نور نماز جماعت در بیابان تاریک

نور نماز جماعت در بیابان تاریک

54668586608181334702.jpg

در بحارالانوار روایت شده است: «شبی قتاده بن نعمان یکی از اصحاب خاتم الانبیاء محمد صلی الله علیه و آله در مسجد النبی حاضر بود. اول مغرب نماز جماعت را با پیامبر صلی الله علیه و آله خواند. رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ملاحظه حال اصحاب خود که راهشان دور بود، نماز مغرب و عشا را طوری می‌خواند که هنوز هوا خیلی تاریک نشده بود. مدینه هم مثل زمان حاضر، آبادی‌هایش جمع نبود، بلکه پراکنده و متفرق بود. شبی هوا ابری بود و هنگامی‌که قتاده نمازش را تمام کرد، متوجه شد که هوا بسیار تاریک و برگشتنش خیلی مشکل است. رسول خدا صلی الله علیه و آله دانست اکنون موقعی است که باید قتاده از نور عملش بهره ببرد. در گوشه مسجد چوب خشکی از نخل خرما افتاده بود. پیامبر آن را برداشت و به قتاده داد. نوری از آن چوب برخاست و فرمود: این چوب تا ده زراع جلو و پشت سر تو را روشن می‌کند. قتاده آن را گرفت و به وسیله روشنی آن به منزلش رفت. از قضا جانوری در گوشه خانه او بود که از همین نور چوب آن را تشخیص داد. حضرت در روایت چنین می‌فرماید: نور این چوب، نور نماز جماعتش بود. آری با هرکس نوری از ایمان و عمل خواهد بود».1


1. داستان‌هایی از نماز جماعت، ص 43؛ داستان‌های پراکنده از شهید دستغیب، ج 4 ، صص 19و 20؛ بحارالانوار، ج 62، ص 244.





[ یک شنبه 20 دی 1394  ] [ 8:04 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]