داني كه تو را خدا چرا داده دو دست
من معتقدم كه اندر ان سري هست
يك دست به كار خويشتن پردازي
با دست دگر ز ديگران گيري دست

در فلسطين دو درياچه هست.يكي از آنها تميز و تازه است،ماهي ها در آن جست و خيز مي كنند،سواحلش سبز و اطرافش پراز درخت است،ريشه هاي اين درختان را به سمت آب امتداد داده اند تا از آب دريا بهره اي بگيرند.
رود اردن آب تميز تپه هاي اطراف را به درون اين درياچه مي ريزد.دريا زير نور افتاب برق مي زند. مردم خانه هايشان را نزديك درياچه بنا كرده اند، پرنده ها هم در همان حول و حوش لانه هايشان را ساخته اند.
رود اردن به درياچه ديگر هم مي ريزد.اما در اين درياچه نشاني از ماهي ها نمي بينيد،نه پرندگاني كه در اطراف ان لانه بسازند،ونه گل و گياهي كه اطراف ان برويد،رودي كه به اين دو درياچه ميريزد يكي است،رود اردن،اما درياچه اول در ازاي هر قطره اي كه دريافت ميكند،قطره اي از خون بيرون مي ريزد.اما درياچه دوم همه ي آب هاي دريافتي را در خود نگه مي دارد.درياچه اولي در خدمت ديگران است و زنده مي ماند و درياچه دومي كه همه چيز را در خود نگه مي دارد،راكد و مرده است.
"بروس بارتون"


 نگاشته شده توسط مهدی زارع محمودآبادی در چهارشنبه 26 اسفند 1388  ساعت 5:12 PM نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net