طبق روايات رسيده،پيامبر اكرم(ص)،اشرف وافضل مخلوقات عالم هستي مي باشند،مثلا درجايگاه مقايسه اينطور بيان مي شود كه مقام پيامبراسلام از مقام تمامي انبيا وحتي فرشته اي چون جبرئيل بالاتر است. حال باتوضيحات ارائه شده سوال من اين است كه آيا در عالم هستي مقام و جايگاه پيامبر اعظم بالاتر است يامقام وجايگاه قرآن؟

nahad (36).jpg
يقيناً وجود حقيقي رسول الله(ص) برتر از قرآن كريم مي باشد.
در اينكه بدن رسول خدا(ص) اشرف از صورت كتبي قرآن است شكّ نيست. چون صورت كتبي قرآن، الفاظ عربي است كه الفاظي قراردادي اند؛ در حالي كه بدن شريف رسول خدا(ص)، موجود زنده و آيت حقيقي تكويني است.
امّا حقيقت ملكوتي و جبروتي و لاهوتي رسول خدا(ص) اگر از حقيقت ملكوتي و جبروتي و لاهوتي قرآن افضل نباشد، لا اقلّ متّحد با آن است؛ يعني يك نور است كه به دو صورت تنزّل يافته است؛ همان گونه كه اهل بيت(ع) طبق روايات، يك نورند كه به چهارده صورت تنزّل نموده اند.
امّا از نظر عقلي، چگونه ممكن است حامل از محمول اضعف باشد؟ اگر حامل اشرف از محمول نباشد ، نهايت اين است كه متّحد با هم يا عين هم باشند. البته نگوييد كه پس جبرئيل امين نيز بايد همتراز قرآن باشد! چون جبرئيل امين حامل تمام حقيقت قرآن نيست بلكه حامل تنزّل يافته ي آن است. بخصوص كه در نزول برخي آيات ، حضرت جبرئيل (ع) نقش واسطه گري نداشته است. آن آياتي كه توسّط جبرئيل(ع) نازل شده اند، در عالم جبروت و ملكوت، متّحد با خود جبرئيل(ع) مي باشند؛ امّا آيات حقيقتي هم در لاهوت دارند كه جبرئيل(ع) فاقد آن است.
بلي وجود ملكوتي قرآن ، اشرف از وجود مادّي رسول خداست ؛ چه اينكه ملكوت قرآن متّحد با ملكوت خود رسول خداست ؛ و ملكوت هر موجودي اشرف از وجود مادّي اوست. كما اينكه حيث جبروتي قرآن نيز اشراف از حيث ملكوتي رسول خداست ؛ لكن با جنبه ي جبروتي حضرتش اتّحاد دارد. در عالم لاهوت نيز اين اتّحاد برقرار است ؛ امّا در مقام واحديّت، فراتر از اتّحاد ، وحدت است. در زمين نيز قرآن صورت اعتباري دارد ، در حالي كه رسول خدا وجود تكويني است. نسبت صورت دنيايي قرآن كريم با وجود قدس آشيان چهارده معصوم ، چون نسبت نقشه ي ساختمان است با خود ساختمان.
طبق آيات قرآن كريم ، خداوند متعال خود انبياء (ع) را ارسال مي كند و كتاب آنها معيّت وجودي با خود آنها دارد؛ يعني نبي است كه كتابش را در وجود خويش تنزّل مي دهد. « فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏ ـــــ پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند» (الأعراف:157)
مطلب آخر اينكه سخن معصوم ، مفسّر قرآن كريم و تابع آن مي باشد. لذا سنّت معصوم فرع بر حكم قرآن مي باشد. لذا بُعد هدايتگري قرآن از آن حيث كه كلام است ، ثقل اكبر و بُعد هدايتگري معصوم از آن حيث كه سخن است ، ثقل اصغر گفته مي شود. امّا اگر نظر به حقيقت نوري قرآن و اهل بيت كنيم؛ قرآن و اهل بيت(ع) تا مقام واحديّت، هيچ دو گانگي ندارند تا سخن از اصغر و اكبر بودن باشد.

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 4 بهمن 1393  | 11:57 PM | نويسنده : لبیک یا رسول الله | نظرات 0

جالب است بدایند که بهترین کسی که امروزه بدون هیچ چون و چرایی در قلب میلیون ها انسان جا گرفته، محمد(ص) است. از این جا من متقاعد شده ام که این شمشیر نبود که در آن روزها مردم زیادی را تسلیم پیامبر کرد. محمد(ص) سخت ساده زیست بود، مثل دیگر پیامبران متقی بود، به شدت امانت دار بود. از خودگذشتگی شدید نسبت به دوستان و پیروان، جسارت، بی باکی، توکل مطلق به خدا و رسالت شخصی از ویژگی های محمد(ص) بود. قبل از استفاده از این ویژگی ها، او به هیچ وجه از شمشیر برای برداشتن سدهای جلوی راه خود استفاده نمی کرد. وقتی من دومین جلد کتاب ((زندگی نامه پیامبر)) را تمام کردم، متاسف بودم که چرا نمی توانم از این زندگی بیشتر بخوانم.

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 4 بهمن 1393  | 8:39 PM | نويسنده : لبیک یا رسول الله | نظرات 0

باید همیشه به یاد داشته باشیم که محمد(ص) هرگز دعوی آن نکرد که دارای خصایص فوق بشری است. بشری بود که بر او وحی می رسید و نمی خواست که جز این باشد و چون مکیان از او معجزه می خواستن، می گفت که تنها معجزه در زندگی او آن است که وحی الهی را به عربی فصیح دریافت و آن را به صورت این قرآن تقلیدناپذیر، بر همگان آشکار کرده است. محمد(ص) می دانست که او صرفاً واسطه است و هنگامی که هم میهنانش از او خواستند تا راستی پیام خود را با آوردن معجزه مدلل سازد، بر او وحی آمد: "بگو! گر از انس و جن جمع شوند که نظیر این قرآن را بیاورند، ولو بعضی از آنان پشتیبان بعضی دیگر باشند، نمی توانند." با آن زبان آوری اعراب و با آن سنت کهن و سابقه والا که در شاعری داشتند، حتی یک جمله نتوانستند بگویند که بتوان از نظر شکل و محتوا به قرآن مانندش کرد.

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 4 بهمن 1393  | 8:37 PM | نويسنده : لبیک یا رسول الله | نظرات 0

كارل ماركس، فيلسوف، سياستمدار و انقلابي آلماني الاصل در قرن 19 با درك عميق از شخصيت پيامبر عظيم الشأن اسلام چنين اظهار مي‌دارد: محمد مردي بود كه... از ميان مردمي بت پرست با اراده آهنين برخاست و آنان را به يگانه پرستي دعوت كرد و در دل‌هاي ايشان جاوداني روح و روان را بكاشت، بنابراين او را نه تنها بايد در رديف مردان بزرگ و برجسته تاريخ شمرد، بلكه سزاوار است كه به پيامبري او اعتراف كنيم و از دل و جان بگوييم كه او پيامبر خدا بوده است.


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 4 بهمن 1393  | 8:36 PM | نويسنده : لبیک یا رسول الله | نظرات 0
 
نمونه هايي از رحمت و رافت رسول الله ص را به بيان تاريخ نه روايات بيان كنيد(كتابهايي كه نقل كرديد كافي صحيح مسلم بحارالانوار روايي است نه تاريخي

پاسخ: مطالعه منابع تاريخي تعداد قابل توجهي از رفتارهاي توام با رحمت پيامبر را در اختيار خواننده قرار مي‌دهد بخصوص اگر اين رفتارها با كردار مشركان مقايسه شود اين تعداد به حد زيادي افزايش مي‌يابد كه در ادامه به عنوان نمونه به صورت خلاصه به موارد مقايسه‌اي كه شايد استخراج آن‌ها اندكي دشوار به نظر آيد، اشاره مي‌گردد:
- در حالي كه قريش گاه مسلمانان اسير را مي‌كشت و يا بدن آنان را مثله مي‌نمود پيامبر خدا دستور مي‌داد تا با اسيران مدارا كرده، هر آن‌چه را كه خود مي‌خورند به آنان نيز بدهند و در برابر گرفتن فديه آنان را آزاد و كساني كه توانايي پرداخت فديه را نيز نداشتند در صورت آموختن سواد به ده نفر از مسلمانان آزاد مي‌نمود. (براي مطالعه بيشتر در اين مورد مي‌توانيد به كتاب زير كه از قديمي‌ترين منابع تاريخي مراجعه فرماييد: ابن هشام(م 218)، زندگاني محمد پيامبر اسلام، (ترجمه السيره النبويه، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش)، ج2، ص136 به بعد ذيل حادثه رجيع)
- قريشيان بزرگترين دشمنان اسلام، سرسخت ترين شكنجه‌گران و به راه اندازنده جنگ‌هاي متعدد بر ضد پيامبر خدا بودند. آنان تعداد زيادي از مسلمانان ( از جمله حمزه سيد الشهدا) را به شهادت رسانده بودند.
با اين همه وقتي پيامبر در فتح مكه بر آنان غلبه پيدا كرد از آنان انتقام نگرفت و در برابر فرياد مسلمانان كه مي‌گفتند: امروز روز انتقام است، فرمودند: بلكه امروز روز بخشش است. (ابن هشام(م 218)، زندگاني محمد پيامبر اسلام، (ترجمه السيره النبويه، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش)، ج2، ص255 به بعد)
- در عصري كه در غالب سرزمين‌ها و حكومت‌هاي موجود در سرتاسر جهان، به زن به عنوان يك موجود پست، كالايي براي داد و ستد، حيواني انسان نما، وسيله‌اي براي خوش گذراني و رفع شهوات مردان و ... نگاه مي‌شد او زن را انساني با جنسيتي ديگر، شريك زندگي مردان، گل و ... ناميد. جايگاه آنان را رفيع و مقامشان را تا بدان‌جا بالا برد كه بهشت را زير پاي مادران قرار داد. زركلي، الاعلام، ج6، ص219.
- بر خلاف ساير پادشاهان و قدرت طلبان جهان آن روز كه جنگ ابزاري براي كشورگشايي، كسب غنايم، سيطره بر ملتها و به بردگي كشاندن انسان‌ها بود، نامه پيامبر به پادشاهان و امپراطوران آن عصر به سلام و صلح مزين بود.( مطهر بن طاهر مقدسى، آفرينش و تاريخ، ترجمه محمد رضا شفيعى كدكنى، تهران، آگه، چ اول، 1374ش، ج2، ص707).
در پايان ذكر اين نكته ضروري به نظر مي‌رسد: گاه تاريخ از دل منابع روايي و گاه از بين متون حديثي و در مواردي از لابلاي كتب تفاسير و امثال آن استخراج مي‌شود. تاريخي بودن يك گزارش الزاما به اين معنا نيست كه حتما بايد در منابعي موجود باشد كه از ابتدا تا انتهاي آن تنها به مباحث تاريخي اشاره دارد. چه بسا ناب ترين گزارش‌هاي تاريخي، از لابلاي متون جغرافيايي و يا فقهي استخراج مي‌شوند.

 


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 2 بهمن 1393  | 6:03 PM | نويسنده : لبیک یا رسول الله | نظرات 1


پيش از هجرت به مدينه که در ماه ربيع الاول سال سيزدهم بعثت اتفاق افتاد، دو واقعه در زندگی حضرت محمد (ص) پيش آمد که به ذکر مختصری از آن مي پردازيم : در سال دهم بعثت "معراج " پيغمبر اکرم (ص ) اتفاق افتاد و آن سفری بود که به امر خداوند متعال و بهمراه امين وحی (جبرئيل ) و بر مرکب فضا پيمايی به نام "براق " انجام شد.

 

حضرت محمد (ص) اين سفر با شکوه را از خانه ام هانی خواهر امير المومنين علی (ع ) آغاز کرد و با همان مرکب به سوی بيت المقدس يا مسجد اقصی روانه شد، و از بيت اللحم که زادگاه حضرت مسيح است و منازل انبيا (ع ) ديدن فرمود.

 

سپس سفر آسمانی خود را آغاز نمود و از مخلوقات آسمانی و بهشت و دوزخ بازديد به عمل آورد، و در نتيجه از رموز و اسرار هستی و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پايان حق تعالی آگاه شد و به "سدرة المنتهي " رفت و آنرا سراپا پوشيده از شکوه و جلال و عظمت ديد. سپس از همان راهی  که آمده بود به زادگاه خود "مکه " بازگشت و از مرکب فضا پيمای خود پيش از طلوع فجر در خانه "ام هاني " پائين آمد.

 

به عقيده شيعه اين سفر جسمانی بوده است نه روحانی چنانکه بعضی  گفته اند. در قرآن کريم در سوره "اسرا" از اين سفر با شکوه بدين صورت ياد شده است : "منزه است خدايی که شبانگاه بنده خويش را از مسجد الحرام تا مسجد اقصی که اطراف آن را برکت داده است سير داد، تا آيتهای  خويش را به او نشان دهد و خدا شنوا و بيناست ". در همين سال و در شب معراج خداوند دستور داده است که امت پيامبر خاتم (ص ) هر شبانه روز پنج وعده نماز بخوانند و عبادت پروردگار جهان نمايند، که نماز معراج روحانی مومن است .


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 2 بهمن 1393  | 1:03 PM | نويسنده : لبیک یا رسول الله | نظرات 0


محمد امين ( ص ) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نياز با آفريننده جهان مي پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي ديد راستين و برابر با عالم واقع . روح بزرگش برای پذيرش وحی - کم کم - آماده مي شد .

درآن شب بزرگ جبرئيل فرشته وحی مأمور شد آياتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او را به مقام پيامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهايی و توجه خاص به خالق يگانه جهان جبرئيل از محمد ( ص ) خواست اين آيات را بخواند : " اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی  علم بالقلم . علم الانسان ما لم يعلم " . يعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفريد . او انسان را از خون بسته آفريد . بخوان به نام پروردگارت که گرامي تر و بزرگتر است . خدايی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمي دانست .

 

 

زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد

 

 

حضرت محمد (ص) - از آنجا که امی و درس ناخوانده بود - گفت : من توانايی  خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند . اما همان جواب را شنيد - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد مي تواند " لوحی " را که در دست جبرئيل است بخواند . اين آيات سرآغاز مأموريت بسيار توانفرسا و مشکلش بود .

 

جبرئيل مأموريت خود را انجام داد و محمد ( ص ) نيز از کوه حرا پايين آمد و به سوی خانه خديجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر مهربانش باز گفت . خديجه دانست که مأموريت بزرگ " محمد " آغاز شده است . او را دلداری و دلگرمی داد و گفت : " بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمي دارد زيرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بينوايان کمک مي کنی و ستمديدگان را ياری مي نمايی " . سپس محمد ( ص ) گفت : " مرابپوشان " خديجه او را پوشاند .

حضرت محمد (ص) اندکی به خواب رفت . خديجه نزد " ورقة بن نوفل " عمو زاده اش که از دانايان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنين گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پيش آمده است آغاز پيغمبری  است و " ناموس بزرگ " رسالت بر او فرود مي آيد . خديجه با دلگرمی به خانه برگشت .


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 2 بهمن 1393  | 1:02 PM | نويسنده : لبیک یا رسول الله | نظرات 0

1. زينب (س). 2. رقيه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).



دختران حضرت محمد (ص) همگى از حضرت خديجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پيش از رحلت آن حضرت، از دنيا رفته بودند. تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرين دختر وى بود. اين بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ها و مورد تقديس و تكريم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطين و امّ الأئمة المعصومين(ع) است.


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 2 بهمن 1393  | 1:00 PM | نويسنده : لبیک یا رسول الله | نظرات 0

مدت رسالت و زمامدارى حضرت محمد (ص): از 27 رجب سال چهلم عام الفيل (610 ميلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال يازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. حضرت محمد (ص)  علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدينه طيبه بر عهده داشت.

همسران حضرت محمد (ص):

 


1. خديجه بنت خويلد.


2. سوده بنت زمعه.


3. عايشه بنت ابى بكر.


4. امّ شريك بنت دودان.


5. حفصه بنت عمر.


6. ام حبيبه بنت ابى سفيان.


7. امّ سلمه بنت عاتكه.


8. زينب بنت جحش.


9. زينب بنت خزيمه.


10. ميمونه بنت حارث.


11. جويريه بنت حارث.


12. صفيّه بنت حىّ بن اخطب.


نخستين زنى كه افتخار همسرى حضرت محمد (ص) را يافت، خديجه بنت خويلد بود. حضرت محمّد(ص) پيش از رسيدن به مقام رسالت، در سن 25 سالگى با اين بانوى بزرگوار ازدواج نمود.

خديجه كبرى (س) با موقعيت و اموال خويش، خدمات شايانى به پيامبر اكرم(ص) در اظهار رسالتش كرد. اين بانوى بزرگ، از افتخارات زنان عالم است و در رديف بانوان قدسى، همانند مريم و آسيه، قرار دارد. حضرت محمد (ص) به احترام خديجه كبرى (س) تا هنگامى كه وى زنده بود، با هيچ زن ديگرى ازدواج نكرد. همو بود كه دردها و رنج‏هاى پيامبر(ص) را، كه سران شرك و كفر متوجه آن حضرت مى‏كردند، تسلّى داده و او را در رسالت و نبوتش يارى می‏داد.

خديجه كبرى(س) به خاطر مقام و منزلتى كه در اسلام به دست آورده بود، مورد لطف و عنايت مخصوص پروردگار جهانيان قرار گرفت. به همين جهت روزى جبرئيل امين به محضر پيامبر اكرم(ص) شرفياب شد و گفت: اى محمد! سلام خدا را به همسرت خديجه برسان. پيامبر اكرم(ص) به همسرش فرمود: اى خديجه! جبرئيل امين از جانب خداوند متعال به تو سلام مى‏رساند. خديجه گفت: «اللّه السّلام و منه السّلام و على جبرئيل السّلام».

حضرت خديجه (س) در ايام همسرى با حضرت محمد (ص) از احترام ويژه رسول‏ خدا(ص) برخوردار بود و پيامبر(ص) نيز همسرى مهربان و وفادار براى او بود. آن حضرت پس از وفات خديجه (در رمضان سال دهم بعثت) همواره از او به نيكى ياد می‏كرد.

از عايشه، سومين حضرت محمد (ص)، روايت شده است:


«كانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) لايَكادُ يَخْرُجُ مِنَ الْبَيْتِ حَتّى يَذْكُرَ خَديجَةَ فَيَحْسَنُ الثَّناءِ عَلَيْها، فَذَكَرها يَوْماً مِنَ الْاَيّامِ فَادْرَكَتْني الْغَيْرةَ، فَقُلْتُ: هَلْ كانَتْ اِلاّ عَجُوزاً وَقَدْ اَبْدَلَكَ اللّهُ خَيْراً مِنْها، فَغَضَبَ حَتّى‏ اهْتَزَّ مَقْدَمُ شَعْرِهِ مِنَ الغَضَبِ‏. (1)

حضرت محمد (ص) هيچ‏گاه از خانه بيرون نمی‏رفت مگر اين كه يادى از خديجه مى‏كرد و از او به نيكى نام مى‏برد. يك روز كه حضرت محمد (ص) از خديجه (س) ياد كرده و خوبى‏هاى او را بيان میكرد، غيرت زنانگى بر من غالب شد و به پيامبر(ص) گفتم: آيا او يك پيرزن بيشتر بود و حال آن كه خداوند بهتر از آن (يعنى عايشه) را به تو داده است؟ پيامبر اكرم(ص) از اين گفتار من، خشمگين شد، به طورى كه موهاى جلوى سرش از شدت خشم به حركت درآمد.


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 2 بهمن 1393  | 12:59 PM | نويسنده : لبیک یا رسول الله | نظرات 1
تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از ديگر صفحات نيز ديدن فرماييد
.: Weblog Themes By SlideTheme :.