• English / العربیة / French  






  • ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 14 خرداد 1389  ساعت12:36 AM   |  

    کارآفرینی

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار






    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 14 خرداد 1389  ساعت12:36 AM   |  




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 14 خرداد 1389  ساعت12:36 AM   |  




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 14 خرداد 1389  ساعت12:36 AM   |  




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 14 خرداد 1389  ساعت12:36 AM   |  

    تعداد صفحات :87      60   61   62   63   64   65   66   67   68   69   >  

     

     


     

     


     

     


     

     

     


     

     


     

     


     

     


     

     


       

      صفحه خانگي خود كنید !   ایمیل به مدیر !   اضافه کردن به علاقه مندیها !   سال89،کـــار و همت مضــاعف

       



    اوقاف اسلامي در بيت‏ المقدس (3)

    مرتبط با:مقالات کار و همت مضاعف وقف و امور خیریه


    لازم است يک‏بار ، مختصرا برخي از حقايق تاريخي مربوط به مکان يهوديان در قدس، محله يهوديان و ارتباط آن را با مايملکات اسلامي مورد بحث يادآوري کنيم. کميسيون بين‏المللي، ارتباط بين متوليان وقف اسلامي و عبادت‏کنندگان ديوار ندبه را به صورت ميزبان و مهمان توصيف کرده است. اين توصيفي دقيق و مناسب است که در طول تاريخ تا زماني که صهيونيسم موجب تعصبات سياسي و مذهبي، ستيزه و خونريزي در سرزمين مقدس شد، کاربرد داشت.
    نيازي نيست که به زمان پيش از نقطه تحول جنگهاي صليبي بازگرديم. همان‏طور که قبلاً اظهار شد، در 1099م مبارزين جنگهاي صليبي، قدس را تسخير کرده، با آتش‏سوزي و قتل‏عام، اجتماع کوچک يهوديان آن را از بين بردند، اما به يمن تلاشهاي صلاح‏الدين، يهوديان پس از استرداد شهر، دوباره به آن بازگشتند. قدس و فلسطين در زمان جانشينان او و همچنين در زمان مماليک و سلاطين عثماني تا قرون بعدي و زمان ما، پناهگاه يهوديان زجرکشيده اروپا به‏ويژه پس از اخراج آنان از اسپانيا در 1492م بود.
    دولتهاي عربي و مسلمان متوالي، آنچه را روميها از يهوديان دريغ داشتند، يعني اقامت در قدس و عبادت در بقاياي هيکل را براي ايشان مجاز دانستند. اين عمل، با توجه به اينکه اين محل خاص در تاريخ اسلام با معراج حضرت محمد (ص) تقديس شده بود، و در آستانه مسجدالاقصي، يعني سوّمين مکان مقدس اسلامي قرار داشت، مداراي قابل ملاحظه اين دولتها را نشان مي‏داد. به همين دليل بود که زمين مجاور، وقف اهداف خيريه و مذهب اسلام شده بود. اولياي امورمسلمين به يهوديان به عنوان مستأجر، اجازه زندگي در خانه‏هاي مسکوني
    املاک وقفي و خانه‏هاي متعلق به مسلميني را که خويشاوندان آنها، بهره‏برداران ذي‏حق ساير املاک وقفي بودند، دادند.
    تا 1867م تملک املاک، در هر کجاي امپراتوري عثماني، بويژه در شهرهاي مقدس، براي خارجيان ممنوع بود. اکثر يهوديان قدس بويژه اشکنازي‏ها (يهوديان مرکز و شرق اروپا)، تا 1914م جزو خارجيان بودند. به‏طور کلي فقط سفارادي‏ها (يهوديان اسپانيا و پرتغال) آماده تابعيت عثماني بودند، اين شرايط محيطي تبيين مي‏کند که چه تعداد يهودي، مستأجر املاک وقفي شدند.
    قانون اسلامي، دو نوع وقف را معرفي مي‏کند که هر دو به يک اندازه معتبر هستند؛ اولي عام است که اصطلاحا وقف خيريه ناميده مي‏شود؛ به دليل کاربرد آن براي استفاده مؤسسات و فقراي جامعه، و ديگري خاص (يا خانوادگي)؛ به دليل کاربرد آن براي استفاده فرزندان و اولاد مؤسس آن.
    از آنجا که قسمتهاي وسيعي از زمينها، در شهر قديم يکي از انواع وقف بود، تنها بخش کوچکي براي مالکيت خصوصي باقي مانده بود. هر ملکي در مالکيت خصوصي در اصطلاح قانوني، و به منظور ميراث‏بري، از 24بخش ترکيب شده بود که هريک «سهم» ناميده مي‏شد و با مرگ مالک اصلي بين جانشينانش تقسيم و مالکيت تجزيه مي‏شد. با گذشت زمان خريد و فروش آن زمين، غيرعملي مي‏شد؛ بويژه با توجه به حق شفعه هريک از سهامداران. ازين‏رو اکتساب حق مرسوم اجاره‏داري آسانتر بود تا اکتساب حق قانوني مالکيت.
    آنچه شگفت‏آور است و دليل ديگري است بر حسن‏نيت مسلمانان نسبت به يهوديان اين نکته است که يهوديان نه‏تنها در املاک خصوصي مسلمين، بلکه در وقف خانوادگي و عجيب‏تر از آن در وقف عام نيز به عنوان مستأجر پذيرفته شده بودند. اين مطلب را يک متخصص جغرافيايي، در آسيا به‏طور کل و در فلسطين به‏طور خاص، تأييد کرده است. او اظهار مي‏دارد که بيشتر زمينهاي شهر قديم قدس به کليساها و ديرها و غيره متعلق بوده يا به عنوان وقف به مساجد، مدارس و غيره تعلق داشته است، اما بزرگترين وقفها متعلق به حرم بود. او اضافه مي‏کند: «بيشتر خانه‏هاي محله يهوديها جزو اين قسمت بود». اين عبارت معتبر از آغاز تا پايان قيمومت بريتانيا صحت خود را حفظ کرده، زيرا ملک وقفي غير قابل معامله است؛ بنابراين در 1948م يهوديان مالک 105ملک خارج از 700 ملک محله خود بودند.
    اين حقيقت با اطلاع و تجربه شخصي دومحقق مسلمان (هر دو متولد و بزرگ‏شده قدس قبل از جنگ جهاني اول) تأييد شده است. يکي از آنها در دوره اردنيها، شهردار قدس شد و درباره تاريخ شهر و آثار تاريخي آن کتابهاي تحقيقي نوشت. او نوشته است که تعداد زيادي يهودي در خانه‏هاي وقفهاي خصوصي متعلق به خانواده‏هاي مسلمان در «حارة‏الشريف» بين حارة‏المغاربه و محله يهوديها، مستأجر بودند.
    يک استاد دانشگاه از خانواده حسيني تأييد مي‏کند که بيشتر خانه‏ها و مغازه‏ها حتي در خود محله يهوديها وقف اسلامي بودند. پدر او يک مستأجر نجار يهودي در يکي از املاکشان داشته است. ظاهرا پدرش او را، هم براي رسيدگي به ملک و هم براي جمع‏آوري اجاره به سراغ نجار يهودي مي‏فرستاده است. او از ارتباط صميمانه بين موجر و مالک حکايت مي‏کند، اما با ناراحتي مي‏افزايد: اين ارتباط انساني با ورود يهوديان خارجي از اروپاي شرقي، همراه با جاه‏طلبي‏هاي سياسي افراطي صهيونيسم نابود شد.
    تمام اين حقايق مستلزم تعيين حدود محله يهوديان است. به دليل ادعاهاي اخير اسراييل، بررسي اين موضوع ضرورت بيشتري دارد. همان‏طور که قبلاً اظهار شد، يک منبع رسمي اين ناحيه را 35جريب و يک منبع نيمه‏رسمي 29 جريب دانسته است که هردو، با برآورد شهردار عرب قدس در 1955م يعني 25 جريب، مغاير است. همه اين ارقام ارتباط کمي با واقعيت پيش از جنگ جهاني اول ـ وقتي که حتي تعيين محله يهوديها مشکل بود ـ دارد، قبل از هر چيز بسياري از يهوديان از شلوغي و شرايط غيربهداشتي آنجا گريختند تا در محله‏هاي ارامنه و يا ساير محله‏هاي مسلمان‏نشين اطراف زندگي کنند.
    نقشه شهر قديمي پيش از وقوع جنگ اول جهاني در 1914م نشان‏دهنده اشتراک قابل ملاحظه محله‏ها و حد و مرزهاي تشخيص‏ناپذير در اين ناحيه ويژه است. همچنين کتابهاي جغرافي و گزارشهاي مسافرين، اغتشاش جوامع را در نزديکي محل اقامت پروتستانها، ارامنه، سوريها، ماروني‏ها و مسلمين نشان مي‏دهد که همه در محله‏اي از شهر قديمي در جنوب خياباني تقريبا مستقيم ـ که از غرب به شرق از دروازه جفا تا باب‏السلسله در حرم شريف امتداد دارد ـ داير شده بودند. بيشتر يهوديان بين ارامنه در غرب و مسلمين در سه سمت ديگر، به سختي جاي داده شده بودند.
    در اين بخش از شهر، خانه‏هاي مسکوني، فروشگاهها، مدارس، عبادتگاهها و ساير ساختمانهاي عمومي بسيار فشرده پر شده بودند، و با معدودي استثنا، فقط با پاي پياده قابل دسترس بودند. از سمت غرب، مکانهاي اصلي و محله‏ها عبارت‏اند از:
    الف ـ محوطه «کليساي مسيح» متعلق به انجمن مبلغين انگليسي با مدارس و ساير خدمات براي يهوديان مسيحي‏شده و فرزندان آنها.
    ب ـ کليساي جامع صومعه و مدرسه علوم ديني ارامنه با باغي بزرگ در امتداد ديوارهاي شهر. جايي که اين اجتماع زندگي مي‏کردند «حارة‏الارمن» ناميده مي‏شد.
    ج ـ دير سوريه که افراد کمي در آن زندگي مي‏کردند.
    د ـ دير ماروني، آن هم با افرادي کم.
    هـ ـ چهار مکان مسلمين که هريک محله (حارة) ناميده مي‏شد: «حارة‏الجوانيه» و «حارة‏الداووديه» (که از دو خانواده مشهور مسلمان نام گرفته‏اند) در شرق.
    و ـ محله يهوديان.
    ز ـ دو مکان ديگر مسلمين: «حارة‏الميدان» و «حارة‏الشرف».
    ح ـ حارة‏المغاربه (محله مراکشيها).
    ط ـ «حوش‏البراق» (محوطه پشتي مسجدالبراق، قسمتي در ديوار غربي حرم شريف) که دقيقا همان ديوار ندبه است.
    ي ـ در جنوب حوش‏البراق و در امتداد ضلع جنوب شرقي ديوارهاي مسجدالاقصي که بخشي از آن با ديوارها و بخشي با شهر محصور شده، نقشه ناحيه وسيعتري را به نام «الحاکوره الخاتونيه» نشان مي‏دهد که مسلما بخش «وقف‏الافضل» است.
    واژه «حاکوره» به معناي باغ سبزيجات است. هم نام و هم محل اين زمين نشان مي‏دهد که اين باغ به دست بهره‏برداران وقف ابومدين استفاده شده است. اهميت دو نام «حوش‏البراق» و باغ سبزيجات، بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد. اولي ارتباط تاريخي اسلامي اين محل را با معراج حضرت محمد (ص) در قدس و افسارکردن مرکب آسماني او «البراق» را در اين نقطه تأييد مي‏کند. دومين نام تأکيد مي‏کند که تمام اين زمين، مجاور ديوارهاي مسجدالاقصي به نفع مراکشيهايي که در حدود اين مسجد در محوطه مقدس زندگي مي‏کردند وقف عام است.
    در بند قبلي، حدود تقريبي محله يهوديان ـ و نه تمام ناحيه ـ طبق شواهد متعبر تعيين شد، اما بدون اسناد مالکيت معتبر، تعيين حق مالکيت يهوديان بر خانه‏هاي مسکوني اين محدوده غيرممکن است. مطمئنا سکونت با اشغال (تصرف) يکي نيست. اين موضوع در مورد کنيسه‏ها، مدارس مذهبي و خانه‏هاي مسکوني که به عنوان عبادتگاه مورد استفاده قرار مي‏گرفتند، از قطعيت بيشتري برخوردار است. هريک از دو اجتماع اصلي، از زمان نيمه دوم قرن نوزدهم کنيسه خود را دارند. کنسول انگليسي در نيمه قرن نوزدهم ـ يک مسيحي طرفدار يهود ـ مي‏نويسد که يهوديان اسپانيا و اروپاي شرقي و مرکزي که بسياري از آنان تحت حمايت انگليس بودند، با کوششهاي سفير انگليس، اجازه دوباره ساختن کنيسه‏اي را که در حضور کنسول افتتاح شده بود، در 1855م به دست آوردند.
    خانه‏هاي کوچکتر محل عبادت که اغلب تحت عنوان کنيسه توصيف مي‏شدند، چون براي مدارس مذهبي نيز مورد استفاده قرار مي‏گرفتند. بيشتر اين مکانها بسيار فقيرانه بودند و برخي از آنها در زيرزمين قرار داشتند. نقشه شهر قديمي در يک نوشته تحقيقي مربوط به آن زمان، محله يهوديان را تنها با دو کنيسه و يک مسجد بين آنها نشان مي‏دهد؛ هر سه در يک مسير جنوبي ـ شمالي نسبتا مستقيم و نزديک به محله ارامنه. اين مسجد احتمالاً هماني است که مجيرالدين در قرن‏هشتم از آن، در مجاورت کنيسه نام برده است.
    يک نوشته جديد تحقيقي، دو مسجد را نام مي‏برد و توضيح مي‏دهد که اين مساجد را عمدتا کسبه بازار، براي نماز ظهر مورد استفاده قرار مي‏دادند.
    طبق نوشته قدس (شهر قديم) که در دوره بريتانيا و بعدا در 1936م نقشه‏برداران فلسطين منتشر کرده‏اند، يکي از اين مساجد «جامع سيدنا عمر» نام دارد.
    بنابراين 29 جريب به حساب آوردن محله يهوديان که براي «اهداف عام» مصادره شده، تمهيد زيرکانه‏اي بود، زيرا اين ناحيه ـ شامل همه زمينهاي وقف اسلامي و ساختمانهاي جنوب و جنوب غربي حرم شريف و زمين و ساختمانهاي چهار محله اسلامي ـ با 595 مايملک در کل با تنها 105 ملک يهوديان برابر دانسته شده است. مايملک اسلامي شامل 111 وقف عام و 354 وقف خاص و 130 ملک متعلق به مالکين شخصي بود.
    ظاهرا، محله يهوديان يک محله کليمي قرون وسطايي بود با خانه‏هاي کوچک بسيار نزديک به هم و يکي روي ديگري، که بسياري از آنها در زيرزمين قرار داشتند. اين محله کوچه‏هاي باريک و پرپيچ و خمي پر از زباله داشت و مانند محله‏هاي بهتر شهر قديمي تقريبا سنگفرش نبود. اين خانه‏هاي شلوغ، با وروديهاي کوتاه، بخشي از دامنه کوه صهيون در شرق محله ارامنه را دربرمي‏گرفت. مسافر پياده‏اي که به سختي از اين مارپيچ بيرون مي‏آمد، تحت تأثير خانه‏هايي شبيه به محل نگهداري خرگوش و آلودگي ساکنين آن قرار مي‏گرفت. اکثريت ساکنين، با خيرات يهوديان اروپا زندگي مي‏کردند و خود را وقف نماز و مطالعه تلمود کرده بودند، اما در بين آنان، در محيطي که رباخواري ممنوع بود، افراد دنياپرستي بودند که وامها و معاملات ارزي را در انحصار گرفته بودند، و کساني که فروشگاههاي کوچک داشتند، براي احتياجات محلي، آذوقه تهيه مي‏کردند.
    اين خلاصه‏اي است از توصيف محله يهوديان، در تقريبا تمام کتابها و گزارشهاي مسافرين، از نيمه قرن نوزدهم تا جنگ جهاني اول. آلودگي و فقر حقيرانه، با گنبدهاي مهم دوکنيسه اصلي تا اندازه‏اي جبران مي‏شد.
    مرور خلاصه تاريخ زندگي يهوديان تحت قوانين اسلامي در قدس نشان مي‏دهد که اعراب و يهوديان بسيار نزديک به هم و با مدارا و دوستي فوق‏العاده زندگي مي‏کردند. يهوديان مهاجر از اروپاي مسيحي، بدون هيچ محدوديتي پذيرفته شدند. يهوديان متدين مجاز به عبادت در مکانهاي مقدس اسلامي بودند. به‏طور کلي يهوديان به عنوان مستأجريني در املاک متعلق به مؤسسات مذهبي اسلامي پذيرفته شده بودند. دولت عثماني به آنها اجازه داد تا نزديک مسجدي به نام خليفه دوم، کنيسه بزرگي داشته باشند. افرادي که تبعه عثماني مي‏شدند در شوراي شهر داراي نماينده بودند و همچنين خاخام آنها مورد تأييد دولت بود.
    پيش از اين نشان داده شد که مداراي اسلام با يهوديان، تاريخي طولاني دارد؛ تاريخي که اگر طولاني‏تر نباشد، حداقل به زمان صلاح‏الدين ايوبي مي‏رسد. بايگانيهاي دادگاه شريعه نشان مي‏دهد که گورستان يهوديان بيرون از شهر قديمي در دامنه کوه زيتون، وقف خانوادگي اسلامي بود و استفاده از آن به عنوان محل دفن در مقابل وجه ساليانه قانوني شده بود.
    بنابراين، پس از قرنها مهمان‏نوازي و مدارا با يهوديان بازي تقدير اين بود که به دنبال استقرار اسراييل، سيل اتهامات و دروغ عليه اعراب و مسلمين جاري شود. قبلاً بي‏اساس بودن يکي از اين اتهامات درباره انهدام کنيسه‏ها در شهر قديمي نشان داده شد و گفتيم که اين انهدام در نتيجه استفاده يهوديان از کنيسه به عنوان سنگر در جنگ 1948م بوده است.
    با توجه به تاريخي که قبلاً گفته شد، بازي دردناک سرنوشت، اين بود که تبليغات يهودي ـ اسرائيلي پيوسته متوجه اتهام ديگري عليه اعراب باشد مبني بر اينکه آنها گورستان يهوديها را در دامنه کوه زيتون نابود و بي‏حرمت کرده‏اند. اين اتهام نيز درست مثل اتهام انهدام کنيسه‏ها دروغ و بي‏اساس است. در واقع گورستان با آتش خمپاره اسراييلي‏ها ويران شد.
    به عنوان مقايسه به اين نکته توجه کنيد که در سراسر فلسطين تحت اشغال اسرائيل، دهکده‏هاي بي‏شماري با مساجدشان خراب شد و به گورستانهاي آنها بي‏حرمتي شد. بدتر از همه به اعمال خشونت‏آميز و دشمني با علم و
    هنر که اسرائيل از 1967م در قدس مرتکب شد، توجه داشته باشيد؛ جايي که توهين به مقدسات، بي‏حرمتي و کفرگويي به مکانهاي مقدس اسلامي، مساجد، مدارس مذهبي و گورستانها با انهدام و ويراني تمام اين آثار تاريخي و مصادره محل آنها پيوسته صورت گرفت. قبلاً برخي از اين محلهاي مورد تجاوز که در امتداد و در مجاورت ديوار غربي حرم شريف قرار دارد ذکر شد. مي‏توان گورستان تاريخي «مامله» را در بيرون ديوار شهر قديمي قدس و نه چندان دور از دروازه «جفا» به اين موارد اضافه کرد.
    گورستان اسلامي مانند گورستان مسيحي وقف شده است. مانند تمام وقفهاي عام، اين گورستان غير قابل تصرف و غير قابل معامله است. مامله در دوران غلبه اعراب گورستاني اسلامي بود. اين گورستان که جنگجويان صليبي به آن بي‏حرمتي کرده بودند، به دست صلاح‏الدين ايوبي بازپس گرفته شد. (برخي از قهرمانان لشکـرکشي او در اين محل به خاک سپرده شدند). اين محل مدفن روحانيون، طلبه‏ها و صوفيان برجسته بود. مجيرالدين قاضي نام بسياري از آنها را ذکر کرده است؛ از جمله آنهايي که از سرزمينهاي اسلامي دور براي عبادت، تعليم يا مطالعه به اين شهر آمده بودند. يکي از آنان عمر المصمودي المجرد، مؤسس يکي از وقفهاي مورد تجاوز در حمله مغاربه بوده است. قبر او همراه با قبور هزاران تن از افراد فاضل و برجسته در اين گورستان پهناور و محصورشده، معدوم شده بود و اين ناحيه براي ساختن دستشوييهاي عمومي ـ در جايي که مدفن افراد متقـي بود ـ مسطح شد. اين بي‏حرمتي شنيع عملي تعمدي از جانب اولياي امور اسراييل بود که بدون هيچ توجهي به حقوق وقف اسلامي يا احترام به اموات انجام گرفت.
    هنوز هم ادعاي ديگر يهودي ـ اسراييلي وجود دارد که بايد رد شود. هميشه تأکيد شده است که براي «يک قرن» ـ حتي قبل از 1967م ـ قدس داراي اکثريت يهودي بوده است. براي تفحّص درباره اين افسانه و اثبات حقيقت، لازم است توضيحاتي داده شود. در 1842م اولين اسقف وابسته به کليساي انگليس، در رأس يک هيأت از مبلّغين مذهبي، براي تغيير دين يهودي وارد قدس شد. کشيش همـراه او، عضـو کالـج سلطنتـي کمبريج بود که فورا در شهر، به جمع‏آوري موضوع براي کتابش پرداخت. اين کتاب به موقع خود، در دو جلد قطور منتشر شد. نويسنده اظهارنظري کرده که تا 1922م ـ زمان اولين سرشماري انگليسـها ـ اعتبـار خود را حفظ کـرد. او نوشـت: امکان ندارد اظهارات مغاير درباره جمعيت قدس جديد را که هيچ سرشماري دولتي منظمي در آن صورت نگرفته با يکديگر وفق داد. و در عين حال برخي از هيأتهاي مذهبي پروتستان ـ معتقدين مشتاق به وقوع پيوستن پيشگويي مراجعت يهوديان ـ و برخي يهوديان در اروپا، حتي پيش از پيدايش رسمي صهيونيسم سياسي، شروع بـه انتشـار ارقـامي فوق‏العاده اغراق‏آميز کردند تا چنين نشان دهند که ارزيابي از تعداد يهوديان در قدس دقيق است.
    بنابراين ترکيب عجيبي از هيأت مبلغين مسيحي و «شيفتگان صهيون» باعث ادعايي شد مبني بر اينکه يهوديان در قدس بيشتر از مسلمين و مسيحيان بودند.
    هيچ مدرکي در حمايت از اين ادعاي غير قابل دفاع، نه فقط به دليل تناقضات واضح، بلکه به دليل واهي بودن آن وجود نداشت.
    يک مبلّغ مسيحي يهودي‏تبار که با نقل قول از منبعي يهودي، تعداد يهوديان را در 1846م، 8000 نفر مي‏داند، تأکيد مي‏کند که در زمان تأليف (1905م)، اين تعداد به 64000 نفر رسيده است! او صراحتا هيچ مدرکي را بجز چشمانش که به وقوع پيوستن «واقعي» اين پيشگويي را ديده است، ذکر نمي‏کند. او که خود اغلب راهنماي جهانگردي بوده و کتابش نيز کتاب راهنماي جهانگردي است، براي توضيح اينکه چگونه 8000 نفر در 1846م (طبق گفته او) تبديل به 64000 نفر در 1876م شده است، هيچ زحمتي به خود نمي‏دهد.
    ترديدي نيست که تعداد يهوديان پس از 1880م افزايش زيادي داشته است، که بيشتر به علت مهاجرت از روسيه بود. به اين ترتيب، هرچند محله يهوديها در شهر قديمي بيش از اندازه پر بود، مهاجرين جديد در حومه شهر اقامت مي‏کردند که هنوز جزو مناطق شهري نبود.
    حدسيات خودسرانه و اغراقهاي مضحکي که در اين زمينه از منابع يهودي نقل کرديم، هيچ حقيقتي را بيان نمي‏کند، چه رسد به مهاجرت يهوديان که بر حسب شرايط اقتصادي و سياسي در اروپا، ترکيه و فلسطين نوسان داشت. اگر ارقام متضادي که ذکر شد، در کل مفهومي داشته باشد، اين است که ظاهرا بين 1846 تا 1876م مهاجرت به صورت چشمگيري صورت مي‏گرفته است. اين نظر را نويسنده يادشده به‏طور غيرمستقيم مورد تأکيد قرار داده است.
    در 1907م يک برآورد کنسولي، همزمان با برآورد 64000 نفري مبلغين مذهبي، تعداد يهوديان قدس را 55000 نفر دانست. هر دو برآورد، پس از تصرف بريتانيا در 1917م معلوم شد که به نحو مضحکي، اشتباه بوده است. يک گزارش رسمي تعداد کل يهوديان فلسطين را در
    زمان صلح (در نوامبر 1918م)، 55000 نفر نوشته است. اين مدرک معتبري است براي رد کامل همه برآوردها و حدسيات مربوط به دوره عثماني، از نيمه قرن نوزدهم تا تصرف فلسطين به دست بريتانيا.
    سرشماري 1922م براي اولين‏بار در تاريخ نوين فلسطين، تنها راهنماي معتبر بود. به هر حال، اين سرشماري بايد براي مقرري مقتضي براي توده مهاجر يهوديان در 1918 تا 1922م که فقط در 1920ـ1921م بالغ بر 16500 نفر بودند، مورد استفاده قرار گرفته باشد. ارقام اين سرشماري بنا بر طبقه‏بندي جمعيت به گروههاي مذهبي ارائه شده است. شهر قديم قدس 9345 مسلمان، 7262 مسيحي و 5630 يهودي داشت. بنابراين در مورد اکثريت نداشتن يهوديان پيش از 1922م ترديدي نيست. شهر جديد، با مرزهاي شهري وسيع شامل حومه‏هاي مسکوني که يهوديان و مسلمانان ايجاد کرده بودند، 4668 مسلمان، 7437 مسيحي و 28332 يهودي داشت. آمار کلي شهر قديم و جديد، 28712 مسلمان و مسيحي و 33962 يهودي بود. ارقام اخير بي‏معنايي برآورد 64000 و 55000 نفري را که بيست‏سال قبل داده شده بود، نشان مي‏دهد.
    اکثريت يهودي در سراسر شهر اورشليم قبل از 1918م ساختگي است. قابل توجه است که اضافه کنيم جمعيت يهودي شهر قديم، پس از 1922م شروع به کاهش کرد. اين مقدار در سرشماري 1931م، 5333 نفر بود، يعني 408 نفر کمتر از 1922م. اين کاهش تا 1948م ادامه پيدا کرد، اما به دليل صورت نگرفتن سرشماري ديگري پس از 1931م ارزيابي آن مشکل است.
    با بيان واقعيتها، در بندهاي قبلي نشان داده شد که اين ادعاي صهيونيست‏ها دروغ است. حکايتي عربي از زبان يک قرباني بي‏عدالتي، اين‏گونه توصيف شده است: «او مرا کتک زد و شروع به گريستن کرد. بعد از من پيش افتاد و شکايتي عليه من تسليم نمود!» اين سرنوشت اعراب و مسلمانان مظلوم در تبليغات يهودي ـ اسرائيلي است. نمونه‏هايي از بدنمايي و اتهامات دروغ پيش از اين ذکر شد و نشان داده شد که اين اتهامات هيچ پايه درستي ندارند. تمام اين دروغها به نيت منحرف کردن افکار عمومي از غصب سرزمين فلسطين به دست اسرائيل، مصادره مايملک مؤسسات مذهبي اسلامي، تخريب مساجد و ساختمانهاي تاريخي، بي‏حرمتي به هزاران گورستان اسلامي، و در رأس همه، تجاوز به ديوارهاي مسجدالاقصي و انحصار ظالمانه آن براي استفاده مذهبي يهوديان از اين زمين وقف شده و اين مسجد مقدس در تاريخ اسلام ساخته شده است.
    اين و ساير بي‏حرمتيهايي که در قدس و سراسر فلسطين صورت گرفته، پاداشي است که اکنون اعراب و مسلمين براي تهيه پناهگاهي امن، در طي قرون، براي يهوديان آزارديده در جامعه مسيحيت دريافت کرده‏اند! اين نوعي قدرداني براي مدارا و ترحم دولتهاي متوالي اسلامي نسبت به يهوديان است! تاريخ، هيچ مهاجر ديگري را سراغ ندارد که پناهگاه خويش را غصب کند، يا مهماني را که ميزبان خود را بيرون کند، نمي‏شناسد و هيچ مستأجري را نشان نمي‏دهد مالک خود را اين‏گونه اخراج کند! نژادپرستي افراطي اسراييل و بي‏اعتنائي به قوانين بين‏المللي و اخلاقي باعث شد که يهوديان اين اعمال را، نسبت به اعراب فلسطين و قدس بيشتر روا بدارند.
    اسرائيل با بي‏رحمي شهر مقدس را از خصوصيت جهاني خود محروم کرد؛ بيشتر گذشته اسلامي آن را معدوم و هويت عربي آن را کم‏بها کرد. از زمان جنگهاي صليبي به بعد، هرگز اسلام چنين ظلم دردناکي را نسبت به سومين شهر مقدس خود تحمل نکرده است. قدس ديگر شهر آزاد مکانهاي مقدس نيست. اين شهر با استحکامات نظامي محکم که به شکل املاک مسکوني درآمده‏اند، احاطه شده است. طرح کلي آن، در مفهوم نظامي، دفاعي ـ تهاجمي است و نشان‏دهنده نبودن امنيت يا صلح در آينده است. بنابراين، استحکامات نظامي، براي نوعي دفاع که احتمالاً مکانهاي مقدس مسيحي و اسلامي را به مخاطره مي‏اندازد، مستقر شده است. در آنجا هيچ مکان مقدس يهودي که به خطر بيفتد وجود ندارد. در 1948م مزدوران هاگانا از تخريب کنيسه اصلي، در محله يهوديان خودداري نکردند. آيا اخلاف آنان، اگر لازم باشد، در خسارت رساندن به مقبره مقدس يا مسجدالاقصي ترديد خواهند کرد؟ با توجه به اعمال رژيم اشغالگر قدس در سه دهه، صداقت هر طرح صلحي بايد ابتدا در مورد قدس ـ و نه سينا يا غزه و يا کرانه باختري يا جولان ـ آزمايش شود.
    هـرچه مسلمانان و اعراب زودتر بفهمند که يک وجب از زمينهاي مقدس مجاور مسجدالاقصي به مراتب باارزش‏تر از مايلها شنزار در سيناست، به وضوح بيشتري درمـي‏يابند کـه آيا با افرادي که همواره به‏طور لفظي خواهان صلح هستند ـ اما فقط صلحي مطابق با شرايط آنهاـ مي‏توان مصالحه کرد و به صلح واقعي دست يافت يا خير.
    پي نوشت:
    1-اورشليم همان قدس اشغالي است، از اين‏رو در اين مقاله کلمه اورشليم به قدس تغيير يافته است.

    منبه:راسخون




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت11:15 PM   |  

    ديوار ندبه

    مرتبط با:مقالات کار و همت مضاعف وقف و امور خیریه


    با تسامح دولتهاي مسلمان، منع ورود يهوديان، کاملاً فراموش نشد، اما به تدريج تخفيف يافت. بنابراين در طي زمان، يهوديان کم‏کم راه خود را به شهر مقدس باز کردند. اين يهوديان در خارج از بخشي از ديوار غربي حرم که در زمان حاضر به «ديوار ندبه» معروف است زاري و ندبه مي‏کردند.
    احتمالاً تا آنجا که به رهبران مسلمان مربوط مي‏شود، اين عمل به طور غيررسمي به صورت عبادتي براي يهوديان درآمد. شبيه اين مسأله، زماني بود که صلاح‏الدين در 1187م بيت‏المقدس را پس گرفت. معروف است که صليبيون اين شهر را از جمعيت مسلمان پاک کردند و تعداد اندک سکنه يهودي را در آتش سوزاندند. صلاح‏الدين، مسلمانان را مجددا در آن شهر سکني داد و يهوديان را دوباره به شهر راه داد. بنا به نوشته، مورخ يهودي قرن نوزدهم، هاينريش گريتز، امپراتوري صلاح‏الدين، پناهگاهي امن براي يهوديان تحت فشار بود. او نسبت به يهوديان با عدالت رفتار مي‏کرد، همچنان‏که حتي با بدترين دشمنان خود چنين مي‏کرد. در حکومت او يهوديان به موفقيت‏هاي مهمي دست يافتند.
    مجاز بودن فريضه مذهبي گريستن بر ديوار غربي، در آستانه سومين مکان مقدس مسلمانان و در نقطه‏اي بسيار نزديک به محل معراج حضرت محمد (ص) از طرف مسلمانان سياسي کاملاً تسامح‏آميز بود، زيرا حکومتهاي اسلامي از زمان جانشينان صلاح‏الدين ايوبي تا سلاطين مملوک و عثماني، همه، اين اجازه را به يهوديان دادند که اين عبادت را بدون هيچ مشکلي انجام دهند. در هر حال، يهوديان براي اولين‏بار در سال 1840م ادعا کردند که مقدار بيشتري ـ بيش از آنچه مرسوم بود ـ از ديوار براي عبادت متعلق به آنهاست. پيش از آنکه وارد جزئيات شويم، ضروري به‏نظر مي‏رسد که ابتدا محل دقيق و اندازه محل ندبه را مشخص کنيم.
    يهوديان عادت داشتند که سوگواري و ندبه را در محدوده‏اي به اندازه حدودا سي‏يارد از مرز بيروني ديوار غربي حرم، و روي سنگفرشي در جلو اين محدوده، به پهناي 11 پا انجام دهند. ممکن است ادعا شود، شش‏رج پايين ديوار از سنگهاي بزرگ و حکاکي‏شده احتمالاً از بقاياي معبد هرود است. اما سه‏رج بعدي از سنگهاي صيقلي و احتمالاً کار رومي‏هاست در حالي‏که رج بالايي آن، از دوره سلطان‏سليمان قانوني که تمام ديوارهاي شهر را تعمير و بازسازي کرد باقي مانده است. به اين ترتيب، وسعت محوطه ديوار ندبه کمتر از 120 يارد مربع بود و تنها راه رسيدن به آن، از شمال و از طريق کوچه‏اي باريک بود. محل ندبه در جنوب و غرب، با خانه‏هاي وقفي مراکشي‏ها احاطه شده بود. در منتهي‏اليه شمال محل ندبه و به موازات کوچه‏اي که به آن منتهي مي‏شود، ديواري وجود دارد و موقوفه‏اي ديگر را که ابتدا به عنوان مدرسه و بعد محکمه مذهبي از آن استفاده مي‏شد، از آن جدا مي‏کرده است. سنگفرش محل ندبه، مانند بيشتر خيابانها و کوچه‏هاي بيت‏المقدس از سنگ خاراست.

    زمينه‏هاي تعرض يهوديان

    در نتيجه شورش محمدعلي پاشا عليه سلطان عثماني در 1840م بيت‏المقدس تحت حکومت محمدعلي ـ پاشاي مصر ـ قرار گرفت، و مردم، پادشاهي او را به رسميت شناختند، و قوانين اسلامي و عثماني در سراسر سوريه و فلسطين رعايت مي‏شد. تعداد يهوديان بيت‏المقدس را در دوره سلطه مصريان نمي‏توان معلوم کرد،
    اما اکثر آنان به عنوان مهاجر از روسيه، لهستان و اتريش آمده و مليتهاي خارجي خود را حفظ کرده بودند و همچنين از امتيازات آن و از مزاياي نظام کاپيتولاسيون بهره مي‏بردند. يهوديان خارجي سعي داشتند از قانون زمين سود برده، امتيازات منافعي را در محل ندبه به دست آورند.
    حکومت مصر مشتاق بود که نظر مساعد قدرتهاي خارجي را به دست آورد و يکي از ابزارهاي به دست آوردن و حفظ آن را، لطفي مي‏دانست که به اقليت‏هاي مذهبي يهودي و مسيحي نشان مي‏داد. تحت اين شرايط، کنسول بريتانيا تعهد کرد تا به عنوان نذر، يک يهودي انگليسي، سنگفرش‏کردن محل ندبه را به عهده بگيرد. در مرحله اول انجمن مشورتي شهر اين تقاضا را مورد بررسي قرار داد که پس از شنيدن گواهي و سخنان متولي وقف ابوالمدين، به شدت با مخالفت روبه‏رو شد. بررسي اين شورا دو نکته مهم را آشکار کرد: الف) اينکه يک زاويه در منتهي‏اليه جنوبي محل ندبه قرار داد که احتمالاً يکي از دو زميني است که به ترتيب در 703 و 720 وقف شده است. ب) و اينکه يهوديانِ بي‏اعتنا به محبت و سازگاري مسلمانان با آنان براي ساکنين مراکشي مزاحمت زيادي ايجاد خواهند نمود.
    تا اين هنگام، هنوز قوانين عثماني، تمام خارجيان را از دستيابي به املاک در هر نقطه از امپراتوري محدود مي‏کرد. بنابراين قانون، پاشاي مصر، از دادن مجوز به يک يهودي خارجي براي خريد قطعه زميني نزديک بيت‏المقدس خودداري کرد. او متوجه حيله‏اي که در پشت اين درخواست نهفته بود، گرديد و درخواست را با دلايل متقاعدکننده‏اي که در نامه‏هاي رسمي از جانب حاکم سوريه به حاکم نوشت، درج کرد:
    از صورت مذاکرات مجلس شوراي قدس آشکار مي‏شود که محل مورد درخواست براي سنگفرش کردن به وسيله يهود که پيوسته به ديوار حرم شريف است و نيز نقطه‏اي نزديک به «البراق» در داخل ملک وقفيه حضرت ابومدين (قدس)، و آنچه يهوديان در گذشته هرگز آن را تعمير نکرده‏اند از نظر شرعي تعمير آن براي ايشان غيرمجاز است و مساعدت يهود در اين امر غيرممکن است، بايد مجددا عليه بلند کردن صدا و نوشتن مقالات و صدور بيانيه‏ها اخطار داده شود و به آنها اجازه داده شده است که مانند قديم تنها اين مکان را زيارت کنند.
    اين سنـد نخستيـن کوشش بـراي تغييـر وضع موجود را که به‏دست يهوديان خارجي تحت حمايت بيگانگان انجام مي‏گرفت، آشکار مي‏کند. نه خاخام‏هاي به رسميت شناخته شده از سوي رهبران عثماني، و نه يهوديان متدين، در اين موضوع دستي نداشته‏اند. اکثريت مطلق اجتماع کوچک يهود در بيت‏المقدس متدين بودند و اکثرا زماني براي دعا به بيت‏المقدس مي‏آمدند که روزهاي آخر عمر را سپري مي‏کردند و مي‏خواستند اين آخرين روزها را در اين مکان بگذرانند. آنان در فقر و در وضعيتي غيربهداشتي زندگي مي‏کردند و از امکاناتي که براي عبادت در محل ندبه، در اختيارشان قرار مي‏گرفت راضي بودند. آنان مي‏دانستند که ديوار روي ملکي اسلامي قرار دارد و سنگفرش کف ديوار که براي عبادت به روي آن مي‏ايستند و همچنين مسير عبورشان در يک کوچه بن‏بست که به خانه‏هاي وقفي مراکشيان منتهي مي‏شود، بخشي از اوقاف اسلامي را تشکيل مي‏دهد. آنها، ظاهرا، گرچه به‏طور غيررسمي، به توافق رسيده بودند که با کفار و با مسيحيان به نوعي نظم و ترتيب ـ نه شبيه به آنچه در زمان حکومت روميان وجود داشت ـ دست يابند. عکسهاي محل ندبه که محققان و مسافران در طي نيمه دوم قرن نوزدهم تا جنگ جهاني اول، برداشته‏اند. همواره، يهوديان سالخورده‏اي را با رداي بلند شرقي و کلاهاي تزيين شده با پوست خز، نشان مي‏دهد که يا رو به ديوار ايستاده‏اند يا روي زمين نشسته‏اند. هيچ نشاني از چهارپايه، صندلي و يا حتي حصير ديده نمي‏شود. بنابر رسم، مردان در يک طرف و زنان در طرف ديگر مي‏ايستادند. به‏طور آشکاري، يهوديان بي‏قيد و بند در لباسهاي اروپايي حضور ندارند تا در جهت کوشش براي استقرار آداب جديد، اختلافاتي به وجود آورند.
    در 1911م کوشش مستقيم‏تر ديگري به عمل آمد تا وضع موجود را در محل ندبه تغيير دهد. اين کوشش از هنگامي شروع شد که پيدايش صهيونيسم به اين موضوع کاملاً مذهبي جنبه‏اي سياسي داد.
    در آخرين دهه‏هاي قرن نوزدهم تا سال 1914م تعداد يهودياني که به عنوان مهاجر از روسيه و کشورهاي مجاور مي‏آمدند، قابل توجه بود. بسياري از ايشان در نزديکي بيت‏المقدس اقامت مي‏کردند و بيشتر صهيونيستهايي بودند با اعتقادات اندک مذهبي و بي‏قيد و بند که اغلب تابعيت بيگانه خود را حفظ مي‏کردند تا حمايت کنسول خارجي را به‏دست آورند. اولين تلاش براي بدعتگزاري در محل ندبه، پس از ورود اين خارجيان صورت گرفت. چهارپايه‏ها، نيمکتها و ساير وسايل، بدون اينکه با گروههاي ديگر توافقي حاصل شود. به محل ندبه آورده شد. به‏علاوه سنت ايستادن نزديک ديوار روي سنگفرش، به عنوان محل اصلي عبادت گسترش‏يافته، شامل شکلي از مناسک ديني شد، چنان‏که گويي آن محل يک کنيسه است. بايد يادآور شد که براساس حکم 1840م اعلام عقايد و دعا با صداي بلند قدغن بود. يک چنين زمينه‏سازي‏هايي، بدان‏گونه که اکنون براي اين محل مطرح شده بود نيز ممنوع بود. سروصدا براي موقوفه‏نشينان مراکشي بهانه مناسبي براي اعتراض بود؛ گرچه اکنون اظهارات يهوديان درباره خانه‏هاي وقفي در کوچه و بالاي سنگفرش جلو ديوار نيز
    مطرح بود. شايد ترس مراکشي‏ها از اين بود که يهوديان بتوانند براساس مدارکي ادعاي مالکيت کنند، اما اين مسأله بسيار روشن و آشکار بود، چنان‏که هيأت نمايندگي وقف، در شوراي اداره‏کننده بيت‏المقدس به تاريخ 12 نوامبر 1911م اعلام کرد:
    متولي اوقافِ ابي‏مدين شعيب (قدس‏اللّه‏ سره) در خواستي فرستاده است که از آن بر مي‏آيد، افراد طايفه يهود که عادت داشتند روبه‏روي «ديوار براق» قرار گرفته در خارج حرم شريف در قدس در جهت غربي، هنگام زيارتشان روي پا بايستند، برخلاف عادت اخير، براي نشستن صندليهايي مي‏آورند که در هنگام زيارتشان بنشينند. از آنجا که «براق» قسمت بالاي وقف مذکور است که به کوچه بن‏بست منتهي مي‏شود، متولي مشاراليه درخواست کرده است از اين کار به فوريت جلوگيري شود تا مبادا يهود در آينده ادعاي مالکيت مکان مزبور را بکند. اين درخواست هنگامي که تقديم شد، جناب مفتي و اداره وقف و دستگاه محکمه شرعي در مطالعه اين درخواست، توضيح دادند که وقف مذکور داخل منطقه مسقّف مجاور محيط مسجدالاقصي است از جهت غربي که عبارت است از کوچه‏اي بن‏بست که جزء ملزومات و منابع وقف است و شرعا گذاشتن صندلي يا آويختن پرده يا چيزهاي ديگر از اين دست يا احداث هر نوع بدعتي که نشانه مالکيت باشد ممنوع است و کسي حق ندارد از اين قبيل اشياء در آنجا قرار دهد يا بدعتي بگذارد که به اشغال فضاي مسجدالاقصاي شريف بينجامد و بايد تدابير ممانعت از اين کارها اتخاذ شود. بعد از مذاکرات در اين‏باره مجلس مقرر کرد که به هيچ‏رو قرار دادن اشياء به‏گونه‏اي که نشانه مالکيت باشد اجازه داده نشود؛ خواه در اين وقف و خواه در کنار حياط حرم شريف، و نيز ضرورت دارد به هيچ‏کس فرصت قرار دادن اشيائي از اين دست داده نشود. بايد همان شيوه پيشين حفظ گردد و بنابراين، درخواست مذکور را همراه با ملحقات آن به جناب سرپرست اجراي دستورات مي‏فرستيم.
    دادخواست به مفتي اعظم، شعبه اوقاف و دادگاه شريعه، تسليم شد و تمام آنان تأکيد کردند که اوقاف مذکور، متعلق به خانه‏هاي مجاور ديوار مسجدالاقصي در بخش غربي است که در کوچه‏اي بن‏بست، در داخل وقف مورد بحث قرار دارد و به موجب ممانعت‏هاي قانون. اسلام، تحت هر شرايطي، قرار دادن صندلي يا اشيائي شبيه به آنان نادرست است. انجام دادن هر تغييري که منجر به ادعاي مالکيت ديوار مسجدالاقصي شود نيز ممنوع است. آنان درخواست کردند گامهايي براي بازداشتن يهوديان از ارتکاب چنين اعمالي، برداشته شود. پس از بررسي، انجمن تصميم گرفت که به يهوديان اجازه آوردن چيزهايي که نشان‏دهنده تملک است ندهد؛ چه در وقف مذکور و چه در نزديکي ديوار حرم شريف هيچ‏کس مجاز به آوردن چنين وسايلي نباشد، اما لازم است که رسم قديمي حفظ شود بنابراين ما اين درخواست را همراه با ضمائم آن، براي اقدام، به عالي‏جناب حاکم، تقديم مي‏کنيم.
    منبع:راسخون



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت11:15 PM   |  

    عناصر بازار اصفهان و موقوفات آن 6

    مرتبط با:مقالات کار و همت مضاعف وقف و امور خیریه


    حمام
    با آن که معماران، حمام را جزو بناهاي غيرمذهبي به حساب مي‏آورند، لکن عملکرد و حتي پراکندگي اغلب آن‏ها که در کنار مساجد شهر قرار دارند، ما را به اهميت مذهبي بودن آن‏ها واقف مي‏سازد. شستشو، غسل و تطهير در دين مبين اسلام از مقام و منزلت بالايي برخوردار است و بي‏مناسبت نيست که پيغمبر اکرم (ص) مي‏فرمايند: النظافت من الايمان. لذا محلي براي انجام دادن اين امور لازم بود که
    باعث ايجاد حمام شده است.
    در اصفهان اغلب حمام‏هاي شهر در مسير گذرگاه‏هاي اصلي شهر، راسته‏ي بازارها و يا مراکز محلات ساخته مي‏شد. در مکان‏يابي حمام‏ها، تأمين آب و دفع فاضلاب هميشه نقش مهمي را ايفا کرده است. بازاريان اصفهان که پايبند اصول و فروع دين هستند، اجراي غسل‏هاي متعدد و وضو براي نمازهاي پنجگانه تأثير زيادي در زندگي روزمره‏ي آن‏ها داشته لذا به احداث حمام در اين شهر توجه زيادي مبذول کرده‏اند. از خصوصيات حمام‏هاي اصفهان دوقلو بودن آن‏هاست (حمام زنانه و مردانه) که بيش‏تر معمولا در مراکز محلات شهر قرار داشتند؛ لکن در بخش بازار به واسطه‏ي شاغلان مرد اغلب آن‏ها را تنها حمام مردانه تشکيل مي‏دهد.
    در بازار اصفهان تعداد يازده باب حمام وجود داشته که در نيم قرن اخير يکي بعد از ديگري تعطيل شده‏اند. اين حمام‏ها عملکرد چند جانبه داشته‏اند؛ علاوه بر نظافت و اصلاح و استراحت، از ارزش اجتماعي بالايي برخوردار بوده به طوري که محل اختلاط و حل و فصل کارهاي روزمره بودند و زماني معاملات تجاري نيز در آن‏ها صورت مي‏گرفت. از معروف‏ترين آن حمام شاه واقع در بازار بزرگ است که اکنون تعطيل و در دست تغييرات است. همچنين حمام خسروآقا که به واسطه‏ي بي‏مهري‏هاي مديران شهري به نابودي کشيده شد، حمام شاهزاده واقع در بازار رنگرزان، و حمام عليقلي آقا واقع در بازارچه‏ي عليقلي آقا، حمام بيگدلي در شرق ميدان امام واقع در کوچه‏ي بيگدلي است.
     منبع:ميراث جاويدان 



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت11:14 PM   |  

    عناصر بازار اصفهان و موقوفات آن 2

    مرتبط با:مقالات کار و همت مضاعف وقف و امور خیریه


    نويسنده:

    عناصر مذهبي
    مسجد
    مساجد جامع قلب شهرهاي اسلامي را تشکيل مي‏دهند و معمولا بازارها در کنار و اطراف آن‏ها قرار دارند. مدل‏هاي مختلفي از شهرهاي اسلامي به وسيله‏ي جغرافيدانان ارائه شده است مانند طرح دتمان، که در آن مرکز شهرهاي اسلامي را مساجد جامع تشکيل مي‏دهد. در شهر اصفهان نيز چنين طرحي کاملا صادق است و بازارهاي مسقف آن را در برگرفته‏اند. مساجد جامع شهرهاي اسلامي قرن‏ها مرکز ديني شهر بود و ارتباط اجتماعي و کالبدي نزديکي با همديگر داشتند. مسجد جامع اصفهان نيز چنين موقعيتي داشته و در کنار ميدان اصلي شهر که به نام ميدان کهنه معروف است، ايجاد گرديده و روي آتشکده‏اي زردشتي بنا شده است (156 م). در حقيقت اطراف آتشکده که مسير رفت و آمد مردم بود، بازار خريد و فروش وجود داشته که با اسلامي شدن شهر، آتشکده جاي خود را به مسجد جامع و بازارهاي بدون سقف جاي خود را به بازارهاي مسقف داد.
    شهر اصفهان از قرن دوم به بعد نه تنها به عنوان مرکز ناحيه‏اي، ايفاگر نقش اقتصادي، اجتماعي و سياسي بود بلکه جهت تکميل ساير نقش‏هاي خود، مرکزيت مذهبي را نيز برعهده داشت. وجود نقش مذهبي در اصفهان سبب شد که در روزهاي معيني از سال، اعياد، سوگواري‏ها و روزهاي پنجشنبه و جمعه علاوه بر عده‏اي از اهالي شهر، گروهي از مردم مناطق روستايي به ويژه حوزه‏ي نفوذ شهر نيز براي زيارت امام‏زاده‏ها و گزاردن نماز جماعت به مرکز شهر (بخش بازار) روي آورند. در اين روزها اطراف بازار به ويژه مسجد جامع از جمعيت انبوه موج مي‏زند و همين انبوهي جمعيت است که بازار هر شهري را رونق مي‏بخشد. جماعت تازه‏وارد به ويژه روستاييان، گاهي توليدات محلي خود را در اين مراکز به فروش مي‏رسانند و مايحتاج مورد نياز خود را نيز تهيه مي‏کنند. در حقيقت در اين مرکز نوعي بازار هفتگي در حال تکوين بوده است. شايسته‏ي ذکر است که تقريبا مساجد شهرهاي اسلامي به ويژه مساجد جامع، از زيباترين بناهاي شهر به شمار مي‏آيند و مسجد جامع اصفهان نمونه‏ي بارز آن است. حقيقت اين است که معمار مسلمان در روزگاران گذشته هر گونه زيبايي را که در اطراف خويش مي‏ديد، اگر آن را درخور عظمت و جلال خدايي مي‏يافت، سعي مي‏کرد تا براي آن جايي در مسجد باز کند که مسجد جامع اصفهان يکي از آن‏هاست. اين مسجد در طول تاريخ نه تنها جاي عبادت، بلکه محکمه‏ي عدالت، آکادمي، پارلمان، کلوپ عالي و مرکز تصميم‏گيري‏هاي سياسي و نشر اخبار بوده است. در مساجد هنرهاي معماري به ويژه گنبدسازي ايراني، نقاشي، خوش‏نويسي، فرش و پرده‏هاي عالي، قنديل‏هاي زيبا، منبت‏کاري، حجاري، هر يک در تکميل زيبايي و عظمت آن‏ها به ويژه مسجد جامع، نقش خود را به خوبي ايفا کرده‏اند. به بياني ديگر، هنر اسلامي در طول قرن‏ها ملجأي پاک‏تر و نمايشگاهي امين‏تر از مسجد نداشته است و بي‏دليل نيست که معماران اعتقاد دارند که مسجد جامع اصفهان کلکسيوني از معماري دوره‏ي اسلامي است. در اين مسجد عناصر تزييني مختلفي به چشم مي‏خورد که در هر دوره‏ي تاريخي به کمال رسيده است؛ مثلا آجرکاري در عصر سلجوقيان، گچ‏بري در دوره‏ي ايلخانان و کاشي‏کاري در عصر صفويان بيش از همه رونق داشته است. همان طور که ذکر شد، بناي مسجد جامع به سال 156 / ق برمي‏گردد و روي آتشکده‏اي زردشتي احداث شده و بارها با گسترش و دگرگوني‏هاي بزرگ روبه‏رو بوده و پلان فعلي آن يادگار عصر سلاجقه است.

     

    منبع:راسخون




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت11:13 PM   |  

    هشتمين همايش سراسري وقف و امور خيريه

    مرتبط با:مقالات کار و همت مضاعف وقف و امور خیریه

    اشاره

    هشتمين همايش سراسري وقف و امور خيريه همزمان با گرامي داشت هفته‏ي وقف بيست و يکم صفر 1425 (24 / 1 / 1383) در تهران، سالن اجلاس سران برگزار شد. کليه مديران استاني و ستادي سازمان اوقاف و امور خيريه همراه با جمع کثيري از واقفان، متوليان، هيأت‏هاي امناي مراکز خيريه و بقاع متبرکه، کارشناسان مسائل اجتماعي و پژوهشگران رشته‏هاي تاريخ، فقه و حقوق و نمايندگاني از نهادهاي خدمت رساني و ارگانهاي دولتي در اين همايش شرکت نمودند. همچنين اعضاي مجمع عمومي بنياد جهاني وقف وابسته به بانک توسعه‏ي اسلامي آقايان دکتر احمد محمد علي (رئيس بانک توسعه‏ي اسلامي)، عبدالمحسن محمد العثمان (مشاور عالي بنياد جهاني وقف)، عبدالوهاب نورولي، حسين علي البنوي، حشمت خليفه، غازي بن محمد حکيم زين‏العابدين بخش، صالح بن عمر احد بادحدح، نصر الحطامي، خالد بن عبدالله العبد اللطيف و عبدالرحمن عبدالله بن محمد الفريد در اين همايش حضور داشتند. گفتني است مجمع عمومي بنياد جهاني وقف که حجت الاسلام و المسلمين آقاي محمدعلي نظام‏زاده و آقاي محمدابراهيم معراجي از ايران نيز از اعضاي آن مي‏باشند در حاشيه‏ي همايش فوق دو جلسه‏ي رسمي تحت عنوان «مجمع عمومي» و «هيأت مديره» تشکيل دادند و مباحثي را در زمينه‏ي راهکارهاي توسعه‏ي وقف مطرح و تصميماتي اتخاذ کردند. اين دو جلسه در راستاي اجلاس‏هاي دوره‏اي بنياد بود که دوره‏هاي قبلي در عربستان سعودي (جده) برگزار شده بود. لازم به يادآوري است که بنياد جهاني وقف وابسته به بانک توسعه‏ي اسلامي است که در چارچوب اقدامات اين بانک به منظور افزايش فعاليتهاي وقفي و افزايش مشارکت‏هاي بانک در برنامه‏هاي توسعه‏ي جوامع اسلامي در جمادي الثاني 1422 هجري تأسيس شد. وظيفه‏ي اين بنياد مديريت و بهره‏برداري از موقوفات قديم و جديد است. بديهي است که انتفاع و بهره‏برداري از موقوفات برحسب شرايط مشخص شده توسط واقف و به شرط رعايت قوانين اسلامي صورت مي‏گيرد. اين بنياد همچنين وظيفه دارد خود را در سطح کشورهاي مسلمان معرفي کند تا نيکوکاران اموال موقوفه و کمکهاي خود را به آن بنياد تحويل دهند.
    اينک گزيده‏اي از سخنراني‏هاي جلسه‏ي عمومي همايش با اندکي ويرايش تقديم خوانندگان گرامي مجله مي‏گردد:

    متن سخنراني حضرت آية الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره‏ي لزوم احياي سنت وقف

    فرصت حضور در بين مسؤولان موقوفات و انسان‏هاي خير و ميهمانان محترم از کشورهاي اسلامي را که در رابطه با وقف و امور خيريه فعالند، توفيقي به حساب مي‏آوريم. چنين همايشي در اين موقعيت بايد بسيار مورد توجه و عنايت مسؤولان و رسانه‏ها قرار مي‏گرفت چون مسأله مهم است و جاي کار و تلاش دارد. اقدامات انسان دوستانه و خيرات ريشه در فطرت انسان دارد. انسان تا وقتي که فطرتش سالم است نمي‏تواند خالي از عشق به خدمت و کار خير و دستگيري نيازمندان و پر کردن خلأهاي جامعه و دوست داشتن اهل خير باشد. اما وقتي که انسان فطرتش آلوده شد برعکس مي‏شود، تبديل مي‏شود به موجودي خودخواه و خودپسند و ممسک و حتي خيرات ديگران را هم به نفع خود مصادره مي‏کند و ممکن است در امور خيريه اخلال کند.
    نمي‏توانيم مبدأ روشني براي تفکر و عمل خير پيدا کنيم. کار خير هميشه بوده و هميشه هم خواهد بود. اديان آسماني بدون استثنا در اين باره برنامه داشته‏اند. حتي در جوامع غير ديني نيز با انگيزه‏هاي انساني براي امور خيريه اقدام کرده‏اند. خداوند بيش از هر موضوعي به اين مسأله بها داده است. آيات قرآن در مورد خيرات، انفاق، صدقات و خدمت به خلق را مطالعه کنيد، مي‏بينيد چقدر واضح و پرمعنا و مشوق است تا جايي که خداوند عمل انسانهاي خير را به شکر، شکور و شاکر تعبير مي‏کند. يعني خداوند شکر مي‏کند از انسان‏هايي که نعمت‏هاي خدا را براي مردم هزينه مي‏کنند. تعبير بسيار والايي است. از ديدگاه عارفان که نگاه بکنيم مي‏بينيم خداوند سنگ تمام گذاشته و انسان‏هاي منفق و خير را ارج نهاده است. آياتي که در اول اجلاس قرائت شد کافي است تا موقعيت کار خير را پيش خداوند ببينيد. در اديان مرسوم بوده که انسان‏ها حتي خود يا فرزند خود را وقف مي‏کردند تا تمام عمر در خدمت خدا باشند. حضرت مريم از همان‏هاست. مادر حضرت مريم قبل از تولد فرزندش، او را وقف معبد مي‏کند تا در خدمت معبد باشد. وقف و امور خيريه از ديدگاه اجتماعي آثار فراواني دارد که برادرمان جناب آقاي نظام‏زاده به خوبي توضيح دادند که امور خيريه و بخصوص وقف مي‏تواند جامعه را در ابعاد مختلف اصلاح کند. عدالت اجتماعي و تقويت روحيه‏ي انسان دوستي و ايجاد الفت در بين جامعه، هم‏دلي و دلسوزي و همراهي و توجه به نيازهاي يکديگر، جامعه را تلطيف مي‏کند. اگر سنت وقف و خيرات جاري باشد، مالکيت‏هاي بزرگ تراشيده مي‏شود و به نفع فقرا تعديل مي‏شود و به بسياري از امور ثبات مي‏دهد. طبق احکام اسلامي هر انساني در زمان حياتش حق دارد همه اموالش را وقف کند يا ببخشد اما بعد از مرگ، انسان مالک اموال خودش نيست و اين اموال مال ورثه است. به او حق داده‏اند تا يک سوم مالش را براي بعد از مرگش وصيت بکند. نکته‏ي بسيار مهم در امور خير مسأله نيت و قصد قربت و في سبيل الله بودن است. عمل بايد
    خالي از ريا و تظاهر باشد. البته اعلام آن براي تشويق ديگران خوب است. عنصر ريا هر عملي را فاسد مي‏کند. با اين وجود قرآن به ما اجازه داده و از ما خواسته است به خاطر تشويق ديگران آن را اعلام کنيم. (ان تبدوا الصدقات فنعما هي و ان تخفوها و تؤتوها الفقرآء فهو خير لکم و يکفر عنکم من سيئاتکم والله بما تعملون خبير) (سوره‏ي بقره، آيه‏ي 271) گرچه نکته‏ي مقابل يعني اخفا به خاطر بعد «في سبيل الله» بودنش مورد تأکيد قرار مي‏گيرد.
    تفاوتي که وقف با صدقات موقتي دارد پايدار بودن و ماندگار بودن آن است. بعضي از فقها در تعريف وقف، وقف را مساوي با صدقه‏ي جاريه دانسته‏اند. و جاريه اينجا يعني آنچه که مداوم در جريان است. اين نکته را اگر مسؤولان وقف و متولي‏ها مراعات مي‏کردند، امروز بخش عظيمي از امکانات دنيا براي رفع نياز نيازمندان بود. و تدبير اساسي اديان الهي براي اداره‏ي جامعه و تعديل ثروت و ايجاد عدالت اجتماعي ارزش خودش را نشان مي‏داد. همان طور که آقاي نظام‏زاده گفتند اين سنت در صدر اسلام بود که هر کس مکنتي داشت يک چيزي را موقوفه قرار مي‏داد. تعبيرهايي که مي‏کردند اين بود که بخشي از آنچه را که داريد براي آينده‏ي خودتان يعني آخرت تعيين بکنيد. همه‏ي آنچه که داريد براي ورثه نگذاريد بعضي از آنها را براي خودتان جلو بفرستيد. اين تعبير، هم يک روحيه را نشان مي‏دهد و هم نشان سنت رايجي است که در بين مردم بوده است. اگر اين موقوفات جاي خودش را حفظ کرده بود خدا مي‏داند امروز چقدر وضع جامعه‏ي اسلامي خوب بود. همين ربع رشيدي که اشاره شد، مال هفت صد، هشت صد سال پيش است. انسان وقتي که وقف‏نامه را مي‏خواند مي‏بيند که چطور مي‏شود با يک موقوفه آن همه کار در تاريخ بشر انجام شود ولي از آن طرف انسان‏هاي شيطان و فاسدي آن همه کارهاي مهم را خراب مي‏کنند. شما اگر امروز به تبريز برويد اصلا اثري از موقوفه‏ي ربع رشيدي نمي‏بينيد، جز همان وقف‏نامه‏اي که در کتابخانه است و زمين‏هايي که تبديل شده به تپه‏هايي در شمال شرقي تبريز. با اين که اينجا يک وقتي پيشرفته‏ترين شهرک علمي و پزشکي و خدمت رساني بوده و سراسر دنيا با آن ارتباط داشتند و مايه‏ي افتخار ايران بوده است. ببينيد تمدني که با وقف ايجاد شده، چگونه با بي‏توجهي و عدم وظيفه‏شناسي منهدم شده است. اين مخصوص ربع رشيدي نيست، خيلي از موقوفات ايران و ديگر کشورهاي اسلامي به اين سرنوشت دچار شده‏اند غير از معدودي که به نحوي ماندند. شايد بزرگترين ضربه را خانواده پهلوي و شخص رضاخان به سنت وقف زد آنها با مسجد و حسينيه و مراکز ديني مخالف بودند و آن را مزاحم حکومت مي‏دانستند. آقاي نظام‏زاده نکات مهمي در برنامه‏هايشان براي احياي وقف و اداره‏ي اوقاف و رفع مشکلات گفتند که خدا کند اجرا بشود. من در زمان کودکي که در روستا زندگي مي‏کردم و بعد در دوران مسؤوليتم متوجه شدم اراضي و رقبات موقوفه از مظلوم‏ترين و راکدترين املاک کشور ماست. حالا شايد اصلاح شده يا يک بخشي از آن اصلاح بشود. در روستايي که ما زندگي مي‏کرديم چند قسمت از آب و زمين روستا موقوفه بود ؛ همه‏ي مردم براي زمين خودشان باغ درست کرده بودند و آن را آباد کرده بودند و خيلي کار مي‏کردند اما آن موقوفه همچنان فاقد آب بود و کسي براي آن کار نمي‏کرد. با وجود آنکه متولي هم داشت. هرچه از موقوفات مي‏شناختيم همين جوري بود. اصلا وقف کردن مساوي بود با راکد گذاشتن. در چنين شرايطي کسي تشويق نمي‏شود تا وقف بکند. انسان‏ها سعي مي‏کنند اگر مي‏توانند همين حالا يک کار خيري بکنند و تمام بشود، چون نمي‏دانند بعد چه اتفاقي مي‏افتد، يکي از مهم‏ترين وظايف شما مسؤولان اوقاف که اينجا هستيد اين است که سعي کنيد آنجايي را که وقف است، آباد
    باشد و مردم ببيند که آباد است و درآمد آن در محل خودش مصرف مي‏شود. اگر غير از اين باشد آب سرد ريختن بر سر همه‏ي خيرهاست. وقي که مي‏گوييم مدرسه بسازيم، چقدر انسان خير در سراسر کشور مي‏روند و مدرسه مي‏سازند. تقريبا خيرين بيشتر از دولت مدرسه مي‏سازند. چون مي‏بينند مدرسه‏اي که مي‏سازند فردا بچه‏ها در آن درس مي‏خوانند و کشور از اين طريق رشد مي‏کند و آباد مي‏شود. آنها مدرسه را مي‏سازند و به دولت مي‏دهند، نمي‏دانم که آيا وقف مي‏کنند يا نه ؟ ممکن است بعضي‏هايشان وقف بکنند. ولي اگر همه در قالب وقف باشد بهتر و ماندگارتر است.
    يکي از مهمترين کارهاي ما اين است که ثابت کنيم ملک موقوفه کمتر از ملک شخصي بازدهي ندارد. و براي حفظ و رشد و تکامل املاک موقوفه انگيزه داشته باشيم حداقل به اندازه‏ي ملک خودمان. البته بايد بيشتر انگيزه داشت. چون در املاک موقوفه مسؤوليتمان يک مسؤوليت تاريخي و تمدني و انساني و الهي است. چون نتيجه‏ي بي‏توجهي به آن، اين است که مردم را به وقف دلسرد بکند. اگر کسي به ملک خودش بي‏توجهي بکند اثرش اين نيست که ديگران به ملک خودشان بي‏توجه بشوند ولي اگر به ملک وقف بي‏توجهي شود مردم به وقف بي‏توجه مي‏شوند و اين به سنت حسنه‏ي صدقه‏ي جاريه که خداوند اسمش را قرض الحسنه گذاشته، صدمه مي‏زند. تعبير خداوند چقدر لطيف است. خدا که مالک همه چيز است. مالک همه ماست. مالک لحظات عمر ما و مالک نفس‏هاي ماست. به ما مي‏گويد به من قرض بدهيد آن هم با تعبيراتي که يک سائل مي‏گويد. شما به خدا قرض بدهيد خدا به شما جزا مي‏دهد (من ذا الذي يقرض الله قرض حسنا فيضاعفه له اضعافا کثيرة والله يقبض و يبسط و اليه ترجعون) (سوره‏ي بقره، آيه‏ي 245)
    دليلش اين است که خدا مي‏خواهد از طريق ما انسان‏ها اين همکاري و همدلي اتفاق بيفتد. وقف مهمترين وسيله‏ي اين راه است و متأسفانه اين اشکال الان وجود دارد. من فکر مي‏کنم که بايد يک موج جديدي براي احياي سنت وقف ايجاد شود که منبع آن خود سازمان اوقاف و امور خيريه باشد. شما مديران موقوفات در سراسر کشور بايد طراح، مبتکر، ناظر و پيگير آن باشيد. چون شما متولي هستيد و همه امکانات رسانه‏اي کشور بايد در خدمت شما قرار بگيرد. ما بايد سنت وقف را احيا کنيم و نگه داريم و مردم را تشويق کنيم. تشويق با زبان نمي‏شود. همه‏ي اينهايي را که من مي‏گويم هزار برابرش را قرآن گفته که مردم هر روز دارند مي‏خوانند. عمل مهم است. دو صد گفته چون نيم کردار نيست. آن کسي که وقف کرده هر چند الان خودش نيست اما
    روحش ناظر است و مردم بايد ببينند که موقوفه رو به رشد است. يکي از ويژگي‏هاي ايران اين است که موقوفات ايراني‏ها تقريبا همه نيازهاي جامعه را مي‏پوشاند. در هر زماني افرادي احساس کردند يک چيزي جايش خالي است و يک نيازي در جامعه هست يک چيزي براي آن وقف کردند. ما بايد آن را حفظ کنيم. ممکن است يک زماني آن مسأله موضوعيت نداشته باشد اينجا هم فقهاي ما راه را باز کردند. تبديل به احسن را مجاز شمردند و ما مي‏توايم تبديل به احسن بکنيم. ما هزاران امام‏زاده و نزديک به يک صد هزار مسجد و هزاران حسينيه و هزاران موقوفات گوناگون داريم که در خدمت مردم است. همه‏ي اينها هم متعلقات و املاکي دارند که سازندگان آنها براي تداوم کار به جا گذاشته‏اند. موقوفات يک ثروت عظيم در جهت اداره‏ي خوب جامعه و جلوگيري از محروميت جامعه است.
    يکي از کارهايي که بايد بکنيم اطلاع رساني است. مردم هم در هر مقطعي کمک مي‏کنند. داستان بم بي‏سابقه است. مردم آمادگي دارند و روح مواسات در مردم ما زنده است و بهترين نمونه‏ي آن شرکت در کمک‏رساني به حادثه‏ي بم، است. براي اينکه اطلاع‏رساني شود. درباره‏ي موقوفات هم بايد در درجه‏ي اول در روستا يا شهر يا کل منطقه اطلاع رساني شود. درآمدها و هزينه‏ها مشخص شود. بايد رسانه‏ي ملي و رسانه‏هاي ديگر همکاري کنند. البته بايد از عهده جواب هم برآييد. آيا به اندازه‏ي ثروت وقف درآمد داريد ؟ اگر همين اندازه املاک در اختيار بخش خصوصي بود، درآمد آن همين مقدار بود ؟ بايد سعي کنيد درآمد وقف کمتر از ساير املاک نباشد. اگر اشکال هست آن اشکال را برطرف کنيد. اگر انگيزه در متولي نيست فکري بکنيد تا انگيزه ايجاد شود. اگر متولي کوتاهي مي‏کند، به عنوان خيانت در وقف از مباني اسلامي استفاده کنيد و متولي را اصلاح کنيد. از اين ثروت عظيمي که هنوز باقي است براي کشور و اسلام بايد بهره بگيريم. خداوند دو گروه را در مقابل هم قرار مي‏دهد. مي‏فرمايد که بعضي از مردم هستند که اموالشان را در راه خدا مصرف مي‏کنند و بعضي‏ها هستند که اموالشان را براي جلوگيري از راه خدا به کار مي‏برند. بد عمل کردن نوعي «صد عن سبيل الله» است. يکي مستقيم مي‏آيد پول خرج مي‏کند و راه خدا را مي‏بندد. يکي هم بد عمل مي‏کند و راه خدا را مي‏بندد. امريکا الان هفته‏اي يک ميليارد دلار خرج مي‏کند براي اينکه ملت مظلوم عراق و منطقه را اسير بکند. امريکا براي فساد و افساد خرج مي‏کند. اين نوع مستقيم «صد عن سبيل الله» است. غيرمستقيم هم اين است که آنهايي که از اسلام دفاع بکنند کوتاهي مي‏کنند. آنهايي که بايد انفاق، مجاهده يا دفاع بکنند، نمي‏کنند. اينها يک رديف پايين‏تر از آنهايند، اما يک مسير را طي مي‏کنند. اميدواريم اين همايش با برنامه‏هاي خوبي که براي آن تنظيم کرده‏ايد و با تقويت کارشناسي و پيدا کردن راهکارهاي بهتر در جهت احياي موقوفات و امور خيريه و امام‏زاده‏ها و بقاع متبرکه و مساجد و آنچه که به شما مربوط مي‏شود، حرکت موفقي باشد. ما با حرکت مضاعف و روزافزون و پرشتاب مي‏توانيم بخشي از تخريب‏هاي دوران‏هاي گذشته را جبران کنيم. به اميد برکت بيشتر براي اين اجلاس مهم.
    والسلام عليکم و رحمة الله

    متن سخنراني جناب آقاي احمد مسجد جامعي وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي درباره‏ي نقش موقوفات در خدمت‏رساني فرهنگي و اقتصادي

    بنده خدمت جمع عزيز دانشمندان، علما، ميهمانان گرانقدر و برگزارکنندگان اين مراسم و احياکنندگان اين سنت حسنه‏ي اسلامي عرض سلام و خير مقدم و تشکر دارم.
    اين اجلاس خوشبختانه در تداوم فعاليت‏هاي خود توانسته است به افق‏هاي نويني دسترسي پيدا بکند و ما امروز شاهد تلاش وسيع دوستانمان در سازمان به ويژه تلاش رياست محترم سازمان و نماينده‏ي مقام معظم رهبري براي جهاني شدن هفته‏ي وقف هستيم که پيشنهاد ارزشمندي است و ظرفيت و زمينه‏ي آن هم با توجه به تجربه‏ي هشت دوره‏ي گذشته وجود دارد.
    وقف ريشه در فطرت و خواست عمومي همه‏ي انسان‏ها دارد. وقف امري است که در همه‏ي جهان و همه‏ي طول تاريخ به چشم مي‏خورد. اما در حوزه‏ي تفکر اسلامي و تمدن اسلامي ويژگي‏هايي دارد که اين ويژگي‏ها را مي‏توانيم مبناي تمدن و فرهنگ اسلامي، هم در حوزه‏ي اقتصادي و هم در حوزه‏ي تفکر جمعي قلمداد کنيم. تاريخ‏نگاران از وقف‏هاي ابراهيم خليل‏الله ياد کرده‏اند. در سنت اديان ابراهيمي اين رويه را در شکل‏هاي مختلف آن شاهد هستيم. در سنت ايرانيان قديم شاهد موقوفاتي بوده‏ايم. اين موقوفات تنها براي معابد و مراکز ديني نبوده بلکه در حوزه‏ي خدمات اجتماعي جايگاه ويژه‏اي داشته است. در همين دوران شاهد آثاري هستيم که برخي از آنان تاکنون باقي مانده است.
    در فيروزآباد فارس پلي ساخته شده است و بر روي اين پل کتيبه‏اي نصب شده است که اين کتيبه بيانگر نوع نگاه واقف و اختصاص اين مال به خدمت عمومي است. در کتيبه آمده است که اين پل به فرمان شخصي که در قرن پنجم ميلادي مي‏زيسته است براي آرامش روان و به هزينه‏ي خود ساخته و وقف کرده است. هر کسي از اين پل بگذرد بر او و پسرانش به خاطر ساختن اين پل دعاي خير بکند. در طبقه‏بندي روزگار باستان، موقوفات در دو گروه گنجانيده شده است، يا براي آرامش روان و يا براي معابد و مقاصد ديني بوده است. اين موقوفات در وهله اول به دست افراد حقيقي و شناخته شده انجام مي‏شد. کاربرد ويژه‏ي موقوفه مشخص بود. کار خيرخواهانه‏اي که مورد نظر واقف بود بيان مي‏شد و اين موقوفات نه قابل واگذاري بود و نه قابل تصرف بلکه اصل مال باقي مي‏ماند و از منافع آن گروه‏هاي مختلف و افراد مختلف بهره مي‏بردند. در حقيقت هدف واقف جاري کردن عمل خيري بود در عرصه‏اي به وسعت ابديت و دادن پاسخي به درد جاودانگي انسان که در همه‏ي جهان تسري دارد. اين سنت بعدها مورد تأييد شارع مقدس اسلام قرار گرفت، و احاديث نبوي به
    ويژه تشويق و ترغيب در اين امر را بين مسلمانان توسعه داد. سيره‏ي حضرت نبي و ائمه‏ي بزرگوار ما و بزرگاني که از ايشان تبعيت مي‏کردند همه به نوعي مؤيد اين قضيه بوده است. شايد اولين موقوفاتي که در جهان اسلام اتفاق افتاد توسط خود حضرت بود. که بوستانهاي هفتگانه را وقف کردند، مسجد قبا و مسجد النبي را و بعدها اين روال ادامه پيدا کرد.
    انجام امور وقف در حوزه‏ي فرهنگ و تمدن اسلامي به سرعت گسترش يافت. استفاده از موقوفات در اين نظام تنها براي اماکن و مراسم ديني محدود نماند. در نگاه ما خدمت به مردم به عنوان يک اصل پذيرفته شده است. از معصوم (ع) روايت شده است که در خانه‏ي خدا کسي است که دائم به عبادت خدا مشغول است و کس ديگري هم هست که به خدمت زوار خانه‏ي خدا مشغول است. فرموده‏اند اجر کسي که خدمت به مردم مي‏کند بيشتر است. روايات متعددي در زمينه‏ي خدمتگزاري به مردم وارد شده و از اين روست که وقف به عنوان عملي که ريشه در فطرت دارد مورد تأييد شارع مقدس بوده است. وقف ابعاد بسيار گسترده‏اي در نظام اسلامي پيدا کرد به ويژه در نظام ما که دين و دنيا مکمل يکديگر هستند و از يکديگر جدا نيستند. هر خدمتي که به اعتلاي جامعه‏ي اسلامي و رفاه عمومي منجر بشود، مي‏تواند در گنجينه‏ي اعمال و ثواب اخروي افراد قرار بگيرد و از اين حيث است که ما شاهد شکل‏گيري نهادهاي بسياري در حوزه‏ي وقف هستيم و صورت وقف در فرهنگ ما شکل ديگري پيدا مي‏کند.
    در حوزه‏ي خدمت رساني، نخستين موقوفات، نسبت به اين موضوع وجود دارد. از همان ابتدا کساني بودند که چاه‏هايي را براي زائران خانه‏ي خدا وقف کردند. کساني بودند که تسهيلاتي فراهم مي‏کردند براي آبرساني به زائران. در موقوفات مربوط به حضرت علي عليه‏السلام اين موارد آمده است. در ساير اماکن و مشاهد ديني از جمله آبرساني نجف، موقوفات گسترده‏اي هست. در قرن چهارم اين موقوفات احيا و مرمت شده و هفده بار تا زمان معين التجار بوشهري که از شبکه‏ي جديد آبرساني استفاده کرد اين موقوفات ترميم شده است. ايجاد آب‏انبارها، قنوات، تعمير و مرمت کانال‏هاي آبرساني، اينها همه بخشي از موقوفاتي بوده که در اين زمينه وجود داشته است. در حوزه‏ي موقوفات به قدري با گستردگي مواجه هستيم که برخي از موضوعات که به ذهن هم چندان مأنوس نيست در حوزه‏ي موقوفات قرار گرفته است.

    وقف و محيط زيست

    آنچه امروز به عنوان حفظ محيط زيست در جهان مطرح مي‏شود و پيروان و طرفداران بسياري به ويژه در حوزه‏هاي فکري و فرهنگي دارد و نوعي پاسخ‏گويي به نگاه دوره‏ي جديد در تسلط بر طبيعت است، ما در سنت موقوفه‏ي قديم شاهد جلوه‏هاي زيبايي از آن بوده‏ايم. کشور ما محل عبور پرندگان مهاجر است که در فصل سرما از مناطق سردسيري به طرف جنوب ايران پرواز مي‏کنند، در موقوفات ما در قرن‏ها پيش براي غذاي اين پرندگان پيش‏بيني لازم شده است. براي پرندگاني که زمستان‏ها را در تالاب‏هاي ايران مي‏گذراندند از درآمدهاي زمين‏هاي موقوفه‏ي کشاورزي سهمي تعيين مي‏شده تا در ماه‏هايي که دانه به سختي در اختيار آنها قرار مي‏گرفت، دانه‏ها را بريزند و از تلف شدن پرندگان جلوگيري کنند. موقوفه براي جلوگيري از حرکت شن‏هاي روان که امروز مسأله‏ي اساسي بعضي از شهرهاي جهان و ماست از قديم مورد توجه واقفان بوده است. ما موقوفاتي داشته‏ايم که نيکوکاران شهرها سرمايه‏اي را به کار انداخته‏اند و درآمد آن عايد کساني مي‏شود که کارشان توقف شن‏هاي روان و حتي برگرداندن شن‏هاي روان بيابان از شهرها بوده است.

    وقف و توسعه‏ي دانش

    در حوزه‏ي آموزش در تمدن اسلامي موقوفات مربوطه به قدري گسترش يافته بود که بي‏آنکه حکومت‏ها و دولت‏ها نقشي را در ارتقاي فرهنگ و آموزش داشته باشند شاهد رونق دستگاه‏هاي آموزشي بوده‏اند. به مدد همين موقوفات بوده است که بسياري از دانشمدان از خانواده‏هاي فقير و مستمند برخواسته و به کرسي تدريس بزرگترين مراکز علمي و پژوهشي زمان خود تکيه زدند. به مدد همين موقوفات بود که اين اطمينان خاطر براي دانشمندي به وجود مي‏آمد که از مغرب جهان اسلامي حرکت کند و بي هيچ دغدغه‏اي از گذران و معيشت زندگي، شهرها را بپيمايد و به شرق جهان اسلام بيايد و به زيارت خانه‏ي خدا و رسول خدا بشتابد و در آرامش کامل به تدريس و تحصيل و گفتگو با بزرگان و اصحاب فکر و فرهنگ بپردازد و اثر خودش را عرضه کند. اين که شما مي‏بينيد سفرنامه‏هاي ارزشمندي نوشته شده و گزارشگر گزارش مي‏دهد که در هر شهر چقدر مانده و چگونه سلوک کرده است اين همه به مدد امکاناتي بوده که براي اهل علم و دانشمندان و دانشوران فراهم مي‏شده است و مبناي بسياري از آنها همين موقوفات بوده است. در سنت قديم، نظام آموزشي در اختيار دولت‏ها نبوده و اين نهادهاي موقوفه بودند که به عنوان يک نهاد واسط به پاسخ‏گويي به نيازهاي عمومي مردم مي‏پرداختند. در همين موقوفات شاهد شکل‏گيري کتابخانه‏هاي بزرگي هستيم که هنوز هم آثار و بقاياي آن را در برخي از شهرهاي کشور ملاحظه مي‏کنيم. براي اين کتابخانه‏ها تنها کتاب وقف نمي‏شد بلکه موقوفاتي در نظر گرفته مي‏شد که به گنجينه و ذخيره‏ي اين کتابخانه‏ها اضافه شود تا از آنها حفظ و حراست شود و شرايط نگهداري مطلوب آنها فراهم شود. در گذشته که ما با صنعت چاپ و صنايع فرهنگي ارتباط نداشتيم وراقاني را در نظر مي‏گرفتند که آثار را از کتاب‏ها و کتابخانه‏هاي ديگر بنويسند و در اختيار کتابخانه قرار بدهند و اين کتاب‏ها صرفا در حوزه‏ي کتاب‏هاي ديني نبود. ما موقوفاتي داريم که از زمان بيزانس آثاري را ترجمه مي‏کرده‏اند و صاحب وقف مقيد بوده است که تنوع علم و دانش را در مجموعه‏ي خودش داشته باشد. از زبان چيني و زبان سرياني ترجمه مي‏کردند. اينها همه موقوفه داشته است. در حقيقت موقوفات به گسترش علم و دانش در حوزه‏ي فرهنگ و تمدن اسلامي کمک شاياني کرده‏اند و بي‏شک يکي از عمده‏ترين شاخه‏هاي وقف و موقوفه در جهان اسلام حول محور کتاب و علم‏ورزي و دانش‏آموزي و خردورزي شکل گرفته است. هرجا که عالم بزرگي بوده است هر جا که تأسيسات آموزشي بزرگي شکل گرفته است بي‏شک در کنار آن شما چهره يک فرد خير را مي‏بينيد که موقوفه‏ي بزرگي را براي اين مجموعه در نظر گرفته است.

    وقف در حوزه‏ي خدمات عمومي

    ما در حوزه‏ي خدمات عمومي از موقوفات به عنوان يکي از نهادهاي خدمت رساني نمونه‏هاي برجسته‏اي داريم. مثلا موقوفه براي محل گم‏شدگان و اسيران و پيرمردان و در راه‏ماندگان و جالب اينکه موقوفات عام هيچ اختصاصي به مسلم و غيرمسلم نداشت. در کشور خودمان چنين موقوفاتي را هم اکنون نيز داريم. موقوفات اجتماعي، وقف نان و طعام و مهماني و ضيافت را هم در بر مي‏گرفت که اعلام مي‏کرد: هرکس در خانه درآيد نانش دهيد و نامش نپرسيد. مرحوم آيت الله کوهستاني که از معاصرين بودند هر کس به ايشان مراجعه مي‏کرد سفره‏ي غذايشان براي همه گسترده بود. ما در موقوفات مربوط به امام رضا، عليه‏السلام، حتي براي طبقات برتر
    اجتماعي هم موقوفه‏هاي ويژه‏ي خودشان را داريم. گردشگاه‏ها، پل‏ها و آب‏انبارها همه‏ي اينها موقوفات خاص خود را دارند. بنابراين حوزه‏ي وقف در تمدن و فرهنگ اسلامي به عنوان يک عامل قدرتمند در کنار حکومت و دولت عمل مي‏کرد. از قرن دهم ميلادي گزارش‏هايي از موقوفات ايران وجود دارد.
    تقريبا تمام کساني که در آن دوره گزارشي از وضعيت ايران داده‏اند بر اين نکته اذعان داشته‏اند که اداره‏ي حکومت بدون کمک موقوفات ميسر نيست. گزارشگران و سفرنامه نويسان خارجي که درآن عصر به ايران آمده بودند گزارش از کثرت و کاربرد موقوفات در حوزه‏هاي مختلف داشته‏اند. موقوفاتي که گرمابه‏ها و قنوات و راه‏هاي عبور و مرور، پل‏ها و مدارس علمي و هنري و مدارس ديني و مساجد و معابد و همه‏ي اينها را پوشش مي‏داد و حتي آورده‏اند که عده‏اي در چشم و هم چشمي با يکديگر موقوفاتي را به اين گنجينه و سرمايه‏ي اجتماعي مي‏افزودند. در يکي از همان سفرنامه‏ها از صد موقوفه‏ي عمده فقط در يکي از شهرهاي ايران ياد مي‏کنند و اين را جداي از موقوفات فراوان که به صورت موردي و جزئي به عمل آمده است مي‏دانند. اگر از اين زاويه به مسأله موقوفات نگاه کنيم آنگاه وقف و موقوفه در حوزه‏ي تمدن و فرهنگ اسلامي جايگاه ديگري مي‏يابد و از اين حيث تمدن و فرهنگ ما متمايز مي‏شود.
    چند سال پيش همزمان با نمايشگاه بين‏المللي کتاب تهران اثري توسط يک ناشر خارجي با همکاري يکي از ناشران ايراني عرضه شد. اين اثر متعلق به نويسنده‏اي است که فرهنگ دو زبانه‏ي فارسي. انگليسي و فارسي. عربي را هم زمان در بيش از صد سال پيش و شايد 120 سال پيش نوشته است. من در اين اثر به مدخل وقف مراجعه کردم تا ببينم برداشت يک نويسنده‏ي خارجي از وقف در کشور ما چيست و معادل آن چيست. تعريفي که ايشان از وقف داده بود اين بود: اختصاص ميراث يا مالي به طور پيوسته و دائم براي خدمات عمومي بخصوص در مسائل اجتماعي و بهداشتي. اما اين اثر براي وقف هيچ معادلي را در زبان‏هاي اروپايي نشان نداده بود و اين نشان مي‏دهد که وقف در اين معنا خاص حوزه‏ي تمدن و فرهنگ اسلامي است و من تصور مي‏کنم با توجه به ابعاد گسترده‏ي وقف، جاي آن دارد که ما تاريخ تمدن و فرهنگ خود را با توجه و عنايت به اين پايگاه مهم اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دوباره بيان و تبيين کنيم و راز و رمز موفقيت‏هاي اين تمدن و تاريخ پر افتخار را جستجو کنيم.
    صورت‏هاي مختلف وقف در نسبت با شرايط و زمان و مکان هم متحول شده است ؛ مثلا ما در نخستين دوره‏هاي اسلامي براي رباطها موقوفاتي داشتيم. مخصوصا در شمال آفريقا که مرز بين اسلام و غيراسلام بوده. در مناطقي از شمال ايران نيز رباطهايي بوده‏اند که نيروهايي در آنجا براي پاسداري از مرزهاي دين و شرف مسلمانان اجتماع مي‏کردند. ما در شمال افريقا هنوز شهري را به اين نام داريم که ميعادگاه دلاوران ايراني و خراساني در دفاع از دين بوده و سال‏ها در آنجا قدرت را در اختيار داشته‏اند و از حدود و ثغور اسلام دفاع مي‏کرده‏اند. اين رباطها موقوفات فراواني داشته‏اند. بعد که شرايط عوض شده است اينها تبديل به پايگاه‏هاي علما و عرفا شده است. بعدها حتي براي آزادي کساني که در اسارت مسلمانان بوده‏اند خود مسلمانان موقوفاتي را قرار داده‏اند هرچند که آن اسرا مسلمان هم نبوده‏اند.

    وقف و نهادينه‏سازي فرهنگ ديني

    تنوع موقوفات متناسب با رشد حوزه‏ي تمدن اسلامي متفاوت بوده زماني که نيازهاي جديدي مطرح مي‏شده
    متناسب با آن نيازها وقف جديدي مطرح مي‏شده است. ما در موقوفات داريم که براي روشني اماکن متبرکه نذوراتي داشته‏اند بعدها داريم که همين نذورات براي اماکن متبرکه در شکل جديدي مطرح شده است. بنابراين مسأله‏ي وقف در حوزه‏ي تمدن و فرهنگ ما اولا باعث نهادينه‏سازي فرهنگ ديني شده است و بسياري از آيين‏هاي ديني شکل نهادينه پيدا کرده است. در ايام عزاداري حضرت سيدالشهدا، عليه‏السلام، شاهد موقوفات بسياري هستيم که مبناي نهادينه شدن اين فعاليت را فراهم کرده‏اند و از قبل آنها نهادهاي مردمي بسياري شکل گرفته است. و ثانيا باعث جلوگيري از انباشت ثروت شده‏اند و ثروت فردي را به نفع يک حرکت عمومي و اداي دين به جامعه به کار گرفته‏اند. وقف تلاشي در جهت تأمين عدالت اجتماعي بوده است. شکل‏هايي را که من عرض کردم همه به نوعي بيان عدالت اجتماعي و تلاش براي رسيدن به جامعه‏ي ايده‏آل اسلامي از طريق وقف و موقوفه است. بعلاوه اين موقوفات انعطاف‏پذيري داشته‏اند و متناسب با شرايط زمان و مکان متحول بوده‏اند. هيچ کس در مناطق شمالي کشور قنات و آب‏انبار وقف نکرده است. هيچ کس در شرايطي که نياز به رباط براي دفاع از مرز مسلمين نبوده در اين زمينه هزينه‏اي نکرده است و بالاخره موقوفات موجب آرامش روحي و رواني جامعه‏ي اسلامي شده‏اند. با تکيه بر اين پشتوانه‏ي معتبر و عظيم فرهنگي و تاريخي مي‏توانيم به سنت‏هاي پسنديده اقتدا کنيم و آنها را احيا کنيم. اعتماد اجتماعي نسبت به وقف و موقوفه نيازمند نظام حقوقي متناسب با شرايط امروزي است و در اين نظام حقوقي نقش و نيت واقف و عمل به وقف شايد بيش از هر چيز ديگري تأثير داشته باشد. کمک نهادهاي مردمي و مشخص کردن حدود و ثغور دخالت دولت از مواردي است که مي‏تواند اطمينان عمومي را ايجاد کند. بالاخره ايجاد حرمت و حيثيت براي واقفان و موقوفات و عمل به آن از ملاحظات عمده در اين راه است. ما چند سال پيش در اين زمينه مصوبه‏اي را در شوراي انقلاب فرهنگي به تصويب رسانديم. در آن به صراحت آمده است از نام اشخاص خيري که تأسيسات مهم عام المنفعه احداث کرده‏اند مي‏توان براي نام‏گذاري اماکن استفاده کرد ؛ همانند دانشمندان علوم ديني، فيلسوفان بزرگ، دانشمندان علوم پزشکي، رياضي‏دانان، شاعران، نقاشان، موسيقي‏دانان، معماران، خطاطان، نويسندگان و مورخان. بنابراين پيشنهاد من علاوه بر شکل دهي ساختار حقوقي مسأله‏ي وقف در شرايط امروز و پاسخگويي به نيازهاي امروز جامعه‏ي ايران اين است که ما در اين مجموعه اسامي واقفان بزرگ را بگنجانيم و به اين ترتيب از تلاش آنها تقدير بکنيم. اين امر کمکي به روحيه و بسط نشاط در حوزه‏ي موقوفات خواهد بود. علاوه بر آنکه نيت واقف را که استمرار نام نيک است برآورده خواهد ساخت و زمينه‏ي مشارکت بيشتر را فراهم خواهد ساخت و بر اعتماد اجتماعي در اين حوزه خواهد افزود.
    براي همه‏ي شما عزيزان آرزوي توفيق دارم و اميدوارم تلاشي که دوستان ما در اين زمينه آغاز کرده‏اند بتواند هر چه زودتر در ابعاد گسترده‏ي بين‏المللي جاي خود را پيدا کند و ما بتوانيم هفته‏ي وقف را در جهان اسلام برگزار کنيم. اميدواريم نشست بعدي وزراي اوقاف کشورهاي اسلامي اين موضوع مهم را در دستور کار خود قرار بدهد و ما حرکات جمعي وسيعتري را در اين زمينه ساماندهي کنيم.و السلام عليکم و رحمة الله

    متن سخنراني آقاي دکتر احمد محمدعلي رئيس بانک توسعه‏ي اسلامي درباره‏ي اهداف بانک توسعه‏ي اسلامي در ساماندهي خدمات وقفي

    مايه‏ي خوشحالي و افتخار است که امروز به نمايندگي از مؤسسه‏ي بانک توسعه‏ي اسلامي با شما صحبت مي‏کنم. اين فرصت گرانبها را مغتنم شمرده و مراتب شکر و سپاسگزاري فراوان خود را به جمهوري اسلامي ايران اعم از رهبري و رئيس جمهوري و حکومت و ملت ايران براي مهمان‏نوازي و استقبال گرم و هماهنگي عالي تقديم مي‏کنم و به خصوص از جناب آقاي شيخ محمدعلي نظام‏زاده رئيس سازمان اوقاف و امور خيريه در جمهوري اسلامي ايران، تشکر مي‏کنم به خاطر پذيرايي از چهارمين اجتماع مجلس نظار بنياد جهاني وقف همزمان با هفته‏ي وقف، که هر ساله در ايران برگزار مي‏شود، تا فرصتي براي مشارکت اعضاي مجلس در اين مناسبت ميمون و استفاده از فعاليت‏ها و تجربه‏هاي ارزنده ايران در اين حوزه‏ي حياتي فراهم گردد.
    وقف به عنوان يک مؤسسه بوده و هست و در گذر زمان منبعي از منابع اساسي توسعه‏ي اقتصادي و تکامل اجتماعي در امت اسلامي است. اوقاف نقش بزرگي در توسعه‏ي علم و مؤسسه‏هاي مربوط به آن اعم از دانشگاه‏ها و مدارس و کمک به معلمان و دانش‏آموزان داشته است همان‏طور که در امور بهداشتي جامعه اعم از ساختن مراکز درماني و توليد داروهاي پزشکي و پرستاري از بيماران و بهبود وضع معاش و کار پزشکان سهيم بوده است. همچنين اوقاف نقش مؤثري در مواظبت و نگهداري از ايتام و زنان بيوه و نيازمندان و تهيدستان داشته است. هر کس تاريخ اوقاف اسلامي ما را مطالعه کند از تنوع هدف‏هاي اوقاف که شامل برآوردن تمامي نيازهاي اجتماع حتي مواظبت و نگهداري از محيط زيست و حيوانات نيز مي‏شود تعجب خواهد کرد.
    حضار گرامي !
    ما به عنوان اعضاي مجلس نظار بنياد جهاني وقف کمال تقدير را نسبت به اهميت و احساس مسؤوليت بزرگي که جمهوري اسلامي ايران نسبت به زنده کردن سنت وقف و نقش فعال و مسؤولانه‏اش در توسعه‏ي اجتماعي دارد مبذول مي‏داريم. و اميدواريم ساير کشورهاي اسلامي نيز از تجربه‏ي جمهوري اسلامي استفاده کنند.
    حضار محترم و گرامي !
    تصميم بانک توسعه‏ي اسلامي به تأسيس بنياد جهاني وقف در پاسخ به درخواست‏هاي افراد مختلف بود که خواستار اهميت دادن به مسأله‏ي ايجاد بنيادي جهاني و مشترک براي تمامي مؤسسات وقف دولتي و مردمي و افراد خير از اقشار خاص جامعه بودند. و هدف آن تحقق بخشيدن به تعاون اجتماعي در پيشرفت اوقاف خيريه و محافظت از آن در طول زمان و وسعت بخشيدن به استفاده از آن طبق شرايط مسؤولان و ناظران بر وقف است، و اين بنياد از تمامي کساني که تمايل به شرکت در اين عمل بزرگ خير دارند استقبال مي‏کند.
    در اين بنياد به نمايندگي از تمامي صاحبان سهام، مجلسي تشکيل مي‏شود به نام «مجلس واقفين» که به منزله مجمع عمومي است و اين مجمع، مجلس ديگري را به نام «مجلس نظار» که به منزله‏ي هيأت مديره است انتخاب مي‏کند. به ياري خداوند «مجلس نظار» به طور جدي براي توفير يک شراکت فعال بين موقوفات خاص و عام براي سهيم شدن در تلاش براي توسعه جوامع اسلامي‏مان عمل مي‏کند. شايان ذکر است که حجم سرمايه‏گذاري در سازمان جهاني وقف اکنون با شرکت پانزده سرمايه‏گذار، از چهل ميليون دلار نيز تجاوز کرده است.
    حضار گرامي !
    بانک توسعه‏ي اسلامي که مؤسسه‏ي شماست با ايمان به اهميت وقف و سعي در فعال کردن نقش وقف در توسعه، در سال 1979 ميلادي مؤسسه‏ي «وقف بانک توسعه‏ي اسلامي» را تأسيس کرد که درآمدش را صرف اهداف توسعه در دو بخش بهداشت و آموزش به نفع جوامع اسلامي در کشورهاي غير عضو مي‏نمايد، و نيز براي برنامه‏هاي «مؤسسه‏ي بحث و آموزش اسلامي» و نيز براي برنامه‏هاي تعاون فني بين کشورهاي اسلامي، و تقديم کمک‏هاي فني به آن و عمليات کمک رساني در زمان بروز حوادث طبيعي در کشورهاي عضو صرف کرده است. مبلغ خالص صندوق وقف تا آخر سال 1423 ه. ق در مجموع بيش از 901 ميليون دينار اسلامي (حدود 2ر1 بيليون دلار) است و مبلغ مصرفي از درآمد آن در موارد مختلف نزديک به 450 ميليون دلار در 972 مورد است، که 360 مورد از آن در کشورهاي عضو به مبلغ حدود 351 ميليون دلار، و 612 مورد از آن در کشورهاي غير عضو و به مبلغ حدود 100 ميليون دلار به مصرف رسيده است.
    همچنين بانک صندوقي را نيز به منظور سرمايه‏گذاري و بهره‏وري املاک اوقاف، با مشارکت ديگران به منظور عمل به توصيه‏ي ششمين کنفرانس وزراي اوقاف و شؤون اسلامي کشورهاي عضو در سازمان کنفرانس اسلامي، که در جاکارتا در ماه جمادي الاخر سال 1418 ه. ق مطابق با اکتبر 1997 م برگزار شده است تأسيس نمود. هدف صندوق زنده کردن سنت وقف و پيشرفت و توسعه‏ي املاک اوقاف در همه‏ي جهان و حمايت از اهدافي است که بانک توسعه‏ي اسلامي به خاطر پشتيباني از توسعه‏ي اقتصادي و اجتماعي در کشورهاي عضو، و جوامع اسلامي در کشورهاي غير عضو، در راه تحقق بخشيدن به آنها عمل مي‏کند. اين صندوق ان‏شاءالله کار خود را در جمهوري اسلامي ايران در اجتماع وزراي مالي کشورهاي اسلامي آغاز خواهد کرد.
    حضار گرامي !
    زنده گردانيدن سنت وقف و اهميت بخشيدن به نقش آن در حمايت از برنامه‏هاي توسعه‏ي اقتصادي و اجتماعي، امري است که کشورهاي عضو به شدت به آن نياز دارند، و تحقق اين امر نيازمند تعيين خط مشي و استراتژي اداره اوقاف و محافظت از آن است تا در راه توسعه‏ي ميزان سرمايه و افزايش درآمد و هزينه نمودن صحيح درآمد اوقاف و پيشرفت آن گامهاي بلندي برداشته شود و اين نيازمند تلاش زياد براي دستيابي به دانش وقفي معاصر به منظور حل مشکلات جديد و نوآوري در يافتن راه‏هاي وقف هم‏گام با نيازهاي زمان و عصر است.
    در پايان از خداوند بزرگ مي‏خواهم که نعمت‏هاي فراوان ظاهري و باطني خود را بر شما برادران عزيز افزون گرداند و قدم‏هايتان را استوار و به اعمال و نياتتان جامه‏ي پيروزي بپوشاند و از حضور تواناي او مي‏خواهم که هميشه و در جوي که تفاهم مشترک و تعاون براي رفاه و امنيت و پيشرفت تمامي مردم جهان حاکم باشد آرزوهاي امت اسلامي را برآورده گرداند. و از خدا مي‏خواهم که همه در راه رضاي خود موفق کرده و ما را نيز در انجام اعمال خير براي اين امت بزرگ سهيم گرداند.
    والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

    متن سخنراني حجت الاسلام و المسلمين محمدعلي نظام‏زاده نماينده‏ي ولي فقيه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه درباره‏ي جايگاه و نقش نهادهاي خيريه در خدمت رساني

    حضور ميهمانان عالي‏قدر و حضار گرامي عرض سلام و ادب و احترام دارم و به همه‏ي عزيزان حاضر در مجلس به خصوص حضرت آيت الله جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام جناب آقاي دکتر احمد محمدعلي رئيس بانک توسعه‏ي اسلام و اعضاي بنياد جهاني وقف و ميهمانان عزيز از کشورهاي عربستان سعودي، بحرين و ترکيه خوش آمد و خير مقدم عرض مي‏کنم.
    موضوع همايش امسال جايگاه و نقش نهادهاي خيريه در خدمت رساني است. سنت حسنه‏ي وقف و انجام کارهاي خير، تاريخي به درازاي تاريخ عمر بشر دارد و مي‏توان گفت که وقف و کار خير همزاد با انسان است. زيرا انجام کار خير روح همبستگي و تعاون و کمک به ديگران و دستگيري از ضعفا جزو سرشت و فطرت پاک انساني است و فطرت انسان‏هاست که خاستگاه کارهاي خيريه است و لذا ملاحظه مي‏کنيم که وقف اختصاص به دين مبين اسلام ندارد بلکه در تمامي اديان آسماني و مکتب‏هاي الهي، پديده‏ي وقف و اين مقوله‏ي برتر را به وضوح شاهد هستيم. کارهاي بزرگي که براي خدمت به جامعه از ناحيه‏ي وقف انجام مي‏شود و مخارج مشارکت‏هاي اجتماعي که از ناحيه‏ي افراد خير و عطوف در سبد هزينه‏ي انسان‏ها منظور مي‏شود فراوان است و از اين رهگذر گره‏هاي کور بسياري را از زندگي جامعه باز مي‏کنند. وقتي به سابقه‏ي درخشان وقف باز مي‏گرديم مي‏بينيم مؤسسات خيريه‏ي بزرگ، مدارس علوم ديني، کتابخانه‏هاي بزرگ، دارالحکمه‏ها، دارالتحقيق‏ها، دارالايتام‏ها، مساجد و مراکز بسياري ديگر از ناحيه افراد خير وقف شده و در اختيار جامعه قرار گرفته است. بسياري از خانواده‏هاي فقير و خانواده‏هاي روستايي که استعداد و فکر و انديشه داشتند لکن توانايي براي شروع به تحصيل و ادامه‏ي تحصيل را نداشتند، اينها در مدارس وقفي حاضر شدند و از امکانات خيريه‏ي تحصيل استفاده کردند و توانستند از عالمان، بزرگان و شخصيت‏هاي بزرگي که بعضا تاريخ را تغيير دادند و در سرنوشت انسان‏ها تأثير عظيم گذاشتند محسوب گردند و فارغ التحصيل اين مدارس باشند.
    وقف نه تنها در عرصه‏ي دانش و دانايي که در عرصه‏ي مبارزه با فقر و تأمين نيازهاي جامعه و توسعه‏ي عدالت اقتصادي نيز نقش بسيار مهمي را ايفا کرده است. زيرا تعديل ثروت اگر به زور قانون و با اجبار صورت بگيرد تبعات منفي خواهد داشت ولي که اگر با خواست افراد و به صورت داوطلبانه اين تعديل ثروت صورت بگيرد به طور قطع علاوه بر اينکه داري تبعات منفي نخواهد بود بلکه در رشد اخلاقي انسان‏ها و در تزکيه‏ي نفوس انسان‏ها نيز نقش اساسي دارد. کساني که مال خودشان را داوطلبانه در راه خدا انفاق مي‏کنند آنان علقه‏هاي خود را به دنيا کم مي‏کنند و اتصال خود را به خداي بزرگ بيشتر مي‏کنند و اين در سازندگي روح آنان بسيار تأثيرگذار است.
    همچنين در مبارزه با فسادهاي مالي و فسادهاي اقتصادي، وقف نقش بسيار مهمي را در طول تاريخ داشته است.
    در کشور ايران که پيوسته داراي مردماني عطوف و مهربان بوده است وقتي اسلام آمد با تکيه‏ي بر مسأله‏ي وقف و پرداختن به مسائل اجتماعي اين روحيه را در ايرانيان دو چندان رشد داد. زيرا اسلام اهتمام بيشتري نسبت به وقف داشت به طوري که پيغمبر گرامي اسلام (ص) شخصا پايه‏گذار وقف اسلامي است. در زمان رسول الله صحابه رسول الله تقريبا به صورت يک مسابقه در امر وقف وارد شدند و هريک از صحابه موقوفاتي را از خودشان به يادگار گذاشته‏اند. تا جايي که جابر مي‏گويد: من نيافتم صحابي توانمندي را مگر اينکه وقفي را در راه خدا انجام داد. همان‏گونه که ائمه‏ي معصومين عليهم‏السلام من جمله حضرت علي و امام حسن مجتبي عليهماالسلام هم داراي موقوفاتي بودند و هم خودشان متولي موقوفات بودند و موقوفاتشان را در راه کمک به فقرا و بيچارگان و ابناء السبيل قرار داده بودند. گرچه اولاد خودشان را هم در درآمد موقاف شريک مي‏کردند بنابر توصيه‏ي اسلام که نبايد ورثه را محروم کرد. ما به وضوح مشاهده مي‏کنيم که بزرگان دين با تمام قدرت در اين صحنه وارد شده‏اند و در ايران موقوفات بسيار بزرگ و تأثيرگذاري را شاهد هستيم. به عنوان مثال موقوفه‏ي رشيدالدين فضل‏الله مشهور به ربع رشيدي در تبريز جزو افتخارات مسلمانان و متدينين به اديان آسماني است به طوري که در آن زمان، يعني در قرن‏هاي هفتم و هشتم، ربع رشيدي به صورت يک شهرک دانشگاهي در خدمت رفع نيازهاي علمي جامعه قرار داشت. موقوفات بسيار زياد، درآمدهاي فراوان و نظم و نسق بسيار عالي در اين موقوفه را در وقف‏نامه شاهد هستيم. الان وقف‏نامه‏ي ربع رشيدي در کتابخانه‏ي ملي تبريز نگهداري مي‏شود و يکي از منابع بسيار مهم براي انجام پژوهش‏هاي تاريخي و ايران‏شناسي و پژوهش‏هاي اداري و حتي جامعه‏شناسي است.
    با کمال تأسف در مقاطعي از تاريخ مظالمي بر موقوفات رفت که موجب شد رکودي پيدا شود. مخصوصا دوران پهلوي و جريان اصلاحات ارضي و فروش موقوفات لطمه‏ي بزرگي به اعتماد عمومي زد و اين در حالي است که ما در کارهاي خير نيازمند اعتماد مردم هستيم. اگر چنانچه سرمايه‏ي اعتماد مردم را نداشته باشيم هيچ کاري در عرصه‏ي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي در ارتباط با مسائل خير انجام نمي‏شود، و لذا اين لطمه‏ي بزرگ نيازمند به جبران است. خوشبختانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي گام‏هاي بلندي براي جبران آن برداشته شد و تا اندازه‏ي زيادي اعتماد عمومي جلب گرديد. نشانه‏ي آن توجه مردم به کارهاي خير در زمان ما و انجام وقف‏هاي جديد است، لکن اين مقدار از ترويج فرهنگ وقف که در حال انجام است به اضافه تلاش‏هاي ترويجي طول سال کافي نيست و بايد اقدامات وسيع‏تري انجام شود. ما در برنامه‏ي چهارم توسعه‏ي جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد کرديم که طرح جامع ترويج فرهنگ وقف به مورد اجرا گذاشته بشود و خوشبختانه به تصويب رسيد و با اجراي طرح جامع ترويج فرهنگ وقف کمک به تقويت حس همبستگي و حس نوع‏دوستي و تعاون در بين جامعه خواهد شد و از اين رهگذر اقدامات زيادتري صورت خواهد گرفت اما مهمتر از ترويج و تبليغ لفظي و کتبي، عمل درست متصديان و متوليان امور موقوفات است. اگر ما درست عمل کنيم و مديران ما و نيز مديران مؤسسات خيريه و متوليان موقوفات آن گونه که در متن وقف‏نامه‏ها قيد شده خود را مقيد به چهارچوب وقف‏نامه‏ها بدانند - که بحمدالله اکثر قريب به اتفاق اين چنين عمل مي‏کنند - موجب جلب اعتماد عمومي مي‏شود و اين سرمايه‏ي بزرگ منشأ آثار و خدمات زيادتري خواهد شد. اقداماتي در اين چند سال در ارتباط با موقوفات و نحوه‏ي اداره‏ي آنها انجام شده که اينجانب براي صرفه‏جويي در وقت، مواردي را به صورت کلي اشاره مي‏کنم:
    -افزايش فعاليت‏هاي ترويجي وقف و ارائه‏ي پيشنهاد به سازمان کنفرانس اسلامي براي تبديل «هفته‏ي وقف» که
    مخصوص ايران است به «هفته‏ي جهاني وقف» که بحمدالله جناب آقاي دکتر احمد محمدعلي اقدامات اوليه را انجام داده‏اند و ما اميدوار هستيم که ان‏شاءالله به تصويب برسد و هفته‏ي وقف به صورت جهاني در همه‏ي کشورهاي اسلامي برگزار بشود.
    -اتخاذ سياست‏هاي جديد و در نتيجه افزايش درآمد موقوفات متصرفي و غيرمتصرفي و شتاب در کارهاي عمراني موقوفات. قبلا با کمال تأسف وضع طوري بود که اگر يک ساختمان مخروبه بود انسان حدس مي‏زد که موقوفه باشد اما بحمدالله الان برعکس شده است. ساخت و سازها در حال انجام است.
    -ادامه‏ي طرح شناسايي موقوفات و ايجاد وقف‏هاي جديد، افزايش مدت اجاره‏ي عرصه‏ي موقوفات از 3 سال به 10 سال و افزايش پلکاني اجاره‏بها متناسب با نرخ تورم که اين امر هم حجم کار اوقاف‏ها را پايين مي‏آورد و هم تعداد مراجعه‏ي مستأجران را به ادارات اوقاف کاهش مي‏دهد.
    -تقبل اجراي طرح آمارگيري از اماکن ديني و مذهبي با هماهنگي سازمان آمار ايران.
    -تهيه‏ي طرح جامع انفورماتيک سازمان با هدف ايجاد تحول بنيادين در موقوفات با تکيه بر اطلاعات دقيق و کامل.
    -طرح اسکن نمودن وقف‏نامه‏ها و حفظ اصولي و فني آنها و بازخواني و بازنويسي وقف‏نامه‏ها و تشويق دانشجويان براي بهره‏مندي از اسناد وقفي در ارتباط با تهيه‏ي پايان‏نامه‏هاي دانشجويي.
    -تجهيز کامل ادارات اوقاف به سيستم رايانه.
    -نظارت بر تأسيس و فعاليت سازمان‏هاي غيردولتي و تشکل‏هاي مردمي براساس توافق با وزارت محترم کشور در اجراي مصوبه‏ي مورخ 9 / 11 / 81 هيئت محترم وزيران.
    -ادامه‏ي سياست عدم واگذاري اراضي به صورت خام و سرمايه‏گذاري روي اراضي وقفي و سپس واگذاري آنها به صورت اجاره.
    -تفويض اختيار به ادارات اوقاف در راستاي اجراي سياست تمرکززدايي دولت و تسهيل در کار مردم.
    -به ثبت رساندن پنجاه هزار موقوفه و اخذ اسناد مالکيت آنها و ارائه‏ي تقاضاي ثبت 28 هزار سند مالکيت ديگر گرفتن.
    -دريافت هزاران حکم از دادگاه‏هاي سراسر کشور در ارتباط با موقوفات در اجراي سياست بازستاني موقوفات غصب شده.
    -تعهد سازمان اوقاف و امور خيريه براي احداث 2,580 واحد مسکوني با مساحت کم براي واگذاري به زوج‏هاي جوان به منظور کمک به اقشار ضعيف و همچنين تسهيل در امر ازدواج و در نتيجه مبارزه با فسادهاي دامنگير اخلاقي.
    -عضويت در بنياد جهاني وقف که امروز شاهد حضور اعضاي اين بنياد در اين همايش هستيم و اين اقدام نقش اساسي در ترويج وقف دارد و همين طور ايجاد و تقويت روابط با کشورهاي اسلامي براي استفاده از امکانات وقف به صورت بين‏المللي و گسترده مخصوصا در زمينه‏ي حوادث غيرمترقبه.
    -اعزام کارشناسان سازمان اوقاف و امور خيريه به کشورهاي عربستان سعودي، يمن، ترکيه، تونس، کويت، قطر و الجزاير.
    -تهيه و ارسال پيش‏نويس لايحه‏ي معافيت مساجد و اماکن و مدارس علوم ديني از پرداخت بهاي آب، برق و گاز.
    -تلاش براي معافيت موقوفات و مؤسسات خيريه از پرداخت هزينه‏هاي دادرسي که متأسفانه اين معافيت برداشته شده در حالي که قبلا حتي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، موقوفات از پرداخت هزينه‏هاي دادرسي معاف بودند اقداماتي در جريان هست ان‏شاءالله ما اميدوار هستيم که به اين موضوع توجه بشود و اين معافيت
    دوره برقرار بشود و همچنين پيشنهاد اينکه افرادي که بايد ماليات پرداخت بکنند آنچه را که به مؤسسات شناخته شده‏ي خيريه، مساجد، اماکن مذهبي و امثال اينها پرداخت مي‏کنند از بدهي مالياتي آنها کسر بشود نه از هزينه‏ي قابل قبول مالياتي که اين معافيت الان وجود دارد و آن مقداري که مؤديان مالياتي هزينه مي‏کنند به عنوان هزينه از درآمد آنها کسر شود - که در بسياري از کشورهاي اسلامي و حتي غيراسلامي اين کار انجام مي‏شود و اين پرداخت‏ها به عنوان ماليات پذيرفته مي‏شود.
    -تقبل بازسازي مساجد و اماکن مذهبي تخريب شده در حادثه‏ي دلخراش زلزله‏ي بم که قريب هفتاد مکان اعم از مسجد و بقعه‏ي متبرکه به صورت صد در صد ويران شده و سازمان تقبل کرده که اينها را بازسازي کند. آواربرداري از اين اماکن را آغاز کرده و ما اميدوار هستيم که ان‏شاءالله با سرعت، عمليات اجرايي ساخت و ساز اماکن شروع شود و ادامه پيدا کند.
    در پايان بار ديگر از حضور همه‏ي عزيزان تشکر و سپاسگزاري مي‏کنم بخصوص از حضور آيت الله جناب آقاي توسلي و حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي محمدي گلپايگاني رياست محترم دفتر مقام معظم رهبري مد ظله العالي و از همه‏ي عزيزان که از شهرهاي مختلف ايران در اين جلسه حضور پيدا کرده‏اند اعم از مديران اوقاف، رؤساي ادارات، متوليان موقوفات، واقفاني که در طول امسال بخش‏هايي از اموال خودشان را وقف کرده‏اند و همين طور اعضاي هيئت مديره و هيئت امناي مؤسسات خيريه ؛ براي همه‏ي عزيزان آرزوي سلامتي، توفيق و سربلندي مي‏کنم.
    والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته.

    متن سخنراني آقاي موسوي‏لاري وزير محترم کشور درباره‏ي تاسيس حقوقي وقف و نقش آن در به کارگيري منفعت فرد در جهت منافع جمع

    محفل بسيار ارزشمندي است در جمع عزيزاني که افتخارشان اين است که در جهت خدمت رساني به عموم و در جهت احياي يکي از ارزشمندترين سنت‏هاي حسنه اسلامي قدم برمي‏دارند. نفس حضور در اين جمع براي بنده و امثال بنده مغتنم است.
    مسأله‏ي وقف به عنوان يکي از ارزشمندترين تأسيس‏هاي حقوقي در فرهنگ اسلامي ما اگر آنگونه که شايسته است شکافته شود و نقش وقف در فرهنگ اسلامي و اثراتي که جامعه‏ي اسلامي از وقف دريافت کرده است براي کساني که نياز دارند آشنايي بيشتري داشته باشند برشمرده شود، اهميت اين مسأله براي همگان روشن خواهد شد. خيلي از فعاليت‏ها و کارهايي که بر زمين مانده است از همين رهگذر حل مي‏شود. شايد گذشت زمان و فاصله گرفتن از زمان‏هايي که موقوفات نقش محوري داشته‏اند براي خيلي‏ها شمايي از وقف در حد يک کار خير معمولي ارائه کرده باشد و نقش ارزنده‏ي وقف در توسعه‏ي فرهنگي و در توزيع ثروت در جامعه و تأثير در بالندگي جامعه‏ي اسلامي آن گونه که بايد براي خود ما هم روشن نباشد. هيچ يک از تأسيس‏هاي حقوقي و مسائلي که در فقه و حقوق مدني ما هست به اندازه‏ي وقف در جامعه‏ي اسلامي ما مؤثر نبوده است. وقف هم در تقويت بنيان‏هاي فرهنگي و هم در جلوگيري از تداول و تکاثر ثروت و توزيع عادلانه ثروت و هم در جهت توجه به منافع عموم به جاي توجه به منافع فرد تأثير داشته است. از تشکل‏هاي مدني و مؤسساتي که عنوان نهادهاي مدني به خود گرفته‏اند زياد سخن گفته مي‏شود و شايد در ذهن خيلي‏ها به خصوص نوجوان‏ها و جوان‏هايي که با اين کلمه و با اين واژه تازه آشنا شده‏اند. چنين تصور شود که تأسيس نهاد مدني و توجه به عموم به جاي به فرد يک حرکت جديدي است که ما در دنياي امروز با آن آشنا شده‏ايم. در حالي که اگر نهاد مدني را محدود کردن منافع فرد و توجه به منافع جمع به عنوان جهت‏گيري اصلي آن بدانيم، وقف به عنوان يکي از تأسيس‏هاي حقوقي که از صدر اسلام تا به امروز بوده است همين نقش را ايفا کرده است. منفعت فرد در جهت منافع جمع به کار گرفته شده است و در حقيقت يک فرد آنچه خود در اختيار دارد، در اختيار جمع قرار مي‏دهد و نقشي که وقف در گذشته‏ي تاريخ ما داشته است همين بوده است که توجه به منافع جمع را به عنوان يک اصل مطرح کند.
    در چنين همايش‏هايي دو گونه مي‏توان با مقوله‏ي وقف برخورد کرد: يکي اينکه تاريخي از وقف را بيان کنيم سرگذشت جوامع اسلامي را و نقشي که وقف در تمشيت امور و بالندگي و توسعه‏ي جامعه در فرهنگ و بهداشت و
    درمان و امثال اينها داشته است. و يک راه ديگر هم هست و آن اين است که در اينجا ما با نگاه به گذشته، امروز و فردا را مورد توجه قرار بدهيم. توقف کردن در مرحله‏ي اول ما را دچار مشکل مي‏کند. يکي از جنبه‏هاي مثبت توجه به تاريخ، توجه به توانايي‏ها و توانمندي‏هاي جوامع اسلامي است ولي يکي از خطرات هم اين است که ما از گذشته‏هاي پر افتخار سخن بگوييم و قانع شويم. گاهي وقف‏نامه‏ها را که انسان مي‏خواند، توجه واقفان خيرانديش را به نيازهايي که در اطراف او هست، مي‏بيند. توجه به نيازها رکن اصلي جهت‏گيري واقفان بوده است. در وقف‏نامه‏ها هم براي انسان‏ها و حتي براي حيوانات حق و حقوقي قرار داده‏اند. ما فکر مي‏کنيم که دفاع از حيوانات دستاورد تمدن امروزي بشري است ما در همين وقف‏نامه‏ها توجه به حيوانات را هم مي‏بينيم و معلوم مي‏شود که واقفان به آن توجه داشتند. بسنده کردن به بازگويي تاريخ ممکن است ما را به انحراف بکشاند. امروز چه بايد کرد ؟ مؤسساتي که در ارتباط با موقوفات فعاليت مي‏کنند و احياي موقوفات گذشته را به عنوان يک اصل در دستور کار خود دارند بايد به آن توجه کنند. با توجه به شرايط امروز بايد ببينيم که اولا موقوفات گذشته را چگونه احيا کنيم ؟ ثانيا حرکت در جهت افزايش عناوين موقوفه را چگونه سامان بدهيم ؟ در مقطع فعلي ذهنيت سازمان اوقاف به حق متوجه اين است که موقوفات را که در معرض خطر هستند نجات دهند و اين حرف درستي است. اما نمي‏دانم آمار درستي ندارم که مثلا در اين دهه‏هاي اخير تعداد موقوفاتي که به عرصه‏ي خدمت رساني وارد شده‏اند چقدر است. البته زندگي امروزي ما با زندگي پيشينيان ما تفاوت دارد. در گذشته و در عصر باغداري و کشاورزي طبيعي است که عمده‏ي موقوفات بر مي‏گردد به زمين و مزارع کشاورزي. و تقريبا آن چيزي که دستمايه‏ي اوليه‏ي سازمان اوقاف است اراضي موقوفه‏اي است که از گذشته به ميراث رسيده است. واقفان خيرانديش اين اراضي را به دليل اينکه دوران کشاورزي بوده است، وقف کرده‏اند. امروز شرايط زندگي عوض شده است و طبعا مسأله‏ي وقف کردن زمين کشاورزي بخش اصلي فعاليت‏هاي درآمدزايي جامعه نيست. امروز بهره‏گيري از ساير منابع بايد در دستور کار سازمان اوقاف قرار بگيرد. آيا توانسته‏ايم به اين سمت برويم ؟ بايد ديد که امر وقف چه‏گونه مي‏شود مستمر باشد. چه‏گونه مي‏توانيم چراغ وقف را زنده و روشن نگه داريم و مسأله‏ي ديگر اين است که آنچه به عنوان موقوفه وجود دارد چه‏گونه به کار گرفته شود که باز توليد داشته باشد. يعني منابع موقوفه يکباره مصرف نشود. از خود درآمدهاي موقوفه چه‏گونه مي‏توان استفاده کرد که در کنار ملک موقوفه، املاک موقوفه‏ي ديگري به وجود بيايد که در جهت وقف و براي همان هدفي که واقف داشته است هزينه شود. خلاصه‏ي عرض من اين است ما اگر به گذشته برگرديم نقش عنوان وقف در توزيع ثروت تحکيم مباني ديني، توسعه‏ي فرهنگي و رشد و بالندگي جامعه‏ي ما نقش اول بوده است. هيچ چيز به اندازه‏ي وقف در اين جهاتي که عرض کردم مؤثر نبوده است. بازسازي موقوفات و توجه به باز توليد موقوفات مهمترين مسأله است. فلسفه‏ي اصلي تشکل‏هاي غيردولتي (NGO) به عنوان نهادهاي جامعه مدني اين است که جمعي خيرانديش گرد هم مي‏آيند تا از وقت خود و ظرفيت‏هايي که در اختيار دارند، استفاده کنند تا منفعتي به عموم برسانند. منافع شخصي خود را کنار مي‏گذارند تا منافع جمع حفظ شود. اين تشکل‏هاي عمومي غيردولتي طبعا هر کدام در ارتباط با بخشي از موضوع وقف فعاليت مي‏کنند. بخشي از اينها در زمينه‏ي مدرسه‏سازي کار مي‏کنند. بعضي از آنها در زمينه‏ي بهداشت و درمان کار مي‏کنند. بخشي از آنها مربوط مي‏شود به افراد نيازمندي که نياز به کمک و امداد دارند. تشکل‏هاي غيردولتي براي انجام وظيفه در آن حوزه‏هاي خيريه شکل مي‏گيرند.
    تشکل خيريه‏ي غيردولتي نمادي از فعاليت‏هاي خيرانديشانه‏اي است که همان بار و محتواي وقف را در درون خودش دارد. ما يک بار زميني را وقف مي‏کنيم تا منفعت آن به ديگران برسد. يک بار جمعي عمر خودشان را وقف
    خدمت مي‏کنند. از هستي خودشان مايه مي‏گذارند. اين تشکل‏ها با اين جهت‏گيري بايد شکل بگيرند. يک تحصيل کرده‏اي که مالي ندارد، اما دانش و تجربه دارد. از ظرفيت‏هاي علمي خود در جهت منافع عموم مي‏تواند استفاده کند اين فرد در کنار ساير افراد مشابه خود قرار مي‏گيرد تا از دانش خود در جهت منافع عموم استفاده کند. اين هم نمادي از وقف است منتها عمرش را وقف کرده است تا خدمت کند. اگر اين گونه هست که تشکل‏ها با چنين نگاهي شکل مي‏گيرند من فکر مي‏کنم که در ارتباط با موقوفات دو تا مسؤوليت به عهده دارند:
    يکي اينکه تشکل‏هايي با محوريت خود سازمان اوقاف در جهت حفظ وقف و تقويت بنيان‏هاي مرتبط با وقف کار و تلاش کنند که چه‏گونه از آنچه داريم صيانت کنيم. اين يک بخش قضيه است و من فکر مي‏کنم در اين زمينه سازمان اوقاف به همه‏ي نيروهاي کارآمد جامعه نياز دارد. هر کسي به نحوي مي‏تواند در اين تشکل‏ها حضور پيدا کند و در جهت مقاصد موقوفات در کنار سازمان اوقاف و امور خيريه قرار بگيرد. بنابراين اين بخش ايجاد تشکل‏هايي است با جهت‏گيري خير براي انجام مقاصدي که موقوفات براي آن شکل گرفته‏اند.
    دوم اينکه تشکل‏هايي شکل بگيرد براي شناسايي ظرفيت‏هايي که در جامعه وجود دارد، اين ظرفيت‏ها مي‏تواند در خدمت جمع قرار بگيرد و خود اين تشکل‏ها مي‏توانند راه بهره‏گيري از توانمندي‏هاي افراد را شناسايي کنند و تشکل‏هايي را به وجود بياورند و به سازمان اوقاف معرفي کنند که اگر شما مي‏خواهيد در حوزه‏ي فرهنگ، در حوزه‏ي رفاه اجتماعي و... کار کنيد اين تعداد نيرو و امکانات هست. آخرين عرض من اين است که ما متناسب با نيازهاي امروز از همين تأسيس حقوقي وقف بايد بتوانيم استفاده کنيم. متناسب با آن چيزي که امروز مورد نياز ماست و متناسب با ظرفيت‏هايي که امروز داريم. ظرفيت اصلي ما توانمندي‏هاي بشري است و نيروهاي انساني و خلاق و مبتکر که در جامعه وجود دارند. بيش از زمين و املاک مي‏توان از ظرفيت‏هاي فکري جامعه در خدمت وقف استفاده کرد. من خدمت جناب آقاي مسجد جامعي و خدمت جناب آقاي نظام‏زاده عرض مي‏کنم اگر تشکل‏هايي که سرمايه‏ي آنها تجربه و دانش است شکل بگيرد و در جهت مصالحي که اوقاف براي آن شکل گرفته و موقوفات براي آن به وجود آمده است در خدمت سازمان اوقاف قرار بگيرند، يک بار ديگر اين تأسيس حقوقي که کارهاي عظيمي در تاريخ و جامعه اسلامي ما انجام داده است جايگاه خودش را پيدا مي‏کند. بنابراين در حوزه‏ي تشکل‏هاي مردمي به عنوان وزارت کشور خدمت همه عزيزان عرض مي‏کنم که جهت راه‏اندازي تشکل‏هاي مردمي، تقويت تشکل‏هاي مردمي و بهره‏مندي از تشکل‏هايي که سرمايه‏ي آنها فکر و انديشه‏ي آنهاست، استانداري‏ها و فرمانداري‏ها و مجموعه‏ي وزارت کشور در خدمت برنامه‏هاي شما هستند ما مي‏توانيم در اين زمينه همکاري‏هاي بيشتري داشته باشيم. عظمت کار مجموعه‏ي تشکل‏هاي خيريه‏اي که همه ساله ميلياردها ريال خودشان سرمايه آفريني مي‏کنند و در جهت مقاصد خيريه از آن استفاده مي‏کنند به حدي زياد است که با اين مبالغ اندکي که تحت عنوان کمک به مؤسسات عمومي خيريه و عام المنفعه در بودجه‏ي دولت مي‏آيد اصلا قابل قياس نيست. بار ديگر اعلام آمادگي مي‏کنم براي همکاري و هم اينکه اين مسأله را يادآوري مي‏کنم که مقوله‏ي وقف را بايد از رفتن به سراغ موقوفاتي که هست وسيع‏تر بدانيم و به مقوله‏ي تشکل‏هاي مردمي خيرانديشانه‏اي که سرمايه‏اش فکر و انديشه‏ي کارساز اين عزيزان هست بيشتر توجه کنيم و تقويت تشکل‏هاي مردمي خيرانديشانه در حقيقت استمرار حرکت خيري است که تحت عنوان وقف تا به امروز معجزه آفريده و فرهنگ اصيل و پوياي اسلامي ما مهمترين پشتوانه‏اش مقوله‏ي وقف بوده است. ان‏شاءالله که خداوند به همه‏ي شما عزيزان توفيق بيشتر عنايت کند.
    والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته

    متن سخنراني آقاي محمدعلي خسروي معاون فرهنگي سازمان اوقاف و امور خيريه درباره‏ي سيري در تحولات اوقاف پس از پيروزي انقلاب اسلامي

    سازمان اوقاف و امور خيريه‏ي جمهوري اسلامي ايران تلاش‏هاي قابل توجه و ارزشمندي را در عرصه‏هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بخصوص در ده سال گذشته انجام داده که فهرست و خلاصه‏اي از اهم آنها را در اين همايش ارجمند تقديم مي‏کنم، ولي قبل از بيان آن لازم مي‏دانم ابتدا به وظايف اصلي سازمان اوقاف طبق قوانين مصوب اشاره کنم. زيرا بسياري از انتظارات و توقعات و اشکالاتي که مطرح مي‏شود از روي ناآشنايي و بي‏اطلاعي از وظايف اين سازمان است. عده‏اي مي‏پندارند تمام امور موقوفات در ايران توسط سازمان اوقاف تصميم‏گيري مي‏شود در صورتي که وظايف سازمان در قانون کاملا محدود و مشخص است. طبق ماده‏ي يک قانون مصوب سال 1363 هجري شمسي وظيفه‏ي سازمان اوقاف، اداره‏ي امور موقوفاتي است که فاقد متولي بوده يا مجهول التوليه باشند و يا با تشخيص محاکم قضايي متولي آنها فاقد صلاحيت باشد.
    توضيح اينکه موقوفات در کشور ما به دو دسته‏ي متصرفي و غيرمتصرفي تقسيم مي‏شوند. موقوفات غيرمتصرفي به آن دسته از موقوفات اطلاق مي‏شود که داراي متولي صالح از سوي واقف باشد ؛ سازمان اوقاف در اين گونه موقوفات هيچ گونه دخالتي ندارد جز اينکه بر حسن اجراي وقف‏نامه نظارت مي‏کند و در مورد درآمدها و مصارف آنها متوليان خود تصميم مي‏گيرند و آزادانه عمل مي‏کنند. بخش دوم موقوفات متصرفي هستند. اين موقوفات موقوفاتي هستند که يا اصلا متولي ندارند يا متولي آنها طبق حکم دستگاه قضائي فاقد صلاحيت تشخيص داده شده است. اين گونه موقوفات را سازمان اوقاف مديريت مي‏کند و در واقع به عنوان جانشين متولي عمل مي‏کند.
    تعداد موقوفات در ايران مجموعا، اعم از متصرفي و غيرمتصرفي، بالغ بر يک صد هزار موقوفه است که شامل 730 هزار رقبه مي‏باشد. اين موقوفات با مصارف متنوع فرهنگي، بهداشتي، اجتماعي، رفاهي، علمي و آموزشي بخش عمده‏اي از نيازهاي جامعه را در قالب بيمارستان، درمانگاه، مدرسه، کتابخانه، دارالايتام، کمک به فقرا، اطعام مساکين و غيره تأمين مي‏کنند.
    سازمان اوقاف و امور خيريه پس از پيروزي انقلاب اسلامي بررسي جامعي در مورد موقوفات انجام داد. اشکالات و آفات را شناسايي کرد و راهکارهاي لازم را در جهت رفع نواقص و توسعه‏ي وقف و بهره‏وري بهينه
    از اين منابع مهم اقتصادي پيش‏بيني نمود و به کار بست. با يک نگاه کلي مي‏توان مجموعه‏ي اين فعاليت‏ها را، به تعبير زيباي برادر عزيز و دانشمند حجت الاسلام و المسلمين آقاي نظام‏زاده در سه بخش دسته‏بندي کرد:
    1.بازيابي و کشف موقوفات گمشده ؛
    2.بازستاني موقوفات غصب شده ؛
    3.بازسازي و احياي موقوفات مخروبه.

    بازيابي

    در مورد بخش اول يعني بازيابي و بازشناسي بايد گفت که در طول ده‏ها سال گذشته بسياري از موقوفات بنا به دلايل گوناگون از بين رفته‏اند و نشاني از آنها نمانده است. سازمان اوقاف بنا به وظيفه‏ي شرعي و قانوني، گروهي از متخصصان و حقوقدانان خود را براي يافتن موقوفات بسيج کرد، و آنها با مراجعه به ادارات ثبت اسناد و املاک و بررسي پرونده‏ها و مطالعه‏ي وقف‏نامه‏ها اطلاعات ذي قيمتي به دست آوردند و املاک فراواني را که سابقه‏ي وقفيت آنها محرز بود شناسايي و به وقفيت برگرداندند. به يک آمار در اين رابطه اشاره مي‏کنم تا معلوم شود از اين طريق چه خدمت بزرگي به موقوفات کشور شده است:
    از سال 1372 تا سال 1382 هجري شمسي، به مدت ده سال، طرحي به نام «طرح شناسايي موقوفات» با هزينه‏اي بالغ بر 160,000,000 تومان در استان‏هاي مختلف اجرا شد که نتيجه‏ي آن کشف بيش از 9,700 رقبه‏ي وقفي در سراسر کشور بود. مساحت تقريبي اين رقبات حدود 150,000,000 مترمربع است و ارزش تقريبي آنها بالغ بر 30 ميليارد تومان برآورد شده است. به تعبير ديگر با صرف 160 ميليون تومان براي تحقيق و شناسايي ثروتي معادل 30 ميليارد تومان عايد موقوفات عام المنفعه شده است. عوايد تقريبي اين موقوفات تنها ظرف يک سال گذشته 142 ميليون تومان بوده است.

    بازستاني

    بخش ديگر فعاليت سازمان در زمينه‏ي بازستاني موقوفات غصب شده است. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و در زمان رژيم گذشته از دو ناحيه به موقوفات ضربه وارد شده است. يکي از راه‏هاي تصويب قوانين خلاف شرع مانند «قانون اصلاحات ارضي» که طي آن بسياري از زمين‏هاي وقفي مزروعي توسط دولت شاه از وقفيت خارج و سند مالکيت به نام زارعين صادر شد. دوم از ناحيه‏ي برخي متصديان امور وقف که با موقوفه‏خواري و حيف و ميل موقوفات موجب سلب اعتماد مردم و خيرين از اين سنت نبوي شدند و به تدريج انگيزه‏ي خيرخواهي در جامعه ضعيف شد. اما در مورد اول يعني تصويب قوانين خلاف شرع، اقداماتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در جهت لغو آن قوانين صورت گرفت و طبق فتواي امام خميني (ره) که فرمودند: «موقوفات بايد به حال وقفيت باقي و عمل به وقف شود.» زمينه‏ي بازگرداندن موقوفات غصب شده به وقفيت فراهم شد و شوراي انقلاب اسلامي در تاريخ 4 / 2 / 1358 يعني سه ماه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي - لايحه‏ي قانون مهمي را تحت عنوان «لايحه‏ي قانوني تجديد اجاره‏ي املاک موقوفه» تصويب کرد. در ماده يک اين قانون به صراحت آمده است:
    «به منظور جلوگيري از هرگونه تضييع حق در موقوفات کشور و تنظيم اسناد و قرارداد اجاره و تعيين
    اجاره‏بهاي عادلانه‏ي املاک استيجاري و متصرفي موقوفه از اين تاريخ کليه اسناد و قراردادها، اعم از عادي و رسمي منعقده بين اوقاف و مستأجرين در موقوفات عامه، نظير املاک مزروعي و باغات و اراضي و مستغلات و مستحدثات شهري و روستايي، فسخ و به اين قبيل مستأجرين و ساير اشخاص اعم از حقيقي و حقوقي که به هر نحوي از انحاء در حال حاضر املاک موقوفه را متصرف مي‏باشند اخطار مي‏شود که در ظرف سه ماه از تاريخ تصويب اين لايحه جهت روشن نمودن وضع املاک استيجاري و متصرفي خود و تأديه اجاره‏بهاي گذشته و تنظيم اسناد اجاره‏ي جديد به نرخ عادله‏ي روز به اداره‏ي اوقاف محل ملک مراجعه نمايند.»
    اين اقدام شوراي انقلاب اسلامي ايران روحي تازه در کالبد بي‏جان موقوفات کشور که در حال اضمحلال کامل بودند دميد و مشتاقان به کار خير را دوباره اميدوار کرد.
    با تصويب اين قانون کليه‏ي ارتباطات قانوني بين متوليان موقوفات و مستأجرين لغو شد و مجددا با در نظر گرفتن صرفه و صلاح وقف تجديد اجاره گرديد.
    در همين راستا مجلس شوراي اسلامي هم در سال 1363 شمسي قانوني را در يک ماده و 5 تبصره به تصويب رساند. در اين قانون آمده است: «از تاريخ تصويب اين قانون کليه‏ي موقوفاتي که بدون مجوز شرعي به فروش رسيده يا به صورتي به ملکيت درآمده باشد به وقفيت خود بر مي‏گردد و اسناد مالکيت صادر شده باطل و از درجه‏ي اعتبار ساقط است.»
    به منظور اجراي دقيق و عادلانه قانون مذکور و تعيين تکليف متصرفين موقوفاتي که به فروش رفته، کميسيوني مرکب از پنج نفر از علما و مجتهدان در سازمان اوقاف تشکيل گرديد، تا طبق ماده‏ي 2 آيين نامه‏ي قانون مذکور کليه‏ي پرونده‏هايي را که از سراسر کشور در اين رابطه به سازمان اوقاف مي‏رسند بررسي و تعيين تکليف نمايد. لازم به ذکر است با اجراي قانون «ابطال اسناد فروش رقبات موقوفه» از سال 1363 تاکنون هزاران هکتار از اراضي و املاک موقوفات در روستاها و شهرهاي مختلف کشور به ارزش ميلياردها ريال به وقفيت برگشته و عوايد آنها در جهت اجراي نيات خير واقفان هزينه مي‏شود.

    بازسازي

    بخش ديگر از فعاليت‏هاي سازمان اوقاف بازسازي موقوفات مخروبه است. سازمان اوقاف علاوه بر بازشناسي و کشف موقوفات گمشده و علاوه بر بازستاني موقوفات غصب شده اقدام مهم ديگري که بخصوص در سال‏هاي اخير به انجام آن موفق شده است انجام داد و آن بازسازي و احياي موقوفات و بهينه‏سازي آنهاست. احيا و بازسازي موقوفات شامل دو جنبه است:
    الف. بازسازي عمراني ؛ ب. بازسازي فرهنگي و معنوي.

    بازسازي عمراني

    طي سال‏هاي گذشته تحولات بزرگي در بخش عمران موقوفات پديده آمده است به طوري که تا چند سال قبل نوعا مخروبه بودن يک ساختمان در شهرها علامت موقوفه بودن آن بود و چهره‏ي زشتي از وقف در ذهن‏ها ترسيم شده بود ولي امروز به برکت ساخت و سازهاي فراوان اکثر موقوفات چهره‏ي نو به خود گرفته و ساختمان‏هاي مجهز و مدرن فراوان در نقاط مختلف کشور اعم از مساجد، بقاع متبرکه، پاساژها، مجموعه‏هاي تجاري و اداري و فرهنگي، مدارس و آموزشگاه‏ها و بيمارستان‏ها و دارالايتام‏ها و کتابخانه‏ها احداث و مورد بهره‏برداري قرار گرفته است. به عنوان نمونه ظرف ده سال بيش از 28 هزار باب مسجد در ايران
    با صرف مبلغي بالغ بر 14 ميليارد تومان از سوي اين سازمان بازسازي و تجهيز شده است. و چندين باب مسجد در راه‏هاي کشور براي راحتي مسافران تحت عنوان مساجد بين راهي احداث گرديده است.
    بقاع متبرکه و امام‏زادگان در کشور ما به عنوان مقابر فرزندان پيامبر اکرم (ص) مورد احترام و علاقه‏ي شديدند. اين مراکز کانون‏هاي معنوي توجه به خداوند هستند و مردم با مراجعه به اين مکان‏ها از زندگي مادي فاصله گرفته و ساعاتي را با خداي خود به راز و نياز مي‏پردازند، و در جوي آکنده از معنويت به تزکيه‏ي نفس و تربيت روح ومتخلق شدن به اخلاق اولياي الهي مي پردازند. ضمنا با هدايا و نذور خود به بازسازي و توسعه‏ي اين مراکز کمک مي‏کنند. در سال 1360 ه درآمد کل بقاع متبرکه 120 ميليون تومان بود ولي در سال 1381 اين درآمد به 17 ميليارد تومان رسيده است که صرف عمران و آباداني و توسعه‏ي آنها شده است. يکي از دلايل اين رشد چشمگير اين است که مردم بالعيان مشاهده مي‏کنند هدايا و کمک‏هاي آنان صرف کارهاي اصولي و عمران بقاع مي‏شود و همين امر موجب جلب اعتماد و تشويق مردم به کمک‏رساني و مشارکت مي‏گردد. از محل اين درآمدها خدمات فراوان عمراني از قبيل: احداث زائرسراها، سرويس‏هاي بهداشتي، نمازخانه‏ي ويژه‏ي برادران و خواهران، کاشي‏کاري‏ها، گچبري‏هاي زيبا، کتابخانه، قرائت‏خانه و درمانگاه در بقاع متبرکه ايجاد شده و مورد استفاده زائران قرار مي‏گيرد.
    از ديگر اقدامات اصولي سازمان اوقاف و امور خيريه در جهت عمران موقوفات، تأسيس صندوق عمران موقوفات کشور است. براي آنکه سير ساخت و ساز و آباداني موقوفات از يک روش و سيستم منطقي و صحيحي برخوردار شود در سال 1364 سازمان اوقاف اين صندوق را تأسيس کرد. اين صندوق تا به حال برکات فراواني داشته و بسياري از موقوفات را احيا کرده است. ما موقوفاتي داشتيم که به صورت مخروبه درآمده بودند و خود موقوفه درآمدي براي احياي خودش نداشت اما اين صندوق با سرمايه‏گذاري توانست اين موقوفات را احيا کند و به حدي برساند که روي پاي خودشان بايستند و درآمدشان صرف نيات واقفان خيرانديش بشود و امروز هم که شاهديم با دعوت صندوق عمران موقوفات، بنياد جهاني وقف و اعضاي محترم هيئت جهاني وقف به ايران دعوت شدند و امروز در اين همايش حضور دارند که اميدواريم نشست‏هاي تخصصي آنان و تصميماتي که اتخاذ خواهند کرد مايه‏ي خير و برکت در جهت رشد و احياي هرچه بيشتر موقوفات جهان اسلام باشد.

    بازسازي فرهنگي و معنوي

    يکي از اقدامات مؤثر سازمان اوقاف و امور خيريه در سال‏هاي اخير استفاده از همه‏ي ابزارهاي تبليغي جهت آشنا کردن مردم با سنت نبوي وقف است. متأسفانه بسياري از افراد جامعه از وقف و آثار اجتماعي آن و احکام شرعي آن اطلاع کافي ندارند. از اين رو لازم بود که يک حرکت فرهنگي در جامعه به وجود آيد که به دو نمونه اشاره مي‏کنم.
    نمونه‏ي اول انتشار مجله است. سازمان اوقاف با تهيه و انتشار مجله‏اي تخصصي به نام «وقف، ميراث جاويدان» نظرات و آراي گوناگون را در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، حقوقي و فرهنگي وقف در سطح مراکز علمي کشور منتشر کرد و تاکنون 45 شماره با محتواي غني و کيفيت مطلوب و جذاب انتشار يافته و به عنوان مهمترين منبع تحقيق براي دانشجويان و محققان شمرده مي‏شود.
    نمونه‏ي دوم، «هفته‏ي وقف» است. سازمان اوقاف به منظور آگاهي بخشي در سطح عموم يک هفته را در سال به عنوان هفته‏ي وقف نام‏گذاري نمود و طرحي را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه کرد مبني بر اعلام يک روز به
    نام «روز وقف» که خوشبختانه مورد تصويب آن شوراي محترم قرار گرفت. و از پنج سال پيش، روز 27 ماه صفر را که در آستانه‏ي روز (28 صفر) سالروز رحلت جانسوز پيامبر گرامي اسلام که بنيانگذار همه‏ي خيرها و خوبي‏ها و وقف‏هاست رسما به عنوان روز وقف در ايران اعلام نمود. همه ساله همزمان با روز وقف و هفته‏ي آخر ماه صفر مراسم و برنامه‏هاي مختلف در سطح کشور اجرا مي‏شود از قبيل کلنگ‏زني يا افتتاح مراکز خيريه، اطعام فقرا، کمک ويژه به نيازمندان، اطلاع‏رساني ادارات اوقاف شهرستان‏ها در مورد عملکرد يک ساله‏ي خود، درج مصاحبه‏ها و مقالات وقفي در روزنامه‏هاي کثيرالانتشار، ارائه‏ي فيلم‏هايي از طريق شبکه‏هاي تلويزيوني در جهت تشويق مردم به وقف، اهداي جوايز به واقفان نمونه طي مراسمي با حضور مقامات بلندپايه‏ي کشور، برگزاري همايش‏هاي بزرگ و کوچک در مراکز استان‏ها و اختصاص بخشي از خطبه‏هاي نماز جمعه به موضوع وقف و آثار و برکات آن و غيره.
    مجموعه‏ي اين برنامه‏ها در طول يک هفته فضاي کشور را در جهت تشويق و ترغيب خيران براي انجام آثار خير و تقدير از انسان‏هاي نيکوکار فراهم کرده و ذهن همه را به اين امر انساني و اسلامي جلب مي‏کند. ما آرزومنديم ساير کشورها از اين تجربه‏ي موفق استفاده کرده و يک روز را در جهان اسلام به نام «روز وقف» اعلام کنند و يک بسيج همگاني در اين جهت صورت گيرد.

    نکته‏ي مهم

    در خاتمه لازم مي‏دانم نکته‏ي مهمي را به کساني که تصميم دارند خود موقوفه‏اي را به يادگار بگذارند متذکر شوم. امروز مشکلات فراواني در جامعه‏ي خودمان و جوامع اسلامي داريم. يکي از وظايف اين همايش‏ها اين است که مردم را توجه بدهند به نيازهاي جديد و راهکارهايي براي حل اين مشکلات. ايجاد موقوفاتي براي کمک به مسائل زيست محيطي، موقوفاتي در جهت حمايت از کودکان و خانواده‏هاي بي‏سرپرست، موقوفاتي به منظور کمک به بيماران سرطاني و صعب‏العلاج، ايجاد موقوفاتي براي رشد استعدادهاي درخشان و کمک به دانش‏آموزان بي‏بضاعت، احداث مجتمع‏هاي آموزشي و خوابگاه‏هاي دانشجويي و احداث مراکزي براي تفريحات سالم جوانان از مسائلي است که بايد به آنها توجه بشود و من از خيران و کساني که عشق و علاقه به ايثار اموالشان دارند دعوت مي‏کنم که از کارشناسان اين امر مخصوصا از مديران سازمان اوقاف و امور خيريه در استان‏ها و از آگاهان جامعه مشورت بگيرند و بعد وقف کنند. زيرا اگر کسي اموالش را در يک جهتي وقف کرد، از تحت اختيار او خارج مي‏شود و ديگر نمي‏تواند مصرف آن را تغيير بدهد نه خود و نه ديگران. پس براي اينکه وقف در جهت امور خيريه ضروري و رفع نيازهاي واقعي جامعه قرار بگيرد و نيازسنجي درستي شده باشد حتما قبل از وقف با افراد آگاه و کارشناسان مطلع تماس بگيرند تا دقيقا در آن جهاتي که مورد نياز جامعه است وقف شود.
    والسلام عليکم و رحمة الله

    متن سخنراني آقاي عبدالمحسن محمد العثمان مشاور عالي بنياد جهاني وقف درباره‏ي تاسيس بنياد جهاني وقف گامي نو در جهت احياي موقوفات جهان اسلام

    الحمد لله والصلاة والسلام علي رسول الله و علي آله الطيبين الطاهرين و علي صحبه و من سار علي هديه الي يوم الدين
    حضار بزرگوار، پس از اين گردهمايي خوبي که در صبح اين روز مبارک برگزار کرديم و صحبت‏هاي خوب و مفيد و عميقي که ارائه شد خود را از طرح سخني جديد عاجز مي‏بينم. براي همين اجازه دهيد که بر برخي نکات اساسي که در خلال صحبت‏هاي امروز آقايان بزرگوار لحاظ شد اشاره و تأکيد کنم. جناب وزير فرهنگ و ارشاد در مورد وقف و نقش بزرگي که در تاريخ امت اسلامي ايفا کرد صحبت کردند و به همين دليل عجيب نيست که برخي از نويسندگان وقف را به عنوان سازنده فرهنگ و هويت اسلام توصيف کرده‏اند. ولي سؤالي که امروز در ذهن ما مطرح مي‏شود اين است که چرا نقش وقف پس از نقش بزرگ و فعالي که بخش کوچکي از آن را در صحبت‏هاي ارائه شده در اين جلسه مبارک شنيديم در زندگي امروز ما کم‏رنگ شده است ؟ در اين زمينه دلايلي و عللي وجود دارد که مستلزم تأمل، تحليل، و سپس پيدا کردن راه حل مناسب هستند تا بتوانيم بدين وسيله نقش گمشده‏ي وقف را به زندگي روزمره بازگردانيم. از اهم امور و تأثيرگذارترين آنها نقش حکومتها در برابر وقف است، که متأسفانه در اين مورد کم‏رنگ شده و در اواخر حتي نقش منفي نيز پيدا کرده است. نقش ناظرين اوقاف را نيز نبايد فراموش کنيم زيرا نقش ناظرين و کم‏رنگ شدن آن يکي از اسباب اساسي در مشکلات وقف و محدوديت نقش آن بوده است. عالمان و برجستگان نيز نقش غيرمستقيم در محدوديت نقش وقف داشته‏اند و قشر متفکر و بافرهنگ و برنامه‏ريزان توسعه اقتصادي و اجتماعي کشورهاي اسلامي، با تفاوت در ذات و طبيعت خود، نقش مستقيم يا غيرمستقيم در به وجود آوردن موقعيتي منفي براي وقف در زندگي ما و ساختن تصويري غيرمحبوب از وقف در ذهن افراد اين امت داشته‏اند. پس ما اگر همه اين اقشار و نقشهاي آنها را در برابر وقف بشناسيم و آنها را به طور مناسب و درست تشخيص دهيم مي‏توانيم از هر قشري از اين اقشار نقش جديدشان را در راه بالا بردن اعتماد افراد جامعه نسبت به وقف درخواست کنيم.
    ما اکنون در يک حالت آگاهي نسبت به وقف به سر مي‏بريم و به خصوص در دهه پاياني قرن گذشته و آغاز قرن جديد شاهد آگاهي نسبت به وقف هستيم و بسياري از کشورها و سازمانهاي خيريه، توجهشان نسبت به وقف جلب شده است. بهترين مثال، تجربه سازمان اوقاف و امور خيريه در جمهوري اسلامي ايران است. ولي اگر بخواهيم در مورد نقش واقعي وقف و همچنين درباره نقش وقف در شأن امت صحبت کنيم هنوز در ابتداي راه هستيم. براي همين بايد دليل محدوديت نقش وقف را بشناسيم و براي آن راه حل و علاج مناسبي تدارک ببينيم.
    اجازه دهيد کمي در مورد بنياد جهاني وقف که مي‏بايست در راه افزايش کيفي پيشرفت وقف و فعال کردن نقش خيري
    آن در برنامه‏هاي توسعه کمک کند صحبت کنم. مي‏دانيد که بانک توسعه اسلامي يک سازمان مالي بين‏المللي است و اکنون پنجاه و پنج کشور از کشورهاي پيوسته به سازمان کنفرانس اسلامي را تحت پوشش قرار داده است و جمهوري اسلامي ايران يکي از اعضاي بزرگ و مهم اين بانک است. افراد خير از بانک توسعه اسلامي درخواست کردند که يک سازمان بين‏المللي بزرگ براي وقف تأسيس کند. زيرا از لحاظ نبودن چنين سازماني در سطح کشورهاي اسلامي‏مان احساس کمبود مي‏کردند. بنياد جهاني وقف عبارت است از سازماني که براي وقف عمل مي‏کند و راه سهيم شدن در آن براي حکومت‏ها يعني سازمان‏هاي وقفي دولتي و جمعيت‏هاي مردمي و واقفان وقف خاص، باز است. اين سه گروه تحت پوشش سازمان وقف جمع شده‏اند و به همين دليل اين اولين سازماني است که موقوفات عام و خاص و مردمي را در کنار هم در يک سازمان جمع کرده است. و هدف اساسي آن جمع درآمد اوقاف براي خدمت به جوامع‏مان در کشورهاي عضو و جوامع اسلامي در کشورهاي غيرعضو است.
    موضوع جمع درآمدها و هماهنگي بين آنها قضيه‏اي مهم است. ما اگر بخواهيم که اثري فعال و قوي در هر مرحله از مراحل توسعه‏اي مورد نياز مردممان به وجود آوريم بايد سرمايه‏هاي پراکنده را در يکجا جمع کنيم. براي مثال، همه در مورد آموزش و نقش وقف در آن صحبت کردند، پس اگر درآمدهاي وقفي مناسبي را براي خدمت به آموزش به کار نگيريم نمي‏توانيم چيز مهم و قابل ذکر را در اين زمينه ارائه کنيم و همين طور در زمينه بهداشت يا جلوگيري از فقر و زمينه‏هاي ديگري که امت ما در حال حاضر به آن نياز دارند ارائه کنيم. بنابراين بنياد جهاني وقف در نظر دارد که اولين مجموعه از اوقاف تراز اول و مهم را در اين مرحله ارائه دهد که شامل وقف براي آموزش، و بهداشت، و پيش‏گيري از فقر، وقف براي بانوان، و وقف براي قرآن کريم است. اين مجموعه اول از اوقاف مهم به ياري خدا به وسيله‏ي بنياد جهاني و در سطح جهان اسلام تشکيل مي‏شود براي اينکه درآمدهاي بزرگ وقف را جمع کنيم، و سرانجام بتوانيم خط مشي‏هاي جديد و گسترده‏اي را براي خدمت به جامعه ارائه دهيم. ملاحظه مي‏کنيد که هم اکنون اين وقفهاي مهم، ناظر به قضاياي اساي مورد نياز امروز جوامعمان مي‏باشد. و ضرورت پرداختن به موضوع آموزش و بهداشت و جلوگيري از فقر نياز به توضيح ندارد. بنابراين مايلم که بر روي دو مورد يعني وقف خاص مردمي و وقف عام مردمي، مکث کنم. اکنون جوامع يا کشورهاي اسلامي‏مان شروع به توجه به قشر مردمي کرده‏اند و سعي مي‏کنند که فرصت را براي ايفاي نقش آن به وجود آورند تا بتوانند نقش خود را در توسعه ارائه دهند. مجتمع‏هاي وقفي ما تشکيل شده‏اند از: وقفهاي حکومتي، وقفهاي عام و وقفهاي خاص. لکن وقفهاي مردمي که خدمت‏هاي بزرگي را در جوامعمان به ما مي‏کند نياز به مواظبت و اهميت و تقويت بنيه تأسيسي آن و دادن اطلاعات و آموزش دارند.
    اين گونه وقفها نياز به ما دارند که با تأسيس سازماني وقفي آنها را از لحاظ علمي و فني و اداري و مشاوره‏اي پشتيباني کنيم که بتواند نقش بزرگ خود را در جامعه ايفا کند. اين انگيزه و فکر وقف کار مردمي يا وقف داوطلبانه امور خيريه يا که دوست داريم نام وقف بخشش و عطا روي آن بگذاريم، از سياست‏هاي کاري اساسي بنياد جهاني وقف است که در اجراي پروژه‏ها و طرح‏ها و برنامه‏هاي خود به ديگران اعتماد مي‏کند.
    پس بنياد جهاني وقف يک افزايش نوعي و کيفي است براي همه‏ي مؤسساتي که در صحنه وجود دارند، چه سازمان‏هاي وقفي يا هيأت‏هاي مردمي يا سازمان‏هايي را که قشر خاص مردم تشکيل مي‏دهند. و ما اميدواريم که بنياد جهاني وقف جايگاه مناسبي داشته باشد براي جمع امکانات وقف به منظور مشارکت مؤثر و فعال در برنامه‏هاي توسعه. در پايان از حسن استماع شما سپاسگزارم. و اميدوارم مطالبي که تقديم کردم مفيد واقع شده باشد.
    والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
    منبع: ميراث جاويدان (شماره 46)





    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت11:06 PM   |  

    عناصر بازار اصفهان و موقوفات آن 9

    مرتبط با:مقالات کار و همت مضاعف وقف و امور خیریه

    کاروان‏سرا
    واژه‏ي کاروان‏سرا به سراي بزرگ در داخل شهرها و يا در ميان راه‏هايي که کاروان‏ها در آن جا اتراق مي‏کنند اطلاق مي‏گردد و نوعي بناي عمومي است که در آن از کاروانيان پذيرايي مي‏شود. اين لغت از دو کلمه‏ي «کاروان» به مفهوم قافله با جمعيت زياد مسافران و سوداگران و «سراي» که به خانه و مکان گفته مي‏شود تشکيل شده است.
    در ادوار تاريخي، کاروان‏سراها مراکز مهم مسافري و حتي تجاري شهرها را تشکيل مي‏دادند و چون ارتباطات از طريق استفاده از چهارپايان صورت مي‏گرفت، احداث کاروان‏سراها در داخل شهرها و يا ميان راه‏ها به عنوان توقفگاه مسافران ضروري بود. شهر زيباي اصفهان که در شمار بزرگ‏ترين و مهم‏ترين شهرهاي دنيا معرفي شده، داراي کاروان‏سراهاي بي‏شماري بوده که از آن همه، امروزه فقط 78 کاروان‏سرا بر جاي مانده است و اکثر آن‏ها در مرکز قديم شهر قرار دارند.
    از اوايل قرن بيستم با اختراع وسيله‏ي نقليه‏ي موتوري، راه‏آهن، هواپيما، و تکامل و توسعه آن‏ها، رفت و آمد با چهارپايان از رونق افتاده و از موفقيت کاروان‏سراها نيز به شدت کاسته شده است و از کاروان‏سراهاي ميان راه‏ها بيش‏تر به عنوان جايگاه و منطقه‏ي نظامي و در بعضي نقاط کشور، امروزه نيز به عنوان محل بازپروري معتادان (مهيار
    قمشه) از آن‏ها استفاده مي‏شود اما کاروان‏سراهاي داخل شهري که اغلب در بخش بازار شهر قرار دارند تغيير کاربري يافته و از آن‏ها استفاده‏ي بهينه به عمل آمده است.
    درباره‏ي قدمت کاروان‏سراها و يا کهن‏ترين آن‏ها در شهر اصفهان هيچ گونه مدارک مستندي در دست نداريم ولي احتمال مي‏رود که تاريخ به وجود آمدن آن در اين شهر با ايجاد اولين هسته‏ي شهر همزمان باشد. از ادوار تاريخي که ساختن کاروان‏سرا در اين شهر به اوج خود رسيده دوره‏ي صفويه است؛ زيرا اصفهان در اين دوره مرکز تجاري ايران و از اين نظر با تهران امروزي تا حدي قابل مقايسه بوده است و توجه شاه عباس کبير به امر اقتصاد کشور در درجه‏ي اول معطوف به خطوط ارتباطي منظم بوده است. و به دستور وي در فواصل متفاوت با توجه به منابع آب، کوهستاني بودن و امنيت منطقه، کاروان‏سراهايي بنا شد که به نام کاروان‏سراي شاه عباس معروف است و در نقاط مختلف کشور آثاري از آن‏ها مشاهده مي‏گردد.
    از ادوار گذشته در اصفهان کاروان‏سراهاي بي‏شماري به جا مانده که بيش‏تر در مرکز قديم و در بازار شهر قرار دارند. نتايج حاصله از مطالعه‏ي پراکندگي جغرافيايي آن که، کاروان‏سراها بيش‏تر در اطراف ميدان کهنه و ميدان شاه و همچنين در نزديکي دروازه‏ي شمالي شهر قرار دارد.
    وجود کاروان‏سراها در اين نقاط شهر به خصوص ميدان کهنه و مرکز قديم شهر، اصفهان را از نظر تجاري ميدان‏هاي فروش بازار به ما معرفي مي‏کند و امروزه نيز مراکز داد و ستد و بازار شهر در همين نقاط واقع شده و نيز از پراکندگي جغرافيايي آن چنين استنباط مي‏شود که مسافران و کاروان‏هاي وارد به شهر بيش‏تر به امور تجاري و خريد و فروش در اين مراکز مشغول بوده‏اند. نکته‏ي ديگري که از پراکندگي اين کاروان‏سراها در شهر اصفهان به دست مي‏آيد وجود و استقرار آن‏ها قبل از دوره‏ي صفويه در اين محل بوده و شايد در اين دوره بر تعداد و ترميم آن‏ها مبادرت و کوشش‏هايي معمول گرديده است.
    از کارهاي عمراني مهم دوره‏ي شاه عباس، احداث خيابان چهارباغ است که شهر اصفهان را به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم مي‏کند. قسمت غربي شهر داراي چهارده کاروان‏سرا و قسمت شرقي که بازار در آن قرار دارد داراي 64 کاروان‏سراست يعني حدود 80 درصد از آن‏ها در شرق شهر به خصوص در شمال شرقي اصفهان قديم استقرار دارند و نبايد سراها را با کاروان‏سراها که از نظر فرم ظاهري شباهت نزديکي به هم دارند اشتباه کرد. از تعداد 78 کاروان‏سراي موجود در منطقه‏ي اصفهان که مورد مطالعه قرار گرفته، در حدود 33 باب آن تغيير کاربري داده و به بنگاه‏هاي باربري و تره‏بار فروشي، پارکينگ، پلاستيک فروشي، خواربارفروشي و کارگاه‏هاي پارچه‏بافي، فلزکاري، و موزاييک سازي و سرويس اتومبيل تبديل گرديده و براي اين منظور نوسازي و تغييراتي از نظر ساختماني در آن‏ها به وجود آمده است که هرگز با معماري قديم آن ارتباط و انطباق ندارد؛ ولي حدود نيمي از کاروان سراها هنوز اصالت کالبدي خود را حفظ نموده و مرکز فعاليت مسافران و اقامتگاه موقت روستايياني است که براي انجام دادن امور مختلف به شهر مي‏آيند. ضمنا از تعدادي از کاروان‏سراها براي اسکان مهاجران افغاني استفاده مي‏شود.
    در مورد شکل مشخص کاروان‏سراهاي شهر بايد متذکر شد که اکثر آن‏ها داراي طرحي مربعي يا مستطيل شکل و ساختمان آن دو طبقه است و طبقه‏ي پايين براي استفاده‏ي دام و طبقه‏ي بالا براي سکونت و خوابيدن مسافران و کاروانيان اختصاص داشته است.
    از مهم‏ترين کاروان‏سراهاي معروف اين شهر مي‏توان از کاروان‏سراي تخت فولاد، نجات، ميرپنج، هندوها، صفا و به خصوص از کاروان‏سراي شيخ علي‏خان نام برد که در شمال غربي شهر و در پنجاه کيلومتري دروازه‏ي تهران از عصر صفويه به يادگار مانده است.
    نکته‏ي قابل توجه در مورد کاروان‏سراهاي اصفهان مالکيت آن‏هاست که گاهي فردي است و زماني مالکيت مشترک دارند، که اين امر يکي از مشکلات بزرگ کاروان‏سرا در مورد تغيير کاربري و تعمير و بازسازي است که هر گونه تحول ساختماني بايد با رضايت همه مالکان مشترک باشد در غير اين صورت هيچ گونه اقدامي امکان‏پذير نيست و همين مسأله‏ي مالکيت باعث گرديده که اکثر اين کاروان‏سراها رو به ويراني نهاده و از رونق افتاده است. کاروان‏سراهاي اصفهان از نظر نوع مسافر و کاروانياني که بدان‏ها روي مي‏آوردند کاملا مشخص است، به طوري که کاروان‏سراي قديمي «صفا» در چهارسو مقصود، محل اياب و ذهاب اهالي داران و فريدن و چهارمحال بختياري بوده است هر چند بيش‏تر بختياري‏ها به کاروان‏سراهاي موجود در بازارچه‏ي نو از قبيل کاروان‏سراي «بروجني‏ها»، «حاج محمد صادق» و غيره مي‏رفتند و اهالي جرقويه، بر آن و دهات منطقه‏ي شرق اصفهان اغلب به کاروان‏سراهاي ميدان کهنه «قديم» و اهالي نجف‏آباد بيش‏تر به کاروان‏سراهاي «آفتاب گاه» واقع در دروازه‏ي اشرف رفت و آمد مي‏کردند. از کاروان‏سراهاي
    موجود در اصفهان 40 درصد (31 باب کاروان‏سرا) داراي مالکيت فردي و 8ر10 درصد (10 باب کاروان‏سرا) مالکيت آن موقوفه‏اي و حدود 50 درصد (37 باب کاروان‏سرا) داراي مالکيت مشترک است که در مجموع به 74 کاروان‏سرا مي‏رسد.

     


     منبع:راسخون



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت11:03 PM   |  

    اصفهان،پيشتاز عرصه وقف

    مرتبط با:مقالات کار و همت مضاعف وقف و امور خیریه


    سنت وقف و اهميت آن در پيشرفت و ترقي جامعه

    در دين مبين اسلام سنت هاي حسنه ي بسياري وجود دارد که هر کدام دنيايي از زيبايي و حکمت را در خود جاي داده است و يکي از آنها سنت حسنه ي وقف است.وقف عبارت است از"حبس عين مال و در راه خدا قرار دادن منفعت آن که در آن فضيلت بي شماري نهفته است".
    وقف،يکي از زيباترين جلوه هاي نيکوکاري است و هديه اي است که انسان را پس از مرگ همراهي مي کند.مکتب حيات بخش اسلام در کنار راه کارهايي که براي رسيدن به زندگي کامل معنوي ارائه مي دهد،براي جبران کاستي و محروميت ها،زدودن نوميدي و تضادها و رفع فاصله هاي فاحش طبقاتي براساس قاعده ي عدل در جامعه بشري،سنت هاي حسنه اي را مقرر داشته است که از جمله آنها،وقت و صدقه مي باشد که با بيان«فستبقوا الخيرات»توصيه شده است.پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه وآله معصومين عليهم السلام با پايه گذاري موقوفات گوناگون که غالباً براي تأمين معيشت بينوايان،ايتام و افراد بي سرپرست و يا رفع نيازمندي هاي عمومي در نظر گرفته شده بود،اهميت اين سنت حسنه را عملاً خاطر نشان کردند.مسلمانان نيز در طول تاريخ،با پيروي از آن بزرگواران به اقتضاي شرايط روزگار خويش و به نيت برخورداري از ثواب مستمر،از ميان برداشتن انواع نيازها،تسکين و تخفيف آلام مادي و معنوي زندگي،رفع مشکلات جوامع بشري،توسعه علم و فرهنگ و به طور کلي رواج خيرات و مبرات و ايجاد بنيادهايي که به عنوان باقيات الصالحات به شمار روند،اقدام به برپاداشتن سنت حسنه ي وقف نمودند که هر کدام از موقوفات ايشان،به مانند موسسه اي کامل داراي عوايد،بودجه،برنامه مصرف و تشکيلات بنيان گذاري دقيقي بود.

    توصيه به وقف در کلام معصومين عليهم السلام

    مساله ي وقف و صدقات جاريه از زيباترين تعاليم اسلام است که بر اساس تعاون و حس نوعدوستي بنا نهاده شده است. هدف اصلي از وقف،تامين و تثبيت محل سکونت و منبع ارتزاق،تامين قسمتي از نيازمندي هاي عمومي و گسترش فرهنگ احداث بناهاي علمي، بهداشتي و مذهبي است.
    اسلام با اين کار يک برنامه عالي انساني را پايه گذاري کرد که در اثر آن عواطف بشردوستانه ميان انسان ها زنده شد،اين ابتکار دين مبين اسلام تا آن جا در روح و اخلاق مردم اثر گذاشت که امروز بسياري، حاضر مي شوند از مال خود چشم بپوشند و با وقف کردن قسمتي از اموال خويش به نفع افرادي از جامعه که مي بايست تحت حمايت قرار گيرند ،وسيله آسايش آنان را فراهم کنند و نيازمندي هاي نسل هاي آينده را نيز از اين طريق تامين نمايند.
    از سوي ديگر با توجه به اينکه انسان موجودي جاوداني است و از فنا و نابودي بيزار است،دوست دارد پس از وي نامي از او به يادگار بماند؛در فرهنگ اسلامي يکي از بهترين راه هاي زنده نگاه داشتن نام انسان انجام امور خير به ويژه وقف است.
    «وقف»سنت حسنه اي است که از ديرباز به اشکال گوناگوني در تاريخ بشر وجود داشته است و اسلام نيز آن را در مسير روشن ،منطقي و هدفدار مورد استفاده قرار داده است.در بيان اهميت اين عمل خداپسندانه همين بس که که در آيات بسياري از سوره هاي مبارکه قرآن کريم به آن اشاره شده است،ضمن اينکه ائمه معصومين عليهم السلام نيز در روايات بسياري مردم را به وقف تشويق کرده اند.پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمودند:«اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلاث؛صدقه جاريه او علم ينتفع به او ولد صالح يستغفر له»وقتي آدم بميرد،پرونده عمل او مسدود مي شود،مگر در سه مورد؛صدقه جاريه،علمي که از آن نفع برده شود و فرزند صالحي که برايش دعا کند»(بحار الانوار،ج2،ص22)امام صادق عليه السلام نيز مي فرمايند:«ليس يتبع بعد موته من الاجر الا من بعده او ولد صالح يستغفر له»(بحارالانوار، ج6،ص293)پس از مرگ آدمي پاداشي به دنبال،فرود نمي آيد، مگر در سه خصلت:صدقه اي که فرد در زمان حياتش جاري و برقرار ساخته که پس از مرگش تا قيامت جاري و برقرار مي ماند،صدقه اي که وقف کرده و به ارث گذاشته نمي شود و سنتي که برقرار نموده و در زمان حياتش به آن عمل مي شده و پس از وفاتش به آن عمل مي شود و نيز فرزند صالحي که برايش طلب آمرزش کند»(بحار الانوار،ج2،ص293)

    رواج سنت وقف در ميان معصومين عليهم السلام

    پيشوايان ديني ما نه تنها مردم را به سنت حسنه وقف تشويق مي نمودند بلکه خود از نخستين افرادي بودند که اقدام به وقف املاک شخصي خويش مي کردند.
    ابن ابي الحديد مي گويد:رسول خدا صلي الله عليه و آله از دنيا رفت در حالي که مزارع زيادي در«خيبر»،«بني النضير»،«وادي نخله»و همچنين طائف داشت که پس از مرگ او همه صدقه شد.امام حسين عليه السلام نيز زمين و اشياي ديگري را که به ارث برده بود،پيش از آن که تحويل بگيرد،وقف کرد ضمن اين که حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و ساير معصومين نيز موقوفه هاي فراواني داشته اند که مجال آنها در اين فرصت اندک نيست.

    اصفهان پيشتاز عرصه وقف از گذشته تا به امروز

    با توجه به پيشينه ي مذهبي مردم اصفهان عجيب نيست اگر بگوييم اين استان از گذشته تا به امروز از پيشتازان عرصه وقف بوده است.شايد کهن ترين منبع تاريخي که از موقوفات اصفهان سخن گفته است،مربوط به قرن چهارم هجري باشد.ضمن اينکه بسياري از صاحب نظران،قرن هاي دهم و يازدهم هجري قمري را دوران شکوفايي و توسعه موقوفات شهر اصفهان مي دانند چنان که در اين دوران،کمترين زمين زراعي و يا خانه مسکوني در اصفهان يافت مي شد که وقف نباشد.البته ذکر اين نکته ضروري است که خاندان صفويه در تاريخ اوقاف ايران پرچم دار وقف شناخته شده اند به طوري که در آن عصر موقوفات اصفهان وزير مخصوص داشته که معروف به وزير فيض آثار بوده است.
    در عصر صفوي،اصفهان داراي 162باب مسجد، 48 باب مدرسه،1802 باب کاروانسرا و273باب گرمابه بوده که احتمالاً همه وقف بوده است.آمار ذکر شده بيانگر اين واقعيت است که در اصفهان عصر صفوي،زمين هاي شهري به ويژه زمين هايي که کاربري عمومي و اقتصادي داشته،تقريباً همه وقف بوده است.مطالعه منابع وقف در اصفهان بيانگر اين واقعيت است که عايدات موقوفات را مي توان به دو دسته تقسيم کرد،دسته اول موقوفاتي هستند که مستقيماً سيماي فيزيکي و کالبد آنها مورد استفاده است،مانند مساجد،مدارس، کتابخانه ها، بيمارستانها،آب انبارها،حمام ها،تکاياو...دسته دوم موقوفاتي هستند که مستقيماً جنبه عمراني ندارد بلکه کمکي به انسان هاي محروم جامعه به شمار مي روند مانند مصارف خيريه،پرداخت هزينه دانش آموزان و بيماران،روضه خواني،نوشتن کتاب،نشرفرهنگ و معارف اسلامي و...
    در واقع وقف،تمامي آنچه را يک جامعه روستايي و شهري در بعد تامين اجتماعي نياز دارد شامل مي شود لذا شهرهايي مثل اصفهان که داراي موقوفات بيشتري هستند داراي نوعي تعادل اجتماعي بوده و هستند،از جمله موقوفات مهم اصفهان مي توان به مدرسه چهارباغ،مدرسه صدر بازار،بيمارستان هاي اميرالمومنين،شهيد صدوقي و سيدالشهدا اشاره کرد.

    اهميت وقف در عصر حاضر

    در عصر حاضر نيز وقف يکي از مهمترين مصاديق عمل به سنت انبيا و معصومين عليه السلام است رواج اين عمل خداپسندانه در کشور اسلامي ايران سبب شده،سازماني تحت عنوان سازمان اوقاف و امورخيريه، سرپرستي و نظارت بر امور وقف را در کشور برعهده داشته باشد.از آنجا که وقف از بهترين سنت هاي حسنه در اسلام بوده به منزله پله هاي صعود جامعه به سمت سرفراز زندگي کردن مي باشد و همچنين با توجه به نيازهاي فرهنگي،اجتماعي و اقتصادي جامعه به توليد علم و دانش،اقدام به انجام اين سنت نبوي در امور علمي فرهنگي در عصر حاضر بسيار حائز اهميت است به شکلي که مقام معظم رهبري مي فرمايند:"بدون شک ايجاد مراکز علمي از قبيل دانشگاه ها،دانش سراها،مراکز تحقيقاتي و خوابگاه ها براي دانشجويان از جمله بارزترين مصاديق کار نيک است که اگر از سوي مومنين«وقف»شود ان شاء الله مورد رضاي الهي و داراي اجر و ثواب اخروي خواهد بود"در سال هاي گذشته با توجه به نياز کشور به ساخت مدرسه،شاهد فعاليت هاي چشم گيرخيرين مدرسه ساز بوده ايم تا جايي که به حول و قوه الهي امروزه نياز جامعه به احداث مدرسه،تقريباً مرتفع شده است.اما در عرصه هاي ديگر جامعه همچون احداث خوابگاه هاي دانشجويي،ساخت بيمارستان،مراکز بهداشت و...همچنان به تلاش و همت خيرين نيازمنديم.به اميد آنکه به لطف خداوند و مدد بندگان نيکش در اين عرصه ها نيز به زودي به بي نيازي برسيم.
    منبع:بناي ماندگار،ويژه نامه افتتاح مجموعه خوابگاه هاي خيريه دانشجويي حضرت جواد (ع)دانشگاه صنعتي اصفهان



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت11:03 PM   |  

    عناصر بازار اصفهان و موقوفات آن 10

    مرتبط با:مقالات کار و همت مضاعف وقف و امور خیریه

    سراياخان
    از عناصر بسيار مهم بازارهاي ايران است. لغت خان واژه‏ي فارسي است و در ايران، تا قرن چهار و پنج به کار برده مي‏شد؛ لکن طي سه قرن اخير از واژه‏ي سراي و کاروان‏سراي استفاده شده است. البته به کاربردن خان مادر شاه (کاروان‏سراي مادر شاه)، در اصفهان اصطلاحي کاملا استثنايي است که به مهمان‏سراي عباسي اصفهان اطلاق مي‏شده است. در کشورهاي عرب زبان چون مصر، لبنان، سوريه، فلسطين، کويت، عربستان و ترکيه اين لغت به کار مي‏رفته؛ اما لکن در کشورهاي شمال غربي آفريقا چون ليبي، تونس، الجزاير و مراکش، مراکز تجاري مشابه خان را با امکان اقامت موقت براي بازرگانان «فندق» مي‏نامند که واژه‏اي يوناني است (20) امروزه واژه‏ي فندق در مصر و ديگر ممالک عربي جهان اسلام به جاي مهمان‏سرا به کار برده مي‏شود. در شهرهاي زيارتي ايران و تهران نيز از اين واژه به معني مهمان‏سرا استفاده مي‏شود. ياقوت حموي در نوشته‏هاي خود در اواخر قرن پنجم، کاروان‏سرا يا خان‏هاي بغداد را دار ناميده که به معني قصر آمده و در دوران صفويه تا پايان قاجاريه از واژه‏ي دارالسلطنه استفاده مي‏شده است.
    اغلب نويسندگان واژه‏ي سرا و کاروان‏سرا را به اشتباه مترادف به کار مي‏برند، زيرا تمايزي بين اين دو واژه از نظر کاربردي وجود دارد، به طوري که از کاروان‏سرا به منظور اسکان موقت کاروانيان و اقامت موقت شبانه و روزانه و باراندازي کالا استفاده مي‏شد و در خارج از شهرها و در مسير جاده‏هاي کاروان‏رو نيز کاروان‏سراهايي احداث مي‏شد تا در فواصل مختلف مسافران و حيوانات بارکش در آن‏ها به استراحت بپردازند. از طبقات پايين کاروان‏سراها معمولا به عنوان اصطبل استفاده مي‏کردند، در حالي که سراها فاقد اصطبل بوده و حتي‏الامکان اقامت شبانه در آن‏ها نيز مقدور نبوده است. در سراهاي اصفهان مکاني به نام «بهاربند» (باربند) بوده که در محل ورودي‏هاي سراها قرار داشته و چهارپايان بعد از تخليه‏ي بار آن محل را ترک مي‏کردند.
    با صنعتي شدن کشور و ورود وسايط نقليه‏ي موتوري، کاروان‏سراها کاربري خود را از دست دادند؛ گاهي از آن‏ها به عنوان پارکينگ و زماني انبار و يا محل استقرار صنايع توليدي سبک از جمله بافندگي استفاده مي‏شود. از خصوصيات کاروان‏سراهاي اصفهان شباهت معماري و هم‏شکل بودن و داشتن حياطي مربعي يا مستطيل شکل با ايوان که حجره‏ها دور تا دور آن قرار دارند، مي‏باشد. کاروان‏سراها اغلب داراي دالان و تاق‏هاي مجللند. نام اغلب کاروان‏سراهاي اصفهان از اسم سازندگان آن و يا کالاهاي فروش در آن و زماني به نام گروه‏هايي از کاروانيان يک شهر که اغلب در آن اتراق مي‏کردند گرفته شده است. در اصفهان کاروان‏سراهايي که داراي ايوان‏هاي سراسري هستند متعلق به عصر صفويه مي‏باشند که طبقه‏ي بالاي آنها، داراي راهروهايي است که انسان را به حجره هدايت مي‏کند، مانند کاروان‏سراهاي مادر شاه (خان مادر شاه)؛ اغلب کاروان‏سراهاي اصفهان دو طبقه و بعضي از آن‏ها که در عصر قاجاريه ساخته شده داراي مهتابي (21)
    گوشه‏هاي اغلب کاروان‏سراها به صورت پخ ساخته شده که گاهي به وسيله‏ي پله‏اي و گاهي از طريق دالان‏ها به طبقه‏ي بالا راه مي‏يابد. مکان‏يابي کاروان‏سراها در بازار اصفهان نسبت به راسته‏ها قاعده و قانون معيني ندارد، لکن بيش‏تر آن‏ها در دو سوي راسته‏ي اصلي قرار گرفته‏اند. نزديکي و پيوستگي مکان راسته و خان يکي از خصوصيات بارز اصفهان است و اين نزديکي عملا ارتباط عمده و خرده‏فروشي‏ها را آسان کرده و بدان‏ها نظم مي‏بخشد. به طور کلي کاروان‏سراها در ايران و اصفهان سرپوشيده نيستند. کاروان‏سراها نه تنها در اين شهر بلکه در بازار تمام شهرهاي سنتي ايران از اجزاي اصلي بازار شمرده مي‏شدند و واژه‏ي متفاوتي را براي آن‏ها به کار مي‏بردند چون کاربات، رباط، ساباط، و خان که کارکردي مشابه همديگر داشتند، لکن از نظر کالبدي - معماري با يکديگر فرق داشتند (22) بعضي از نويسندگان معتقدند که واژه‏ي کاروان‏سرا از دو کلمه‏ي کاروان به معني گروه مسافران (قافله) و سرا به معني خانه و مکان مشتق از پهلوي ساساني است (23) لکن قدمت بناهاي آن کهن‏تر از اين عصر و به دوره‏ي هخامنشيان مي‏رسد. دوران طلايي بناي کاروان‏سراها در اصفهان و ايران به عصر صفويه مي‏رسد که با رونق تجاري کشور در ارتباط مستقيم بوده است.
    گفتيم که در سراها امکان اقامت شبانه و سکونت موقت مقدور نيست و در شهرهاي سنتي ايران به ويژه اصفهان نقش مراکز عمده‏فروشي را به عهده گرفته‏اند که کالاهاي وارداتي و صادراتي را در خود جاي داده است. حتي دفاتر تجارتخانه‏هاي خارجي به ويژه در گذشته، دفاتر بازرگانان محلي و دلالان سرشناس و انبار و دفاتر تجاري در آن‏ها قرار داشتند.
    چهارپايان را به داخل سراها معمولا راهي نبوده است، ولي مکان‏هاي مخصوصي است که صرفا براي خالي کردن بار از آن محل‏ها استفاده مي‏کنند که آنها را باربند يا بهاربند مي‏نامند. معمولا جابجايي بارها به عهده‏ي انسان‏ها است. در حواشي بازار پس‏کوچه‏هايي وجود دارد که ورودي کاروان‏سراها به آنها باز مي‏شود و باراندازها همان جا قرار دارند. اين کوچه‏ها براي جابه‏جايي کالا به وسيله‏ي چهارپايان مورد استفاده قرار مي‏گرفتند و يا از طريق دالان‏ها به راسته‏ها آورده مي‏شدند. در واقع در بازار قسمت سواره و پياده از هم جداست و اصولا ورود سواره‏ها به داخل بازار و راسته‏ها ممنوع است و اگر در بعضي از راسته‏هاي اصفهان وسائط نقليه‏ي موتوري به حرکت در مي‏آيد عدم مديريت در بخش بازار را براي ما روشن مي‏سازد.
    بعضي از کاروان‏سراها داراي درب‏هاي ورودي متعددي هستند؛ داشتن اصطبل و انبار از خصوصيات آن کاروان‏سراهاست. بعضي از کاروان‏سراها در محل ورودي داراي بازارچه‏اي به نام علافخانه بودند. روي در ورودي اصلي کاروان‏سراها چند اتاق قرار دارد که به کاروان‏سالار (مدير کاروان‏سرا) تعلق داشته است. بالاي ساختمان سرا گاهي اتاقکي توجه انسان را به خود جلب مي‏کند که به منظور ديدباني احداث شده است و معمولا شب‏گردها در آن‏ها استقرار دارند. نمونه‏ي اين نوع محل ديدباني را در سراي مخلص مشاهده مي‏کنيم.

     منبع:راسخون




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت11:02 PM   |  

    عناصر بازار اصفهان و موقوفات آن 4

    مرتبط با:مقالات کار و همت مضاعف وقف و امور خیریه


    آرامگاه، زيارتگاه
    در شهر اصفهان اين نوع بناها را که اغلب در بخش بازار پراکندگي دارند مي‏توان به دو گروه مقبره‏هاي مذهبي (زيارتي) و مقبره‏هاي غير مذهبي تقسيم کرد. به مقبره‏هاي مذهبي در اين شهر امامزاده نيز اطلاق مي‏شود که مورد احترام شيعيان است؛ اين گونه بناها گاهي به نام بقعه و مزار نيز معروفند. در شهر اصفهان در ماه‏هاي محرم و صفر و رمضان، مراسم دعا و نيايش و روضه‏خواني و سوگواري برپاست. اين مراسم بيش‏تر در مکان‏هايي به نام تکيه و حسينيه برگزار مي‏گردد. اين مکان‏ها محصور و معمولا در مسير گذرگاه‏هاي اصلي شهر و يا بازار قرار دارند. مراسم تعزيه‏خواني، شبيه‏خواني، پرده‏خواني و سينه‏زني در اين مکان‏ها انجام مي‏گيرد. در اين ايام، محل را سياهپوش کرده آن را با طوق، نخل و علامت و کتل آذين مي‏کنند. در بخش بازار اصفهان جمعا ده باب آرامگاه و زيارتگاه وجود دارد که عبارتند از: محبي، بابابودلي، آقانجفي، شهشهان، باباقاسم، احمد، اسماعيل، درب امام، شوري و غفار. بعضي از اين مکان‏ها به امام‏زاده نيز شهرت يافته‏اند؛ مانند امام‏زاده اسماعيل که مورد احترام و زيارتگاه مردم اصفهان است. از آرامگاه‏هاي معروف بخش بازار اصفهان مي‏توان از مقبره‏ي محمدباقر و محمدتقي مجلسي در جوار مسجد جامع ياد کرد که مورد احترام شيعيان است. گفتني است که اين مراکز زيارتي، گاهي محلي براي اهداي نذورات و خيرات مردم به ويژه در ماه‏هاي سوگواري است.
    تکيه و حسينيه‏ها
    فضاهاي مذهبي ديگري هستند که گاهي به صورت مسقف و گاه بدون سقف مورد استفاده قرار مي‏گيرند؛ از اين مراکز در روزهاي عزاداري و سوگواري‏ها بيش‏تر استفاده مي‏شود؛ مخصوصا در ماه‏هاي محرم، صفر و رمضان به ويژه‏ي روزهاي عاشورا و تاسوعا و يا هنگام فوت افرادي از بازاريان. اغلب حسينيه‏هاي بازار اصفهان به صورت حياط مي‏باشند که دسته‏هاي عزاداري و شبيه‏سازي مذهبي و تعزيه‏خواني‏ها در آن صورت مي‏گيرد، که براي نشستن و استفاده‏ي خانواده‏ها (زن و بچه) در نظر گرفته شده است.
    تکيه در اصطلاح عام به معني خانقاه درويشان و محل صورت پذيرفتن تعزيه و گاهي بناي بلند تعريف شده است؛ لکن به نظر نگارنده منظور از اين اسم و اصطلاح، تکيه‏گاه روحاني - مذهبي است. در عصر صفويه منازل مسکوني بزرگ و وسيع که در آن‏ها به عزاداري مي‏پرداختند حسينيه نام گرفته است. در بازار اصفهان صنف‏هاي مختلف داراي تکيه‏هاي مشخص هستند؛ مثلا تکيه‏ي مسگرها و حسينيه‏ي جنديان از آن جمله‏اند. توسعه و بناي تکايا و حسينيه‏ها در عصر قاجاريه به ويژه در زمان ناصرالدين شاه بيش‏تر صورت گرفته است (7) در خاتمه ذکر اين نکته ضرورت دارد که تعداد تکايا در بازار اصفهان بسيار اندک است و معمولا در قبرستان‏هاي شهر قرار دارند که بهترين نمونه‏هاي آن تکاياي قبرستان تخت فولاد است.
    اغلب تکايا با فضاي باز به شکل مربعي طرح‏ريزي شده که حياط آن نسبتا وسيع است و جمعيت بسياري را در خود جاي مي‏دهد.
    مدارس ديني بازار اصفهان
    منزلت اجتماعي و اقتصادي بازار و بازاريان ناشي از زيربناي اقتصادي، بازرگاني، و توليدي است. امتيازات ارتباطي و پيوند آن با مراکز اجتماعي و مذهبي به خصوص با جامع شهر، موجب گرديد که مدارس ديني حتي‏الامکان در بدنه‏ي بازار جايي به خود اختصاص دهند؛ لذا موقعيت مکاني مدارس در بازار اصفهان بيش از هر چيز متمايل به مجاورت با جامع و مرکز شهر بوده، اما رشد سازواره‏اي و گاه طراحي شده بازار و فضاي ساخته شده‏ي تخريب‏ناپذير اجازه نمي‏داد که همه‏ي مدارس بتوانند در بهترين مکان و موقعيت استقرار يابند و به ناچار مدارس جديد در طول بدنه بازار و يا مجاور آن احداث شدند؛ بنابراين طبيعي بود که مدارس تنها در يک فضا يا بخشي از بازار نمي‏توانستند جاي گيرند و در بخش‏هاي گوناگون مثل بازار کوي خواجه محمود (مدرسه‏ي عصمتيه 733 ق) بازار بزرگ (قهوه کاشي‏ها)، بازار عربان و بازار توپچي استقرار يافتند. فضا و فعاليت‏هاي مدرسه‏ها از زندگي اجتماعي و مذهبي مردم جدا نبود، بلکه در روزهاي خاص، مدارس براي انجام دادن مراسم اعياد و سوگواري به روي همگان باز مي‏شد و در برخي از آن‏ها اوقاف خاصي براي تأمين بودجه‏ي مالي مدرسه اختصاص مي‏يافت. مدارس در گذشته به عنوان مدارس علوم ديني پايه‏گذاري مي‏شد که اين گونه مدارس را بايد در حد دانشکده‏اي دانست که تحصيلات سطح عالي را برعهده داشت. کمپفر، سياح آلماني، در مورد شکوه و جلال مدارس عصر صفوي مي‏نويسد که بناي فيزيکي آن‏ها بر مدارس اروپايي برتري دارد و به حقوق يک صد توماني اساتيد مدارس عصر صفويه غبطه مي‏خورد (8)؛ لذا مدارس
    ديني گذشته با مکتب‏خانه‏هاي قديم که به اطفال و نوجوانان سواد مي‏آموختند؛ تفاوت کلي داشت به طوري که طالبان علم بعد از طي سال‏ها آموزش و در صورت تمايل به ادامه‏ي تحصيل به مدارس ديني راه مي‏يافتند. البته در اين مدارس تنها به آموزش فقه اسلامي توجه نمي‏شد، بلکه در آن‏ها فلسفه، منطق، کلام، نجوم، رياضيات، ادبيات و طب نيز آموخته مي‏شد. پراکندگي جغرافيايي اين مدارس در بازار اصفهان، بيان کننده اين حقيقت است که بازار اين شهر مهد دانش بوده و مي‏توانسته در هر دوره‏ي تاريخي نياز مردم شهر را برطرف نمايد. از طرف ديگر علاقه‏ي بازاريان را به مسائل علمي و ديني کاملا روشن مي‏کند که آنان در طول تاريخ پشتيباني مادي و معنوي خود را از اين مراکز علمي به ثبوت رسانده‏اند. بناي مدارس ديني در اصفهان بي‏شباهت به سراها و کاروان‏سراها نيست؛ دورادور فضاي باز مدارس را اغلب ساختمان دو طبقه تشکيل مي‏دهد و نماي آن گاهي با کاشي و آجر و زماني بسيار ساده تزيين يافته است. عناصر کارکردي مدارس عبارتند از: حجره‏هايي براي سکونت طلاب و مدرس محل تدريس، کتابخانه، مسجد، اتاق خادم، چراغدار، آبکش و سرويس‏هاي بهداشتي. از مدارس بسيار زيبا و مهم بازار اصفهان مدرسه‏ي صدر است؛ اين بنا به دستور حاج محمد حسين خان صدر اصفهاني مشهور به امين‏الدوله، صدر اعظم فتحعلي شاه قاجار، بنا گرديده که علماي بزرگي چون جهانگير خان قشقائي، آقا سيد ابوالقاسم دهکردي، آخوند ملا محمد حسين فشارکي، آقا شيخ محمد خراساني، سيد محمد و سيد علي نجف‏آبادي و سيد محمد رضا خراساني - عليهم‏الرحمة - مدرس آن بوده‏اند (9)

     منبع:ميراث جاويدان 




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت11:02 PM   |  

    عناصر بازار اصفهان و موقوفات آن 1

    مرتبط با:مقالات کار و همت مضاعف وقف و امور خیریه


    نويسنده:سيروس شفقي

    عناصر بازار اصفهان و موقوفات آن
    مقدمه
    در دانشگاه اصفهان طرح پژوهشي «تحليل فضايي - کالبدي بازار اصفهان» در دست تحقق و اجراست. اين مقاله بخش کوچکي از اين تحقيق مي‏باشد
    وضعيت آب و هوايي و جغرافيايي اصفهان، عامل مهمي در پشتيباني از بازار و تداوم فعاليت آن محسوب مي‏شود؛ زيرا بازار و بازاريان و اجناس آنها را از آسيب‏هاي طبيعي مصون نگاه مي‏دارد. حتي در زمستان محيط فعاليت، آرام‏بخش و در تابستان بسيار خنک‏تر از فضاي آزاد است. خريدار و فروشنده از محيط مطلوبي برخوردارند. سهم مهم تغيير و تبديل آب و هوايي را سقف‏هاي بلند بازار و نورگيري‏هاي سنتي آن‏ها تأمين مي‏کند. نورگيرهاي سنتي، هم در بازتاب‏هاي ملايم و آسايش‏بخش آب و هوا و هم در تأمين نور مورد نياز بازار، نقش اساسي دارد.
    از ويژگي‏هاي بازار بزرگ اصفهان، مراکز مهم فرهنگي و مذهبي باقي مانده از دوران صفويه است. از بناهاي مهم فرهنگي که خود گنجينه‏هاي ديني محسوب مي‏شود، بايد از مدارس علميه‏ي آن ياد کرد. شيوه‏ي ساختمان و اهميت معماري بازار بزرگ و ساير بازارهاي اصفهان ويژگي‏هايي دارد که امروزه در يک شهر جديد به سختي مي‏توان مشابه آن را پيدا کرد.
    سبک طراحي و احداث اين بازارها به گونه‏اي است که در هر قسمت مجموعه‏اي از مسجد، مدرسه، حمام، راسته، کاروان‏سرا، سرا و تيمچه‏هايي در درون آن‏ها جاي داده شده است.
    بازار اصفهان علاوه بر مراکز تجاري و اقتصادي، هنوز عاملي است در ترويج دين و هر سال در قسمت‏هاي مختلف آن مجالس و محافل عزاداري و روضه‏خواني سرور و سالار شهيدان (امام حسين ع) و جشن‏هاي مذهبي برگزار مي‏شود.
    بازار اصفهان از قديم‏الايام فراسوي مبادلات مهم اقتصادي و تجاري، مرکز تجمع پراکنده و حتي پرداختن به امور ديني و فرهنگي و سياسي نيز محسوب مي‏شده و مردم نيز مايحتاج زندگي روزانه‏ي خود را از آن جا تهيه مي‏کردند که اين فرهنگ هنوز در خانواده‏هاي اصفهاني بر جاي مانده است.
    اگر نظر شهرشناسان را در باب شهر بپذيريم و مهم‏ترين ويژگي نقش شهر را قدرت ارتباطي آن بدانيم، بازار به عنوان اهرمي اقتصادي، نقش مهمي در حرکات اجتماعي داشته و دارد (1)تحقيق حاضر مي‏تواند وضع عناصر فعلي بازار اصفهان را تا حدي بررسي کند.
    بازار اصفهان به عنوان يک واحد و سيستم اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي شناخته شده که با نرمش و تحرکي شگفت‏انگيز، خود را با تغيير و تحولات اقتصادي و اجتماعي امروز جهان تطبيق داده است. منحصر به فرد بودن بازار اصفهان در نوع خود، قواعد و ضوابط و سنت مستقر شدن اصناف و جماعات و رسته‏ها در مکان‏ها و محوطه‏هاي معين قابل توجه است
    بازار اصفهان در دوره‏ي اولين پادشاه صفوي توسعه يافت و امتداد آن به طرف جنوب غربي شروع شد و در زمان شاه عباس اول با نقشه‏ي جديد ميدان نقش جهان (امام) گسترش کامل آن به طرف جنوب غربي تسريع گرديد. بر مبناي موقعيت فعلي بناي بازار و بر اساس منابع موجود مي‏توان به طور دقيق توسعه و تکامل آن را در گذشته معين کرد (2)
    گسترش بازار و شهر اصفهان در قرون گذشته طبق نقشه‏اي خاص و آگاهانه صورت گرفته و در سده‏هاي متوالي مسأله‏ي حق مالکيت زمين در قسمت قديم شهر چنان تثبيت گشته و استحکام يافته بود که شاه عباس اول مجبور شد براي ايجاد پارک‏ها و باغ‏ها، در خارج از حوزه‏ي ساخته شده‏ي قديم شهر به چنين کاري اقدام کند.
    توسعه و گسترش بازار بعد از دوران صفويه نيز که نمونه عالي آن را در بناهاي بازار مي‏بينم، ادامه يافت در حالي که در بيش‏تر بررسي‏هايي که تاکنون در مورد تاريخ هنر معماري بازار صورت گرفته، به بناهاي سده‏هاي نوزدهم و بيستم توجهي نشده، توجه به اين مسأله از ديدگاه هجوم معماري مدرن غربي و استقامت تحرک «ديناميزم» اقتصادي بازار حائز اهميت است؛ زيرا با وجود ورود معماري مدرن غربي در بيش‏تر ساختمان‏ها و بناها، اصول و پايه‏هاي معماري سنتي و اصيل بازار محفوظ مانده و پيوند خود را با گذشته قطع نکرده است(3)
    در استفاده از محوطه و فضاي شهر و بازار، مسأله‏ي گروه‏بندي اجتماعات و اصناف و تقسيم‏بندي فضا و مکان کسب و فعاليت و تغيير و تحولاتي که در دوران اخير به وجود آمده، درباره‏ي بازارهاي ديگر مشرق زمين نيز صدق مي‏کند. قانون و سنت مستقر شدن اصناف و رسته‏هاي معين در مکان معين که در اصفهان همه جا به چشم مي‏خورد، عامل مهم جريان و حرکت اقتصادي در تمام نقاط شهر است؛ اين عامل در مورد واحدهاي اقتصادي و اصناف و جماعات و روش استفاده از محل و مکان يا به عبارت ديگر کاربري زمين در مورد بازار اصفهان نيز صدق مي‏کند(4)
    بازار اصفهان با بوي دارچين و هل و ميخک و زعفران، انواع اختراعات جديد جهان را در هاله‏اي از
    عطر و بوي خوش مي‏پيچد. بازار اصفهان از امتعه‏ي فرنگي پر، و اشياي مدرن و ظريف در کنار اشياي شاعرانه‏ي سنتي جاي خود را باز کرده است (5)
    با وجود خرابي‏هايي که به مرور زمان به بازارهاي اصفهان وارد آمده، هنوز هم شکوه و جلال خود را از دست نداده‏اند و تجار و کسبه در آن‏ها مشغول به کار و معاملاتند(6)

     


    منبع:ميراث جاويدان (شماره 38)



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت11:01 PM   |  

    به منظور تحلیل آماری و با قاعده در خصوص کسب و کار کوچک ، باید گفت که این مقوله دارای قوانین اجرایی تجاری است. هر صنعتی بر اساس درآمد و میزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردی را برای خود تعریف می‌کند.

    به منظور تحلیل آماری و با قاعده در خصوص کسب و کار کوچک ، باید گفت که این مقوله دارای قوانین اجرایی تجاری است. هر صنعتی بر اساس درآمد و میزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردی را برای خود تعریف می‌کند. در بیشتر موارد این تعریف به واسطه نمایندگی‌های دولتی تعریف می‌شود تا تحت قوانین تغییرپذیر دولتی تحلیل ‌هایی را صورت دهند.

    به علاوه ، این استانداردها برای برنامه‌هایی که در خصوص کمک بهبود به امور مالی است کارا می‌باشد. کسب و کار کوچک بصورت مستقل است و هر شرکتی با کمتر از ۵۰۰ پرسنل در این حیطه قرار می‌گیرد. این اندازه مرسومترین استاندارد تعریف شده است. در آمریکا حدود ۵/۲۲ میلیون کسب و کار مستقل از کشاورزی و زراعت وجود دارد که ۹۹ درصد آن کسب و کار کوچک(Small Business) به حساب می‌آیند.

    ● راهنمای شروع یک کسب و کار کوچک:

    این راهنما به منظور آن تدوین شده است که بتواند با بیان تمامی نکات و در عین حال حفظ سادگی و قابل فهم بودن، به شما در راه ایجاد یک کسب و کار موفق کمک کند.

    ▪ گام اول: ارزیابی اولیه

    آیا کارآفرینی برای شما ساخته شده است ؟ بدیهی است که شروع یک کسب و کار جدید ریسکهای زیادی را به همراه دارد که البته با برنامه ریزی می‌توان شانس موفقیت را بالا برد. بنابراین بهترین نقطه شروع آن است که نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده یک کسب و کار بشناسید.

    - آیا شخصیتی مستقل و خودجوش دارید؟ این را همیشه در نظر داشته باشید که در صورت شروع یک کسب و کار کوچک ، این خود شما هستید و نه شخص دیگر که باید تصمیم بگیرید که چگونه پروژه‌ها ، برنامه‌ها و زمان خود را مدیریت کنید.

    - تا چه حد با شخصیتهای متفاوت و افراد گوناگون می‌توانید ارتباط برقرار کنید؟

    صاحبان کسب و کار ناگزیرند که با افراد و اقشار مختلفی سرو کار داشته باشند. آیا شما می‌توانید با مشتریان، تامین‌کنندگان، کارکنان و ... در جهت منافع کسب و کار خود ارتباط برقرار کنید.

    - تا چه حد قدرت تصمیم‌گیری دارید؟ صاحبان کسب و کار کوچک بایستی بطور متداوم ، به سرعت و در رایط بحرانی بتوانند مستقلا" تصمیم‌گیری کنند.

    - آیا شما استقامت فیزیکی و احساسی لازم برای اداره یک کسب و کار را دارید؟

    مالکیت یک کسب و کار علاوه بر چالش و هیجان ، مستلزم فشارکاری زیاد ، ساعتهای کاری زیادی می‌باشد. آیا شما می‌توانید ۱۲ ساعت در روز و هفت روز در هفته را کار کنید؟

    - تا چه حد می‌توانید برنامه‌ریزی و سازماندهی کنید؟ تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از شکستها در صورت برنامه‌ریزی صحیح ، به وجود نمی آمد.

    - آیا انگیزه لازم را برای تحمل مشقات را دارید؟‌ ممکن است شما در حین اداره یک کسب و کار احساس کنید که در برخی مواقع توانایی تحمل تمامی مشقات و زحمات را به تنهایی ندارید و فقط داشتن انگیزه قوی است که می‌تواند در این مواقع سختی ، دلگرم و امیدوار سازد.

    - این کسب و کار چگونه خانواده شما را متاثر می‌سازد؟ سالهای اولیه شروع یک کسب و کار می‌تواند سختی‌هایی را برای خانواده و زندگی شخصی شما ایجاد کند. در عین حال ممکن است خانواده شما تا به سوددهی رسیدن کسب و کار ، دچار مشکلات و فشارهای مالی شوند. بنابراین حمایت و یا عدم حمایت خانواده نقش مهمی در شروع و ایجاد یک کسب و کار دارد. این حقیقت دارد که دلایل زیادی برای عدم شروع یک کسب و کار کوچک و مستقل وجود دارد ، اما برای افرادی که واجد شرایط فوق هستند ، مزایای زیادی وجود دارد که قطعا" از ریسکهای آن بیشتر است. اینکه شما خادم و مخدوم خود می‌شوید!

    زحمت و تلاش و ساعتهای کاری زیاد مستقیما" به نفع شماست و نه شخص دیگر!

    امکان کسب درآمد و رشد ، محدودیت کمتری دارد. چالش و هیجان کار برای شما افزایش می‌یابد.

    اداره یک کسب و کار مستقل امکان فراگیری زیادی را برای شما فراهم می‌آورد.

    ▪ گام دوم: برنامه ریزی کسب و کار

    شروع یک کسب و کار نیاز به انگیزه ، علاقه و استعداد دارد. همچنین نیاز به تحقیقات وسیع و برنامه‌ریزی صحیح دارد. اطلاعات زیر برای تهیه طرح کسب و کار ( Business Plan ) می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود:

    قبل از شروع به کار لیستی از تمامی دلایلی که می‌خواهید بخاطر آنها وارد دنیای تجارت شوید ، تهیه کنید.

    مثلاً: شما می‌خواهید رئیس خود باشید. شما می‌خواهید استقلال مالی داشته باشید. شما می‌خواهید آزاد باشید. شما می‌خواهید آزادانه تمامی تواناییها و دانسته‌های خود را به کار ببرید.

    سپس بایستی تعیین کنید که اصولا" چه کسب و کاری برای شما مناسب است. لذا این سؤالات را از خود بپرسید: من دوست دارم با وقت خود چه کاری انجام دهم؟ چه مهارتهای تکنیکی من تا به حال آموخته‌ام؟

    به نظر دیگران من در چه کارهایی مهارت دارم؟ من چقدروقت آزاد برای اداره یک کسب و کار موفق دارم؟

    آیا من هیچ سرگرمی یا علاقه‌ای که قابل تبدیل شدن به کسب و کار شدن را داشته باشند ، دارم؟

    - پس از تعیین کسب و کار مناسب تحقیقات لازم را جهت پاسخ به سؤالات زیر به عمل آورید:

    آیا ایده من کاربردی است و آیا نیازی را برآورده خواهد کرد؟ رقبای من چه کسانی خواهند بود؟

    مزیت رقابتی شرکت من نسبت به شرکتهای موجود چیست؟ آیا من می‌توانم خدمت بهتری ارائه دهم؟‌

    آیا من می‌توانم برای کسب و کار جدید خود تقاضا ایجاد کنم؟

    آخرین مرحله قبل از تهیه طرح کسب و کار این است که چک لیست زیر را تهیه کنید و پاسخ دهید:

    من علاقه به شروع چه کسب و کاری دارم؟ چه خدمتی یا کالایی قرار است ارائه دهم؟ در کجا قرار است این کار را انجام دهم؟ چه مهارت و تجربه‌ای برای این کار دارم؟ ساختار قانونی شرکت من چگونه خواهد بود؟ ( سهامی عام، خاص و ... ) اسم کسب و کار چه چیزی باشد؟ چه امکانات و تجهیزاتی نیاز خواهم داشت؟ به چه تسهیلات و امکانات بیمه‌ای نیاز خواهم داشت؟ پاسخ شما به تمامی سؤالات بالا شما را در طراحی یک کسب و کار کامل جامع یاری می‌کند.

    ▪ گام سوم: تامین منابع مالی

    یکی از کلیدهای اساسی موفقیت و پیشرفت در شروع کار ، جذب و تامین منابع مالی کافی برای راه‌اندازی یک کسب و کار کوچک است. اطلاعات زیر تکیه بر روشهای جمع‌آوری پول برای شرکتهای کوچک دارد. همچنین شما را در تهیه درخواست وام ( Loan Prposal ) یاری می‌دهد. منابع زیادی برای جمع‌آوری سرمایه وجود دارد. باید توجه داشته باشیم که قبل از تصمیم‌گیری ، تمامی منابع ممکن را جستجو کنیم :

    ـ پس‌اندازهای شخصی

    ـ دوستان و افراد خانواده

    ـ بانکها و مؤسسات اعتباری

    شرکتهای سرمایه گذاری مخاطره آمیز چگونه یک درخواست وام ( Loan Prposal ) تهیه کنیم؟

    مورد قبول واقع شدن درخواست شما بستگی به نحوه تنظیم درخواست شما دارد. بخاطر داشته باشید که وام دهندگان در کاری سرمایه‌گذاری می‌کنند که نسبت به بازگشت سرمایه خود مطمئن باشند. بنابراین یک درخواست وام خوب شامل اطلاعات زیر باید باشد:

    ● اطلاعات کلی راجع به شرکت :

    ـ نام و آدرس شرکت ، نام مدیر ،‌ اعضای هیئت مدیره و ...

    ـ دلیل نیاز به وام ،‌مورد مصرف وام و ضرورت آن.

    ـ مبلغ دقیق موردنیاز برای رسیدن به اهداف مربوطه.

    ▪ تاریخچه کسب و کار :

    ـ تاریخچه و طبیعت کار ، توضیح کامل در مورد نوع کار ، قدمت و کارکنان و دارایی‌های آن.

    ـ اطلاعات کامل راجع به نحوه مالکیت و ساختار قانونی شرکت.

    اطلاعات راجع به مدیریت :

    ـ نوشته کوتاهی راجع به مدیران ، سوابق ، تحصیلات ، تجربیات و مهارتهای آنان تهیه کنید.

    ▪ اطلاعات بازار :

    ـ به وضوح محصول و یا خدمت شرکت خود و بازار آن را تشریح کنید.

    ـ بازار رقابت و رقبای خود را شناسایی کرده و مزیت رقابتی خود را بیان کنید.

    ـ اطلاعاتی راجع به مشتریان و اینکه چگونه کسب و کار شما نیازهای آنها را برطرف می‌کند ، تهیه کنید.

    ▪ اطلاعات مالی :

    ـ صورتهای مالی و سود و زیان ۳ سال گذشته خود را ارائه کنید. در صورت شروع یک کسب و کار جدید درآمدهای پیش‌بینی شده را ارائه کنید.

    ـ اطلاعات مالی راجع به خود و سایر سهامداران عمده شرکت را بیان کنید.

    ـ و در آخر سوگندی مبنی بر تعهد نسبت به وام یاد کنید و امضاء نمائید. وام دهندگان بر چه اساسی شما را می‌سنجند؟ وقتی وام دهندگان درخواست شما را بررسی می‌کنند شش فاکتور را مدنظر قرار می‌دهند که به شرح زیر می‌باشند:

    ● ۶C مالی:

    ۱) Character : شخصیت وام گیرنده و میزان تعهد و جوانی و اخلاقی وی مبنی بر بازگشت وام در زمان مقرر.

    ۲) Capacity to pay : ظرفیت بازپرداخت وام گیرنده که بر اساس تجزی تحلیل و بررسی درخواست وام ، صورتهای مالی و سایر مدارک مالی وی تعیین می‌شود.

    ۳) Capital : شامل مجموع کل بدهی‌ها و دارایی‌ها می‌باشد که وام دهندگان ترجیح می‌دهند که نسبت بدهی به دارایی شرکتها حتی‌المقدور کمتر باشد چرا که نشانگر پایداری مالی شرکت است.

    ۴) Collateral : میزان وثیقه که هر چه بیشتر باشد و اختلاف آن با مبلغ ،‌ وام داده شده کمتر ، اطمینان خاطر وام دهنده از بازپرداخت وام بیشتر خواهد بود.

    ۵) Conditions : شرایط کلی اقتصادی ، جغرافیایی وسعتی شرکت ...

    ۶) Confidence : یک وام گیرنده موفق سعی می‌‌کند که اطمینان وام دهنده را از ۵ مورد قبلی جلب کند و وی را به وام دادن ترغیب نماید. و در آخر برای جمع‌بندی چک لیست زیر را ارائه می‌کنیم که البته برخی از بندها بنابر نوع و ماهیت کسب و کار قابلیت تغییر و یا حذف دارند. چک لیست کلی شروع یک کسب و کار کوچک :

    - انتخاب کسب و کار بر اساس علاقه و توانایی‌ها

    - انجام تحقیقات و بررسی‌های لازم در مورد ایده کیب و کار

    - تهیه طرح کسب و کار و طرح بازاریابی

    - انتخاب یک نام برای کسب و کار

    - چک کردن حق استفاده از نام انتخاب شده و کسب اجازه برای استفاده از‌ آن نام

    - ثبت کسب و کار با نام انتخاب شده

    - تعیین مکان مطلوب برای شروع کسب وکار

    - چک کردن و بررسی قوانین منطقه‌ای ( منطقه انتخاب شده برای احداث کسب و کار )

    - تعیین نوع ساختار قانونی شرکت و مستندسازی

    - اخذ اجازه ها و لیسانس‌های مورد نیاز

    - ثبت حقوق انحصاری ( Copy right )

    - در صورت کارآفرینی و یا خلق محصول جدید ، ثبت Patent

    - انجان تبلیغات و نشر اعلامیه های لازم مبنی بر شروع کسب وکار جدید

    - تهیه خطوط تلفن کاری و سایر تجهیزات موردنیاز

    - انجام کارهای مربوط به بیمه

    - اخذ اطلاعات مربوط به مالیات شرکت

    - بیمه‌کردن کارکنان و جمع‌آوری اطلاعات راجع به قوانین کار

    - تعیین سیستم دستمزد حقوق و نحوه جبران خدمات کارکنان ( در صورت وجود )

    - افتتاح یک حساب بانکی برای کسب و کار

    - چاپ کارتهای تجاری برای شرکت و ایجاد آرم برای شرکت

    - خرید تمامی لوازم تجهیزات موردنیاز

    - ایجاد E-mail و Website برای شرکت

    - انجام تبلیغات وسیع‌تر در نشریات و تلویزیون و...

    - تماس با تمامی افراد ممکن اعم از خانواده و غیر هم ، مبنی بر شروع کسب و کار جدید

    - سایر موارد

    [Image]
    سیمرغ
    مصاحبه با آقای مهندس امیر ابراهیمی
    مصاحبه با آقای مهندس فلاح

    ▪ س: آقای مهندس لطفاً خودتان را معرفی کنید و در مورد سوابق کاری و موفقیت های خود توضیح دهید.

    ـ من نصراله محمدحسین فلاح، فارغ ‌التحصیل دوره‌ی پنجم دانشکده‌ی مهندسی متالورژی هستم. اگر موفقیت را بتوان در ایجاد و اداره‌ی بنگاه‌های اقتصادی بدانیم، در این حد می‌توانم بگویم که موفق بودم. به بسیاری از صنایع کشور، پس از انقلاب اسلامی خدمت کردم و مجری طرح و یا اداره‌کننده‌ی آنها بودم. بیشتر این صنایع در شاخه‌های مختلف متالورژی بودند به جز یک استثناء که در حوزه الکترومکانیک قرار داشت. در حال حاضر هم در سمت مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی مشغول به کار هستم و در این بخش، اتکاء من بر دانش متالورژی نیست بلکه بر دانش مدیریت است، که در آن هم به صورت حضور در کلاسهای مختلف در طی این چند سال و هم بر اثر تجربه کسب کردم.

    مدیرعامل شرکتهایی چون نورد و لوله اهواز، لوله و ماشین‌سازی ایران، شرکت تولید ماشینهای سنگین هپکو، شرکت تولید الکتروموتور موتوژن، شرکت مجتمع فولاد اسفراین و گروه صنعتی لوله و پروفیل سپاهان بودم. در فعالیتهای اجتماعی هم حضور داشتم، سالهاست که به عنوان رئیس هیأت ‌مدیره انجمن کارخانجات ریخته‌گری ایران فعالیت دارم و حدود ۴ سال است که در کنفدراسیون صنعت ایران فعال هستم. خود نیز مؤسس چند تشکل مختلف بوده‌ام.

    ▪ س: آقای مهندس با توجه به سوابق اجرائی که ذکر کردید، شما در کدام سازمان یا شرکت تحول خاصی ایجاد کردید و باعث رشد و شکوفایی آن شدید؟

    ـ من از فعالیتهای کاری خود خرسند هستم و نمی‌توانم بین آنها تفکیک قائل شوم. در ابتدا که شور بسیار زیادی در کار بود و با هیجان جوانی هم مخلوط بود، کارهای پر هیجانی را پشت سر گذاشتم. از جمله، در اوایل انقلاب که عمر مدیریت برای مدیران کمتر از دو ماه بود و مدیران تحمل فشارهای مدیریت را نداشتند، به مدت ۵ سال در نورد لوله‌ی اهواز مدیریت داشتم. از همان شروع کار من در نورد و لوله اهواز، کارخانه دچار بحران بود. هم به دلیل انقلاب و فعالیتهای گروههای مارکسیستی و هم حملات مستقیم عراقی‌ها، زمانی که عراق به ایران حمله کرد تا ۳ کیلومتری کارخانه هم آمد. درنتیجه آن اوضاع آسیب‌های بسیاری به کارخانه وارد شد. اما زمانی که من واحد را ترک می‌کردم، تولید عادی بود. بازسازی کارخانه انجام شده بود و با توجه به اینکه در آن زمان فولاد مبارکه وارد مدار تولید نشده بود، شرکت ما شرکتی بود که بسیاری از صنایع لوله و پروفیل به آن وابسته بودند و تأمین‌کننده‌ی بخشی از نیازهای آنها بودیم. نوسازی کارخانه نورد و لوله اهواز و برگرداندن آن به شرایط بهره‌برداری کامل در یک مدت کوتاه در حالی که دشمن بعثی همچنان در چند کیلومتری ما قرار داشت خود یک تحول بود. به ویژه آن که در تمامی مدت مزبور کارخانه به تدارک نیازمندیهای جبهه در حد توان خود مشغول بود از جمله بخشی از آب مصرفی را تأمین می‌کرد.

    شرکت دیگر که می‌توانم به جرأت بگویم با حضور من و با کمک تیم مدیریتی وقت در آن تحول ایجاد شد شرکت لوله و ماشین‌سازی ایران است. در این شرکت و اندکی قبل از ورود من دچار بحرانهای شدید در روابط کارکنان و مدیران بود. همین امر وضع اقتصادی بسیار نامطلوبی را هم باعث شده بود. با بهره‌گیری از کمک همه و برخی حرکتهای اعتمادآفرین این روابط را دگرگون کردم. یکی از سرکارگران شاخص در آنجا در توصیف اوضاع با الفاظ خاص خود می‌گفت شما ما را ذوب کردی و دوباره ریختی! به هر صورت چون شرکت پس از انقلاب تا آن زمان نتوانسته بود آرامش پیدا کند، ایجاد فضای عادی کار، خود یک تحول کلان بود. به خصوص در روابط انسانی که در شرکت برقرار شده بود، تحول ملموس بود. من در هیات مدیرة آن شرکت تا کنون حضور دارم. مدیر عامل بعدی آقای مهندس علیرضا مقصودی، نیز که در زمرة فارغ التحصیلان دانشکدة متالورژی دانشگاه شریف است با درایت و ابتکارات خویش روند مزبور را ادامه داد. شرکت مزبور در حال حاضر یکی از شرکتهای بسیار خوب است که نتیجه‌ی مدیریت بسیار خوب است.

    شرکت موتوژن یکی از شرکتهایی است که باز در چشم من در آنجا تحولات خوبی رخ داده است. البته مدیر قبلی شرکت آقای دکتر جعفری هم از مدیران بسیار خوب کشور هستند. ایشان طرح مزبور را تا مرحله‌ی نود درصد پیش برده بودند، اما گرفتن بازار و اقتصادی کردن فعالیتهای تولیدی پس از اجرای طرحها خود تلاش های گسترده دیگری نیاز دارد.من موفق شدم طرح را تا مرحله‌ی اتمام پیش ببرم و تولید و فروش انبوه انجام شد. حدود ۵ سال در خدمت شرکت موتوژن بودم. در مرحله‌ی جدید خصوصی‌سازی که پس از انقلاب آغاز شد، شرکت موتوژن به عنوان اولین شرکت دولتی وارد بورس شد و مسئولیت این ورود به من واگذار شده بود. شرکت موتوژن، اولین شرکتی بود که جهش قیمتی فوق‌العاده بالا در بازار بورس داشت. یکی از دلایل این جهش، ساختار مستحکم مالی شرکت بود. از دیدگاه من ایجاد این ساختار مالی برای موتوژن خود یک نوع تحول بود. این گونه فعالیتها و موفقیت های دستاورد آنها کم و بیش در نهادهای دیگری که در آنها مدیریت داشته ام ادامه داشت.

    ▪ س: آقای مهندس با توجه به زمینه‌های فعالیتتان به چه میزان با مراکز علمی تحقیقاتی در ارتباط بودید؟

    ـ من این نگاه را در طول فعالیت کاری داشتم که هر نوع ارتباط پایدار بین نهاد ها باید براساس عرضه و تقاضا صورت گیرد.در مواردی نگاهی یک طرفه به مسئله‌ی استفاده از مراکز علمی تحقیقاتی وجود دارد. نهادهای علمی توقع دارند تا نهادهای صنعتی برای رونق پژوهش در دانشگاهها پا به میان گذارند. این پدیده بدون احساس نیاز رخ نخواهد داد، هر زمان که در صنعت تقاضایی باشد و در دانشگاه به آن جواب داده شود. در آن صورت ارتباط بین این دو برقرار خواهد شد. نمونه‌ای را عرض می‌کنم. در دورانی که مدیرعامل لوله و ماشین‌سازی ایران بودم، کوره‌ای داشتیم به نام کوره کپل. در آن زمان پدیده‌ی خودکفایی در کشور در حال شکل گرفتن بود. چون ما در یک تحریم سراسری بودیم و این تحریم باعث شده بود که اجباراً بسیاری از نیازهای وارداتی را خود برآورده کنیم. از یکی از اساتید دانشگاه صنعتی خواهش کردم راه حل تامین نیاز کوره کپل را پیدا کند. ما گلوله‌های کربنی در کوره کپل مصرف می‌کردیم که نقش سرباره‌ساز را در هنگام ذوب ایفا و ضمناً بخشی از انرژی لازم را هم تأمین می‌کرد. گلوله‌های مزبور با تولید گازهای احیاگر، نقش احیاء اکسیدآهن را هم برعهده داشتند. ترکیب این گلوله‌ها و فرآیند ساخت آنها ناشناخته بود. استاد مزبور این کار پژوهشی را انجام داد. نتیجه‌ی این کار در آن زمان باعث کم شدن سالانه یک میلیون دلار از واردات در شرکت شد و تداوم حیات اقتصادی آن را تضمین کرد. بسیاری از فرآیندهای تکنولوژیک در لوله و ماشین‌سازی ایران توسط اساتیدی چون آقای دکتر جهان‌افروز یا آقای دکتر کوکبی بررسی و کشف رمز شده است.

    زمانی که طرح تولید الکتروموتورهای سنگین را در شرکت جمکو شروع کردیم به عنوان یکی از مدیران آغازگر طرح با آن همکاری داشتم. مدیرعامل آن شرکت، آقای مهندس یکتا مقدم که هنوز هم در آنجا مسئولیت دارند با کمک تعدادی از پژوهشگران دانشگاهی پروژه‌های متعددی را در حوزه‌ی طراحی الکتروموتور انجام دادند. این باعث شد در زمانی که فرآیند انتقال تکنولوژی را می‌خواستیم شروع کنیم، دانش بسیار بالایی در تیمهای مهندسی ما ذخیره شده بود. فعالیتهای بسیار دیگری در شرکتهایی از جمله شرکت مجتمع فولاد اسفراین در رابطه با استفاده از اساتید برجسته دانشگاههای صنعتی شریف، تهران و علم و صنعت داشتیم، از جمله‌ی این اساتید: مرحوم دکتر مجاب از اساتید برجسته‌ی دانشکدة متالورژی دانشگاه صنعتی شریف، آقایان دکتر زارعی و دکتر شاه‌حسینی از اساتید دانشگاه تهران هستند. همچنین آقای دکتر نصرتی‌نیا و تعدادی اساتید دیگر که در مذاکرات انتقال تکنولوژی، انتقال دانش مربوطه و بعد در صحنه‌ی اجرا به شرکت کمک کردند. اوج توانائی مهندسین را باید در هنگام اجرای طرح ها جستجو کرد. علم و عمل را باید طوری با هم تلفیق کرد که آثار ملموس اجرایی داشته باشد. من فکر می‌کنم تلفیق زیبائی از علم و عمل در مجتمع فولاد اسفراین داشتیم. به خاطر می‌آورم زمانی که در آنجا مذاکرات انتقال تکنولوژی را انجام می‌دادیم، ۹ استاد دانشگاه به طور مستقیم یا غیرمستقیم به ما کمک می‌کردند. بهد ها در مرحله شروع بهره‌برداری به دلایل علایق شخصی اولین فعالیت تولیدی مجتمع فولاد اسفراین را روی تولید قالبهای لوله برای لوله و ماشین‌سازی ایران متمرکز کردم. در این مرحله نیز اساتید دانشگاه به ما کمک کردند و این امر عملیاتی شد. در گروه صنعتی سپاهان هم بسیاری از فعالیتهایی که برای سازماندهی کار و آموزش کارکنان و جابجائی نیروها انجام دادم، براساس مطالعه با کمک اساتید مختلف دانشگاهی بوده و پروژه‌های مختلفی را با کمک آنها انجام دادیم. در حال حاضر هم که در سازمان مدیریت صنعتی هستم، بدون کمک اساتید و کارشناسان خود و دیگر مراکز علمی دانشگاهی کاری را انجام نمی‌دهیم. در واقع کارهای ما متکی بر تلاش شبکه‌ای از اساتید، محققین و پژوهشگران می‌باشد.

    ▪ س: آقای مهندس نظر شما در مورد ارتباط مؤثر صنعت با دانشگاه چیست؟

    ـ در کشورهائی که ارتباط صنعت با دانشگاه بسیار عمیق است، صنعت آنها در معرض رقابت فشرده قرار دارد. در فضای رقابتی باید سعی شود، نقاط ضعف بنگاه برطرف گردد، ارتقاء کیفیت صورت پذیرد و بهای تمام‌شده کاهش یابد. این تلاش ها الزامی است. مدیر صنعتی باید برای رفع نقص از هر وسیله‌ای استفاده کند. از جمله، ارتباط با نهادهای علمی تحقیقاتی. اما برای صنایعی که در معرض رقابت نیستند و بازار تضمین شده دارند یعنی؛ بخش بزرگی از بازار آنها توسط یک مشتری بزرگ به نام دولت تأمین می‌شود، استفاده از امکانات و ابزار مختلف برای ارتقاء کیفیت و کاهش بهای تمام شده چندان متداول نیست. مگر اینکه مدیر خود ذاتاً علاقمند به ایجاد ارتباط با مراکز علمی باشد و یا الزامی مستمر برای این کار داشته باشد. طبعاٌ بازار حمایت شده نمی‌تواند، بستر دائمی و مناسبی برای پیوند صنعت و دانشگاه باشد. بنابر این مناسب‌ترین فضا برای پیوند دانشگاه و صنعت فضائی است که در آن صنعت در معرض رقابت قرار گرفته باشد.

    در شرایط موجود ما اولین گام برای برقراری ارتباط منطقی بین دانشگاهها و صنایع، آگاه کردن مدیران صنعتی از امکاناتی است که در مراکز علمی تحقیقاتی وجود دارد که می‌تواند به کاهش بهای تمام شده و ارتقاء کیفیت تولیدات آنها کمک کند. در واقع ما نیازمند یک فعالیت اطلاع‌رسانی ملی هستیم. کارهای زیادی در این زمینه می‌توان انجام داد. به عنوان نمونه برگزاری نمایشگاههای علمی توسط دانشگاهها مفید خواهد بود. به عنوان شخصی که هم دانشجو و هم مربی در دانشگاه بوده ام، می‌توانم بگویم با حضور در این نمایشگاهها اعتماد به نفس دانشجویان هم افزایش می‌یابد. در این نمایشگاه ها می‌توانیم از اساتید و دانشجویان بخواهیم کارهای آزمایشگاهی خود را در معرض دید عموم مردم به خصوص صنعتگران قرار دهند. با کمل تاٌسف و به خصوص در این سالهای اخیر بسیاری از دانشجویان ما در نتاج کارهای آزمایشگاهی خود کپی‌سازی می‌کنند و این یک بیماری غم‌انگیز است که دارد دامن دانشگاه صنعتی شریف را هم می‌گیرد. ایگونه تبادل جزوه‌های آزمایشگاهی بین دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف را خطرناک می‌بینم.وقتی نتایج اندازه‌گیریهای آزمایشگاهی کپی می‌شود و فقط در برخی از صفحات گزارش؛ تغییراتی ایجاد می‌کنند و برخی اساتید هم آگاهانه چشم پوشی میکنند، یک رویداد تلخ شکل میگیردکه ه در زمان ما هرگز وجود نداشت. حال شما به عنوان یک مدیر صنعتی آیا به دانشجوئی کهبه این شیوه فارغ‌التحصیل می‌شود، اعتماد می‌کنید؟ شاید دلیل آن باشد که بودجه‌ی سرانه‌ی دانشجوئی در دانشگاه صنعتی شریف به نسبت اوائل انقلاب کاهش فاحشی داشته است. از منبع معتبری شنیدم که یک پنجم قبل شده است. اما در مقابل تیتراژ تولید فارغ‌التحصیل بالا رفته است. در جامعه ما در حال حاضر این آفت وجود دارد و ما باید کاری انجام دهیم که جریان برعکس شود. بهر حال برای بهبود پیوند دانشگاه و صنعت برگزاری نمایشگاه علمی که در آن فعالیتهای علمی و آزمایشگاهی دانشجوئی مفید برای صنعت توسط دانشجویان در معرض دید صنعت‌گران قرار گیرد، توصیه میشود.

    همچنین بازدیدهای صنعتی هدفمند دانشجویی و نه بازدیدهائی که صرفاً برای گریز از تنشهای اجتماعی کار بری دارند، لازم است شکل گیرد. این امر دانشجویان را کمک می‌کند تا کار آرمانی و هدف خود را پیدا کنند. کار دیگری که می‌توان انجام داد، کار داوطلبانه‌ی دانشجویان در واحدهای صنعتی با پرداخت مزد اندک است. این روزها و با اطلاعاتی که من دارم دوران دانشجوئی بیش از چهار سال و در مواردی تا ۹ سال به طول انجامد. اگر دانشجویان بتوانند یک نیم ترم هم برای کسب تجربه به عنوان کارگر کار کنند، معرفت اجرائی بالائی را پیدا خواهند کرد.

    اساتید هم در گذشته پیوند منطقی‌تری با صنعت داشتند، بسیاری از آنها مجری پروژه‌هایی بودند که بر اثر نفوذ فردی در صنعت به دست آورده بودند، ویا توسط صنعت به ایشان سفارش داده شده بود. بعدها اساتید به دلیل جذابیت مادی به تجربه‌ی شرکت‌داری روی آوردند و از حالت محقق در صنعت به شرکت‌دار تبدیل شدند. این تغییر رفتار یک نوع تغییر در شاکله‌های ذهنی را نشان می‌دهد و خود متأثر از یک پدیده‌ی تلخ دیگر است. حقوق اساتید آنقدر پائین نگه داشته شد که ایشان به جای آنکه به پژوهش های بنیادی و یا اجرای پروژه صنعتی، به فراتر از آن یعنی شرکت‌داری و تأسیس شرکتهای صنعتی روی آورند. من نمی‌گویم داشتن شرکت چیز بدی است، اما اگر قرار به این کار شود که اساتید محقق به پر دازند آن زمان دانشگاه دچار بحران می‌شوند، راه ‌حل آن است که ما اساتید را تأمین مالی کنیم.

    نکته‌ای دیگرکه باید به آن اشاره کنم در مورد نگاه دولت به مسئله است. در سالهای اخیر تلاش بسیار زیادی برای دولتی‌تر کردن دانشگاهها شده است. دانشگاهها قبلاً هم دولتی بود و اصولاً دانشگاههای بزرگ باید با منابع ملی تأسیس و اداره شوند. اما تسری دادن مقررات دولتی در آئین‌نامه‌های، رویه‌ها و دستورالعملهای اجرائی دانشگاهها بخصوص در رویه های مالی ایشان کار اشتباهی است. در دوره ای در گذشته ها به تدریج شاهد کم شدن این دخالت بودیم اما در حال حاضر روند دخالت دولت در امور دانشگاه ها در حال افزایش است. این نگاه در شکل‌دهی رابطه‌ی بین صنعت با دانشگاه بسیار مؤثر است. اگر نگاه نظام آموزشی در جهتی قرار گیرد که به رفاه اساتید و گسترش پیوند ایشان با صنعت قرار گیرد، و اگر استادی در پی اجرای یک پروژه درآمدی خوب هم برای خود کسب کند و ما آن را جرم تلقی نکنیم، و سعی نشود با تدوین آئین‌نامه‌ها، بخشنامه‌ها و دخالت دادن ذیحسابی‌ها اساتید را به شدت کنترل کنیم، آن زمان این پیوند جریان طبیعی خود را پیدا می‌کند. به هر حال نگاه دولت هم باید در این مسئله اصلاح شود و من متأسف هستم که این نگاه روز به روز محدودکننده‌تر می‌شود تا گشایش آفرین‌تر.

    ▪ س: آقای مهندس نظر شما در مورد ایده‌ی تأسیس شرکتهای دانشجوئی که در حال حاضر در مرکز کارآفرینی شریف مطرح است چیست و به نظر شما می‌تواند نوعی راه حل برای ارتباط صنعت با دانشگاه باشد؟

    ـ به نظر من در حدی که شرح دادید این ایده نمی‌تواند به تنهایی راه‌حلی قطعی برای ایجاد ارتباط صنعت و دانشگاه باشد، مگر اینکه در فضای واقعی کسب و کار شکل گیرد. اما ایده‌ی خوبی است. زمانی که فردی فارغ‌التحصیل می‌شود، اگر نخواهد مسیر تحصیل را ادامه دهد، وارد بازار کار می‌شود. در ابتدا وی به عنوان یک صنعتگر نمی‌تواند نیاز ویژه‌ی تکنولوژیکی خود را کاملا بشناسد. چه بسا که به دانسته های دانشگاهی خود بسنده کند. وی حتماً باید وارد یک بلوغ حرفه‌ای کاری شود، و به درجه‌ای از نیاز فنی برسد، تا از دانشگاه کمک بگیرد. در این مرحله است که ارتباط بین بازارهای کار و دانشگاهها از نظر رفع نیازهای تکنولوژیک شکل می گیرد. البته قبل از آن یک پیوند ناگفته‌ای بین صنعت و دانشگاه وجود دارد و آن ترتیب تأمین نیروی مناسب بازار کار توسط دانشگاه هاست.

    اگر شما به تدریج می‌خواهید در مرکز کارآفرینی دانشجو را با قواعد بازی در فضای کسب و کار آشنا کنید، این خود یک اقدام خجسته و برجسته است و می‌توانم توصیه کنم در این مورد با وزارت تعاون تماس بگیرید. به نظر من آنها می‌توانند تأمین تسهیلات کنند. قالب حقوقی انجام فعالیت را از همان ابتدا می‌تواند به صورت یک تعاونی واقعی دانشجویی باشد. در دوران دانشجوئی افراد مزیت مدیریتی بر یکدیگر ندارند و یا حداقل چندان اثبات شده نیست. لذا قالب تعاونی برای کار قالب خوبی است و به روحیه‌ی آنها بیشتر نزدیک است. در دوران تحصیل ما هم بسیاری از دوستان بودند که هم زمان با تحصیل و به اتفاق، وارد کسب و کار شدند و به دنبال درآمدآفرینی بودند. اما می‌دیدیم که دوران تحصیل برخی از آنها به عنوان نمونه حتی ۹ سال هم به طول می‌انجامید. نمی‌گویم همه این طور بودند، برخی هم چون فعال سیاسی بودند و اصلاً وقتی برای انجام کارهای درسی نداشتند دیر فارغ التحصیل شدند. به هر حال به نظر من طرحی که در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف مطرح شده، اگر در یک قالب حقوقی هم بخواهد انجام شود، می‌تواند توسط وزارت تعاون حمایت شود و از همان ابتدا هم شرکت مزبور وارد کارهای جدی شود و مدیران شرکتهای مختلف هم می‌توانند به عنوان مشاور آنها عمل کنند.

    ▪ س: آقای مهدس تعریف شما از کارآفرینی درون سازمانی چیست و به نظر شما یک کارآفرین درون سازمانی باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟

    ـ به نظر من کارآفرین چه درون سازمانی و چه کارآفرینی که ایجادکننده‌ی یک سازمان است، فردی است که ایده‌ها و افکار نو را تبدیل به کسب و کار تجارت می‌کند. اگر بخواهیم او را مقید شرایط کنیم، خیلی جالب نیست. هر فردی که اندیشه‌ای یا فکری را بتواند بپرورد و از آن تولید ثروت کند و ارزش افزوده به وجود آورد کارآفرین است. کارآفرینی متکی به داشتن ثروت، مقید به جایگاه سازمانی و یا مقید به تحصیل نیست. کارآفرینی در درون سازمان تنها تفاوتی که با کارآفرینی در برون سازمان دارد در این است که چون در درون سازمان فرآیندها و فعالیتها قبلاً به نوعی شکل گرفته و رسمی شده است، کار آفرین با محدودیت بیشتری مواجه است. اینکه ما چگونه بتوانیم شیوه‌ای نو ایجاد و رونقی در کسب و کار به وجود آوریم، همیشه ارزش خود را دارد.

    همه‌ی افراد در درون سازمان می‌توانند کارآفرین باشند. در انسانهای عادی هم جلوه‌هایی از کارآفرینی وجود دارد، کافی است کمی در فرآیندها تأمل کنیم. کارآفرین درون سازمانی به نظر من فردی است که به محیط اطراف خود و در فضای کار توجه دارد و سرسری از مسائل نمی‌گذرد. کارآفرین درون سازمانی در مرحله‌ی اول باید به پدیده‌ها با تأمل بنگرد و در معرض تعاملات اطلاعاتی قرار گیرد یعنی؛ باید پرسشگر باشد. وی باید برای چرائی مسائل با نیروهائی که در محیط هستند وارد بحث و گفتگو شود. البته می‌دانید بسیاری از این ویژگیها در افراد قابل توسعه هستند. این طور نیست که افراد از بدو تولد کارآفرین خلق شده باشند. کافی است که به فرزندان و دانشجویان خود بیاموزیم بدون تأمل در مورد پدیده‌ای از کنار آن عبور نکنند. انباشت اطلاعات یا در معرض اطلاعات قرار گرفتن است که به کارآفرین این اجازه را می‌دهد طرح سؤال جدید کند. فرد کارآفرین نباید از شکست بترسد. کارآفرین برجسته‌ی درون سازمانی باید به روابط خود با افراد توجه کند و باور کند کار سازمانی گروهی است و روابط با دیگران مهم است. فرد کارآفرین باید بداند که روابط سازمانی خود را برای به کار گرفتن دیگران حفظ کند و منزوی و منفعل نباشد. به نظر من آن مخترعی که در خلوت طراحی می کند و دیگران را به کار نمی‌گیرد، کارآفرین نیست، فقط یک ذهن خلاق دارد، اما قدرت توسعه‌ی خلاقیت و تبدیل آن به کسب و کار را ندارد. به نظر من اینها ویژگیهایی است که یک کارآفرین باید در محیط کار داشته باشد.

    ▪ س: آقای مهندس به عنوان صحبت پایانی اگر مطلبی باقی مانده، بفرمائید.

    ـ ما باید اخلاق حرفه‌ای را توسعه دهیم و به دوستان جوان بگوئیم راه صلاح این است، به تجارب دیگران اهمیت دهید که خود این کار نشان از خرد اقتصادی هم دارد. من شخصاً به رفتارهای دیگران توجه زیاد داشته‌ام و به اساتید احترام گذاشتم، قبل از اینکه پدیده‌ای را رد کنم در مورد دلائل به وجود آمدن آن پدیده فکر کردم. دوستان جوان ما با نپذیرفتن تجارب دیگران فرصتهای پیشرفت را از خود می گیرند. ما به عنوان یک بنگاه باید قدرت اقتصادی و تکنولوژیک داشته باشیم تا بتوانیم سریعتر به نقطه‌های هدف برسیم. برای اینکه اقتدار پیدا کنیم، لازم است ثروت و توان اجتماعی پیدا کنیم. گریز از تعامل با دیگران و جهان راه حل نیست. دانشجویان ما باید لمس کنند که برای غلبه بر هر حریف و رقیب نیازمند قدرت و پول هستند و برای بدست آوردن پول و قدرت باید قواعدی را رعایت کنند. توصیه می‌کنم جوانان قواعد واقعی کسب و کار را با حضور در بنگاه ها ولو به عنوان کارگر عادی یاد بگیرند، به محیط زیست توجه کنند، به اخلاق حرفه‌ای و به اخلاق کسب و کار فکر کنند و برای تلاشی واقعی خود را مجهز کنند.

    مصاحبه با آقای مهندس سیداحمدیان مدیر عامل شرکت پنج‌تاش

    ▪ س: آقای مهندس لطفاً خودتان را معرفی کنید و در مورد ایده‌ی شکل‌گیری شرکت پنج‌تاش توضیح فرمایید؟

    ـ من مهدی سیداحمدیان ورودی سال ۱۳۴۳ و به عبارتی فارغ‌التحصیل دوره‌ی اول دانشگاه صنعتی شریف هستم. در حال حاضر مدیر عامل شرکت پنج‌تاش که در زمینه طراحی و تولید انواع تابلوهای برق فعال است می‌باشم. بعد از فارغ‌التحصیل شدن و گذراندن دوره خدمت سربازی در ذوب‌آهن ابتدا در شرکت پاورز به عنوان مهندس کارگاه و سپس رئیس کارگاه در زمینه پروژه‌های تأسیساتی و نصب مشغول شدم و سپس شرکت گسترش نیرو را با چند تن از دوستان هم دانشگاهی تأسیس و تا آغاز سال ۱۳۶۲ در این شرکت فعال بودم، کم‌کم شرایط برای کارهای پیمانکاری سخت شد و به این نتیجه رسیدم که با توجه به شناختی که در این سال‌ها پیدا کرده بودم به طرف کارهای تولیدی میل کنم و این را در سال ۱۳۶۴ با چند تن از دوستان (۵ نفر که نام شرکت پنج‌تاش نیز به بهانه همین شراکت پنج نفری می‌باشد) شرکت را تأسیس و تا سال ۱۳۶۷ به صورت نیمه متمرکز و در سال ۶۷ به صورت فعال تولید را در زمینه ساخت تابلوهای برق شروع کردیم. ما کار را با یک خم‌کن دستی و یک قیچی ۲ متری ساده شروع کردیم در واقع سرمایه‌ی اندکی داشتیم (نفری یکصد هزار تومان) خدا را شاکریم که اکنون مساحت کارخانه ۳۳۰۰ متر و مساحت سالن‌ها و انبارها حدود ۲۰۰۰ متر و تعداد پرسنل به ۶۰ نفر رسیده است. در طول این سال‌ها سرلوحه، صداقت و کیفیت کار بود، ضمناً سعی کردیم در کنار کار اصلی محصولات فرعی دیگر مانند سینی و نردبان کابل نیز داشته باشیم. دوره‌ی شکوفایی سال‌های ۷۲ تا ۷۵ بود، بعد از آن یک توقف تا سال ۷۹ داشتیم، پس از سال ۷۹ پروژه‌های پتروشیمی و پارس جنوبی گشایش عجیبی در کارهای تولیدی ایجاد نمود. تأثیر این پروژه‌ها در صنعت، مهندسین مشاور و به طور کلی در جامعه بشریت چشم‌گیر بود و امیدوارم این توقف موقتی بوده باشد و دوباره حرکت و جنبش و نشاط در جامعه صنفی ایجاد گردد. در سال ۷۹ ۳۰ نفر در شرکت کار می‌کردند در حال حاضر به ۶۴ نفر بالغ شده است و علت این افزایش فقط پروژه‌های نفتی بوده است. در زمینه‌ی صادرات کالا باید عرض کنم بازار آنقدر تشنه بود که فرصت تفکر را برای بازاریابی خارجی نمی‌داد اما ما باید به فکر صادرات هم باشیم.

    ▪ س: آقای مهندس چشم انداز شما برای آینده شرکت چیست؟

    ـ این فکری که در حال حاضر من را مشغول کرده است با توجه به اینکه من دیگر در مرز بازنشستگی هستم، با توجه به شرایط کنونی تصمیم‌گیری بسیار مشکل شده است. در طول تمام سال‌های فعالیت حقوق کارکنان در اول هر ماه پرداخت می‌شد و به طور متوسط روزی ۲ ساعت اضافه کاری هم داشتیم، اما متأسفانه نه تنها اضافه‌کاری نداریم بلکه نگران به تعویق افتادن حقوق کارکنان هم هستم در این شرایط چشم‌اندازی برای آینده شرکت نمی‌بینم و تصمیمی هم نمی‌توانم بگیرم.

    ▪ س: آقای مهندس شما تا چه میزان با مراکز علمی تحقیقاتی در ارتباط هستید؟

    ـ در زمینه‌ی کار تحقیقاتی خیلی کم کار کرده‌ایم و ارتباط هم با مراکز علمی نداشته‌ایم، اما با دانشگاه خودمان به عنوان کمک در بعضی مواقع ارتباط داشته‌ایم.

    ▪ س: نظر شما در مورد ارتباط مؤثر صنعت با دانشگاه چیست؟

    ـ فکر می‌کنم مقداری عدم‌آشنایی صنایع نسبت به امکانات و توان دانشگاهی وجود دارد، یعنی؛ من خودم از امکانات دانشگاه خودم بی‌اطلاع هستم و نمی‌دانم امکانات دانشگاه در زمینه کاری من به چه میزان است. همچنین هزینه‌هایی که دانشگاه دارد تا یک کار تحقیقاتی را برای صنایع انجام دهد، بالا می‌باشد، صنعت بخش خصوصی توان پرداخت این هزینه‌ها را ندارد. به نظر من این دو عامل، یکی عدم‌آشنایی با توانایی‌های مراکز دانشگاهی و دیگری بالا بودن هزینه‌های تحقیقاتی باعث شده که این ارتباط ضعیف باشد.

    ▪ س: در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایده‌ای مطرح شده تحت عنوان "تأسیس شرکت‌های دانشجویی" این ایده در فاز مطالعاتی قرار دارد در قالب این طرح فراخوانی به چاپ می رسد تا گروه‌های دانشجویی که در زمینه‌ی کاری علاقمند هستند و احساس می‌کنند می‌توانند نوآور باشند به مرکز مراجعه کنند و ثبت شرکت انجام دهند البته ثبت شرکت در داخل دانشگاه صورت می‌گیرد، حوزه‌ی فعالیت آنها مرز دانشگاه است و قوانینی هم که بر ایشان حاکم است قوانین ساده شده‌ی تجارت می‌باشد. آنها تحت رهبری علمی و فنی یا فنی و علمی یا نیرویی که از صنعت آمده‌ یا نیرویی که آکادمیک است می‌باشند این مرکز نقش مشاور را برای این تیم‌ها دارد و آموزش‌های لازم را به آنها می‌دهد. پروژه‌های علمی که در نظر دارند را ابلاغ می‌کنند تا به نتیجه‌ی خوبی برسند، بعد از فارغ التحصیلی به ۳ دسته تقسیم می شوند: دسته‌ی اول تیمی که موفق بوده از تجربیات خود استفاده می کند و همان طور که موفق بوده می‌توان به آن کمک کرد تا موفق بماند، دسته‌ی دوم تیمی که شکست خورده با توجه به اینکه شکست خورده شکست آنها تبعات زیادی نداشته و از طرفی این تجربه می‌تواند یک پشتوانه برای آنها باشد و در بیرون راحت کار کنند، دسته‌ی سوم تیمی که بین‌نا‌بین هستند نه خیلی موفق و نه ناموفق اینها را می توان در مرکز رشد و فناوری دانشگاه تحت پوشش قرار داد تا در آنجا پیشرفت کنند با این توضیحات لطفاً نظر خود را در ارتباط با این ایده بفرمایید؟

    ـ اولین مشکلی که در زمینه عملی شدن این طرح به نظر می‌آید، وقفه‌ای است که به علت گذراندن خدمت سربازی ایجاد می‌شود و این وقفه باعث به هم خوردن بسیاری از برنامه‌ریزی‌ها خواهد شد ولی اگر کسی بدون وقفه ادامه دهد به نظر من طرح می‌تواند موفق باشد، اما اگر منقطع باشد تیم‌ها ثابت نخواهند ماند و تغییر تیم باعث به هم خوردن برنامه‌ها خواهد شد.

    ▪ س: آقای مهندس به عنوان کلام آخر اگر صحبتی هست بفرمایید؟

    ـ باید از افرادی که در دانشگاه صنعتی شریف کارهای مختلفی را در راستای بهبود وضعیت این دانشگاه انجام داده‌اند قدردانی به عمل آید مانند مرحوم جناب آقای دکتر مجتهدی که دانشگاه را بنیان گذاشت و مرحوم جناب آقای دکتر امین که تشکیلاتی آموزشی و اداری دانشگاه را مدون نمود.

    مصاحبه با آقای مهندس امیر ابراهیمی

    ▪ س: آقای مهندس لطفاً خودتان را معرفی کنید و در مورد چگونگی ورود خود به دنیای کار و تولید توضیح فرمایید؟

    ـ من شاهرخ امیرابراهیمی ورودی سال ۱۳۵۳ دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی مکانیک هستم و در سال ۱۳۵۸ فارغ‌التحصیل شدم. دوران تحصیل من به دلیل اعتصاباتی که در آن زمان صورت می گرفت به طول انجامید. در زمان جنگ حدود ۲۱ ماه در جبهه خدمت کردم. بعد از آن ۴سال در واحد طراحی شرکت ماشین سازی اراک مشغول به کار بودم و تقریباً در تمام قسمتها از جمله جرثقیل، تجهیزات، دیگ‌بخار کار کرده ام. سپس در کارخانه‌ی آذرآب که در حال افتتاح شدن بود به عنوان مدیر طراحی حدود دو سال خدمت کردم. آنجا بود که تجربه‌ی تشکیل یک واحد مهندسی را کسب کردم، کارهای زیر بنایی را در آنجا انجام دادیم و در زمینه‌ی ارتباط با خارجی‌ها در مورد انتقال تکنولوژی فعالیت داشتیم. سپس در سال ۶۶ به تهران آمدم و در یک شرکت مهندسی مشاور وابسته به صنایع ملی تحت عنوان "مرکز فعالیت های مهندسی سیمان" شروع به کار کردم و حدود ۴ سال در آنجا بودم. زمانی که خواستند آنجا را به بخش خصوصی واگذار کنند از آنجا بیرون آمدم و شرکت سیمان سازان را همراه با یکی دیگر از فارغ التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف در سال ۱۳۷۰ تأسیس کردیم. در ابتدا کارمان را با ۵ نفر شروع کردیم و در حال حاضر شرکت حدود ۱۲۰۰ نفر پرسنل دارد. در ابتدا کار را به عنوان مهندسی مشاور شروع کرده و قصد بر این بود تا به کارخانجات سیمان خدمات مهندسی ارائه کنیم. یک سال که گذشت، متوجه شدیم این کار موثر نمی‌باشد. به همین دلیل یکی از همان پروژه‌هایی که مهندسی آن را انجام داده بودیم برای ساخت پذیرفتیم. در اولین پروژه ای که فعالیت نمودیم (کارخانه‌ی سیمان قائن)، به دلیل شناختی که از گذشته در مرکز فعالیت‌های مهندسی سیمان بر روی این پروژه داشتیم، دیدگاه مهندسی ما نسبت به کار بالا بود. کار با کیفیت بسیار خوب و در زمان مقرر انجام و باعث تبلیغ برای شرکت سیمان سازان به عنوان یک سازنده تجهیزات شد و نتیجتا برای چندین پروژه به ما سفارش کار ساخت داده شد. ما مکتب کیفیت را در سیمان مطرح کردیم و به همین نام نیز شناخته شدیم. کارگاه ما ابتدا در طاووسیه کرج بود، زمانی که پروژه های مختلف را دریافت کردیم به دلیل وسیع شدن کار، کارگاه را به گرم‌دره انتقال دادیم که وسیع ولی فاقد امکانات یک کارگاه صنعتی بود. در این مدت ما مجوز اصولی کار و در حقیقت پروانه‌ی موقت بهره‌برداری را گرفته بودیم. پروانه‌ی دائم زمانی صادر می شد که کارگاه متعلق به شرکت باشد. در این راستا زمینی را در شهرک صنعتی علی آباد خریداری نموده و خودمان نیز طراحی آن را متناسب با کار صنعتی انجام دادیم. حدود ۵ سال طول کشید تا با توجه به شرایط سختی که داشتیم و عدم همکاری بانکها و نهادهای دولتی، توانستیم کارگاه شرکتمان را به صورت نیمه آماده در آورده و کار را شروع کنیم. در ابتدا برای پتروشیمی بندر امام مبدلی ساختیم به طوریکه زمانی که تجهیزات آن در حال بیرون رفتن از کارگاه بیرون بود باور اینکه این کار از شرکت سیمان سازان با امکانات ناچیز آن باشد برای دیگران مشکل می‌نمود و این خود نیز مزید تبلیغ برای ما و شرکت شد و ما توانستیم جایگاه خود را به عنوان سازنده‌ی تجهیزات نفت و پتروشیمی در صنعت مشخص کنیم. در سال ۸۱ ساخت و نصب یک کارخانه کامل را به عنوان پروژه جدیدی به عهده گرفتیم. این پروژه یک کارخانه‌ی ۵۰۰ تنی سیمان سفید بود. همین کافی بود تا شرکت نشان دهد که می‌تواند کل کار یک پروژه را انجام دهد و فاز کاری شرکت تغییر یافت. در این راستا و با این باور اشتباه که توان ما نامحدود است، حدود ۲ سال پیش ۱۸پروژه دریافت کردیم. حجم کار بسیار از توان ما بالاتر بود و به اجبار پرسنل را از ۳۰۰ نفر به ۱۲۰۰نفر افزایش دادیم، که نتیجه آن مشکلات مالی و بخصوص بحران مدیریتی در شرکت بود. به هر صورت، این موج را پشت سر گذاشتیم و در حال حاضر قصد داریم در عین کاستن از تعداد پروژه‌ها، آنها را به نوعی انتخاب کنیم که حجم ریالی آنها تغییر نکند. بزرگترین نگرانی که در حال حاضر وجود دارد افزایش حقوق بی‌رویه کارکنان و بی‌ثباتی در قیمت مواد اولیه می‌باشد. در حال حاضر پروژه‌ی کارخانه‌ی سیمان ۵۰۰۰ تنی را به طور کامل در دست داریم، که جزء واحدهای بزرگ در کشور به حساب می‌آید. دو پروژه بهینه سازی و افزایش ظرفیت کارخانجات سیمان انجام دادیم که یکی مربوط به سیمان شمال بود با قراردادی حدود ۴۰میلیون یورو و دیگری پروژه افزایش ظرفیت سیمان هگمتان، با قراردادی حدود ۶ میلیون یورو.

    روش کار در پروژه‌های ما به این صورت است که زمانی که پروژه یک کارخانه‌ی سیمان یا کارخانه‌ای مشابه‌ را دریافت می‌کنیم، بعضی از قطعات را به دلیل حجم بسیار و وزن کم در همان محل کارخانه می‌سازیم. یعنی هزینه های سایت به صرفه‌تر از هزینه های حمل می‌شود. برای این منظور ضروری است نیروهای بسیاری را استخدام ‌کنیم. معمولا ۱۵% از نیروهای کلیدی را از کادر دائم شرکت از پرسنل کارگاه یا دفتر مرکزی و ۸۵% را از نیروهای بومی و محلی استفاده می‌کنیم. به این ترتیب علاوه بر اینکه مسائل خودمان را حل می‌کنیم، نیروهای بومی را نیز آموزش می‌دهیم. زمانی که پروژه به بهره‌برداری می‌رسد و در حقیقت این نیروهای خام صنعتی شده‌اند، آنها را در اختیار کارفرما قرار می‌دهیم. هنگام راه اندازی پروژه، در واقع شاهد باروری نیروهایمان می‌باشیم. از پروژه‌های در دست اجرا، یکی سیمان فراز فیروزکوه می‌باشد که کار ساخت حدود ۶۰۰۰ تن تجهیزات و سازه‌های فلزی آن کامل شده و نصب آن نیز در حال اتمام است. دیگری گندله سازی اردکان می باشد که حدود ۴۵۰۰ تن تجهیزات آن باید توسط سیمان سازان ساخته شود. در حال حاضر پیشرفت کار ۹۵% می باشد. در بین تجهیزاتی که ساخته‌ایم، بزرگترین کوره‌ی دوٌار ایران هم وجود دارد. پروژه‌ای را که به تازگی در بندرعباس پذیرفته‌ایم "پروژه هرمزال" نام دارد که طرح توسعه آلومینیوم المهدی است. یک واحد ۱۴۸ هزار تنی آلومینیوم در سال است که ما با تشکیل یک گروه همکاری مشترک (Joint Venture) موفق به گرفتن کار شده‌ایم. به دلیل حجم بزرگ کار و ساختار شرکت سیمان سازان فقط می‌خواهیم تجهیزات آن را بسازیم و نصب کنیم و کارهایی از جمله اسکلت فلزی آن را به شرکت مسئول کارهای ساختمانی واگذارنموده‌ایم. معمولا در پروژه‌هایی که انجام می‌دهیم علاوه بر ناظران ایرانی تعدادی ناظر خارجی هم وجود دارند که بر کیفیت و روند اجرای نظارت می‌کند. در بین کارهایی که شرکت در این فاصله انجام داده است، همکاری با یک شرکت فرانسوی به نامFMC در ساخت Loading arm می باشد. "هر چیزی که سیال است و به صورت مایع بخواهد در کشتی بارگیری شود، ورود آن به کشتی از طریق لودینگ آرم صورت می گیرد".

    ▪ س: آقای مهندس چشم انداز شما برای آینده چیست؟

    ـ در کشور ما زمانی که اوضاع اقتصادی خوب است، منظور اختصاص بودجه به پروژه‌ها یا همراهی بانکها با پروژه‌ها است، پروژه به خوبی انجام می‌گیرد. تجربه‌ای که ما کسب کردیم این بود که به دلیل نوسانات اقتصادی که ناشی از سیاستگذاری و عملکرد دولتهای مختلف می‌باشد به‌ یک صنعت خاص نباید متکی باشیم. ما در ارتباط با سیمان کار تخصصی انجام می‌دهیم و خیلی خوب شناخته شده‌ایم. اما دریافتیم که نباید فقط به سیمان متکی باشیم و در صنایع کانی فلزی و نفت، گاز و پتروشیمی نیز سعی در فعالیت داریم. در مقطعی از زمان ممکن است در صنعت خاصی پروژه وجود نداشته باشد و یا در مقطعی دیگر از زمان در همان صنعت پروژه‌ها آنقدر زیاد می‌شوند که شرکتهای داخلی جواب نیازهای آنها را نمی‌دهند. مثلا در فیلد سیمان در حال حاضر ۱۵۰ پروژه وجود دارد که اگر به عرصه تولید برسند، کشور به مرز انفجار می رسد، و امکان جذب این همه سیمان تولید شده وجود نخواهد داشت. در مورد سیمان، علاوه بر این که باید سرمایه‌گذاری کنند تا تولید شود، بایستی سرمایه گذاری کنند تا مصرف هم بشود. به بیان ساده تر هم برای تولید و هم برای مصرف بایستی سرمایه‌گذاری شود. هر یک تن ظرفیت سالیانه کارخانه ۱۳۰ دلار سرمایه گذاری لازم دارد، در حالیکه هر یک تن سیمان حدود ۱۰۰۰ دلار هزینه در بر می‌گیرد تا مصرف شود و من فکر نمی‌کنم حتی اگر منابع سرمایه گذاری تامین شود، درآمدی در کشور وجود داشته باشد تا بتواند همه‌ی سیمانهای تولید شده را جذب کند.

    در حال حاضر ما در صنایع فولاد نیز فعالیت داشته و با شرکت‌های مشاوری که در زمینه فولاد فعالیت می‌کردند، همکاری می‌کنیم. هم چنین سعی داریم با صنایع نفت و پتروشیمی و نیز با صنایع معدنی که معتقد هستیم نجات کشور از طریق این نوع صنایع می‌باشد نیز، همکاری داشته باشیم.

    ▪ س: آقای مهندس شما چه میزان با مراکز علمی تحقیقاتی از جمله دانشگاه در ارتباط هستید؟

    ـ در واقع ما عملاً آموزش و تحقیقات را فراموش کرده‌ایم. واحد آموزش داریم اما بودجه‌ای برای آن اختصاص نمی‌دهیم. تنها ارتباط ما با دانشگاه، شرکت در جشنواره‌ی کارآفرینان دانشگاه صنعتی شریف بود. اخیراً هم از جهاد دانشگاه صنعتی شریف خواستار همکاری‌هایی بوده‌اند، ولیکن هنوز توافق نامه‌ای را امضاء نکرده‌ایم ولی مطمئن هستم می توان حداقل به عنوان یک ارتباط با دانشگاه از اینجا شروع کرد. ما آنچنان پروژه‌های تحقیقاتی یا محاسباتی نداشته ایم که بخواهیم از دانشگاه استفاده کنیم، اما در زمینه‌ی آموزش می‌خواهیم از دانشگاه کمک بگیریم. به اعتقاد من باید کار فرهنگی روی شرکت‌ها صورت گیرد تا همه شرکتها آموزش ببینند که چطور بایستی از پتانسیل نیروی جوان استفاده کنند. همچنین دانشجوها بایستی شیوه برخورد با صنایع را بیاموزند، پس در کل ما نیازمندیم تا یک فرهنگ‌سازی اصولی صورت گیرد.

    ▪ س: نظر شما در مورد ارتباط موثر دانشگاه با صنعت چیست؟

    ـ برای برقراری ارتباط، ما آمادگی این را داریم که نه برای تابستان بلکه در تمام طول سال دانشجوهایی را در واحد طراحی و هم در کارگاه در بخشهای مختلف به کار گماریم، که هزینه‌ی زیادی را در بر نمی‌گیرد، چون هم فرد ارضاء می‌شود و هم اینکه تحت آموزش نیز قرار می‌گیرد و در مقابل، با ورود آنها به شرکت جو جدیدی ایجاد شده و باعث انتقال ناخودآگاه تکنولوژی می‌شود. همچنین به دلیل ارتباطی که دانشجوها با دانشگاه دارند، اگر زمانی به مشکل فنی برخورد کردیم شاید دانشگاه بتواند به نوعی آن را حل کند. دانشگاه باید صنعت را ترغیب کند و امکاناتی را بوجود آورد تا صنعت جذب آن شود. من فکر می‌کنم دانشگاه وقت بیشتری در اختیار دارد که بتواند برای این ارتباط راه ‌حلی را ارائه دهد، هزینه‌ی آن مهم نیست می‌تواند ما بین هزینه‌های موجود گنجانده شود.

    ▪ س: در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایده‌ای مطرح شده تحت عنوان "تأسیس شرکت‌های دانشجویی" این ایده در فاز مطالعاتی قرار دارد در قالب این طرح فراخوانی به چاپ می رسد تا گروه‌های دانشجویی که در زمینه‌ی کاری علاقمند هستند و احساس می‌کنند می‌توانند نوآور باشند به مرکز مراجعه کنند و ثبت شرکت انجام دهند البته ثبت شرکت در داخل دانشگاه صورت می‌گیرد، حوزه‌ی فعالیت آنها مرز دانشگاه است و قوانینی هم که بر ایشان حاکم است قوانین ساده شده‌ی تجارت می‌باشد. آنها تحت رهبری علمی و فنی یا فنی و علمی یا نیرویی که از صنعت آمده‌ یا نیرویی که آکادمیک است می‌باشند این مرکز نقش مشاور را برای این تیم‌ها دارد و آموزش‌های لازم را به آنها می‌دهد. پروژه‌های علمی که در نظر دارند را ابلاغ می‌کنند تا به نتیجه‌ی خوبی برسند، بعد از فارغ التحصیلی به ۳ دسته تقسیم می شوند: دسته‌ی اول تیمی که موفق بوده از تجربیات خود استفاده می کند و همان طور که موفق بوده می‌توان به آن کمک کرد تا موفق بماند، دسته‌ی دوم تیمی که شکست خورده با توجه به اینکه شکست خورده شکست آنها تبعات زیادی نداشته و از طرفی این تجربه می‌تواند یک پشتوانه برای آنها باشد و در بیرون راحت کار کنند، دسته‌ی سوم تیمی که بین‌نا‌بین هستند نه خیلی موفق و نه ناموفق اینها را می توان در مرکز رشد و فناوری دانشگاه تحت پوشش قرار داد تا در آنجا پیشرفت کنند با این توضیحات لطفاً نظر خود را در ارتباط با این ایده بفرمایید؟

    ـ فردی که دانشجو است دیدگاهش، تئوریک است، دیدگاه صنعتی ندارد. من با همدوره‌ای‌های خود که در دانشگاه تدریس می‌کنند در ارتباط هستم، نگرش آنها هنوز مانند ۳۰ سال پیش است، در واقع مانند یک دانشجو، به دلیل اینکه دیدگاه صنعتی ندارند نمی‌توانند مسائل مربوط به صنعت را حل کنند. به نظر من اگر این شرکت‌ها در دنشگاه تشکیل می‌شوند، باید پروژه‌های آنها را از شرکت‌هایی مانند شرکت ما، دریافت کنید. کارهای بزرگ تحقیقاتی می‌توان در دانشگاه انجام داد، اما اگر بخواهید آن را صنعتی کنید باید با شرکت‌های بیرون در ارتباط باشید.

    ▪ س: آقای مهندس تعریف شخصی شما از کارآفرینی چیست؟ و به نظر شما یک کارآفرین باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟

    ـ با توجه به تجربه ای که داشتیم عامل اصلی که باعث تداوم و گسترش کار ما شد پشتکار ما بود. در طی دو مرحله، شرکت های قوی‌تر از خودمان را دیدیم که ورشکست شدند. یکی از دلایل آن تشدد آراء آنها بود و دلیل دیگر انتظارهای بی‌موردی بود که از سیستم های دولتی جهت حمایت داشتند. اقتصاد برای افرادی مانند ما، در ردیف دوم است، و کیفیت کار و درست انجام دادن آن در اولویت اول. البته معطوف نمودن تمام توجه به کار، کیفیت، زمان، رضایت دیگران و امثال هم کافی نمی‌باشد و باید به مسائل مالی هم توجه داشته باشیم. من فکر می‌کنم شرکت‌هایی که تشکیل می‌شوند باید حد خود را بشناسند. ما در طی دو مرحله از حد خود فراتر رفتیم، که باعث شد تا مرز سقوط پیش برویم، ولیکن با زحمت بسیار و صرف انرژی فراوان از آن جلوگیری به عمل آوردیم. این مسئله را می‌توان به صورت دیگری هم بیان کرد، به این ترتیب که در رشد شرکتها چنانچه در رشد مغز (مدیریت) نسبت به اندام (بدنه سازمان) تناسب وجود داشته باشد، شرکت می‌تواند به درستی فعالیت کند. کارآفرینان نباید بلند پروازی کنند، بلکه توصیه من این است که یک خط تخصصی پیدا کنند و آن را رشد دهند و در زمینه‌های مختلف کار انجام ندهند. کارآفرینان باید توانایی شرویارویی با همه‌ی سازمان‌ها اعم از دولتی و غیر دولتی را داشته باشند.

    ▪ س: آقای مهندس به عنوان آخرین مطلب اگر صحبتی است بفرمایید؟

    ـ من از همان ابتدا به دنبال کار تولیدی بودم. روحیه‌ی من با تجارت سازگاری نداشت. اگر فرهنگ صنعتی شدن، در کشور رشد کند نیروهای فراوانی همفکر من خواهند شد در آن صورت جایگاه ما در دنیا از مصرف کننده به تولید کننده تغییر می‌کند. باید تولید، فرهنگ سازی شود که این مستلزم صرف انرژی بسیار می‌باشد و احتیاج به یک حمایت کلی دارد.

    [Image]


    روح الله عرب

    منبع:آفتاب

    قدم های اولیه را باید با احتیاط و در عین حال با نوعی حس مثبت گرایی بردارید و اهداف را در ذهن خود به روشنی به تصویر کشید تا به موفقیت دست پیدا کنید.

    یک خانم چهل ساله چند روز پیش مشغول صحبت کردن در مورد ناامیدی های شغلی اش بود. او می گفت: "از کار کردن برای یک نفر دیگر خسته شده ام. دلم می خواهد روی پای خودم بایستم، از طرف دیگر باید خرج یک خانواده را تامین کنم و دلم نمیخواهد با ایجاد یک شغل جدید، از کار قبلی خود در بمانم و خانواده ام را مجبور کنم که با استاندارهای زندگی پایین تری روبرو شده و زندگی سختی را دنبال کنند."

    در وهله اول هر کس باید برای خود معین کند که تا چه میزان می تواند فداکاری کند و قابلیت پذیرش ریسک را دارد. البته در این مورد، آگاهی از استراتژی هایی که میتوانند ریسک های موجود را به خوبی مدیریت کند، امری ضروری به شمار می رود. با احتساب به این امر می توانید تصمیمات خردمندانه تری را اتخاذ نمایید.

    از میان ۷ تکنیکی که در این قسمت با آنها آشنا خواهید شد، دو مورد ابتدایی به تدریج شما را از موقعیت حقوق بگیری به خود اشتغالی سوق می دهند. دو مورد بعدی هم نحوه افزایش سرمایه را به شما آموزش می دهند؛ و ۳ تکنیک آخر هم ایده هایی را در اختیار شما قرار می دهند که بدون اینکه بخواهید توقف کنید شروع مجددی را از نو پی گیری نمایید.

    ۱) به درآمد زایی خود ادامه دهید

    شاید در نظر اول صرفنظر کردن از شغل فعلی و شروع یک حرفه جدید تنها فکری باشد که در زمینه خود اشتغالی به ذهنتان خطور می کند. شاید به نظرتان برسد که ممکن است کارفرما با کاهش ساعات کاری شما موافقت نکند. باید یک دورنمای کلی از ارزش ها و مهارت های خود داشته باشید و ببیند شرکت فعلی، برای انجام چه کارهایی بر روی شما حساب باز کرده. پس از یک بررسی دقیق و موشکافانه می توانید تقاضای خود را با در دست داشتن مدارک کاملاً منطقی نزد کارفرمای خود مطرح کنید.

    در این میان مقوله زمان بندی نیز از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. شما میخواهید کارفرمای خود در جریان این امر قرار دهید که قصد ترک کار خود را دارید، پس بهتر است زمانی این پیشنهاد را مطرح کنید که او از هر نظر آمادگی دارد و احتمال آنکه به شما جواب منفی بدهد تا حد بسیار زیادی پایین است.

    ۲) یک منبع درآمد دیگر برای خود درست کنید

    اگر تصمیم به ترک شغل فعلی خود را گرفته اید، آیا مهارت و یا دانش دیگری دارید که بدون صرف هزینه بالا و مقدار زیادی زمان و انرژی بتوانید درآمدی برای خود دست و پا کنید؟ برخی از وب سایت ها هستند که می توانند در کوتاه مدت برای پیدا کردن کارها موقتی به شما کمک کنند.

    ۳) هزینه های جانبی را کاهش دهید

    جدا از هزینه های ثابت، مانند: اجاره خانه، مالیات، بیمه و ... یک سری خرج های جانبی هستند که می توانند تا حد زیادی بودجه خانواده را تقلیل دهند. می بایست یک بررسی کلی بر روی هزینه های اینچنینی انجام پذیرد. باید ببینید که از چه اقلامی می توانید فاکتور بگیرید. با انجام این کار در آخر سال متوجه می شوید که تا چه حد توانسته اید پس انداز کنید.

    در این میان یک سری هزینه های پنهان نیز وجود دارند، مانند: نرخ سود کارت های اعتباری، هزینه هایی که بانک برای انجام امور مالی دریافت می کند، جریمه های دیرکرد در پرداخت، بدهی های شخصی معوقه و غیره. با شناسایی چنین مواردی باز هم می توانید میلیون ها تومان پول بیشتری پس انداز کنید.

    ۴) وام بگیرید

    پیش از آنکه حرفه جدید شما آنقدر پیشرفت کند که بتوانید وام بگیرید، باید به هر حال مقداری پول را به صورت قرضی به طریقی که می دانید، دریافت کنید. آیا تشکیلات جدید کاری شما نیازمند یک سرمایه اولیه است؟ رهن خانه و گرفتن وام از روی آن میتواند یکی از راههای مطمئن در تهیه سرمایه ابتدایی شرکت باشد. همچنین با توجه به میزان اعتبار سپرده های بانکی خود می توانید از بانک ها وام های کوتاه مدت با بهره پایین بگیرید.

    اگر این راه را انتخاب می کنید بهتر است قبل از اینکه از شغل فعلی خود کناره گیری کنید آنرا انجام دهید. اعتبار شما در طول زمانیکه در جایی مشغول به کار هستید خیلی بیشتر است.

    ▪ هیچ دلیلی برای تعلل وجود ندارد!

    هیچ ایرادی ندارد در حالیکه هنوز استخدام یک شرکت هستید و از آنجا حقوق می گیرید، سعی کنید حرفه و تجارت جدید خود راه بیندازید.

    بسیاری از کارهای مفیدی که در این مقاله به برخی از آنها اشاره می کنیم را می توانید در همان زمانی که در صف خوار و بار فروشی ایستاده اید و یا بر روی ترد میل در حال دویدن هستید، انجام دهید و هیچ نیازی به صبر و تعلل هم ندارید. باید از خودتان چند سوال اساسی بپرسید و موضع اصلی خود را نسبت به ایده های شخصی تان روشن کنید. این کار ممکن است چند هفته به طول بیانجامد.

    ۵) قابلیت های خود را معین کنید

    ببینید در چه کارهایی بهتر از سایرین عمل می کنید. ببیند علاقه دارید که چه کارهایی را انجام دهید. بر روی این مسئله دقیق شوید و بر روی جزئیات آن تمرکز کنید. کلیه موارد را بر روی کاغذ یادداشت کنید. ببینید چه گروه سنی و یا تحصیلی و به طور کلی چه قشری بیش از سایرین می توانند از خدمات شما استفاده بهینه ببرند، تعیین کنید که چه افرادی از عهده ی هزینه های مالی خدمات شما برمی آیند و پول کافی برای ارائه دادن در اختیار دارند. مجدداً باید تاکید کنیم که بر روی این مسئله نیز باید ریز بین شوید: سن مراجعین، این افراد را کجا می توانید پیدا کنید، عادات و ارزش های آنها چه هستند، مشکلاتی را که قرار است خدمات شما آنها را حل کند، چگونه مطرح میکنند. اگر هم پاسخ هیچ یک از این سؤالات را نمی دانید، پس بهتر است سؤال کنید. یک نفر را به عنوان "ارباب رجوع دلخواه" انتخاب کنید (ممکن است این فرد همان کسی باشد که در باشگاه بر روی تردمیل بقلی شما در حال ورزش کردن است) و از او تقاضا کنید تا به چند سؤال شما پاسخ دهد. مردم اغلب تمایل دارند که مثمر ثمر باشند و مطمئن باشید که به سؤالات شما پاسخ خواهند داد.

    ۶) برنامه بازاریابی خود را طراحی کنید

    با شنیدن واژه "طرح بازاریابی" نترسید. البته با توسعه تجارت باید بدانید که پی ریزی طرح بازایابی اندکی دشوار خواهد شد، اما در حال حاضر در ابتدای راه هستید؛ به همین دلیل بهتر است که اول از خودتان این سؤال را بپرسید: چه کاری باید انجام دهم که از این حرفه پول بدست آورم؟ سپس فکر کنید که چه خدماتی ارائه می دهید و یا قصد فروش جه اجناسی را دارید؟ کالا و خدمات خود را به چه صورت معرفی می کنید تا مردم بتوانند درک صحیحی از آنها داشته باشند؟ کالاهای خود را چگونه بسته بندی می کنید؟ نحوه قیمت گذاری کالاها به چه صورت خواهد بود؟

    ۷) مدیریت ترس ها!

    برای بیشتر افراد، پذیرفتن ریسک کاری که صحبت پول در آن باشد، قدری ترس و هیجان با خود به همراه دارد. باید به خودتان بقبولانید که باید تا حدودی ریسک پذیر باشید و آماده پذیرایی از خطر ها شوید.

    بنابراین باید بدانید که احساس ترس یک مقوله کاملاً عادی و طبیعی است و باید دنبال راهی باشید که بتوانید آنرا به درستی کنترل و هدایت نمایید.

    پشتیبانی و حمایت افرادیکه به شما ایمان دارند، می تواند یکی از تاکتیک های بسیار مهمی در مدیریت ترس های فردی شما به شمار روند. البته لازم به ذکر است که این نوع پشتیبانی را حتماً نباید از سوی افرادی که رابطه فامیلی نزدیکی به شما دارند دریافت کنید و نباید تصور کنید که اگر یک چنین حمایتی وجود نداشته باشد، نمی توانید به راه خود ادامه دهید. به هر حال باید بر طبق برنامه ای که ریخته اید جلو بروید و تصمیمات خود را به مرحله اجرا درآورید. پشتیبانی و حمایت نیز به مرور زمان به وجود خواهد.

    یکی دیگر از راههای رسیدن به موفقیت در شروع یک حرفه جدید این است که یک هدف معین را در ذهن خود برنامه ریزی کنید و برای تکمیل آن یک وقت مشخص را در نظر بگیرید. بعد هم این موضوع را حداقل با یک نفر در میان بگذارید. با این کار خودتان را مقید می کنید که فعالیت اقتصادی را در زمان مورد نظر تکمیل کرده و به پایان برسانید. این امر بر میزلان اعتماد به نفس و انرژی درونیتان می افزاید.

    به تمام افرادی که از کار کردن برای فرد دیگری خسته شده اند و تمایلی به عضویت در گروه ارکستر را ندارند و ترجیح می دهند تک نوازی کنند، پیشنهاد می کنیم که این ۷ استرتژی را در مورد فعالیت اقتصادی جدید خود به کار گیرند. قدم های اولیه را باید با احتیاط و در عین حال با نوعی حس مثبت گرایی بردارید و اهداف را در ذهن خود به روشنی به تصویر کشید تا به موفقیت دست پیدا کنید.

    موفق باشید!

    [Image]
    نویسنده: سوده
    مردمان پورتال جوانان
    به عقیده بیده کسب و کارهای انقلابی به ندرت در میان بنگاه های کارآفرینی بالنده شکل می گیرند. اما بیده فدرال اکسپرس را یکی از استثنائاتی می داند که این قانون را به اثبات می رساند. فدرال اکسپرس با ایده ای که در آن زمان، کمتر به ذهن کسی رسیده بود، با ایجاد یک سیستم جهانی حمل و نقل برای تحویل بسته های پستی که در طول شب نیز این خدمات را ارائه می داد، در دهه ۱۹۷۰ شروع به کار کرد.

    اکثر کارآفرینان موفق کسب و کارهای خود را با یک ابداع خارق العاده و مرزشکنانه که معمولا جنبه فناورانه نیز دارد، آغاز می کنند.

    اگر بخواهیم براساس مطالب رسانه های همگانی عمده قضاوت کنیم، به سادگی این برداشت را خواهیم کرد که اغلب بنگاه های کارآفرینی بالنده موفق، حول محور یک ابداع یا یک نواندیشی اولیه شکل گرفته اند که احتمالا متاثر از یک فناوری نیز هستند.

    اما این طور نیست. به عقیده بیده کسب و کارهای انقلابی به ندرت در میان بنگاه های کارآفرینی بالنده شکل می گیرند. اما بیده فدرال اکسپرس را یکی از استثنائاتی می داند که این قانون را به اثبات می رساند. فدرال اکسپرس با ایده ای که در آن زمان، کمتر به ذهن کسی رسیده بود، با ایجاد یک سیستم جهانی حمل و نقل برای تحویل بسته های پستی که در طول شب نیز این خدمات را ارائه می داد، در دهه ۱۹۷۰ شروع به کار کرد. نمونه رایج فدرال اکسپرس شرکت هایی مانند جیفی لوب هستند که تغییری اندک و مطمئنا بازارپسند، در شیوه داد و ستد نفت در کشور آمریکا ایجاد کردند که البته یک تحول محسوب نمی شود.

    به طور حتم همانطور که نوآوری از جمله مسائل مهم در راه اندازی مشاغل است اختراعات، فرآیندهای جدید و دانش صحیح نیز بخش مهمی از فرایند ایجاد کسب و کار طولانی مدت را تشکیل می دهد. همچنین سود بالقوه بهره وری که از یک محصول، خدمت یا نظام توزیع جدید حاصل می شود در بخش مرکزی یک کسب و کار قرار می گیرد. بیده معتقد است تنها تعداد کمی از کسب و کارهای مخاطره آمیز موجود، بدون ارائه خدمات و محصولات متفاوت موفق می شوند. همچنین متفاوت بودن کلید امنیت بخشیدن به سرمایه گذاری در کسب و کار خارجی است و معمولا نیازمند آن است که مشخص شود یک شرکت پتانسیل رهبری در حیطه کاری خود را دارد (موضوعی که به شرط لازم سرمایه گذاری نیز هست براساس بهره وری تولیدی که آن شرکت ارائه می دهد، تعیین می شود.) بر همین اساس ایده ای که به راحتی از آن الگوبرداری می شود یا به عبارتی حقوق مالکیت معنوی آن رعایت نمی شود، فاقد تضمین های لازم است و نیز احتمال می رود سرمایه چند میلیون دلاری شرکتی را در یک لحظه به خطر بیندازد، مورد مناسبی نخواهد بود. اما لازم نیست شرکت های کارآفرینی بالنده در ابتدای کار محصولی منحصر به فرد یا فرایندی کاملا جدید در اختیار داشته باشند. در مصاحبه بیده با ۱۰ تن از کارآفرینان موفق ۹ نفر از آنها اجرای منحصر به فرد یک ایده معمولی و رایج را کلید موفقیت خود دانسته و آن را برای متفاوت بودن کافی دانستند.

    البته لازم به ذکر است که حتی با وجود مطرح نبودن یک شرکت در حد و اندازه های بزرگ بخش نوآوری آن همچنان می تواند بسیار موفق عمل کند. در برخی موارد مثل قهوه استارباکس برای قبضه بازاری جدید، اول یا دوم بودن در آن بازار بسیار حایز اهمیت است. یا اینکه ممکن است تنوعی کوچک یا تغییری در شکل بسته بندی، تلاش صورت گرفته را در نوع خود منحصر به فرد سازد. در بسیاری از موارد شرکت های کارآفرینی بالنده سعی می کنند خود را از دیگران متمایز ساخته و با حرکت سریع، بهبود مستمر کار و همواره یک قدم جلوتر بودن در رقابت، از منافع خود حفاظت کنند. تلاش های بازاریابی گسترده نیز بعضا از عوامل کلیدی محسوب می شود. اما طبق گفته های بیده و همکارانش بهبود کیفیت، انعطاف پذیری، توانایی برآورده کردن نیازهای مشتریان و ارائه موفقیت آمیز سود بهره وری پیش بینی شده، معمولا بسیار مهمتر از این است که یک شرکت، خدمات، تولیدات یا مدل کسب و کار منحصر به فردی فراهم آورد. نمونه های شناخته شده بسیاری از شرکت های کارآفرینی بالنده وجود دارند که بدون تاکید اولیه بر نوآوری یا فرآیندهای تجارتی پیشرفت کرده اند. برای مثال افرادی نظیر چارلز شواب و دیگر سفته بازان راهی یافتند تا از طریق قیمت گذاری های جدید، سرمایه گذاران را به نادیده گرفتن توصیه های مدیران مالی سنتی تشویق کرده و پول بیشتری به دست آورند. مک دونالد و دیگر رستوران های Foob Fast نیز با استفاده از الگوی ثابت عادات غذایی، روشی مناسب برای در دست گرفتن سهم بازار پیاده نموده اند.

    همچنین سم والتون با استفاده از ایده خرده فروشی تخفیفی، که فروشگاه هایی مثل Ann Hope نیز قبلا از آن استفاده کرده بودند، از طریق فروش اینترنتی و کنترل همزمان انبار، توانست امپراتوری عظیم وال مارت را ایجاد کند.

    البته در حقیقت تنها ۶ نفر از ۱۰۰ کارآفرین موفق که بیده با آنها مصاحبه کرد، ادعا کردند که ایده ای منحصر به فرد داشته اند و کمتر از ۱۰ درصد از ۵۰۰ شرکت بررسی شده به سفارش بنیانگذارانشان بر اساس ایده های نو شکل گرفته بودند. حتی تعداد کمی از این بنیانگذاران موفق، چهره های اول و دوم بازار بودند. اما طبق نظر بیده آنها شرکت های خود را براساس افزایش خدمات یا تولیدات فعلی و تنها با اصلاحی جزئی بنیان نهادند که آشکارا ایده فردی دیگر را اصلاح می کرد.

    حتی شرکت هایی هم که در صنعت کامپیوتر پیشرفت می کنند یک نوع خدمات یا کالای خاص ارایه نمی دهند. در اینجا بیده از بیل گیتس نام می برد. وی نمونه یک کارآفرین بسیار موفق است که فرصت های کوچک و نامطمئن را بدون در اختیار داشتن تکنولوژی موفق سالها تحت نفوذ خود داشت و توانست در سال ۱۹۹۴ طرح های خود را به قیمت ۸۸۴ میلیون دلار به شرکت ناول بفروشد.

    البته تنها مساله مورد توجه این نیست که شرکت های کارآفرینی بالنده بدون نوآوری کار می کنند، اکثر آنها حتی بنیان فناورانه هم ندارند. بنگاه های کارآفرینی بالنده راه هایی برای انتقال منافع بهره وری به روش های غیرفناورانه یافته اند. جالب توجه است که براساس تحقیق بیده اکثر کارآفرینان کسب و کار خود را بر پایه محصولات و خدمات فناور محور بنیان نمی گذارند. اگرچه شرکت های تکنولوژی محور سهم عظیمی از توجه عمومی و سرمایه گذاران کسب و کار را به خود جلب می کنند، بحث تکنولوژی در مورد کسب و کارهای تازه کار و شرکت های در حال رشد چندان مطرح نیست; در حقیقت از هر ۳ شرکت مطرح شده در فهرست ۵۰۰ شرکت آمریکایی که رشد سریعی داشته اند، ۲ شرکت فناور محور نیستند.

    ۱) انگاره نوآوران گمنام:

    اکثر کارآفرینان موفق در صنایع خود سابقه طولانی و تجربه کاری بسیاری دارند.

    برای مثال ژان ونر مجله رولینگ استون را زمانی تاسیس کرد که ۲۱ ساله بود و تازه تحصیلات دانشگاهی خود را به اتمام رسانده بود. استیو وزنایک که به سرمایه گذاری برای کامپیوترهای اپل کمک کرد، هنگام ساخت اولین کامپیوتر مارک اپل، مهندسی گمنام در شرکت Packarb Hewlett بود. جان کتزمن زمانی که پرینستون ریویو شرکت آموزش و تهیه سوالات آزمون را بنیانگذاری کرد معلم نیمه وقت کالج هانتر در نیویورک بود. با اینکه احتمال دارد بنیانگذاران شرکت های موفق بعدها در حیطه کاری خود مشهور و صاحب نام شوند، اما این موضوع که شرکت های کارآفرینی بالنده توسط آماتورهایی ایجاد شده اند که قبلا تجربه کمی در این حیطه داشته اند، بسیار عجیب است. طبق تحقیق بیده ۴۰ درصد بنیانگذاران فهرست ۵۰۰ شرکت در زمان ورود به صنایع خود هیچ تجربه قبلی در آن زمینه نداشته اند. هم چنین بیش از یک سوم بنیانگذارانی که در لیست ۵۰۰ شرکت هستند و بیده با آنها مصاحبه کرده است قبل از تاسیس شرکت شان بیکار بوده اند. بسیاری دیگر از این افراد تنها چند سال سابقه کاری داشتند و اگر کسی در حیطه کاری که کارآفرینان قصد ورود به آن را دارند از آنها کسب اطلاع کند، اغلب خودشان هم اطلاع کمی دارند.

    با توجه به عدم قطعیت موجود در این زمینه، این مساله که مدیران اجرایی با سابقه و حرفه ای های با تجربه نباید به امید یک فرصت کوچک شغل خود را ترک کنند عاقلانه به نظر می رسد. بیده می نویسد افرادی که می دانند استفاده از فرصت ها به چه قیمت گزافی تمام می شود معمولا به کسب و کارهای کوچک و مخاطره آمیز دست نمی زنند با اینکه کارآفرینان افرادی باهوش بوده و بسیاری از آنها از نظر مهارت های فروش کاملا حرفه ای هستند ولی علت اصلی موفقیت شرکت های کارآفرینی بالنده در انعطاف پذیری بسیار زیاد بنیانگذاران آن نهفته است.

    در واقع عامل اصلی در اثرگذاری آنها شخصیت، قدرت انطباق پذیری و اشتیاق آنها به تهیه محصولات و خدمات تخصصی است و نه صرفا تخصص در صنعت. همچنین آنها از طریق توجه مداوم به نیازهای مشتریان و تطبیق محصولات و خدماتشان با این نیاز می توانند دید خود را گسترش داده و خدمات و محصولاتی عرضه کنند که بازار را تحت کنترل درآورند. بنابراین آنها ممکن است سابقه زیادی در بخش صنعت نداشته باشند اما با راهکار حقیقی آشنا باشند.

    با این حال لازم است شرکت های کارآفرینی بالنده هنگام صعود به مراحل بعدی، برای پیشرفت از توان صنعتی و آموزش حرفه ای در کنار هم استفاده کنند. این فرایند که بیده آن را بهبود منابع می نامد معمولا شامل به کارگیری کارمندان تحصیل کرده و با انگیزه تری می شود که نیاز به آموزش نداشته و مهارت هایشان در راستای خط مشی و نیازهای شرکت است. بیده به مورد استیو بالمر مدیر اجرایی با تجربه Procter Gamdle اشاره می کند که در سال ۱۹۸۰ به شرکت تازه تاسیس مایکروسافت پیوست و نشان داد چگونه موضوع استخدام افراد می تواند بر رشد شرکت در این مرحله تاثیر بگذارد. اندکی پس از پیوستن بالمر به مایکروسافت، IBM از مایکروسافت در خواست نگارش یک برنامه عامل را برای رایانه های شخصی ساخت این شرکت نمود. بیده تاکید می کند که حضور بالمر در مایکروسافت عامل موفقیت این شرکت در طراحی و نوشتن برنامه سیستم عامل بود.

    استار باکس یک نمونه دیگر در این زمینه است که طبق نظر بیده منحنی رشد شدید آن تا حدود زیادی به استخدام مدیران اجرایی با سابقه مربوط می شود که با هدف ارتقای نقش شرکت از یک بازیگر کوچک و منطقه ای به یک شرکت معتبر بین المللی انجام شده است. دورنس ماکتز، با ۲۰ سال تجربه در کسب و کار و ۸ سال سابقه کار در منصب مدیریت یک شرکت عمومی و پر سود تولید نوشابه در هاوارد شولتز استخدام شد و این امر نقطه عطفی در تاریخ استار باکس محسوب می شود.

    همچنین جستجو برای سرمایه گذاری در خارج اغلب این فرایند را سرعت می بخشد و مدیران اجرایی با تجربه و بی تجربه را در امر سرمایه گذاری با هم همراه می سازد. در هر صورت یک شرکت سرمایه گذاری مخاطره آمیز، اغلب نیازمند استخدام یک رئیس اجرایی با سابقه است.

    ۲) انگاره بینش استراتژیک:

    اغلب کارآفرینان موفق، یک طرح کسب و کاری منسجم دارند و پیش از اقدام به هر کاری ایده های خود را مورد تحقیق و بررسی قرار داده و سپس اقدام به تجاری سازی ایده خود می کنند.

    در واقع آنها برنامه ریزی استراتژیک و تحقیقات بیشتر را به این خاطر به مراحل بعدی توسعه کسب و کار خود موکول می کنند که تحقیق و برنامه ریزی گسترده برای مراحل آغازین غیرضروری و حتی از نظر مالی غیرممکن است. بیده معتقد است در مراحل اولیه، کارآفرینان موفق لزوما تصور درستی در مورد مرحله آغاز کسب و کار خود ندارند. برای مثال تنها ۴ درصد بنیانگذاران فهرست ۵۰۰ شرکت که بیده با آنها مصاحبه کرده بود برای توسعه ایده های کسب و کاری خود از تحقیق نظام مند استفاده کرده و از هر سه مورد نیز کمتر از یک مورد چیزی بیش از برنامه ریزی مراحل اولیه کسب و کار در اختیار داشتند. در تحقیق دیگر، بیده به این نتیجه رسید که کمتر از نیمی از بنیانگذاران در لیست ۵۰۰ شرکت در دهه ۱۹۸۰ پیش از آغاز به کار با یک وکیل مشاوره کرده اند.

    به همین دلایل حاصل تلاش های اولیه بسیاری از کارآفرینان موفق اغلب منجر به تولید محصول و یا خدمتی نمی شود که در نهایت باعث موفقیت آنها شود. برای مثال ویلیام هیولت و دیوید پاکارد ابتدا شروع به فروختن یک نوسان نگار صوتی کردند یا ریچارد برانسون، بنیانگذار Recorbs Virgin، نیز اول یک کسب و کار تجاری ناموفق در اختیار داشت.

    در حالی که کمبود برنامه ریزی طولانی مدت ممکن است غیرعاقلانه و شتاب زده به نظر بیاید، اما در عین حال دلایل موفقیت شرکت های بسیاری که بدون برنامه عمل کرده اند نیز قابل بررسی است. بیده می گوید: فرآیند راه اندازی و آغاز یک کسب و کار تازه همانند پریدن از روی یک صخره به صخره دیگر بر فراز یک جویبار است و هیچ شباهتی به احداث پل معروف gate Golben ندارد که یک طرح و نقشه از پیش طراحی شده مفصل و دقیق نیاز داشت. او می نویسد: در مشاغلی که فناوری های متمایزکننده وجود ندارد برخی ویژگی های شخصی از جمله روشنفکری، تعصب ورزی، تمایل به تصمیم گیری های سریع، توانایی کنار آمدن با موانع و مهارت فروش رو در رو از مواردی هستند که برندگان را از بازندگان متمایز می سازند. در مرحله مقدماتی سازگاری و تطابق بسیار مهم تر از تصمیم گیری کامل و منطقی است.

    طی مراحل بعدی رشد است که می توان تحقیق کامل و جامع و برنامه ریزی استراتژیک را از ارکان اساسی برای ادامه بقا و پیشرفت بیشتر یک شرکت کارآفرینی بالنده برشمرد. موفقیت ابتدایی یک شرکت نمی تواند بر اساس یک سری تصمیم های نامرتبط و سرهم بندی شده، که ممکن است شرکت را به سوی بسیاری پراکنده کاری های بیهوده ادامه یابد. ابتکاراتی که در راستای استراتژی کلی شرکت نیستند باید حذف شوند هرچند که سودمند باشند. بدین ترتیب می توان این طور نتیجه گرفت که برنامه ریزی استراتژیک و تحقیقات گسترده در مراحل ثانویه رشد شرکت های کارآفرینی بالنده است که توسعه و پایداری آنها را تضمین می کنند.

    ۳) انگاره سرمایه گذاری مخاطره آمیز:

    اکثر کارآفرینان موفق، شرکت های خود را با سرمایه گذاری های مخاطره آمیز فراوان راه اندازی می کنند تا به اهداف از پیش تعیین شده خود دست پیدا کرده، تجهیزات مورد نیازشان را خریداری و کارمندان شرکت را استخدام کنند.

    در بین تمامی پندارها و سو» تعبیراتی که پیرامون مساله کارآفرینی وجود دارد نقش سرمایه گذاری مخاطره آمیز احتمالا پررنگ تر از بقیه است. این پندار غلط آنقدر مورد توجه قرار گرفته که اغلب افرادی که از خارج به قضیه نگاه می کنند بر این باورند که لزوما مناسب ترین و معقولانه ترین نوع کسب و کار از حمایت مالی بالایی برخوردار است. رسانه های گروهی با مهم جلوه دادن شرکت های نوپایی که از طریق سرمایه گذاری مخاطره آمیز حمایت شده اند بدون وقفه این موضوع را پوشش داده و رشد فراوان انکوباتورها را در سراسر کشور برجسته ساخته اند.

    واقعیت امر این است که سرمایه گذاری مخاطره آمیز در بخش هایی از صنعت بیشتر رواج دارد که کمبود سرمایه درآن بخش ها شرکت های فعال را وادار می سازد مراحل آغازین رشد را به سرعت طی کنند. علاوه بر این حمایت از سرمایه گذاری مخاطره آمیز در برخی شرکت های نوپا با تکنولوژی بالا، صنعت اینترنت و در بین کسب و کارهای بیوتکنولوژی یک مشخصه مشترک است. به طور مثال در اوج رونق و شکوفایی، کسب و کارهای اینترنتی تقریبا ۱۷ میلیارد دلار از۲۱ میلیارد دلار (۸۰ درصد) سرمایه گذاری مخاطره آمیز ۳ ماهه نخست سال ۱۹۹۱ را به خود اختصاص دادند.

    اما حتی پس از ترکیدن حباب دات کامدر نیمه فصل سوم سال ۲۰۰۰ میلادی شرکت های اینترنتی همچنان ۴۵درصد از مجموع سرمایه گذاری های مخاطره آمیز را از آن خود کرده و سرمایه گذاری مخاطره آمیز بخشی مهم را در انتقال یک شرکت نوپا به یک شرکت کارآفرینی بالنده پیشرفته تر تشکیل می دهد. EGC از هر نوعی که باشند برای رشد و پیشرفت نیازمند تامین سرمایه اولیه هستند. در مراحل بعدی نیاز به منابع مادی جهت سرمایه گذاری در رابطه با موفقیت های اولیه احساس می شود. برای مثال در سال ۱۹۴۵ شرکت وال مارت با دریافت یک وام مناسب و پس از مدت کوتاهی موفق شد شبکه خدمات خرده فروشی خود را به اکثر کشورهای جهان گسترش دهد. در بسیاری از موارد، جست وجو برای تامین مالی شرکت از منابع خارج و شرایط سخت شرکت های سرمایه گذاری مخاطره آمیز در اعطای وام، دگرگونی و تغییر و تحول موفقیت آمیز و اولیه EGC به مرحله بعدی را سرعت بخشیده و تقویت و تحکیم می کند. علاوه بر این آمار و ارقام موجود نشان می دهند شرکت هایی که از سرمایه گذاری مخاطره آمیز در مراحل رشد خود بهره می گیرند نسبت به سایر شرکت ها بهتر عمل می کنند. به هر حال، کاربرد سرمایه گذاری مخاطره آمیز یا هر نوع دیگری از پشتیبانی مالی رسمی به طرز شگفت انگیزی در میان اکثر شرکت های کارآفرینی بالنده و در نخستین مراحل پیشرفت آنها رواج دارد. به عنوان مثال در سال ۱۹۹۹ از ۷۰۰/۰۰۰ شغل ایجاد شده کمتر از ۴۰۰۰ مورد از سرمایه گذاری مخاطره آمیز نشات گرفتند. این بدان معنی است که بیشتر مشاغل جدید با سرمایه گذاری مخاطره آمیز پشتیبانی شده اند. طبق آمارهای رسمی موجود، در سال های اخیر بیش از نیمی از سهام عرضه شده به بازارهای بورس مربوط به شرکت هایی بوده است که از سرمایه گذاری مخاطره آمیز در تاسیس و راه اندازی خود استفاده کرده اند.

    البته باید توجه داشت که شرکت هایی با تکنولوژی پیشرفته اغلب از این قانون مستثنی هستند. برای مثال وب سایت com.Hotmail بدون سرمایه گذاری مخاطره آمیز و بدون دریافت هیچ حمایت خارجی رشد و رونق یافته و بعدها توسط مایکروسافت به مبلغ ۴۰۰ میلیون دلار خریداری شد. یا سیستم های Cisco که اکنون یکی از تامین کنندگان اصلی و پیشرفته شبکه ها و سرورهای اینترنتی در سراسر جهان می باشند در ابتدا با سرمایه شخصی دو تن از بنیانگذارانش تامین مالی شدند. در حقیقت اکثر EGC با وسایل و روش های محدود آغاز به کار می کنند. یکی از دلایل این امر آن است که اکثر EGC برای راه اندازی به منابع بسیار کوچکی نیازمند هستند. در دنیای سرمایه گذاری مخاطره آمیز حمایت و پشتیبانی معمولا از حدود ۳ میلیون دلار شروع می شود که این مقدار بسیار بیش از میزانی است که اکثر EGC در مراحل اولیه به آن احتیاج داشته و یا توان ضمانت آن را دارند.

    طبق گفته های بیده ۲۶درصد مشاغل موفقی که وی آنها را مطالعه کرده با کمتر از ۵۰۰۰ دلار شروع به کار کرده اند. از هر ۳ شرکت موجود در لیست ۵۰۰ شرکت سال ۱۹۹۶، دو مورد با کمتر از ۵۰/۰۰۰ دلار کار خود را آغاز کرده اند. به عبارت دیگر میانگین سرمایه گذاری مورد نیاز برای این شرکتها تنها حدود ۲۵/۰۰۰ دلار بوده است.

    به طور مثال مجله Stone Rolling فقط با ۷۵۰۰ دلار سرمایه اولیه شروع به کار کرد. شرکت به ثبت رسیده Management Waste، که اکنون در بیش از نیمی از ایالات متحده آمریکا فعال است، تنها با یک کامیون و عایدی ۵۰۰ دلار درماه شروع به کار کرد. یا بابریس، بنیانگذار شرکت، وال داون که ساعت های مچی ظریف و ارزان قیمت تولید می کند، شرکت خود را تنها با یک سرمایه اولیه ۱۰۰۰ دلاری راه اندازی نمود. بعدها همین شرکت در سال ۱۹۹۴ میلادی در زمره ۵۰۰ شرکتی قرار گرفت که سالیانه ۷ میلیون دلار درآمد داشتند. در این سطوح از سرمایه گذاری، پس اندازهای شخصی و درآمد خانواده و دوستان معمولا بیش از میزان لازم برای راه اندازی این نوع کسب و کارها هستند. در اکثر موارد فرشتگان نجاتی که خودشان سابقا کارآفرین بوده و تجارب فردی بسیاری کسب کرده اند، اولین کسانی هستند که بطور انتقادآمیز به EGC ها نگاه می کنند.

    این افراد از طریق وجوه مشخصی که برای سرمایه گذاری مهیا می سازند پیوسته انتقال بین مراحل اولیه و بعدی رشد کارآفرینانه را سرعت می بخشند. در هر صورت تنها نوآوری هایی موفق به جذب سرمایه گذاری های مخاطره آمیز می شوند که یک طرح کسب و کار منحصر به فرد و بی کم و کاست، یک ایده نوآورانه، پرسنل باتجربه و پرسابقه داشته باشند; خصوصیاتی که بیشتر بنگاه های کارآفرینی بالنده فاقد آن هستند. بنگاه های کارآفرینی بالنده ممکن است با گذشت زمان برخی یا همه این مشخصات را کسب کنند اما در آغاز کار فاقد آن هستند. به طوری که سه نفر از چهار کارآفرینی که بیده با آنها مصاحبه کرده حتی در صدد امنیت بخشیدن به سرمایه خطرپذیر خود نبودند. بیده در این باره می گوید: بیش از ۸۰ درصد بنیانگذاران شرکت ها که وی روی آنها تحقیق کرده کسب وکار مخاطره آمیز خود را به وسیله سرمایه های معمولی ای نجات داده اند که از طریق پس اندازهای شخصی، کارت های اعتباری و غیره حاصل شده است.

    ● وظایف دولت در قبال شرکت های کارآفرینی بالنده گذار پرمخاطره

    درک مراحل مختلفی که شرکت های کارآفرینی بالنده طی می کنند برای اتخاذ نوعی سیاست عمومی تاثیرگذار ضروری است. غالبا رسانه های گروهی هنگام گذار شرکت های کارآفرینی بالنده از مرحله ای به مرحله دیگر تنها توجه خود را به مراحل نهایی توسعه این قبیل کسب و کارها معطوف می کنند و از مراحل ابتدایی و آغازین توسعه آنها کاملا غافل می شوند. بنابراین هر نوع سیاستگذاری که قرار است برای حمایت و پشتیبانی از شرکت های کارآفرینی بالنده صورت پذیرد باید هر دو مرحله توسعه آنها را مد نظر قرار دهد.

    البته این بدان معنا نیست که کارآفرینانی که به مراحل بالا می رسند از خطر جسته و نیازی به حمایت ندارند. راه اندازی یک شرکت موفق به تنهایی پایداری آن را بطور کامل ضمانت نمی کند. در حقیقت EGC حتی پس از کسب برخی موفقیت ها، باز هم در موقعیت نامطمئنی به سر می برند. از بعضی جهات پایداری یک شرکت بعد از کسب چند موفقیت اولیه بسیار سخت تر از راه اندازی یک شرکت جدید است و به همین دلایل است که اکثریت قریب به اتفاق مشاغل جدید ظرف ۱۰ سال شکست می خورند. بسیاری از آنها تعطیل شده یا بدون اینکه حضورشان تاثیری در روند کار داشته باشد در همان ابعاد کوچک سابق باقیمانده و در نهایت دیگران سریعا از آنها پیشی می گیرند. حتی بسیاری که پس از مرحله مقدماتی دوام می آورند دیگر برای کسب اعتبار بلند مدت تلاش نمی کنند و اغلب توسط رقبای بزرگتر خریداری می شوند. کارآفرینانی هم که تصمیم می گیرند وارد حیطه هایی چون اینترنت و بیوتکنولوژی شوند، طی چند ماه اولیه با مشکلات بزرگی مواجه می شوند. از آنجایی که انگیزه ها و خصوصیات یک کارآفرین که در مراحل نهایی کار است با خصوصیات و انگیزه افرادی که در آغاز راه هستند بسیار متفاوت است، EGC طی این تغییر شدیدا آسیب پذیر می شوند. طبق گفته های بیده، انتقال از مراحل اولیه کارآفرینانه تا رشد بلندمدت نیازمند وقوع تغییراتی جامع در بسیاری خصوصیات شرکت های کارآفرینی بالنده موفق است. تنها کارآفرینان محدودی که می توانند خود را از نو به افرادی خطرپذیر، با انگیزه و پرانرژی تبدیل کنند قادر به ادامه رشد خود خواهند بود. طبق گفته های بیده برای آنکه سرمایه گذاری موفقیت آمیز صورت گیرد، EGC باید کارمندان، مشتریان و منابع سرمایه ای جدید به دست آورند. با توجه به آنچه بیده ارتباط محدود میان این خصوصیت و خصوصیاتی که در ابتدا کسب شده اند می نامد، تعجبی نیست که بسیاری از سرمایه گذاران تصمیم به فروش شرکت های خود گرفته یا تصمیم می گیرند در حد بازیگرانی کوچک در سطح محلی یا منطقه ای باقی بمانند. برای بسیاری از کارآفرینانی که مهارت های بالایی دارند و در بدو ورود به مراحل بعدی توسعه با شکل جدیدی از چالش ها مواجه می شوند، فروش شرکت به دلایلی فراتر از مسائل مالی مورد توجه قرار می گیرد. بیده در ادامه می افزاید: گذار از یک کسب و کار تازه تاسیس به یک شرکت بزرگ نیازمند آن است که کارآفرینان مهارت های جدید کسب کرده و نقش های جدیدی برای خود ایجاد کنند. در مراحل بعدی توسعه، یک کارآفرین موفق باید برای موفقیت تقریبا مخالف آنچه را که پیشتر برای موفق بودن انجام می داد، صورت دهد. در اینجا بار دیگر نقش سرمایه گذار خارجی جهت تسهیل مرحله گذار مهم است چرا که شرایط جدید، EGC را وادار به اتخاذ رفتاری جدید می کند.

    ● شرایط تسهیل کننده و اعمال سیاست ها

    نکته ای که می توانیم بر اساس تحقیق حاضر و مطالعات محدودی که درباره کارآفرینی انجام شده عنوان کنیم، این است که بسیاری از سیاست های تنظیم شده برای توسعه و گسترش کارآفرینی احتمالا بر اساس پندارهای موجود در مورد کارآفرینی شکل گرفته اند که البته قادر به تامین نیازهای EGC نخواهد بود. به علاوه، نیازهای EGC مجموعه ای از شرایط مشابه نبوده و طیف وسیعی از ساختارهای اقتصادی و اجتماعی را در بر می گیرند که براساس مرحله توسعه شرکت متفاوت هستند.

    با وجود برجستگی و اهمیت فعلی کارآفرینان، فشارهای اجتماعی در برابر خصوصیت ریسک پذیری این قشر از جامعه همچنان به قوت خود باقی است. بنابراین بدون ایجاد فضای حمایتی و مساعد برای کارآفرینی ممکن است منابع حیاتی و مورد نیاز در دسترس شرکت های کارآفرینی بالنده و ریسک پذیر قرار نگیرند. بر همین اساس برای روشن تر شدن موضوع در ذیل خلاصه ای از ملاحظات سیاسی آورده شده است که البته نیازمند بحث و بررسی بیشتر است. این مطالب در نوع خود جامع و مفصل هستند:

    ۱) ریسک ها و مزایای مشترک

    شرکت های کارآفرینی بالنده برای تقسیم ریسک ها به افرادی مثل کارمندان، سرمایه گذاران، عرضه کنندگان و حتی مشتریان نیازمندند. این کار مستلزم ایجاد یک نظام آموزشی است که هم مهارت های پایه (نظیر مهارت های تحلیلی، ارتباطی و توانایی حل مسایل به روش های ابتکاری) و هم مهارت های فنی را به کارمندان آموزش دهد. البته اگر پرسنل مورد نیاز این حیطه در دسترس نباشد سیاست مهاجرت و سیاست های منطقه ای بسیار مفید خواهند بود. قوانین ورشکستگی هم، که نه کارآفرینان را بدنام می کند و نه بارسنگینی بر دوش آنها می گذارد، از جمله عوامل مهم دیگر هستند. در نهایت، رهبران منطقه ای و سیاسی می توانند روند موفقیت EGCها را تسریع کرده و فرهنگی ایجاد کنند که در آن شعار کار برای کار، فراخوانی افتخارآمیز و جالب توجه باشد.

    از طرف دیگر نیز پاداش های مشترک هم در مراحل اولیه و هم در مراحل نهایی رشد کارآفرینانه مهم و حیاتی هستند. از طرف دیگر باید توجه داشت آن دسته از افراد که واقعا خطرپذیر بوده و با کارآفرینان و تمامی مخاطرات مسیر رشد شرکت همراهی می کنند باید از بخشی از ارزشی که فرد کارآفرین ایجاد کرده و افزایش می دهد بهره مند شوند. کارمندان، سرمایه گذارانی که از آغاز کار همراه شرکت بوده اند، عرضه کنندگان و حتی مشتریان نیز باید سهمی از مالکیت و سهام شرکت های کارآفرینی بالنده را که در آن کار می کنند، در اختیار داشته باشند. علاوه بر این برای کسانی که به مراحل بعدی می رسند افزایش پاداش ها ضروری است. از این رو به کارگیری راهکارهای خروج از جمله عرضه عمومی سهام در مراحل اولیه یا در اختیار گرفتن یک شرکت دیگر، برای شناخت میزان پاداش این دسته از افراد ضروری است از سویی استراتژی های خروج نیازمند یک بازار پویای عرضه سهام (مثلNASDAQ)، قوانین امنیتی منطقی در سطوح ملی و منطقه ای، استانداردهای قابل اطمینانی که ماهیت کسب و کار جدید را نشان می دهند، همچنین سیاست موجه ضد انحصار هستند که شناخت EGCها را در رشد اقتصاد مهم می دانند. در نهایت سیاست مالی نیز باید سرمایه گذاری در EGCها را تقویت کند.

    ۲) ایجاد نوآوری و حمایت از آن

    سیاست مالکیت معنوی، یکی دیگر از سیاست های مهم برای کارآفرینی است. اما ایجاد رویکردی تاثیرگذار، نیازمند وجود یک قانون دقیق است. درEGC و شرکت های نوپا لزوم دسترسی کارآفرینان به ایده هایی که بتوان آنها را با موفقیت اصلاح کرده و به مرحله اجرا درآورد احساس می شود. قوانین مالکیت معنوی که بیش از حد از برخی نوآوری ها حمایت می کنند، مشکل ساز خواهند بود. در مورد مشاغلی که در مراحل بعدی توسعه قرار دارند، سرمایه سازمانی و مدیریت حرفه ای از عواملی هستند که باید از حقوق مشروع و قابل اجرا برای نوآوری برخوردار باشند. از این لحاظ نوآوری سرمایه اصلی شرکت محسوب می شود.

    رشد کارآفرینانه به سطوح زیربنایی سرمایه گذاری های دولتی در بخش تحقیق و توسعه و قوانین مربوط به انتقال فناوری بستگی دارد که به محققان و موسساتشان اجازه می دهد تا یافته های خود را به راحتی به کسب و کاری تجاری تبدیل نمایند. دانشگاه ها هم باید در سطوح محلی تلاش نمایند تا با استفاده از اساتید یا سایر منابع در اختیار، محدوده استفاده تجاری از فناوری های خود را گسترش دهند.

    ۳) تخصص

    کاملا واضح است که تجزیه و تحلیل مراحل اولیه و آغازین کارآفرینی به کارآفرینان فرصت می دهد تا با مهارت های لازم دراین مسیر قدم بگذارند. این امر به سطح تحصیلات افراد نیز بستگی دارد که هم از نظر مهارت های عمومی (تحلیلی، ارتباطی و خلاقیتی) و هم از لحاظ آموزش ویژه در خصوص ملزومات کارآفرینی و کسب و کار، بسیار موثر خواهد بود. سیاست عمومی در سطح محلی باید شبکه هایی گسترده ازکارآفرینان و افراد حرفه ای فراهم آورد که قادر به راهنمایی و مشاوره کارآفرینان تازه کار باشند، تا بر همین اساس به واسطه ماهیت حمایتی خود اشتباهات کارآفرینان جوان را به حداقل برسانند. کارآفرینی در گام های بعدی نیازمند سیاست هایی است که متخصصان و مدیران صنعتی را برای پیوستن به شرکت های کارآفرینی بالنده تشویق کنند. همچنین فراهم بودن سرمایه، منابع اولیه و مالیات مناسب نیز مهم است. اطمینان حاصل کردن از قابلیت افراد جهت اجرای اقدامات لازم نیز از موارد حایز اهمیت به شمار می رود. از منظر محلی، نکته کلیدی دیگر، سطح تحصیلات، ارتباطات و سبک زندگی مدیران است چراکه اگر چند EGC در یک منطقه قرار داشته باشند، خطرات برای مدیران با تجربه ای که احتمال جابه جایی شان می رود بسیار کم می شود، زیرا اگر کارها با یک شرکت خوب پیش نرود، شرکت های دیگری هم در اطراف هستند که ممکن است در جست وجوی مهارت های تخصصی یک مدیر با تجربه باشند.

    ۴) برنامه ریزی و ارایه راهکار

    انطباق پذیری که مشخصه کارآفرینی در مراحل اولیه است بر نیاز به تحصیلات، آموزش کارآفرینی کسب و کار و شبکه های حمایتی که در بالا بدان ها اشاره شد، تاکید دارد. به علاوه سیاست عمومی و نهادهایی که آن را به مرحله اجرا در می آورند انعطاف لازم را به کارآفرین می دهند تا سریعا تصمیم گیری کند. مقررات سختگیرانه و آژانس های ناظر (خصوصا در سطح محلی) که بسیار کند بوده و بی جهت حرکت کارآفرین را به تاخیر می اندازند، برای این منظور مفید نیستند. در این مرحله کارآفرینان بیشتر نیازمند مساعدت هستند تا موافقت. تغییراتی که شرکت های کارآفرینی بالنده طی مراحل اولیه با آن روبه رو هستند نیز نیازمند انعطاف پذیری، سرمایه و کار است. در این مرحله سرمایه باید بدون در نظر گرفتن تمامی قراردادها، شرایط و مسائلی که در رابطه با ایمنی باز پس دادن وام مطرح می شوند،از طریق فروش سهام تامین شود. از این رو وجود سیاست هایی که دسترسی کامل به این سرمایه را باعث می شوند، حیاتی است. مقررات کاری نیز باید طی این مرحله آشفته انعطاف پذیر باشند.

    ۵) سرمایه

    به جرات می توان گفت که مهمترین کمک سیاسی به فرایند کارآفرینی آمریکا در خلال ۳۰ سال گذشته ایجاد یک بازار سرمایه پویا جهت تامین مالی شرکت های کارآفرینی بالنده بوده است زیرا آنها در مراحل اولیه توسعه به شدت نیازمند سرمایه از طریق فروش سهام هستند.

    در این میان سیاست هایی که به شرکت های کارآفرینی بالنده اجازه داد تا از مزایای کارت های اعتباری و وام های رهنی با نرخ بهره کم، جهت توسعه و گذار از مراحل اولیه به مراحل بعدی رشد استفاده نمایند نیز از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. سیاست به کار گرفته شده باید از سرمایه گذاری مجدد عایدی طی مراحل اولیه رشد EGC حمایت کند. همچنین ضروری است قوانین امنیتی در سطوح فدرال و ایالتی اجازه سرمایه گذاری در این شرکت ها را به دوستان و اقوام کارآفرین بدهند. علاوه بر این وجود راهکارهای خروج (Strategy Exit) در قالب عرضه سهام عمومی یا فروش به روش مزایده های عمومی نیز برای این قبیل شرکت ها حیاتی است. در واقع می توان گفت که از نقطه نظر شرکت های کارآفرینی بالنده تداوم و گسترش وسیع سیاست های حمایتی از صنعت سرمایه گذاری مخاطره پذیر بسیار مهم و ضروری است.

    ● نتیجه گیری:

    سیاست عمومی در ایالات متحده نقش مهمی در جهت حمایت از کارآفرینی ایفا کرده است. اگرچه ممکن است درک عمومی از EGCها ناقص باشد، اما تحقیق بیده و همکارانش لزوم اتخاذ مجموعه ای از سیاست های عام و کلی که مکمل یکدیگر هستند را در خصوص کارآفرینی نشان داد.

    به دلیل رواج این ۵ تصور نادرست در مورد کارآفرینی، اغلب از مراحل اولیه رشد و توسعه شرکت های کارآفرینی بالنده غفلت می شود. در نتیجه بعضی اوقات نیازهای کارآفرینان نادیده گرفته شده و یا حمایت چندانی از آنها نمی شود. تضمین اینکه سیاست عمومی گاهی به معنی دولت است. از مراحل نخستین تا مراحل نهایی تشکیلEGC ها از آنها حمایت کند، کار آسانی نیست. اما درک مراحل مختلف کارآفرینی ابزار ارزشمندی برای مقابله سیاستگذاران با چالش های موجود در سیاست عمومی است.

    [Image]
    منابع در روزنامه موجود است.
    روزنامه مردم سالاری
    این امر مطمناً با تغییرشکل ودگرگون شدن شرایط استخدام {بازار کار} قابل توضیح است. در گذشته فقر با بیکاری ارتباط مستقیم داشت ولی ا مروزه با آنکه نرخ بیکاری رسمی رو به کاهش دارد ( بحث برای نفی یا اثبا ت این موضوع به جای خود) ولی مع الوصف فقر دایماً درحا ل گسترش است. چرا؟

    «وال مارت» دارا ی تمام مشخصا ت سر ما یه داری معا صر یعنی استخدا م های موقت، انجماد دستمزد ها ، فقدان هر نوع سابقه کار در مؤسسه، حتی عدم اجا زه هر نوع فعا لیت سند یکا یی و غیره می با شد. «وال ما رت» دیگر تو لید نمی کند و یا تولیدش حداقل ممکن است. تولید عمده آن در جای دیگر و تحت نام های دیگر انجا م می گیرد. این مکانیسمی است که عموّمیت دارد: و آن عبا رت است از احا له تولید هر چه بیشتر به شرکت های دست دوّم وغا لبا خارج ا ز کشور های سرمایه داری پیشرفته، در کشورها یی که هم دستمزد ها وهم خدما ت اجتماعی در سطحی نا زل قرار دارند.

    از آغاز سال های ۱۹۸۰ فقر نوظهوری خود را نما یا ن ساخته که ( بیکاران به جای خود) گریبا ن گیر صا حبا ن مشاغل یعنی دستمزد بگیران را نیز گرفته است. .اگر این واقعیت دردناک در آن موقع یعنی در آغا ز پیدایش، پدیده ای کاملاً تازه و بی سا بفه بود، امّا اکنون پس ار گذشت بیش از یک ربع قرن متا سفأنه پا بر جا مانده ، ریشه ای شده و به صورت واقعیتی دردناک درآمده است.

    این امر مطمناً با تغییرشکل ودگرگون شدن شرایط استخدام {بازار کار} قابل توضیح است. در گذشته فقر با بیکاری ارتباط مستقیم داشت ولی ا مروزه با آنکه نرخ بیکاری رسمی رو به کاهش دارد ( بحث برای نفی یا اثبا ت این موضوع به جای خود) ولی مع الوصف فقر دایماً درحا ل گسترش است. چرا؟ دلیل آنرا با ید در شرایط تا زه استخد امی جستجو کرد، یعنی نا پایدا ری در استخد ا م – استخد ام کوتاه مد ت به جای استخد ام د ا یمی- کار نیمه وقت، پایین بودن دسمتزد ها ، نبود یا ناچیز بودن مزایا و کمک های اجتما عی. چنین است که فقر صاحبان مشاغل با شد ت رو به افزایش است. وقتی فقر هم بیکاران وهم غیربیکاران را دربرمیگیرد باید گفت که فقر دیگر موجودیت و روندی کاملاً مستقل و ساختاری یا فته است.

    اگر آ ما ر گیری ها ی اروپا یی را قبول د اشته با شیم از هر هشت فرانسوی یک نفر فقیر است، زیرا که او در ما ه کمتر از هفتصد و هشتاد و هشت یورو که سر حد خط فقر است دریا فت میکند. پرواضح است این رقم را باید یک شاخص حداقل در نظرگرفت زیرا این طور نیست که با جند یورو اضافی کسی بتوا ند گلیم خود را از آب بیرون بکشد زیرا او با کوچک ترین نوسانی می تواند دچا ر مشکل بشود و قادر نباشد ماه را به آسانی به پایان برسا ند. علاوه براین هم اکنون درفرانسه، از سوی دولت ما فوق لیبرال جدید (آقای سارکوزی)، این بینوا یا ن به همراه اکثریت مردم از همه طرف و به عناوین گوناگون تحت فشا ر قرار گرفته اند و بسیاری از مزایای اجتماعی انان باز پس گرفته شده است. جریا نی که با شد ت ادا مه دارد. هم اکنون زحمتکشان به سوی یک نبرد مرگ و زندگی کشانده می شود.

    پدیده دیگری که با ید مورد توجه قرار گیرد، افزایش سود آوری در توزیع نسبت به سود آوری در تولید است . برای روشن شدن مطلب مؤسسه « وال مارت Wal Mart » ، یکی از مؤسسات بزرگ توزیع را در نظر میگیریم. این مؤسسه با یک میلیون وهشت صدهزا ر نفردستمزد بگیر بزرگ ترین شمارکارگرا ن را در استخدام دا رد و درآمد ناخالص سا لیانه اش برابر است با تو لید نا خا لص نروژ.

    این شرکت دارا ی تما م مشخصا ت سر ما یه داری معا صر یعنی استخدا م های موقت، انجماد دستمزد ها ، فقدان هر نوع سابقه کار در مؤسسه، حتی عدم اجا زه هر نوع فعا لیت سند یکا یی و غیره می با شد. «وال ما رت» دیگر تو لید نمی کند و یا تولیدش حداقل ممکن است. تولید عمده آن در جای دیگر و تحت نام های دیگر انجا م می گیرد. این مکانیسمی است که عموّمیت دارد: و آن عبا رت است از احا له تولید هر چه بیشتر به شرکت های دست دوّم وغا لبا خارج ا ز کشور های سرمایه داری پیشرفته، در کشورها یی که هم دستمزد ها وهم خدما ت اجتماعی در سطحی نا زل قرار دارند. این موضوع تا آنجا پیشرفت کرد که دیگر تمامی یک کا رخا نه تولیدی از یک کشور صنعتی پشرفته به یک کشور عقب ما نده تر منتقل میشود که نا م آن «نقل مکان» است. «نقل مکان» چنا ن وسعت و دامنه ای پیدا کرده که حتی (لا اقل به ظاهر)با عث نگرانی و ناراحتی برخی از دولتمردان کشور ها ی پیشرفته سرما یه داری اروپا شده است .

    یکی از نمو نه های بارز این عا رضه مربوط است به شرکت بزرگ «ایر باس» ، سا زنده هوا پیمای مسافربری به همین نام و رقیب « بویینگ» آمریکا یی که چند کشور اروپا یی در آن مشا رکت دا رند. بر اسا س یک نقشه اعلام شده وهمراه با یک تجد ید سازما ن، پنجاه در صد تولید آن به کشورهای دیگر منتقل میشود. این امر کاهش فوق العا ده تعداد کارمندان را به دنبا ل دا رد.

    نظر به این که توجه عمده سرمایه دا ران معطوف به « کاهش بها» و کاهش «هزینه ها» است سیاست اعمال شده در «وال مارت» تمام بخش کا لا های مصرفی یعنی مؤسسا ت بزرگ توزیع، شرکت های زنجیره ای پوشا ک، رستوران های «سرپایی»، حمل نقل، واکنون اتوموبیل را نیز در بر گرفته است . در چنین سیستم نو لیبرالی، بالارفتن اندک قدرت خریدهم بیشترباید محصول کاهش «هزینه تولید» باشد تا افزایش دستمزد ها. و هزینه تولید هم با استفا ده از نیروی کار ارزان و سطح پا یین خد ما ت اجتما عی حاصل می شود. با پیوستن کشورها ی اروپای شرقی که دستمزد ها و خدما ت اجتماعی درآن کشور ها در سطح نازلی قرا ر دارند، به اتحاد یه اروپا، فضا و امکانات منا سبی برای این جا به جایی برای سرمایه داران فراهم آمد.

    البته نبا ید تصور کرد که ا ین جا به جا یی فقط به ا رو پا محدود میشود. هر جای دیگری از جها ن که شرایط منا سب با شد مورد نظر سوداگران غارت گر خواهد بود.

    در پایا ن باید یا د آور شد که با تها جم و یکه تا زی سرما یه دا ری مبا رزه با آن نیزهر روز شدید تر میشود، شکل می گیرد و هدف مندتر و عمیق تر می شود.در اروپا این امر کاملاً مشهود است .

    [Image]
    به نقل از «اومانیته»، نشریه حزب کمونیست فرانسه
    برگردان توسط آذین داد
    صدای مردم