مظهرپاکی وعدالت
عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند
[ دوشنبه 30 آبان 1390  ] [ 3:33 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

 

 

http://www.ghadirekhom.com


 
[ دوشنبه 30 آبان 1390  ] [ 3:06 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

قنبر علی تابش
غدیر، نام اقیانوس بی‏کرانی است که افق در افق، با آسمان نسبت دارد و موج در موج، هم‏آغوش عرش است. عرش، از آخرین موج‏های غدیر آغاز می‏شود.
خوش به حال فرشتگان که هر شامگاه، با سرخی شفق، فوج فوج در زلال بی‏کران غدیر بال می‏شویند و در ساحل سبز غدیر به نماز می‏ایستند!
آدم از بهشت شروع شد و به زمین پیوست و سال‏ها در زمین گشت و گشت؛ با شیون و اندوه. سرانجام، غدیر خم را یافت و از معبر غدیر، دوباره به بهشت بازگشت. در جاذبه این خاکدان سخت، غدیر تنها بال پرواز به سمت بهشت است. دیگر هر چه هست، خاک است، خون است، خاکستر است.
یکصد و بیست و چهار هزار چشمه از ازل تا به ابد جاری گشت و به غدیر پیوست.
اینک غدیر، حاصل یکصد و بیست و چهار هزار چشمه زلال رسالت است که موج در موج، عرفان و معرفت را فراراه انسان قرار داده است.
«فَصَلّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ».

 


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 29 آبان 1390  ] [ 6:21 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

حمزه کریم خانی
غدیر، سفره‏ای است که برای تمامی گل‏ها پهن کرده‏اند.
غدیر، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است.
غدیر، یک اتفاق ساده نیست؛ یک گزینش رحمانی است.
غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان.
غدیر، گل همیشه بهار زندگی است. دریایی بی‏کرانه است؛ جاری بر جان‏های پاک و اندیشه‏های تابناک.
غدیر، تجلی خواست خالق، روح آفرینش، برانگیزاننده ستایش و دست‏های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می‏کشاند.
غدیر، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جان‏های تشنه است.

 


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 29 آبان 1390  ] [ 6:17 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

سید علی‏اصغر موسوی
نوری سبز، از عمق کهکشان‏ها درخشیدن گرفته بود و مثل ابر دل‏انگیز بهاری، بر بی‏کرانه‏های آسمان گسترده می‏شد.
زمین در بُهت نوروزی شگفت، خود را می‏آراست و آسمان غوغایی‏ترین روز خویش را در ازدحام فرشتگان نظاره می‏کرد.
جشنی بی‏نظیر در راه بود، جشنی که عطر دل‏انگیز نوروز را، لحظه لحظه، به مشام آسمانیان می‏رسانید و آن‏ها را از رستاخیز زمین، شگفت زده می‏کرد.
حتی تمام پیامبران، نشسته بر ارّابه‏های نور، از آسمان، راهیِ سرزمین «حجاز» بودند تا در جشن بزرگ و بی‏همانندِ «ولایت» شرکت کنند. یعنی همان حلقه اتصال نبوّت و امامت؛ یعنی همان ادامه راه انبیاء؛ یعنی آغازی زیبا و بشکوه، در مسیر هدایت مردم؛ یعنی تحقق حکومت صالحان بر زمین؛ یعنی کامل‏ترین عیار، در امتحان اهل تقوا.
نخستین جشن ولایت، در مکانی برپا می‏شد که تشنگانِ بی‏شماری، به دنبال اکسیر اعظم معرفت بودند تا از زلال آسمان کوثرش، بهره‏مند شوند.

 


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 29 آبان 1390  ] [ 6:12 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

نزهت بادی
ولایت امیر المؤمنین علیه‏السلام ، چشمه حیات لازَمان و لا مکانی است که در جوشش همواره خویش، هیچ کس را از آن بیعت تاریخی محروم نمی‏کند.
از رحمت خدا دور است هرکه این باب فیض الهی را بر مشتاقان حق ببندد و نعمت ولایت را از آنان دریغ نماید.
آن منبری که در غدیر خم ساخته شد تا رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بر فراز آن دست علی علیه‏السلام را در دست خویش بفشارد، تندیس اهورایی پیوند ولایت به نبوت بود که هنوز در عرصه تاریخ ماندگار است و انعکاس آن صدای ملکوتی حضرت خاتم که آیه حقانیّت وجود امیر المؤمنین علیه‏السلام را قرائت فرمود، هر لحظه در گوش‏های زمانه تکرار می‏شود.

 


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 29 آبان 1390  ] [ 5:59 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 1 ]

پیامبراکرم‌(ص‌)فرمود:هنگامیکه‌ به‌ معراج‌ رفتم‌،خدا بمن‌ وحی‌ کرد که‌:
ای‌ محمّد!من‌ نظری‌ بسوی‌ زمین‌ کردم‌ وتورا از آن‌ اختیار کردم‌وپیغمبرساختم‌ واسم‌ تو را از نام‌ خود بر گرفتم‌ که‌ من‌ محمودم‌ وتومحمّدی‌!دوباره‌ برزمین‌ نظری‌ افکندم‌ وعلی‌ را از آن‌ برگزیدم‌ واورا جانشین‌وداماد تو قرار دادم‌ ونام‌ اورا از نام‌ خودم‌ برگرفتم‌ که‌ من‌ علی‌ّ اعلی‌ هستم‌واو علی‌ است‌.
سپس‌ فاطمه‌ وحسن‌ وحسین‌ را از نور شما خلق‌ کردم‌.آنگاه‌ ولایت‌ شما را برفرشتگان‌ عرضه‌ کردم‌،تا هرکه‌ پذیرفت‌ در پیشگاه‌ من‌ از مقربّین‌ شود.
ای‌ محمّد!اگر بنده‌ای‌ آنقدر عبادتم‌ کند تا خسته‌ شود وبدنش‌ مانند مَشک‌پوسیده‌ گردد ولی‌ درحالی‌ از دنیا برود که‌ منکر ولایت‌ شما باشد،اورا دربهشتم‌ جای‌ نخواهم‌ داد ودر زیر عرشم‌ سایه‌ نخواهم‌ بخشید.
ای‌ محمّد می‌خواهی‌ آنان‌ را ببینی‌؟
عرض‌ کردم‌:آری‌ پروردگارا!
فرمود:سرت‌ را بلند کن‌.


ادامه مطلب  
[ جمعه 27 آبان 1390  ] [ 8:06 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

اشارات :: بهمن ۱۳۸۲، شماره ۵۷
اکرم کامرانی اقدام
این بار هم، سفری دیگر، چونان گذشته، و بازگشتی دوباره از آخرین سفر، بی‏شباهت به گذشته؛ حجه الوداع، برکه نزدیک است و حقیقت نزدیک‏تر، در چند قدمی.
سیل کاروانیان، خاک سوزانِ حجاز را در می‏نوردند.
تاریخ سالخورده حجاز، گرد زمان بر پلک‏هایش، با چشم‏های نیمه باز انتظار حماسه‏ای دیگر را می‏کشد و باز هم...
امین وحی از پس پرده‏های غیب، از ورای ابرهای کبودِ آسمان حجاز، از جانب او...
امّا این بار با سبزترین پیام، با زلال‏ترین نزول می‏آید «یا ایها الرّسول بلِّغ ما اُنزل إِلَیْکَ من ربک»
زبان بلیغ رسول در آشوب می‏افتد و باز هم پیامی سبز، حجم وجودش را پر می‏کند؛ یا ایها الرّسول بلِّغ ما انزل إِلَیْکَ من ربک» سخت در اندیشه است که چگونه و این بار... پیام دوباره، کاخ اندیشه‏اش را فرو می‏ریزد.
«فَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رسالتَه»، دل آشوبه‏اش، زدوده می‏شود و... به خواست رسول، قافله می‏ایستد، درست کنار غدیر، دریاترین برکه، حماسی‏ترین جایگاه تاریخ.


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 26 آبان 1390  ] [ 12:57 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

اسماعیل نورى علاء
آرى...خم!
شربدار ولایت‏
غدیر حادثات‏
و میان منزل افشاى رازهاست.
بنگریدش‏
که بر اوج دست و بازو
در چنگ چنگالى از نور
ایستاده است‏
به ابرها نزدیکتر تا به ما
و نگاه نمى‏کند
نه در چشمان مشتاق‏


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 26 آبان 1390  ] [ 12:52 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

باده بده ساقیا، ولى ز خُم غدیر
چنگ بزن مطربا، ولى به یاد امیر
تو نیز اى چرخ پیر، بیا ز بالا به زیر
داد مسرت ستان، ساغر عشرت بگیر
بلبل نطقم چنان، قافیه پرداز شد
که زهره در آسمان، به نغمه دمساز شد
محیط کون و مکان، دایره ساز شد
سرور روحانیون هو العلى الکبیر
نسیم رحمت وزید، دهر کهن شد جوان


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 26 آبان 1390  ] [ 12:48 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

دشت غوغا بود، غوغا بود، غوغا در غدیر
موج مى‏زد سیل مردم، مثل دریا در غدیر
تشنگی‌ها بود و توفان بود و شن بود و غبار
محشرى از هر چه با خود داشت صحرا، در غدیر
کاروان آرام و بى تشویش لنگر مى‏گرفت
تا بگیرد کاروان سالارشان جا در غدیر
گردها خوابید کم کم، کاروان خاموش شد
تا پیمبر خود چه خواهد گفت آیا در غدیر!


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 26 آبان 1390  ] [ 12:44 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

کاروان بود و بیابان عطشناک غدیر
و نبى ملتهب از باده ادراک غدیر
کاروان بود و بیابان که سراپا مى‏سوخت‏
و محمد، که افق را به نگاهش مى‏دوخت‏
آنچه ما نیز شنیدیم که شد، مى‏دانست
تشنه حادثه‏اى بود، و خود مى‏دانست!
وحى آمیخته با جام افق خواهد شد
وحى روشنگر ابهام افق خواهد شد


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 26 آبان 1390  ] [ 12:38 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

مهر تابان ولایت شد نمایان در غدیر
باز بخشید این بشارت، خلق را جان در غدیر
خوان و احسان و کرم گسترد یزدان تا کند
عالمى را بر سر این سفره مهمان در غدیر
از طواف کعبه امروز آن که بر گردد، یقین‏
حج او مقرون بود با عهد و پیمان در غدیر
وه! چه غوغایى است در آن سرزمین از جوش خلق!
موج انسان بین، بیابان در بیابان در غدیر !


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 26 آبان 1390  ] [ 12:35 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

ستاره سحر از صبح انتظار دمید
غدیر از نفس رحمت بهار چکید
گرفت دست قدر، رایت شفق بر دوش
زمین به حکم قضا آب زندگی نوشید
بر آسمان سعادت ز مشرق هستى
سپیده داد نوید تولد خورشید


ادامه مطلب  
[ چهارشنبه 25 آبان 1390  ] [ 3:47 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ

بسمه تعالی دراین وبلاگ مذهبی که ازمولا ومقتدایمان حضرت علی علیه السلام سخن به میان است ودرموردولایت این رادمردتاریخ که دربازگشت ازسفرحج پیامبرعظیم اشان اسلام پسرعم وداماد خودرادرمیان انبوهی ازمسلمین که ازاطراف واکناف حضورداشتنداورا به ولایت خود منسوب فرمودروایات اهل نظربرای بازدیدکنندگان محترم درج وامیداست موردقبول حق تعالی قرارگیرد وبرای شیعیان جهان افتخاراست که عیدغدبرخم راازبزرگترین اعیادمی شناسندالتماس دعا عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند مدیروبلاگ
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 215109 نفر
كل مطالب : 293 عدد
تعداد کل نظرات : 49 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 5 آذر 1389 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 شهریور 1394 
امکانات وب
تماس با ما



JavaScript Codes