نماز شرط مسلمانی
افرادی از قبیله بنیثقیف به پیامبر گفتند: «ای محمد! ما حاضریم مسلمان شویم؛ اما به چند شرط:
شرط اول: یکی اینکه بت لات در بین ما باقی بماند. پیامبر نگاهی به آنها کرد و فرمود: نه.
شرط دوم: پس بتها را با دست خود نشکنید.
پیامبر فرمود: اشکالی ندارد؛ کسانی را میفرستیم تا بتها را بشکنند.
آنها از بزرگان قبیله بنیثقیف بودند. شنیده بودند که مردم قبایل مختلف گروهگروه به مدینه میروند و در حضور پیامبر مسلمان میشوند. قبل از آمدن به مدینه اطلاع زیادی از اسلام نداشتند. فکر میکردند که مثل دیگران مسلمان میشوند و مانند گذشته به زندگی پر از جهل و گمراهی خود ادامه میدهند؛ بین خودشان قول و قرارهایی گذاشته بودند تا وقتی که به حضور پیامبر رسیدند، شرطهای خود را برای مسلمان شدن اعلام کنند.
شرط سوم: ما مسلمان میشویم، اما نماز نمیخوانیم.
پیامبر فرمود: دینی که در آن نماز نباشد فایده و خیری ندارد. مسلمانی که در طول شبانهروز در برابر خدای خود سر تعظیم فرود نیاورد و به یاد خدای خویش نباشد مسلمان درستی نیست».1
1. غلامرضا آبروی، یک دریا مروارید (داستانهایی از نماز پیامبران و معصومین)، ص 19
ادامه مطلب
عبادت و زهد آخوند خراسانی
عبادت و زهد آخوند خراسانی
آخوند از ابتدای جوانی تا آخر عمرش، هر روز پیش از طلوع آفتاب به زیارت آفتاب نجف، حرم حضرت علی علیه السلام مشرف می شد. آنگاه به مسجد هندی می رفت و درس می گفت. شبها پس از اقامه نماز جماعت در صحن حرم برای برخی از شاگردان ممتازش در منزل خود درس خصوصی داشت. نمازهای مستحبی اش حتی در سنین پیری ترک نشد. در ماه رمضان نیز برای طلبه ها سخنرانی می کرد.
در اواخر عمر، زیارت را - شاید به خاطر پیری - طول نمی داد. یکی از مریدانش به وی گفت: شما کمی بیشتر در حرم بمانید تا همه زایران متوجه آداب زیارت شما بشوند. آخوند دست به ریش خود گرفت و گفت: در این آخر عمر با این ریش سفید به خدا شرک بورزم و خودنمایی کنم؟!
یکی از همسایگان آخوند می گفت: ناله سوزناک و صدای گریه آخوند در نیمه های شب، قلب هر سنگدلی را می لرزاند.
آخوند به تمیزی سر و وضع و لباس اهمیت فراوانی می داد. همراه سه فرزند که همگی آنها متاهل بودند، در یک خانه زندگی می کرد. این چهار خانواده، چهار اتاق داشتند. روزی یکی از پسرانش از تنگی جا به پدر شکایت کرد. پدر گفت: اگر قرار باشد که خانه های این شهر را بین نیازمندان بخش کنند، به ما بیش از این نمی رسد.
آخوند خراسانی، محمدکاظم، پایگاه اطلاع رسانی حوزه،
ادامه مطلب
ادریس و نماز
ادریس و نماز
علامه ى مجلسى از حضرت صادق (علیه السلام) روایت مى کند :
* به هنگام ورود در شهر کوفه از مسجد سهله دیدن کن و در آن جایگاه مقدّس نماز بگزار و حلّ مشکلات دینى و دنیایى ات را در آن مقام از حضرت بطلب ، زیرا مسجد سهله خانه ى حضرت ادریس است . انسان بزرگوارى که در آنجا به پیشه ى خیاطى مشغول بود و نمازش را در آن جایگاه اقامه مى کرد .
آرى !آن کس که در آنجا دست نیاز به سوى بى نیاز بردارد بى جواب نمى ماند و در قیامت در کنار ادریس از مقام بلندى برخوردار خواهد بود و به خاطر عبادت و اظهار نیازمندى در آن مسجد ، از ناراحتى هاى دنیایى و شرّ دشمنان در پناه حق قرار خواهد گرفت(1) .
طبرسى بزرگوار در مجمع البیان(2) حضرت ادریس را از قدیمى ترین پیامبران خدا و جدّ پدرى نوح مى داند .
عنایت کنید که حضرت ادریس که قبل از نوح مى زیسته فرهنگش همراه نماز بوده و مکان اقامه ى نمازش چندان مقدّس و مبارک است که حضرت صادق (علیه السلام)دعاى دعا کننده را در آن مقام مستجاب مى داند .
1 ـ بحارالانوار : ج 11 / ص 280 .
2 ـ ج 6 / ص 518 .
ادامه مطلب
از شیخ رجبعلی خیاط نقل شده است که:
از شیخ رجبعلی خیاط نقل شده است که:
«شبی حوالی غروب از نزدیک مسجدی در اوایل خیابان سیروس تهران عبور میکردم - برای درک فضیلت نماز اول وقت - وارد شبستان مسجد شدم، دیدم شخصی مشغول اقامه نماز است و هالهای از نور اطراف سر او را گرفته، پیش خود فکر کردم که بعد از نماز با او مأنوس شوم ببینم چه خصوصیاتی دارد که چنین حالتی در نماز برای او پدیدار است. پس از پایان نماز همراه او از مسجد خارج شدم. نزدیک در مسجد، وی با خادم مسجد بگو مگویی پیدا کرد و به او پرخاش کرد و به راه خود ادامه داد، پس از عصبانیت دیدم آن هاله نور از روی سرش محو شد!»
برگرفته از کتاب کیمیای محبت، حجة الاسلام محمدی ری شهری، با تصرف
ادامه مطلب