به راستی حسین(ع) کیست؟

عزت در بدست آوردن دنیا نیست ؛ در از دست دادن و فدا کردن همه ی دنیاست ، برای او و برای رضای او ... آری حماسه ی او ثابت کرد: عزت در بدست آوردن دنیا نیست ...

درباره ما

عزت در بدست آوردن دنیا نیست ؛ در از دست دادن و فدا کردن همه ی دنیاست ، برای او و برای رضای او ... آری حماسه ی او ثابت کرد: عزت در بدست آوردن دنیا نیست ...

نویسنده

علیرضا

اوقات شرعي

ذكرايام هفته

دانشنامه عاشورا

دانشنامه عاشورا

دیگر امکانات



کد کج شدن تصاوير

باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

مطالب اخیر وبگاه

در جلسه مسئولان ایرانی با استاندار کربلا آمادگی ایران برای همکاری با طرف عراقی در بحث اسکان و حمل و نقل زائران اربعین اعلام شد.

 

معاون سازمان حج و زیارت افزود: در این دیدار که با حضور جناب آقای دانایی فر سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق برگزار گردید، آقای میالی معاون استاندار کربلا و همچنین آقای قاسمی مسئول دفتر نمایندگی سازمان حج و زیارت در عراق به عنوان نمایندگان طرفین برای پیگیری امور معرفی شدند.



نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:38 PM | نظرات(0)

سرد و سنگین ابرها را سوگوار آورده‌اند

شرحه شرحه ماجرایی ناگوار آورده‌اند

 

بازهم یک زخم کهنه، ماجرای خیر و شر

افتضاحی فاش را مردم به بار آورده‌اند

 

خاک و خاکستر نشانده بر دل تقویم‌ها

سینه‌های نصف جان را داغدار آورده‌اند

 

درد در جان‌ها نمی‌گنجد، قیامت می‌کند

خون و آتش را به صحن  نیزه زار آورده‌اند

 

تیغ بر خورشید و بر انوار مشرق می‌زنند

کورهایی سنگ دل، شب‌های تار آورده‌اند

 

در سپاه کفر قرآن را به خون آلوده‌اند

لکۀ ننگ بزرگی یادگار آورده‌اند

 

نینوا در نینوا گویی جهنم پیش و روست

ذوالجناح غرق خون را بی سوار آورده‌اند

 

اشک می‌بارد پیاپی چشم عالم ناگزیر ...

روی نیزه هاتفی را سر به  دار آورده‌اند

 

بغض و خون در سینه‌های پاره پاره یخ زده

چهره‌های کوفیان را شرمسار آورده‌اند

 

رنگ و رویی زرد بر ماه محرم مانده است

چشم‌ها را داغدار و زار زار آورده‌اند

 

ازگلوی دشت و صحرا آب خوش پایین نرفت

ناله‌های العطش از جویبار آورده‌اند

 

دل تهی کرده تمام آسمان‌ها و زمین

سر به روی نیزه و نی آشکار آورده‌اند

 

محتشم‌ها را به میدان می‌کشد این سوگ و غم

کس نمی‌فهمد چه‌ها بر روزگار آورده‌اند

 

کوچ باید کرد از این مردم نفرین شده

دسته دسته سارها را خاکسار آورده‌اند

 

گرد و خاک تیرۀ دل را نمی‌شوید زمان 

ماه خون آلود را جای بهار آورده‌اند

شاعر: سید مهدی نژاد هاشمی


نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:37 PM | نظرات(0)

روزی هزار بار که شکر خدا کنیم
شاید که حق آمدنش را ادا کنیم


شب‌های ماتم آمده باید که خویش را
آماده تا برای دو ماه عزا کنیم


امسال هم بدون تو سرزد هلال غم
کی با رخ تو دیده به این ماه وا کنیم
؟


ما عهد کرده‌ایم، به هر بزم روضه‌ای
اول برای روز ظهورت دعا کنیم


صاحب عزا بیا که به اذن نگاه تو
در سینه باز خیمۀ ماتم به پا کنیم


دستی بده که سینه زن نوحه‌ها شود
اشکی بده که خرجی این دیده‌ها کنیم


شاگرد مکتب شهدا و ولایتیم
هیهات اگر که بیرقتان را رها کنیم


یک روز می‌رسد که همه در جوار تو
عزم زیارت نجف و کربلا کنیم

شاعر: محمد علی بیابانی


نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:36 PM | نظرات(0)

اتل متل یه ساقی

ساقی تشنه لب‌ها

یه دشت پرستاره

زیر ستیغ ابرا

 

اتل متل یه ساقی

مشک و گرفته بردوش

با شیهۀ مرکبش

دشمنو کرده خاموش

 

اتل متل یه ساقی

یه بچّه شیر تو میدون

یه بیقرار عاشق

آره! یه مرد مردون

....



نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:35 PM | نظرات(0)

سری بر نیزه می‌خندد و دشتی سرخ و خون آلود
غروری منتشر از خاکِ ما تا اوج نامحدود

 

نگاه بی نیاز کودکی شش ماهه اما مَرد
و آن سوتر نشسته غرق موج بی نیازی رود

 

گلستانی پر از یک فوج ابراهیم در آتش
و روی خاک، در مانده تمام جبهۀ نمرود

 

هنوز از دشت می‌خیزد صدای عاشقان، گویا
که گاه وصل نزدیک است، آی ای زندگی بدرود

 

و دستان ظریف بچه‌ها در خویش افسرده است
جواب پرسش «انسان چگونه باید آیا بود؟»

 

و این تصویر رویایی فقط یک چیز کم دارد
زنی درد آشنا با بانگ «زیبا بود، زیبا بود»

شاعر: الهام یاوری


نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:35 PM | نظرات(0)

شروع فصل سرودن،شروع ماتم هاست
و درنگاه ِ تمام ِ فرشته‌ها غوغاست

چقدر تشنه پریدن به کامشان شیرین
چقدر وسعت دل‌های پاکشان دریاست

 

کجاست دست نجیبی که یاریش بکند
چقدر ماه بنی هاشمی در این صحراست؟

 

چقدر بال کبوتر، چقدر تیر بلا
چقدر خون به دل گر گرفتۀ دنیاست


کنار علقمه سرو ایستاده افتاده
چقدر بعد علمدار کربلا تنهاست


دوباره عطر گل سرخ در اذان پیچید
صدای باور الله اکبر لیلاست

نشسته یال نجیبی به غربت تاریخ
چقدر صحنۀ اعجاز عاشقی زیباست

به روی نیزه گلویی بریده قرآن خواند
شروع روشن خورشید ظهر عاشوراست

شاعر: مریم حقیقت


نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:34 PM | نظرات(0)

دیگر سر آهنگران شامی و کوفی خلوت شده؛ بازار نعل زنان کساد است و مشتری نیزه‌ها و خنجر‌ها هم تمام شده‌اند و حالا جلوی چشمان زینب بر سر گوشواره و انگشتر چانه می‌زنند.



نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:32 PM | نظرات(0)
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )