پایگاه جامع عاشورا 61 هـ.ق

السلام علیک یا اباعبدالله و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
     

نحوه شهادت امام حسین(ع)/ آخرین لحظات امام چگونه گذشت؟

در روز عاشورای سال ۶۱ هجری چه گذشت؟

آخرین لحظات امام چگونه گذشت؟

امام حسین(ع) به فرزندش امام سجاد(ع) فرمود: فرزندم! سلامم را به شیعیانم برسان و به آنان بگو: پدرم غریبانه به شهادت رسید، پس بر او اشک بریزید!

عمر بن سعد با انداختن نخستين تير، رسما جنگ را آغاز كرد و گفت‌: نزد عبيدالله شهادت دهيد كه من نخستين تير را رها كردم‌. عمر بن سعد خطاب به كوفيان گفت‌: منتظر چه هستيد! اينان يك لقمه براي شما هستند.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[سه شنبه 13 آبان 1393 ]  [2:17 PM]   [علی گوهر صمیمی]

شب و روز عاشورا بنابر سنت تاریخی متعلق به امام حسین (ع) سرور و سالار شهیدان است و راویان به وقایع آن روز بزرگ می‌پردازند اما در روز عاشورا در کربلا چه گذشت؟ روایت شده عمر بن سعد با انداختن نخستين تير، رسما جنگ را آغاز كرد و گفت‌: نزد عبيدالله شهادت دهيد كه من نخستين تير را رها كردم‌. عمر بن سعد خطاب به كوفيان گفت‌: منتظر چه هستيد! اينان يك لقمه براي شما هستند.

زماني كه عمربن سعد تير انداخت‌، ديگر سپاه ابن زياد نيز شروع به تير اندازي كردند. (فلمّا رمي عمر، ارتمي الناس‌) به گزارش ابن اعثم‌: باران تير (و أقبلت السهام كأنّها المطر) از سوي كوفيان به سوي اصحاب امام حسين ـ عليه السلام ـ شدت‌گرفت و امام فرمود: اينها قاصد اين قوم به سوي شماست‌؛ براي مرگي كه ‌چاره‌اي از پذيرش آن نيست‌، آماده باشيد.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[سه شنبه 13 آبان 1393 ]  [2:14 PM]   [علی گوهر صمیمی]

رخداد عاشورا و شهادت امام حسین‌علیه‌السلام در رأس مهم‌ترین حوادث تاریخ بشریت قرار دارد. عظمت این حادثه را می‌توان با تحلیل زمینه‌ها، چرایی، چگونگی وقوع، پیامدها و آثار آن بررسی کرد. یکی از نشانه‌های عظمت این حادثه، رخدادهای شگفتی است که غالب آنها شکل خرق عادت داشته و در پی شهادت امام حسین‌علیه‌السلام به وقوع پیوست.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[دوشنبه 12 آبان 1393 ]  [2:07 PM]   [علی گوهر صمیمی]

عاشورا از ريشه «عشر»،به معناي ده و دهم و تاسوعا از ريشه «تسع»،به معناي نه و نهم است . اين لفظ فقط بر نهمين و دهمين روز محرم گفته شده است.
از آنجا که حوادث مهم کربلا در روز نهم و دهم ماه محرم الحرام اتفاق افتاد،اين دو روز را برجسته کرده و به نام تاسوعا و عاشوار مشهور شده و روز نهم و دهم محرم الحرام در فرهنگ مسلمانان به ويژه شيعيان،از جايگاه ويژه اي برخوردار است.
در مقابل شيعيان،بني اميه و پيروانشان روز عاشورا را روز جشن و سرور قرار دادند. (1)

--------------------------------------------------------------------------------------------------

(1) ماهنامه اشارات، شماره128

 


[دوشنبه 12 آبان 1393 ]  [9:00 AM]   [علی گوهر صمیمی]

 

 

 

 

 

 

 

 

« عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام» در سال 26 هجری متولد شد. مادرش ام البنین بود.
امام علی علیه السلام به برادرش، عقیل، که به انساب و اجداد اعراب آگاه بود، فرمود:« برای من زنی را انتخاب کن که فرزندانی شجاع بیاورد.»
عقیل فاطمه، دختر حزام، را معرفی کرد و گفت:« در میان اعراب، شجاع تر از پدران او کسی را نمی شناسم.»
علی علیه السلام با او ازدواج کرد و اولین فرزندی که از ام البنین به دنیا آمد عباس علیه السلام بود که او را به سبب زیبایی چهره اش، قمر بنی هاشم لقب داده بودند. کنیه او ابوالفضل بود و ام البنین پس از او سه فرزند به نام های عبدالله بن علی و عثمان بن علی و جعفر بن علی به دنیا آورد.

عباس بن علی چهارده سال با پدرش امیرالمؤمنین و بقیه عمر خویش را در کنار دو برادرش زندگی کرد و هنگام شهادت سی و چهار سال از عمر شریفش گذشته بود. او در شجاعت بی نظیر بود و چنان بلندبالا بود که هنگامی که بر اسب سوار می شد، پای مبارکش به زمین می

رسید.

به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


[دوشنبه 12 آبان 1393 ]  [8:53 AM]   [علی گوهر صمیمی]

حضرت آدم در کربلا

هنگامی که حضرت آدم علیه السلام به زمین فرستاده شد بین او و همسرش «حوا» دایی افتاد و او برای یافتن همسرش به راه افتاد، در بین راه گزارش به کربلا افتاد پس بی اختیار اشک از چشمانش جاری شد و ابری ازغم سرتاسر هوای دلش را تسخیر کرد. سر به آسمان بلند کرده وعرض کرد: خدایا! آیا دیگر بار من دچار معصیتی شده ام که، این حال به من دست داده است؟

خطاب رسید: ای آدم گناهی از تو سر نزده است بلکه در این سرزمین فرزند تو حسین علیه السلام را با ظلم و ستم به قتل یم رسانند.

عرض کرد: خدایا حسین کیست؟ آیا از پیامبران است؟ ندا آمد، نه پیامبر نیست ولی فرزند پیامبر آخرالزمان محمد بن عبدالله است.

رض کرد: خدایا! قاتل او کیست؟ خطاب آمد نامش یزید است که معلون آسمان ها و زمین است.

در این هنگام به جبرئیل رو نمود و گفت: درباره قاتل حسین علیه السلام چه باید کرد؟ جبرئیل گفت: باید او را لعن نمود. و آدم علیه السلام چهار بار یزدی رالعن نمود و راه خود را گرفت از سرزمین کربلا خارج شد.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[شنبه 10 آبان 1393 ]  [5:20 PM]   [علی گوهر صمیمی]

واقعه کربلا یکی از معدود وقایع تاریخی است که در میان همه حوادث ویژگی خاص یافته و ممتاز گشته است و گذر زمان نه تنها آن را به فراموشی نسپرده بلکه هر روز بیش از پیش آن را نمایانتر و شکوفاتر ساخته است، بی شک عناصری در این نهضت وجود داشته که سبب شده این واقعه بر تارک تاریخ درخشنده و ماندگار شود. عوامل جاودانگی واقعه عاشورا به اختصار عبارتند از:

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[شنبه 10 آبان 1393 ]  [5:18 PM]   [علی گوهر صمیمی]

ما در حادثه عاشورا، از تمام جنبه های اسلامی، اخلاقی، اجتماعی، اندرزی، پرخاشگری، توحیدی، عرفانی، اعتقادی تجسم هایی می بینیم، و افرادی که به اصطلاح این نقشها را به عهده گرفته اند، یعنی انجام داده اند، از طفل شیرخوار تا پیرمرد هفتاد و بلکه هشتاد ساله و تا پیرزن جناب عبدالله بن عمیر کلبی هستند. سه نفر هستند که با زن و بچه آمده اند خدمت اباعبدالله که بعد زن و بچه هایشان رفتند در حرم اباعبدالله و با آنها بودند. بقیه زن و بچه هایشان همراهشان نبودند. یکی مسلم بن عوسجه است، دیگری عبدالله بن عمیر کلبی است و یکی دیگر، مردی است به نام جناده بن حرث الانصاری.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[شنبه 10 آبان 1393 ]  [2:57 PM]   [علی گوهر صمیمی]

امام حسین (ع) در عصر تاسوعا همه اصحاب را در یک خیمه جمع کرد و برای آخرین بار اتمام حجت نمود. اول تشکر کرد؛ تشکر بسیار بلیغ و عمیق، هم از خاندان و هم از اصحاب خودش. فرمود: من اهل بیتی بهتر از اهل بیت خودم و اصحابی باوفاتر از اصحاب خودم سراغ ندارم. در عین حال فرمود: همه شما می دانید که اینها جز شخص من به کس دیگری کاری ندارند، هدف اینها فقط من هستم، اینها اگر به من دست بیابند به هیچیک از شما کاری ندارند. شما می توانید از تاریکی شب استفاده کنید و همه تان بروید، بعد هم فرمود هر کدام می توانید دست یکی از این بچه ها و خاندان مرا بگیرید و ببرید. تا این جمله را فرمود، از اطراف شروع کردند به گفتن اینکه: یا اباعبدالله ما چنین کاری بکنیم؟! «بداهم بهذا القول العباس بن علی» اول کسی که به سخن درآمد برادر بزرگوارش ابوالفضل العباس بود (بحار الانوار ج 44 ص 393، ارشاد شیخ مفید ص 231، اعلام الوری ص 235).


[شنبه 10 آبان 1393 ]  [2:53 PM]   [علی گوهر صمیمی]

در روز عاشورا بیشتر اصحاب قبل از ظهر شهید شدند. یعنی تا ظهر عاشورا هنوز عده ای از اصحاب و همه اهل بیت و وجود مقدس ابا عبدالله در قید حیات بودند. مرحله اول شهادت اصحاب در آن تیر اندازی ای بود که دو صف در مقابل یکدیگر ایستادند. صف کوچک ابا عبدالله با هفتاد دو نفر بود ولی با یک روحیه شجاعانه و پر حماسه بی نظیر. ابا عبدالله حاضر نشد یک ذره قیافه شکست بخورد بگیرد. برای هفتاد و دو نفر میمنه و میسره و قلب قرار داد، فرمانده قرار داد، منظم و مرتب، جناب زهیربن قین را در مینه اصحابش قرار می دهد و جناب حبیب را در میسره. پرچم را هم به برادر رشیدش ابوالفضل العباس می دهد که از آن روز بنام پرچمدار و علمدار حسین و صاحب رایت حسین بن علی معروف شد. اصحاب اجازه می خواهند جنگ را شروع کنند، می فرماید: نه، تا دشمن شروع نکرده ما شروع نمی کنیم.
عمر سعد در ابتدا تعلل هایی کرده بود، او دلش می خواست دین و دنیا را خدا و خرما را با هم داشته باشد، هم حکومت ری را از عبیدالله بن زیاد بگیرد و هم دست خود را به خون امام حسین (ع) آلوده نکرده باشد، مرتب نامه های مصلحتی می نوشت تا بلکه جنگ نشود. ابن زیاد جریان را فهمید. نامه شدیدی به او نوشت که کار باید یکسره شود، اگر نمی خواهی انجام دهی، به کس دیگری که مأموریت را به او داده ایم واگذار کن. از دنیا نمی توانست بگذرد، در امری که دائر بین دین و دنیا بود، از دینش گذشت! گفت: می جنگم و امر امیر را اطاعت می کنم.
در روز عاشورا مقداری از رذالت های عمر سعد معلول این بود که فکر می کرد ممکن است گزارشهای گذشته به ابن زیاد رسیده باشد که عمر سعد تعلل می ورزد و یک مقدار هم خواه حسین (ع) بوده است. لذا برای اینکه خودش را از رو سیاهی نزد ابن زیاد بیرون بیاورد یک سلسله رذالت ها کرد، برای اینکه آنها را برای ابن زیاد نقل کنند وقتی که دو طرف در مقابل یکدیگر ایستادند، به تیراندازهای خود گفت: آماده باشید. همه آماده شدند. اولین کسی که تیر را به کمان کرد و به طرف خیام حسینی انداخت، خود او بود. بعد فریاد زد: ایهاالناس همه نزد عبیدالله زیاد شهادت بدهید که اول کسی که به طرف حسین تیر انداخت من بودم!


[شنبه 10 آبان 1393 ]  [2:40 PM]   [علی گوهر صمیمی]
تعداد کل صفحات :  5 ::      1   2   3   4   5