سالگرد پیروزی انقلاب

روابط شاه و رژیم صهیونستی (3)

نمایندگان رژیم پهلوی در تل آویو
 

با توجه به حضور بیش از 30000 ایرانی در فلسطین بعد از جنگ جهانی اول که عمدتا به قصد زیارت یا مهاجرت رفته بودند ، نمایندگی ویژه ای جهت امور کنسولی آنها تعیین شد . در سپتامبر 1921 ، رسیدگی به امور فلسطین از طرف وزیر امور خارجه انتظام الملک به مشیر حضور ، نماینده ایران در مصر ، واگذار گردید . پس از مدتی اسدالله بهنام ، کنسول ایران در بیروت ، عهده دار امور ایرانیان شد و در شهریور 1314 سرکنسولگری ایران در فلسطین افتتاح و هاشم مکرم نورزاد به سمت کنسول ایران منصوب شد . در 1318/3/21 عبدالحسین صدیق اسفندیاری جانشین وی شد و به دنبال وی ، ابوالحسن بهنام تا سال 1327 نمایندگی ایران را به عهده داشت که در همین سال کنسولگری تعطیل شد .
با به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی سازمان ملل و پذیرش دو فاکتور آن از جانب رژیم شاه ، در اواخر 1328 عباس صیقل به نمایندگی ایران منصوب شد و تا تیر 1330 ـ که نمایندگی ایران در اسرائیل تعطیل شد ـ در این سمت باقی بود . در دسامبر 1958 ، ژنرال هرکابی ، رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل ، به دعوت سپهبد کیا به تهران آمد و با شاه و فرماندهان نظامی دیدار کرد و قرار شد نمایندگی ایران در اسرائیل تحت عنوان برن 2 افتتاح شود .
به دنبال این سفر ، شاه با افتتاح نمایندگی ایران در اسرائیل موافقت کرد و ابراهیم تیموری در 23 آذر 1338 وارد اسرائیل شد و مأموریت خود را به عنوان نماینده ایران
آغاز کرد . هر چند این مأموریت مخفیانه چندان از چشم اعراب مخالف اسرائیل پنهان نبود ولی اسرائیل به دنبال علنی تر کردن این تماس ها بود . وقتی در سال 1341 منوچهر پیشوا عازم تل آویو بود اسرائیلی ها خواستار آن شدند که وی با نامه سربرگ دار وزارت امور خارجه ایران ،رسما به اداره تشریفات وزارت امور خارجه اسرائیل معرفی شود و به خاطر عدم پذیرش این امر از وزارت خارجه ایران گله مند بودند . ابراهیم تیموری تا آبان 1342 در تل آویو بود و به دنبال آن دکتر صادق صدریه سمت وی را عهده دار شد و در ملاقات با ابا ابان در پاسخ به سؤال وی درباره سمت خود اظهار داشت که وی و همکارانش کارمند سفارت ایران در برن می باشند و با توافق دولت سوئیس در تل آویو اقامت دارند . ولی ابا ابان تأکید کرد که وی را به عنوان رئیس نمایندگی ایران می شناسند . صادق صدریه تا اسفند 1342 مسئولیت نمایندگی برن 2 را دارا بود و سپس فریدون فرخ به جانشینی وی انتخاب شد . از آذر 1349 مجددا ابراهیم تیموری نمایندگی ایران را در تل آویو بر عهده گرفت و تا فروردین 1354 در این سمت باقی ماند و پس از وی مرتضی مرتضایی از فروردین 1354 تا آذر 1357 عهده دار این پست بود . هر چند تا اواخر ارتباط ایران و اسرائیل ، اصرار در پوشیده نگه داشتن روابط جدی بود ، اما گزارش نمایندگی ایران در 1356/11/25 تأییدی است بر باور عمومی مردم ایران در خصوص وجود روابط گسترده شاه با اسرائیل از آذر 1357 تا بهمن همان سال ، « ناصر رسولیان » به عنوان کاردار موقت ، مسئولیت نمایندگی را بر عهده داشت و با پیروزی انقلاب اسلامی کارکنان نمایندگی ایران در تل آویو همبستگی خود را با انقلاب اسلامی اعلام کردند .
 

نمایندگان اسرائیل در ایران
 

با آغاز شکل گیری دولت صهیونیستی ، دخالت اسرائیل در مسائل داخلی ایران و امور مربوط به یهودیان به حدی گسترده بود که نمایندگان اسرائیل در تهران توانستند با اعزام عباس صیقل به اسرائیل به عنوان نماینده رسیدگی کننده به امور اتباع ایرانی نماینده ای نیز جهت حل و فصل امور اتباع اسرائیل به ایران بفرستند . این در حالی بود که اسرائیل تبعه ای در ایران نداشت و این اقدام جز تلاش برای جلب یهودیان و گسترش ارتباط با دولت و سازمان های دولتی ایران ، هدف دیگری نمی توانست داشته باشد . این امری نبود که از چشم صیقل و ارباب وزارت امور خارجه مخفی بماند .
تا سال 1335 دولت اسرائیل نماینده رسمی در ایران نداشت . در این سال دکتر زوی دوریل که از یهودیان اروپایی بود به تهران اعزام شد تا نمایندگی اتاق بازرگانی اسرائیل را در پایخت ایران افتتاح نماید . البته عنوان رسمی دوریل ، رئیس بخش اقتصادی آژانس یهود بود ولی تقریبا تمام امور مربوط به یک نمایندگی سیاسی خارجی را انجام می داد . در سندی از سفارت امریکا درباره فعالیت های دوریل از عناصر فعال مطبوعاتی در 25 بهمن 1335 چنین آمده است :
نماینده غیر رسمی اسرائیل در تهران ، در گنجاندن موضو عاتی در طرفداری از اسرائیل در مطبوعات محلی بسیار فعال بوده است . تماس های او از طریق عباس شاهنده ناشر مجله فرمان و مهندس عبدالله والا ، ناشر و صاحب تهران مصور صورت می گیرد . چنین شایع است که وی خلال هفته اول نوامبر ، یکصد هزار ریال به روزنامه نگاران پول داده است .(1)
زوی دویل از اواخر تیر 1337 دایره کنسولی را ایجاد کرد که تحت پوشش آژانس یهود و تحت نظر وی اداره می شد ، ولی با نفی پذیرش رسمی این تشکیلات از جانب وزارت خارجه به علت احتمال بهره برداری مخالفان با جدیت برخورد شد . ابراهیم تیموری در توجیه نام بردن از قسمت امور کنسولی نمایندگی اسرائیل در پاسخ به نورالدین کیا ، مدیر کل وزارت امور خارجه ، می نویسد :
برای مزید استحضار جنابعالی در اینجا باید به عرض برساند که در تهران با همان نشانی که نامه 208 ذکر شده ساختمان نسبتا بزرگ و سه طبقه وجود دارد که طبقه دوم آن محل کار شخصی است به نام دکتر دوریل که خود را نماینده اسرائیل در تهران می نامند و چند نفری به عنوان دبیر اول و دبیر دوم و غیره با او همکاری می کنند . در طبقه سوم همان ساختمان شخص دیگری به نام کلنل یاکوب ( یعقوب ) نیمرودی با یکی دو نفر نظامی دیگر از ارتش اسرائیل به کار اشتغال دارند که خود را نمایندگی نظامی اسرائیل می خوانند و بالاخره در طبقه اول ساختمان به نام آقای دینولیت مشغول کار است که خود را نمایندگی وابسته بازرگانی اسرائیل در تهران می شمارد . همان طور که جنابعالی هم قطعا کما بیش اطلاع دارید فعالیت اینها از مقامات دولتی ایران پوشیده نیست و غالب مقامات ارتش و غیر ارتش هم با آنها رفت و آمد دارند ... و برای آنکه دوباره جمله « نمایندگی اسرائیل در تهران » تکرار نگردد استدعا دارد بفرمایید برای آن چه نامی باید نهاد ؟
دولت اسرائیل نهایت تعمد و اصرار را داشت تا حضور خود را در تهران علنی تر و رسمی تر کند . روزنامه معاریو در 22 اردیبهشت 1342 از وزیر مختاری مئیر عزری نماینده اسرائیل در تهران خبر داد و سه ماه پس از آن در مرداد 1342 همان روزنامه خبر داد که نماینده اسرائیل به درجه سفیری ارتقا یافته است . این در شرایطی است که قیام 15 خرداد 1342 به عنوان یکی از مبارزات سیاسی ضد صهیونیستی در ایران صورت گرفته بود . به همین خاطر ابراهیم تیموری با حضور در وزارت امور خارجه اسرائیل مراتب اعتراض خود را نسبت به انتشار این اخبار اعلام کرد . (2)
نفوذ عوامل اسرائیل در مراکز مختلف قدرت به حدی بود که پس از استعفای جعفر شریف امامی از نخست وزیری در 15 اردیبهشت 1340 ، عزری نخستین فردی بود که به علی امینی اطلاع داد شاه قصد دارد او را به نخست وزیری بگمارد . در تیر 1343 زوی دوریل بخشنامه ای را که به نمایندگی های سیاسی مقیم تهران فرستاد به عنوان سفیر اسرائیل امضا کرده بود که باعث اعتراض « عباس آرام » وزیر خارجه و سؤال از اسرائیلی ها شد که آیا این اقدام ، خود سرانه یا با هماهنگی دولت اسرائیل بوده است ؟ آنها پاسخی مبهم دادند اما آرام توجه داشت که نمی تواند به چگونگی روابط با اسرائیل کاری داشته باشد و موظف است ظاهر امر را حفظ کند ، لذا در نامه مورخه 1343/5/21 به صادق صدریه تأکید می کند :
چگونه ممکن است چنین اقدامی از طرف اشخاص به عمل آید . ضمنا بفرمایید این چیزی که ما از آنها می خواهیم ابدا ارتباطی به روابط فیمابین ندارد و عمل خلافی از شخصی سر زده است ... و مقصود این است که هیچ فکری در مورد روابط نکنند .
در سال 1348 مئیر عزری به ریاست هئیت نمایندگی اسرائیل رسید و از درجه سفیری برخوردار شد و اتفاقا او محظورات رژیم را در مخفی نگه داشتن هیئت نمایندگی اسرائیل در ایران به خوبی درک می کرد و مانع از بروز بحران در روابط ایران و اسرائیل و شاه و مخالفانش و همچنین اعراب بود و در عین حال بیشترین منافع و سود را برای اسرائیل کسب کرد . بی جهت نبود که اسدالله علم در خاطرات خود در 19 شهریور 1352 می نویسد : « به عزری نماینده اسرائیل در تهران نشان درجه دوم تاج اعطا شده است و شاه به من دستور داد که تاریخ فرمان همراهانش را به پیش از جنگ 1967 اعزاب و اسرائیل تغییر دهم .»
در جمع بندی این بحث باید گفت که در حوزه روابط ایران و اسرائیل محمدرضا پهلوی به خاطر ترس از مخالفت های اعراب و مسلمانان و همچنین مردم مسلمان در داخل کشور همیشه سعی می کرد در گسترش روابط با اسرائیل رویه محتاطنه ای در پیش گیرد و تا حد امکان همه اتفاقات در خفا صورت گیرد . اما بعد از برقراری رسمی روابط ایران و اسرائیل در سال 1338 ، اسد الله علم به عنوان نماینده ویژه شاه به اسرائیل اعزام شد . رویداد اسد الله علم مهر تاریخ 31 دسامبر 1961/ آذر 1340 را دارد که نشان می دهد در شرایطی که دموکرات های امریکا امیدهای خود را متوجه علی امینی کرده بودند اسدالله علم برای همانگ نمودن یهودیان اسرائیل و یهودیان متنفذ در امریکا - که بیشترین نفوذ را در میان سیاستمداران امریکایی و دستگاه سیاست خارجی آن کشور دارند - به اسرائیل رفت تا بتواند هماهنگی را به انجام برساند و در این راستا انجام وظیفه کند. (3)
چنان که با روی کار آمدن اسدالله علم روابط اسرائیل با دولت شاهنشاهی گسترش یافت و علم ضمن ایجاد نمایندگی های سیاسی غیر رسمی و محدود برای اسرائیل ، تعداد زیادی از کارشناسان اقتصادی و صنعتی و کشاورزی اسرائیلی را به ایران دعوت کرد تا در ایران سرمایه گذاری کنند . او در سرمایه گذاری در دشت حاصلخیز قزوین از تجارب کارشناسانه اسرائیل کمک گرفت . وی در یادداشت 8 مهرماه 1352 می نویسد : « حوزه قزوین به وسیله یک شرکت اسرائیلی در حال توسعه سریع و وسیع کشاورزی است وقتی من نخست وزیر بودم اسرائیلی ها را آوردم .»(4)
تلاش علم در گسترش روابط با اسرائیل از دید مخالفان جدی وی و شاه مخفی نماند ، چنان که امام خمینی سخنان جدی و تندی در نکوهش حکومت پهلوی به خاطر روابطش با اسرائیل ایراد کرد و این زمانی است که گسترش روابط ایران و اسرائیل در حوزه های مختلف سیاسی و امنیتی و فرهنگی و اقتصادی ، شیوع یافته بود .(5)
در کنار گسترش روابط در دستگاه حکومتی ، مخالف با اسرائیل به برخورد جدی حکومت و ساواک و شخص علم منجر شد و بر بد نامی دستگاه حکومت و شاه و علم افزود .
غلامرضا سعیدی - نویسنده کتاب خطر یهود برای ایران و اسلام که خود سال ها در مدرسه شوکتیه بیرجند مدرس بود و اسدالله علم نیز مدتی در همان مدرسه شاگردی وی را کرده بود -درباره تحت تعقیب قرار گرفتن خود پس از انتشار کتاب فوق و برخورد خصمانه علم می نویسد :
وقتی کتاب خطر یهود برای ایران و اسلام را نوشتم و چاپ شد ، توسط ساواک تحت تعقیب قرار گرفتم . اسدالله علم که در مدرسه شوکتیه بیرجند چند صباحی شاگرد من بود به سراغم آمد و از من خواست که دیگر درباره خطر یهودی حرفی نزم و من به او گفتم من انتظار داشتم که در کشورم آزدانه بتوانم از خطراتی که ما را تهدید می کند سخن بگویم و اگر امیر شوکت الملک بود شاید چنین شروطی به من پیشنهاد نمی کرد .علم شرمسار شد و گفت : مشکلات ما را که می دانید .(6)
باوقوع جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1967 ( 1346خ ) به ویژه پس از جنگ 1972 ، ایران در برخورد با اسرائیل جانب احتیاط را رها نمود و به نفع این رژیم تبلیغات سیاسی می کرد. در زمان جنگ ، نفت ایران به اسرائیل صادر می شد که اهمیت اساسی در چرخش صنعت و اقتصاد و مهم تر از همه قدرت تهاجمی اسرائیل داشت (7) از اواخر سال 1356 روابط ایران و اسرائیل وارد مرحله جدیدی شد .
وقوع جنگ اکتبر 1973 تأثیرات عمیقی بر موازنه منطقه ای گذارد و به دنبال آن دولت اسرائیل در مورد ارزیابی مجدد مناسبات خود یوری لوبرانی را به عنوان سفیر اسرائیل در تهران منصوب کرد . هر چند شاه ظاهرا و رسما استوارنامه لوبرانی را نپذیرفت ، اما اسرائیل دست به یک اقدام یک جانبه زد و آن لغو روادید ورود برای ایرانیانی بود که با گذرنامه عادی وارد اسرائیل می شدند و می توانستند تا سه ماه در اسرائیل بمانند . لوبرانی که خود از جاسوسان ورزیده بود در سال 1357 پیش بینی کرد که شاه با بحران رو به رو خواهد شد . وقتی شاه در ایران با بحران جدی مواجه شد ، دولت اسرائیل یوسف هارملین ، رئیس سابق سرویس امنیت داخلی « شین بت » را به جای لوبرانی به سفارت منصوب کرد . در دی 1357 سپهبد امیر حسین ربیعی ، فرمانده نیروی هوایی و ارتشبد حسن طوفانیان ، قائم مقام وزارت جنگ ، به ژنرال سگف پیشنهاد کردند ترتیب سفر موشه دایان یا عزرا وایزمن را به تهران بدهند تا روحیه شاه را تقویت و او را وادار به تصمیمات جدی بنمایند . اما دولت اسرائیل یوری لوبرانی را در 25 مرداد 1357 فرستاد که دیگر کار از کار گذشته بود و لوبرانی اعلام کرد که : « اسرائیل دیگر نباید انتظار دریافت نفت از ایران را داشته باشد . »
مسافرت انور سادات ، رئیس جمهور مصر ، به بیت المقدس و کنار گذاشتن خصومت با اسرائیل که با مساعدت های ویژه شاه و اسد الله علم به نتیجه رسید و هنری کیسینجر ، وزیر امور خارجه امریکا ، به شاه و علم گفت . اما مذاکرات بعدی سادات با اسرائیلی ها و امضای موافقتنامه کمپ دیوید در 26 شهریور 1357 ، هر چند از سوی شاه و دولتمردان در حال سقوط پهلوی مثبت ارزیابی شده بود اما با توجه به رشد مبارزات مردمی و نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی روز به روز ناکار آمدی دستگاه حکومتی و شخص شاه را به نمایش می گذاشت . روزنامه معاریو در 26 شهریور 1357 در مورد روابط ایران و اسرائیل می نویسد :
این واقعیت که در اوج بحران ایران در ابتدای ماه جاری محافل اسلامی قطع رابطه کامل بین اسرائیل را خواستار شدند ثابت می کند که حضور اسرائیلی ها در ایران بسیار مشخص بود که خاری در چشم مخالفان داخلی است .
بی سبب نبود مردمی که در 17 شهریور 1357 ، شاهد کشتار و قتل عام گسترده مردم در میدان ژاله بودند ، باور داشتند آنچه در این واقعه خونبار اتفاق به دست سربازان و افسران اسرائیلی صورت گرفته است ، نه سربازان و افسران ایرانی .
نکته جالب توجه در روابط ایران و اسرائیل که لازم است در پایان این قسمت به آن اشاره شود اصرار اسرائیلی ها بر علنی تر کردن روابط خود با شاه و دولت ایران بوده است .
تهران به اختفای این روابط اصرار داشت . برای مثال عنوان رسمی دفتر نمایندگی اسرائیل در تهران به عنوان بخش اقتصادی آژانس یهود محسوب می شد و با وجودی که زوی دوریل ، رئیس نمایندگی اسرائیل از بخش نمایندگی اسرائیل دیدار کرده بود ، ولی کسی حق نام بردن رسمی از نمایندگی اسرائیل را نداشت .
با پیروزی انقلاب اسلامی ، اعضای سفارت اسرائیل از ایران خارج شدند و یوسف هارملین و ژنرال سگف مخفی شدند . با سقوط دولت بختیار و روی کار آمدن بازرگان شهید سر لشگر قرنی به ریاست ستاد ارتش منصوب شد. پس از مدتی ژنرال سگف به ریاست دفتر قرنی تلفن کرد تا ترتیب ملاقات وی را با قرنی جهت تسلیم اعتبارنامه نظامی اش بدهد اما افسری که در آن سوی خط بود توصیه کرد آنها هرچه زودتر از ایران خارج شوند . باقیمانده اسرائیلی ها که 33 نفر بودند در 29 بهمن 1357 با هواپیمای مسافربری پان امریکن به فرانکفورت و از آنجا به اسرائیل رفتند و به چند دهه روابط بین شاه و اسرائیل خاتمه داده شد
 




[ چهارشنبه 12 بهمن 1390  ] [ 1:11 AM ] [ ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

نویسنده وبلاگ
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 9632 نفر
كل مطالب : 17 عدد
تعداد کل نظرات: 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: چهارشنبه 12 بهمن 1390 
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 12 بهمن 1390 
امکانات وب