اللّهم عجل لولیک الفرج..…

 

 

مهدی جان ...

. دست بـﮧ قلم بردم
. تا برایتان حرف ها بزنم...
. اما نشد ... .

خواستم از " دردم " بگویم دیدم دردِ شما، خودِ ((منم )) ... .

خواستم از " بـﮯ کسـﮯ " ام حرف بزنم.... دیدم تنهاتر از شما درعالم نیست .

خواستم بگویم " دلم از روزگار گرفتـﮧ " 
دیدم خودم در خون بـﮧ دل کردنِ شما کم نگذاشتـﮧ ام ...
.
.

قلم کم آورد ... 
بـﮧ راستـﮯ کـﮧ وسعت ((مظلومیت )) شما قابل اندازه گیرے نیست... .
.
اللّهم عجل لولیک الفرج..… 



[ جمعه 15 آبان 1394  ] [ 10:22 PM ] [ زینب زارع ]

پهلوان «حاج مرتضی اشتری» پیرغلام اهل بیت‌(ع)

 

روایتی از «سلام حضرت آقا» به پهلوان «حاج مرتضی اشتری» پیرغلام اهل بیت‌(ع)

بهترین خاطره‌ام مربوط به سال ۸۰ است که حضرت آقا به اصفهان آمدند و با نخبگان دیدار داشتند. در آن جلسه نمی‌توانستم روی پایم بایستم، آقا که متوجه این مسئله شدند بزرگواری کرده و به من سلام کردند.

 
 
نصف جهان از شهرهایی است که مردم آن سالیان سال عشق و ارادت خود را به اهل بیت(ع) نشان داده‌اند و چه در دوران صفویه و بعد از آن و چه قبل از این دوران تاریخی برای اصفهان، مردم این دیار، همواره از مریدان امام حسین(ع) به شمار می‌رفته‌اند.
در این بین هستند بزرگانی که با سال‌ها پیرغلامی اهل بیت(ع) در اصفهان شهره عام و خاص شده‌اند و هنوز که هنوز است و در سنین بالایی قرار دارند، علاقه بسیاری به اهل بیت(ع) از خود نشان می‌دهند.
پهلوان حاج مرتضی اشتری پیرغلام اهل بیت(ع)، شاعر و مداح اهل بیت ‌اصفهانی و پدر سردار حسین اشتری‌ فرماندهی نیروی انتظامی بامداد امروز چشم از جهان فروبست.
آخرین گفت‌وگو با خادم‌الحسین فقید حاج مرتضی اشتری را که به بهانه تجلیل از پیرغلامان اهل بیت‌(ع) در 19 دی‌ماه سال گذشته در اصفهان تهیه شد، را در ادامه می‌خوانید.
وارد خیابان باریک و قدیمی فروغی می‌شویم. کوچه پس کوچه‌های تنگ و باریک را پشت سر می‌گذاریم تا به درب کوچک چوبی می‌رسیم. وارد خانه ساده و قدیمی می‌شویم که پیرمرد باصفایی در انتظارمان نشسته. خانه هم مثل صاحب‌خانه‌اش اصالت خود را حفظ کرده، دکورهای خانه، بر خلاف خانه‌های امروز ما اصفهانی‌ها، پر است از کتاب ... چند قاب عکس بر روی دیوار و یک تابلو فرش مزین به نام نامی امیرالمؤمنین علی(ع) و خوشا به حال صاحب‌خانه‌ای که زیر سایه اهل‌بیت(ع) و با عشق و ارادت به آن‌ها عمری سپری کرده است.
پیرمرد ردا پوش که حدود 80 سال از خدا عمر گرفته، آرام و با طمأنینه نشسته و با صبر و حوصله پذیرای سئوالاتمان است. مثل همه اصفهانی‌های اصیل، صریح و حاضرجواب است و کوتاه و پرمغز پاسخ می‌دهد، طوری که دیگر نیازی به دوباره پرسیدن یا توضیح بیشتر نیست.
او جزو نسل مداحان قدیمی است که به قول خودش انگشت‌شمار آن‌ها مانده‌اند اما هنوز اصالت خود را حفظ کرده و با همان سبک و سیاق قدیم مداحی و نوحه‌سرایی می‌کند. سبک و منش این نسل قدیم مداحان با مداحان امروز زمین تا آسمان فرق دارد و این را هر خواننده‌ای می‌تواند از لابه‌لای پاسخ‌های کوتاه و صریحش بفهمد.
حاج مرتضی اشتری: از پیر غلامان اهل‌بیت(ع) صدایش دل‌نشین و اشعارش تأثیرگذار بود که با خلوص نیت و ارادتی که به اهل‌بیت(ع) دارد سخن می‌گوید و لاجرم سخنش بر دل می‌نشیند.
خبرنگار: مداحی را از کی شروع کردید؟
حاج مرتضی اشتری: پدر و برادر و پدربزرگم مداح بودند، من هم از 11 سالگی که همراهشان به مجالس عزاداری می‌رفتم شروع به مداحی کردم.

 

 

 

ادامه مطلب
[ جمعه 15 آبان 1394  ] [ 10:09 PM ] [ زینب زارع ]

«موسی جرجانی» پیرغلام سنّی اهل بیت «ع»: محبت، حرف اول و آخر ماست

 
محبت، حرف اول و آخر ماست
 
 
«موسی جرجانی» پیرغلام سنّی اهل بیت «ع»: محبت، حرف اول و آخر ماست
 
موسی جرجانی، نویسنده و پیرغلام اهل‌سنتِ اهل‌بیت (علیه‌السلام) می‌گوید: از قدیم هم شیعیان زیارت امام رضا می‌رفتند و هم ترکمن های سنی. اصلاً کسی بین ما به عمر خود در اینجا ندیده است که بین ما به خاطر شیعه و سنی بودن درگیری به وجود بیاید.
 
 
 
 محبت، حرف اول و آخر ماست
 
موسی جرجانی را یکی از نویسندگان و پیرغلامان اهل‌سنت در بین مردم ترکمن می‌شناسند. او سال‌ها نیز در رادیو و تلویزیون فعالیت کرده و حتی در طول20 سال گذشته تعداد 12 نمایش، برگرفته از آداب، رسوم و باور‌های دینی و اعتقادات ترکمن‌ها را نوشته و کارگردانی کرده است.
جرجانی در جشنواره کتاب دفاع مقدس سال 1386 با نوشتن کتاب «نغمه‌های عاشقان»، که بیانگر حضور ترکمن‌ها در دفاع مقدس بود، جایزه اول و لوح تقدیر و تندیس جشنواره را از دستان رئیس جمهور دریافت کرد. همچنین از موسی جرجانی با عنوان پژوهشگر برتر اهل‌سنت در یازدهمین اجلاس بین المللی پیرغلامان حسینی تقدیر به عمل آمد.
حالا جرجانی چند سالی است که پس از بازنشستگی در حال تالیف کتاب‌های مختلفی از جمله جایگاه اهل‌بیت(ع) در نزد اهل‌سنت ترکمن است. تالیفاتی که از طرف مسئولان همواره پنهان مانده و به آن توجهی نداشته‌اند.
به گفت‌و‌گو با وی نشستیم تا نظرات او را در مورد جایگاه اهل‌بیت(ع) در ادبیات مکتوب و فرهنگ شفاهی مردم ترکمن را جویا شودیم.
خبرنگار: آقای جرجانی، تعداد محدودی از کسانی که در بین اهل‌سنت حضور دارند از جایگاه واقعی اهل بیت «ع» نزد اهل‌سنت ترکمن آگاهی ندارند. قدری از این جایگاه برای ما بگویید.
مردم استان شامل دو قوم ترکمن و فارس محلی هستند. البته اگر به صورت جزئی‌تر نگاه کنیم 7 قوم در استان گلستان زندگی می‌کنند که مهم‌ترین آنها قوم ترکمن است که نیمی از جمعیت استان را تشکیل می‌دهد. اقوام دیگری هم در رامیان و مینو دشت و سایر مناطق استان زندگی می‌کنند. ترکمن و ترکمن صحرا قسمت شمالی استان را شامل می‌شود و مهم‌ترین شهر آن هم گنبد کاووس است.

ادامه مطلب
[ جمعه 15 آبان 1394  ] [ 10:05 PM ] [ زینب زارع ]

هرچه دارم از تودارم مولا

 
حاج اسماعیل وثاقی باهر در سال 1321/1/1شمسی 
در شهر تبریز در محله قره آغاج و کوچه نخودپزها در یک خانواده مذهبی بدنیا آمد
از همان دوران کودکی علاقه زیادی به شرکت در مجالس حسینی و مذهبی و دنیای 
مداحی داشت.
وی از حضور اساتیدی همچون : ناظم آقا- حاج عباس عطاری-حاج علی اصغر نائبیان-
حاج محمد مبهوت شاگردی نموده و بهره های فراوانی برده است.
وی در اندک زمانی آنچنان پیشرفتی در امر مداحی نمود و پس از چند سال 
هیئت عزارداران موسی بن جعفر(ع) تبریز را تاسیس نمود.
بیش از نیم قرن در حدود 60سال از عمر با برکت خود را صرف ترویج مکتب تشیع علوی 
و اهل بیت گذراندو از جمله چهره های ماندگار فرهنگی و مذهبی شهر تبریز است
و از دست شهردار وقت تبریز(علیرضا نوین) نشان عالی شهر تبریز را دریافت نموده 
و مورد تقدیر قرار گرفته است.
از باقیات و صالحات آنمرحوم : احداث دو باب حسینیه در شهرهای تبریز و مشهد میباشد.
وی با مرحوم ناظم آقا دوستی و همنشینی صمیمی داشت و در وی تاثیر زیادی کرده بود 
و سبک وسیاق خاصی در امر مداحی داشت.
از مرحوم حاج اسماعیل وثاقی 3پسرو 2 دختر به یادگار مانده است.
این پیر غلام ابا عبدالله از مدتها قبل از بیماری قلبی بسیار رنج می کشید و چند بار هم 
در بیمارستان بستری شد در طی سالهای اخیر.
وی نهایتا در شامگاه روز چهارشنبه مورخه 1392/09/20شمسی در سن 71 سالگی 
به ندای حق لبیک گفت و دار فانی را وداع نمود.
مراسم تشییع پیکر آنمرحوم روز جمعه با حضور جمع زیادی از عاشقان اهل بیت 
از شهر تبریز و شهرهای تهران و زنجان و باحضور جمع زیادی
از مادحین همچون: حاج فیروز زیرک کار - حاج منصور ارضی - حاج محمد رضا طاهری 
و هیئت همراه و همچنین حاج مهدی خادم آذریان - حاج ابرهیم رهبر
- حاج محسن رستگاری و ... از همان حسینیه آغاز و با دستان مردم در خیابان دارائی تبریز 
تشییع و سپس برای خاکسپاری راهی وادی رحمت تبریز شد.
یاد و نامش گرامی و راهش پر رهرو باد و با اربابش امام حسین (ع) محشور باد.
 


[ شنبه 9 آبان 1394  ] [ 8:02 PM ] [ زینب زارع ]

زندگینامه حاج منصور ارضى

 

نگاهي مختصر بر زندگي حاج منصور ارضي :
جناب استاد «حاج منصور ارضي » به سال 1332 شمسي در تهران ميلاد يافت. وي مداحي و ذکر براي اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام را از سن پنج سالگي آغاز کرد و در مجالسي که در محله هاي قديم تهران برگزار مي شد شرکت مي کرد.
در سن نوجواني به همراه عمويش (حاج حسن ارضي) در مراسم هاي مختلف به ويژه در مراسم دعاي کميل امام زاده قاسم ، و همچنين همه هفته در حرم حضرت عبدالعظيم (ع) شرکت مي نمود. همچنين مسجد جمکرانِ قم و ...به مراتب که از سن او مي گذشت مجالس و برنامه هاي ايشان در مکانهاي ديگر گسترده مي شد.
ايشان از آغاز انقلاب اسلامي ، عمدتاً با مداحي هدفمند و خط دار در زمينه ي انقلاب ، دفاع مقدس و ارزشهاي اسلامي و ... به ايجاد انگيزه الهي در بين مردم و به ويژه جوانان مي پرداختند. شيوايي ، زيبايي و متانت بيان ايشان در مداحي نياز به توضيح نيست ، زيرا کتاب و نوارهايي که از ايشان موجود است بيانگر آن مي باشد.گرچه تلاش مستمر ، مديريت ، تدبر ، نظم در برنامه ها و «به عشق» کارکردن ، از خصلت هاي خوب ايشان است ، اما برتر و ارزشمند تر از آنچه درباره ي او بيان شد و ارجمندتر از هنر وي مي باشد همانا توجه به ارائه مطالب آموزنده و سبکهاي متنوع و از همه بالاتر «سوز و نواي گرم مثال زدني» ايشان است که وي را محبوب دلها کرده است.

 

http://www.sibtayn.com/منبع:



[ شنبه 9 آبان 1394  ] [ 7:54 PM ] [ زینب زارع ]

روضه خونی که برای رفتن عجله داشت

سید جمال اولین فرزند آقا سید جواد بود که سال 1344به دنیا اومد... سید جمال باهوش و با استعداد در همون کودکی خیلی از آیات و روایات وخطبه های نهج البلاغه رو از بر بود و از بچگی با نهضت امام آشنا شد. روزهای انقلاب مصادف با پایان تحصیلا متوسطه سید جمال بود و پا به پای پدر و مادر درتظاهرات شرکت میکرد..سید همراه پدرش در تسخیرپادگان حر و زندان اوین شرکت داشت ودرحالیکه 13 سال بیشتر نداشت در بهمن ماه 1357 درتسخیر پادگان جی از ناحیه شکم مورد اصابت تیر مزدوران شاه قرارگرفت به طوریکه استخوانهای دنده اش  شکست ومدت پانزده روز دربیمارستان بستری شد وبا لطف خداوند و با توسل به اهل بیت شفا یافت. سیدجمال بعدازپیروزی انقلاب اسلامی درتثبیت دستاوردهای انقلاب درکنار خانواده مبارزش  فعال بود.اوبه علت توان بالایی که درتحلیل مسایل سیاسی داشت ازاول با بنی صدر مخالف بود وهرطور که میتوانست درجهت روشنگری جامعه ورسوایی این عنصر خبیث تلاش میکرد وبارها نیز توسط منافقین تهدید به مرگ شد وچند روز توسط عوامل بنی صدر به زندان انداخته شد.سید 14 ساله بود که برای مقابله با ضدانقلاب به کردستان رفت و درزمره یاران ونیروهای تحت امر شهید اصغروصالی و شهید چمران درعملیات پاکسازی پاوه  شرکت کرد وطی این عملیات ازناحیه چشم مورد اصابت تیر قرارگرفت و حتی مجروحیتش رو به خانواده اطلاع نداد ....

 

 

سید جمال از سمت راست ایستاده نفردوم درحلقه یاران شهید اصغروصالی


ادامه مطلب
[ شنبه 9 آبان 1394  ] [ 7:51 PM ] [ زینب زارع ]

در محضر پیرغلامان حسینی هنگام مرگ وقتی آقا آمد، پدرم دستم را فشرد

 

سید نورالدین دربندی یکی از پیرغلامان حسینی در معرفی خود گفت: 67 سال سن دارم، فرزند حاج سیدمحسن دربندی هستم، از شش سالگی روزهای پنجشنبه با پدرم به روضه می‌رفتم، یکی از افتخاراتم این است که پدرم خادم‌الحجاج بود و البته خودم نیز حدوداً در 45 سفر افتخار خدمت به حجاج را دارم و من این را مدیریت نمی‌نامم بلکه نوکری می‌نامم.

 
هر کجا مداح‌ اهل‌بیت(ع) وارد می‌شود، پیش از او رسول‌الله(ص) وارد شده است
دربندی ادامه داد: من در روضه‌ها از پدرم چیزهایی یاد می‌گرفتم؛ مثلاً وقتی وارد اتاق می‌شدیم و صاحبخانه هنوز نیامده بود، پدرم می‌گفت السلام علیک یا اباعبدالله و گریه می‌کرد؛ یک روز از او پرسیدم کسی در اتاق نیست که تو گریه می‌کنی، گفت پسرم تو یقین بدان که هرجا مداح اهل بیت(ع) وارد می‌شود قبلش رسول‌الله(ص) و حضرت زهرا(س) وارد شده‌اند، فلذا تو باید در مجلس روضه، دو زانو و مؤدبانه بنشینی و دست‌هایت را روی پاهایت قرار بدهی، خلاصه در هیئت‌ها بزرگ شدم و از اول نام حسین(ع) در گوشم و عشق حسین(ع) در دلم بود و و قبل از فوت پدرم به دستور او، نوکری ائمه(ع) را شروع کردم. 

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 6 آبان 1394  ] [ 6:24 PM ] [ زینب زارع ]

پیرغلام حسینی: اشک حسینی را برای کفنم نگه می‌دارم

 

سید احمد هاشمی یکی از پیرغلامان حسینی گفت: اهل انار رفسنجان هستم، در پنج سالگی با والدین مرحومم به تهران آمدم، پسرعموی مادرم، مرحوم حاج سید هدایت‌الله صابری اناری معممی نابینا و روضه خوان بود، من تقریباً از هشت سالگی دست او را گرفتم و به روضه‌ها می‌رفتیم و با او همصدا می‌خواندم، از همانجا شروع کردم و تقریباً تا 15 سالگی اینگونه ادامه داشت، بعد از آن یک کلاه بر سرم گذاشتم که مثل عرقچین بود تا بیست ساله شدم، 20 سالگی فینه بر سر گذاشتم که همین مولوی (به کلاه سرش که شبیه کلاه مولوی است و پارچه‌ای سبز به دور آن بسته شده است اشاره می‌کند) است. مرحوم صابری به من گفت تو چون 20 ساله شدی و در کوچه نمی‌توانی صبر کنی تا من بیایم من با پسر کوچکم سید سجاد به روضه می‌روم، آن روضه‌هایی که شما را دعوت کرده‌اند شما خودت تنها برو، به همین دلیل من از 20 سالگی به روضه‌ها می‌رفتم حالا هرچند تعداد که باشد و این رویه تا سال 1354 ادامه داشت، در این سال قسمتم شد که به مکه بروم، از آن زمان تا 1373 جزء خدمه به حج واجب می‌رفتم و عمره نیز 23 سفر به زیارت خانه خدا رفتم، با همین برنامه‌ای که جزء خدمه بودم و مداحی نیز می‌کردم که در بقیع، هتل، قبر حضرت همزه (ع) و بیت الاحزان که آن زمان هنوز بود می‌خواندم تا اینکه از سال 1373 دیگر به مکه نرفتم و بعد از آن نیز برنامه‌های خودم را داشتم که در مجالسی مثل هیأت‌های هفتگی، دهه‌ها و امثالهم بود، کربلا نیز با مرحوم صابری مشرف شدم که به وسلیه تذکره 15 تومانی بود یعنی گذرنامه‌ای درکار نبود و من از اول محرم تا آخر صفر در کربلا بودم، یک دهه در حرم امام حسین (ع)، یک دهه در حرم حضرت ابا الفضل (ع)، یک دهه در نجف، یک دهه در کاظمین و پنج شبانه روز نیز در سامرا بودم و انجام وظیفه کردم. 

 

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 6 آبان 1394  ] [ 6:21 PM ] [ زینب زارع ]

نمونه‌های پیوند عاشورا و انتظار

 

جریان امامت و ولایت ائمه اطهار علیهم‌السلام جداى از یکدیگر نبوده، بلكه متناسب با شرائط و مقتضیات زمان، جلوه‌هاى گوناگونی به خود گرفته است. این جریان، گاه در قیام سرخ، گاه در نهضت فرهنگی و علمی، گاه در لباس اسارت و گاه در تبعید و هجرت، متبلور شده است؛ اما از آن‌جا که تمامی معصومین، یک نور واحد هستند(خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَارا[1])، هدف واحدی را نیز دنبال می‌کنند.
 
حفظ مكتب، هدایت امت، تبیین و اجراى حق و عدل و نیز ستیز با باطل، هدف مشترک تمام امامان علیهم‌السلام بود که هم‌چون رودخانه‌اى كه در مسیر خود، پیچ و تاب خاصى مى‌یابد، در هر زمان به شکلی بروز یافت تا همگان را حیات بخشد و سرانجام به اقیانوس حاكمیت عدل و امن الهی در زمان حضرت ولی‌عصر (عج) بیانجامد.
 
لیكن در این میان، پیوستگی و ارتباط میان قیام امام حسین علیه‌السلام و انقلاب حضرت مهدى (عج)، نمود بیشتری دارد. گویا نهضت نینوا، نهال و بذرى بود كه در روز عاشورا كاشته شد تا در گذر زمان، رشد کند و در عصر ظهور، به ثمر بنشیند. در عصری که همه پیامبران و امامان علیه‌السلام، در انتظار فرا رسیدن آن بوده‌اند؛ عصری که در آن، وعده‌هاى الهی بر حكومت جهانی حق و عدل[2]، تحقق می‌یابند و آیه استخلاف[3] عینیت پیدا می‌کند.

ادامه مطلب
[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 9:18 PM ] [ زینب زارع ]