آیتالله مصباح یزدی و آثار نماز مقبول
آیتالله مصباح یزدی و آثار نماز مقبول
کسى که شرایط قبولى نماز را رعایت کند، چهره اش در عالم معنا و ملکوت هم چون خورشید مىدرخشد و این درخشش را کسانى که چشم باطن بین داشته باشند، در همین دنیا مىبینند. ممکن است امثال من و شما این درخشش را نبینیم، اما هستند کسانى که چشم دلشان به آن عالم باز است و به محض نگاه کردن به چهره کسى متوجه مىشوند که وى اهل معصیت است یا اهل عبادت. نورانیت دل و روح، یکى از آثار تکوینى عبادت است: فذلک یُشْرِقُ نورُهُ مِثْلَ الشَّمْسِ. خداوند ظلمتهاى زندگى را براى بندهاى که نمازش را قبول کرده است، روشن مىسازد: اَجْعَلُ لَهُ فى الظُّلْمَةِ نوراً. خداوند در قرآن مىفرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛(1)اى کسانى که ایمان آوردید، اینک خداترس شوید و به رسولش نیز ایمان آورید تا از رحمتش شما را دو بهره نصیب گرداند و براى شما نورى قرار دهد که بدان راه سپرید و بر شما ببخشاید و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. انسانهاى خداترس و متقى هنگامى که دچار ظلمتهاى مادى مىشوند، خداوند حتى نور حسّى هم به ایشان عطا مىفرماید. بودهاند افراد نابینایى که قرآن را از رو تلاوت مىکرده اند. یکى از این موارد که خود من از افراد مورد اعتماد شنیدم این است که یک شب خادم مدرسه مروى تهران در یکى از حجرهها دو شعاع نور مىبیند. وقتى نزدیک مىرود، مشاهده مىکند که فرد نابینایى مشغول تلاوت قرآن است و از دو چشمش، دو شعاع نور بر قرآن مىتابد.
انسان در دنیا خواه ناخواه با کسانى مواجه مىشود که با برخوردهاى نابخردانه شان، صبر و تحمل را از انسان مىگیرند. بسیار مشکل است که انسان بتواند در این شرایط خودش را کنترل نماید. اما خداوند به کسانى که نمازشان را پذیرفته است، بردبارى و حلمى عطا مىفرماید که در مقابل افراد نابخرد، بتوانند خودشان را کنترل کنند: و فى الجَهالةِ حِلماً. خداوند مادامى که ادامه حیات به نفع چنین بندهاى باشد، او را به وسیله فرشتگانش حفظ مىکند: اَکْلاَُهُ بِعزَّتى و اَسْتَحْفِظُهُ ملائکتى. و درخواست او را اجابت مىکند: یَدْعُونى فَأُلَبّیهِ و یَسأَلُنى فَاُعْطیهِ. چنین بندهاى هم چون گلها و میوههاى بهشتى که هیچ گاه پژمرده و پوسیده نمىگردند، همیشه با طراوت و سرزنده است: فَمَثَلُ ذلک العبدِ عندى کمَثَلِ جَنّاتِ الفِردَوسِ لا یُسْبَقُ اَثْمارُها و لا تَتَغَیَّرُ عَنْ حالِها. تفسیر عقلانى این مطلب این است که بنده آن چنان با آموزههاى دینى خو گرفته است که هیچ گاه این حالت او تغییر نخواهد کرد؛ یعنى این حالات در او ملکه شده و به صورت صفتى ثابت براى نفس و روحش درآمده است.
(1) - حدید (57)، 28
منبع:سرویس علمی وفرهنگی خبرگزاری حوزه