یزدان که تو را بنده خود کرده حسین
با یاد تو هرچه هست پرورده حسین
در مکتب جانبازی و عشق و ایثار
غیر از تو کسی بیست نیاورده حسین
السلام علی حسین شهید
السلام علی الحسین غریب
السلام علی اسیر ستم
همسفر با سپاه مکر و فریب
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

آقا دیگه بیا
الغوث و الأمان
فدای گریههات
یا صاحبالزمان
دلم گرفته ماتم خیمهها
بیا که سینهمون شده کربلا
دل رئوف تو
تحت فشاره و
زخم دل حسین
مرهم نداره و
تو گریه میکنی برا حرم
فدای گریههات پدر مادرم
آقا به ما بگو
کجایی امشبُ
فقط تو میشنوی
صدای زینبُ
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

ای حجت کردگار سرمد عجل
موعود خدا و آل احمد عجل
هر عاشق تو ز سوز دل میگوید:
ای منتقم آل محمد عجل

جز آستان توام در جهان پناهی نیست
سر مرا به جز این در حوالهگاهی نیست
چرا ز کوی خرابات رو بگردانم؟
کزین بهام به جهان هیچ رسم و راهی نیست
زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر
بگو بسوز که بر من به بعد راهی نیست
چنین که از همه سو داغ راه میبینم
به از حمایت زلفت مرا پناهی نیست
به جز حسین مرا ملجأ و پناهی نیست
در این عقیده یقین دارم، اشتباهی نیست

خوشا جانی که جانانش حسین است
خوشا دردی که درمانش حسین است
بُود فرمانروای کشور دل
خوشا مُلکی که سلطانش حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
به چرخ دین نجوم بیشماری است
ولی ماه درخشانش حسین است
به نامش دفتر توحید مفتوح
خوش آن دفتر که عنوانش حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
نگردد محفل اسلام تاریک
ولی شمع شبستانش حسین است
حسن، جان عزیز مصطفی بود
ولی آرامش جانش حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
به راه عشق پایان نیست لیکن
یقین دارم که پایانش حسین است
چه صحراییست یا رب وادی عشق
که تنها مرد میدانش حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
بگو اهریمنان کربلا را
که این وادی سلیمانش حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان

چرا بییاری و بهرت دگر یاور نمیآید؟
به دنبالت کسی جز اشک چشم تر نمیآید؟
از این راهی که داری پیش رو بابا بیا برگرد
که هر کس میرود بر خیمهاش دیگر نمیآید؟
علمدار تو کو؟ اکبر چه شد؟ قاسم کجا رفته؟
هزاران لشگر آنسو، بهر ما لشگر نمیآید
به جان کی قسم دادی که عمه در حرم برگشت؟
به دنبال برادر پس چرا خواهر نمیآید؟
عذار کودک مسلم تو بوسیدی و من دیدم
ولی دخترنبوسیده مرا باور نمیآید

با وداعی که
از حرم کردی
شد به من ثابت
برنمیگردی
ای حسین جانم
ای حسین جانم
در نظر آور
روی نیلی را
بوسهباران کن
جای سیلی را
ای حسین جانم
ای حسین جانم
ادامه مطلب
ای همه جان جهانت به فدا یا عباس
رتبهات فوق تمام شهدا یا عباس
ای حسین دگر شیر خدا یا عباس
پسر شیر خدا شیر حسینبنعلی
دست رزمنده و شمشیر حسینبنعلی
تو به رخ لاله عباسی دو فاطمهای
تو حسین دگر و باب نجات همهای
مرگ شمع تو، تو پروانه بیواهمهای
میزبان علی و فاطمه در علقمهای
گرچه زهرا به کنارت عوض مادر بود
اولین زائر دیدار تو پیغمبر بود
ای همه خلق جهان بنده آقایی تو
خضر با آب بقا تشنه سقایی تو
شهدا داده دل از کف به دلآرایی تو
خجل از تشنهلبان دیده دریایی تو
بحر از شوق کف دست تو بیتاب شده
آب با یاد لبت سوخته و آب شده
آب میگفت: مرا از لب خود آب بده
بحر میگفت: ز اشکم گهر ناب بده
موج میگفت: مرا با تب خود تاب بده
مشک میگفت: بتاز، آب به ارباب بده
دشت و صحرا و مه و ماهی و موج و یم و مشک
همه گشتند بر احوال تو تبدیل به اشک

دیگر از دیدار طفلان حسین شرمنده بودم
تیر زد دشمن به چشمم تا که طفلان را نبینم
گفتم اینک خوب شد، خوب است برگردم به خیمه
ناگهان بر سر فرود آمد عمود آهنینم

کنار علقمه تماشاییام
خجل از این منصب سقاییام
که آبی ندارم
جوانی ندارم
دیگر مرا سقا نخوانید
چشمانتظار من نمانید
واویلتا آه و واویلا
واویلتا آه و واویلا
سیلاب اشکم راه صحرا گرفت
علقمه بوی عطر زهرا گرفت
نشسته کنارم
نشسته کنارم
دیگر مرا سقا نخوانید
چشمانتظار من نمانید
واویلتا آه و واویلا
واویلتا آه و واویلا
ادامه مطلب
دل و دست تو چشمه کرم است
حرمتت مثل کعبه محترم است
شاهدی جز تو کیست در عالم
که به بابالحوائجی علم است
رویت ای ماه هاشمیرخسار
نور مستوحشینفیالظلم است
تا صدای تو در دلم جاری است
نغمههای تو دافعالنقم است
برق شمشیر شبشکاف تو نیز
سایه لطف سابغالنعم است
جهد تو در جهاد عاشورا
جنگ با کفر و قهر با ستم است
تا تویی پاسدار خیمه وحی
اهل بیت رسول را چه غم است
چه بگویم که گفت خیرالناس
رحمالله عمی العباس
ای فدایی راه دین عباس
شاهد مکتب یقین عباس
داشتی در قیام عاشورا
ید بیضا در آستین عباس
تو علمدار فضل اللهی
در سپاه مجاهدین عباس
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب


