

111- محمد بن عرفه گفت: حضرت رضا به من فرمود : وای بر تو ای پسر عرفه عملی کنید که در آن ریا نباشد و به منظور شنیدن مردم انجام نشده باشد زیرا هر کس برای غیر خدا عمل کند خدا او را وا میگذارد به آن کس که برای او عمل کرده (یعنی خدا مهمات وی را کفایت نمیکند)

56- البته امر به معروف و نهی از منکر بکنید و گرنه بر شما حکومت خواهد کرد و عامل خواهد شد بدهای شما سپس خوبان شما دعا میکنند و مستجاب نخواهد شد .
57- هر که حق سپاسی نعمت مخلوق را بجای نیاورد سپاس خدای را بجای نیاورده .
58- آدم سخی غذای مردم را میخورد تا غذایش را بخورند و آدم بخیل از غذای مردم نمیخورد تا از غذایش نخورند.
تعیین اُجرت قبل از كار
مرحوم كلینى به نقل از سلیمان بن جعفر حكایت كند:
روزى به همراه حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام جهت انجام كارى از منزل بیرون رفته بودیم .
پس از پایان آن كار، هنگامى كه خواستم به منزل خود مراجعت نمایم ، حضرت فرمود: امشب همراه من بیا تا به منزل ما برویم و شب را میهمان ما باش .

14- فانهم معادن کلماتک و خزان علمک و ارکان توحیدک و دعائم دینک و ولاة امرک و خالصتک من عبادک و صفوتک من خلقک و اولیاؤک و سلائل اولیائک و صفوة اولاد نبیک و السلام علیه و علیهم و رحمة الله و برکاته.

13- اللهم صل علی ولاه عهده و الائمة من بعده و بلغهم امالهم و زد فی اجالهم و اعز نصرتهم و تمم لهم ما اسندت الیهم من امرک لهم و ثبت دعائمهم و اجعلنا لهم اعوانا و علی دینک انصارا

1- خویشاوند را پیوند ده ، اگر چه با یک جرعه آب باشد.
2- هرگز به امید دوستی آل محمد (ص) عمل صالح و عبادت خدا را ترک نکنید و همچنین دوستی آل محمد و تسلیم شدن در مقابل امرشان را به امید عبادتتان رها نکنید. زیرا هیچیک از این دو بدون دیگری قبول نمیشود.
3- آن کس که همه روزه به حساب خود رسیدگی نکند، و نیک و بد خود را نشناسد از ما نیست.

حدیث 21
قال الکاظم علیهالسلام لأصحابه «اشهدوا أن ابنی هذا، وصیی و القیم بأمری و
خلیفتی من بعدی، من کان له عندی دین فلیأخذه من ابنی هذا، و من کانت له عندی عدة فلینجزها منه؛ و من لم یکن له بد من لقائی فلا یلقین الا بکتابه.» [اثبات الهداة، 229/3.]

بحث به زبان قوم
از شیوههایی كه امام در بحث خود به كار میبرد این بود كه او با هر قومی به زبان همان قوم سخن میگفت و با طرفداران تورات از تورات و با طرفداران انجیل از متن انجیل حرف میزد. حتی نوشتهاند او با صابئین به زبان عبریشان، با زردشتیها به زبان پارسی احتجاج میكرد و آنها را در كار خود مجاب میساخت. او حتی در سر سفرهای كه در برابر اقوام مختلف قرار میگرفت برای خوش آمد مهمانان مطایباتی داشت و این مطایبات را به زبان آنان بیان میكرد. حتی از او آمده است كه گاهی به زبان فارسی با ایرانیان حرف میزد و این امر برای آنان بسیار خوشایند بود و احساس انس و صفای بیشتری با امام میكردند.
