مظهرپاکی وعدالت
عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند

1 - اجتماعى بى همانند
2 - فراوانى و انبوه حاضران
3 - تحقق بيعت عمومى
4 - كيفيت والاى حماسه غدير
5 - صراحت در گفتار پيامبر
6 - گواهى حاضران
7 - راويان فراوان حديث غدير
با بررسى روشهاى مبارزاتى حضرت زهرا سلام الله عليها و مورد ارزيابى قرار دادن استدلالها و براهين آن بزرگ زن جهانيان ، كه همواره در طرح حماسه غدير مى كوشيد
و در نهان و آشكار
و در سخنرانيهاى عمومى
و پاسخهاى انفرادى
همه جا تلاش مى كرد تا:
حماسه غدير را بشناساند
اهداف غديرخم را به رخ بكشد
حماسه غدير را جاودانه سازد
و با خطبه معروف رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در غديرخم ، بحث و مناظره نمايد
پيام غديرخم را براى اتمام حجت بكار گيرد
هر خواننده اى را وامى دارد تا بپرسد كه :
غديرخم چه ويژگيهايى دارد؟
 

كه آنهمه توجه حضرت زهرا سلام الله عليها را بخود جلب كرده است ؟
اهداف غديرخم چيست ؟
و رسالت آن كدام است ؟
و بار تبليغاتى آن چگونه است ؟
و چرا با زنده ساختن ((حماسه غدير)) مى توان ، همه گمراهان را هدايت كرد؟
و عذرها و بهانه ها را مردود دانست ؟
و راه حق و هدايت را شناخت ؟
اول - اعلام امامت در اجتماع بى همانند:
يكى از ويژگيهاى ((حماسه غدير))، اعلام امامت حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) در اجتماعى بى مانند بود
كه نه درگذشته چنان جمعيتى با جاذبه هاى معنوى گرد آمدند
و نه در آينده چنان اجتماع با شكوهى تحقق يافت
در اينجا به برخى از جوانب شكوهمند آن اجتماع بى همانند اشاره مى شود:
1 - اجتماعى از سراسر بلاد اسلامى :
مردمى كه در غديرخم گرد آمدند، و با امام منصوب از طرف خداوند بزرگ بيعت كردند، مردم يك شهر و قبيله ، يك منطقه و ناحيه نبودند، از يك نژاد و قومى گرد نيامدند، بلكه از سراسر بلاد اسلامى با شنيدن خبر شركت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مراسم حج ، بسوى كعبه و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شتافتند.
از شرق و غرب
از شمال و جنوب كشور پهناور اسلامى
از نژادهاى گوناگون
از قوميت ها و مليت هاى متفاوت
از سياه و سفيد
از سرمايه داران و نيازمندان
از زورمداران و ناتوان ها
از بى سواد و باسواد
از مهاجر و انصار
و از همه جا
و از همه شهرها
و روستاها و بلاد اسلامى (نه تنها مردم مكه و مدينه ) براى مراسم حج گرد آمدند، و سپس در غديرخم به امر الهى درنگ كردند، و پيام الهى را در ولايت و امامت پس از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيدند، و با امام خود بيعت كردند، كه چنين اجتماعى ديگر هرگز پديد نيامد
2 - جاذبه معنوى حاضران در غدير:
گردهم آئى حاجيان ((90 يا 120 هزار نفر)) در غدير خم ، تنها يك اجتماع نظامى يا سياسى نبود، بلكه جاذبه معنوى داشت
همه ، احرام پوشيده
و مراسم حج بجاى آورده
و در عرفات و منى دل را شسته
و در طواف و سعى سبكبار شده بودند
داراى حالت معنوى بودند، و از روحى پر نشاط برخوردار، و با حالت پذيرش و تسليم به سخنان پيامبرشان گوش فرا دادند.
3 - انگيزه معنوى گردهم آئى غدير:
پس از اعمال حج ، همه در حال بازگشت بودند، كه در سرزمين غديرخم ، آن اجتماع عظيم حاجيان پراكنده مى شد، مصرى ها، عراقى ها، يمنى ها، مدنى ها، هر كدام به راه خود مى رفتند كه پيك وحى فرمان ابلاغ امامت را آورد و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمان داد تا جمعيت باز ايستند
آنها كه جلوتر رفتند بازگردند
و آنان كه هنوز نيامده اند به جمعيت ملحق شوند
اجتماع انبوه حاجيان در آن روز انگيزه هاى مادى ، يا تنها سياسى و نظامى نداشت ، بلكه بر اساس فرمان الهى ، و دستور پيامبر اسلام شكل گرفت ، تا امامت على (عليه السلام ) و ولايت اهل بيت عليهما السلام تحقق يابد.
دوم - فراوانى و انبوه حاضران :
فراوانى و انبوه جمعيت حاجيان در روز غديرخم كه از سراسر بلاد اسلامى گرد آمده بودند يكى ديگر از ويژگيهاى حماسه غدير است ، و تعداد جمعيت را 90 تا 120 هزار نفر نقل كرده اند، كه بهنگام بازگشت به شهر و ديار خويش در روز 18 ذى الحجة الحرام ، در منطقه غديرخم ، به فرمان الهى گرد آمده و پس از شنيدن پيام رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) با اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) بيعت كردند(2).
سوم - تحقق بيعت عمومى و همگانى :
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) از آغازين لحظه هاى بعثت ، و دعوت علنى مردم به اسلام ، ولايت و رهبرى حضرت اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) را مطرح ، و تا آخرين لحظه هاى عمر با بركتش (ماجراى حديث قلم و دوات ) اين حقيقت را به روشنى بيان فرموده ، تذكر داد.
و تنها به اعلان و اظهار عقيده و سفارش و وصيت اكتفاء نفرمود، بلكه در انتظار اوامر الهى بود تا افكار عمومى مسلمين جهان را بيدار كند، و آراء مسلمين را در پذيرش امامت و ولايت اهل بيت (عليهم السلام ) هماهنگ نمايد كه سرانجام در يك رفراندوم عمومى ، و اجتماعى بى همانند، از همه اقشار مسلمين ، بيعت با امام على بن ابيطالب ، تحقق پذيرد، و در آرزوى رسيدن پيك وحى لحظه شمارى مى كرد، كه جبرئيل در غديرخم فرمان الهى را ابلاغ فرمود:
يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك
(اى پيامبر الهى ، آنچه از طرف خدا به سوى تو نازل گرديده ، امروز به همگان ابلاغ كن )(3)
كه از نظر اصول دموكراسى ، و شيوه هاى انسانى انتخابات ، در جهان گذشته تاكنون ، بى نظير مى باشد زيرا:
رهبران دنيا يا با كودتا قدرت را بدست مى گيرند
و يا با روشهاى دروغين مردم را اغفال مى كنند
و يا هرگز به آراء عمومى مردم توجهى نداشته و ندارند
در سقيفه ، ابابكر با 21 راءى ، ناگهان به خلافت مى رسد، و خود نيز بارها اعتراف كرد كه :
خلافت من ناگهانى ((فلتة )) بود
و دومى در گرفتن قدرت ، كارى به آراء و افكار عمومى نداشت
نه شورائى مطرح بود و نه انتخاباتى
نه مراجعه به افكار عمومى مسلمين وجود داشت
و نه حتى مراجعه به آراء مهاجرين و انصار موجود در شهر مدينه
تنها مى گفتند:
با وصيت ابابكر، عمر به خلافت رسيد!!
و سومى نيز در يك شوراى شش نفره ، كه داماد عمر (عبدالرحمن بن عوف ) حق ابطال يا قبول آراء موجود را داشت ، ((حق وتو)) خلافت را بدست گرفت
حال آنكه غديرخم تحقق يك حماسه بى همانند، در انتخاب رهبرى بود، زيرا:
1 - نصب الهى دخالت داشت .
2 - پيام رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روشنگر راه انتخاب كنندگان بود
3 - 120 هزار شركت كننده از يك شهر و قبيله نبودند، بلكه از سراسر بلاد اسلامى ، و به همه اقشار انسانى تعلق داشتند كه به امر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با على (عليه السلام ) بيعت كردند.
4 - و بيعت كردن ، و انتخاب رهبرى ، عمومى و آزاد و آشكارا بود.
چهارم - كيفيت والاى حماسه غدير
پس از انجام مراسم معنوى حج (نه در يك اجتماع نظامى يا سياسى )
و در ميان انبوه مسلمين سراسر بلاد اسلامى (120 هزار نفر)
درگذرگاه غدير
بهنگامه پراكنده شدن حجاج يمنى و مصرى و عراقى و شامى و مدنى انگيزه گردهمائى ، دستور رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و فرمان الهى (نه قدرت طلبى ) بود.
در حضور پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و با نظارت پيك وحى بود
در آخرين سفر حج پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
و آخرين دستورالعملهاى سرنوشت ساز وحى الهى
بدون هرگونه ابهام و اشاره و كناية
در روز روشن (نه پشت درهاى بسته ، يا باغ اهل سقيفه )
با اعلام عمومى و رسمى (نه كودتا و انحراف افكار عمومى )
و با آگاهاندن مسلمانان (با ايراد خطبه اى گويا كه همگان را به احكام الهى و دستورات دينى ، آشنا ساخت ، و زحمات و كوشش هاى رسالت را بيان فرمود، و خيرخواهى خود را نسبت به امت اسلامى تذكر داد، و همگان اعتراف كردند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پيامبر دلسوز، مهربان ، نصيحت گر، و عاشق امت است .)
آنگاه فرمان بيعت با اميرالمؤ منين على بن ابيطالب (عليه السلام ) را صادر فرمود، كه :
تا غروب آفتاب ، مردان
و تا پاسى از شب گذشته ، زنان مسلمان
با آنحضرت بيعت كردند.
پنجم - صراحت در گفتار
در روز غديرخم ، در آن قيامت عظمى ، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
اكنون حضرت جبرئيل بر من نازل شد تا پيام الهى را بهمگان اعلام كنم
پس اعلام كنيد:
((رفتگان باز گردند، و آنانكه هنوز نرسيده اند به ما ملحق شوند.))
پس از اجتماع 120 هزار حاجى كه از مراسم بازگشته بودند، در آن هواى گرم ، بر روى جهاز شتران بالا رفت ، و پس از حمد و سپاس پروردگار، و تذكر دادن نعمت هاى فراوان الهى ، و يادآورى زحمات و رنج بزرگ دوران رسالت ، و اتمام حجت با انبوه مسلمانان سراسر بلاد اسلامى ، به تشريح و تبيين پيام الهى در امامت على بن ابيطالب (عليه السلام ) و فرزندان او تا قيام قيامت ، پرداخت با كلماتى :
گويا و رسا
فصيح و بليغ
روشن و آشكار
بى ابهام و كنايه
بى استعاره و اشاره
با زبانى قابل فهم عموم مردم حاضر در صحنه
بى ترس و هراس
و بدون شك و ترديد
كه پس از آن خطبه گويا و بيان جاودانه و رسا، هيچكس در راه هدايت ، و انتخاب امام برحق ، ترديدى نداشت
در اينجا به برخى از قسمت هاى مهم سخنرانى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اشاره مى كنيم :
1 - اعلان نزول پيك وحى براى معرفى امامت
پيامبر گرامى فرمود:
ان جبرئيل (عليه السلام ) هبط الى مرارا ثلاثا ياءمرنى عن السلام ربى و هو السلام اءن اءقوم فى هذا المشهد، فاعلم كل ابيض و اءسود اءن على بن اءبى طالب اءخى و وصيى و خليفتى على امتى والامام من بعدى الذى محله منى محل هارون من موسى ، الا انه لانبى بعدى ، و هو وليكم بعد الله و رسوله و قد اءنزل الله تبارك و تعالى على بذلك آية من كتابه .
(انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤ تون الزكوة و هم راكعون )(4)
و على بن اءبى طالب الذى اقام الصلوة و آتى الزكوة و هو راكع يريد الله عز و جل فى كل حال .(5)

(همانا جبرئيل (كه درود خدا بر او باد) سه بار بر من نازل شد، و سلام خدا را رساند، و فرمود كه در اين مكان (غديرخم ) توقف نمايم ، و به سياه و سفيد شما اعلام كنم كه على بن ابيطالب ، وصى و جانشين و پيشواى شما بعد از من است ، جايگاه او نسبت به من ، مانند هارون نسبت به موسى پيامبر است ، با اين تفاوت كه پس از من پيامبر نخواهد آمد، على (عليه السلام ) پس از خدا و پيامبر رهبر شماست ، و خداوند بزرگ آيه اى در قرآن در همين مسئله نازل فرمود كه :
همانا رهبر و سرپرست شما خدا و رسول او و كسانى كه ايمان آورند، و نماز را بپاى دارند، و در حال ركوع زكات بپردازند.
و مى دانيد كه على بن ابيطالب ، نماز را بپاداشت ، و در حال ركوع زكات پرداخت و در هر حال خدا را مى طلبيد)
2 - علل صبر و انتظار پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
آنگاه به علل ((سياست صبر و انتظار)) اشاره مى كند
كه چرا تاكنون صبر كرده و براى على (عليه السلام ) بيعت عمومى نگرفته است .
و ساءلت جبرئيل (عليه السلام ) اءن يستعفى لى السلام عن تبليغ ذلك اليكم - ايها الناس - لعلمى بقلة المتقين ، و كثرة المنافقين ، و ادغال الآثمين ، و حيل المستهزئين بالاسلام ، الذين وصفهم الله فى كتابة : (باءنهم يقولون بالسنتهم ما ليس فى قلوبهم و يحسبونه هينا و هو عند الله عظيم )(6) و كثرة اذاهم لى غير مرة ، حتى سمونى اذنا، و زعموا اءنى كذلك لكثرة ملازمتة اياى ، و اقبالى عليه ، و هواه و قبوله حتى اءنزل الله عز و جل فى ذلك قرآنا.
(و منهم الذين يؤ ذون النبى و يقولون هو اذن قل اذن خير لكم ...)(7)
و لو شئت اءن اسمى القاتلين بذلك باءسمئهم لسميت ، و ان اءومى ء اليهم باءعيانهم لاءوماءت ، و ان ادل عليهم لدللت ، و لكنى والله فى امورهم قد تكرمت .

(از جبرئيل ((درود خدا بر او باد)) درخواست كردم ، تا مرا از اعلام ولايت على (عليه السلام ) معاف بدارد، زيرا اى مردم مى دانم كه تعداد پرهيزكاران اندك ، و شمار منافقان فراوان است ، و گنهكارانى پرفريب ، و نيرنگبازانى كه اسلام را مورد استهزاء قرار مى دهند وجود دارند، آنانكه خداوند بزرگ در كتابش نسبت به آنها فرمود:
((با زبانهاى خود چيزى را مى گويند كه در دل باور ندارند، و گمان مى برند اين كار ساده اى است ، در صورتيكه اين گونه دو روئى ها در نزد خدا گناه بزرگى است .))
همانها كه بارها مرا آزار دادند، تا آنجا كه به من تهمت زدند، و گفتند:
((پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) تسليم و گوش به فرمان ديگران است و از خود اراده اى ندارد.))
چون من همواره با على (عليه السلام ) بودم ، و او زياد مورد توجه من بود، نتوانستند از روى حسادت تحمل كنند، تا آنكه خداوند بزرگ آيه اى نازل كرد و پاسخ ياوه گوئيهاى آنان را داد و فرمود:
((برخى از منافقان ، پيامبر را آزار داده مى گويند، او سر تا پا گوش است ، بگو، پيامبر گوش دهنده سخن خوب باشد براى شما نيكو است .))
هم اكنون اگر بخواهيم منافقان را با نام و نشان معرفى كنم ، يا با انگشت به سوى آنان اشاره نمايم ، يا مردم را براى شناخت آنان راهنمائى كنم ، مى توانم .
اما من ، سوگند به خدا، نسبت به آنان كرامت و بزرگوارى پيشه مى سازم .)
3 - اعلام ولايت عمومى و جهانى اميرالمؤ منين (عليه السلام )
پس از اعلام نزول پيك وحى ، و اهداف معنوى آن ، و افشاگرى نسبت به توطئه هاى منافقان ، و تشنگان قدرت ، و منتظران فرصت ، به اعلام ولايت و امامت پرداخته و اصل امامت و رهبرى را يك ضرورت اجتماعى ، و يك حقيقت غيرقابل انكار مى شناساند.
كه هيچ قوم و قبيله اى ، هيچ جامعه پيشرفته يا ابتدائى ، نمى تواند بدون امام و رهبر، به تكامل واقعى دست يابد، فرمود:
فاعلموا معاشر الناس ! ذلك فيه وافهموه واعلموا اءن الله قد نصبه لكم وليا و اماما فرض طاعته على المهاجرين و الانصار، و على التابعين لهم باحسان ، و على البادى و الحاضر، و على الاعجمى و العربى ، و الحر و المملوك و الصغير و الكبير، و على الاءبيض و الاءسود، و على كل موحد، ماض حكمه ، جاز قوله ، نافذ امره ، ملعون من خالفه ، مرحوم من تبعه ، و صدقه ، فقد غفرالله له و لمن سمع منه و اءطاع له ...
ثم من بعدى على وليكم و امامكم باءمر الله ربكم ، ثم الامامة فى ذريتى من ولده الى يوم تلقون الله و رسوله .

(بدانيد اى جمعيت انبوه ! همانا خداوند على (عليه السلام ) را رهبر و امام شما قرار داد، و فرمانبرى او را بر مهاجرين و انصار، بر پيروان مهاجرين و انصار كه راه نيكى پيمايند، بر اهالى شهرها و روستاها، بر حاضر و غائب ، عرب و عجم ، آزاد و بنده ، كوچك و بزرگ ، سياه و سفيد واجب كرده است .
و بر هر خداپرستى ، حكم او جايز و قول او نافذ، و فرمان او واجب است .
كسى كه با او مخالفت كند ملعون ، و كسى كه از او پيروى كند به رحت الهى خواهد رسيد
تصديق كننده او مؤ من است ، خدا او را، و آنكس را كه از او شنوائى داشته ، و اطاعت كند مى آمرزد.
آنگاه پس از من ، امام شما على (عليه السلام ) است ، امامى كه به امر پروردگار شما تعيين گرديده ، و پس از او، امامت در خاندان من از فرزندان على (عليه السلام ) تا روز قيامت قرار خواهد داشت ، روزى كه شما خدا و پيامبرش را ملاقات خواهيد كرد.)
http://www.ghadeer.org


 
[ سه شنبه 1 آذر 1390  ] [ 12:33 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

بسمه تعالی دراین وبلاگ مذهبی که ازمولا ومقتدایمان حضرت علی علیه السلام سخن به میان است ودرموردولایت این رادمردتاریخ که دربازگشت ازسفرحج پیامبرعظیم اشان اسلام پسرعم وداماد خودرادرمیان انبوهی ازمسلمین که ازاطراف واکناف حضورداشتنداورا به ولایت خود منسوب فرمودروایات اهل نظربرای بازدیدکنندگان محترم درج وامیداست موردقبول حق تعالی قرارگیرد وبرای شیعیان جهان افتخاراست که عیدغدبرخم راازبزرگترین اعیادمی شناسندالتماس دعا عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند مدیروبلاگ
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 214998 نفر
كل مطالب : 293 عدد
تعداد کل نظرات : 49 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 5 آذر 1389 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 شهریور 1394 
امکانات وب
تماس با ما



JavaScript Codes