آیا در روز عاشورا اصحاب امام حسین (ع) با حفر چاه امکان دسترسی به آب را نداشتند؟

نتیجه تصویری برای اب و عاشورا

 

روشن است که نهضت امام حسین(ع) در شرایطی ایجاد شد که قدرت در دست امویانی بود که در تحریف حقایق مشهور و معروف بودند به همین دلیل نهضت کربلا دچار یک توطئه کم نظیر تبلیغاتی شد. همینطور در روزگار بنی عباس؛ زیرا آنان نیز همان سیاست بنی امیه را دنبال می کردند بلکه در بعضی موارد آنان با علوی ها با شدت و قساوت بیشتری برخورد می کردند . به همین جهت بسیاری از وقایع نهضت امام حسین(ع) بویژه جزئیات آن بر ما پوشیده مانده است.

 

روشن است که نهضت امام حسین (ع) در فاصله زمانی طولانی قبل از روز عاشورا شروع شد. از زمانی که کاروان از مدینه منوره حرکت و با عبور از منزلگاه های متعددی به مکه رسید و سپس از آنجا به سوی عراق خارج شده و بعد از طی منازلی در کربلا مستقر شدند، اما ما وقتی به تاریخ نهضت مراجعه می کنیم گزارش قابل توجهی از حوادث و وقایع مسیر حرکت نمی یابیم بلکه بسیاری از وقایعی که در روز عاشورا اتفاق افتاده مخفی مانده است. یکی از این وقایع مسأله عطش امام حسین و اصحاب ایشان است. بله در منابع متعدد حدیثی و در کتب زیارات و تاریخ با سند صحیح و قابل اعتماد، اصل مسأله عطش امام حسین(ع) و اینکه آن حضرت با لب تشنه به شهادت رسیدند، آمده است که به بعضی از این موارد اشاره می کنیم:

 

1- علامه نوری و علامه مجلسی روایت کرده اند: حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحاب ایشان مظلومانه و در حالی که جسم و جانشان، مقهور و مورد ستم قرار گرفته بود و با لب تشنه به قتل رسیدند. [1]

 

2- صاحب مستدرک الوسائل از امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که فرمود: "حضرت حسین علیه السّلام که صاحب کربلاء است در حالى که مظلوم و اندوهگین و تشنه و غصه‏دار بود شهید شد." [2]

 

3- علامه مجلسی روایت کرده است که جبرئیل وقایعی را که بر امام حسین (ع) اتفاق می افتد برای حضرت آدم (ع) نقل کرد از جمله این که : این پسر تو دچار یک مصیبتى خواهد شد که مصائب دیگر در مقابل آن کوچک خواهند بود: حضرت آدم فرمود: چه مصیبتى؟ جبرئیل گفت: حسین در حالى شهید مى‏شود که عطشان، غریب، تنها، بى‏یاور و بى‏معین خواهد بود." [3]

 

علاوه بر روایاتی که ذکر شد روایات زیاد دیگری نیز وجود دارد [4]   که قضیه عطش امام حسین (ع) را برای ما مسلم می کند، اما بسیاری از جزئیات آن بر ما مجهول است در باره این که برای تهیه آب اقدام به حفر جاه کردند یا نه روایاتی وجود دارد که به آنها اشاره می کنیم:

 

1- بنا به نقل برخی از روایات "... امام کلنگی برداشت و پشت خیام زنان به فاصله نه گام به طرف جنوب زمین را کند آبی گوارا بیرون آمد و آن حضرت و همراهان همه آب آشامیدند و مشک ها را پر کردند ... . [5]

 

ممکن است با توجه به نزدیکی کربلا به رود خانه فرات و بالا بودن سطح آب اصحاب نیز از این شیوه استفاده کرده باشند ولی این امر موجب گردید که دشمن از این امر مطلع شود و از آن به شدت جلو گیری کند!.

 

2- در تاریخ آمده است: "چون این خبر به عبیدالله زیاد رسید در ضمن نامه ای به عمرسعد، از او خواست که نگذارند اهل بیت امام حسین (ع) به آبی دست پیدا کنند و در نامه اش نوشت: به من چنان رسانیده اند که حسین (ع) و یاران او چاه ها حفر کرده و آب بر می دارند، به همین جهت امکان هیچ شکستی برای ایشان نیست، چون بر مضمون نامه مطلع شوی باید که حسین بن علی (ع) و یاران او را از کندن چاه منع کنی و نگذاری که دنبال آب بگردند. [6]

 

3- از مناقب نقل شده که اهل بیت امام حسین (ع) در سه شبانه روزی که از آب ممنوع بودند، گاهی برای استعمال آب غیر شرب چاه حفر می کردند که دشمنان آنرا پر کردند (ممکن است آب چنین چاهایی با عمق بسیار کم مناسب نوشیدن نبوده است)، و گاهی حضرت ابوالفضل (ع) شجاعانه محاصره شریعه فرات را شکسته و آب می آوردند. در شب عاشورا، حضرت علی اکبر (ع) با 50 نفر به شریعه رفت و آب آورد ولی از صبح عاشورا دیگر ممکن نشد که آبی به حرم امام حسین (ع) [7] برسد که هدف دشمن هم این بود که اهل بیت (ع) بر اثر شدت تشنگی از پا درآیند چرا که از شجاعت آنان با خبر بوده و می دانستند که اگر تشنگی بر آنان اثر نگذارد، هرگز قادر بر غلبه بر اهل بیت (ع) نیستند و در نهایت هم با این حربه غیر انسانی توان جسمی لشکریان امام حسین را گرفته و آنان را به شهادت رساندند [8] .

 

[1] مستدرک‏الوسائل ج : 10 ص : 238، بحارالأنوار ج : 98 ص : 27 .

[2] مستدرک‏الوسائل ج : 10 ص : 240.

[3] بحارالأنوار ج : 44 ص : 246.

[4] بحارالأنوار ج : 44 ص : 246.، بحارالأنوار ج : 98 ص : 46، کامل الزیارات الباب الثامن و الأربعون کیف یحب أن یکون زائر الحسین بن علی ص 131.، ثواب‏الأعمال ص : 89.، بحارالأنوار ج : 44 ص : 304،الکافی ج : 6 ص : 392، کامل‏الزیارات ص : 107.، دیوان دعبل الخزاعی ، القصیدة التائیة.

[5] مدینة المعاجز، الباب الثالث فی معاجز الامام ابی عبدالله الحسین (ع)، ص 245.

[6] الفتوح، ابومحمد احمد بن علی اعثم کوفی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1372، بخش دوم، فصل ششم امام حسین (ع)، یزید، قیام، ص 893.

[7] منتهی الآمال، شیخ عباس قمی (ره)، انتشارات بهزاد، چاپ دوم، 1381، باب پنجم، مقصد سوم، فصل اول، ص 427، حاشیه.

 

[8] نک: زندگانی امام حسین (ع)، سید هاشم رسولی محلاتی، چاپ چهارم، نقد نشر فرهنگ اسلامی، 1378، ص 387.http://www.islamquest.net/



[ شنبه 25 مهر 1394  ] [ 5:01 PM ] [ زینب زارع ]

ماه محرم- سال بيستم هجري قمري

33.jpg
 
 
 
تدوين نخستين ديوان حکومتي به دستور عمر بن خطاب. [1] .
 
پس از آنکه مسلمانان در دهه اول پس از رحلت رسول اکرم صلي الله عليه و آله فتوحات متعددي به دست آوردند و مناطق وسيعي از شام، مصر، ايران و عراق را تصرف و بر مجموعه سرزمين پهناور جزيرة العرب افزودند، اموال و ثروت هاي فراواني از سوي فرماندهان فاتح و کارگزاران حکومتي به سوي مدينه، مقر حکومت عمر بن خطاب دومين خليفه مسلمانان، سرازير شد. عمر براي مصرف آن ها و نحوه تقسيم ميان مردم با برخي از صحابه مشورت کرد. پيشنهادهاي گوناگون صحابه در اصل بيت المال و يا نحوه توزيع و تقسيم آن در منابع تاريخي نقل شده است و از بازگو کردن همه آنها در اين جا معذوريم و تنها پيشنهاد چند نفر را نقل مي کنيم:
 
1 - جبير بن حويرث روايت کرده است: علي بن ابي طالب عليه السلام به عمر پيشنهاد کرد که تمام دارايي هايي که در نزدت گردآوري شده اند، در هر سال ميان مردم تقسيم کن و چيزي را (بي جهت) نگه ندار.
 
2 - عثمان بن عفان به عمر گفت: اموال فراواني را مي بينم گردآوري شده است. اگر آن ها را حساب و کتاب نکني معلوم نشود چه کسي از آن بهره برده است و چه کسي محروم مانده است، اين موضوع در ميان مردم منتشر مي شود (و باعث بدگماني آنان مي گردد).
 
3 - وليد بن هشام به عمر بن خطاب گفت: هنگامي که من به شام مسافرت کردم، پادشاهان آن جا را ديدم که ديواني براي محاسبات تشکيل داده و سربازگيري و تشکيل قشون مي دادند. پس تو نيز ديواني فراهم کن و ارتشي براي مسلمانان، تشکيل بده، عمر بن خطاب پس از مشورت ها، و تصميم به تشکيل ديوان (دفتر محاسبات مالي) گرفت و عقيل بن ابي طالب، مخرمة بن نوفل و جبير بن مطعم را مامور تشکيل دفتر خانه و سرشماري مسلمانان کرد. [2] .
 
 

ادامه مطلب
[ شنبه 25 مهر 1394  ] [ 4:58 PM ] [ زینب زارع ]

السلام علیک یا اباعبدالله (ع)

 

در كوچه ها نسیــم بهشت محرّم است
این شهر بی مجالس روضه جهنّم است

پیــــراهـنِ سیــاهِ عـــزاداریِ شمـــا
زیباترین تجلّی عشق مجسّم است

شكر خــدا كه هیئــت مان باز دایــر است
شكر خدا كه بر سر این كوچه پرچم است

بیـــــرون ندیده اید زنی ایستــــاده است؟
بالَش شكسته است، قدَش هم كمی خم است

لبخنـــدِ تلـــخِ فاطمــــه بر تـك تـكِ شمــــا
یعنی خوش آمدید و همان خیر مقدم است

من كه ندیدمش دمِ در، خب شما چطور؟
صد حیف سوی چشم گنهكار ما كم است

پرواز می كنیم از این پیله های تنگ
فصل بلوغ شیعه یقیناً محرّم است

در مجلسِ عـــزای امــامِ قتیــــلِ اشـــك
روضه به شور و واحد و نوحه مقدّم است

وحید قاسمی

 

 



[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 5:28 PM ] [ زینب زارع ]

روز اول محرم- سال چهاردهم هجري قمري

 
 
نتیجه تصویری برای امام حسین
 
 
نبرد مسلمانان را روميان در «مرج صفر».
 
اين نبرد که در منطقه «مرج صفر» در حوالي دمشق (مرکز شام) واقع شد، به جنگ «روز مرج صفر» معروف گرديده است.
 
ابوبکر بن ابي قحافه پس از سرکوبي مرتدان و آنهايي که پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم راه ارتداد را در پيش گرفته بودند، سپاه بزرگي از مسلمانان مدينه، مکه، طائف و ديگر مناطق نجد و حجاز فراهم نمود و آنان را براي نبرد با روميان، عازم شام کرد.
 
وي، سه پرچم براي سه تن از فرماندهان بست و آنان را به فرماندهي سپاه منصوب کرد. آن سه عبارت بودند از: خالد بن سعيد بن عاص، شرحبيل بن حسنه و عمرو بن عاص. امارت کل فرماندهي را بر عهده ابي عبيده جراح و پس از او بر عهده يزيد بن ابي سفيان گذاشت.
 
هم چنين، خالد بن مغيره را که در عراق به سر مي برد به کمک جنگجويان مسلمان در شام فرستاد و هر چند گاهي تعدادي از افراد مناطق اسلامي را تجهيز و براي تقويت سربازان به شام اعزام مي نمود.[1] .
 
سرانجام ميان مسلمانان و روميان در مناطق مختلفي از شام، نبرد و درگيري آغاز گرديد و مدت ها به طول کشيد و از طرفين تعداد بي شماري کشته، زخمي و اسير گرديدند، ولي در بسياري از اين نبردها، پيروزي با سپاه مسلمين بود و شهرهاي شام يکي پس از ديگري به دست مسلمانان گشوده مي شد.[2] .
 
نبرد «مرج صفر»بنا بر روايت «فتوح البلدان»در هلال محرم سال 14 هجري قمري آغاز گرديد. در آن زمان، ابوبکر وفات يافته و خلافت به عمر بن خطاب منتقل شده بود.
 
اين نبرد که از بزرگترين درگيري هاي مسلمانان و مسيحيان بود، پيش از فتح دمشق و بيست روز پس از نبرد معروف (اجنادين) واقع گرديد.
 

ادامه مطلب
[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 5:24 PM ] [ زینب زارع ]

روز اول محرم- سال نهم هجري قمري

 
نتیجه تصویری برای امام حسین
 
گماشتن کارگزاراني براي دريافت زکات از مسلمانان به فرمان رسول خدا ص. [1] .
 
پس از آن که آيه زکات و لزوم اخذ آن از مسلمانان بر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نازل گرديد، [2]  آن حضرت تصميم گرفت از دارايي هاي مسلمانان، مالياتي به عنوان «زکات» يا «صدقه» دريافت کند و در امر حکومت اسلامي و هزينه کردن در مواردي چون تامين معيشت مستمندان، آزادي بندگان، تامين رهگذران وامانده، بدهکاران بي چاره و تاليف قلوب دشمنان و غيره مصرف نمايد.[3] . آن حضرت در نخستين روز ماه محرم سال نهم هجري قمري، عاملان و کارگزاراني براي دريافت زکات، مأمور کرد و آنان را به مناطق مسلمان نشين و قبايل مسلمان اعزام کرد. برخي از افرادي که براي اين کار انتخاب شده بودند، عبارتند از: بريدة بن حصيب به قبيله هاي أسلم و غفار، عباد بن اشهلي به قبيله هاي سليم و مزينه، رافع بن مکيث به منطقه جهينه، عمرو بن عاص به طايفه بني کعب، و ابن لتيبه ازدي به طايفه بني ذبيان.
 
براي تمام قبايل و طوايف عربستان که در پناه حکومت الهي پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم زندگي مي کردند، کارگزاراني اعزام شدند. ولي در آن هنگام چون همه باديه نشينان و افراد طوايف و قبايل به اسلام نگرويده بودند و يا مسلمان شده ولي حقيقت اسلام را درک نکرده بودند، ماجراي زکات بر آنان سنگين آمد بدين جهت برخي از آنان از پرداخت زکات امتناع کردند.
 
از جمله، بني تميم، زکات خود را نپرداخته و براي مخالفت با فرمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آماده نبرد گرديدند. دسته اي از سربازان اسلام به سوي آنان رفته و مجددا فرمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را ابلاغ نمودند. ولي آنان اعتنايي نکرده و در عدم پرداخت زکات و مخالفت با رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم اصرار ورزيدند. به ناچار ميان سربازان اسلام و آنان درگيري و نبرد آغاز گرديد. سربازان اسلام در اين درگيري، تعدادي از افراد اين طايفه را اسير کرده و به مدينه آوردند. سران و بزرگان طايفه بني تميم، براي رهايي اسيران خود به سوي مدينه حرکت کردند. آنان چند شاعر زبردست جهت مفاخرات با مسلمانان به همراه بردند و در صدد مفاخره با رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بر آمدند. خطيبان و شاعران بني تميم در نزد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و مسلمانان مدينه، سخن سرايي و شعر خواني کردند. حسان بن ثابت که از شاعران مسلمان مدينه بود، بنا به فرمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اشعاري سرود و پاسخ بهتري به آنان داد. سرانجام بني تميم به ناتواني و بي منطقي خويش اعتراف کردند و يکي از سران آنان گفت: به خدا سوگند که از عالم غيب، محمد صلي الله عليه و آله و سلم را ياري مي کنند، خطيب ما و شاعر او از شاعر ما نيکوتر است.
 

ادامه مطلب
[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 5:19 PM ] [ زینب زارع ]

روز اول محرم- سال هفتم بعثت

نتیجه تصویری برای امام حسین
 
آغاز تبعيد پيامبر ص و طايفه بني هاشم در شعب ابي طالب.
 
پس از آن که به فرمان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم، گروهي از مسلمانان براي گريز از فشارها و سخت گيري هاي قريش مکه به کشور «حبشه» در آن سوي درياي سرخ مهاجرت نموده و در پناه نجاشي، سلطان بي آزار و رعيت پرور اين کشور قرار گرفتند و از سوي ديگر، ايمان و پشتيباني هاي بي دريغ ابوطالب عليه السلام و اسلام پذيري حمزه عليه السلام - دو تن از عموهاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و از شخص قريش - موجب تقويت مسلمانان و افت قدرت شيطاني مشرکان مکه گرديد، دهشت بزرگي، مشرکان قريش را فرا گرفت و آنان، قدرت و شوکت خويش را بر باد رفته ديدند. آنان براي تعريف موقعيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و مسلمانان و جلوگيري از گسترش و نفوذ اسلام، انجمني مهم برپا کرده و پس از گفت و گوهاي طولاني، بر محاصره اقتصادي و اجتماعي پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و مسلمانان و پشتيبانان آنان هم دست شدند. سران قريش در «دارالندوه»(مجلس اعيان و اشراف قريش) پيمان نامه اي به خط «منصور بن عکرمة» و امضاي صاحب نفوذان و بزرگان طايفه ها، نوشته و در داخل کعبه آويزان نمودند و سوگند ياد کردند که ملت عرب تا آخرين نفس به آن پاي بند باشند. پيمان نامه آنان، شامل موارد ذيل بود:
 
1 - هر گونه معاشرت و ارتباط با پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و مسلمانان ممنوع است.
 
2 - خريد و فروش کالا و مواد غذايي و هر گونه معاملات اقتصادي با آنان ممنوع است.
 
3 - در تمام رويدادها، بايد از مخالفان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و دشمنان مسلمانان پشتيباني گردد.
 
 

ادامه مطلب
[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 5:12 PM ] [ زینب زارع ]

روز اول محرم- سال اول عام الفيل

 

12.jpg

هجوم ابرهه به مکه معظمه جهت نابودي خانه خدا. [1] .
 
ابرهه بن صباح که با پشتيباني قيصر روم و نجاشي حبشه، بر کشور يمن استيلا يافته بود، براي خوار کردن ساکنان يمن و عرب هاي شبه جزيره عربستان، از هيچ تلاشي کوتاهي نمي ورزيد و به هر کردار ناشايستي اقدام مي نمود، او، بر طايفه (حمير)و بزرگان آن بسيار سخت گرفت و (ريحانه) دختر علقمه بن مالک را که از جهت زيبايي و کمالات نفساني، در طايفه خود کم نظير بود، به اجبار و اکراه از همسرش (ابومرة سيف بن ذي يزن) جدا کرد و خود با او ازدواج نمود.
 
بسياري از يمينيان به دست حبشيان به فرماندهي ابرهه کشته و بسياري ديگر اسير گرديدند و به عنوان (برده) به حبشه و روم فرستاده شدند و مابقي به ناچار سر در طاعت ابرهه در آوردند و او را به اميري خويش ‍ پذيرفتند. ابرهه در «صنعا» (پايتخت فعلي يمن) کنيسه اي بسيار مجلل و زيبا به نام «قليس» بنا کرد و از تمامي عرب ها خواست که از بت خانه ها و زيارت کعبه (خانه خدا) دست برداشته و جهت زيارت و عبادت، به صنعاء رفته و قليس را عبادت گاه خويش قرار دهند. بزرگان عرب از اين ماجرا خشمگين شدند و مردي از طايفه «بني فقيم»يا «بني مالک» را به سوي قليس فرستاده تا در آن ساختمان نشسته و بر زمينش پليدي و بي حرمتي کند. ابرهه از اين خبر بسيار ناراحت و خشمگين شد و تصميم به انتقام از عرب ها گرفت. او با تجهيز سپاهي سنگين از نيروهاي حبشي، عازم مکه گرديد. در بين راه يمن تا مکه، هر گروهي در مقابلش ايستادگي مي کرد، آنها را از دم تيغ و شمشير گذرانيده و به نابودي مي داد. کسي را ياراي پايداري در برابر وحشي گري هاي حبشيان نبود. از جمله، «ذو نفر» از طايفه حمير با گردآوري نيروهاي رزمي، به نبرد سپاهيان ابرهه رفت ولي کاري از پيش نبرد و متحمل شکست سنگين و بنيان کن شد و پس از نابودي سپاهيان، خود به اسارت ابرهه در آمد و به اجبار و اکراه، راهنماي حبشيان به سوي مکه شد. حبشيان به محض نزديک شدن به شهر مکه، اقدام به غارت و تاراج اموال مردم نمودند. آنان، هر چه از چهارپايان اهالي، مکه از قبيل شتر، اسب و گوسفند آنان را مي ديدند، غارت مي نمودند.
 

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 5:02 PM ] [ زینب زارع ]