ضعف های عمده ای می
شود ، همانطور که در هزینه های معاملات "غیررقابت آمیز" سهیم می باشد.مانع
افزایش تولید و انتشار اشکال معین تکنولوژی جدید می گردد و جنبش کاری را
محدود می نماید. این ویژگی بر روی اثر متقابل میان مناطق شهری ومناطق
روستایی که کمتر مورد توجه قرار می گیرند و بر روی هماهنگی میان سنت، مدرن
سازی و مهاجرت تاثیر می گذارد، که همه این ها فاکتورهایی هستندکه پیشرفت
ادامه پذیر روستایی را به طرز چشمگیری تحت تاثیر خود قرار می دهند. دور
افتادگی یک منطقه روستایی تاثیر خود را بر جنبه های گوناگون نوآوری تجاری و
به مراتب رشد تجارت روستایی و ایجاد اشتغال می گذارد.در همین راستا برخی
از صاحبنظران استدلال می آورند که مناطق روستایی قابل دسترسی دارای ویژگی
های اقتصادی ، فیزیکی وسازمانی می باشند که کمک می کنند رفتار نوآورانه و
ابتکاری بدون درنگ رخ دهند." فیلیپس" وهمراهان او پیشنهاد دادند که موقعیت
های روستایی قابل دستیابی ارائه دهنده یک زابطه احتمالا منحصر به فرد و
مکمل میان دستیابی به خروجی های مالی و تکنولوژیکی در سطح منظومه شهری می
باشند.به عبارت دیگر ، وجود منابع طبیعی مهم ، شرایط اقلیمی و جانشین
توپوگرافی منطقه و همچنین منظره ها با ارائه فرصت هایی برای استفاده و بهره
برداری عظیم به لحاظ محیط زیست از منابع بر فعالیت کارآفرینانه تاثیر می
گذارند.دوری و نزدیکی ، حفاظت از مناظر منحصر به فرد و ویژگی های محیطی ،
سنت های مهم یا شیوه های سنتی و قدیمی تولید را تسهیل می بخشند که ممکن
است منجر به فرصت های کارآفرینانه شوند.
● محیط اجتماعی
از میان عوامل اجتماعی –اقتصادی که بر کارآفرین
تاثیر می گذارند و به جنبه اجتماعی این اصطلاح نزدیکتر هستند . هر کسی می
تواند سرمایه اجتماعی ، حکومت و میراث فرهنگی را از یکدیگر تشخیص دهد.معنی
ضمنی و جدید سرمایه اجتماعی مربوط به ویژگی های کیفیتی جامعه شهری می شود، و
در راس ارزش های اجتماعی خاص و فرم های مربوط به رفتارهای معاشرتی ، شبکه
های همکاری و فعالیت شهری قرار دارد.سرمایه اجتماعی پیشنهاد دهنده یک
اصطلاح پوشش مفید برای آن جنبه های اجتماعی می باشد که اگر چه ارزیابی آنها
دشوار است ولی از عوامل مهم موفقیت اقتصادی در آینده دور به شمار
میروند." وایتلی " سرمایه اجتماعی را" میل نیمی از شهروندان به اطمینان
کردن به دیگران" تعریف کرد و نتیجه گرفت که با ارائه مقادیر زیادی از
سرمایه اجتماعی ، شهروندان تمایل مییابند تا از نوآوری تکنولوژیکی سرمشق
بگیرند یا آن را بپذیرند ، و به شدت با این احتمال که افراد در جوامع با
مقادیر پایین سرمایه اجتماعی زندگی کنند مخالفت می ورزند.به علاوه تعداد
دیگری از اندیشمندان از شاخص های اطمینان و فرم های شهری استفاده نمودند تا
نمایندگی های سرمایه اجتماعی را دریک نمونه از اقتصاد ۲۹ بازار منعکس کنند
و دریافتند که چنین ابعادی از سرمایه اجتماعی در کشورهایی با درآمدهای
بالاتر و مساوی تر و با سازمان های اداری که از اموال و حقوق دفاع می کنند ،
موثرتر می باشند." کوک و ویلز" دریافتند که برای نسبت تقریبا بزرگی از
سازمان هایی با سرمایه برنامه ریزی شده در دانمارک ،ایرلند و ولز ،
ساختارهای سرمایه اجتماعی با تجارت افزایش یافته ، آگاهی و عملکرد نوآوری
در ارتباط می باشند.سرمایه اجتماعی ، هم با عملکردهای تجاری و شبکه های
دیگر در ارتباط مستقیم است و هم با کیفیت کنترل ونظارت داخلی ارتباط
دارد.گردآمدن صنایع، شبکه ها و ارتباطات خارج از کانال های رسمی ،و روابط
میان سازمانها وشرکتها، همگی در مشارکت قابل اطمینان اطلاعات و ایجاد پیاپی
سرمایه اجتماعی سهیم می باشند.برخی از اندیشمندان بر این نظریه تاکید داشت
که سرمایه اجتماعی به هنگام بررسی شرایط ایجاد سازمانهای عمومی نماینده
موثر و پاسخگو شرط لازم به حساب آورده می شود.مناطق روستایی که کمتر توسعه
یافته اند اغلب در آداب و رسوم فرهنگی غوطه ور شدهاند که در آنها اطمینان
اجتماعی ، قوانین روابط متقابل، یعنی تمایل افراد به کارکردن برای رفاه
دیگران وقتی که احساس می کنند عملکردهای نوع دوستانه آنها در آینده بی جواب
نخواهد ماند، شبکه های همکاری و تعهدات شهری اصلا وجود ندارند.
مطابق گفته " گودوین "، حکومت (نظارت ) روستایی
اینگونه شرح داده می شود: مجوعه پیچیده ای از سازمان ها و عوامل که توسط
صاحبان قدرت حکومت،اداره ها و سازمان های غیر دولتی (NGOs) گرد هم آمده اند
،نامشخص کردن مرزها و مسوولیتهای پرداختن به به مسائل اجتماعی و اقتصادی ،
روابط قوی میان سازمان های مداخله کننده در عملکردهای جمعی : جنبه های
مستقل شبکه های خودگردان بخش ها، و درنهایت، موفقیت اهداف مجموعه بدون
مشارکت صاحبان قدرت.نظارت و حکومت را در بافت شهری اینگونه تعریف می کند،
قابلیت و توانایی بررسی و شکل دادن به منافع داخلی و منطقه ای ، سازمان ها و
گروه های اجتماعی .بنابراین مفهوم حکومت فراتر از آن چیزی است که برای
سازمان ها در یک منطقع رخ می دهد،حکومت مسائلی را خطاب قرار می دهد ،
حکومت مسائلی را خطاب قرار می دهد که مربوط به توانایی نشان دادن مناطق و
سازمان های خارج از منطقه می باشند. استراتژی های واحد کمتر یا بیشتری را
توسعه می دهد و عملیات گروهی را سازمان دهی می کند، ائتلاف ها و همکاری
هایی در جهت اهداف خاص را ممکن می سازد.حکومت داخلی نشان دهنده افکار
نیروهای جدید توده در سطح داخلی یکی از عناصر اصلی آن چیزی است که در آثار
ادبیاتی بین المللی با عنوان" استقلال گرایی های غیر تجاری".یعنی تفکری که
فعالیت های یک سازمان به طور انفرادی و تنهایی انجام نمیپذیرد اما در جهت
ادامه دادن شبکه های اطلاعاتی رسمی و غیر رسمی ، روابط از طریق بازارهای
داخلی کار، و کنفرانس ها و قوانین رایج برای زیر بنا و شالوده و درک عملیات
های جمع آوری دانش ، " تراکم سازمانی ( نهادی ) ، " ظرفیت سازمانی" یا "
ویژگی های شبکه های متقابل" شرح داده شده اند.چنین نیروهایی ممکن است با
ایجاد یک محیط تجاری مورد تایید نوآوری ، کارآفرینی را تسهیل بخشند، به
کارآفرینی کمک نموده و موانع اقتصادی ، محیطی و موقعیتی را ارضا نمایند.
در مقابل عدم وجود نیروها ممکن است جلوی پیشرفت
کارآفرینی را بگیرد.در نهایت ،همانطور که لوئی و همراهان او استدلال
آورند.هر جا یک چهار چوب منظم و محکم وجود دارد، پس آن هنگام طراحان بخش
عمومی وسازمان های دولتی مانند دربانان فرآیند توسعه عمل می کنند.در پرتو
پیشرفت ارضی تجارت ، عوامل سازمانی ممکن است مانع رقبای خارجی از تقلید
کردن از عوامل منحصر به فرد منطقه ای که اساس فرصت های کارآفرینانه هستند،
شوند.یعنی عملیات بهره برداری ازامکانات نهفته داخلی ، به شدت محدود به
بهره برداری از ارزش افزوده کیفیت داخلی با استفاده از گونه ها یا نژادهای
داخلی ، مواد داخلی با استفاده از گونه ها یا نژادهای داخلی ، مواد داخلی
یا شرایط خاث محیطی یا حتی ورودیهای بشری می باشد.تا اینجا استدلال در
مورد نیاز به فرهنگ داخلی لوازم و مناطق از طریق شناسایی فرهنگ آنها یک
استراتژی بالقوه برای ایجاد و توسعه کارآفرینی و نوآوری روستایی می باشد.
در حقیقت محققان زیادی اظهار داشته اند که یک
استراتژی بالقوه پیشرفت برای مناطق روستایی حاشیه ای در عرصه بازارهای کمی
مواد غذایی می باشد.یک استراتژی احتمالی در میان بازار گسترده محصولات
کیفیتی وجود خواهد داشت تا محصولات ویژه را ارتقاء دهد، که این محصولات
ویژگی های مجزای ارضی ، داخلی و منطقه ای دارند.بدین طریق، ارتقاء مواد
غذایی منطقه ای و ارتقاء تصورات فرهنگی منطقه ای به دست آید.پیوند محصولات
به " بازارهای فرهنگی " یا تصورات داخلی مثل سنت های فرهنگی و میراث فرهنگی
باعث افزایش ارزش محصول می گردد زیرا مشتری ها در تلاشند تا مناطق معین را
با محصولات معین شناسایی کنند .البته افکار قابل تغییر و کلی " داخلی "
ممکن است تاثیراتی را برانگیزد که هدفشان ایجاد و دستیابی به ویژگیهای
مجزای مواد غذایی برای بخش های داخلی می باشد.استدلال می آورد که در اروپا
تغییر در کیفیت مواد غذایی که در ارتباط با شبکه های متنوع کشاورزی –تغذیه
می باشند.فرصت های چشمگیری را برای فعالیت کارآفرینانه دریک فضای اقتصادی
جدید ، قابلیت تحمل بیشتر نیروهای تثبیت نشده جهانی شدن، ارائه می دهند.
● محیط اقتصادی
از آن عوامل اجتماعی – اقتصادی که بر کارآفرینی
تاثیر می گذارند و آنهایی که به جنبه « اقتصادی » این اصطلاح نزدیک تر
هستند ، هر کسی ممکن است سرمایه گذاری در تاسیسات زیر بنایی، وجود و عملیات
شبکه های تجاری و میزان اطلاعات و تکنولوژی های ارتباطی به کار رفته در
این منطقه را شناسایی کند. دوری و در نتیجه هزینه های بالای حمل و نقل و
متعاقبا هزینه های زیاد معاملات به طرز سنت محدودیت های چشمگیری را در
ایجاد سازمان های رقابت پذیر در مناطق روستایی تحمیل می کنند ، زیرا قابلیت
دسترسی را نه تنها برای تولیدکنندگان بلکه برای مشتری ها و بازارهای جدید
کم می کند.این بدان معناست که سازمان های تاسیس شده در چنین مکان هایی به
اندازه سازمان های تاسیس شده درحومه شهری یا مناطق شهری رقابت پذیر
نیستند.تاسیسات زیر بنایی از سه طریق برعملکرد اقتصادی روستای تاثیر می
گذارند:
گسترش استفاده از منابع موجود ، جذب منابع اضافی
به مناطق روستایی و سازنده و فعال تر کردن آنها .تاسیسات زیر بنایی مناسب
ممکن است سازمان های جدید را جذب کنند، درحالیکه سطح وسیع فعالیت اقتصادی
ممکن است فرصت های اشتغال را پیشنهاد داده و خروجی های منطقه ای را افزایش
دهد .کارآفرینان روستایی سرمایه گذاری در تاسیسات زیر بنایی را یک ویژگی
فوق العاده مطلوب ویک نیاز واقعی برای پیشرفت کارآفرینی در مناطق روستایی
می دانند.در نهایت ، شایان ذکر است که در بسیاری موارد مشاهده شده است که
پیشرفت های موجود در امر حمل و نقل مانند یک شمشیر دو لبه برای مناطق
روستایی عمل می کند.حمل و نقل پیشرفته ، اقتصادی داخلی مناطق عایق بندی شده
روستایی را در معرض محیط اقتصادی گسترده تر غیر داخلی قرار میدهد.خروجی
چندین بخش داخلی قرار میدهد .خروجی چندین بخش داخلی را کاهش داده ، واردات
را افزایش می دهد و منجر به رخنه های اقتصادی می گردد که کل سود رشد
اقتصادی را برای جمعیت داخلی کاهش میدهد.شبکه های تجاری از عوامل مهم
عملکرد تجاری و تحقیق در این زمینه می باشند که تعدادی از یافته های مهم را
به بار می آورن.یک شبکه ساختاری است که در آن تعدادی از گره ها به کمک
رشته های مخصوص به هم مربوط شده اند. هم رشته ها و هم گره ها درنتیجه روابط
متقابل ، انطباق و سرمایه گذاری ها میان و درون سازمان ها در طی زمان از
نظر منابع، آگاهی و شناخت غنی هستند. شبکه تجاری نیز یک ساختار اجتماعی می
باشد که فقط تا آنجایی وجود دارد که افراد یک شبکه را بشناسند و آن را به
کار گیرند.تعاریف دیگر شبکه های تجاری و شبکه سازی در مورد مسئله روابط
ایجاد شده میان تجارت ها می باشد.در این حالت ، شبکه های تجاری اینگونه
تعریف می شوند، " یک مجموعه هماهنگ و منسجم و یکپارچه از روابط اقتصادی و
غیر اقتصادی در دست اقدام که در درون ، بین و خارج سازمان های تجاری تثبیت
شده اند.".
محققان چندی استدلال می آورند که شبکه ها و محیط
پیرامون آنها ( منابع، عملیات ها، حمایت و پشتیبانی ) هنگام راه اندازی
سازمان های جدید مفید و کارآمد می باشند و بنابراین شبکه های جهانی موجبات
کارآفرینی را بر می انگیزند.روابط و همکاریهای غیر رسمی تجاری بر اساس
اطمینان و اعتماد ، روابط دوستانه یا خانوادگی می باشند." جنبه فردی شبکه"
که بسیار معروف می باشد به کارآفرینی مثل موضوعی نگاه می کند که در یک بافت
اجتماعی تثبیت شده و از سوی موقعیت های افراد در شبکه های اجتماعی جهت
داده می شود، تسهیل بخشیده شده، محدود یا ممنوع می گردد.در مقابل ، شبکه
های رسمی مرکب از کارآفرینان تجاری،بانک ها، حسابداری ها ، طلبکاران ،
نمایندگان قانونی و انجمن های تجاری می باشند.شبکه های فردی ( خصوصی )
کانال های مرکزی برای دستیابی به اطلاعات می باشند که اغلب مفید ، کم نظیر و
باارزش می باشند.و گویی از بخش های مختلف و مجزای سیستم ( نظام ) اجتماعی
به دست آمده اند.
روابط شخصی پایدار، اطمینان و اعتماد و قدرت
نامتقارن را به دارایی ها تبدیل می کنند که منحصر به فرد بودن را در افراد
در مواجهه با یکدیگر ایجاد می کنند .شبکه خانواده یک نمونه خاص از یک شبکه
اجتماعی است که در حاشیه از اهمیت زیادی برخوردار است.این شبکه پذیرفته است
که کارمندان از اعضای یک خانواده انتخاب شده اند و حمایت های احساسی ارائه
می دهند.بعضی تحقیقات نشان میدهند که تجارت های کوچک به شدت شبکه بندی شده
بهتر از تجارت های کوچک دیگر عمل می کنند و نوآوری را تسهیل می بخشند .یکی
از اندیشمندان دریافت که شبکه های درونی یک شرکت، مزایای رقابتی ، نوآوری
وکارایی خلق می کنند و شبکه سازی در بقای یک شرکت موثر است.بنابراین شبکه
سازی اهداف تجاری طولانی مدت را به کارگرفته و تداوم می بخشد.برخلاف این
نظریه تحقیقات دیگر از اشکار نمودن هر رابطه میان ویژگیهای شبکه سازی
وعملکرد تجاری امتناع می ورزند.در همین رابطه ، برخی از محققین پیشنهاد
میدهند که شبکه سازی با رشد زیاد اشتغلال یا کل فوش ارتباطی ندارد اما
شواهدی وجود دارند که مفهوم آنها این اسن که شبکه سازی بر روی نرخی که
گسترده جغرافیایی بازارهای سازمان در آنها رخ می دهد، تاثیر می گذارند.
در هفته گذشته وزارت کار، انجمن
صنفی روزنامهنگاران ایران را واجد شرایط انحلال دانست. این حکم بیتردید
از مهمترین نقاط شاخص در کارنامه دولت نهم خواهد بود. انجمن
روزنامهنگاران به استناد شواهد، بزرگترین تشکل صنفی و بیاغراق از
معتبرترین آنها محسوب میشود.
در هفته گذشته وزارت کار، انجمن
صنفی روزنامهنگاران ایران را واجد شرایط انحلال دانست. این حکم بیتردید
از مهمترین نقاط شاخص در کارنامه دولت نهم خواهد بود. انجمن
روزنامهنگاران به استناد شواهد، بزرگترین تشکل صنفی و بیاغراق از
معتبرترین آنها محسوب میشود. این انجمن در سال ۱۳۷۶ با مشارکت
روزنامهنگارانی با گرایشهای مختلف فکری و سیاسی شکل گرفت و از بدو تاسیس
تلاش کرد این شمولیت را با عملکرد صرفا صنفی و غیرسیاسی خود حفظ کند.
به این ترتیب مهمترین وظیفه انجمن از ابتدای
تاسیس تاکنون تلاش برای اتحاد درونصنفی حول اشتراکات حرفهای و ایجاد
فضایی برای تسهیل کار روزنامهنگاری در شرایط مطلوبتر و مناسبتر و ارتقای
جایگاه این شغل و نهایتا بالا بردن ضریب امنیت شغلی و استقلال حرفهای
برای تحقق رسالت عرفی روزنامهنگاری بوده است. این اهداف اگر محقق شوند
نهتنها حرفه روزنامهنگاری بلکه کشور و آحاد جامعه از آن منتفع میشوند،
گو آنکه روزنامهنگاری به تعبیری بازتابی از افکار عمومی جامعه است و
چنانچه این ارگانیسم درست کار کند به اصلاح کار بقیه بخشهای جامعه از جمله
سیاست و اقتصاد و فرهنگ نیز به طور همبستهای یاری میرساند. در نتیجه،
ارتقای روزنامهنگاری در هر کشوری با توسعه و پیشرفت هر کشوری متناسب است،
به طوری که این روزها هیچ کشوری را در دنیا نمیتوان سراغ گرفت که پیشرفته
باشد ولی رسانهها در آن رشد نکرده باشند و بالعکس. تشکل روزنامهنگاران در
پروسه تامین و دستیابی به اهدافی که در بالا به آنها اشاره شد نقش کلیدی
دارد.
به همین دلیل است که در میان آن اهداف به
هیچوجه مسائل سیاسی مطرح نمیشود چون گرایشهای سیاسی مانعی برای همبستگی
درونی بین روزنامهنگاران است، در حالی که اهداف صنفی برای همه آنها امری
ملموس و مشترک و کمابیش یکسان است. از این رو انجمن صنفی روزنامهنگاران از
ابتدای تشکیل خود بر این مهم پای فشرد و به استناد شواهد موفقیت خوبی هم
در این باره در کارنامه خود ثبت کرده است کما اینکه با گذشت زمان، آمار
داوطلبان عضویت در آن از افراد شاخص با گرایشهای مختلف صعودی بوده است.
متاسفانه در سالهای گذشته و با آغاز روندی که برای محدود کردن رسانهها در
کشور آغاز گردید زمزمههایی نیز از سوی پارهای محافل سیاسی خاص علیه
فعالیتهای انجمن صنفی روزنامهنگاران شنیده میشد.
این زمزمهها با روی کار آمدن دولت جدید حالتی
جدیتر یافت تا اینکه وزارت کار عملا در روند فعالیتهای انجمن مانع ایجاد
کرد و اوضاع به گونهای پیش رفت که منجر به اعلام انجمن در شرایط انحلال
توسط این وزارت گردید. با این حکم، آن دسته از ناظران و منتقدان دولت حق
دارند اگر نتیجه بگیرند که دولت حامی تشکلهای صنفی دموکراتیک نیست، چراکه
انجمن صنفی دموکراتیکترین و بارزترین تشکل صنفی و پرتعدادترین آنها و
مربوط به فرهیختهترین قشر اجتماعی کشور است. اگر دولت حامی تشکلهای صنفی
بود به جای حکم اخیر در جستوجوی راههای زیادی که قانونا برای برونرفت از
مشکل هست گام برمیداشت. وقتی همه راهها به سمت حذف پیش میروند شکلگیری
این ذهنیت که دولت تمایلی به وجود تشکلهای مستقل ندارد نیز طبیعی است.
همچنین حق دارند دوستان و همکارانی که در این چند
روزه و پس از اعلام حکم اخیر، آن را شدیدترین حکم علیه روزنامهنگاری کشور
در طول سالهای گذشته ـ حتی با در نظر گرفتن توقیف دستهجمعی مطبوعات ـ
ارزیابی میکنند. این حکم نشانگر ارادهای در حذف همه تلاشهای خالصانه و
داوطلبانه مجتمعشده توسط روزنامهنگاران در طول ۱۱ سال گذشته برای ارتقا و
اعتلای روزنامهنگاری در این مرز و بوم است. از بعد خارجی نیز این حکم
چهره کشور را ملکوک میکند. همین ماه اخیر بود که وزیر محترم کار در اجلاس
سازمان بینالمللی کار در ژنو اندر ضرورت آزادی تشکلهای کارگری و
کارفرمایی سخنرانی کرد. پسندیده نیست که صدای ما در خارج به گونهای باشد و
در داخل رفتار ما قضاوت متفاوتی را ایجاد کند. اگر مشکلی که امروز در
برابر انجمن صنفی روزنامهنگاران ایجاد شده ناشی از یک اراده قاهر سیاسی
نباشد تردید نباید کرد که با راهکارهای ساده قانونی امکان حل و فصل موضوع
وجود دارد و همه باید کمک کنند که این مسئله به بهترین وجه حل و فصل و کشور
همچنان از برکات این انجمن منتفع شود. ولی اگر به واقع مسئله سیاسی باشد
جز تاسف نمیتوان گفت و مسوولیت هم طبعا برعهده جریاناتی است که میپندارند
به این ترتیب راه برای ادامه حیات سیاسی آنها هموارتر میشود، که
امیدواریم چنین نباشد.
تحلیلگران معتقدند واقعیت هایی
چون برنامه زمانبندی کاری غیرقابل انعطاف، تبعیض، ناکافی بودن زمان مراقبت
از فرزندان، مرخصی های خانوادگی بدون حقوق و مرخصی های استعلاجی ناکافی می
توانند علل کاهش زنان به عنوان نیروهای کار در آمریکا را توضیح دهند.
هنگامی که لیزا سفتل برای بارداری فرزند اولش برنامه ریزی می کرد، گمان می
کرد قرارداد منصفانه ای با رئیس اش بسته است. او پس از به دنیا آمدن فرزندش
سه روز در هفته به عنوان مدیر به دفتر مرکزی یک شرکت مشاوره ای در منهتن
می آمد و دو روز هم در خانه اش در حومه شهر نیویورک می ماند تا از فرزندش
مراقبت کند. این شرایط سبب می شد او از مزایای کامل شغلی خود بهره مند شود و
با همکاری همسرش از نوزاد خود مراقبت کند. رسیدگی به مهم ترین پروژه های
شرکت همچنان وظیفه سفتل بود.
اما او در سال ۲۰۰۳ متوجه «نیمه پنهان» شرایط
محیط های کاری در آمریکا شد. پس از اینکه فرزند لیزا به دنیا آمد، رئیس
لیزا زیر قولش زد و به او گفت یا باید پنج روز در هفته به محل کارش بیاید
یا سه روز در خانه بماند. سفتل می گوید: «مانند بسیاری از زنان از کار
اخراج و یک مادر تمام وقت شدم. اکنون مدیر شرکت دیگری هستم و کارم هم
نیازهای مالی ام را برآورده می کند و هم فرصت کافی برای مراقبت از فرزندم
به من می دهد؛ کاری که در شرکت قبلی غیرممکن بود.» سفتل می گوید گزینه هایی
که رئیس لیزا به او پیشنهاد کرده بود یا درآمدش را کاهش می داد یا تعادل
کار و زندگی خانوادگی او را به هم می زد.
«اگر پنج روز کاری در هفته را می پذیرفتم، باید
هزاران دلار برای نگهداری از فرزندم هزینه می کردم و در چنین شرایطی نقش
مادری ام بسیار کمرنگ می شد و اگر سه روز در خانه می ماندم، خانواده ام از
بیمه درمانی محروم می شدند چون کارفرمای همسرم او را بیمه درمانی نکرده بود
و ما هم نمی توانستیم از پس هزینه آن بربیاییم.» براساس آمار اداره کار
آمریکا اکنون ۶۰ درصد مادران متاهل شاغلند و این رقم چهار درصد کمتر از رقم
مربوط به سال ۱۹۹۷ است. تعداد مادران متاهل شاغلی که فرزند نوزاد دارند
نیز شش درصد کم شده و به ۵۳ درصد رسیده است. این ارقام اشتغال مادران که در
واقع همان آمار مربوط به دوسوم از زنان بالغ است، گویای این واقعیت است که
چرا نرخ مشارکت نیروی کار زن بین سال های ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۶ در آمریکا کاهش
یافته است. - معکوس شدن روند از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ تعداد نیروی کار زن در
آمریکا به طور یکنواختی افزایش داشته است اما این روند اکنون معکوس شده است
در حالی که اگر روند قبلی با همان سرعت ادامه پیدا می کرد اکنون ۳/۳
میلیون زن شاغل بیشتری در آمریکا وجود داشت. در حالی که در رسانه ها همیشه
به گونه ای جلوه داده می شود که زنان خودشان ترجیح می دهند در خانه بمانند
یا خودشان از کار کناره می گیرند اما گروه های مدافع حقوق زنان با این
عقیده مخالفند. آنها معتقدند این محیط های کاری هستند که زنان را از
برآورده شدن نیازهای اولیه شان ناامید می کنند؛ برنامه های کاری غیرقابل
انعطاف، تبعیض های شغلی، نبود زمان کافی برای مراقبت از فرزند، کم بودن
مرخصی های خانوادگی و کمی مرخصی های استعلاجی.
محققان یک مرکز پژوهشی در سانفرانسیسکو با بررسی
۱۳ هزار مورد از تبعیض ها به این نتیجه رسیدند که احتمال استخدام مادران ۷۹
درصد و امکان ارتقای شغلی مادران ۱۰۰ درصد کمتر است چرا که گویی از مادران
انتظار رعایت استانداردهای کاری بالاتری می رود. ویلیامز، رئیس این مرکز،
معتقد است برای بسیاری از زنان زمینه ای برای مادر شدن ایجاد نمی شود و به
آنها فرصت کمتری برای انجام وظایف دشوارشان داده می شود. حتی به آنها گفته
می شود یا باید کارشان را انجام دهند یا از فرزند خود مراقبت کنند. در
پژوهشی هم که در سال ۲۰۰۷ توسط دانشگاه مک گین در بررسی ۱۷۳ کشور انجام
شده، کشورهای آمریکا، سوازیلند، لیبریا، لسوتو و پاپوآ گینه نو تنها
کشورهایی بودند که مرخصی زایمان با حقوق برای مادران را تضمین نمی کردند. -
محدودیت مرخصی های خانوادگی ویلیامز می گوید: «قانون مرخصی های خانوادگی
۱۲ هفته ای که برای حمایت شغلی از مادران وضع شده مخصوص شرکت هایی است که
۵۰ کارمند یا بیشتر داشته باشند.
این قانون تاثیر زیادی بر زنانی که در شرکت های
کوچک کار می کنند یا دستمزدهای کمی دارند، می گذارد.از طرف دیگر در سال
۲۰۰۱ هزینه نگهداری از کودک بین چهار تا ۲۰ هزار دلار برای هر کودک بود و
این هزینه ها برای یک چهارم خانواده های آمریکایی با فرزند و درآمد کمتر از
۲۵ هزار دلار در سال کمرشکن است. رزماری هریس از اعضای انجمن زنان شاغل در
میلواکی معتقد است این موانع برای زنانی که در مشاغلی با دستمزد پایین کار
می کنند، بیشتر است: «بسیاری از کارگران رستوران ها یا دیگر بخش ها می
دانند اگر یک روز برای رسیدگی به کودک یا والدین شان مرخصی بگیرند، اخراج
می شوند. آنها در زمان بیماری هم مجبورند کار کنند و در نهایت به بیماری
های جدی ای مبتلا می شوند که به ناچار باید از کار دست بکشند.» موسسه
تحقیقاتی زنان در واشنگتن دی سی در بررسی های خود متوجه شد بین سال های
۱۹۸۳ تا۱۹۹۸ تنها ۴۸ درصد زنان درآمدی داشته اند در حالی که این رقم برای
مردان به ۸۴ درصد می رسد.
همچنین از هر ۱۰ زن، سه زن طی چهار سال یا بیشتر
درآمدی نداشتند در حالی که از هر ۲۰ مرد، یک مرد در این مدت بدون درآمد
بوده است. در هر یک از این سال ها ساعات کاری زنان ۲۲ درصد کمتر از میزان
ساعات کاری مردان و ۵۰۰ ساعت است. همچنین طی این دوره ۱۵ ساله متوسط درآمد
زنان ۲۷۳ هزار دلار بود که ۶۲ درصد کمتر از درآمد ۷۲۲ هزار دلاری مردان
بوده است. - نیازهای مالی در دوران میانسالی شکاف جنسیتی در دستمزدها به
این معنی است که زنان باید به حقوق بازنشستگی ۸۰۰ دلار در ماه تکیه کنند در
حالی که این رقم برای مردان هزار و ۱۷۷ دلار است و این در حالی است که
زنان به طور متوسط پنج سال بیشتر از مردان زندگی می کنند. در عین حال تعداد
زنانی که واجد شرایط بازنشستگی می شوند، کمتر از مردان است. این مساله
باعث می شود از هر زن بازنشسته یک زن با حقوق کمتر از ۱۰ هزار دلار در سال
زندگی کند و از هر پنج زن مسن مجرد یک زن در فقر به سر ببرد. براساس پژوهشی
که در سال ۲۰۰۶ در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده در رسانه ها کمتر به
پیامدهای اقتصادی این قضیه توجه می شود. این پژوهش با بررسی ۱۱۹ مقاله
منتشره در روزنامه ها از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۶ به این نتیجه رسید که در بیشتر
موارد داستان به گونه ای نقل می شود که گویی زن ها به اراده خودشان دست از
کار کشیده اند چون تشخیص داده اند نمی توانند هر دو وظیفه را با هم انجام
دهند بنابراین به خاطر وظیفه مادری از کارشان صرف نظر می کنند.
این مقاله ها علاوه بر کم اهمیت جلوه دادن این
موضوع بر اقتصاد خانواده، سعی دارند تصویر خوشبینانه ای از شانس اشتغال
دوباره زنان بدهند. ویلیامز می گوید: «این زن ها نیستند که دست از کار می
کشند. آنها به خاطر تبعیض شغلی، نبود زمان کافی برای مراقبت از کودکان و
انعطاف ناپذیری محیط کار مجبور به رها کردن کار خودشان می شوند.»
بشر از روزی که نوعی زندگی
سازمان یافته را آغاز کرد، مجبور شد به مقوله هایی چون تنظیم رابطه میان
خواسته های فردی خود وخواسته های دیگران یا جمع نیز بیندیشد وشاید اینگونه
بود که مفاهیمی چون آزادی ، حق وعدالت شکل گرفت و بسط وتوسعه یافت .
یکی از ویژگی های نظام سیاسی ،
اجتماعی ، فرهنگی واقتصادی که به تدریج از فردای پیروزی انقلاب اسلامی در
ایران ظهور نمود فقر زدائی ومحرومیت زدایی بود . نفس حاکمیت مردم سالاری
دینی بر قراری عدالت است وهمان استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی بر خواسته
از بطن عدالت خواهی است . عدالتی که همراه وهمگام با آزادی میباشد .
بشر از روزی که نوعی زندگی سازمان یافته را آغاز
کرد، مجبور شد به مقوله هایی چون تنظیم رابطه میان خواسته های فردی خود
وخواسته های دیگران یا جمع نیز بیندیشد وشاید اینگونه بود که مفاهیمی چون
آزادی ، حق وعدالت شکل گرفت و بسط وتوسعه یافت .
عدالت برای انسان عصر جدید یعنی برخورداری از
حقوق یکسان وبرابر با دیگران حقوقی که صرف نظر از نژاد ، جنس ، زبان ، مذهب
، طبقه ، قوم ، و شان اجتماعی ودیگر شعون وتعلقات مادی وغیر مادی ، مبنای
تنظیم و روابط ومناسبات بین مردم در جامعه وبین جامعه با حکومت و دولت
است .
در حقیقت تا دردها ومشکلات جامعه شناخته نشود
طبعاً را درمانی نمیتوان ارائه داد . عنایت به زیرساخت ها وتوجه به امور
زیر بنایی از مولفه ها ومحورهای توسعه است وبدون شک اشتغال عامل اصلی فقر
زدایی می باشد وبه قول معروف به جای دادن ماهی می بایست ماهیگیری بیاموزیم .
اصولاً پیشگیری بهتر از درمان است ونسخه های مقطعی ، موقطی وبرنامه های
کوتاه مدت یک مسکن است . بی هیچ تعارف ومسامحه باید به اصلاح و بازنگری
امور پرداخت برای نیل به تحقق عدالت اجتماعی باید نیازهای اولیه مردم که
عبارت است از اشتغال ، مسکن ، ازدواج و.... فراهم گردد تا بدینوسیله با
احیای حقوق شهروندی روحیه نشاط ، پویایی تحرک ، امید ، اعتماد وتحکیم اتحاد
ملی وانسجام اسلامی تبلور یابد . جمعیت نقطه قوت جامعه جهت پیشرفت . چرا
که جمعیت هر کشور مهمترین سرمایه آن کشور را تشکیل می دهد. مردم بزرگترین
وبا شکوهترین ثروتی هستند که با کمک آن می توان به همه ثروتهای دیگر دست
یافت.منبع غائی مردم هستند باید آنها را باور داشت وبه آنها اعتماد نمود
وبخش اعظمی از جمعیت کشور ما را جوانان تشکیل داده اند که نقش خاصی را در
ساختن واداره جامعه ، حرکت دادن چرخهای تولید ، پاسداری و غنی سازی از
ارزشهای ودستاوردهای انقلاب بر عهده دارند. بدیهی است ایفای این نقش های
مستلزم تامین نیازهای اولیه نظیر ( غذا، پوشاک، وسر پناه ) ونیازهای ثانویه
آموزش ، بهداشت، اشتغال ، حمل ونقل ، تامین اجتماعی ، رفاه عمومی ، مسافرت
، تفریح ، گذراندن اوقات فراذغت، عنایت ویژه به مسائل فرهنگی ، اجتماعی
واقتصادی ومضافا تولید بیشتر امور زیر بنایی وزیر ساختی اتم از صنعت ،
کشاورزی، انرژی صلح آمیز هسته ای ، جهانی شدن ایجاد بازارهای رقابتی ،
پشتیبانی از مشارکت عمومی وسرمایه گذاری های داخلی وخارجی ، توجه به مقوله
های امنیت ، عدالت ، معیشت ، توسعه اجتماعی همراه وهمگام با توسعه سیاسی
وغیره میباشد که سهم به سزایی در ارتقاء کیفی سطح زندگی دارد . به این
ترتیب جمعیت به ویژه نیروی کارآمد جوان که برخوردار از استعداد ، انرژی،
پتانسیل ، کارائی ، توانائی تولید وکار آفرینی ، نبوغ سرشار بالقوه ، مولد
وهوش بالا است با بستر سازی ونهادینه کردن پاسخ به نیازها ومدیریت علمی
مبتنی بر آینده نگری ، سرمایه گذاری وتربیت این نیروی عظیم خدادای و
ارتقاء کیفیت منابع منابع انسانی احساس آرامش در این قشر ایجاد می گردد
وتهدید ها به فرصت بدل می گردد .آنگاه جوان به جای بار ، بال جامعه می گردد
ومسیر توسعه هموار می گردد . لذا ایجاد اشتغال به باور کارشناسان اقتصادی
از مولفه های محوری فقر زدایی است و نگاهی به جوامع پیشرفته خود گواه این
واقعیت می باشد که نرخ بیکاری بسیار پایین ودر حد صفر است وبه همین ترتیب
شاخص اقتصادی اشتغال بسیار بالا است بطوری که یک جوان بصورت شبانه روزی ودو
شیفت مشغول کار در عرصه های تولیدی دارای ارزش افزوده اقتصادی می باشد
وطیف خاطر حاکم براین گونه جوامع است .
برای اجتناب از حاشیه روی ، ابتدا به بررسی
تعاریف موجود در مورد فقر می پردازیم .تعاریف وگزاره هایی که حاصل تکاپو ،
تلاش واندیشه زبان پارسی است .
فقیر کسی است که خود وعائله تحت تکفل او نتواند
از حداقل یک زندگی قابل قبودی برخوردار شوند ، بدیهی است که مرز فقر از
جامعه ای به جامعه دیگر واز زمانی به زمان دیگر ودر سنت های زیستی جوامع
گوناگون تغییر می کند ممکن است نداشتن یک وسیله نقلیه نظیر خودرو برای کسی
که در یک شهر بزرگ زندگی میکند نداشتن همین وسیله برای کسی که در یک روستا
زندگی می کند نشان ومبین فقر نباشد . علی ایحال معروف است که فقرای امروز
بهتر از امپراطوران گذشته زندگی می کنند . در واقع سطح زندگی ومولفه های
زیستی در دنیای ماشین وامروز ، عصر ارتباطات ، دهکده جهانی ، قرن بیست ویکم
عصر دانایی ، یک چرخشی ۳۶۰ درجه نسبت به اعصار گذشته پیدا نموده ودانش
بشری همراه بینش انسانی در حال تحول است . عنایت ویژه به روند تکاملی ، از
طرفی واحساس نیاز به جبران عقب ماندگی های قرون متمادی ، از طرف دیگر ،
مضافاً نوع نگرش و زاویه نگاه به زندگی وهم چنین تنوع طلبی ، آسایش، رفاه،
خواسته ها وگرایش ها ، ظرافت وپیچیدگی زندگی امروزی قابل قیاس با گذشته
نیست وبه همان نسبت دغدغه ها نسبت به آینده خود وخانواده در ابعاد مختلف
ودر عرصه های گوناگون از رشد چشم گیری برخوردار شده است و..... طبعاً در
چنین فرآیندی احساس مسئولی مضاعف گردیده وتعریف خط فقر بر اساس اولویت ها
ونیازهای روزمره ارزیابی ومحاسبه می گردد .
بین آن کس که نخواهد کار کند وزندگی خود را به
حداقل قابل قبول براند با آنکس که نتواند چنین کند ، تفاوت بسیار است .
زیرا اولی را باید قانون به کار وادارد و دومی را به عنوان صیانت فرد ،
مورد حمایت قرار دهد . در احکام اسلام و قانون اساسی کشور اسلامی ما توجه
به فقرا و فقر زدائی یک تکلیف و وظیفه شرعی و قانونی است . مساله ترحم در
میان نیست . مساله ادای حق و تکلیف خواهد بود . بدون تردید اجرای او امر
الهی می باشد . بگذارید روشن تر بگوئیم : شرعا در صورتی که واجد شرایط
باشیم مکلف به دادن خمس و ذکات هستیم و مصاف این دو نیز معین و مشخص است .
نیمی از خمس به سادات می رسد که بنابر احتیاط مستحب است با اذن مجتهد جامع
الشرایط به سادات فقیر یا سادات یتیم یا سادات در سفر مانده برسد . نیمی
دیگر از آن نیز سهم امام (ع) است . که در غیبت آن بزرگوار به مجتهد جامع
الشرایط یا به مصارفی که ایشان اجازه می فرمایند میرسد . در مصرف زکات نیز
اولین کسی که زکاتبه آنها تعلق می گیرد فقرا و مساکین هستند . در فقه جعفری
فقیر به کسی کفته می شود که مخارج خود و عائله خود را ندارد. (تاکید شده
است که کسی صنعت یا ملک یا سرمایه ای دارد میتواند مخارج سال خود را
بگذراند فقر نیست ) مسکین کسی است که از فرط فقر خانه نشین شده و زندگی او
از فقیر سخت تر است . این دو تکلیف شرعی یعنی خمس و زکات و مصارف آدمها
نشان می دهد که فقر زدائی یک وظیفه اسلامی و رسالت دینی و احساس مسئولیت
شرعی است و از دیدگاه انسانی مصداق بارزی از برقراری عدالت احیای و حقوق
شهروندی خواهد بود .
دولت اسلامی نمی تواند و مجاز نیست در این مسئله
بی تفاوت باشد که الحمد لله این چنین نیست . احکام اسلامی برای خلاصه زدودن
فقر از جامعه اسلامی به این دو مورد و کمک به فقرا ترغیب شده است و اشارات
زیادی در این خصوص عنوان شده است که بخشش و خیرات در آن میان با برجستگی و
الویت خاصی جلب توجه میکند .
با این ترتیب جامعه اسلامی جامعه ای است که دستور
الهی دارد و مکلف می باشد به فقیران کمک کند . الذین ینفقون امر الهم با
اللیل و النهار سرا و علانیه فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم
یحزنون (یعنی آنانکه اوالخد را در روز و شب آشکارو پنهان انفاق کنند اجرشان
در نزد پروردگار محفوظ است و وحشت و اندوه بر ایشان نرسد. آیه ۲۷۴ سوره
بقره و در آیه ۲۸ سوره الحج چنین آمده است : علی ما رزقهم من بهیمنه
النعام . فکنوا منها و اطعمو البائس القیر( یعنی از آنچه از دامها روزی شما
کردیم بخورید و نیازمند سختی کشیده را نیز اطعام کنید )و در آیه ۲۶۷ از
سوره بقره باز می خوانیم :
یا ایها الذین آمنوا انفقوا من طیبات ما کسبتم و
مما اخرجنا لکم من الارض ...
( یعنی ای کسانیکه ایمان آورده اید از روزی
پاکیزه ای که بدست آورده اید و از آنچه برای شما از زمین بیرون آورده ایم
انفاق کنید )
علاوه بر این او امر صریح قرآن کریم و احکام
مربوط به خمس و زکات ، سیره پیامبر اعظم صلوات ا... و سلامه عیله و حضرت
امیر المومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام و دیگر ائمه اطهار(ع) بر بخشش
به مستمندان استوار بوده است تا آنجا که آیه شریفه ۲۷۴ از سوره مبارکه
البقره که در فوق ذکر گردیده در شان نخستین امام بر حق شیعیان نازل شده است
. از پیامبر اکرم (ص) نقل است که فرمود : ناتوان را پیش من آرید زیرا شما
به برکت ناتوان خود روزی می خورید و یاری می شوید و ...و امام (ره) می
فرمایند : انقلاب اسلامی متعلق به مستضعفین و پابرهنگان است و همچنین مقام
معظم رهبری فرموده اند : مردم ولی نعمت ما هستند . از حضرت علی (ع) در نهج
البلاغه و از دیگر پیشوایان و بزرگان و مشایخ و عرفا سخنان گهرباری در توجه
به حال فقرا و فقر زدایی نقل است که مجال برشمردن انها در این مقال نمی
گنجد . در حقیقت که در این مورد بخصوص یعنی توجه ویژه و اساسی و اصولی
اسلام به حال فقرا تا آن حد که اثری از فقر در جامعه اسلامی باقی نماند ،
کتاب فضل ترا آب بحر کافی نیست که تر کند سر انگشت و صفحه بشمارد . ولی امر
مسلمین جهان مقام عظمی ولایت ، حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای مثام معظم
رهبری اسوه ساده زیستی و الگوی پارسایی در سخنان گهر بارشان بارها تاکید
نموده اند که مراد از برقراری نظام مقدس جمهوری اسلامی همانا فقر زدایی و
محرومیت زدایی است و همواره سخنان معظم له کشتی نجات و چراغ ماست و نصب
العین امور ما و الحمدلله دولت کریمه نهم که عدالت مهروری و مهرورزی از
خصایص آن است با سفر های استانی که مبتنی بر کاهش فقر و محرومیت می باشد
آغازی است دیگر بار در جهت توزیع عادلانه ثروت و رفاه عمومی و سهام عدالت
ره آوری است از نیت خیر رئیس جمهور محبوب و مردمی ایران اسلامی .
تولید بیشتر ارتقاء شرایط زیستی و کیفیت زندگی
همه مردم کشور و آماده ساختن آنان برای ایفای نقشی فعال و سازنده در فرایند
توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور هدف اصلی سیاست تولید است . تولید بیشتر ،
صنعتی شدن و رفتن به سمت و سوی تولیدات کالاهایی که ارزش افزوده دارند .در
چند شاخص ذیل تاثیر مستق یم دارد .( البته با این تعریف که تولیدات با
کیفیت بوده واز استانداردهای روز جهان برخوردار باشد)
۱) تولید بیشتر اشغال ایجاد مینماید وطبعاً
اشتغال زائیبه رفع بیکاری منتج می شود .
۲) تولید جامعه را ثروتمند می کند ونتیجتا فاصله
طبقاتی وتبعیض ازبین می رود.
۳) از حیث آسیب شناسی بسیاری از ناهنجاری های
اجتماعی نظیر طلاق ، فرزندان طلاق دختران فراری ، فساد اجتماعی اقتصادی
وفرهنگی ،بزهکاری ، اعتیاد ، تکدی گری ، مشاغل کاذب ، قاچاق کالا و
موادمخدر و..... نتیجه فقر وبیکاری است . بنابراین با تولید بیشتر جامعه
دچار تحول عمیق وشگرفی می گردد .به گونه ای که تاثیر این پیشرفت در زندگی
روزمره مردم مشهود ومملوس می گردد.
۴) خروجی تولید ، صادرات است وصادرات همرا به ارز
آوری می باشد وکشور از حیث اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، وحتی سیاسی
توانمند می گردد واین توانمندی اثرات مثبت ، مفید وموثری در جلب اعتماد
عمومی در عرصه ملی وتعاملات سیاسی در عرصه بین المللی می گردد .
۵) تولید در آزاد کردن منابع ملی برای سرمایه
گذاری در زمینه ایجاد فرصتهای آموزشی وارتقاء کیفی جامعه وفراهم ساختن
امکانات بسیار موثر است ونقش شایان توجهی دارد به تعبیری اهمیت اقتصادی
جمعیت تنها به تعدادی وکمیت آن بستگی ندارد . بلکه مهارت ، بصیرت ، تخصص
وقدرت خلاقه جمعیت حائز اهمیت است .
فقر زدائی در نفس خود دو موضوع را نهفته دارد.
نخست اینکه جامعه را ثروتمند سازیم ودیگر اینکه روش سالمی به وجود آوریم که
این ثروت به صورت عادلانه بین گروه ها وافراد جامعه تقسیم شود . به این
ترتیب دو مساله ظاهراً جدا از یکدیگر طرح می شود که نخستین آن مربوط به
تولید بیشتر کالا واز مقوله مباحث اقتصادی به معنی عام است ودیگری مربوط به
به توزیع عادلانه واز مقوله اقتصادی اجتماعی است . بدیهی است این تقسیم
ظاهری وفقط برای مرتب کردن زمینه بحث است . توضیح آنکه امروز کالا در مقیاس
وسیع برای توزیع تولید میشود . خود مصرفی که قرنهای متمادی انگیزه تولید
را تشکیل می د اد . اینکه هر روز بیشتر به تولیدات برای توزیع کشانده
میشوند . تولید نه فقط در مبادلات بین المللی هر روز جای خود را بیشتر باز
می کند بلکه اقتصادهای ملی راهم تحت تاثیر قرار می دهد .
به خصوص در جامعه ما که اقتصاد آن بر محوریت نفت
استوار است با توجه به محدودیت منابع طبیعی لازم وضروری است این نگرش تغییر
یابد وسیاست تولید به عنوان محور رشد اقتصادی در اولویت اول قرار گیرد .
بی شک رونق اقتصادی ، پیشرفت علمی ، تکامل فنی وصنعتی به تولید بستگی دارد
وخوشبختانه توانایی هوشی ، دانش ، کوشش ، جدیت ، خلاقیت ، ابتکار ، نوآوری ،
آمادگی ذهنی ، انگیزه وتلاش جوانان این مرز وبوم این امکان را فراهم
مینماید تا راهکارهای عملی برای تحقق تولید فراهم شود .......
نامناسب بودن وضعیت اشتغال زنان
در ایران، کمتر بودن فرصت های شغلی آنان نسبت به مردان، بحث مشارکت اقتصادی
زنان در خارج از خانه و اهمیت کارآفرینی به ویژه کارآفرینی زنان از جمله
مواردی است که موجب شده تا فاطمه تابنده کارشناس ارشد مدیریت دانشگاه شیراز
پژوهشی را با عنوان «ارزیابی نقش زنان در کارآفرینی» انجام دهد.او
کارآفرینی را واژه ای نو می داند که فقط براساس واژه اش نمی توان به معنای
واقعی آن دست یافت.به عقیده او کارآفرینی از ابتدای خلقت بشر و همراه با او
در همه شئون زندگی حضور داشته و مبنای تحولات و پیشرفت های بشری بوده است.
بنابراین این مفهوم و ایده مفهومی جدید و متعلق به قرن حاضر نیست.
کارآفرینان سازمان دهندگان و فعال کنندگان یک
واحد اقتصادی، اجتماعی و کسب و کار در جهت دستیابی به سود شخصی و اجتماعی
هستند. آنها افرادی هستند که از فرصت های پیش آمده به خوبی استفاده کرده و
با ایجاد تغییرات چیزهای جدیدی می آفرینند. آنها در جست وجوی تغییر بوده و
در فرصتی استثنایی جهت توسعه اجتماعی، اقتصادی و ایجاد شغل فعال می شوند.
این پژوهشگر معتقد است در بیشتر کشورهای توسعه یافته مفهوم کارآفرینی زنان
در سطوح اقتصادی جا باز کرده به گونه ای که زنان می توانند خود را به عنوان
قهرمان های تجاری عنوان کنند. این پژوهشگر تاکید می کند در کشور ما اما
نقش اساسی زنان در این امر نادیده گرفته شده، به همین دلیل بررسی نقش زنان
در کارآفرینی،موانع و راهکارهای بهبود کیفی کارآفرینی زنان ضروری است.
ارزیابی عوامل موثر بر کارآفرینی زنان از جمله عوامل رفتاری، اجتماعی،
تحصیلات و آموزش، بررسی عوامل موثر در موفقیت مدیران، کارآفرین و بررسی
فرآیند رشدشان و همچنین بررسی موانع و محدودیت های کارآفرینان زن از جمله
موارد مورد تمرکز این پژوهشگر بوده است.
● اهمیت پژوهش
فاطمه تابنده در اهمیت موضوع پژوهش آورده است:
«موتور اقتصاد یک جامعه را کارآفرینان تشکیل می دهند. کلید موفقیت
کارآفرینان به ویژه کارآفرینان زن نیز یافتن روش های خلاقانه ای است که با
استفاده از تکنولوژی های جدید، کانال های بازاریابی و تبلیغاتی و هزینه
کمتر، خواسته های بیشتری را برآورده می سازند.بنابراین این زنان نقش مهمی
در اشتغال مولد خواهند داشت که موجب کاهش نرخ بیکاری و عدم توجه به سرمایه
گذاری دولت خواهد شد. به گفته او هنگامی که کارآفرینان زن شغل جدید ایجاد
می کنند حداقل یک یا چند نیروی استخدامی را به کار می گیرند. همچنین
کارآفرینان زن می توانند بقیه زنان خانواده و اطرافیان شان را به
کارآفرینی، ابداع و خلاقیت راهنمایی کرده و در توسعه اقتصادی - اجتماعی نقش
داشته باشند. کارآفرینان زن پیوسته در حال ابداع، توسعه کالا و خدمات
براساس رضایت و سلیقه مردم هستند. بنابراین با ابداع و ارتقای محصولات جدید
و خدمات بهینه به کمک منابع مالی مردم در سرمایه گذاری ها و ارتقای کیفی
بهره وری را افزایش داده اند. او همچنین معتقد است: «کارآفرینان زن با بهره
گیری از نیروی خلاق و ریسک پذیری می توانند تهدیدات و تنگناهای محیطی را
تبدیل به فرصت های جدید کرده و با بازار ارتباط برقرار کنند.» - زنان
روستایی،کارآفرینانی که نادیده گرفته می شوند به عقیده این استاد دانشگاه
جمعیت بزرگی از کارآفرینان زن را زنان روستایی با تحصیلات پایین تشکیل می
دهند؛ زنانی که گاه فعالیت هایشان نادیده گرفته می شود. او مشارکت اجتماعی
این زنان را تحت تاثیر چند متغیر مهم می داند. - ویژگی فرهنگ، ارزشی که
شامل نظام گرایی، جمع گرایی، نویدپذیری، تقدیرگرایی و عدالت اجتماعی است. -
پایگاه اجتماعی - اقتصادی خانواده ها، پایبندی خانوادگی به سنت ها و نقشی
که زن در تصمیم گیری، هدایت فرزندان و انسجام خانواده دارد.
عوامل جمعیتی، اجتماعی، اقتصادی شامل سن، پایگاه
اجتماعی، اقتصادی، تاهل، اقامت در شهر، سابقه و استفاده زنان از رسانه ها.
- متغیرهای گرایشی - انگیزشی شامل رقابت جویی از خودبیگانگی، خوداثربخشی و
نیاز به پیشرفت. از اوایل قرن حاضر در ایران مشارکت اجتماعی زنان در خارج
از خانه افزایش یافته است. از عوامل مهم موثر بر اشتغال زنان، نرخ باروری
آنان است. هر چه نرخ باروری افزایش می یابد با نزول اشتغال زنان فعال مناطق
شهری روبه رو هستیم. همچنین میان تعداد فرزندان و اشتغال رابطه معکوس وجود
دارد. هم اکنون ۲۳ درصد زنان دارای سه فرزند و ۵۸ درصد با یک یا دو فرزند
به فعالیت می پردازند. تاهل زنان نیز در تحصیلات و اشتغال آنان تاثیر دارد.
اشتغال زنان بدون تحصیلات بیشتر از زنان باتحصیلات است. هنجارهای رایج،
تقسیم کار، تعداد نقش زنان، ناامنی های اجتماعی، ایدئولوژی حاکم، مردسالاری
و همچنین میزان پایین آگاهی زنان از حقوق خود از متغیرهای تاثیرگذار بر
اشتغال زنان است. - نقش زنان در کارآفرینی فرزندان این پژوهشگر معتقد است:
خانواده به عنوان منتقل کننده رفتارهای اجتماعی می تواند نقش ثمربخش خود را
جهت آشنایی یا استقلال طلبی در عرصه فعالیت های اقتصادی ارائه دهد. نوع
نگرش مادر و پدر و خانواده به دنیای اطراف و انتقال آن به کودکان در شکل
گیری آینده شغلی آنها موثر است. به گفته او فضای حاکم بر خانواده و
رهنمودهای مادر به فرزندان این امکان را به آنها می دهد تا با ترک عادات
پیشین رفتارهای جدیدی را تجربه کرده و بتوانند در خانواده نقش آ فرینی
کنند. توانمندسازی و راه اندازی اداره کسب و کار اقتصادی از دیگر تاثیرات
نقش زنان در کارآفرینی فرزندان است.حمایت و تشویق والدین در خانواده به
ویژه مادران در جهت یادگیری فناوری های جدید و تکنولوژی اطلاعاتی و معرفی
مشاغل جهت کسب درآمد بیشتر سهم اساسی دارد.همچنین آنها با راهنمایی فرزندان
می توانند به خلق ایده های کاری جدید یاری رسانند.
● رهبران تحول آفرین
فاطمه تابنده کارآفرینان را بزرگ ترین رهبران
تحول آفرین می نامد زیرا این افراد با خلاقیت و ابتکار خود سیاست ها و
سازمان ها را به سوی موفقیت می رانند. کارآفرینی زنان شیوه ای از رهبری است
که هدف آن استفاده از فرصت ها و تعقیب تغییرات است. رهبر کارآفرین همان
رهبر تحولی است که فرصت ها و تهدیدها را تشخیص داده و خواهان نوآوری،
بازداری و رقابت است. - نقش تکنولوژی اطلاعات در کارآفرینی زنان تکنولوژی
های اطلاعات و ارتباطات در توسعه فرصت های شغلی زنان و فرآیند اشتغال
تکنولوژی در شرکت های کارآفرین نقش اساسی دارند. شرکت های صادراتی با
استفاده از تکنولوژی اطلاعات در صنعت، خدمات، طراحی سیستم پاداش وحقوق و
دستمزد مبتنی بر الزامات کارآفرینی در بهبود کیفی و عملکرد خود تلاش می
کنند. اشتغال زنان به کمک فناوری اطلاعات مقدور است اما نباید تصور کرد
بدون سامان دهی و اصلاح گرایی در ساختار اطلاعات و ارتباطات می توان کاری
در این زمینه کرد. این سامان دهی و اصلاح گرایی بخش های اقتصاد ملی، تجدید
ساختار، خصوصی سازی، آزادسازی و سامان دهی در مالکیت مادی و معنوی را در
برمی گیرد.
● نقش دولت در کارآفرینی زنان
این محقق نخستین گام دولت را برای افزایش
کارآفرینی زنان در توسعه منابع انسانی ارزیابی می کند و از تجربه معجزه
آسای کشورهای آسیای جنوب شرقی مثال می آورد که تنها مزیت شان در توسعه
اقتصادی وجود انسان هایی با عرق ملی بوده است. ایجاد فرصت هایی برای آموزش و
افزایش دانش زنان کمک به قانون گذاری، ایجاد مراکز و بانک های اطلاعاتی،
گسترش استراتژی های بازاریابی و شناسایی بازارهای هدف به بنگاه ها و“ از
دیگر پیشنهادهای اوست. - تجربه کشورهای دیگر در توسعه کارآفرینی زنان
تابنده در بخش دیگری از پژوهش اش به تجارب کشورهای دیگر در زمینه کارآفرینی
به ویژه کارآفرینی زنان می پردازد. در هند بیش از ۵۰۰ موسسه کارآفرینی
آغاز به کار کرده اند. این موسسه ها تاکنون ۵۵ برنامه در زمینه توسعه
کارآفرینی اجرا کرده اند که ۳۳ برنامه آن به کارآفرینان زن اختصاص داشته
است. این برنامه ها به طور تخصصی برای کارکنان شرکت های صنعتی، فارغ
التحصیلان رشته های فنی و غیرفنی، صاحبان کسب و کار کوچک، افراد بیکار،
صنعتگران و کشاورزان اجرا شده است. اولین مرکزی که در دنیا دوره آموزشی
کارآفرینی درون سازمانی را اعمال کرد، موسسه توسعه کارآفرینی هند است.
درانگلیس نیز مراکز کارآفرینی از ابتدای دهه ۷۰ شکل گرفتند که اصلی ترین
مرکز پژوهشی آن در دورهام بود و دروس کارآفرینی در سه رشته کارشناسی ارشد
آن اجرا می شد. در هند و فیلیپین نیز نسبت به تاسیس این مراکز به ویژه
آموزش زنان اقداماتی انجام شده است. این پژوهشگر فواید اصلی کارآفرینی را
در پایان پژوهش تحریک و تشویق حس رقابت، ایجاد ثروت و توزیع درآمد، ارتباط و
یکپارچگی بازارها، کاهش بوروکراسی اداری، تعادل در اقتصاد پویا و ترغیب به
سرمایه گذاری، رفع شکاف و تنگناهای بازار و بهبود اشتغال زایی و ایجاد
فناوری و خلاقیت می داند. او همچنین از موانع اصلی توسعه کارآفرینی زنان
نام می برد: «قانون اشتغال نیمه وقت زنان، مقررات در زمینه مرخصی زایمان و
ماده پنج مصوبه که محدود کننده اشتغال زنان است از این جمله اند.»
ایدئولوژی مردسالارانه حاکم در جامعه، بازنشستگی های زودرس زنان، تعریف شغل
مادری و خانه داری زنان همراه با فرهنگ مردسالارانه و باورهای سنتی
جنسیتی، کمبود آگاهی زنان در ابعاد حقوقی، فردی، اجتماعی و حرفه ای، بالا
بودن نرخ حق بیمه که سهم کارفرما در پرداخت حق بیمه برابر با ۲۰ درصد مزد
حقوق بیمه شده است از دیگر مواردی است که او به عنوان موانع کارآفرینی زنان
برمی شمارد.
برای دستیابی به حداکثر اثر
بخشی در کسب و کار، روش های زیادی وجود دارد که یکی از آنها، کارآفرینی
دیجیتالی است. کارآفرینی دیجیتالی را می توان اشتغالزایی مولد مبتنی بر
مولفه های فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت مستقیم دانست.
کارآفرینی دیجیتالی، یک شیوه جدید
در کسب و کار در دنیای جدید است. دنیایی که از آن به عنوان دنیای دیجیتال
یا دهکده جهانی نام می بریم. دهکده جهانی مک لوهان (global village) یک
فرصت طلایی برای افرادی است که می خواهند با کمترین هزینه و ابزار، حداکثر
بازدهی را در کار هدفمند خود به دست آورند. برای همین می توان نام قرن بیست
و یکم را قرن بهره وری یا قرن اثربخشی دیجیتالی نامید. برای دستیابی به
حداکثر اثر بخشی در کسب و کار، روش های زیادی وجود دارد که یکی از آنها،
کارآفرینی دیجیتالی است. کارآفرینی دیجیتالی را می توان اشتغالزایی مولد
مبتنی بر مولفه های فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت مستقیم دانست. یعنی
آنکه یک کارآفرین بتواند به صورت مستقیم از ابزارهای ICT برای ایجاد یک
بازار کار و پدید آوردن فرصت های شغلی مختلف آی. تی مدار، استفاده کند. مثل
کاری که شرکت های اینترنتی بزرگ دنیا امروزه نمونه بارز آن هستند. شرکتی
مانند یاهو ! ده ها هزار کارمند در اقصی نقاط جهان دارد که همگی در اتاق
های مختلف، بر روی پروژه های خاص که تعریف شده مدیران لابراتورهای تحقیقاتی
این شرکت هستند، کار می کنند. مدیریت، تعریف و پدید آوردن یک شغل و هدایت
آن تا عرضه به سمت مشتری و خلق یک کسب و کار دیجیتالی، همگی آی تی مدار
است.
این یک نمونه کارآفرینی دیجیتالی است. یعنی
استفاده مطلق از آی تی برای توسعه آی تی. بنابراین اگر کارخانه ای از سیستم
های رایانه ای پیشرفته و نرم افزارهای مختلف در طراحی و تولید محصولات خود
استفاده کند و حتی متخصصان ای تی را به کار دعوت کند، در این مدل نمی توان
کارآفرینی دیجیتالی را به این کارخانه اطلاق نمود، چرا که به صورت مستقیم
کارآفرینی الکترونیکی صورت نپذیرفته است و در این مدل، ای تی در خدمت کسب و
کار بوده است و نه کسب و کار در خدمت ای تی.
کسب و کار های الکترونیکی (E-BUSINESS) همان
مبانی کارآفرینی دیجیتالی (DIGITAL PRENEURSHIP) را تشکیل می دهند که
امروزه میلیاردها دلار گردش مالی جهان را به خود اختصاص داده است و پیش
بینی می شود تا یک دهه آینده، مولفه های مبتنی بر کارآفرینی دیجیتالی،
انقلاب بزرگ کسب و کار را در جهان ۶ میلیارد نفری زمین ایجاد کند. فرصت های
طلایی کارآفرینی دیجیتالی عامل مهمی در تقویت پول ملی و در نهایت افزایش
درآمد ملی (NI) است. افزایش رشد ناخالص ملی (GNP) با هر صورتی که محاسبه
شود، توسط مختصات این نوع کارآفرینی قابل وصول است. کارآفرینی دیجیتالی خود
به معنی تام و کمال، محرک ارزش افزوده در بازارهای کسب و کار هستند. معنی
ارزش افزوده و بهره وری (PRODUCTIVITY) را صنعت گران و اقتصاددانان به خوبی
درک می کنند. رسیدن به این دو مولفه، یکی از دشوار ترین فعالیت ها و
فرآیندهای کاری در جهان هستند که بالطبع، موفق ترین شرکت ها و انسان های
کره زمین را می توان افرادی دانست که توانسته اند با هنر و توانایی خود، بر
این دو مولفه فائق آیند. ارزش افزوده دیجیتالی یعنی آنکه یک فروشگاه
الکترونیکی (E-SHOP) بتواند میلیون ها نفر ساعت را به خود مشغول کند و
میلیاردها دلار درآمد برای صاحبان فروشگاه خلق کند. EBAY.COM، amazon.com و
حتی shop.yahoo.com از این جمله اند.
فروشگاه های بزرگ زنجیره ای دنیا مثل هرولدز
انگستان یا بسیاری از فروشگاه های مستقر در خیابان های مشهور جهان مثل
شانزلیزه پاریس، مشهوریت، معروفیت، گردش مالی و فروش بالایی که یک سایت
الکترونیکی مانند froogle.com شرکت گوگل در اختیار دارد، در قرن جدید در
اختیار ندارند. شکلات فروشی مشهور گودیوا، که در طراحی و ساخت انواع شکلات،
شهرت جهانی دارد، امروزه حجم قابل توجهی از خریداران محصولات خود را از
سایت www.godiva.com پیدا می کند و از این راه، امتیازات و فرصت های مختلفی
را به خریداران جهانی خود داده است. قطعا این فرصت های کسب و کار، تنها با
یک خلاقیت دیجیتالی و استفاده از ساز و کار ای تی در اشتغالزایی برای
امثال گودیوا ایجاد شده است و این یک برگ برنده بزرگ است.
مزیت رقابتی شدیدی که امروز در دنیا برای کسب پول
بیشتر در فضای دیجیتالی به وجود آمده است، نشانگر اهمیت این مطلب است.
کارآفرینی در کسب و کار جدید کارآفرینی و کارآفرین، واژه هایی هستند که
مفهوم آنها در یک صد سال گذشته بر مردم آشکار شده است. بنابراین عمر
کارآفرینی در دنیا کمتر از یک سده است. کارآفرینان جهان نیز تعدادشان بسیار
محدود است. چند نفر در دنیا آقای هوندا (بنیانگذار موتورهای هوندا)، یا
بیل گیتس (رهبر مایکروسافت) یا دیوید فیلو(رهبر گوگل) یا جری یانگ ( موسس
یاهو) می شوند؟ اگرچه نمونه های این افراد در حوزه های مختلف زیاد است، اما
قطعا تعداد کارآفرینان دنیا به اندازه تعداد مشهورترین فوتبالیست های جهان
نیست !
چرا که کارآفرین شدن مخصوصا در حوزه دیجیتال،
افراد بزرگ با پشتکار و دانش بالا می طلبد. خلاقیت دیجیتالی و هنر را
توامان طلب می کند که در بسیاری از انسان ها، این خصیصه اگرچه به صورت
بالقوه وجود دارد، اما بالفعل کردن آن رنج بسیار می خواهد. دکتر فتانه تقی
یاره، دکترای کامپیوتر از دانشگاه توکیو و استادیار گروه مهندسی برق و
کامپیوتر دانشکده فنی دانشگاه تهران، یکی از متخصصان کارآفرینی دیجیتالی
کشورمان است که در کورس های دانشگاهی به این مسئله می پردازد. وی در نخستین
همایش اطلاع رسانی و مدیریت فناوری اطلاعات که سال ۸۳ در موسسه عالی
بانکداری ایران برگزار شد، اهمیت شاخص های کسب و کار جدید را اینگونه تعریف
می کند؛ توجه به نقش و تاثیر فناوری اطلاعات بر اقتصاد جهانی و ساختار
صنعتی، با ورود فناوری اطلاعات باعث شده است قدرت چانه زنی کانال ها کاهش و
در مقال قدرت چانه زنی مشتری افزایش یابد و به همین نسبت مشتری می تواند
با یک کلیک ساده به خدمات و محصولات دسترسی پیدا کرده و چگالی رقابت افزایش
یابد زیرا موانع ورود در این شرایط کاهش پیدا می کند.
دکتر تقی یاره در ادامه با اشاره به کارآفرینی و
کسب و کار در دنیای دیجیتال افزود؛ کارآفرینی و یا آنتروپرونرشیب به معنای
ایجاد ایده های نو در کار آفرینی و یک واژه فرانسوی به معنای آدم متعهد و
زیربار رونده است، فردی که ساختاری را تخریب می کند تا از طریق معرفی
محصولات از طریق مواد و یا فرآیندهای نو، ساختاری جدید را احیاء کند.وی
گفت؛ کارآفرینی در کسب و کار جدید به معنای شناختن فرصت های جدید شغلی و
ریسک های معقول و سنجیده در این زمینه، سازمان را برای خلق ساختارهای نو
فعال می کند و این مهم تاثیر ژرفی روی توسعه اقتصادی کشور می گذارد.
ایشان معتقد است؛ تاثیر دنیای دیجیتال و دسترسی
های مجازی روی اقتصاد و روند بازرگانی سبب می شود تولید انبوه جایگزین
سفارش های انبوه شود و در این شرایط در کسب و کار الکترونیکی هر مشتری برای
خود یک شخصیت خاص است که باید پایه علایق و رفتارهای او را بشناسیم و بعد
از او سفارش بگیریم. یکی از دلایل موفقیت عظیم وب سایت تجاری و پر فروش
آمازون با وجود بیش از ۴۱ میلیون مشتری دائمی و دریافت روزانه بیش از ۵۰۰
هزار ای میل سفارش از مشتری این است که آمازون با قبول هر سفارش و با
نخستین خرید تمامی علایق و نیازمندی های مشتری خود را شناسایی می کند و در
راستای بر آورده کردن آنها گام بر می دارد. در واقع می توان چنین پنداشت که
با ورود فناوری اطلاعات به عرصه مدیریت و گسترش کسب و کار الکترونیکی
نمایندگی های انحصاری از بین می روند، قوانین تغییر می کنند، حد و مرزهای
جغرافیایی شکسته می شود و صنایع در هم ادغام شده و به این ترتیب کشور به
سرعت به سمت توسعه یافتگی اقتصادی علمی پیش می رود. در یک کلام، اینترنت
زیرساختاری است که IT روی آن سوار می شود و تاثیر فناوری اطلاعات بر
استراتژی سازمان سبب می شود، مدیران قابلیت های فناوری اطلاعات را بشناسند و
استراتژی های جدیدی را در آن ایجاد کنند.
کارفرمایان دیجیتالی کارفرمایان اینترنتی، شرکت
هایی هستند که با تعریف شغل های خاصی که مبتنی بر وب است، کارمندان مختلفی
را براساس موضوع پروژه جذب و از آنها در مدت و روش خاص، بهره برداری می
کنند. معمولا این مراکز، روند کاری خود را در شبکه وب و از طریق آن دنبال
می کنند به گونه ای که برخی مذاکرات و حتی گردش های مالی و حقوقی پرسنل نیز
از طریق وب با کارت های الکترونیکی و ویدئوکنفرانس های دیجیتالی، پیگیری
می شود. روش مدیریتی کارفرمایان اینترنتی تا حدی شبیه روش مدیریتی خاصی است
که از آن به عنوان شیوه مدیریت ماتریسی نام می برند. در روش مدیریت
ماتریسی، هر کاری براساس نوع پروژه و نوع وظیفه افراد تعریف می شود و پس از
پایان هر پروژه، ممکن است افراد تحت استخدام یا در جایی دیگر به کار
گمارده شوند یا به طور کل از کار بر کنار شوند و قرارداد آنها پایان یابد.
در روش مدیریت ماتریسی، عدم تمرکز و سلسله مراتب مدیریتی به مقیاس روش های
سنتی رعایت نمی شود و هدف مداری کامل در آن مورد نظر است. مدیریت بر مبنای
هدف یا (Management by Objective) که پیتر دراکر به آن معتقد است، در این
نوع مدیریت محسوس است.
کارفرمای اینترنتی، به مکان انجام کار، حالت
زمانی و مکانی کارمندان خود، کاری ندارد و تنها نتیجه فرآیند کاری هر تیم
را، از مدیر آن تیم درخواست می کند. به این نوع کارفرمایان، کارآفرینان
دیجیتالی می توان اطلاق کرد. مفهوم Digital Entrepreneurship، آن نوع
کارآفرینی در نظر گرفته می شود که با استفاده از ابزارهای آی تی، شغلی
مرتبط با زمینه های آی تی را تعریف و در ظرف سایبرنتیکی وب، آن را پوشش و
انجام می دهد. مسائلی در زمینه تجارت الکترونیک، طراحی و توسعه صفحات وب،
مدیریت الکترونیکی پروژه، آموزش از راه دور و مسائل مربوط به آن، روابط
عمومی الکترونیکی، مسائل مربوط به دولت الکترونیک، بازی های اینترنتی،
کنفرانس های اینترنتی و مثال های متعدد دیگر، به عنوان مولفه هایی است که
در کارآفرینی دیجیتالی قابل تعریف و کاربرد است.
در ایران کارآفرینی دیجیتالی در ایران در حال شکل
گیری است. ارتقای ضریب نفوذ اینترنت در کشور و فراگیر شدن ای تی در ایران،
زمینه های بروز کارآفرینی دیجیتالی را خلق کرده است. شرکت های icp،
e-commerce دولتی و خصوصی و حتی مراکزی که در زمینه e-banking و حتی
e-learning فعالیت می کنند مانند دانشگاه شیراز، علم و صنعت ایران و خواجه
نصیر، همه اینها در خلق یک کسب و کار دیجیتالی در حوزه های مختلف فعال
هستند.
کارآفرینی دیجیتالی در شرکت های طراحی وب،
میزبانی، آموزش الکترونیکی و سرویس دهندگان خدمات مختلف اینترنتی، بسیار
واضح است. پارس آنلاین، داتک تله کام و شاتل همان اندازه در این حوزه نقش
دارند که شرکتی مانند پارس دیتا (parsdata.com) که فروشنده domain و
کارگزار ثبت پسوند ملی ایران .ir است، در این بازار نقش دارد. نباید نقش
دولت الکترونیک را در خلق کارآفرینی دیجیتالی فراموش کرد و همه بار را به
دوش بخش خصوصی انداخت. دولت نیز باید رفتار انفعالی را کنار گذاشته و از
طریق امکانات خود، به تقویت این بخش بپردازد. این فرصتی است که بیکاری دو
رقمی در ایران را کاهش می دهد و بازارهای کسب و کار نوینی را برای ایران
باز می کند. گردشگری الکترونیکی تا تجارت الکترونیک، همه محدوده های این
تابع هستند.
مثلا شرکت قطار های مسافری رجا بتواند بلیت
قطارهای خود را مستقیم به صورت اینترنتی به فروش برساند و از پایگاه های
خصوصی و دولتی نیز برای این فروش کمک بگیرد، یک نوع کارآفرینی دیجیتالی
کوچک شکل می گیرد که می تواند شاخ و برگ های بزرگی در آینده داشته باشد.
کاری که هما اخیرا به آن اهتمام ورزید. انتظار می رود با انتخابات جدید
اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، به عنوان موتور محرک اقتصادی در بخش
خصوصی و با توجه به امتیازات ابلاغ اصل ۴۴ قانون اساسی در خصوصی سازی،
بتوان زمینه را برای خلق اشتغال هایی بر پایه ای تی فراهم کرد. فرآیندی که
دولت و مجلس و قوه قضائیه را نیز به بازی دعوت می کند.
برخورداری از شغل مناسب یکی از
اجزای اصلی تشکیل دهنده حقوق شهروندی است که اهمیت آن از حضور در صحنه
انتخابات کمتر نیست.
برخورداری از شغل مناسب یکی از
اجزای اصلی تشکیل دهنده حقوق شهروندی است که اهمیت آن از حضور در صحنه
انتخابات کمتر نیست. روند تحولات جهانی مانند تغییرات چشمگیر در وضعیت
جمعیتی، استقبال از مهاجرت، ظهور فناوریهای جدید و طرح دیدگاههای نوین در
مدیریت و سازمان افقهای تازه ای را فراروی برنامه ریزان امور اشتغال قرار
داده است. فناوری اطلاعات هم موجب تولید موقعیتهای جدید شغلی و هم زمینه
ساز تغییرات بنیادی در بسیاری از مشاغل دیگر بوده است. جهانی شدن، تسهیل در
ارتباطات و تغییرات اقتصادی موجب پیدایش بازار کار تازه ای شده است که
نیروی کار آن نیاز به مهارت و آموزشهای جدید دارد. تا سال ۲۰۱۰ میلادی
مشاغل کنونی به چالش طلبیده می شود و حرفه های ارزشمندی به وجود خواهدآمد.
در سالهای آینده اجزای فناوری اطلاعات از هماهنگی بیشتری برخوردار می شود و
اثرگذاری آن بر وضعیت اشتغال و ارتباط بین کشورهای توسعه یافته و درحال
توسعه خودنمایی خواهدکرد.
مقاله حاضر با هدف بررسی تاثیرات فناوری اطلاعات
بر اشتغال تهیه شده است. در این پژوهش، ابتدا به اهمیت اشتغال زایی و وظایف
و محدودیت دولتها در برنامه ریزی اشتغال اشاره شده و سپس چالشهای جهانی
تاثیرگذار بر مقوله اشتغال، همچون تغییرات جمعیتی، تغییر در نیازهای جامعه،
مهاجرت، تحول در فناوری اطلاعات و ظهور فناوریهای نو، تسهیل در ارتباطات،
پدیده جهانی شدن و ظهور مشاغل جدید موردبررسی قرار گرفته است. در ادامه
نمونه هایی از مشاغل نوظهور معرفی می گردند که از رهگذر ظهور و توسعه
فناوری اطلاعات ایجاد شده اند. درنهایت، چشم انداز وضعیت پنج شغل مختلف در
سال ۲۰۱۰ موردبررسی قرار گرفته و مقاله با ارائه چند راهکار پیشنهادی برای
کشورمان، خاتمه می یابد.
● مقدمه
امروزه برخورداری از شغل مناسب جزو یکی از اجزای
اصلی تشکیل دهنده حقوق شهروندان به شمار می رود که شاید اهمیت آن از حقوق
سیاسی آنها و حضور در صحنه انتخابات کمتر نباشد. به طوری که اشتغال زایی
متناسب با نیازهای جامعه و ریشه کن کردن بیکاری یا همان اشتغال کامل،
ازجمله وظایف بنیادین دولتهاست. ازطرفی اشتغال درارتباط مستقیم با توسعه
سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه بوده و به سرعت روند توسعه جامعه و
موفقیت یا عدم موفقیت برنامه های توسعه بستگی دارد. همچنین اشتغال تابعی
است از ارزشهای حاکم بر یک جامعه و بدیهی است که مستقیماً در ارتباط با
نیازهای زیستی، آموزشی، بهداشتی، رفاهی، روحی و معنوی جامعه باشد. به عنوان
نمونه، تمایل جامعه به برخورداری از اطلاعات روزآمد و کیفی، باب جدیــدی
را فراروی برنامه ریزان اشتغال قرار می دهد و یا تمایلات علمی و پژوهشی
جامعه و نیاز به دسترسی به نوآوریها، اختراعات و استانداردهای ثبت شده
جهان، زمینه کاری جدیدی را ایجاد می کند.
ازسوی دیگر، دولتها در برنامه ریزی اشتغال با
واقعیتهایی مانند ارزشهای حاکم بر یک جامعه؛ عوامل جغرافیایی؛ منابع طبیعی؛
زبان؛ شاخصهای جمعیتی: همچون سن، تحصیلات و...؛ بسترهای صنعتی؛ سطح
فناوری؛ مزیتهای رقابتی و بسیاری عوامل تعیین کننده دیگر مواجه می گردند که
مجموع عوامل فوق وتمایلات یا نیازهای پیش گفته جامعه، محدودیتهای تعیین
کننده دولتها در برنامــه ریــزی کلان اشتغـــال بــه شمـار می روند.
در عصرحاضر مشکل اشتغال زایی یکی از دغدغه های
مهم مدیران و برنامه ریزان جوامع بشری محسوب می گردد. در گزارشی که در سال
۲۰۰۰، توسط سازمان جهانی کار (WORLD LABOR ORGANIZATION) منتشر شد، تاکید
شده است که کشورهای جهان تا سال ۲۰۱۰ میلادی باید قادر به ایجاد ۵۰۰ میلیون
موقعیت شغلی جدید باشند.
ازسوی دیگر، روند تحولات جهانی مانند تغییرات
چشمگیر در وضعیت جمعیتی، استقبال از مهاجرت، ظهور فناوریهای نو، تولد
سازمانهای جدید اجتماعی و طرح دیدگاههای نوین در مدیریت وسازمان، افقهای
تازه ای را فراروی برنامه ریزان و مدیران امور اشتغال قرار می دهد. یکی از
فناوریهایی که طی چند دهه گذشته، اساس و بستر تحول در زندگی بشر بوده است،
فناوری اطلاعات است. فناوری اطلاعات نه تنها خود موجب تولید موقعیتهای جدید
شغلی شده، بلکه زمینه ساز تغییرات بنیادی در بسیاری از مشاغل دیگر هم بوده
است.
البته این نظریه قدیمی که روند مکانیزه شدن امور
موجب افزایش بیکاری خواهدشد، هنوز درجهان طرفدارانی دارد. ولی به راستی،
آیا فنــاوری اطلاعـات اشتغال زاست یا اشتغال زدا؟ تغییرات جمعیتی چه
تاثیری بر آمـار بیکاری داشته است؟ آیا عصر اطلاعات می تواند موجب ظهور
موقعیتهای شغلی جدیدی گردد؟ آیا در فضای جدید ارتباطات، می توان افراد
متقاضی شغل را با موقعیتهای شغلی موجود در آن سوی جهان مرتبط ساخت؟ آیا
ارتباطات مردم در دهکده جهانی تاثیری بر روند مهاجرت نخبگان خواهد داشت؟
آیا روند حرکت فناوری اطلاعات و تاثیــر آن بــر موقعیتهای شغلی ملتها قابل
پیش بینی است، یا اینکه مسافران سوار بر این موج، به سوی مقصدی نامشخص و
مبهم درحرکتنــد؟ و نهـایتاً، آیا فناوری اطلاعات می تواند پاسخی برای حل
بحران بیکاری جوانان و تحصیلکرده های کشور داشته باشد؟ امید است پژوهش
انجام شده، ولو اجمالی و درحد ظرفیت یک مقاله، پاسخی برای سوالهای فوق
ارائه کند.
● چالشهای جدید جهانی
با گذشت زمان و روند تحولات جهانی، فعــالیتهای
روزمره جوامع با سرعت غیرمنتظــره ای درحـال مکانیزه شدن هستند. به طوری که
در منزل و در محیط کار و تجارت، آثار انقلاب ریزپردازنده ها به وضوح
نمایان است. انقلاب اخیر درحال متحول کردن روشها و سرعت فکر کردن،
ارتباطات، همکاری، طراحی و ساخت، شناسایی و بهره برداری از منابع، بکارگیری
تجهیزات، هدایت تحقیقات، تجزیه - تحلیل و پیش بینی آینده، بازاریابی،
جابجایی محصولات، نقل و انتقال اعتبارات و در یک کلام، متحول کردن روش
زندگی و تجارت است. عوامل دیگری همچون تغییرات اقتصادی، جمعیتی، جهانی شدن،
تسهیل در ارتباطات، تحولات شگرف در فناوری و ظهور مشاغل جدید، موجب پیدایش
بازار کار تازه ای شده است که نیروی کار آن نیاز به مهارت و آموزشهای
جدیدی دارد.
▪ رشد اقتصادی: افزایش آمارنیروی کار موجب افزایش
قدرت خرید افراد جامعه شده و در افزایش تقاضای جامعه نمود پیدا می کند.
بنگاههای تجاری نیز فعالیتهای خود را توسعه داده تا پاسخگوی تقاضای جامعه
باشند. ازطرفی فعال شدن تجارت بین الملل نیز موجب رشد و توسعه اقتصاد جهانی
خواهدشد.زنجیره تحرکات اقتصادی پیش گفته، زمینه ساز پیدایش مشاغل جدید در
همه حرفه ها می گردد.
▪ تغییرات جمعیتی: ویژگیهای جمعیتی مانند سن،
جنسیت، پیشینه فرهنگی و سطح تحصیلات در جامعه، می تواند در تعیین نیازهای
جامعه موثر باشد. یک جامعه جوان نیاز به مربیان آموزشی و مدارس بیشتری دارد
در صورتی که یک جامعه پیر، نیاز به خدمات بهداشتی بیشتر و درنتیجه پزشک و
پرستار بیشتر دارد.
▪ جهانی شدن: انقلاب فناوری اطلاعات، کاهش
هزینــه هـای مخابراتی و ظهور پدیده تار جهان گستر(WORLD WIDE WEB) ، موجب
ورود رایانه های پرقدرت شخصی به منازل و دفاتر کار افراد شد. بتدریج نیاز
زندگی و تجارت، افراد جامعه را در سراسر جهان به هم پیوند داده و مرزهای
جغرافیایی را پشت سر گذاشت. چرخش سریع اطلاعات و سرمایه بین کشورها و افراد
جامعه به روند جهانی شدن سرعت بخشیده و این امر نیز تاثیر بسزایی بر وضعیت
اشتغال داشته است.
● تاثیر فناوری بر بازار کار
فناوری اطلاعات تشکیل شده است از علوم رایانه،
ارتباطات و شبکه سازی. امروزه کاربردهای متنوع و گسترده ای از این علم
درمحیط کــار مطرح شده است. ازجمله سیستم های خبره، پردازش تصویری،
اتوماسیون، علم روباتها، فناوری حساسه ها، (SENSORS) مکاترونیکس (۱) و... .
کاربردهای میان رشته ای فوق طی دهه های گذشته اثرات تحول زایی بر روش
زندگی و امرار معاش انسان داشته اند. آثار این تحولات بر نیروی کار و زندگی
بشر چنان چشمگیر بوده است که به سختی می توان سرعت و ابعاد آن را مورد
ارزیابی قرار داد. شاید گذری اجمالی به روند چند دهه گذشته، ما را در ترسیم
این تحول یاری سازد.
در دهه ۱۹۵۰ میلادی صنعت کاملاً جدیدی تحت عنوان
صنعت رایانه های بزرگ متولد شد. کمپانی های پیشرو و صاحب نام در ایــن صنعت
عبــارت بــودنـد از آی بی ام، آر سی ای، هــانی ول و یونی وک. صنعت
رایانه های بزرگ، مشاغل جدیدی همچون تولید، تعمیرات و نگهداری و خدمات
رایانه ای را به بازار کار معرفی کرد. در مدت زمان کوتاهی، مشاغل جانبی این
جریان صنعتی، ماننـد برنامه نویسی، کاربران رایانه ای، تکنسین های تعمیرات
و کارشناسان بازاریابی و فروش به آمار بازار کار اضافه شدند. در ادامه این
روند، میلیونها موقعیت شغلی جدید در زمینــه هــای مختلف دانش نـرم افزار و
سخت افزار ایجاد گردید.
با رشد و توسعه فناوری، به تدریج به قدرت رایانه
ها افزوده شده و متقابلاً ابعاد و قیمت آنها کاهش یافت. در دهه ۱۹۸۰، ظهور و
رشد شگفت آور رایانه های شخصی حتی صنعت رایانه را غافلگیر کرده و تهدیدی
برای بقای رایانه های بزرگ به شمار آمد. رایانه های شخصی این ویژگی را
داشتند تا وارد منزل و دفاتر کارافراد شوند. رفته رفته این نیاز به وجود
آمد تا افراد در یک سازمان بتوانند با یکدیگر ارتباط ایجاد کرده و از
ابزارهای موجود به طور مشترک بهره بگیرند. لذا شبکه های محلی شکل گرفت و
این دستاورد تنها یک گام با تلفن و مودم و ایجاد ارتباط با دیگر شبکه های
محلی فاصله داشت. امکان دسترسی رایانه های شخصی به اطلاعات موجود در رایانه
های بزرگ، بی بی اس ها (۲) و دیگر شبکه های محلی، به زودی موجب ارتقاء
کاربرد و توان آنها شد. اکنون نیاز بود تا رایانه ها با یکدیگر به تبادل
اطلاعات بپردازند. در این مقطع مشکل ناسازگاری و استانداردسازی فرمت فایلها
نمــایان شده و زبان جدیدی پا به عرصه ظهــور گـذاشت. این زبان
جدید(۳(HTML نام گرفت که بعدها زبان اصلی تار جهان گستنر شد.
قابلیتهای رایانه های شخصی و زبان استاندارد شده
جدید، تلفیق شده و موجب شد تا میلیونها انسان در اطراف کره زمین با یکدیگر
ارتباط ایجاد کنند.(۳) به طوری که امروزه شبکه جهانی اینترنت دارای بیش از
۵۱۳/۴۰۰/۰۰۰ عضو فعال است.(۴) موسس کمپانی اینتل در این رابطه نظریه ای
دارد که معتقد است قدرت پردازش رایانه ها هر ۱۸ ماه دو برابر شده و هزینه
رایانه ها به طور میانگین سالانه ۲۵% کاهش می یابد. پیش بینی می گردد در
سال ۲۰۱۹ میلادی، یک رایانه شخصی ۱۰۰۰ دلاری، قادر به انجام ۱۰۲۰ عمل ریاضی
در ثانیه بوده و ازنظر پیچیدگی در معماری، شبیه به مغز انسان باشد.(۵) اگر
قدرت فناوری فوق و سرعت کاهش قیمت آن را با روند گسترش اینترنت و کاهش
مستمر هزینه های مخابراتی تلفیق سازیم، به یکی از عوامل مهم در پدیده جهانی
شدن اقتصاد، پی خواهیم برد.
تحول در رایانه ها و فناوری اطلاعات، موجب
تغییرات وسیعی در صنایع و بنگاههای تجاری مختلف شده است. به عنوان نمونه،
یک صنعت تولیدی امروزه می تواند با تعداد معدودی تکنسین و مهندس هدایت
کننده روباتهــا، خط تــولیــد خود را اداره کند. قطعه سازان بزرگ می
توانند قطعات موردنیاز صنایع را به موقع و آماده استفاده در خط مونتاژ
تحویل دهند. برخی از بنگاههای بین المللی، بین دفاتر طراحی خود درچند کشور
جهان ایجاد ارتباط کرده و از منابع انسانی ملیتهای مختلف و اختلاف ســاعات
جغرافیایی بهره می جویند.
تحول در فناوریهای پیش گفته همچنین موجب ظهور
صنایع و مشاغل جدیدی شده است که تا یک دهه قبل نامی از این مشاغل در میان
نبود. به عنوان مثال پیشرفتهایی که در زمینه های بیوتکنولوژی، ویروس شناسی،
تحقیقات سرطان و عصب شناسی شده است، مستقیماً متکی به دستاوردهای انسان در
زمینه علوم رایانه و سیستم های اطلاعاتی بوده است.
بنابراین، پدیده های جدید مانند رشد اقتصادی،
تغییرات جمعیتی، جهانی شدن و تحولات عظیم در فناوری اطلاعات و ارتباطات،
ازجمله عوامل اثرگذار بر وضعیت مشاغل بوده اند.
● فناوری اطلاعات و اشتغال زایی
سخن گفتن از آثار فناوری اطلاعات بر مجموعه
مشاغل، امر دشواری است. چرا که فنــاوری اطلاعات درعین اشتغال زایی، اشتغال
زدا هم بوده است. شواهد حاکی از آن است که فناوری اطلاعات به عنوان یک
کاتالیزور برای رشد اقتصادی و اشتغال زایی، عمل می کند. هنگامی که
فعالیتهای روزمره مکانیزه می شوند و بهره وری افزایش می یابد، هزینه های
تولید و تحویل کالا کاهش می یابند. به عبارت دیگر، قیمت تمام شده کالا برای
خریدار کاهش یافته و به تبع آن، تقاضا برای خرید افزایش می یابد. همچنین
فناوری اطلاعات موجب شده تا اطلاعات دقیق و روزآمد همواره دردسترس متقاضیان
قرار گرفتــه و آنها را قادر به تصمیم گیری یا تصمیم سازی بهتر و به موقع
کند. این امر به سهم خود هزینه ها را کاهش داده، سود را افــزایش می دهد و
رشد اقتصادی را تسهیل می سازد. این یک واقعیت است که در اثر ماشینی شدن
فعالیتها، تقاضای برخی از صنایع برای نیروی کار کاهش می یابد. ولی ازطرفی،
مشاغل جدیدی وارد بازار کار می گردند. از جمله این مشاغل عبارتند از طراحی
صفحات وب، کارشناس نگهداری و مدیریت پایگاههای تحت وب، کــارشنـاس سیستم
های چندرسانه ای، تکنسین ماهواره ای فرستندگی، تکنسین سیستم های موقعیت یاب
جهانی، و متخصصین تجارت الکترونیکی، این مشاغل نیاز به دانش، مهارت و
توانمندیهایی دارند که بعضاً در شرح مشاغل قبلی یا حتی کنونی برخی کشورها
وجود ندارد.
یکــی از کشــورهـای منطقه که در اشتغال زایی از
رهگذر فناوری اطلاعات به موفقیتهای جهانی دست یافته، کشور هندوستان است.
این کشور صدور محصولات نرم افزاری خود را ابتدا از ایالات متحده، اروپا و
ژاپن آغاز کرد. در سال ۱۹۸۴ درآمد هند از این صنعت تنها ۱۰ میلیون دلار و
در سال ۸۹ یعنی ۵ سال بعد، به ۸ میلیارد دلار رسید. در تحقیقی که یکی از
شرکتهای بزرگ مشاوره مدیریت، به نام مک کنزی انجام داد، پیش بینی شده است
که چنانچه صنعت نرم افزار هند روند کنونی را ادامه دهد، تا پایان سال ۲۰۱۰،
درآمدی بالغ بر ۸۷ میلیارد دلار نصیب این کشور شده و ۲/۲۰۰/۰۰۰ شغل جدید
در هند ایجاد خواهدشد. (۶) به عنوان نمونه به مواردی از موقعیتهای شغلی
ایجاد شده جدید که متاثر از رشد فنــاوری اطلاعات بــوده انــد، اشاره می
گردد:
۱) مراکز تلفن(CALLCENTRES) : فناوری ارتباطات
این امکان را ایجاد کرده است تا ارتباطات تلفنی ۲۴ ساعته ارزان قیمت با هر
نقطه ای از جهان، مقرون به صرفه بوده و بازاریابی از راه دور و خدمات پس از
فروش به راحتی صورت پذیرد. به عنوان نمونه، با تجهیزات پیشرفته مخابراتی
نصب شده در ایالات متحده این امکان ایجاد شده است تا فعالیتهایی همچون صدور
صورت حساب، حسابرسی و خدمات پشتیبانی فروش، ازطریق ۳۰ مرکز مخابراتی در
آمریکا و استخدام حدود ۳۰/۰۰۰ کارمند آسیایی، به راحتی صورت پذیرد. برای
مثال شعبه مرکزی کمپانی جنرال الکتریک، ایستگاهی در نزدیکی شهر دهلی ایجاد
کرده و خدمات از راه دور این کمپانی را پشتیبانی می کند.
۲) مدیریت اسناد پزشکی: خدماتی همچون اطلاعات
پرونده بیماران و گزارشهای پزشکی ازطریق اینترنت به شرکتهای خدماتی در هند و
فیلیپین ارسال شده و این اطلاعات در آنجا، پس از سازماندهی لازم و تبدیل
به قالبهای متنی، به کشور سفارش دهنده منتقل می گردد، تنها در سالهای ۱۹۹۹
تا ۲۰۰۰، نزدیک به ۷۰ شرکت جدید در هند ایجاد شده تا به خدمات اسناد پزشکی
از راه دور بپردازند.
۳) خدمات پشت صحنه شرکتها: انواع فعالیتهای اداری
مانند ورود اطلاعات به رایانه، پردازش و تحلیل اطلاعات، از راه دور صورت
می پذیرد. سازمانهایی همچون راه آهن، ناشران، دانشگاهها و شرکتهای مسافربری
هوایی، ازجمله سازمانهایی هستند که از خدمات فوق بهره گرفته اند. خطوط
هواپیمایی بریتانیا و سنگاپور ازجمله شرکتهایی هستند که اطلاعات پرواز و
رزرو بلیت خود را به بنگاههای مستقر در کشور هند واگذار می کنند. کمپانی
امریکن ان لاین (AOL) درحال حاضراز همکاری ۶۰۰ کارمند فیلیپینی بهره گرفته
است. این افراد موظف هستند به سوالهای فنی و مالی مشتریان آمریکایی پاسخ
دهند که بالغ بر حدود ۱۲/۰۰۰ پیام پست الکترونیکی در روز هستند.
۴) خدمات بیمه: شرکتهای بزرگ بیمه که روزانه
وظیفه پاسخگویی به میلیونها مراجعه را دارند، نیاز به خدمات کارشناسی و
پزشکی گسترده ای پیدا می کنند. این شرکتها قوانین جاری خود را برای کشورهای
آسیایی ارسال کرده و ساعات مطالعات کارشناسی پرونده ها را به این کشورها
واگذار کرده اند.
۵) بررسیهای حقوقی: در بررسی پرونده های قطور
حقوقــی، سـاعات کار بسیاری صرف می گردد. بنگاههای حقوقی غربی با شناسایی
شرکتهای حقوقی مناسب در آسیا که دارای وکلای ورزیـده، تسلط به زبان انگلیسی
و هزینه های اندک باشند، فعالیتهای مطالعاتی خود را به این کشورها واگذار
می کنند. در این رهگذر، نباید نسبت به مشاغل جانبی ایجاد شده کم توجه بود.
مشاغلی همچون ایجاد پایگاههای هوشمند از قوانین کشورها، ایجاد پایگاه
موضوعی از پرونده های حقوقی و سابقه جرایم(۷) و... .
۶) انجام فعالیتهای کارگزینی: پردازش فیشهای
حقوقی کارکنان و رسیدگی به دیگر آمار کارگزینی که مشخص و تکراری است، نیز
در زمره مشاغل از راه دور قرا رگرفته است. کمپانی نفتی کال تکس (CALTEX) از
مرکزی در شهر مانیل، فعالیتهای کارگزینی شعب خود را کــه در پنج کشـور
مختلف جهان مستقر شده اند، اداره می کند.
۷) متحـرک سازی: صنعت متحرک سازی رایانه ای تا
پایان سال ۲۰۰۱ میلادی، ۳۵ میلیارد دلار از سهم بازار کار را به خود اختصاص
داده است. طـــراحـی و توسعه سیستم های متحرک سازی رایانه ای به طور قابل
توجهی هزینه تولید انیمیشین های ویدئویی، فیلمها و CD های پزشکی، فیلمهای
آموزشی، مستندهای علمی، بازیها و آگهیهای تجارتی را کاهش داده است. کاربری
وسیع این حرفه و هزینه گزاف تولید آن در کشورهای غربی، موقعیت شغلی بسیار
مناسبی را برای کشورهای درحال توسعه ایجاد کرده است.
۸) خدمات مهندسی: برخی از شرکتهای غربی، اقدام به
ایجاد مراکز طراحی در آسیا کرده و از خدمات مهندسی این منطقه بهره گرفته
اند. کمپانی بزرگ مهندسی بچ تل (BECHTEL) با ایجاد یک مرکز طراحی در شهر
بنگلور و استخدام ۵۰۰ مهندس طراح، خدمات پشتیبانی فنی کمپانی فوق را در سطح
جهانی تامین کرده است.(۸)
بهره گیری از منابع خارجی و انجام فعالیتهای
خدماتی با استفاده از فناوری اطلاعاتی و ارتباطی، هنوز در آغاز راه است.
لذا به سختی می توان عمق و دامنه این زمینه جدید اشتغــال زایـی را
موردارزیابی قرار داد. صاحب نظران بر این باورند که درازای هر شغل جدیدی که
در صنعت نرم افزار ایجاد می گردد، حدود ۷۵ موقعیت شغلی می تواند ازطریق
کاربرد فناوری اطلاعات در زمینه های دیگر پدید آید. چنانچه این پیش بینی
صحیح باشد، طی ۱۰ سال آینده، تنها از گذر مشاغل مرتبط با فناوری اطلاعات
۱۰۰ میلیون موقعیت شغلی جدیــد ایجاد خواهدشد. (منبع شماره ۸ صفحه ۱۴)
● چشم انداز آینده
انجمن آینده شناسی جهان در هفتمین نشست عمومی
خود، طی گزارشی پیش بینی کرده است که تا سال ۲۰۱۰ میلادی، مشاغل متعـارف
فعلی وارد چالش جدیدی شده و حرفه های ارزشمندی به وجود خواهدآمد. هرچند که
فضای پیش بینی شده، بسیاری از مشاغل امروزی را از بین خواهدبرد. در آن
برهه، بسیاری از فرمانها و تصمیم گیریها ازطریق سیگنال های دیجیتالی و
فیبرنوری که به وسیله ماهواره و فناوری بی سیم پشتیبانی می شوند، مخابره
خواهدشد. بدیهی است که شعاع گسترش ایــن فنــاوریها بستگی به برنامه ریزی
هر کشور و صلاحدید رهبران آن دارد. برای درک بهتر از وضعیت آینده، تعدادی
از مشاغل از بین حرفه های مختلف انتخاب شده و تصویر سال ۲۰۱۰ این مشاغل به
طور اختصار ترسیم خواهد شد:
۱) کشاورزی: کشاورزان بیشتر به عنوان مدیران
مزرعه و عمدتاً در داخل ساختمان فعالیت خواهندکرد. اطلاعات محیطی ازطریق
حساسه های هوشمند به رایانه و دفتر کار کشاورز مخابره شده و کشاورزان به
راحتی به تحلیل وضعیت خاک، سلامت گیاهان و درختان، حد آماده بودن محصول
برای برداشت، تلفیق کود و غذای موردنیاز خاک، رطوبت و بسیاری عوامل دیگر
خواهند پرداخت. در آن زمان کشاورزان باید بتوانند خــود به تحلیل وضعیت
بازار پرداخته و با پیش بینی وضعیت جوی، بهره وری کشت و برداشت را ارتقاء
دهند. آنها داده های موردنظر را وارد رایانه کرده و رایانه پس از پردازش
اطلاعات، فرمانهای لازم را برای تجهیزات و سیستم های نصب شده در مزرعه
مخابره خواهد کرد.
۲) پلیس مجهز به فناوری اطلاعات: در سازمانهای
پلیس آینده، مکاتبات اداری و ارسال و دریافت پیامها به صورت الکترونیکی
انجام خواهدشد. افسران پلیس و کارآگاهان، با بهره گیری از پایگاههای
اطلاعات هوشمند به دنبال سرنخ خواهند بود، تا اینکه به صورت فیزیکی به
جستجو در شهر بپردازند. احتمالاً یکی از این پایگاهها، حاوی نمونه های DNA
شهروندان بوده و لذا بررسی پرونده یک مظنون به راحتی انجام می پذیرد. با
امکان ثبت صورت افراد، به جای احکام اداری امروزی، ماموران پلیس با
فرمانهای گفتاری برای انجام ماموریت یا حضور در دادگاه آماده خواهند شد.
خودروهای پلیس بیشتر شبیه به آزمایشگاههای کوچک جنایی شده و ازطریق ارتباط
مستمر با مرکز تشخیصهای جنایی، در تشخیص جرم و دستگیری متخلفان نقش بسزایی
ایفا خواهندکرد. چنانچه شهروندی مرتکب یک جرم رایانه ای گردد، نوع جرم و
موقعیت وی سریعاً مشخص شده و دستور جلب مجرم به نزدیکترین گشت پلیس اعلام
خواهدشد.
۳) کارگران صنعتی: اتوماسیون در محیط کار باعث
منسوخ شدن مشاغل غیرهوشمند، مانند خواندن کنتورهای آب، برق، گاز و تلفن
خواهدشد. اطلاعات کنتورها ازطریق ارتباطات رایانه ای بین هر ساختمان و
وزارت نیرو، تبادل می گردد. با بهره گیری از واقعیت مجازی، نظارت بر
فعالیتهای مکانیزه شده و خطوط تولید، صورت می پذیرد. در فعالیتهای تعمیرات و
نگهداری، کارگر ناظر قطعات موردنظر را به صورت تصویری مشاهده کرده و فرمان
تعویض یا تعمیرات برای روباتهای مربوطه مخابره خواهدکرد. تعمیرات میدانی
مانند لوله های نفت و گاز و خطوط انتقال نیرو، به وسیله تکنسین های مجهز به
تلفن همراه و رایانه کیفی انجام خواهدشد.
این افراد با بهره گیری از اطلاعات فنی و
استانداردهای موردنیاز، به خوبی انجام وظیفه خواهندکرد. پیش بینی می گردد
که فعالیتهای میدانی اضطراری، با یک یا دو روز فعالیت میدانی در هفته به
خوبی انجام پذیرند.
۴) پژوهشگران: دانشمندان و پژوهشگران در سال ۲۰۱۰
با بهره گیری از فناوریهای اطلاعاتی، در گروههای بزرگ فعالیت کرده و
علاقـه مندان به یک موضوع تحقیقاتی خاص، به راحتی با یکدیگر هماهنگ
خواهندشد. گردهمایی مجازی آنها نه تنها از پژوهشهای تکراری در کشورهای
مختلف خواهد کاست، بلکه موجب پیشرفتهای سریع در دانش بشری می گردد. گروههای
کار از نقاط مختلف جهان، می توانند از تجهیزات و منابع گران قیمت و
ارزشمند یکدیگر، به صورت مشترک بهره بگیرند. یکی از دستاوردهای فعالیت
گروهی عبارت است از پرداختن پژوهشگران کشورهای مختلف به یک مشکل تحقیقاتی
خاص و تقسیم حجم کار بین گروههای پژوهشی در کشورهای مختلف.
۵) آموزش: مدرس سال ۲۰۱۰ عمدتاً به عنوان یک مربی
و راهنما فعالیت خواهدکرد تا اینکه یک روز کامل از وقت خود را صرف آموزش
کنــد. دانش آمــوزان بـا هدایت مدرس و بهره گیری از درسهای ویدیویی،
برنامه های آموزشی تلویزیونی و سیستم های هوش مصنوعی، به دانش تعیین شده در
طرح درس دست خواهندیافت. سیستم هوش مصنوعی در مراکز آموزشی، به عنوان یک
دستیار و مشاور با ارزش برای مدرسان عمل خواهدکرد. به طوری که برای هر دانش
آموز، متناسب با استعداد و توانمندی فردی وی، توصیه ها و دستورات آموزشی
ویژه صادر شده و دراختیار مدرس قرار می گیرد. مدرس تنها در موارد نادری
مجبور به تدریس برخی از مفاهیم شده و عمدتاً وقت خود را صرف بهبود برنامه
درسی یا تدریس موردی بعضی از دانش آموزان خواهدکرد. (۹)
● راهکارهایی برای ما
بنابه اظهار صاحب نظران و علاقه مندان به مبحث
فناوری اطلاعات، انقلاب فناوری اطلاعات در ابتدای راه بوده و هنوز دوران
طفولیت خود را طی می کند. بدیهی است که در سالهای آینده، اجزای این فناوری
به مراتب از یکپارچگی و هماهنگی بیشتری برخوردار شده و اثرگذاری آن بر
وضعیت اشتغال و ارتباط بین کشورهای توسعه یافته با کشورهای درحال توسعه به
شدت خودنمایی خواهدکرد. چنانچه بــرای این پدیده رعدآسا، در برنامه های
توسعه ای ملی جایگاه مناسبی ترسیم نگردد، ممکن است زمان وموقعیت فعلی نیز
برای همیشه ازدست برود.
ازجمله راهکارهایی که می تواند برای کشور ما مفید
باشد عبارتند از:
▪ گسترش طرح ملی فناوری اطلاعات کشور؛
▪ بکارگیری تدابیر لازم به منظور مشارکت کلیه
سازمانهای دولتی و خصوصی در اجرای این طرح؛
▪ ایجاد شورایی متشکل از سازمانهای مختلف، به
منظور هدایت کشور برای گذار از مقطع کنونی و ورود به اقتصاد اطلاعات؛
▪ برنامه ریزی به منظور شناسایی ظرفیتها و
استعدادهای داخلی متناسب با بازار جهانی فناوری اطلاعات و تلاش درجهت
برخورداری از سهم مناسبی از این بازار؛
▪ به عنوان یک استراتژی کوتاه مدت و تا زمان حضور
فعال کشور در بخش صادرات فناوری اطلاعات، طراحی یک الگوی مناسب برای
بنگاههای تجاری کار از راه دور (TELEWORKING) و تعمیم آن به مشاغلی که از
نیروی انسانی موردنیاز داخلی و فاقد شغل برخوردار هستند. ازجمله این مشاغل
می توان به شرکتهای طراحی نرم افزار، بیمه، حقوقی، صنعت حمل و نقل،
حسابداری، خدمات پزشکی، خدمات ترجمه بین زبانهای فارسی و دیگر زبانها،
تدریس زبان و ادبیات فارسی، و بسیاری از مشاغل خدماتی دیگر اشاره کرد. ۱
پا نوشتها:
۱ - واژه ای مشتق شده از عبارات ELECTORNICS, MECHANICAL حوزه ای از مهندسی
که اصول علوم مکانیک، برق و الکترونیک را در طراحی محصول به کار می برد.
۲ - BULLETIN BOARD SYSTEMS (BBS)
۳ - HYPER TEXT MARKUP LANGUAGE
۴ - آخرین آمار متعلق به ماه اوت ۲۰۰۱ میلادی است.
۵ - در اجلاس سالانه انجمن آینده شناسی ده شغل مختلف موردبررسی قرا رگرفته
است که به دلیل اختصار، در این مقاله به طور اجمال به پنج شغل اشاره
خواهدشد.
منابع:
۱ - BOUTS, J.K. ET AL. A DUTCH APPROACH FOR CREATING GROWTH AND
EMPLOYMENT, INSTITUTE DEL’ENTERPRISE, ۱۹۹۹.
۲ - INTERNATIONAL LABOUR OFFICE, WORLD EMPLOYMENT ۱۹۹۸-۹۹..
۳ - CISCO RELEASE STUDY, MEASURING JOBS & REVENUES TIDE TO INTERNET
ECONOMY, www. Cisco.com/ warp/public/۱۴۶/ june۹۹/۲۳.ntml, june ۱۰, ۱۹۹۹.
۴ - www.nua.ie/surveys/how-many-online/
۵ - REY KURZWEIL, THE AGE OF SPIRITUAL MACHINES: WHEN COMPUTERS EXCEED
HUMAN INTELLIGENCE, NEW YORK: VIKING PUBLISHERS, ۱۹۹۹.
۶ - INFORMATION TECHNOLOGY ASSOCIALTION OF AMERICA SPONSORED STUDY
“BRIDGING THE GAP: INFORMATION TECHNOLOGY SKILLS FOR A NEW MILLENNIUM”,
RELEASED IN APRIL ۲۰۰۰, http://www.itaa.org/workforce/studies/
۷ - I.T.ENABLED SERVICES, http://www.nasscom.com/.
۸ - TOWARD FULL EMPLOYMENT, APPROACH PAPER FOR THE YOUTH EMPLOYMENT
SUMMIT, APRIL ۴, ۲۰۰۰.
www.icpa,org/employment/approach/
۹ - HINES ANDY. JOBS AND INFOTECH: WORK IN THE INFORMATION SOCIETY,
EXPLORING YOUR FUTURE, WORLD FUTURE SOCIETY, UTHESDA, MARYLAND, USA,
۲۰۰۰.
! مهدی فهیمی: مدیرعامل موسسه فرهنگی روشنگران اندیشه
اغلب طرح تجاری را «رویایی بلند
پروازانه» میدانند و از آن انتقاد میکنند، ولی شاید در مرحلة راهاندازی
کار مهمترین سند کارآفرین باشد. سرمایهگذاران بالقوه به سرمایهگذاری در
فعالیت کارآفرینانة نوپا علاقه نشان نمیدهند، مگر آنکه طرح تجاری تکمیل
شده باشد.
اغلب طرح تجاری را «رویایی بلند
پروازانه» میدانند و از آن انتقاد میکنند، ولی شاید در مرحلة راهاندازی
کار مهمترین سند کارآفرین باشد. سرمایهگذاران بالقوه به سرمایهگذاری در
فعالیت کارآفرینانة نوپا علاقه نشان نمیدهند، مگر آنکه طرح تجاری تکمیل
شده باشد. به علاوه، طرح تجاری به کارآفرین کمک میکند به دورنمایی از
نیازهایی موجود دست یابد. هیچکس بهتر از مارتا استوارت به اهمیت این موضوع
دست نیافت. وی با راهبرد و برنامهریزی تجاری دقیق که لازمة یکپارچهسازی
اهداف تجاری در بین تعداد زیادی از فعالیتهی اقتصادی است توانست به موفقیت
چشمگیری نایل آید.
مارتا استوارت در شهر جرسی به دنیا آمد و او را
مارتا کوستایرا نامیدند و در شهر ناتلی در ایالت نیوجرسی بزرگ شد. در بیشتر
دوران بزرگسالی خود به عنوان کارآفرین مطرح بود. در دوران تحصیل در کالج
برنارد به طور فعال مدل لباس طراحی میکرد و پس از فارغالتحصیلی به شغل
کارگزاری سهام روی آورد. به واسطة این شغل، اطلاعات مهمی دربارة بازار سهام
به دست آورد که بعدها زمانی که تصمیم گرفت فعالیت کارآفرینانهاش را آغاز
کند بسیار ارزشمند بود. حتی زمانی که کارگزار سهام بود، علاقة شدیدش به
یافتن راههی نو و خلاقانه بری پخت و پز، تزیین، باغبانی، و سرگرمی اغلب
اوقات آزادش را میگرفت. از آنجا که بری بسیاری از سؤالهایش در زمینة
نامبرده منابعی نبود، به این فکر افتاد که افراد زیاد دیگری از یافتههی
جدیدش سود خواهند برد. از این رو، در ۱۹۸۲ نخستین کتاب خود را از سری
کتابهی چگونه، با عنوان سرگرمی با انتشارات کلارکسون پوتر چاپ کرد. تا کنون
بیش از ۵۰۰۰۰۰ نسخه از این کتاب در۳۰ چاپ به فروش رسیده است. پس از موفقیت
نخستین کتابش، چندین عنوان کتاب دیگر نیز با انتشارات کلارکسون پوتر منتشر
کرد که دربارة آشپزی، باغبانی، ازدواج، و تزیینات کریسمس بودند.
هر ایدة نویی به شمار متعدد کالاها و خدمات
درآمدزی موجود اضافه میکرد و با این کار نیاز به مدیریت و کنترل تخصصی را
هر چه بیشتر روشن میساخت. مارتا میدید که امکان افزایش موفقیتش وجود
دارد، بدین شکل که میتوانست سری کنابهی چگونة خود را در رسانههی دیگر از
جمله مجلات، رادیو، و تلویزیون نیز منعکس کند. حتی آماده بود مجلة خود را
منتشر کند و با این کار بسیاری از موضوعهایی که باعث موفقیت پیشینش در چاپ
کتاب شده بود کاملاً مشخص میشد. در آن مرحله، به طرح تجاری نیاز داشت تا
هدایت و یکپارچهسازی تمام کالاها و خدمات تجاری موجود را انجام دهد. این
طرح همچنین هدایت تلاشهی دیگری را به ویژه با شروع فعالیت مجلة جدید به
عهده داشت. در نتیجه لازم بود بودجة لازم را از خارج سیستم تأمین کند.
در ۱۹۹۱، در حالی که مجهز به طرح تجاری بود شرکتی
چند رسانهی به نام مارتا استوارت لیوینگ امنیمِدیا را تأسیس کرد که تمام
انواع مختلف کالاها و خدمات در آن عرضه میکرد و مارتا رهبر و الهامدهندة
کارکنان شرکت بود. این طرح همچنین مبنایی شد بری معرفی مجلة ماهیانهاش به
نام مارتا استوارت لیوینگ. شرکت انتشاراتی تایم پابلیشینگ ونچرز (شرکت
وابسته به تایم وِرنز) بخشی از بودجه و چاپ این مجله را که در مورد شیوة
زندگی بود به عهده گرفت. متعاقب این موفقیت، فعالیت اقتصادی او گسترش یافت و
وارد برنامههی تلویزیونی، ستون روزنامة هفتگی تحت پوشش اتحادیه به نام
«از مارتا بپرسید»، برنامة رادیویی، وبسایت martahastewart.com، و
دعوتنامههی مختلف شد.
طرح تجاری وی بر پایة دو هدف اولیه بنا شد. نخست،
قرار بود اطلاعاتی در مورد چگونگی انجام کارها بین هر تعداد افرادی که
میسر بود پخش شود. دوم، با تامین آنچه مشتریان بری انجام طرحهی عملی خود
نیاز داشتند آنان را به افراد اهل عمل تبدیل کند. قرار بود اغلب این کالاها
به طور انحصاری از طریق مغازههی کِیمارت در ایالت متحده و مغازههی
زیلِرز در کانادا توزیع شوند. کالاهی دیگری نیز از طریق شریکانی از قبیل
مغازههی سیرز،جو ـ آن فابریکس، و کرفتس اَند کالیکو کور نَرز توزیع شده
بودند. درآمد پایان (۳۱ دسامبر ۲۰۰۰) به ۸/۲۸۵ میلیون دلار و سود خالص به
۳/۲۱ میلیون دلار رسید.
در ۱۹ اکتبر ۱۹۹۹، شرکت مارتا استوارت لیوینگ
امنیمِدیا سهامی عام اعلام شد و فوراً تردیدهی موجود را که این شرکت را
متکی به شهرت فردی میدانستند از بین برد. قیمت سهام در اولین عرضة عمومی
۱۸ دلار بری هرسهم بود و در پایان روز نخست، قیمت آن به بیش از ۳۵ دلار
رسید. از وجوه حاصل در اولین عرضة عمومی سهام بری توسعة فرصتهی جدید
استفاده شد و وجوه حاصل از منابع درآمد در محدودههی اصلی فعالیت اقتصادی
به کار رفت؛ یعنی در انتشارات، تلویزیون، تبلیغ مستقیم و اینترنت. در حدود
۴۵ میلیون دلار از وجوه حاصل نیز قراربود بری بازخرید سهام از شرکت تایم
پابلیشینگ وِنچرز استفاده شود، یعنی همان شرکتی که بودجة لازم بری
راهاندازی مجلة مارتا را در سال ۱۹۹۱ تأمین کرد.
اگرچه نگرانیهایی در مورد آیندة شرکتی که مقدمتاً
متعلق به یک نفر بـوده است همچنان به قدرت خود باقی است، یقیناً مارتا
استوارت یکی از موفقترین کارآفرینان دهة ۱۹۹۰ است. اشتیاق و خلاقیت وی، و
نیز درک او از اهمیت برنامهریزی مناسب، باعث ادامة رشد و موفقیتش در
هزارة جدید است.
کیتلین بنهف دختر ۱۷ ساله ای
است که علاقه زیادی به خرید دارد. او با اشتیاقی که به خرید دارد، دست به
یک کارآفرینی زده و به کمک مادران شاغل، مسن ترها و افرادی آمده که زمان یا
توانایی انجام کارهای خارج از منزل و خرید را ندارند.
دختران نوجوان دوست دارند دست به
کارآفرینی بزنند و بر همین اساس برنامه هایی برای کمک به آنها تدوین شده تا
با شرکت در این برنامه ها یاد بگیرند چگونه توانایی شان در خرید، عرضه
لباس یا آموزش را به یک کسب و کار تبدیل کنند.
کیتلین بنهف دختر ۱۷ ساله ای است که علاقه زیادی
به خرید دارد. او با اشتیاقی که به خرید دارد، دست به یک کارآفرینی زده و
به کمک مادران شاغل، مسن ترها و افرادی آمده که زمان یا توانایی انجام
کارهای خارج از منزل و خرید را ندارند.
بنهف می گوید: «تنها چیزی که به ذهنم رسید، خرید
بود. بنابراین به این فکر افتادم که چطور می توانم از این علاقه ام برای
کسب درآمد استفاده کنم. اینجا بود که ایده خرید برای مردم به ذهنم رسید و
روز بعد این ایده را عملی کردم.»
ماه گذشته بنهف در کارگاه شبکه کارآفرینی
ایلینویز شرکت کرد. در این کارگاه به ۱۹ دانش آموز دبیرستانی که ۱۱نفرشان
دختر بودند، آموزش های کارآفرینی داده شد.
او در این کارگاه باید یک طرح تجاری ارائه می داد
در حالی که به آنها توصیه شده بود کاری را در نظر بگیرند که دوست دارند.
بنهف طرحی ارائه داد که تا آن موقع چنین طرحی در
شهر خودش اجرا نشده بود به همین خاطر، منحصر به فرد بودن طرحش باعث اعتبار
این طرح شد.
● کم بودن هزینه های اول کار
بنزین برای ماشین و صرف زمان برای انجام کارها و
خریدهایی که به او سپرده می شد- نیز موجب برتری طرحش شده بود.
او بر اساس مقدار مسافتی که طی می کرد، از مشتری
پول می گرفت و کارهایی از قبیل امور بانکی، گرفتن لباس ها از خشکشویی و
خرید از خواربارفروشی را انجام می داد.
او به محض اینکه دبیرستان را تمام کرد و به
دانشگاه رفت، ایده اش را عملی کرد و دست به کار شد.
براساس منابع رسمی، در ۲۰ سال گذشته تعداد زنانی
که دست به کارآفرینی زده اند، دو برابر شده است و تعداد زنانی که خودشان
کسب و کارشان را اداره می کنند- مشاغلی که ۵۱ درصد از سهام و بیشتر در آن
متعلق به زنان است- بین سال های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۶، ۴۲ درصد رشد داشته که این
تقریباً دو برابر رشد کسب و کارها در این مدت است که ۲۳ درصد بوده. اکنون
روند کارآفرینی های زنانه در حال دختران نوجوان می خواهند خودشان کاری راه
بیندازند
نتیجه نظرخواهی اینترنتی یک موسسه غیرانتفاعی که
به دختران نوجوان آموزش های اقتصادی و تجاری می دهد، نشان داده از هر ۱۰
دختر بیش از شش نفر دوست دارند خودشان کاری راه بیندازند و در حالی که
تعداد این دختران علاقه مند در سال ۲۰۰۴ ، ۵۶ درصد بود، در سال ۲۰۰۶ به ۶۶
درصد رشد کرده است.
یک موسسه غیرانتفاعی به نام «موسسه دختران» به
دختران نوجوان آموزش های کارآفرینی می دهد.
۷۱ درصد این دختران از خانواده هایی هستند که
درآمد سالانه آنها کمتر از ۲۵ هزار دلار است.
یکی از کارهایی که اعضای این موسسه انجام می
دهند، مرتب کردن لباس های دست دوم و قیمت زدن بر آنها و برگزاری شوی لباس
در قالب یک بازار خیریه است که تاکنون ۴۷۵ دلار سود داشته.
رئیس این موسسه می گوید: «دختران نمی دانند چطور
برای کالاها تبلیغات کنند یا چگونه باید کارهای حسابداری و مدیریتی را
انجام دهند. به همین خاطر موسسه به آنها یاد می دهد چطور پول شان را مدیریت
کنند.»
دخترانی که در برگزاری این بازار خیریه شرکت
داشتند، ۲۵ درصد درآمدشان را برای کمک به خانواده های کم درآمد اختصاص
دادند تا با این پول قبض آب و برق را بپردازند یا صرف نیازهای ضروری شان
کنند.
۲۵ درصد دیگر درآمدشان هم صرف خرید وسایل آموزشی
برای موسسه شد.
● نوجوانان شیکاگویی هم دست به تدریس خصوصی زده
اند
کیارا هریس، دختر ۱۷ ساله، هم از این آموزش های
کارآفرینی به شکل دیگری استفاده کرد. او پس از شرکت در این برنامه ها شروع
به تدریس خصوصی کرد.
هریس زمانی که سال آخر دبیرستان را می گذراند، به
سه دختر ۸ تا ۱۲ ساله ریاضی و علوم و اجتماعی درس می داد.
او می گوید: «آرزو داشتم امکان تدریس خصوصی در
محله ما هم وجود داشت.
در محله ما معلم خصوصی زیاد نیست و هزینه معلمان
خصوصی اگر بخواهند برای تدریس به این محله بیایند برای خانواده ها گران
تمام می شود.»
در حالی که هریس برای چهار ساعت تدریس، ۴۵ دلار
در هفته می گیرد. او به آموزش شاگردانش بسیار متعهد است و این تعهد او
برایش تبدیل به یک مزیت رقابتی شده است.
او می خواهد زمانی که سرمایه بیشتری جمع کرد، یک
نرم افزار آموزشی هم به کتابی که برای آموزش به کودکان طراحی کرده، اضافه
کند.
اوینگ ماریون کافمان در
مزرعهای در گاردن سیتی ایالت میسوری به دنیا آمد. در ۸ سالگی همراه با
خانوادهاش به شهر کانزاس نقل مکان کردند.
اوینگ ماریون کافمان در مزرعهای
در گاردن سیتی ایالت میسوری به دنیا آمد. در ۸ سالگی همراه با خانوادهاش
به شهر کانزاس نقل مکان کردند. چند سال بعد، با مشخص شدن حفرهای در قلبش،
وضعیتی بحرانی یافت. تجویز دکتر این بود که یک سال در رختخواب بخوابد؛ حتی
اجازه نداشت از جایش بلند شود و بنشیند. مادرش که فارغ التحصیل مدرسهی
عالی بود برای نگهداشتن کودک پر جنب و جوش یازده سالهاش در رختخواب
مطالعه را بهترین راه دید. کافمان اظهار میکند: «من هم خیلی خواندم! چون
هیچ کار دیگری نبود که بتوانم انجام دهم، ماهانه حدود۴۰ تا۵۰ کتاب
میخواندم. وقتی مجبور باشی این همه بخوانی، هرچی دستت برسد میخوانی.
زندگینامهی تمام رئیسجمهوران و پیشکسوتان را خواندم. انجیل را دو بار
خواندم که البته متن سختی داشت.» تجربهی دیگر اوینگ در کودکی فروشندگی
بود. چون خانوادهاش در آمد زیادی نداشتند، مجبور بود سی و شش دوجین
تخممرغ مزرعهشان، همچنین ماهیهایی را که با پدرش میگرفتند و پاک و
آماده میکردند خانه به خانه ببرد و بفروشد. مادرش نیز در این دوران
شکلگیری شخصیت اوینگ مشوق بزرگی بود و هر روز به وی میگفت: «شاید
آدمهایی که توی جیبشان پول بیشتری دارند حسرت به دلم بگذارند ولی اوینگ،
تو را با همهی دنیا عوض نمیکنم.»
در دوران جوانی، کارش تحویل رخت شستهها بود و
پیشاهنگ نیز بود. کافمان با وجود مشکلات مالی که والدینش از عهدهی رفع آن
بر نمیآمدند، تمام مراحل لازم برای ملحق شدن به پیشاهنگان هوایی و پیشاهنگ
دریایی را گذراند و به تنهایی به اندازهی دو برابر دیگران در
گردهماییهای پیشاهنگان در شهر کانزاس بلیت فروخت و در نتیجه وی را به
رایگان به اردوی تابستانی فرستادند. خودش میگوید: «این تجربه برخی فنون
فروشندگی را به من آموخت که بعدها در صنف داروفروشی از آنها استفاده کردم.»
هر روز صبح از ساعت ۸ الی ۱۲ به مدرسهی عالی دو
ساله میرفت و بعد دو مایل پیاده میپیمود تا به رختشورخانهای که در آن
کار میکرد برسد و تا ساعت مشغول کار بود. پس از فارغالتحصیلی به صورت
تماموقت در رختشورخانهی آقای آر. اِی. لانگ کار کرد. آقای لانگ بعدها یکی
از الگوهای نقش اوینگ شد. وا میداشت تا در مسیر خاصی بیش از او مشتری جمع
کنند. اوینگ میگوید: «در کار فروش تجاربی به دست آوردم که بعدها خیلی به
دردم خورد.» لانگ هم در کار اتوشویی بود و هم از حقوق انحصاری برخوردار
بود، از جمله قالب یقهی پیراهن که شکل پیراهن را حفظ میکرد. او به دست
پروردهی جوانش نشان داد که آدم هم با زور بازو و هم با فکرش میتواند پول
درآورد. کافمان اظهار میکند: «لانگ یک مرد واقعی بود و تأثیر عمیقی بر
زندگی من گذاشت.»
توانایی فروشندگی کافمان هنگامی که در۱۱ ژانویه
۱۹۴۲به نیـروی دریایی بندر پیرل هاربور پیوست نیز مفید واقع شد. هنگامی که
به او گفتند به عنوان شاگرد ملوان دلار در ماه حقوق دریافت میکند، در
پاسخ گفت: «من از شاگرد ملوان بهترم چون که قبلاً پیشاهنگ دریایی بودهام.
من کشتی هدایت کردهام و قایقهای شکار نهنگ را راندهام.» وی به کمک
تواناییاش در فروشندگی، نیروی دریایی را قانع کرد که میتواند در رستهی
ملوانان پایه یک و با حقوق ماهانهی دلار کار خود را آغاز کند. بر پایهی
مهارت قبلیاش در خواندن در کادر فرماندهی نیروی دریایی مشغول به کار شد و
ارسال و دریافت پیامها را بر عهده گرفت و بهتر از هر کس دیگر از عهده آن
برآمد. با تشویق دریادار، دورهی مکاتبهای هدایت کشتی را گذراند و از این
رو مبلغی به عنوان افسر عرشه به حقوقش اضافه شد و سمت افسر هدایت کشتی را
گرفت.
درپس از پایان جنگ، اوینگ کافمان حرفهی فروش
اقلام دارویی را آغاز کرد. گفتنی است در آزمون استعداد در بین شرکت کنندهی
دیگر بهترین رتبه را کسب کرد. شغل مورد نظر، فروش انواع قرص ویتامین و
آمپولهای عصارهی کبد به پزشکان بود. با وجود آنکه حقوقش تنها بر پایهی
کارمزد مستقیم محاسبه میشد و هیچ پرداخت و یا مزایای دیگری نداشت، در
پایان سال دوم درآمدش از مدیر عامل شرکت بیشتر شد. مدیر عامل که از این امر
خشنود نبود کار مزد را از حقوق اوینگ حذف کرد. در نهایت وقتی مدیر فروش
منطقهی میدوِست شد، درصد حجم فروش فروشندگان تحت پوشش خود را دریافت
میکرد و مجدداً حقوقش از مدیر عامل بیشتر شد. وقتی از این سمت عزل شد، از
شرکت استعفا کرد و در شرکت خود را به نام آزمایشگاههای ماریون تأسیس کرد.
(ماریون نام میانی خودش بود.)
اوینگ کافمان دربارهی تأسیس شرکت جدیدش اظهار
میکند: «از آنچه به نظر میرسید سادهتر بود چرا که پزشکانی را میشناختم
که سالیان زیادی بود ملزومات مورد نیازشان را تأمین میکردم. پیش از آنکه
کاملاً از شرکت قبلی جدا شوم، نزد سه تن از آنها رفتم و گفتم: میخواهم
برای خودم کار کنم. اگر با همان کیفیت و خدماترسانی کارم را انجام بدهم،
حاضرید از من خرید کنید؟ هر سه از مشتریان بزرگم بودند و همگی موافقت خود
را اعلام کردند، چرا که از من راضی بودند و تمایل داشتند با من وارد معامله
شوند.»
آزمایشگاههای ماریون کار خود را با بازاریابی
کالاهای تزریقاتی آغاز کرد که شرکت دیگری با برچسب ماریون آنها را تولید
میکرد به تدریج کار خود را با دیگر اقلام و محصولات گستـرش داد و سپس
نخستین داروی خود را، به نـام ویکام، که ترکیبی ویتامینی بود تولید کرد.
دومین کالای دارویی وی نیز که از ترکیبات کلسیمی بود و از پوستهی صدف تهیه
میشد به خوبی فروش رفت.
کافمان به منظور توسعهی شرکت مبلغ پانصد دلار
از شرکت بازرگانی ترِاست وام گرفت. توانست وام را باز پرداخت کند و شرکت به
رشد خود ادامه داد. پس از چند سال، سرمایهگذاران خارجی اجازه داشتند سهام
عمومی شرکت را به ارزش هزار دلار بخرند، مشروط بر آنکه هزار دلار به شرکت
قرض دهند و پنج سال بعد بدون هیچ سود میانیای مبلغ هزار و دویست و پنجاه
دلار بگیرند. سرمایهگذاری اولیهی هزار دلاری تا سال هزار و نهصد و نود و
سه بالغ بر بیست و یک میلیون دلار شد.
آزمایشگاههای ماریون به رشد خود ادامه داد و
فروش سالانهی آن بالغ بر یک میلیارد دلار شد. این امر اساساً به دلیل
ارتباط کافمان با کارکنانش که آنها را همکار مینامید نه کارمند محقق شد.
کافمان میگوید: «آنها سهامداران شرکتاند، آنهایند که شرکت را میسازند و
بنابراین اهمیت خاصی دارند.» مفهوم همکار در واقع بخشی از دو فلسفهی اصلی
شرکت نیز به شمار میرفت: آنهایی که دستاندر کار تولیدند بایستی در نتایج و
سود حاصل شریک شوند و با آنها هم مثل بقیه رفتار شود.
در شانزده اوت هزار و نهصد و شصت و پنج ، شرکت
کافمان به همراه اسمیت بارنی با سهامهای بیست و یک دلاری سهامی عام شد.
بلافاصله قیمت هر سهم به بیست و هشت دلار افزایش یافت و تا کنون هیچگاه
پایینتر از این مبلغ نیامده است. این سهام گاهی با ضریب قیمت/درآمد پنجاه
تا شصت به فروش میرسد. به همکاران شرکت طرح شراکت در سود پیشنهاد شد که در
آن هریک میتوانستند سهامی از شرکت را به تملک خود در آورند. در هزار و
نهصد و هشتاد و نه هنگامی که شرکت ماریون با شرکت مرِیل داو ادغام شد،
حدود سه هزار و چهارصد همکار داشت که در نتیجهی این ادغام سیصد تن از آنها
میلیونر شدند. شرکت جدید با نام شرکت سهامی ماریون مریل داو بیش از نه
هزار همکار و حجم فروشی بالغ بر سی میلیارد دلار در سال هزار و نهصد و نود و
سه داشت که با شرکت داوریی و اروپایی هوچست برابری میکرد. در اواخر هزار و
نهصد و نود و نه این شرکت مجدداً با شرکت فارما اوِنتیس ادغام شد.
فلسفهی فکری اوینگ ماریون در مورد اطلاق نام
همکار به کارکنان، دادن پاداش به آنهایی که تولید میکنند، و دادن اجازهی
تصمیمگیری به تمام کارکنان سازمان، مجموعه مفاهیم زیربنایی را تشکیل
میدهد که امروزه به نام کارآفرینی درون سازمانی شناخته میشود. وی حتی
فراتر رفت و تأسیس بنیاد کافمان عقیدهی خود را در مورد کارآفرینی و تأثیر
بازدهی آن را به نمایش گذارد. زمانی که بودجهی این بنیاد به تمامی تأمین و
سرمایهگذاری شد، دارایی آن بالغ بر یک و دو دهم میلیارد دلار بود. این
بنیاد برنامههایی را در دو حیطه به صورت مساوی پشتیبانی کرد: کارآفرینی و
پرورش جوانان. در واقع کارآفرین نمونه و شاخصی به نام آقای کِی، که
کارکنانش این نام را با علاقه و محبت خاصی به آقای کافمان داده بودند، با
این عمل خود تعداد بیشتری همکار کارآفرین موفق به جامعه تحویل میدهد.
بسیاری از کارآفرینان کنونی و آینده نیز همچون
اوینگ ماریون کافمان مرتب از خود میپرسند: «آیا حقیقتاً کارآفرین یا
کارآفرین درون سازمانیام؟ آیا آنچه را برای موفقیت لازم است دارم؟ آیا
تجربه و سابقهی کافی را برای راهاندازی و مدیریت فعالیت کارآفرینانهی
نوپا دارم؟» همان اندازه که فکر راه اندازی و تملک فعالیت تجاری وسوسه
برانگیز است، مشکلات و گرفتاریهای آن در تلاش برای رسیدن به موفقیت به قوت
خود باقی است. البته این حقیقت انکارپذیر است که فعالیتهای کارآفرینانه
خیلی بیشتر از آنکه به موفقیت برسند شکست میخورند. در نتیجه برای آنکه یکی
از معدود کارآفرینان موفق باشیم به چیزی بیش از فقط کار سخت و شانس نیاز
داریم. موفقیت مستلزم ارزیابی دقیق و صادقانهای است از عملی بودن فعالیت
کارآفرینانهی مورد نظر مهمتر از آن قوت و ضعف خود کارآفرین. برای آنکه
کارآفرین سازمانی موفقی باشیم به همین عوامل نیاز داریم.
همه روزه اغلب چهارراه ها، میادین
و خیابان های اصلی پایتخت یا مقابل قهوه خانه های سنتی مملو از کارگرانی
است که منتظرهستند، تا کارفرمایی از راه برسد و آن ها را از معطلی و
بلاتکلیفی چند ساعته و شاید هم چند روزه نجات دهد.
شهروندان تهرانی هم به این منظره عادت کرده اند و
این مساله تقریبا به موضوعی تکراری و عادی تبدیل شده است. در یکی از این
محلها، از دور گروهی را می بینی که دور هم جمع شده اند، به نظر می رسد که
دعوا شده است اما کمی که دقت کنی متوجه می شوی دعوایی در کار نیست.
به جمع نزدیک می شوی. از بوی ادکلن، کت و شلوار
گران قیمت، کفش های تمام چرم، گویش لفظ قلم و تعریف از سفر اروپا و داشتن
ویلای کنار دریا خبری نیست. هر چند نفر با یک زبان خاصی صحبت می کنند. چند
نفر ترکی، چند نفر لری، چند نفر کردی و چند نفر هم... هر کدام یک بسته در
دست دارند که شامل لباس و کفش کار است اما نه آن لباس کاری که در قانون
تعریف شده بلکه لباس هایی وصله دار و پاره. به یک باره وانت پیکانی از راه
می رسد، همین اجتماع آرام به جنجال تبدیل می شود.
کارگرانی که تاکنون به آرامی کنار یکدیگر ایستاده
بودند به سوی وانت هجوم می آورند و برای سوار شدن از سر و کول هم بالا می
روند. وانت پیکان همچون گهواره تکان می خورد اما فرزندان این گهواره بی
قرارتر و نا آرامترند.
راننده وانت پیاده می شود و با صدایی عصبانی
فریاد می زند: کی گفته سوار شید، بیاید پایین! کارگران تکان نمی خورند.
راننده وانت در حالی که بادی از غرور به غبغب انداخته با حالتی بی تفاوت می
گوید: اول باید ببینم می تونید با شرایط من کار کنید یا وسط کار ادا درمی
آرید و جونتون بالا می آد، بعد بدون آنکه به کارگران بالای وانت نگاه کند
دوباره فریاد می زند: مگر نگفتم پیاده شید، اصلا کارگر نمی خوام و به سوی
کارگران می رود، یقه هایشان را می گیرد و پایین می کشد.
به یاد ایام برده داری می افتی، کارگران صف می
کشند و راننده به سراغ کارگران می رود و از بین آن ها جوانان و قوی ترها را
انتخاب می کند. دست راننده وانت روی هر کارگری که می رود مثل برق گرفته ها
می پرد بالای وانت. در این بین یک نفر یواشکی سوار ماشین می شود که راننده
می گوید: تو به دردم نمی خوری، پیاده شو.
همه چیز به سادگی و بی رحمی اتفاق می افتد.
راننده پشت فرمان ماشین قرار می گیرد و با سرعت حرکت می کند و کارگران
بالای وانت یقه لباس هایشان را روی سرشان می کشند تا جریان باد کمتر
آزارشان دهد.
وانت دور می شود، کارگرانی که جا مانده اند
دوباره دور هم جمع می شوند و به درددل می پردازند گویی که هیچ اتفاقی
نیفتاده است.
آمارها نشان می دهد که از میان کارگران فصلی ۹۱/۶
درصد را کارگران ساده تشکیل می دهند و تنها ۸/۶ درصد آنها دارای نوعی
مهارت با سابقه کاری دو ساله هستند و قابل توجه اینکه بیش از ۶۰ درصد این
کارگران مهاجر هستند. از یک سو نابسامانی وضعیت کارگران فصلی، مسایل و
مشکلاتی را برای کارگران به وجود می آورد و از سوی دیگر برای ساکنان مناطق
تجمع کارگران نیز مشکل زا بوده است.
در چنین شرایطی، هنجارشکنی، قانون ستیزی، بزهکاری
و سایر آسیب های اجتماعی در جامعه به سرعت رواج یافته و اصول و ارزش های
اجتماعی مورد تهدید قرار می گیرد. امنیت انسانی، اجتماعی و اقتصادی که
مستلزم رشد و توسعه پایدار است، بیش از پیش تضعیف شده و موجب یاس، سرخوردگی
و تشدید نابسامانی های بازار کار می شود. با توجه به شناسنامه دار نبودن
کارگران فصلی، هویت و میزان تخصص آنها نیز نامعلوم است و از سوی دیگر با
وجود داشتن مهارت و درآمدزایی بالای برخی از آنها، شغل شان از شان مناسبی
برخوردار نیست. همچنین به خاطر نبود سیستم مشخص به کارگیری این دسته از
کارگران، برخی افراد سودجو در قالب کارگر وارد خانه های مردم می شوند که
حوادثی نیز در پی آن رخ داده است. با توجه به قانون اساسی که داشتن شغل را
حق طبیعی هر انسانی می داند و به دنبال آن در اصل ۲۸ قانون اساسی، دولت
موظف شده تا با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد، امکان
اشتغال به کار و شرایط مساوی برای احراز شغل را ایجاد کند، لذا ساماندهی
این وضعیت امری ضروری است. اگر به کارگران ساختمانی حاضر در این اجتماعات
دقت کنی، کمتر کارگر افغانی در بین شان می بینی. اکثر کارگران افغانی کار
ساختمانی انجام نمی دهند، چون کارگر خارجی غیر قانونی به حساب می آید به
همین دلیل مجبورهستند فقط در پروژه های ساختمانی به عنوان کارگر ساده کار
کنند، یا برخی خدمات شهرداری را که توسط پیمانکاران اجرا می شود، انجام
دهند. در واقع کاری که کارگر افغانی انجام می دهد کارگر ایرانی حاضر به
انجام آن نیست. کارفرما هم به خوبی از این موضوع مطلع است و از سوی دیگر می
داند که اگر برای یک کارگر ایرانی اتفاقی در محل کار بیفتد، کارگر و
خانواده اش می توانند از طریق قانون علیه کارفرما اقدام کنند.
در این راستا، رییس انجمن صنفی کارگران ساختمانی
استان فارس از تشکیل کمیته اجرایی بهداشت و ایمنی ساختمان در استان فارس به
منظور جلوگیری از حوادث در حین کار و تامین ایمنی و بهداشت محیط کار
کارگران خبر می دهد. فرشیدیان با اشاره به اینکه روزانه یک کارگر ساختمانی
در این استان به دلیل رعایت نکردن نکات ایمنی جان خود را از دست می دهد،
گفت: امید آن می رود که با آغاز به کار این کمیته آمار مرگ و میر در حین
کار به صفر برسد.
وی افزود: این کمیته با مشارکت نظام مهندسی
استان، اداره کار و شهرداری شیراز تشکیل شده و به زودی راه اندازی خواهد
شد.
این در حالی است که ظرف یک ماه چهار کارگر در
تهران مرده اند، دو کارگر در یک کارگاه ساختمانی نیمه کاره واقع در خیابان
ابوسعید سوخته اند و در حادثه دیگری در بلوار فردوس، دو کارگر مشغول حفاری
چاهی بودند که ناگهان دیواره چاه شکاف برداشته و فاضلاب انبار چاه قدیمی
مجاور آن به داخل چاه در حال احداث وارد شده و کارگران زیر آوارها محبوس می
شوند. در صورت وقوع چنین حوادثی کارگر ایرانی یا خانواده اش به راحتی می
توانند مدعی حقوق خود از کارفرما باشند. اما کارگر افغانی که کیلومترها از
خانواده اش دور است، در صورت شکایت از کارفرما، خودش متهم است.
بنابراین برگ برنده همیشه در دست کارفرماست،
البته اگر کارگر شانس داشته و کارفرمای خوبی نصیبش شود، ممکن است بنا به حس
انسان دوستی یا ترحم مشکلات او را در نظر بگیرد وگر نه، از هیچ حقوق
قانونی در برابر کارفرما برخوردار نیست.
بنابراین کارفرما ترجیح می دهد از کارگر افغانی
کم دردسر استفاده کند و چنبن توجبه کنند که کارگر افغانی خوب کار می کند،
اما کارگر ایرانی برای کار بهانه تراشی می کند.
در این رابطه رییس سازمان کار استان تهران،
درباره وضعیت ایمنی کارگران در سال گذشته، می گوید: در استان تهران در سال
گذشته انجمن های صنفی حفاظت و بهداشت ایمنی کار شکل گرفت، به طوری که پنج
انجمن پایه گذاری شده و در حال تبدیل شدن به کانون استانی هستند و انتخابات
آن نیز برگزار می شود.
حاجی قاسمی با اشاره به اینکه هدف از تشکیل انجمن
های یادشده جبران نقصان ایمنی کار در بخش های مختلف به ویژه در بخش
ساختمان بود، اضافه کرد: از مجموع ۷۵۰ مورد حادثه رخ داده در بخش کارگران
ساختمانی طی سال گذشته، حدود ۲۴۰ کارگر ساختمانی جان باخته اند.
وی می افزاید: امسال قصد داریم با فشار زیاد روی
این بخش و همکاری با نهادهایی مانند شهرداری ها و از طریق بازرسان استان
تهران، آمار مرگ ومیر کارگران بخش ساختمانی را کاهش دهیم.
● خانه کارگری
آن دسته از کارگرانی که کارفرمایشان در کانکس
جایشان داده، وضع خیلی خوبی دارند. اما حتما در کنار پروژه های ساختمانی
اتاقک های کوچکی را که از ضایعات ساختمانی درست شده اند، دیده اید، این
اتاقک ها برای اسکان کارگران فصلی ساختمانی است که با حداقل امکانات و
بهداشت ساخته شده اند. کل اتاق کمتر از ۱۲ متر مساحت دارد و به طور
میانگین ۱۰ نفر در آن زند گی می کنند. یک تکه ایرانیت که به طور قایم روی
درگاه ورودی قرار می دهند، در ورود و خروج اتاقشان است. پنجره های اتاقک
را با چند تکه نایلون و مقداری گچ درست کرده اند و مشخص است که در زمستان و
سوز سرما چه وضعیتی خواهند داشت. یک کتری و یک قوری سیاه کج و کوله به
همراه چند استکان و نعلبکی ابزار چای و یک رادیو قدیمی وسیله تفریح
آنهاست. غروب که کار تمام می شود، کارگران به درست کردن شام و نظافت شخصی
می پردازند. این کارگران لباس های دست دوم سربازی می پوشند و پاهای بدون
جورابشان از شدت عرق در کفش سفید می شود. در سرمای سخت زمستان ظروف خود را
در هوای آزاد و با آب سرد می شویند و تنها وسیله بهداشتی شان یک بسته پودر
لباسشویی است که هم دست هایشان، هم ظرفهایشان و هم سرشان را با آن می
شویند و اگر وارد این اطاق بشوی، در لحظه اول بوی نامطبوعی وادارت می کند
تا به عقب برگردی. بهترین تفریح آنها دیدن هموطنانشان است و شوخی به زبان
خودشان، لحظه ای آرامش به دور از رنج جدایی از خانواده، نامهربانی کارفرما و
قهر روزگار.
ح- احمدوند اهل لرستان است، ۲۵ سال سن دارد.
ازدواج کرده و ۲ فرزند دارد، او برای کار فصلی به تهران آمده و می خواهد
خرج زن و بچه اش را تامین کند. احمدوند می گوید: هوا که سرد می شه، برف و
بارون همه جا رو می گیره و ما که اهل لرستان هستیم در منطقه خودمون کار
گیرمون نمی آد، واسه همین به تهرون می آیم تا زن و بچه هامون گرسنه نمونن.
در مورد وضع مالی اش می پرسم و احمدوند پاسخ می دهد : اگر مایه داشتم که از
صبح تا شب توی خیابان روی یک لنگه پا نمی ایستادم. می پرسم تو که وضعت
خرابه، چرا زن گرفتی، تازه فرض کنیم زن هم گرفتی، بچه دار شدنت چی بود آن
هم ۲ تا و احمدوند پاسخ می دهد: اولش همه به آدم می گن باید ازدواج کنی.
ننه و بابات چپ و راست می گن حلالت نمی کنیم و صد جور حرف دیگه، اما همین
که زن گرفتی، دیگه کاری به کارت ندارن. البته باید ثابت کنی که می تونی بچه
دار بشی. می پرسم توی شهرستان چه کار می کنی و احمدوند پاسخ می دهد: ۲ سره
عمله ایم، تو شهرستون روی زمین، توی تهرون بالای ساختمون. اما خدا رو شکر
که چهار ستون بدنمون سالمه و دستمون پیش نامرد جماعت دراز نمی شه.
فتح اله- ج حدود ۴۰ سال سن دارد. اهل آذربایجان
است و به قول خودش ۵ سر نان خور دارد و از روزی که خودش را شناخته در
ساختمان ها کار کرده است. فتح اله می گوید: جوون که بودم پول برام اهمیت
داشت، جوونیه و هزار جور دردسر، کار که تموم می شد باید تو جیبت پول باشه
تا بتونی سینما بری و به قول بچه ها دستت توی جیبت بره، البته اون موقع کار
زیاد بود و اگه از کارگری کارخونه شروع می کردم الان وضعم بهتر از این حرف
ها بود، اما باز هم خدارو شکر، تا حالا لنگ نمودنم، از فتح اله می پرسم
خونه زندگی ات کجاست و او پاسخ می دهد: اونور اسلامشهر یک خشت خرابه ای
داریم که زن و بچه هامون زیر آفتاب تابستون و سرمای زمستون نمونن. او کارش
را بنایی تعریف می کند و می گوید: اولش از کارگری ساده شروع کردم.
روزی ۵۰ تومان می گرفتم و ملات درست می کردم و
آجر دست اوستا می دادم. یواش یواش دیوار چیدم و خلاصه امروز هر کاری که بگی
انجام می دم. فقط سفیدکاری رو وارد نیستم. تو همسایه ها هر کسی خرده کاری
داشته باشد شب به زنم می گه و من صبح براش انجام می دم، اگرهم کاری نباشد،
می آیم سر میدان تا شاید کاری به پستم بخوره. می پرسم روزی چقدر دستمزد می
گیری و فتح اله پاسخ می دهد: روزی رو خدا می ده اما بستگی به کار داره. اگر
کار دایمی باشه و چند ماه طول بکشه، یک قیمت داره اما اگر یکی ۲ روزه
باشه، دستمزدش گرونتره. خلاصه کمتر از روزی ۲۰ هزار تومان نیست. در بین
کارگران ساختمانی همه جور آدمی پیدا می شه، از ۱۵ ساله بگیر تا ۷۰ ساله.
اما جالب اینجاست که کارگر ۱۵ ساله از اون ۷۰ ساله عبرت نمی گیره و اینجاست
که آدم به سرنوشت اعتقاد پیدا می کند. حیدر- ع گچکار است. دور انگشت های
دستانش آثار گچکاری روزهای قبل باقیمانده است. یک گونی دارد که تویش لباس
کار، ماله و ابزار کارش را گذاشته است. دو تکه پروفیل آلومینیومی هم همراه
دارد که بنابر ادعای خودش برای صاف کردن دیوار لازم می شه، دوستانش عمو
حیدر صداش می کنند. اهل زنجان است ۲ پسر و ۲ دختر دارد. کار را به ۲ صورت
قراردادی و روزمزد انجام می دهد، او خودش را در گچکار ماهری می داند اما از
سختی کار گله داره، عمو حیدر می گوید: گچ سرد است و خیلی هم بد راه می ده،
دیر بجنبی توی مشتت سفت شده و آنوقت باید جواب صاحب کار و بدی که چرا گچ
رو نفله کردی. زیبایی داخل ساختمون مدیون گچکارهاست، یعنی روی همه چیز رو
می پوشونه. از عمو حیدر در مورد کارگران ساختمانی می پرسم و این گچکار پاسخ
می دهد: توی این مملکت هر شغلی داشته باش اما کارگر ساختمونی نشو. اگر نیم
ساعت یکجا بایستی، مامورا می آن و فریاد می زنن متفرق بشین. توی هر
خیابونی که بری، گداها راست راست می گردند، جلوی مردمو می گیرن، با سر و
وضع کثیف، لباس های پاره و حالت های چندش آور توی پیاده رو پهن می شن و
هیچکس جلوشون رو نمی گیره اما به کارگر ساختمونی که می رسن، مزاحم مردم
هستیم. از عمو حیدر می پرسم مگر شهرداری کارگران ساختمانی را ساماندهی
نکرده و براتون جا نداده، و این استاد گچکار پاسخ می دهد: دلت خوشه، کدوم
ساماندهی، نه یک ساختمون درست کردن و نه امکاناتی برامون گذاشتن، فقط می گن
برید محل ساماندهی، اما فکر این رو نکردن که این محل باید جایی برای نفس
کشیدن داشته باشه یا اینکه کارفرما را وادار کنن از اون محل ها کارگرش را
تامین کنه. این که به زور جمعمون کنن توی یک آلونک که نشد ساماندهی. تو
فکر می کنی من خوشم می آد وسط خیابون زیر برف زمستون و آفتاب تابستون آواره
باشم.
محمد-ع اهل لرستان و نماکار ساختمان است که با
۵۰ سال سن ۶ بچه دارد و پس از آنکه این بچه ها به خانه بخت رفته اند هر
کدام با ۲-۳ تا بچه دیگر هر هفته می ریزند توی خانه. محمد خانه دارد اما از
سختی کارش گلایه می کند و می گوید: کار ما زیبا کردن ساختمان است. اگر هر
چقدر خرج ساختمان کنی تا وقتی نمایش را درست نکنی ارزش ندارد و نمای
ساختمان هم کار ماست. محمد ادامه می دهد: نماکاری مشکلات خاص خودش را دارد و
این را متوجه نمی شوید مگر وقتی که بروید بالای داربست بیرون ساختمان و
روی ۲ تخته به عرض نیم متر کار کنید. در این شرایط اگر حواس آدم پرت بشود
یا به فکر زن و بچه اش بیفتد و پایش را کج بگذارد، تخته زیر پایش جا به جا
می شود و از طبقه بیستم یک برج نقش کف خیابان می شود که برابر است با بدبخت
شدن زن و بچه. از محمد می پرسم مگر کمربند ایمنی نمی بندید و محمد پاسخ می
دهد: بگذار خیالت را راحت کنم، کمربند ایمنی و کلاه و کفش و این حرف ها
مال توی فیلم هاست، از همین جا تا شمیران سر هر ساختمانی که می خواهی برو،
اگر کمربند ایمنی دیدی، جایزه داری. هنوز این حرف ها تو صنف ساختمان جا
نیفتاده و از طرف دیگر یک جورایی افت داره که آدم بعد از ۳۰-۴۰ سال کار،
بیاد و کمربند ایمنی ببندد. اگر نظر من را بخواهی، اون بالا فقط خداست که
به فریادت می رسد که تا به حال هم به فریاد من یکی رسیده است. از محمد در
مورد بیمه سوال می کنم و محمد می گوید: اگر ۶ تا بچه داشتی و چپ و راست
گذرت به دوا و دکتر می افتاد، جواب این حرفت را می دادم. اگر دروغ نگفته
باشم یک سوم درآمد روزانه ام را خرج دوا و دکتر می کنم. به محمد می گویم
بیمه ۱۰۰ تا امتیاز دارد و تو فقط چسبیدی به خرج دوا و دکتر، و بازنشستگی و
به خصوص از کار افتادگی که در کارشما احتمالش بالاست را نادیده می گیری و
محمد پاسخ می دهد: مریضی زن و بچه جلوی چشم آدم است. وقتی از کار خسته و
مونده به خانه برمی گردی و چهره بیمار زن یا فرزندت را می بینی هیچ چیز
برایت اهمیت ندارد، به خاطر همین اولین چیزی که از معنای بیمه جلوی چشم
کارگر جماعت می آید تامین هزینه دارو و درمان است به خصوص اینکه از یک ریال
تا ۱۰۰ میلیون تومان هر چقدر خرج دوا و درمان کنی راضی نیستی، یعنی
آدمیزاد پول درمان را با میل و رغبت نمی دهد و در اصل یک خرج اضافی پیش
بینی نشده است اما وقتی بیمه باشی و همه پول دوا و دکتر را بیمه بدهد، عین
خیالت نیست.
از محمد می پرسم بیمه هستی که پاسخ می دهد: کارگر
ساختمانی بیمه نمی شود. البته در چند نوبت از طریق دوست و آشنا بیمه شده
ام که مقطعی بوده اما چند وقت می شود که بچه ها می گویند سازمان تامین
اجتماعی کارگر ساختمانی را بیمه می کند. می پرسم چرا دنبالش نمی روی و محمد
می گوید: کار ما ثابت نیست، یک وقت می بینی یک سال کار داریم و ۵ ماه
بیکاریم. بنابراین در آن ۵ ماه بیکاری فقط می توانیم از پس انداز بخوریم و
امکان تامین بقیه هزینه ها مثل حق بیمه را نداریم اما در مجموع شاید سری
زدم. خدا رو چه دیدی شاید شرایطش با شرایط ما جور بود.
وقتی صحبتهای این قشر زحمتکش را می شنوم، آرزو می
کنم که ایکاش همه شون هر روز سرکار بروند اما می دونم که بسیاری از این
کارگران روزشون رو شب می کنن بدون آنکه پولی گیرشون اومده باشه و جای تاسف
داره که باید امشب هم مثل خیلی از شب ها با جیب بی پول و دست خالی به خانه
هاشون برگردن. از صمیم قلب آرزو می کنم که هیچیک از فرزندان این کارگران
عروسک یا ماشین کوکی از پدرشون نخواسته باشه و زنشون هم حیرون نباشه که شب
چه چیزی را با نون سر سفره بگذاره.
● کارگران فصلی در تهران ساماندهی می شوند
در این راستا مدیریت شهر تهران چندی است دغدغه
ساماندهی کارگران فصلی و ایجاد زمینه دستیابی به شغل با شرایط مناسب برای
این دسته از کارگران را دارد و به همین منظور در تاریخ ۱۷اردیبهشت ۸۰ با
مصوبه شورای شهر تهران، شهرداری موظف به ساماندهی کارگران میادین شهر تهران
شد. همچنین در سال ۸۱ با تنظیم تفاهمنامه ای، سازمان فنی حرفه ای متعهد به
ارتقای مهارت کارگران فصلی شده است که متاسفانه طرح فوق، به دلایلی
نتوانسته به شکل موفقیت آمیزی به تمامی اهداف خود دست یابد و سال هاست که
ساماندهی کارگران فصلی و ایجاد مراکز و مکان های تجمع کارگران و حتی
شناسنامه دار شدن آن ها در کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر و معاونت
اجتماعی شهرداری تهران مطرح است، اما هنوز جز ایجاد چند مکان و محل تجمع
برای کارگران در برخی از مناطق و پارک های تهران، اتفاق دیگری رخ نداده و
همچنان کارگران در چهارراه ها و خیابان های اصلی پایتخت رها هستند و مشکلات
اجتماعی ناشی از این وضعیت همچنان به قوت خود باقیست. و اما یک عضو
کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران، با اشاره به طرح این کمیسیون برای
ساماندهی کارگران فصلی، می گوید : کمیته ای در کمیسیون فرهنگی اجتماعی با
هماهنگی معاونت اجتماعی شهرداری و دستگاه های مرتبط برای ساماندهی کارگران
فصلی تشکیل شده و نمایندگان بخش هایی همچون وزارت کار و امور اجتماعی،
سازمان های تامین اجتماعی، فنی و حرفه ای و سایر نهادهای مرتبط در این
کمیته حضور دارند. مرتضی طلایی افزود: طرحی برای ساماندهی کارگران تهیه
شده که بر اساس آن، همه دستگاه های مرتبط کنار هم قرار گرفته و با ایجاد
سامانه هایی در سطح شهر، کارگران را در گروه های شغلی و تخصص های مختلف
ساماندهی می کنند.
وی با اشاره به اجرای طرح آزمایشی ساماندهی
کارگران فصلی، یادآور شد: زمانی که رییس پلیس پایتخت بودم، طرح آزمایشی را
در سه منطقه تهران از جمله میدان تجریش اجرا کردیم، اما به دلیل اینکه
سامانه انجام این طرح کامل نبود، نتیجه مطلوبی نداد. وی افزود: هم اکنون
نیز مراکزی در شهر به صورت پراکنده برای کارگران فصلی پیش بینی شده که در
طرح جدید به دنبال آن هستیم که ساز و کار همه جانبه ای برای ساماندهی این
دسته از کارگران فراهم شود، تا دستگاه های مرتبط کنارهم قرار گرفته و نسبت
به شناسایی کارگران فصلی اقدام و آن ها را به لحاظ حرفه ای سطح بندی کنند.
این عضو کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران، حمایت از کارگران فصلی
را یکی دیگر از اهداف طرح یاد شده بیان کرد و گفت : در این طرح، حمایت از
کارگران و برگزاری دوره های آموزشی و حرفه ای جهت ارتقای سطح مهارت کارگران
مورد تاکید قرار گرفته است.
وی اعلام کرد که بر اساس طرح جدید، ساماندهی
کارگران فصلی به این صورت عمل می شود که مکان هایی بر حسب نیاز شهر ایجاد
می شود و کارگران بر اساس سابقه و مهارت شان، در این مکان ها حضور یافته و
کارفرمایان و شهروندان با مراجعه به این اماکن، کارگران را به کار می گیرند
و با توجه به شناسنامه دار بودن آنها، مشکلی برای شهروندان ایجاد نخواهد
شد. طلایی با تاکید بر اینکه این طرح هم اکنون در مرحله مطالعه و کارشناسی
قرار دارد، گفت: هدف از مطالعه و بررسی بیشتر آن است که طرح نتیجه بخش بوده
و به سرنوشت طرح های قبلی دچار نشود.
اگر چه مشکلات کارگران فصلی به شهر تهران اختصاص
ندارد و در همه شهرها و شهرستانهای کشور مساله دار شده است اما جامعه هدف
این طرح، کارگران فصلی مناطق ۲۲ گانه شهر تهران است و کاهش آسیب های
اجتماعی ناشی از تجمع کارگران فصلی، حفظ هویت و شان کارگران فصلی، تشکیل
بانک اطلاعاتی کارگران فصلی، تشکیل پرونده برای این دسته از کارگران، احراز
صلاحیت، افزایش امنیت شغلی، توانمندسازی و حرفه آموزی آنها، دسترسی آسان
کارفرمایان به کارگر فصلی، حفظ بهداشت و سلامت این کارگران و سالم سازی
محیط شهر از اهداف اصلی این طرح است. البته برای اجرای هر طرح به ابزارها و
راهکارهایی نیاز است که راهکارهای اجرایی این طرح، شناسایی مراکز تجمع
کارگر فصلی توسط اداره امور آسیب های مناطق ۲۲ گانه شهرتهران، طرح آسیب
شناسی محله ای، شورایاری ها، سامانه ۱۳۷، طرح مددکاری شهر، طرح های
جهادی۱۳۷، راه اندازی پایگاه های ساماندهی کارگر فصلی در مناطق تعیین شده
با همکاری نهادها و سازمان های مرتبط با طرح، هماهنگی با سازمان های همکار
در طرح، اطلاع رسانی و آگاه سازی کارگران فصلی از فعالیت های پایگاه های
ساماندهی، ایجاد بانک اطلاعاتی کارگرفصلی، درجه بندی کارگران بر مبنای
مهارت شغلی، معرفی کارگران بر اساس تخصص به کارفرمایان متقاضی طبق ضوابط
قانون کار، ارائه خدمات مشاوره و مددکاری به کارگرفصلی، معرفی و ارجاع
کارگران فصلی به مراکز فنی و حرفه ای جهت ارتقای مهارت های حرفه ای است.
نهادها و سازمان های مرتبط با این طرح، وزارت کار، سازمان تامین اجتماعی،
وزارت بهداشت، کمیته امداد، سازمان آموزش فنی و حرفه ای، سازمان بهزیستی،
مراکز کاریابی خصوصی و نیروی انتظامی هستند.
نوع برنامه ستاد، اجرایی بوده و روند اجرای طرح
عبارت است از آسیب شناسی کارگران فصلی و مراکز تجمع آنها، تشکیل کمیته
اجرای طرح ساماندهی کارگران فصلی، هماهنگی با نهادها و سازمان های مرتبط با
طرح جهت ساماندهی این دسته از کارگران، راه اندازی پایگاه ساماندهی و
تشکیل بانک اطلاعاتی کارگران فصلی، اطلاع رسانی و آگاه سازی آنها از فعالیت
مراکز و پایگاه ها، احراز صلاحیت، ارائه خدمات اجتماعی و مشاوره شغلی و
معرفی و ارجاع کارگران به مراکز فنی و حرفه ای جهت ارتقای مهارت و معرفی
کارگران بر اساس تخصص به کارفرمایان است.
مراحل اجرای طرح به ترتیب شامل تشکیل کمیته اجرای
طرح ساماندهی، آسیب شناسی کارگران فصلی و مراکز تجمع آن ها، تاسیس پایگاه
های ساماندهی، اطلاع رسانی و آگاه سازی کارگران از فعالیت مراکز و پایگاه
ها، تشکیل بانک اطلاعاتی و درجه بندی کارگران بر مبنای تخصص، ارائه آموزش
های لازم جهت توانمندسازی و مهارت آموزی، ارائه خدمات اجتماعی، مشاوره و
مددکاری به کارگران فصلی، معرفی و ارجاع به مراکز فنی و حرفه ای و معرفی
کارگران بر اساس تخصص به کارفرمایان است.
بررسی وضعیت مکان های تجمع کارگران قبل و بعد از
اجرای طرح و ساماندهی کارگران فصلی، بررسی میزان آگاهی کارفرمایان از وجود
پایگاه های کارگران فصلی، بررسی میزان رضایت کارگران و کارفرمایان از اجرای
طرح، تعداد کارگران ارجاع شده به مراکز فنی وحرفه ای و تعداد کارگران جذب
شده توسط کارفرمایان، شاخص های ارزیابی این طرح هستند.
پس از گذشت مدتها و نادیده گرفتن مشکلات کارگران
ساختمانی، مسوولان به یادشان افتاده و تصمیم می گیرند نام این قشر زحمتکش
را در گروه افرادی که می توانند بیمه شوند، لحاظ کنند اما جالب اینجاست
افرادی مانع این مهم شده اند که می بایست در مقام نمایندگان مردم، حامی
قشر محروم جامعه یعنی کارگران باشند.
در این راستا قرار است که لایحه یک فوریتی بیمه
اجباری کارگران ساختمانی با بیش از ۶۰ امضا در صحن علنی مجلس مطرح شود.
حمیدرضا حاجی بابایی با اشاره به اینکه دولت پیش
از این لایحه ای را به مجلس ارائه کرده بود تا بیمه اجباری کارگران
ساختمانی را داشته باشد، اظهار کرد: بر اساس این لایحه ۹ ماده ای، کارگران
شاغل در کارگاه های ساختمانی اعم از ایجاد یا توسعه ساختمان، تجدید بنا،
تعمیرات اساسی یا تخریب مربوط به ساختمان دارای کارت مهارت فنی از سازمان
آموزش فنی حرفه ای کشور و به ترتیب مندرج در این قانون و با نام نویسی و
اخذ کد ملی نزد سازمان تامین اجتماعی باید بیمه شوند.
وی با بیان اینکه به موجب این قانون کارگران شاغل
در کارگاه های ساختمانی تا زمان تحت پوشش قرار گرفتن همچنان از حیث خدمات
مشمول طبق قانون بیمه اجباری کارگران ساختمانی مصوب سال ۱۳۵۲ و اصلاحات
بعدی آن هستند و در صورت احراز شرایط از مزایای قانون یاد شده برخورد
خواهند شد، افزود: کارگران شاغل در کارهای ساختمانی در موارد ذیل از شمول
این قانون خارج هستند.
نماینده همدان خاطرنشان کرد: وزارتخانه ها،
سازمان ها، موسسات و شرکت های دولتی وابسته به دولت، موسسات عمومی
غیردولتی، شهرداری ها، بانک ها و موسسات عام المنفعه و نیز کارخانجات دارای
پروانه بهره برداری اعم از اینکه انجام کار را به پیمانکار واگذار نمایند و
یا خود انجام دهند، و نیز در مورد آن دسته از کارهای ساختمانی مشمول این
قانون که انجام آنها از طریق انعقاد پیمان به پیمانکار واگذار می شود، حق
بیمه کارگران پیمانکار براساس ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی وصول خواهد شد.
به گفته حاجی بابایی در خصوص تعهدات نیز این
لایحه به حوادث و بیماری ها، غرامت و دستمزد، ازکارافتادگی، بازنشستگی و
فوت اشاره می کند. هم چنین در رابطه با افراد خانواده بیمه شده نیز جهت
برخورداری از خدمات موضوع بند الف این ماده، طبق ماده ۵۸ قانون تامین
اجتماعی، در مورد بازماندگان طبق مواد ۸۱ و ۸۲ قانون یاد شده انجام می
گیرد.
وی با اشاره به بخش دیگری از این لایحه تصریح
کرد: در مواردی که کارهای ساختمانی مستلزم حق پروانه باشند مراجع مربوطه
مکلفند صدور پروانه و منوط به ارائه رسید پرداخت حق بیمه برای هر متر مکعب
در سطح زیربنا معادل چهار درصد حداقل دستمزد ماهانه سال برای پروانه به
حساب سازمان تامین اجتماعی اعلام خواهد کرد به حساب دولت واریز کنند. وی
افزود: درصورتی که کسی که باید پروانه را می گرفت و نتوانسته بگیرد، اگر
اتفاقی برای کارگر بیفتد، علاوه بر خسارت های وارده باید حق بیمه تامین
اجتماعی را نیز بپردازد.
این عضو هیات رییسه مجلس با اشاره به این که طبق
این لایحه حق بیمه سهم بیمه شده معادل ۷ درصد دستمزد ماهانه خواهد بود،
خاطرنشان کرد: در این لایحه دولت مکلف شده است معادل ۳ درصد ماخذ کسر حق
بیمه موضوع این ماده به عنوان سهم مشارکت خود به سازمان تامین اجتماعی را
پرداخت نماید و با توجه به اعلام تعداد کارگران تخمینی در سال دولت باید
این اعتبار را در بودجه سالیانه پیش بینی کند.
وی ادامه داد: هم چنین نقل و انتقال سابقه پرداخت
حق بیمه موضوع این قانون بین صندوق های بیمه و بازنشستگی بر اساس قوانین
مربوط انجام می شود.
نماینده همدان یادآور شد: مشمولان این قانون در
صورت دارا بودن یکی از شرایط زیر می توانند درخواست بازنشستگی نمایند;
۱) داشتن حداقل سابقه و سن مقرر در قانون تامین
اجتماعی،
۲) داشتن ۳۵ سال کامل پرداخت حق بیمه. میزان
مستمری بازنشستگی هم طبق قانون تامین اجتماعی تعیین می شود. بنابراین
مستمری از کارافتادگی جزئی و کلی، نحوه محاسبه و میزان آن و تعیین درجه
میزان از کارافتادگی جزئی و کلی تابع مقررات تامین اجتماعی خواهد بود. هم
چنین شرایط بیمه شده متوفی، بازماندگان واجد شرایط بیمه شده متوفی، نحوه
برقرای مستمری بازماندگان و سهم مستمری هریک از آنان طبق قانون تامین
اجتماعی خواهند بود.
به گفته وی، از تاریخ تصویب این قانون آن دسته از
مواد قانون بیمه اجباری کارگران ساختمانی مصوب ۱۳۵۲ و سایر قوانین مغایر
با این قانون لغو می گردد.
حاجی بابایی یادآور شد: این لایحه که به صورت
دوشوری به مجلس آمده به کمیسیون بهداشت و درمان رفته و شور اول آن تصویب
شده است.
وی افزود: با توجه به اینکه ممکن است مجلس امسال
نتواند این لایحه را به عنوان قانون مصوب کند، لذا برای اولویت بیشتر و
برای این که بتوان در طول ۲ ماه آینده به قانون تبدیل شود، ۶۲ نفر از
نمایندگان درخواست یک فوریت دادند.
در حالی که به گفته وزیر رفاه، ارائه پیشنهاد
بیمه اجتماعی کارگران روزمزد ساختمانی از سخت ترین و دشوار ترین کارهای
بیمه ای سال گذشته توصیف می شود و عبدالرضا مصری آن را از مترقی ترین و
بهترین کارهای صورت گرفته در حوزه بیمه ای می داند و این پیشنهاد با تصویب
نمایندگان مجلس و تایید شورای نگهبان تبدیل به قانون شد، اما با نظر خود
نمایندگان در حال حاضر در حالت تعلیق به سر برده و مسکوت مانده است.
در این راستا، نمایندگان مجلس در ادامه بررسی بخش
های هزینه ای لایحه بودجه سال ۸۷ مقرر کردند قانون بیمه های اجتماعی
کارگران ساختمانی در سال ۸۷ لازم الاجرا نباشد. درحالی که مجلس ۳۰ مرداد
سال جاری این قانون را تصویب کرد. نمایندگان مجلس با این استدلال که اجرای
این قانون مشکلات عدیده ای را به همراه دارد و باعث افزایش قیمت مسکن می
شود، مصوب کردند این قانون در سال ۸۷ لازم الاجرا نشود.
و اما این مصوبه مجلس هفتم مورد اعتراض و مخالفت
نماینده تهران و دبیر کل خانه کارگر قرار گرفت. علیرضا محجوب همان زمان
گفت: هنوز یک سال از گذشت تصویب این قانون در مجلس نمی گذرد و یکی از
افتخارات مجلس هفتم تصویب قانون بیمه های اجتماعی کارگران بود که امروز با
این مصوبه نقطه عکس آن طرح می شود اگر این گونه می خواستید این قانون را
تصویب نمی کردید و اما رییس مجلس وقت - حداد عادل - در پاسخ به محجوب گفت:
قانون بیمه های اجتماعی کارگران مغایر با انتظار کلی جامعه است. به دلیل
اینکه در هنگام بررسی این بند لایحه بودجه سال آتی در کمیسیون تلفیق مقرر
شد فعلا اجرای این قانون در کشور متوقف شود.
حداد عادل یاد آور شد: این بدان معنا نیست که
پرونده قانون بیمه اجتماعی کارگران بسته شود. رییس مجلس از طراحان این
قانون خواست تا با اصلاح قانون، طرحی اصلاحی با قید دو فوریت به مجلس ارائه
کنند تا این موضوع بار دیگر در دستور کار مجلس قرار گیرد.
البته مخالفت اعضای کمیسیون عمران مجلس و وزیر
مسکن، از مهمترین دلایل اجرا نشدن قانون بیمه کارگران ساختمانی عنوان شده
است; چرا که به گمان مسوولان، اجرای قانون بیمه کارگران روزمزد ساختمانی می
تواند، هزینه های ساخت وساز کشور و به دنبال آن قیمت مسکن را به طور
چشمگیری افزایش دهد. وزیر مسکن نیز دلایل مخالفت وزارت مسکن با اجرای این
قانون را برشمرد و گفت: بازار مسکن از افزایش عوامل مرتبط با بخش مسکن به
شدت تاثیر می پذیرد. محمد سعیدی کیا افزود: بیمه کارگران ساختمانی یکی از
موضوعاتی است که با اجرای آن قیمت ساخت و سازهای کشور افزایش پیدا می کند.
و اما رییس انجمن صنفی کارگران ساختمانی تهران و
حومه می گوید: کارگران ساختمانی در طول سال بیش از شش ماه کار نمی کنند و
در حقیقت نمی توانند که کار کنند و در این مدت هم همیشه با نیروهای انتظامی
درگیر هستند. قادر بدری، با اشاره به جمعیت ۳۰۰ هزار نفری این صنف در
استان تهران (بیش از ۱/۵ میلیون کارگر ساختمانی در کشور وجود دارد) چنین
اظهار داشت: دولتمردان به کارگر توجه لازم را ندارند و اگر هم گاهی صحبت از
کارگر می شود، در حد سخنرانی است. او افزود: تجربه چندین ساله به ما ثابت
می کند که مشکلات کارگری کاهش نیافته است، زیرا ۹۵ درصد کارگران صنفی بیمه
نیستند و با وجود گذشت بیش از دو ماه از تصویب قانون بیمه تامین اجتماعی در
مجلس، این قانون هنوز به مرحله اجرا در نیامده است.
بدری تاکید کرد: حتی اگر قانون کار ناقص باشد،
نمی توان ادعا کرد که با اصلاح آن مشکلات حل می شود، زیرا اگر این قانون به
صورت کامل اجرا می شد، بسیاری از مشکلات جامعه کارگری تا به حال برطرف شده
بود.
نکته جالب توجه در کش وقوس قانون بیمه کارگران
ساختمانی این بود که حق بیمه ای که از کارفرمایان بابت این بیمه دریافت می
شد، بلافاصله با افزایش سرسام آوری روبه رو شد و در حالی که در شرایط بیمه
کارگران تغییری رخ نداده بود ، حق بیمه دریافتی یک باره افزایش یافت. تا
آنجا که در بهمن ماه سال گذشته، کارفرمایان مشغول در بخش ساختمان، هنگامی
که برای گرفتن پروانه کار مراجعه کردند، ناچار به پرداخت حق بیمه بیشتری
شدند; حق بیمه ای که از کارفرمایان درخواست می شد، ناگهان ۳۳ برابر شده
بود و این افزایش نارضایتی عمومی سرمایه گذاران در بخش مسکن را در پی داشت.
بنابراین یکی از تبعات تصویب قانون بیمه کارگران ساختمانی زمانی خود را
نشان داد که خود آنها هنوز طعم بیمه را نچشیده بودند.
در همین حال سرپرست دفتر برنامه ریزی بیمه های
اجتماعی وزارت رفاه و تامین اجتماعی با اشاره به اتفاقات رخ داده در تصویب و
اجرا نشدن قانون بیمه کارگران روزمزد ساختمانی در سال جاری و تاثیر آن بر
افزایش قیمت مسکن، گفت: بیش از آنکه واقعیات عملی این قانون بر افزایش قیمت
مسکن تاثیر داشته باشد، جو روانی آن اثرگذار بوده است. صمدا... فیروزی با
طرح اینکه اگر در یک کارگاه نانوایی، کارفرمایی ۲۰ درصد سهم بیمه کارگرش را
بپردازد، بدان معناست که بیمه باعث گرانی نان شده است، افزود: بر اساس
فرمول موجود، حداقل دستمزد کارگر از ابتدا تا انتهای یک پروژه ساختمانی و
به ازای هر مترمربع، بیش از ۵هزار تومان در سال گذشته محاسبه شده بود که
این رقم در سال جاری به بیش از شش هزار تومان می رسد. حال اگر فرض کنیم حق
بیمه پرداختی توسط کارفرما به ازای هر کارگر و هر متر مربع ساختمان هفت
هزار تومان باشد، این رقم به کجای ساختمان برمی خورد. وی ادامه داد: نمی
گوییم این رقم در قیمت تمام شده ساختمان اثر ندارد، اما این تاثیر به حدی
نیست که یک مرتبه قیمت تمام شده مسکن را زیر و رو کند. از سوی دیگر این
افزایش باید با خطرهای پیش روی یک کارگر سنجیده شود که کدام یک حایز اهمیت
است. وی مشکل عمده پیش آمده را اطلاع رسانی نادرست دانست و تصریح کرد: به
دلیل اطلاع رسانی نادرست، احساس شده بیمه این قشر باعث گرانی مسکن می شود;
در حالی که ضرورت اجرای این قانون بسیار بیشتر از حد تصور است. فیروزی در
پاسخ به اینکه یکی از اثرات ابتدایی قانون پس از تصویب آن، افزایش قیمت
صدور پروانه ساختمانی بوده که با اعتراضاتی همراه شده بود، بیان کرد: این
موضوع نیز به خاطر اطلاع رسانی نادرست است; به طوری که می توان برای آن نیز
راهکار درستی تعریف کرد، مثلا تمامی هزینه صدور پروانه ساختمانی را یکجا
مطالبه نکرد که این پیشنهاد در حال بررسی است. وی تصریح کرد: در حال حاضر
با همکاری سازمان تامین اجتماعی در حال بررسی برای منطقه ای کردن بیمه
کارگران ساختمانی هستیم تا بدین ترتیب حق بیمه کارگران بر حسب متراژ
ساختمان یا منطقه محاسبه شود. وی عنوان کرد: سعی داریم هر چه زودتر
اصلاحیه بیمه کارگران روزمزد ساختمانی را آماده و به هیات دولت ارسال کنیم
که این اصلاحیه هم اکنون در حال تدوین است. فیروزی درباره ابلاغ قانون
بیمه کارگران ساختمانی توسط رییس جمهور اظهار کرد: آنچه از طرف رییس
جمهوراعلام شد، ابلاغ قانون تصویب شده در مجلس بود. حکم اجرایی قانون
مستلزم آیین نامه ای است که باید تدوین شده و به تصویب هیات وزیران برسد،
تا قابلیت اجرایی پیدا کند. وی افزود: توقف بیمه کارگران ساختمانی به
معنای منتفی شدن قانون نیست، بلکه سعی داریم، با توجه به شرایط آن را به
گونه ای تعدیل کنیم که اصل قضیه زیر سوال نرود; چرا که این قانون یکی از
دستاوردهای ارزشمند نظام و دولت است که باید حفظ شود و استمرار یابد.
فیروزی خاطرنشان کرد: مدعی نیستیم بهترین قانون را نوشته ایم و کسی نیز
ادعا نکرده این کار بدون نقص است، باید کار را انجام داد، سپس عیب های آن
را برطرف کرد.
● با تمام این شرایط، کارگر یعنی چه ؟!
اگر بخواهیم بدون غرض در خصوص افرادی که سخت ترین
کارها را انجام می دهند و کمترین دستمزد را می گیرند اظهار نظر کنیم باید
بگوییم که کارگر یعنی کسی که مجبور است نیروی کارش را بفروشد، اضافه ارزش
تولید کند، به دلیل فروشنده نیروی کار بودن از هر نوع حق و حقوق انسانی
محروم است و در یک کلام کسی که از زمین و آسمان آماج هجوم سرمایه و سرمایه
دار است. این ها دردهای همه کارگران دنیاست. اما این روند وقتی به طبقه
کارگر ایران و جوامعی چون ایران می رسد ابعادی نامناسب تر به خود می گیرد.
در درون خود این جوامع نیز در برخی حوزه ها استثمار نیروی کار ضدانسانی تر
می شود و بالاخره وقتی به حوزه هایی چون ساختمان می رسد به طور واقعی
غیرقابل تحمل می گردد. بدین معنا که کارگر ساختمانی از همان بیمه اجتماعی
ابتدایی برخی از کارگران بخش های دیگر هم برخوردار نیست. سوابق کار او هیچ
مجوزی برای محاسبه حق بیمه اش حساب نمی شود. بیمه دوران پس از مرگ برای
تامین معاش خانواده که به ورطه فساد نیفتند، از کارافتادگی، بازنشستگی و هر
آنچه که نشانه ای از حقوق انسانی داشته باشد به او تعلق نمی گیرد. کار
کارگر ساختمانی سخت ترین کارهاست، سوانح حین کار در این بخش از همه جا
بیشتر است. مرگ کارگران در حین کار از همه جا گسترده تر و هولناک تر است.
با همه این ها، کارگران بخش ساختمان تا امروز از هیچ بیمه ای برخودار نبوده
و نیستند. در سال های اخیر فشار اعتراضات کارگران، دولت را مجبور کرد که
بالاخره ولو در سطح متعارف دست به تنظیم برگه ای زیر نام «قانون بیمه
کارگران ساختمانی» بزند. آنچه دولت و وزارت مسکن آماده کرده بود راهی مجلسی
شد که موظف بود بر ناکارآمدی ها سرپوش بگذارد و با وجود تورم کمرشکن و
معضلات فراوان، حتی یک بار هم تن به استیضاح وزرایی که احمدی نژاد بیکارشان
کرد، نداد. این که اگر مصوبه دولت از توشیح مجلس نشینان می گذشت چه چیزی
عاید کارگر ساختمانی می شد، معلوم است. اما کاراین مصوبه حتی به توشیح
مجلسیان هفتم نیز نرسید و به محض طرح موضوع در نهاد قانون پردازی سرمایه،
حاکمان مجلس یکباره غوغا به پا کردند که تصویب قانون بیمه کارگران ساختمانی
موجب گرانی بیش از حد مسکن خواهد شد. این که چرا باید کلیه عوامل بنیادی
موثر در افزایش بهای مسکن را پنهان ساخت و سپس پای اثرات بیمه کارگر
ساختمانی را به این معادلات بازکرد، به راستی موضوعی است که جز کارگرستیزی
هیچ چیز دیگری نمی تواند آن را توجیه کند.
از روز گاران کهن موجودات در پی یافتن و بدست آوردن قلمرو
زندگی بزرگتر بودند و این ویژگی در میان بیشتر موجودات به ویژه گیاهان،
جانوران و انسان وجود داشته است. گیاه در پی افزودن ریشه خود در خاک و
افزودن برگها است...
کارآفرینی، کار آفرینی نیست ،
کارآفرین ارزش آفرینی است یعنی کسیکه ارزش می آفریند.
از روز گاران کهن موجودات در پی یافتن و بدست
آوردن قلمرو زندگی بزرگتر بودند و این ویژگی در میان بیشتر موجودات به ویژه
گیاهان، جانوران و انسان وجود داشته است. گیاه در پی افزودن ریشه خود در
خاک و افزودن برگها است.تا بیشتر و بهتر نور و غذا بگیرد و رشد کند.
جانوران در پی افزودن قلمرو خود در جنگل و یا در میان دیگر حیوانات هستند و
هر یک به شیوه ای کوشش می کنند. در میان انسانها نیز از دیر زمان به فکر
افزودن قلمرو زندگی خود بوده اند چون پیشرفت و بهبود را در گرو آن می
دانستند.
معنای کار آفرینی
سخن گفتن درباره کارآفرینی از مواردی است که پی
در پی شاهد آن هستیم و عموما هم معناهای متفاوتی از آن وجود دارد، اما
ببینیم کار آفرینی از نگاه " سازمان بین الاملی کار " چیست ؟
در پاسخ باید گفت یکی از مفاهیم پایه ای کار
آفرینی آن است که چیز با ارزشی به دیگران عرضه نمایید. هر چه مردم احساس
نیاز بیشتری به کالا یا خدمات شما داشته باشند، پاداش شما بیشتر خواهد بود.
اگر کارتان کمک به دیگران ، یا بالا بردن زندگش آنان است، در خدمت نیازهای
جامعه هستید. معنای کارآفرینی همین است.
ذهنیت روشن و یا تا حدودی روشن از زندگی دارد. او
فرد بالغی است که به خود آ موخته با هر تجربه ای برخوری سالم داشته باشد.
● ذهنیت کار آفرینی
کار آفرین ذهنیت روشن و یا تا حدودی روشن از
زندگی دارد. او فرد بالغی است که به خود آموخته با هر تجربهای برخورد سالم
داشته باشد.
کار آفرین کسی است که می داند چگونه از کار احساس
رضایت کند او به دستاوردهای خود میبالد، پس شما هم نسبت به کار خود ذهنیت
مثبتی نشان دهید، چون این به موفقیت شما کمک می کند. کار آفرین کسی است که"
تصویر بزرگ " را می بیند و از بالا به مساله نگاه می کند. خوش خلقی کمک
می کند تا سلامت فکر حفظ شود، جدی بودن بیش از اندازه زیان آور است و می
تواند به کارتان لطمه بزند،ابزار خوش طبعی موجب گسترش خوش بینی و ایجاد
محیط آرام و بی تنش می گردد و بر دیگران تاثیر می گذارد، به شکل خلاصه بر
خورد ذهنی درست با کار، بسیار مهم است. کار آفرین موفق از کارش لذت می برد و
کاملا متوجه کاری است که می کند، ذهنیت مثبت باعث می شود شغل او به کاری
بر انگزاننده، جالب و ثمر بخش تبدیل شود .
● زمانبندی مطالعات کارآفرینی
روند تحول زندگی را به شکلهای دیگری نیز می توان
بیان کرد. اما آنچه که در تمامی تحلیل ها باید مورد توجه قرار گیرد عامل
عامل تغییر می باشد. در واقع همان نیرویی که پیشرفت مادی و غیر مادی را سبب
شده و به انجام رسانده است.
امروز بر همگان آشکار شده است که این عامل تغییر
(ارزش آفرینان) از ابتدا تا کنون وجود داشته و به احتمال زیاد در آینده نیز
تغییراتی توسط کارآفرینان صورت خواهد پذیرفت، به طور کلی کارآفرینی بعنوان
عامل تغییر می تواند به خلق کسب و کار جدید و یا توسعه کسب و کار قدیمی به
کوشش فرد یا گروههای کوچک گفته شود.
دو موج وسیع کارآفرینی را به جلو رانده است:
▪ موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در
جهارچوب انتشار کتابهایی دربارة زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکتهای آنها و
چگونگی ایجاد کسب وکار شخصی و شیوه های آن می باشند.
▪ موج دوم: که به تدریج ایجاد گردیده است ارائه
رشته های آموزشی کارآفرینی (در مقاطع تحصیلی گوناگون) است. این دوره ها از
اواخر دهة ۱۹۶۰ در چند دانشکده آغاز شده و تاکنون در بیش از پانصد دانشکده
زمانی اینکار با قدرت کم و قلمرو کوچکی از جهان صورت می گرفت که به شکل
کشور کشایی توسط قومها وقبیله های کوچک و بزرگ ظاهر می شد. هر چه دامنه
قدرت افزایش می یافت افراد به فکر کردن بخشهای بزرگتری از جهان می افتد که
جنگهای خانمان سوز اول ودوم ویا لشگر کشیهای چنگیز و اسکندر و ... از آن
جمله بود و اکنون هرچه به سمت آینده پیش رویم شاهد حرکت از کشور کشایی بسوی
بازار گشایی داخلی و بازارگشایی جهانی هستیم.امروز فرماندهان کهن دیروز که
با زور و شمشیر و یا توپ و زیر دریایی به کشور گشایی و جهان گشایی می
پرداختند.جای خود را به افرادی داده اند که برخی به آنها لقب
(بازاردان-مدیران-کارآفرینان)را داده اند.
● اهمیت رفتار و نگرش
اکثر مردم شرایط را حاکم بر زندگی خود می دانند،
حال آن که کار آفرین از رفتار و نگرش خود بهره می گیرد تا شرایط را مهار
کند. ذهنیت مثبت کمک می کند تا فکر خود را بر فعالیت ها و رویدادهای مورد
نظر و بر نتایجی متمرکز سازید که امیدوارید به آنها دست یابید.
حتی در تجربیات منفی چیزهای مثبتی هست. باید نسبت
به هر رویدادی ذهنیت مثبت داشته باشید و از هر تجربه ای نفع آن را جستجو
کنید.
▪ اندیشه و فکر خود را تنها بر پرداختن به فعالیت
های مثبت متمرکز کنید.
▪ اهداف مثبتی را در کار خود بر گزینید.
▪ با کسانی که کار آفرینانه می اندیشند و عمل می
کنند رفت و آمد کنید، چون این احتمال وجود دارد که برخی از اندیشه ها، طرز
فکرها و دفتار این افراد را کسب نمایید.
▪ توجه داشته باشید که مهار ذهنتان در دست شماست و
از بار آوری آن بهره می گیرید.
▪ اگر فکری نتیجه دلخواه به بار نمی آورد از
اندیشیدن درباره آن و با در صورت لزوم رها کردن نهراسید.
▪ محیط کار شما بر عملکرد شما تاثیر دارد، اگر
محیط کاری یا زندگی شما مناسب نسبت به محیط دیگری بروید که مثبت تر باشد و
به دستیابی به اهداف مورد نظرتان بیانجامد، اما همواره به خاطر داشته باشید
که مهم ترین محیط فکری و فضای درون جمجمه شماست.
▪ با کار کردن، تنش های ذهنی را از خود دور
سازید، افکار خود را برمساله خاصی متمرکز سازید، همین که به تصمیم رسیدید
برای حل مساله دست به کار شوید.
● و در آخر اینکه برای روبهرو شدن تنش ها توجه به
نکات زیر ضروری است:
۱) میانه روی در خوردن و نوشیدن
۲) ورزش و استراحت کافی
۳) خودداری از استعمال دخانیات
۴) جدا کردن امور " مهم " از امور " فوری " و از "
سایر " امور در گام نخست رسیدگی به مسایل " مهم " با دست زدن به عمل به
جای نگرانی و پیش بینی برنامه های برای وضعیت های احتمالی به منظور مقابله
با " بدترین " " بهترین " و "محتمل ترین " ..... حالت های ممکن و در پایان
این که:
در کاهش تنش ها به یاد داشته باشید که کار خود را
باید با حوصله بر نامه ریزی کنید و بکوشید تا بر اساس برنامه پیش بروید.
● کار آفرین بازاردان
دیدگاهی که " بازاریابی " را برابر " فروش " می
داند، نه تنها نزد گروه بزرگی از مردم عادی، که نزد بسیاری از دست
اندرکاران بازرگانی هم درست پنداشته شده است. اما در حقیقت این چنین نیست.
هر چند فروش برخی از " بازاردانی " یا مدیریت در
بازار است؛ ولی بازار یابی یا آنچه که ما بدان بازاردانی می گوییم، مفهومی
بس گسترده تر دارد.
یک " ارزش آفرین بازاردان " وظیفه دارد نیازهای
بر آورده نشده را شناسایی کرده و برای آنها پاسخ مناسبی بیابد.
هنگامی که این کار درست انجام شود، مردم محصول
تازه را خواهند پسندید و ستایش از آن محصول با شتاب دهان به دهان می شود و
فروش هم به آسانی پیش می رود. اما تا افراد در جستجوی شناخت درست نیازهای
مصرف کنندگان خود نباشند و تولید مناسبی صورت نگیرد، فروشی هم در کنار
نخواهد بود. پس می توان این گونه گفت که بازاریابی را نمی توان برابر با
فروش پنداشت. زیرا این فعالیت (بازاردانی-marketing ) خیلی بیشتر از آنکه
سازمان محصولی تولید کرده باشد، آغاز می شود.در حقیقت "بازاردانی" مشق شب و
تمرینی است که کارآفرینان (ارزش آفرینان) به یاری آن نیاز مردم را ارزیابی
می کنند و علاقه مندی آنان می سنجند، فرصت ها را شناسایی می کنند و فروش،
پس از تولید محصول مورد نیاز بازار، پا به میدان می گذارند.بازاردانی در
جریان چرخه زندگی محصول (product life cycle ) به کار خود ادامه می دهد،می
کوشد تا مشتریان تازه ای بیابد کار آیی و اثر بخشی محصول را افزایش می دهد،
از نتیجه گیری روند فروش چیزهای تازه ای بیاموزد، و سرانجام موجب تکرار
خرید محصول شود. بسیاری از کارآفرینان و دست اندرکاران بازاردانی از رفتار
برخی مدیران مالی سازمان گله مند هستند زیرا بازاردانی را نه سرمایه گذاری
که نوعی هزینه می پندارند و بیش تر در چستجوی نتیجه گیری های کوتاه مدت
هستند (۲۰۰۰ وPhilip Kotler ) در حالی که بهتر است رویکرد و تمرکز بر
برنامه های دراز مدت معنی دار باشد. اشتباه دومی که معمولا در بسیاری از
سازمان ها وجود دارد این است که واحد بازاردانی را بیش تر یک واحد اداری می
دانند. یک دیدگاه کوتاه بینانه دیگر این است که
بسیاری(بازاردانی-Marketing ) را تنها یک واحد معمولی در هرم سازمانی می
دانند که می تواند نقش مهمی درماندن یا ازدست رفتن شرکتها داشته باشد. یکی
از کارآفرینان برتر جهان گفته مشهوری دارد.
او می گوید:بازاردانی آنچنان در کارآفرینی اهمیت
دارد که نمی توان اداره آن را تنها به واحد بازاردانی وا گذاشت. او در
ادامه می گوید: یعنی آنقدر این واحد پر اهمیت است که مدیر عامل خود باید
هدایت آن را بر عهده گیرد. به زبان ساده تر، یعنی همه واحدها در یک شرکت می
باید نسبت به مشتری و مصرف کننده خوب عمل کنند. چون نتیجه رفتار آنها بر
درآمد نهایی شرکت اثر می گذارد. بسیاری از کارآفرینان (ارزش آفرینان) می
پندارند که در دنیای رقابتی امروز، تمایز کردن خود از دیگران خیلی دشوار
است (بی تردید چنین است) ولی چنانچه هوشمندانه رفتار کنیم، راهی تازه برای
خدمت بهتر و عرضه سودمندی های تازه به مشتریان پیدا می شود. نباید فراموش
کرد که جوهره ارزش آفرینی در اقتصاد امروز توانایی بهره گیری هوشمندانه از
خلاقیت و نوآوری درونی مان است،اندیشمندانه بیندیشیم.
● ویژگیهای افراد خلاق و نوآور
افراد از نظر خلاقیت متفاوت هستند، افراد خلاق
شاید از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار هستند و ممکن است هنگام بروز مسئله
راه حلها ی گوناگون پیشنهاد کنند، آنها ساعتهای طولانی کار می کنند و می
کوشند تا به کارهای سخت دست بزنند و درمدد حل مسائل گوناگون ساده یا دشوار
برمی آید. افراد خلاق بیش از آنکه پاداشهای حاصل از موفقیت عمل کنند به نفس
پیشرفت وپیروزی می اندیشند و همیشه تلش می کنند کارهای خود را به بهترین
شکل ممکن انجام دهند. افراد خلاق و نوآوردر پی فرصتهایی هستند که بیشتر
افراد و مدیران معمولاً نمی توانند آنها را ببینند.این افراد تمایل دارند
مستقل باشند، آنها ممکن است دستورات را نادیده گرفته و از دستورات سرپیچی
کند.آنها ممکن است بینش خاصی را دنبال کنند و ممکن است پارا از شرح شغل
رسمی خود فراتر گذارند.آنها با شور و اشتیاق اما به طور واقع بینانه اهدافی
را دنبال کردند و قادرند نتایج حاصل از نو آورینشان را تشخیص دهند.آنها می
توانند گامهای لازم برای تبدیل ایده یا اندیشه به واقعیت را تدوین و اجرا
نمایند.آنها اهل عمل بوده و منتظر صدور مجوز شروع نمی مانند.به طور کلی می
توان گفت که افراد خلاق و نوآور دارای ویژگی های زیر هستند.
▪ بخش زیادی از وقت و انرژی خود را صرف توجه دقیق
به اطراف خود می کنند.
▪ از کنجکاوی فوق العاده برخوردار بوده و در
جستجوی موضوعات تازه و ناشناخته و عجیب هستند به همین دلیل آنها پرشسهای
بیشتر و پیچیده تری را در مقایسه با افرادی که از توانایی خلاقیت کمتری
برخوردار هستند مطرح می کنند.
▪ آنها نه برای پاداش بلکه بدلیل دست یافتن به
بینش و هدف خود بر انگیخته می شود.
▪ آنها انعطاف پذیر بوده و توانایی تعقیب و
دستیابی به راه حل مشکل را از راههای گوناگون دارا می باشد.مدیریت افراد
خلاق در سازمانها دشوار است. آنها اگرچه به دستور گرفتن از دیگران اعتقاد
ندارند ولی نیاز مبرم به پذیرفتن، واقع شدن دارند زیرا این احساس برای آنها
آرامش خاطر ایجاد می کند. افراد خلاق و نو آور ممکن است گروههای مختلفی را
تشکیل داده که باید توسط رهبر و مدیری خلاق نیز دارا شود.
● برخی ویژگیهای کارآفرینان (ارزش آفرینان)
۱) خلاقیت و نوآوری
۲) تجربه گذشته کارآفرینان
۳) نیاز به پیروزی یا توفیق طلبی
۴) مرکز کنترل
۵) تمایل به خاطره پذیری
۶) تحمل ابهام
۷) پشتکار
۸) شرایط کودکی کارآفرینان فردی
ادیسون می گوید: چاره هر کار ۹۹% تلاش و کوشش و
عرق ریختن است وتنها ۱% الهام و شانس می باشد.
و انیشتن می گوید: هر پیروزی نیازمند ۹۰% تلاش و
کوشش و تنها۱۰% الهام و شانس می باشد.
تا به حال موضوعاتی چون کار ،
اشتغال ، معاش پایدار، فقر و محرومیت اجتماعی از دیدگاه مادی مورد بحث قرار
گرفته اند . دیدگاه مادی بدون شک مهم می باشد اما از آنجاییکه انسان دارای
بعد غیر مادی نیزمی باشد ضرورت بکارگیری دیدگاههای غیرمادی نیز احساس می
شود.برای مثال معادل گرفتن توسعه با رشد اقتصادی پیامدهای جبرانناپذیری در
پی داشته است خصوصا اینکه رشد اقتصادی بسیار ناموزون است .
در بخشهایی از جهان ، کارگران به سطح بالایی از
رفاه مادی دست یافته اند در حالیکه در جاهای دیگر ، بردگی، کار کودک ،
بیگاری ، نقض حقوق بشر هنوز وجود دارد و میلیونها نفراز گرسنگی و بیکاری و
درآمد روزانه کمتر از یک دلار رنج می برند. در پا رادایم اقتصادی نئو
لیبرال جهانی که مقررات زدایی، خصوصیسازی ، مصرفگرایی و بازار آزاد از
ویژگیهای آن است ; سود، سرمایه و ثروت بر انسان ارجحیت دارد. سرمایه داری
نظارت بر منابع را به مالکیت آن تقلیل داده و موجب تغییر نقطه تمرکز مالکیت
خصوصی از نیاز به حرص شده است این مسئله، کار را به حوزه استثمار تبدیل
کرده است. اگرچه مالکیت خصوصی ابزار تولید مجازاست ولی آن ابزار نباید به
زیان نیروی کار بکار رود .
تنها شکل مجاز تصرف جایی است که ابزار در خدمت
نیروی کار قرار گیرد زیرا کار دارای ارزش و اهمیت بیشتر، اجتماعی تا کاملا
اقتصادی در ارتباط با دیگران می باشد. نظام اقتصادی فعلی بر اساس ارزش های
تحریف شده ای واقع شده که در آن ارزش به واحدهای پولی و کمی تقلیل یافته
است نیروی کار به عنوان عامل هزینه تلقی شده که به منظور افزایش سود
سهامداران ( تولید کننندگان ) باید کاهش یابد .چنین نظم اقتصادی غیرعادلانه
تلقی می شود حتی اگر منجر به تولید انبوه کالا شود. مشکلاتی که به سبب
دیدگاه مادی ایجاد می شود نه فقط مادی بلکه اساسا اخلاقی می باشد . به همین
دلیل در جایی ، بسیاری از مردم از گرسنگی ، بیکاری ، فقر و محرومیت رنج می
برند و در جایی دیگر فراوانی ، ثروت اقتصادی و رفاه وجود دارد. تقلیل
نیروی کار به سرمایه ( به عنوان عامل هزینه ) که توسط انقلاب صنعتی ایجاد
شد و بوسیله بازار جهانی فعلی تداوم یافت منجر به محرومیت و گسستگی افراد
از خانه ، خانواده و جامعه گردیده است که در جامعه در قالب گروههای طرد
شده مانند مهاجران ، دهقانان بی زمین ، افراد بیکار و فاقد حق رای و
کسانیکه جایگاه قانونی ندارند و اغلب در شرایط نامساعد و عمدتا در بخش
اقتصاد غیر رسمی مشغول بکارند، دیده می شوند.
آنها از احترام و منزلت در ارتباط با دیگران
محروم هستند و فاقد جایگاه در اجتماع می باشند . چنین افرادی از احساس
یگانگی با جهان هستی نیز محروم هستند. آینده روشنی برای چنین جامعه ای وجود
ندارد . وقتی ارتباط گروهی از افراد با جامعه و جهان هستی گسسته می شود
درنتیجه دامنه بحران های ایجاد شده ناشی از فقدان کار شایسته به محیط
زیست نیز کشیده می شود دیگر محیط زیست به عنوان موهبتی که باید حفظ شود
تلقی نمی شود و توسعه و پیشرفت فاقد معنویت دستاورد نسل خود محور فعلی می
گردد.
● کار شایسته از منظر دیدگاههای مادی و اقتصادی
از دیدگاه اقتصادی و مادی ، انسان تولیدکننده
کالا و تامین کننده معاش است اما از زاویه اخلاقی و معنوی ، کار عامل رشد
خلاقیت و تکامل فرد و ایجاد خیرهمگانی محسوب می شود.تاکید بر ابعاد توسعه
انسانی به جای توجه صرف به ابعاد کمی (مادی) سبب ایجاد دیدگاه جامع تری به
کار می شود .مفهوم کیفیت فراتر از جنبه های مادی (مانند حداقل درآمد ،
ایمنی شغلی و محیط کار سالم ) است . کیفیت از طریق توجه به همه جنبه های
انسان ایجاد می شود . البته تاکید بر جنبه های اخلاقی و معنوی کار بدون
ملاحظه دغدغه های مادی افراد گمراه کننده است .
نیازهای اساسی مانند خوراک ، پوشاک ، مسکن ،
بهداشت و امنیت باید تامین شود تا فرد قادر به رشد بعد معنوی و اخلاقی
زندگی اش شود . بعد کمی و کیفی انسان دو وجه از واقعیت وجود انسان است نه
دو جزء متمایز در زندگی فرد که باید به ترتیب منطقی ارضا شود .
● کارشایسته از دیدگاه دینی و مذهبی
تمام ادیان و مذاهب ارزش والایی را برای کار به
دلیل ماهیت معنوی آن قائلند .کار به عنوان فعالیت بشری دارای سه جنبه فردی
(تحقق خود ) ، اجتماعی ( پل ارتباطی بین فرد و جامعه ) و معنوی ( رسیدن به
سعادت و یکی شدن با عالم وجود) می باشد. کار مبنای ارتباط بین فرد و جامعه
است . فرد نه فقط برای خودش بلکه برای اعضا خانواده ،اجتماع ، کشور و جامعه
بشری کار می کند . کار همبستگی با جامعه را تقویت می کند .جامعه زمانی می
تواند هماهنگ باشد که اعضایش با یکدیگر و برای یکدیگر کارکنند . کار جزء
بنیادی ثبات خانوادگی است .
کار با صلح همراه است. جامعه ای که در آن کار به
اندازه کافی وجود ندارد تهدیدی برای صلح محسوب می شود . کار نباید عامل
جداکننده افراد از یکدیگر باشد بلکه باید عامل وحدت بخش افراد به عنوان
دوست وهمکار برای رسیدن به سعادت همگانی درنظر گرفته شود . فرد محور
ارتباطات انسانی است و وظایف و مسئولیت هایی در قبال اطرافیانش مانند
والدین ، کودکان ، دوستان ، همکاران و دیگران دارد. پیشرفت فرد باید در گرو
کمک فرد به جامعه و اجتماع بزرگتر در نظر گرفته می شود هر نوع کاری باید
به عنوان منبع کمک بالقوه به جامعه و جهان تلقی شود و ثمرات کار به جای
اینکه در خدمت مطامع فردی قرار گیرد باید متوجه توسعه جامعه شود.کار خدمتی
است که به دیگران ارائه می شود و فراتر از توسعه ظرفیت های خود فرد است و
با آفریدن و بخشیدن همراه است.از آنجاییکه خدمت با مهربانی نسبت به دیگران
بدون انتظار پاداش مادی یا نفعی برای خود همراه است ، عملی نوعدوستانه تلقی
می شود . پاداش چنین عملی تعالی و عظمت روح است که قابل اندازه گیری با
هیچ ابزار مادی نیست . خدمت کیفیت رابطه افراد با یکدیگر را بالا می برد .
اگر آنچه را که فرد تولید می کند هدیه ای از سوی
خداست پس نمی توانیم به سادگی آن را تماما به عنوان دارایی شخصی تلقی کنیم
بلکه کار فرد نیز باید هدیهای برای دیگران باشد . همه ادیان قاطعانه از
بعد اخلاقی کار حمایت میکنند. بعد اخلاقی کاربه مسئولیت و تعهد افراد و
جوامع در قبال دیگران درمحیط کار ، خانواده و جامعه اشاره میکنند.
در همه ادیان کار شایسته به معنای حفظ کرامت
انسانی زن و مرد و توانایی آنها برای کسب معیشت و زندگی شایسته تعریف می
شود. چنین کاری فرد را قادر می سازد تا خود را به عنوان یک انسان کامل
شکوفا کند و مهارتها ، شخصیت ، خرد و توانایی های بالقوه اش را بروز دهد و
توسعه بخشد ودر زندگی اجتماعی مشارکت نماید از این حیث کار قابل مقایسه با
زمین و سرمایه نیست. زندگی فقط از طریق تلاش و کار ساخته نمی شود بلکه
موهبتی از سوی خداوند نیز است . کار حرف آخر را در زندگی افراد نمی زند
زیرا آنچه که افراد تولید می کنند ترکیبی از تلاش و کار خودشان و رحمت و
لطف خداوند است . منزلت فردی می تواند از طریق زندگی خانوادگی ، هنر ، مذهب
، موسیقی و ادبیات نیز کسب شود بنابر این کسانیکه فاقد توانایی کار هستند
مثل کودکان ،معلولین ، افراد سالمند و بیمار نباید از منزلت ذاتی شان محروم
شوند.افراد قبل از اینکه کارگر باشند انسانند . حفظ منزلت یک اصل است و
بر کار مقدم است در حقیقت کار باید اجازه ظهور منزلت افراد را بدهد. به
کار نباید بیش از اندازه بها داد و کار نباید به عنوان تنها منبع منزلت
انسان در نظر گرفته شود. تقدم کار بر فرد به این معناست که ارزش انسان
اولویت دارد و مستقل از شکل و نوع کاری است که انجام می دهد.
بیکاری یا کار ناشایسته سبب می گردد فرد از خود ،
جامعه و جهان هستی (خدا) بیگانه شود .این مسئله ممکن است پیامد فقدان
فرصت های شغلی کافی ، حمایت اجتماعی لازم و نادیده گرفتن حقوق کار و ضعف
گفتگوی اجتماعی باشد . بیکاری و یا کار ناشایسته مانع تجلی منزلت ذاتی فرد
می شود و منجر به احساس حقارت و از بین رفتن خصائل انسانی می گردد. بیکاری ،
نابرابری جنسیتی ، بردگی و کار کودک منافی ارزشهای انسانی و منزلت در نظر
گرفته میشود. عدم دستیابی به کارشایسته به معنای عدم دستیابی به منزلت
انسانی است.
● اصول کار شایسته ILO
چهارچوب مفهومی کارشایسته برای اولین بار در سال
۱۹۹۹ در گزارش هیات مدیره کنفرانس بین المللی کار در هشتاد و هفتمین نشست
عنوان شد . اعلامیه های بین المللی مانند اعلامیه Dumbarton Oaks و
اعلامیه فیلادلفیا ( مصوب ۱۹۴۴) نیز به بعد معنوی کار اشاره می کنند
.اعلامیه های فوق بر این اصل تاکید دارندکه همه افراد بدون توجه به نژاد ،
عقیده و جنسیت حق مطالبه رفاه مادی و معنویشان را با حفظ آزادی ، منزلت ،
امنیت اقتصادی و فرصت برابر دارند. لذا سیاست های ملی و بین المللی تنها در
شرایطی باید مورد قبول واقع شوند که اجرای آنها سبب افزایش و نه مانع
دستیابی به اهداف بنیادی فوق شوند.
مولفه های اصلی کار شایسته در اعلامیه حقوق
بنیادین ILO (۱۹۹۸) عبارتند از :
حق آزادی انجمن و ایجاد تشکل جمعی ، حذف همه
اشکال کاراجباری و بیگاری ، منع جدی کار کودک ، حذف تبعیض در شغل و
حرفه.ILO معتقد است کار شایسته نه تنها سهم مهمی در توسعه پایدار دارد
بلکه به خودی خود هدف مهمی محسوب می شود و ترویج آن می باید در دستور کار
کشورها قرار گیرد.
شایستگی را می توان تحقق منزلت انسانی در یک
زمان و مکان خاص تعبیر کرد در نتیجه استاندارد و دیدگاه یکسانی در میان
افراد در جاهای مختلف وجود ندارد. تدوین استاندارد یکسانی از کار شایسته
مشکل است زیرا شرایط کار از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است به همین
منظور آگاهی از زمینه تاریخی و الگوی اشتغال که نحوه معیشت افراد را مشخص
می سازد مهم است. به منظور تحقق کار شایسته در یک طیف جهانی ، سیاست ها
باید با نظام های ارزشی ونگرش های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و محلی
سازگار شود تا موجب کسب درآمد کافی ، حمایت اجتماعی مناسب و امنیت و برابری
جنسیتی طبق انتظارات و درکهای مختلف ناشی از زمینه های متفاوت اقتصادی ،
اجتماعی و فرهنگی شود.
● مدل اندازه گیری کار شایسته
بطور کلی در خصوص تدوین مدلی برای کار
شایسته باید سه سطح کلان ، میانی و خرد مد نظر قرار گیرد.درسطح کلان هدف
کار شایسته می تواند بر حسب ایجاد قوانین ، مقررات و نهادهایی تعریف شود که
امکان کار کردن را برای تمام افراد جوامع بدون تشویش و نگرانی ، در امنیت
مناسب وبا فرصت رو به رشد و مداوم برای توسعه فردی ، در عین حال برخوردار
از درآمد مکفی برای حمایت از خود و اعضای خانواده شان فراهم می سازد .
درسطح میانی یا سطح کارگاه محیط کارشایسته به معنای ایجاد امنیت مناسب برای
کارگران می باشد که به موازات آن کارایی بنگاه نیز افزایش می یابد.در سطح
خرد کار شایسته به داشتن فرصت مناسب برای کار به داشتن فرصت مناسبی از تمام
اشکال امنیت مربوط به کار تاکید دارد.
تدوین مدلی که از طریق آن بتوان کار شایسته را
از کار ناشایست تمییز داد ضروری می باشد این مدل می باید بر اساس
استانداردهای ارزشی مشترکی طراحی گردد که به مردم جهت ارزشیابی خود و
کارشان کمک نماید. پاسخهای افراد به سئوالات زیر می تواند میزان شایسته
بودن کار را نشان دهد و به محققان و سیاستگذاران در تدوین استانداردهای
کارشایسته کمک شایانی نماید.
۱) آیا شغل معیشت مادی فرد را تامین می کند؟
۲) آیا شغل سبب رشد و توسعه خود معنوی ، اخلاقی ،
ارتباطی و اجتماعی فرد در خانواده و جامعه شده است؟
۳) آیا شغل در دستیابی به خیر همگانی در ابعاد
مادی و معنوی کمک کرده است؟
فاطمه برخورداری – کارشناس اشتغال
وزارت کار و امور اجتماعی
چند شغله بودن معضلی است که
سالهاست در کشور رواج یافته و به تدریج تبدیل به یک ارزش و فرهنگ شده است.
افرادی که علاوه بر داشتن یک شغل ثابت چندین شغل دیگر هم دارند که نتیجه آن
فقط بر هم خوردن تعادل زندگی شخص، بازار کار و در نتیجه افزایش نرخ بیکاری
است.
چند شغله بودن معضلی است که
سالهاست در کشور رواج یافته و به تدریج تبدیل به یک ارزش و فرهنگ شده است.
افرادی که علاوه بر داشتن یک شغل ثابت چندین شغل دیگر هم دارند که نتیجه آن
فقط بر هم خوردن تعادل زندگی شخص، بازار کار و در نتیجه افزایش نرخ بیکاری
است.
در اصل ۱۴۱ قانون اساسی به صراحت این موضوع عنوان
شده که رئیس جمهور، معاونان رئیس جمهور، وزیران و کارمندان دولت نمی
توانند بیش از یک شغل دولتی داشته باشند و داشتن هر نوع شغل دیگر در
موسساتی که تمام یا قسمتی ازسرمایه آن متعلق به دولت یا موسسات عمومی است،
ممنوع است. فقط استثنایی در هیات های علمی دانشگاه وجود دارد. حتی در این
ماده واحده قانونی، برای شاغلین بیش از یک شغل و متخلفین به آن مجازات هایی
حتی تا انفصال دایم از خدمات دولتی تصویب شده است.
شکی نیست که روی آوردن به شغل دوم توسط یک فرد
نشان دهنده این است که حقوق و مزایای شغل اول کفاف خرج و مخارج زندگی اش را
نمی دهد و خود برای تامین مایحتاج زندگی مجبور به انتخاب شغل دیگری است.
اما اینکه چند شغله بودن در بین افرادی رواج
یافته است که نه تنها حقوق دریافتی شان مکفی است بلکه جزو افراد متمول و
دارا محسوب می شوند که بعضا در میان آنها مدیران دولتی هم دیده می شوند جای
تامل دارد.
کافی است با یک محاسبه سرانگشتی پی به این امر
برد که حقوق متعارف این افراد از دو، سه ماه حقوق متعارف یک کارمنددر ماه
بیشتر است؛ این در حالی است که حقوق یک کارمند عادی دولت به طور متوسط بین
۳۵۰ تا ۴۵۰ هزار تومان است.
یک روانشناس ضمن تاکید بر روند رو به رشد چند
شغله بودن در افراد به جوان گفت: این پدیده از جهات مختلف قابل بررسی است،
داشتن شغل های متعدد بیشترین تاثیرات فردی را در پی دارد چرا که منجر به بر
هم خوردن تعادل در زندگی و گرفتن فرصت استراحت در فرد است و از آنجایی که
تمرکز در یک شغل ثابت بیانگروجود ثبات شغلی است و به دنبال آن امنیت شغلی
در فرد ایجاد می کند، با وجود داشتن چند شغل متعدد این امنیت شغلی به خطر
می افتد چرا که تمرکز را از شخص می گیردو موجب سلب آرامش، تعارضات روانی
مثل استرس، اضطراب و ناراحتی های جسمی و مثل فرسودگی جسمی وبیماریهای قلبی
در فرد می شود.
فرامرز کامکاری در ادامه بیان می کند: یک بعد
دیگر این پدیده به خطر انداختن جایگاه اقتصادی در جامعه است. افرادی که
صاحب یک شغل ثابت هستند و اصطلاحا یک جایگاه اقتصادی با منبع درآمدی مطمئن
دارند با کسب چندین جایگاه اقتصادی فرصت های شغلی سایر افراد را که تمام
شرایط اشتغال مثل مهارت و تخصص و تحصیلات را دارا هستند می گیرند و در
نتیجه آن این افراد حتی از یک منبع درآمدی نیز محرومند و در مقابل فرد چند
شغله با وجودصرف وقت و انرژی کمتر در پست های خود به دلیل توزیع وقت و
انرژی در جاهای مختلف ۲ تا ۳ منبع درآمدی به دست می آورد.
چندی پیش وزیر کار و امور اجتماعی با اعلام نرخ
۶/۲ میلیونی بیکار در کشور از برنامه های امسال این وزارتخانه و ایجاد حدود
یک میلیون و ۲۰۰ هزار شغل در کشور خبر داد. این خبر شاید کسب درآمدی دیگر
برای سایر هم شاغلین باشد نه صرفا مژده ای برای افراد بیکار!
حتی با نادیده گرفتن میزان این آمارو ارقام و
مشاهده تعداد زیادی از جمعیت جوانی که در سنین مختلف پس از فارغ التحصیلی و
با کسب مهارت های شغلی و گذراندن دوره های متعدد با صرف هزینه های بالا و
کاملا آماده برای ورود به بازار کار هستند اما به دلیل کمبود شغل و زمینه
مناسب برای کار و فعالیت به خیل عظیم بیکاران در انتظار کار می پیوندند، به
راحتی می توان به این مسئله پی برد که فقط ایجاد فرصت های شغلی در کشور
کافی نیست و دنیای کار نیازمند قانونمند شدن و جدی تر تلقی شدن از سوی
مسئولان دولتی است، چرا که تمام فرصت های شغلی هم می تواند جایگاهی محفوظ
بین شاغلین داشته باشد و در نتیجه آنچه که ما در حال حاضر با آن روبه رو
هستیم تصدی بسیاری از افراد به مشاغل مختلف و سرگردانی و بیکاری جمعیت
فعالی که در انتظار یک فرصت شغلی هستند، آیا بهتر نیست که بالاخره دولت با
یک اقدام جدی و در حد اجرایی شدن قوانینی که خود نیز در اجرایی شدن آن
اهمال می کند، به وضعیت چند شغله بودن مدیران و حتی بعضی مسئولان دولتی
خاتمه دهد تا هم سامانی به وضعیت بیکاران و بالا نرفتن نرخ بیکاری در کشور
دهد و هم افراد در یک پست به شایستگی از پس وظایف خود برآیند.
تحولات فکری، سیاسی و اجتماعی
در ایران و جهان افقهای جدیدی را برای ادارهء بهتر جوامع و اجرای
برنامههای توسعه _پیش روی شهروندان و مسوولان ادارهء کشورها قرار داده است
و در این مسیر ادارهء اقتصاد ایران نیز نمیتواند از تجربهها، دستاوردها و
شرایط متحول جهانی تاثیر نپذیرد و در _هم گامی با تحولات به اصلاح
ساختارهای حقوقی و نهادی برای سرعت بخشی به رشد و توسعهء اقتصادی کشور و
پاسخگویی به مطالبات و نیازهای روزافزون معیشتی و رفاهی جامعه نپردازد.
تحولات فکری، سیاسی و اجتماعی در
ایران و جهان افقهای جدیدی را برای ادارهء بهتر جوامع و اجرای برنامههای
توسعه _پیش روی شهروندان و مسوولان ادارهء کشورها قرار داده است و در این
مسیر ادارهء اقتصاد ایران نیز نمیتواند از تجربهها، دستاوردها و شرایط
متحول جهانی تاثیر نپذیرد و در _هم گامی با تحولات به اصلاح ساختارهای
حقوقی و نهادی برای سرعت بخشی به رشد و توسعهء اقتصادی کشور و پاسخگویی به
مطالبات و نیازهای روزافزون معیشتی و رفاهی جامعه نپردازد. امروز نظامی
میتواند در عرصهء رقابت جهانی حضور فعال و ماندگار داشته باشد که با درک
به موقع روند تحولات جهانی به روزآمدسازی بسترهای حقوقی و نهادی خود در
تناسب با شرایط و حوادث واقعه بپردازد و امکان بازیگری هر چه بیشتر را در
عرصهء داخلی برای شهروندان و در عرصهء خارجی برای نظام سیاسی مستقر فراهم
آورد.
«قانون کار» یکی از قوانین کلیدی و تاثیرگذار در
چگونگی عملکرد اقتصادی کشورهاست به همین دلیل بحث در این موضوع در همهء
کشورها از حساسیت و توجه ویژهای برخوردار است چرا که به نقش «نیروی کار»
در عرصهء فعالیتهای اقتصادی و تولیدی میپردازد. بدون آنکه بخواهم به
مباحث تاریخی و اجتماعی مربوط به این موضوع پرداخته و روند تحولات آنرا
بازگوییکنم بر پایهء تجربهء اجرای این قانون در ایران و نگرش جدیدی که نسبت
به ادارهء اقتصاد ایران به تدریج حاصل شده است دولت خاتمی و مجلس ششم در
انطباق با شرایط در یک جمعبندی و در قالب قانون برنامهء چهارم توسعه به
این نتیجه رسیدند که «اصلاح قانون کار» طی سالهای اجرای این برنامه باید
انجام شود. مادهء ۱۰۱ ذیل فصل «ارتقای امنیت انسانی و عدالت اجتماعی» در
این باره تاکید دارد: «دولت موظف است برنامهء ملی توسعهء «کار شایسته» را
به عنوان گفتمان جدید عرصهء کار و توسعه، براساس «سهجانبهگرایی» که متضمن
عزت نفس، برابری فرصتها، آزادی و امنیت نیروی کار همراه با صیانت لازم
باشد و مشتمل بر محورهای ذیل تهیه تا پایان سال اول برنامهء چهارم توسعهء
اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تقدیم مجلس شورای اسلامی
کند.
الف) حقوق بنیادین کار (آزادی انجمنها و حمایت
از حق تشکلهای مدنی روابط کار، حق سازماندهی و مذاکرهء دستهجمعی، تساوی
مزدها برای زن و مرد در تقابل کار هم ارزش، منع تبعیض در اشتغال و حرفه،
رعایت حداقل سن کار ممنوعیت کار کودک، رعایت حداقل مزد متناسب با حداقل
معیشت.)
ب) گفتوگوی اجتماعی دولت و شرکای اجتماعی
(نهادهای مدنی روابط کار)، ارتقای سرمایهء انسانی و اجتماعی ارتقای روابط
صنعتی و روابط کار، نقش شرکای اجتماعی، مذاکرات و چانهزنی جمعی، انعقاد
پیمانهای دستهجمعی تشکیل شورای سه جانبه مشاوره ملی گسترش سازوکارهای
سهجانبه در روابط کار اصلاحات ساختاری، ترویج گفتوگو اجتماعی و تقویت
تشکلهای مدنی روابط کار.
ج) گسترش حمایتهای اجتماعی (تامین اجتماعی، بیمه
بیکاری، ایجاد توسعه و تقویت سازوکارهای جبرانی حمایتهای اجتماعی از
شاغلان بازار کار غیررسمی، توانبخشی معلولان و برابری فرصتها برای زنان و
مردان و توانمندسازی زنان از طریق دستیابی به فرصتهای شغلی مناسب.)
د) حق پیگیری حقوق صنفی و مدنی کارگری
ه) اصلاح و بازنگری قوانین و مقررات تامین
اجتماعی و روابط کار (تغییر در قوانین تامین اجتماعی و روابط کار براساس
ساز وکار سهجانبه «دولت، کارگر و کارفرما» به منظور تعامل و انعطاف بیشتر
در بازار کار.)
و) اشتغال مولد (ظرفیتسازی برای اشتغال در
واحدهای کوچک و متوسط آموزشهای هدفدار و معطوف به اشتغال برنامهریزی
آموزشی با جهتگیری اشتغال، آموزشهای کارآفرینی، جمعآوری و تجزیه و تحلیل
اطلاعات بازار کار، ارتباط و همبستگی کامل آموزش و اشتغال، رفع موانع
بیکاری ساختاری، توسعهء آموزشهای مهارتی فنی و حرفهای معطوف به نیاز
بازار کار.)
ز) اصلاح قوانین و مقررات در جهت انطباق قوانین و
مقررات ملی با استانداردها و مقاوله نامههای بینالمللی، کنسولی تحولات
جهانی کار و امحای تبعیض در همهء عرصههای اجتماعی به ویژه در عرصهء روابط
کار و اشتغال.
ح) اتخاذ تدابیر لازم برای اعزام نیروی کار به
خارج از کشور.
هرچند به دلیل جابهجایی دولت در سال اول اجرای
برنامهء چهارم توسعه این تکلیف قانونی یعنی «برنامه ملی توسعهء کار شایسته»
و در دوران آن «اصلاح قانون کار» انجام نگرفت، اما اقدام اخیر وزارت کار و
امور اجتماعی در تهیه و ارایهء پیشنویس «اصلاح قانون کار» را باید گامی
مثبت در جهت اجرایی شدن این ماده قانون برنامه ءچهارم توسعهء تلقی و از آن
استقبال کرد اما همچنانکه از محتوای این ماده برمیآید «اصلاح قانون کار»
بخشی از این برنامه و در مجموعهای بههم پیوسته از سیاستهای برشمرده شده
قابل طرح و پیگیری است و در دولت و مجلس باید «اصلاح قانون کار» را در
چارچوب چنین برنامهای به پیش برند در غیر این صورت عدول از الزامات قانونی
برنامهء چهارم توسعه خواهد بود.
ملاحظه میشود که در این ماده «اصلاح قانون کار و
سهجانبهگرایی» سرلوحهء برنامهء ملی توسعه «کار شایسته» قلمداد شده و
هرگونه اصلاحی در شکلبندی روابط کار و انعطافپذیری و شناورسازی بازار کار
و اقتصاد باید در سایهء تعامل مثبت و قدرت چانهزنی سه جانبه «کارگر،
کارفرما و دولت» تعریف عملیاتی و قانونی یابد، و در این میان حق تشکلیابی
کارگران و آزادی انجمنهای صنفی، مذاکره و قرارداد دستهجمعی و قدرت
چانهزنی کارگران باید لحاظ شود تا آنها بتوانند در سایهء مشاوره و
گفتوگوی اجتماعی به تامین حقوق حداقلی خود در عرصهء روابط کار پرداخته و
نگران جایگاه خود نباشند.