امیر دلها
( مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا مَوْلاَهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ خدایا کسى که من مولاى اویم پس على هم مولاى اوست، خدایا دوست بدار کسى را که على را دوست بدارد و دشمن بدار کسى را که با على دشمنى کند ( رسول الله صلی الله علیه و آله
آخرین مطالب
2:24 PM

شياطين در غدير

افشاى عكس العملها و اقدامات شياطين ابليسى و شياطين انسى، از مهمترين بخشهاى موضوع غدير بشمار مى آيد، زيرا در سايه ى آن به آسانى مى توان دريافت كه آنچه پس از رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به وقوع پيوست و آنطور كه مردم زحماتِ يك عمر آن حضرت و آن خطابه ى عظيم در غدير را ناديده گرفته و به فراموشى سپردند، هرگز بدون پايه ريزى و برنامه هاى قبلى انجام نگرفته بود و شياطين و منافقين آخرين تلاشهاى خود را در اين زمينه انجام داده بودند.

http://www.missagh.org/ghadir/ghadir%20khom.jpg


در غدير، هم ابليس و گروهش عزا گرفته بودند، و هم منافقين در هاله اى از يأس و نااميدى بسر مى بردند، و توطئه هاى خود را نقش بر آب مى ديدند.
هم شيطان و شياطينش در فكر راهى تازه براى گمراهى امت و به جهنم كشاندن مسلمين بودند، و هم كافرانِ به ظاهر مسلمان چاره اى براى بازگشت و عقب گرد به دوران جاهليت واحياى دوباره ى كفر و شرك و الحاد جستجو مى كردند.
آنچه در اين قسمت از تاريخ تكان دهنده است اينكه در غدير، شياطين دل به منافقين بسته بودند و چشم به دست آنان و نقشه هايشان داشتند و خود را از هر جهت مستأصل مى ديدند. اين منافقانِ مشرك و كافر بودند كه روى شيطان و شيطانيان را سفيد كردند، و به فرزندان خَلَف خود كه دستِ كمى از آنها نداشتند درسِ مقابله با وحى و نبوت و دستگاه الهى را دادند، و چنان نقشه اى پياده كردند كه نه فقط خود به مقاصد شومشان رسيدند، بلكه تا آخر روزگار اكثريتى از مسلمين را از راه و صراط مستقيم دوازده جانشين بر حقِّ پيامبرشان منحرف كردند و چهره ى خلافت اسلامى را هم نزد جهانيان مشوَّه ساختند.
دراين بخش، ابتدا اشاره اى خواهيم داشت به آنچه بين ابليس و شياطين در روز غدير جريان داشت، و سپس اقدامات و عكس العملهاى منافقين را ذكر مى كنيم.

 

ابليس و شياطين در غدير

ابليس و دار و دسته اش- اين دشمنان سخت كوش انسان- 'غدير' را هولناكترين مقطع براى خود به حساب آوردند. آنان واهمه داشتند كه پس از غدير، راه گمراهىِ انسانها بسته شود. به همين جهت در آن روز، بسيار محزون بودند و فريادشان بلند بود.
ولى شياطين انسى به فرياد ابليس و گروهش رسيدند و در همان غدير وعده هايى به او دادند و نقشه هايى كشيدند و توطئه هايى نمودند كه آن حزن و اندوه و فريادهاى شيطان يكباره تبديل به خوشحالى و سرور گرديد.
هنگامى كه پس از رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اجراى دقيق آن نقشه ها را در سقيفه ديدند سر از پا نمى شناختند، و ابليس "بزرگِ شياطين" در آن روز تاجگذارى كرد و دستور شادى و سرور رسمى به گروهش داد.
احاديثى كه ذيلاً ذكر مى شود شاهد اين مدعا است.

 

فرياد شيطان در غدير

امام باقر عليه السلام فرمود: ابليس چهار مرتبه فرياد بلند كشيده است: روزى كه مورد لعن خداوند قرار گرفت، روزى كه از آسمانها به زمين فرستاده شد، روزى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مبعوث شد، روز غدير خم "كه اميرالمؤمنين عليه السلام منصوب شد". 1

 

وعده هاى منافقين به شيطان

امام باقر عليه السلام فرمود: هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دست اميرالمؤمنين عليه السلام را گرفت و فرمود: 'مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَليٌّ مَوْلاهُ'، ابليس و بزرگان گروهش حاضر بودند.
شياطين به او گفتند: به ما چنين نگفته بودى! بلكه خبر داده بودى كه هرگاه پيامبر از دنيا برود اصحاب او متفرق مى شوند! اين طور كه او صحبت كرد برنامه ى مستحكمى را پيش بينى كرد كه هر كدام از جانشينانش هم از دنيا برود ديگرى به جاى او مى نشيند!
ابليس در پاسخ گفت:
برويد، كه اصحاب او به من وعده داده اند كه به هيچيك از گفته هاى او اقرارنكنند، وآنان هرگز اين وعده ى خود را نمى شكنند! 2

 

سرور و شادى شيطان از كفر و ارتداد مسلمين

امام باقر عليه السلام فرمود: هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير دست اميرالمؤمنين عليه السلام را گرفت، ابليس در بين گروهش فريادى كشيد و همه ى شياطينى كه در خشكى و دريا بودند نزد او گرد آمدند و گفتند: اى آقاى ما، و اى مولاى ما، چه نگرانى برايت پيش آمده است؟ ما فريادى وحشتناكتر از اين از تو نشنيده بوديم!
ابليس گفت:
اين پيامبر كارى كرد كه اگر به نتيجه برسد هرگز معصيت خداوند انجام نخواهد گرفت.
شياطين گفتند: اى آقاى ما، و اى مولاى ما، تو بودى گمراه كننده ى آدم!!
هنگامى كه منافقين در بين خود گفتند: 'پيامبر از روى هواى نفس سخن مى گويد'، و يكى از آن دو نفر "ابوبكر و عمر" به ديگرى گفت: 'نمى بينى چگونه چشمانش در سرش مانند مجانين مى گردد'، هنگامى كه اين سخنان را گفتند ابليس از خوشحالى فريادى كشيد و دوستانش را جمع كرد و گفت: 'شما مى دانيد كه من قبلاً گمراه كننده ى آدم بوده ام'!؟ گفتند: آرى. ابليس گفت: 'آدم عهد و پيمان را شكست ولى به خداوند كافر نشد؛ اينان عهد و پيمان را شكستند و به پيامبر كافر شدند'!!
هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رفت و مردم غير على عليه السلام را براى خلافت بپا داشتند، ابليس تاج پادشاهى بر سر گذاشت و منبرى نصب كرد و بر روى آن نشست و شياطينش را جمع كرد و به آنان گفت:
شادى كنيد، چرا كه تا امام قيام نكند خداوند اطاعت نمى شود. 3

 

تلاش شيطان براى به گناه كشيدن شيعيان

امام صادق عليه السلام فرمود: هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سخنانش را در غدير فرمود و اميرالمؤمنين عليه السلام را براى مردم نصب كرد، ابليس فريادى كشيد كه بزرگانِ گروهش نزد او جمع شدند و گفتند: اى بزرگِ ما، اين چه فريادى بود؟! ابليس گفت:
واى بر شما ! امروز مانند روز عيسى است!
بخدا قسم، مردم را در اين باره گمراه خواهم كرد...
بار ديگر ابليس فريادى كشيد و بزرگان گروهش نزد او جمع شدند و گفتند: اى بزرگِ ما، اين فريادِ دوم چه بود؟! ابليس گفت:
خداوند در باره ى گفته ى من آيه اى نازل كرد: 'وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ اِبْليسُ ظَنَّهُ': 'ابليس گمان خود را بر آنان به صدق رسانيد'.
سپس ابليس به سوى آسمان متوجه شد وگفت:
خداوندا، به عزّت و جلالت قسم، گروههاى هدايت يافته را هم به بقيه ملحق خواهم كرد!
در اينجا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله- كه متوجه رفتار ابليس بود- اين آيه را از جانب خداوند تلاوت فرمود: 'اِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ' : 'تو را بر بندگانِ واقعىِ من تسلط و راهى نيست'.
بار ديگر ابليس فريادى كشيد و بزرگان گروهش بسوى او باز گشتند و پرسيدند: اين فرياد سوم چه بود؟ ابليس گفت:
بخدا قسم، از اصحاب علىّ "كه نمى توانم بر آنهاتسلّط داشته باشم"! ولى خداوندا، قسم به عزّت و جلالت، گناهان را براى آنان "يعنى شيعيان على" زيبا جلوه خواهم داد تا با ارتكاب آن ايشان را به درگاه تو مبغوض نمايم. 4

 

سخن شيطان با پيامبر در غدير

شيطان در روز غدير به صورت پيرمردى زيبا روى نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آمد و گفت:
اى محمد، چقدر كم اند آنان كه واقعاً طبق گفته هايت با تو بيعت مى كنند!! 5

 

حزن شيطان در غدير، و سرور او در سقيفه

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد كه: ابليس و رؤساى اصحاب او هنگام منصوب شدن من در روز غدير حاضر بودند. در آن روز، اصحاب ابليس رو به او كردند و گفتند:
اين امت مورد رحمت قرار گرفتند و از گمراهى محفوظ شدند، و ديگر نه ما را و نه تو را بر آنان راهى نيست، چرا كه امام و پناه خود بعد از پيامبرشان را شناختند.
ابليس با ناراحتى و اندوه از آنان جدا شد.
اميرالمؤمنين عليه السلام در ادامه ى كلامش فرمود: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد: آن هنگام كه مردم بعد از وفات من بيعت تو را بشكنند، ابليس اصحابش را جمع مى كند و آنان در مقابل او به سجده در مى آيند و مى گويند:
اى آقاى ما، اى بزرگِ ما، تو بودى كه آدم را از بهشت بيرون كردى!
ابليس مى گويد:
كدام امت بعد از پيامبرشان گمراه نشدند؟! هرگز!! شما گمان مى كنيد من بر اينان سلطه و راهى ندارم؟! چگونه ديديد مرا هنگامى كه كارى كردم تا امر خدا و پيامبر را در باره ى اطاعتِ على بن ابى طالب كنار گذاردند؟... 6

  • 1. [ بحارالأنوار: ج 37 ص 121. ]
  • 2. [ بحارالأنوار: ج 37 ص 120 و 168. عوالم: ج 3:15 ص 125 و 135. ]
  • 3. [ روضه ى كافى: ص 344 ح 542. جمله ى آخر اين حديث در متن عربى چنين است: 'لايُطاعُ اللَّهُ حَتّى يَقُومَ الإمامُ'. اين جمله احتمال دو معنى دارد: الف: تا امام بر حقى امور را به دست نگيرد خدا اطاعت نمى شود. ب: تا امام زمان عجل اللَّه فرجه قيام نكند خدا بطور كامل اطاعت نمى شود. ]
  • 4. [ بحارالانوار:ج 37 ص 164 و 165. ]
  • 5. [ بحارالانوار: ج 37 ص 135. عوالم: ج 3:15 ص 303. ]
  • 6. [ كتاب سليم: ح 579. روضه ى كافي: ص 343 ح 541. ]