سالگرد پیروزی انقلاب

روابط شاه و رژیم صهیونستی (4)

روابط اقتصادی رژیم پهلوی و اسرائیل
 

به دنبال گسترش مناسبات اسرائیل و رژیم پهلوی ، روابط اقتصادی نیز گسترش یافت . فروش نفت توسط ایران و واردات مواد صنعتی ، پارچه ، لباس ، ماشین آلات ، لوازم آرایشی و دارویی ، سیمان و خودروی اسرائیل ، روابط اقتصادی طرفین را شکل می داد .
از نیمه دوم دهه 1330 ، قراردادهایی بین کمپانی های اسرائیلی و سازمان های ذی ربط منعقد شد که کالاهای اسرائیلی با تغییر علامت و با مارک کشورهای اروپایی وارد ایران شد .
حضور اسرائیل در قراردادهای بنیاد پهلوی ، مربوط به اداره هتل ها ، موقوفات ، تولید نیشکر ، قرار داد آبیاری و مناقصه کشاورزی بسیار چشمگیر بوده است . هر چند اقلام اعلام شده در سال 1966 میلادی ( 5,7 میلیون دلار ) نشان از حجم ناچیز معاملات فیمابین دارد ، ولی واقعیت آن است که این ارقام هیچ گاه صحیح نبوده است .(1)
محصولاتی مانند مرغ ، تخم مرغ ، گاوهای شیرده ، ماشین آلات کشاورزی و ... به ایران وارد شدند و علاوه بر این ، حضور جدی یهودیان در پروژه های عظیم در ایران تا آخر دوره حکومت پهلوی ادامه داشت . روزنامه یدیعوت آحرونوت در خرداد 1356 چنین آورده است : ویلیام لوویت یکی از بزرگ ترین محافظه کاران یهودی امریکا ، در آخر هفته اطلاع داد که در ایران مشغول کار خواهد شد و در نظر دارد در حومه تهران در سه هزار جریب زمین ، شهرکی نمونه شهرک های امریکایی بسازد .
نوع روابط اقتصادی ایران و اسرائیل در بخش تجارت خارجی به شدت نامتعادل بود . بازرگانی ایران و اسرائیل در مدت 12 سال از سال 1340 تا 1352 ، 817 میلیارد ریال کسری موازنه داشت و عمده صادرات ایران به اسرائیل نفت بود .
فعالیت جدی اسرائیلی ها در گسترش پروژه هوایی « ال عال » و برقراری ارتباط هوایی اسرائیل با کشورهای افریقایی از طریق ایران بود که فعالیت آن شرکت در ایران ، از سال 1332 برای انتقال یهودیان از ایران به اسرائیل آغاز شد .
مرتضی مرتضایی در گزارشی به وزارت امور خارجه در 1356/1/25 می نویسد:
در حال حاضر ، شرکت ال عال هفته ای شش پرواز ، در ایام نوروز و فصل تابستان پروازهای متعدد فوق العاده و در مسیر تهران و تل آویو دارد . ضمنا هواپیماهای تجاری ال عال و شرکت آکراسکو نیز امور مربوط به صادرات میوه و لبنیات و سبزیجات را بر عهده دارند .(2)
 

سال

واردات از اسرائیل

صادرات به اسرائیل

كسری موازنه

1340

216

9

207

1341

360

7/18

3/341

1342

376

37

345

1343

476

472

8/434

1344

476

1/55

9/420

1345

8/568

9/47

9/530

1346

5/694

6/45

9/647

1347

8/816

4/72

4/744

1348

5/795

6/86

9/718

1349

8/736

114

7/622

1350

1060

134

926

1351

1638

1176

4/1526

1352

1470

181

1289

 

جدول مبادلات بازرگانی خارجی ایران با اسرائیل (به استثناء نفت) به میلیون ریال

 

به دنبال گسترش روابط سیاسی اسرائیل و رژیم پهلوی ، روابط اقتصادی آنان نیز به سرعت گسترش یافت . روابط پزشکی و دارویی ، قرار داد بازرگانی خرید پنبه ، جو ، دانه های روغنی و حبوبات از جمله نقاط آغازین همکاری های اقتصادی است . حضور اسرائیل در قراردادهای بنیاد پهلوی مربوط به اداره هتل ها ، موقوفات و تولید نیشکر ، قراردادهای آبیاری و مناقصه های کشاورزی بسیار چشمگیربوده است .
ساخت سد داریوش توسط شرکت « ورد » در منطقه مرودشت و حضور در ساخت سدهای « درود زن » سد « طریق » و کانال فومن از جمله پروژه های آبی بودند که اسرائیلی ها در آن فعال بودند . حضور جدی یهودیان در پروژه های عظیم ایران تا آخر دوره پهلوی دوم به طور جدی ادامه داشت . در 25 خرداد 1357 آگهی روزنامه ها آرتص از افراد ذیل جهت کار در ایران دعوت کرد 1. مدیر گروه های کارشناس پرورش چغندر قند 2. کارگران مکانیک 3. متصدی کشاورزی و باغداری 4. کارگران آبیاری .
نامتعادل ترین نوع روابط بین دو کشور در بخش تجارت خارجی بود. بازرگانی ایران و اسرائیل در مدت 12 سال از سال 1340 تا 1352 ، 8/7 میلیارد ریال کسر موازنه داشت و عمده صادرات ایران به اسرائیل نفت بود . فعالیت اسرائیل در گسترش پروژه های هوای ال عال و برقراری ارتباط هوایی اسرائیل با کشورهای مختلف افریقایی از طریق ایران از موضوعات در خور توجه اسرائیلی ها بود . فعالیت شرکت « ال عال » در انتقال یهودیان - که از سال 1332 آغاز شده بود - گسترش یافت .
 

 

روابط نظامی رژیم پهلوی و اسرائیل
 

روابط نظامی ایران و اسرائیل در چند حوزه مهم در خور بررسی است : 1. مبادله وابسته نظامی 2. دوره های آموزشی نظامیان ایران در اسرائیل و حضور نیروهای نظامی اسرائیل در ایران 3.خریدهای تسلیحاتی ایران از اسرائیل و همکاری های لجستیکی و پشتیبانی و فنی و مبادله اطلاعات نظامی.
سرهنگ یعقوب نیمرودی وابسته نظامی رسمی اسرائیل در ایران در سال 1338،به طور محرمانه وارد ایران شد . هر چند وی قبلا در 1334/10/30 به عنوان معاون آژانس یهود به ایران آمده بود ، ولی این بار به عنوان هماهنگ کننده سیا ، موساد و ساواک عمل می کرد و با شاپور رپیورتر نزدیکی داشت . در کنار حضور فعالانه نیمرودی در جهت نزدیک شدن مقامات نظامی ایران به اسرائیل و تعمیق روابط نظامی ،وی افسران ایرانی و خانواده هایشان را به اسرائیل می فرستاد و افسران اسرائیلی را برای بازدید از پادگان ها و مراکز نظامی به ایران می آورد . دکتر دوریل در گزارش به اسحاق رابین می نویسد : « تمام اینها ثمره زحمات سرهنگ نیمرودی است و گرنه وزارت خارجه ایران با این سفر مخالف بود و سعی می کرد در مراسم دخالت کند و در واقع این سفر مترادف با یک پیروزی بزرگ بود . » در این چهار چوب ،تمام افسران ارشد و ژنرال های ایران از اسرائیل دیدن کردند و جمع بسیاری از افسران در اسرائیل آموزش نظامی دیدند . خرید تسلیحات و همکاری های لجستیکی یکی از عرصه های مهم همکاری ایران و اسرائیل و حضور اسرائیل در ایران بود . سپهبد علی کیا ، رئیس اداره دوم ستاد ارتش ، در گسترش روابط نظامی ایران و اسرائیل نقشی بسیار مهم ایفا می كرد و به همراه ژنرال هركابی اساس روابط نظامی ایران و اسرائیل را پی ریزی کرده بودند . از اوایل دهه 1340 آمد و شدهای مقامات عالیرتبه نظامی دو طرف از امور عادی مناسبات بین دو کشور بود و برای تشویق افسران ایرانی ، سفارت اسرائیل بهای روادید داوطلبان مسافرت را می پرداخت و عموم افسران برای معاینه پزشکی به بیمارستان نظامی تل هاشومر اعزام می شدند . تعمیر هواپیماهای نظامی ،آشپزخانه های صحرایی ، فروش خمپاره اندازهای سنگین ، توپ های کششی هویتزر ، مسلسل های یوزی و سایر سلاح ها از سوی اسرائیل به ایران در حالی صورت می گرفت که ایران به اسرائیل به چشم امریکای کوچک می نگریست و اسرائیل از این طریق در آمدهای سرشماری به دست می آورد . مهم ترین طرح های نظامی مشترک دو کشور طرح تولید موشک های زمین به زمین ، دارای برد 450 کیلومتر و حامل کلاهک های غیر اتمی 350 پوندی بود . این معامله بر اساس مبادله نفت با اسلحه بود و مجموع آن به بیش از 1/2 میلیارد دلار رسید . ایران می بایست 250 میلیون دلار به عنوان پیش پرداخت پرداخت می کرد ولی این قرارداد به انجام نرسید . حکومت ایران در روابط نظامی خود با اسرائیل به عنوان دلال اسلحه نیز فعالیت می کرد و اسلحه اسرائیلی را به کردها و پاکستانی ها می رساند .
اسدالله علم در خاطرات روز 29 خرداد 1349 خود می نویسد :
استدعای شرفیابی سفیر پاکستان را عرضه کردم که گله داشت توپ های ضد تانکی که به وسیله دولت ایران از اسرائیل خریداری نموده اند اسرائیلی ها تحویل نمی دهند با آنکه به اسم ایران است فرمودند آخر اینها دارند علنا با اسرائیل دشمنی می کند .
 

روابط امنیتی رژیم پهلوی و اسرائیل
 

روابط امنیتی و اسرائیل بعد از کودتای 28 مرداد 1332 و تأسیس ساواک شکل گرفت. طرح تأسیس ساواک ، اندیشه مشترک مقامات اطلاعاتی امریکا و انگلیس بود . تأسیس و پی ریزی ساواک ، بر عهده سازمان سیای امریکا نهاده شد و دفتر ویژه اطلاعات را سرویس جاسوسی انگلیس بنا نهاد . در مراحل بعد ، با هماهنگی امریکا و انگلیس ، نفوذ خزنده اسرائیل در ساواک آغاز شد . برای ارتباط بین ساواک و سرویس اطلاعاتی اسرائیل دلایل فراوانی وجود داشت ، چرا که شاه و مشاورانش به این نتیجه رسیده بودند که به منظور حفظ روابط ایران و اسرائیل ، بهترین گزینه حفظ روابط سازمان می بایست مناسبات دو کشور را کنترل نمایند ، زیرا روابط آشکار به نفع دو رژیم نبود . از طرفی ، تمرکز فعالیت های سازمان C.I.A. بر K.G.B ، سازمان جاسوسی شوروی بود ، در حالی که تلاش ساواک در بخش اعظم فعالیت هایش روی انقلابیان عرب متمرکز بود و این بهترین نقطه اشتراک ساواک و موساد بود . به همین خاطر موساد اطلاعات آموزشی گسترده ای در اختیار ساواک قرار داد . لذا به دستور شاه تیمور بختیار ، اولین رئیس ساواک ، به اسرائیل سفر کرد و با ایسر هارل ، رئیس موساد ، ملاقات کرد و در این ملاقات وی به یاکوب روز ، رئیس مرکز موساد در پاریس ، معرفی شد که تمام روابط موساد و ساواک از طریق وی هماهنگ می شد . به دنبال آن در سال 1337 ، نمایندگی تجاری از سوی اسرائیل در تهران افتتاح شد و برای سال های پوششی برای عملیات موساد و ساواک بود . نویسنده ای یهودی در کتابی به نام Hit Team نوشته است :
از جمله شعبات عمده سازمان اطلاعات و امنیت اسرائیل یک وزارت خارجه پنهانی است که به کشورهایی که دول آنها بنا به علل سیاسی ، مذهبی یا جغرافیایی نمی توانند با اسرائیل روابط دیپلماتیک آشکار داشته باشند ، در تماس باشند . در این موارد سازمان اطلاعات و امنیت اسرائیل مأموران خود را به این گونه کشورها اعزام می دارند ... از جمله کشورهای مورد بحث ترکیه و ایران و مراکش می باشند .
با ورود یعقوب نیمرودی به ایران ، آموزش و سازماندهی ساواک به یاری اسرائیل و به کمک نیمرودی صورت می گرفت . در آغاز دو یا سه تیم ده نفره برای مدت دو سال به اسرائیل اعزام شدند و ساواک جهت آموزش بازجویی ، ضد براندازی ، خط شناسی و سایر تخصص ها از استادان اسرائیلی بهره می برد و این مسئله به حدی گسترش یافت که تعداد متخصصان جاسوسی و ضد جاسوسی اسرائیل ـ که دوره های آموزش ساواک را اداره می کردند ـ از تعداد مربیان امریکایی بیشتر شد . در طی دو دهه چهل و پنجاه ، سازمان امنیت ایران عده زیاد ی از مأموران و افسران عالیرتبه ساواک را برای فراگیری شگردهای جاسوسی و کسب اطلاع به اسرائیل اعزام کرد . در کنار این همکاری ها ، آمد و شد مقامات امنیتی در عالی ترین سطح و به همراه مبادله اطلاعات علیه گروه های چریکی ، خصوصا گروه های مسلمان و چیگرای ایران که با سازمان آزادیبخش فلسطین روابطی داشتند ، شدت گرفت . در عین حال اسرائیل سه پایگاه عمده و مهم برون مرزی در جنوب و غرب ایران احداث کرد . ارتشبد حسین فردوست در خاطرات خود توضیح می دهند که سرتیپ علوی کیا اظهار کرد که مدتی است اسرائیلی ها سه پایگاه برون مرزی در غرب و جنوب ایران احداث کرده اند . نیمرودی بابت این پایگاه ها هر ماه مبلغی رشوه به سرتیپ علوی کیا و سرلشکر معتضد ـ که رئیس قسمت اطلاعات خارجی ساواک بودند ـ می دهند . این سه پایگاه در خوزستان و ایلام و کردستان مستقر بودند و اسرائیل بهترین مأموران خود را برای اداره این پایگاه ها مأمور کرده بود و هدف پایگاه های برون مرزی اسرائیل در ایران ، عراق و کشور های عربی بود . (3)
تأسیس پایگاه موساد در خوزستان ، از اقدامات مهم در زمینه همکاری امنیتی دو رژیم بود . موساد از میان عرب زبانان بومی خوزستان جمع زیادی را به استخدام در آورد که با پاسپورت های جعلی از مرز می گذشتند و با بستگان و دوستان خود در خاک عراق ارتباط برقرار می کردند و گاه و بی گاه در تأسیسات و مؤسسات نظامی و سیاسی بصره و بغداد نفوذ می کردند . این در حالی بود که نیروهای ساواک و موساد درگیر مسائل اطلاعاتی نمی شدند . ایران و اسرائیل به وسیله بهره گیری از این پایگاه ها قادر بودند اطلاعات با ارزش را درباره تسلیحات روسی به دست آورند ، خصوصا آنکه درباره هواپیماهای میگ روسی اطلاعات بسیاری داشتند اما هنگامی که اسرائیلی ها می خواستند این اطلاعات را به سیا بفروشند متوجه شدند که ساواک این اطلاعات را قبلا به طور مجانی به سیا داده است . (4) پس از کودتای عبدالسلام عارف در 16 بهمن 1341 /8 فوریه 1963 ، فعالیت های ضد ایرانی در عراق افزایش یافت . عراق با تشکیل حزب التحریر العربی به قصد کسب استقلال برای خوزستان ایران ، رهبری آن را به محی الدین ناصر یکی از مقامات شرکت ملی نفت ایران سپرد . عبدالسلام عارف مبلغ 300000 پوند و مقداری سلاح به وی داد و از او برای سفر به عراق دعوت کرد . محی الدین ناصر پس از بازگشت از عراق کابینه ای با یازده عضو تشکیل داد و دفاتر حزب التحریر العربی را در خرمشهر ، اهواز ، آبادان و دزفول ایجاد کرد . این برنامه به سرعت توسط پایگاه اسرائیلی کشف شد و 80 نفر از افراد محی الدین ناصر دستگیر شدند ، 18 نفر به حبس ابد و ناصر و دو تن دیگر به اعدام محکوم شدند . یکی دیگر از همکاری های عمده ساواک و موساد علاوه بر همکاری های گسترده با سازمان اطلاعاتی ترکیه ، همکاری بر سر قضیه كردهای عراق و غارت منابع آثار فرهنگی و عتیقه ایرانی بود.در خصوص قضیه کردستان مجله ای اسرائیلی به نام هاعولام هزه در 1963/1/31 منافع اسرائیل را در کردستان چنین توضیح داده است :
ما مایلیم که یک کردستان مستقل و آزاد تشکیل گردد تا بتوانند مانند ما در یک منطقه که اکثریت آن را اعراب تشکیل می دهند یک کشور غیر عربی به وجود بیاورند . ما در این منطقه محتاج هم پیمان هستیم و دوستی کردها خود به خود به قدرت ما خواهد افزود ، بلکه خواهد توانست ما را به آن عده از اعراب مترقی عراق ، الجزایر و مصر که از تمایلات کردها طرفداری می کنند ، نزدیک سازد .
درک نیات اسرائیلی ها در خصوص کردستان چندان پیچیده نبود و مقامات ایرانی نیز بر این مسئله وقوف داشتند ، مرتضایی ، مسئول نمایندگی ایران در اسرائیل ، در گزارشی خیلی محرمانه در 1354/4/3 ، به وزارت امور خارجه چنین می نویسد :
اسرائیل نه به سبب دوستی با کردها بلکه به سبب دشمنی خود با عراق و به مصداق ضرب المثل نه به خاطر حب علی ( ع ) بلکه به خاطر دشمنی با معاویه در سال های اخیر کوشیده است که بین ملت یهود و کرد شباهت هایی را اثبات و سرنوشت کردها را با سرنوشت خود یکسان قلمداد کند . (5)
به همین خاطر ، دولت و سازمان های امنیتی ایران و اسرائیل همکاری های گسترده ای در وقایع کردستان داشتند ؛ چرا که ایران نیز با مشغول داشتن ارتش عراق با کردها ، مانع فشار و دخالت عراق در مرزهای غربی و جنوبی ایران می شد و دیگر اینکه امنیت مرزهای شرقی اسرائیل تضمین بیشتری می یافت و این بارزترین دلیل و توجیه همکاری شاه و اسرائیل بود . حملات سازمان یافته کردها به رهبری ملا مصطفی بارزانی علیه بغداد ، در سال 1961 آغاز شد و تا 14 سال با حمایت شاه و اسرائیل تداوم یافت . در اوایل دهه 1340 ، مقامات ساواک ملاقاتی بین ملا مصطفی و رئیس ستاد ارتش اسرائیل ، سپهبد زوی تسور ، و دو مقام بلند پایه دیگر از وزارت دفاع اسرائیل ترتیب دادند . هیئت اسرائیلی از پیرانشهر با لباس کردی وارد خاک عراق شد و در آنجا با بارزانی ملاقات کرد . درخواست عمده کردها از هیئت اسرائیلی امکانات لجستیک برای گسترش دوره عملیات ها و تغییر ماهیت جنگ چریکی به جنگ منظم و گسترده بود . از آن پس در سال 1342 ، کمک های فراوان به شکل تسلیحات ، مهمات و مشاوره نظامی اسرائیلی ها از طریق مرز ایران با همراهی و كمك های ساواك روانه كردستان عراق شد و در تابستان 1341 اولین دوره آموزشی برای افسران کرد توسط مربیان اسرائیلی آغاز گشت .
پایگاه های اسرائیل تا سال 1346 در ایران فعال بودند ولی پس از آن اعلام کردند چون اطلاعات کامل شده است پایگاه ها را تعطیل و به اسرائیل منتقل کردند و از طریق شبکه های ایجاد شده به فعالیت های خود ادامه دادند . آنها از طریق همین عوامل و با استفاده از پول و زن به سفارتخانه های عربی نفوذ و از آنها عکسبرداری می کردند . وقتی ایران بود چه حمایت از کردها را کاهش داد ، اسرائیل این خلأ را پر کرد و پس از جنگ 1967 تجهیزات روسی غنیمت گرفته شد از ارتش های مصر و ساف تحویل کردها شد و ماهیانه مبلغ 500 هزار دلار به کردها پرداخت می شد و ملا مصطفی بارزانی در پاییز 1352 از اسرائیل دیدار کرد . پس از بحران سال 1970 و کشتار فلسطینی ها در عملیات سپتامبر سیاه ، ملک حسین ، پادشاه اردن ، با ارسال تجهیزات و مهمات غنیمتی از انبار سازمان آزادیبخش فلسطین به کردها ، به صف مبارزه با اسرائیل و ایران علیه عراق پیوست تا ارتش 260 هزار نفری عراق را ـ که سه لشکر آن در مرزهای اردن مستقر بودند-به خود مشغول سازد.جالب اینكه كلیه كمك هایی كه توسط اسرائیل و ایران به کردها می شد با اطلاع و اجازه امریکا صورت می گرفت . روزنامه جروزالم پست نوشت : « سلاح هایی که از طرف C.I.A ( سیا ) و به دستور شخص پرزیدنت نیکسون به طور محرمانه در سال 1351 در اختیار کردهای عراق گذاشته شد انواع اسلحه روسی بود که اسرائیل از اعراب به غنیمت گرفته بود . »
پیگیری بیشتر این حوادث ، ما را به نتایج قابل توجهی از هماهنگی سرهنگ یعقوب نیمرودی در اجرای این عملیات می رساندند . یکی دیگر از عرصه های حضور و دخالت اسرائیل با کمک سازمان امنیت اسرائیل و ساواک تاراج سرمایه های ملی کشور بود . سرمایه های ملی ایران و گنجینه های کهن با اطلاع مقامات رژیم پهلوی در مقیاس بسیار وسیع غارت می شد که در این بین آثار سفالینه املش از اهمیت ویژه ای برخوردار بود . یکی از افراد که در این امر بسیار فعال بود ایوب ربانو نام داشت که در طول سالیان متمادی در تمامی نقاط ایران دست به حفاری زد و بزرگ ترین مجموعه آثار باستانی ایران را گرد آوری کرد که برخی از آنها در جهان بی نظیر بوده است . موزه تصئیل اسرائیل مجموعه آثار ایرانی را به نمایش گذاشت که ارزش آن در آن زمان به 4/5 میلیون لیره اسرائیل می رسید . در گزارشی که نمایندگی ایران در تل آویو در 28 آذر 1344 فرستاده ، آمده است :
کلکسیون مربوط به هنر ایرانی در موزه اسرائیل در نوع خود یکی از مهم ترین کلکسیون های جهان می باشد که ارزش آن به 3 میلیون دلار می رسد و در این کلکسیون آثاری وجود دارد که بهائی برای آن نمی توان گذاشت ، زیرا در جهان منحصر به فرد می باشد . در ظرف دو سال کلکسیونی که در اورشیلیم متمرکز شد شامل آثاری 3000 ساله از دوران ما قبل تاریخ تا قرن شانزدهم بود .
نمایشگاه آثاری که از طرف محسن فروغی فرزند محمد علی خان فروغی ( ذکاء الملک ) در سال 1345 برگزار شد ، شامل 300 عدد از این عدد شاهکارهای تاریخی بود . در مورد سرقت اشیای عتیقه ، اردشیر زاهدی ، وزیر امور خارجه ، در سال 1347 با تجاهل به وزارت فرهنگ و هنر می نویسد : « در مورد نحوه خروج این اشیاء از ایران اطلاعی در دست نیست ولی مرتبا در چمدان های یهودیانی که به اسرائیل می روند اشیای عتیقه ایرانی ، به خصوص نسخ خطی کتب مختلف مخفی شده و بدون جلوگیری پلیس وارد اسرائیل می شود . » از سارقان برجسته این اشیاء سرهنگ یعقوب نیمرودی بود که در جریان سال های حضور خود در ایران اشیای فراوانی را غارت کرده بود . مجله هاعولام هزه در 1357/7/27 می نویسد :
وقتی یعقوب نیمرودی مأموریت خود را به پایان رسانید ... خانه اش در اسرائیل سراسر با آثار ایرانی تزئین شده است ... گنج واقعی در خانه آقای نیمرودی کلکسیون آثار باستانی به ویژه ظرف سفالین از املش متعلق به 3000 سال قبل از میلاد همچنین آثار باستانی دوره اسلامی ( 700 سال قبل ) وجود دارد . بدون شک خانه نیمرودی یک مرکز فرهنگ و هنر اصیل ایرانی است که آثار آن طی سال های تلاش تهیه شده است .
ختم کلام ، گزارش اداره کل هشتم ساواک در 1357/1/27 به ریاست ساواک است که در آن آمده است :
در تاریخ 1357/1/14 از سرویس مرکزی اسرائیل در تل آوریو شخصی تماس گرفت و اظهار داشت شخصی به نام یعقوب نیمرودی ... که اکنون میلیونر است امروز می خواهد پیش ما ( به اسرائیل ) بیاید و با خودش چیزهایی دارد که ما نمی خواهیم با آنها به این طرف و آن طرف بگردد کاری کنید که او راحت از تهران خارج شود ... (6)
 




[ چهارشنبه 12 بهمن 1390  ] [ 1:12 AM ] [ ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

نویسنده وبلاگ
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 9635 نفر
كل مطالب : 17 عدد
تعداد کل نظرات: 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: چهارشنبه 12 بهمن 1390 
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 12 بهمن 1390 
امکانات وب