نقش عُمر در شهادت امام حسین(ع)

نقش عُمر در شهادت امام حسین(ع)

دوران بیست ساله خلافت معاویه (1-1) را مى توان از مهمترین عوامل زمینه ساز ماجراى کربلا دانست. در این دوران حوادثى اتّفاق افتاد که مقدّمات پدید آمدن ماجراى کربلا را فراهم ساخت.
در واقع، این دوران از دو زاویه به فرایند حادثه کربلا کمک کرد:

از یک سو، ستم ها، قتل ها و غارت ها، بدعت ها و دین ستیزى هاى معاویه ، شکل گیرى ماجراى عاشوراى سال 61 هجرى را براى امویان و انتقام آنان از اسلام آسان مى کرد.
خلاف کارى ها، بدعت ها و حوادث سخت و دردناک دوران معاویه فراوان است که عمده آن ها عبارتند از:
1. نقض صلح نامه امام حسن(ع)
2. نصب منافقان در پست های حساس
3. بستر سازی های فرهنگی همچون: جلوگیری از تفسیرقرآن، ترویج مذهب جبر، تحریم ذکر فضائل حضرت علی(ع) و سب و دشنام به ایشان، به شهادت رساندن امام مجتبی(ع) و کشتن شیعیان اهل بیت(ع) به بهانه های مختلف، تنگاهای اقتصادی، بدعت ها و.......
از سوى دیگر حوادث دوران او، به ویژه زمینه سازى براى خلافت فرزند فاسدش یزید، عکس العمل شدیدى را از سوى مسلمانان به ویژه اهل بیت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به رهبرى
امام حسین (علیه السلام) به همراه داشت.
این عکس العمل ها با شروع خلافت یزید و اصرار او براى بیعت گرفتن از همه مسلمین و رسمیّت بخشیدن به همه ی خلاف کارى هایش شدیدتر شد; تا آن جا که ـ در پى یک سلسله حوادث ـ به عاشوراى سال 61 منتهى گردید.(1-2)

 

ادامه مطلب


،
[ یک شنبه 5 آذر 1396  ] [ 3:28 PM ] [ emamedavazdah ]
[ نظرات (0) ]

آیا علت واقعه عاشورا خواستگاری یزید و امام حسین (ع) از ارینب بوده است؟

در برخی کتب تاریخی آمده است که جنگ عاشورا به دلیل اختلاف برسر زنی شروع شده است و می گویند یزید به بانوى شوهرداری به نام ارینب علاقه مند شد و می خواست با او ازدواج کند. پدرش معاویه با حیله گری مقدماتى فراهم ساخت تا این زن را از شوهرش جدا کند حسین بن على (ع) از قضیه باخبر شد و در برابر این تصمیم زشت ایستاد و زن را به شوهرش بازگرداند. در صحت این نقل تاریخی اشکالات زیادی وجود دارد. در ضمن هیچ یک از منابع معتبر علت یا یکی از علت های نهضت کربلا ، این جریان ذکر نشده است که یزید به جهت کینه ای که دراین باره از امام حسین داشت، با حضرت جنگ کرده باشد .


ادامه مطلب


،
[ شنبه 4 آذر 1396  ] [ 4:01 PM ] [ emamedavazdah ]
[ نظرات (0) ]

دلیل کم بودن اختلاف سن فرزندان امام حسن و امام حسین (ع)

 چرا قاسم و عبدالله فرزندان امام حسن مجتبی (ع) که برادر بزرگ است، کوچک تر از امام سجاد (ع) و علی اکبر فرزندان امام حسین (ع) می باشند؟

اختلاف سنی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بسیار کم است. بنابراین امکان دارد فرزندان این دو بزرگوار در رده سنی یکسان باشند. در ادامه به توضیحات بیشتر در این باره را بخوانید.

تفاوت سنی چندانی بین این دو امام بزرگوار وجود نداشته و بزرگ تر بودن برخی فرزندان برادر کوچک نسبت به فرزندان برادر بزرگ نیز موضوعی چندان سؤال برانگیز نیست؛ زیرا ممکن است برادر بزرگ تر به دلیل شرایطی دیرتر ازدواج کند؛ یا در صورت ازدواج دیرتر بچه دار شود؛ یا اینکه فرزندان او قبل از رسیدن به سن رشد از دنیا بروند؛ گرچه قاسم و عبدالله بن الحسن کوچک تر از علی اکبر بودند، اما این گونه نبود که تمام فرزندان امام حسین (ع) بزرگ تر از فرزندان برادر بزرگشان امام حسن (ع) باشند؛ بلکه به عنوان نمونه، فرزندی از امام حسن (ع) به نام حسن مثنی که همنام پدر و نیز داماد عمویش بود، در واقعۀ کربلا بعد از مجروح شدن به اسارت دشمن درآمد. او بزرگ تر از برخی فرزندان امام حسین (ع) بود؛ ازجمله همسرش فاطمه، عبدالله شیرخوار (علی اصغر) و ...[۱]

 

[1]. ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج 44، ص 167، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.




ادامه مطلب


،
[ شنبه 4 آذر 1396  ] [ 3:17 PM ] [ emamedavazdah ]
[ نظرات (0) ]

اهل‌بیت امام حسین وارد شام شدند

درباره اینکه سرهاى شهیدان و قافله ى اسیران را چه زمان وارد شام کردند عمده ى کتب معتبر، روز اول ماه صفرحدود بیست روز بعد از عاشوراى سال ۶۱ را ذکر کرده اند. زکریا بن محمد بن محمود قزوینى در عجایب المخلوقات و غرایب المخلوقات و ابوریحان بیرونى در الآثار الباقیه عن القرون الخالیه چنین نظرى دارند: ابوریحان بیرونی می نویسد...

کاروان سرفراز اسیران پس از شهادت امام حسین علیه السلام به سمت شام روانه شدند.

همراه این کاروان محافظان سرها، مأموران خشن، برخى از سرداران سپاه عمر سعد در کربلا مانند شمر بن ذى الجوشن، خولى و سنان بودند تا گزارش عاشورا و قتل عام اصحاب حسینى را به یزید بن معاویه برسانند.

این که سرهاى شهیدان و قافله ى اسیران را چه زمان وارد شام کردند عمده ى کتب معتبر، روز اول ماه صفر – حدود بیست روز بعد از عاشوراى سال ۶۱ را ذکر کرده اند. زکریا بن محمد بن محمود قزوینى در عجایب المخلوقات و غرایب المخلوقات و ابوریحان بیرونى در الآثار الباقیه عن القرون الخالیه چنین نظرى دارند: ابوریحان بیرونی می نویسد: شهرُ صفر، فى الیوم الاوّل اَدْخَلَ رأس الحسین مدینه دمشق فوضعه یزید لعنه الله بین یدیه.[۱]

نخستین روز ماه صفر، سر حسین (ع)، وارد شهر دمشق شد و یزید آن را رو به روى خود نهاد.

زکریا بن محمد بن محمود قزوینى، نویسنده ى قرن هفتم نیز مى نویسد: الیوم الاوّل منهُ، عید بنى امیه اَدْخَلَتْ فیه رأس الحسین بدمشق و العشرون منهُ ردّت رأس الحسین الى جسته. [۲]

روز اول ماه صفر روز جشن و عید بنی امیه است. چون در آن روز سر امام حسین (ع) را به دمشق آوردند و در بیستمین روز از آن ماه، سر امام به بدن بازگردانده شد.

در مصباح کفعمى نیز آمده است: «سر مقدس اباعبدالله الحسین (ع) را در روز اول ماه صفر وارد دمشق کردند و آن روز را بنی امیه عید گرفتند.»[۳]

همراه با سر مطهر سیدالشهدا ، اسیران را نیز از دروازه ى «باب الساعات» وارد دمشق کردند و پس از سه ساعت نگهدارى در دروازه ى شام – براى اذن گرفتن از یزید و تجمع مردم – آن ها را کنار پله هاى در مسجد جامع – جایگاه ویژه ى اسیران – ایستاده نگه داشتند.[۴]

در این که سرهاى شهداى کربلا در طول مسیر همراه قافله ى اسیران بوده، هیچ تردیدى نیست و گزارش هاى تاریخى که مسیر حرکت از راه سلطانى را نشان مى دهد معلوم مى دارد که رأس مطهر شهیدان به ویژه امام حسین (ع) ، بارها مورد خطاب اسیران بوده و گاه در کنار اسیران نگهدارى مى شده است.

پس از سر «گردانى» در کنار مسجد در کوچه هاى شهر دمشق و جشن و پاى کوبى زنان و مردان، اسرا را بسته در ریسمان به مجلس یزید آوردند.

یزید مجلس آراسته، سفرا و بزرگان را دعوت کرده و قصد داشت خبر پیروزى خود را به سراسر جهان آن روزگار برساند.

 

[1] الآثار الباقیه: ص 422

[2] عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات: ص 45

[3] مصباح کفعمی: ص 510 (همین موضوع در تقویم المحسنین فیض کاشانی، ص 15 نیز آمده است.)

[4] لهوف سیدبن طاووس: ص 174، ابن اعثم ورود اسرا را از دروازه «توما» نوشته است. الفتوح: ج2، ص183




ادامه مطلب


،
[ شنبه 4 آذر 1396  ] [ 2:41 PM ] [ emamedavazdah ]
[ نظرات (0) ]

۲۹ محرم - رسیدن کاروان اسرا به شام

 ۲۹ محرم - رسیدن کاروان اسرا به شام

حسین (ع) با خون خود آنچنان دین جدش را آبیاری کرد که علف های هرز اموی ادعای مسلمانی خویش را فراموش کنند. 

آن گاه مردم بی بصیرت، غلبه را از آن امویان می دانند!

در این روز اسراى اهل بیت (ع) به حوالى شام رسیدند. ابراهیم بن طلحه بن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین (ع) نزدیک شد، و کینه هایى که از جراحت شمشیرهاى جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت: دیدى غلبه با کیست؟ حضرت فرمود: اگر مى خواهى بدانى غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان و اقامه بگو، آن وقت مى دانى آوازه چه کسى تا قیامت باقى است.[۱]

 

[1]  قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 336.




ادامه مطلب


،
[ شنبه 4 آذر 1396  ] [ 2:13 PM ] [ emamedavazdah ]
[ نظرات (0) ]

۲۸ محرم - ورود اسرای اهل بیت (ع) به بعلبک

بعلبکیان چه می کنید؟

به استقبال گروهی می روید که افتخارشان ریختن خون پسر پیامبر است

وقتی دختر اسدالله نفرینتان کند یعنی تا قیامت ننگ بر شما و طائفه تان مرمِ بلعبک!

بنابر نقلى ورود اسراى اهل بیت (ع) به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر نیزه داران با شِکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است، که حضرت ام کلثوم (ع) با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند.[۱]

 

[1] قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 332.




ادامه مطلب


،
[ پنج شنبه 2 آذر 1396  ] [ 11:39 AM ] [ emamedavazdah ]
[ نظرات (0) ]

شهربانو مادر گرامی امام سجاد (ع)

بررسی هویت شهربانو مادر گرامی امام سجاد (ع)

در این مقاله قصد اثبات وجود شهربانو دختر یزدگرد سوم به عنوان مادر امام سجاد (ع) را داریم و چند موضوع را بررسی قرار می کنیم: ۱. اثبات وجود شهربانو دختر یزدگرد سوم ۲. زمان اسارت شهربانو ۳. اثبات وجود شهربانو به عنوان مادر امام سجاد (ع) ۴. نام شهربانو ۵. مدت حیات شهربانو

 


ادامه مطلب


،
[ پنج شنبه 2 آذر 1396  ] [ 9:43 AM ] [ emamedavazdah ]
[ نظرات (0) ]

۲۵ محرم - شهادت امام سجاد (ع)

 ۲۵ محرم - شهادت امام سجاد (ع)

سی و پنج سال کم نیست برای مرور خاطرات کربلا!

شهادت پدر و برادران و اسارت عمه ها و خواهران!

هر روز بر مصائب پدر گریستی ای امام مؤمنین اکنون پدر چشم انتظار شماست!

شهادت امام سجاد (ع)

 

در سال ۹۴ بنابر مشهور[۱] یا ۹۵ ه‍[۲]، امام زین العابدین (ع) در سن ۵۷ سالگى با زهرى که ولید بن عبدالملک یا هشام لعنهم الله به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این در حالى بود که ۳۴ یا ۳۵ سال بعد از واقعه کربلا رد مصائب جان گداز شهادت پدر و برادران و عمو و بستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش، گریان بودند.
امام باقر (ع) آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموى مظلومش حضرت مجتبى (ع) به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء «سنه الفقهاء» گفتند.
در شهادت آن حضرت اقوال دیگرى نیز وجود دارد: ۱۲ محرم ، ۱۸ محرم ، ۱۹ محرم ، ۲ صفر.[۳]

 

[1] مسار الشیعه : ص 26. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 315. العدد القویه : ص 315. زاد المعاد: ص 328. مصباح کفعمى : ج 2 ص 594. مصباح المتهجد: ص 729. فیض العلام : ص 165. بحار النوار: ج 59 ص 199

[2] اصول کافى : ج 2 ص 491.

[3] منتهى الآمال : ج 2 ص 37. الوقایع و الحوادث : ج 4 ص 287. مستدرک سفینه البحار: ج 5 ص ‍ 218.




ادامه مطلب


،
[ چهارشنبه 1 آذر 1396  ] [ 4:47 PM ] [ emamedavazdah ]
[ نظرات (0) ]

۲۰ محرم - دفن بدن جون در کربلا

 ۲۰ محرم - دفن بدن جون در کربلا

سنگ هم اگر محبت تو را داشته باشد به لحظه جواهر خواهد شد!

جای تعجب ندارد که غلام سیاه رویت چو ماه تمام بدرخشد!

بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعى از بنى اسد بدن شریف جون غلام ابوذر غفارى را پیدا کردند در حالى که صورتش نورانى و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند.[۱]
جون کسى بود که امیرالمؤمنین (ع) او را به ۱۵۰ دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامى که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام براى کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیرالمؤمنین (ع) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبى (ع) و سپس به خدمت امام حسین (ع) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.
هنگامى که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین (ع) آمد و براى میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست. حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتى همراه ما بود! اکنون خویشتن را به خاطرما مبتلا مساز.
جون خود را بر قدم هاى مبارک امام حسین (ع) انداخت و بوسید و گفت: اى پسرسول خدا، هنگامى که شما در راحتى و آسایش بودید من کاسه لیس شما بودم، و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنیم؟
جون با خود فکر کرد: من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت: آقاى من، بوى من بد است و شرافت خانوادگى هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا اباعبدالله، لطف فرموده مرا بهشتى نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگى به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقاى من، از شما جدا نمى شود تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون مى گفت و گریه مى کرد به حدى که امام حسین (ع) گریستند و اجازه دادند.
با آنکه جون پیر مردى ۹۰ ساله بود، ولى بچه ها در حرم با او انس فراوانى داشتند. او به کنار خیمه ها براى خداحافظى و طلب حلالیت آمد، که صداى گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یک را به زبانى ساکت کرد و به خیمه ها فرستاد و مانند شیرى غضبناک روى به آن قوم ناپاک کرد. او جنگ نمایانى کرد، تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم هاى فراوانى به او وارد کردند. هنگامى که روى زمین افتاد، امام حسین (ع) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشید و فرمود: «اللهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد (ع)»: بارالها رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت (ع) محشورش نما.
از برکت دعاى حضرت روى غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوى عطر از وى به مشام رسید. چنانکه وقتى بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.[۲]

 

[1]  منتخب التواریخ : ص 311.

[2] وسیله الدارین فى انصار الحسین (علیه السلام ): ص 115.




ادامه مطلب


،
[ چهارشنبه 1 آذر 1396  ] [ 4:33 PM ] [ emamedavazdah ]
[ نظرات (0) ]

حركت كاروان اسرا به شام

حركت كاروان اسرا به شام

یزید بن معاویه (لعنة الله علیهما)، به عبیدالله بن زیاد دستور داد كه سر مطهر فرزند علی (علیه السلام) را با سرهاى جوانان و یاران آن جناب كه در ركاب آن حضرت شهید شده بودند با كالاها و زنان اهل بیت و عیالات آن حضرت را روانه شام نماید.


ادامه مطلب


،