ضربان قلبم حسین
کوچه کوچه دلم پر از غوغاست هر طرف خیمه عزا برپاست قدسیان سوگوار و محزونند همه هستى سیه پوش عزاست ماه خون و خروش و ماتم شد ماه خون خدا محرم شد ... ...
درباره ما
تا نفس در سینه روز و شب بُود دم حسیــــن و بازدم زینــب بُود  ما یک پیـــــاله ایم که لبریــــز باده ایم ایـن یک پیالـه را به ملک هم نداده ایم بـا هر سـلام صبح به ارباب بی کفــــن انگـــار روبروی حـــــــرم ایستــــاده ایم بـــا نوکری خانـه ی اربـــــــاب با وفـــــا احساس میکنیم که اربــــــاب زاده ایم شکر خدا که نان شب ما حسیــن شد ممنــون لطف مــــــادر این خــانواده ایم داریم با حسیـن حسیـن پیـر می شویم خوشحال از این جوانی از دست داده ایم
نویسنده
امید صبوری
آماروبلاگ
کل بازدید : 142645
تعداد نظرات : 12 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 12 مهر 1395  عدد
تعداد کل پست ها : 266
آخرین بروز رسانی : شنبه 16 بهمن 1395 
پربازدیدترین پست ها
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

روز شمار محرم
روزشمار محرم عاشورا>
دانشنامه منبرک عاشورایی
دانشنامه عاشورا
مقتل الحسین
مقتل الحسین
نذر صلوات

قالب وبلاگ | ابزار صلوات شمار
پخش زنده حرمین شریفه
پخش زنده حرم
سایت بزرگان منبرک عاشورایی
تصویر منتخب
مطالب اخیر وبگاه

ذکر مصیبت‌ حضرت قاسم (علیه السلام)

ذکر مصیبت‌ حضرت قاسم (ع)

تواریخ معتبر این قضیه را نقل کرده‌اند که در شب عاشورا امام علیه السلام اصحاب خودش را در خیمه‌ای‌«عند قرب الماء» جمع کرد.معلوم می‌شود خیمه‌ای بوده است که آن را به مشک های آب اختصاص داده بودند و از همان روزهای اول آبها را در آن خیمه جمع می‌کردند.امام اصحاب خودش را در آن خیمه یا نزدیک آن خیمه جمع کرد.



نویسنده امید صبوری ، شنبه 17 مهر 1395 3:24 PM | نظرات(0)

ازدواج حضرت قاسم بن الحسن تحریف تاریخ
ازدواج حضرت قاسم بن الحسن (ع)

؛ تحریف تاریخ


قاسم بن الحسن(علیه السلام) در واقعه ‎ی کربلا هنوز به پانزده سالگی نرسیده بود. طبری می‎گوید: قاسم ده سال داشت و در مقتل ابی‎ مخنف آمده: قاسم در کربلا چهارده ساله بود.[1]

علامه مجلسی بر این باور است که ماجرای عروسی قاسم سند معتبری ندارد. منشأ این حکایت دو کتاب است؛ یکی منتخب المراثی، اثر شیخ فخرالدین طریحی ـ نویسنده‎ی مجمع البحرین ـ و دیگری روضة الشهدا، نوشته‎ی ملاحسین کاشفی ـ صاحب انوار سهیلی ـ است. این کتاب اولین مقتلی است که به فارسی نوشته شده است.[2]
در این باره روایت می‎کنند که وقتی امام حسین(ع) مسیر مدینه تا کربلا را طی می‎کرد، حسن بن حسن از عموی خویش، امام حسین(ع)، یکی از دو دختر او را خواستگاری کرد. امام حسین(ع) فرمود: هر یک را که بیشتر دوست داری اختیار کن، حسن خجالت کشید و جوابی نداد، امام حسین(ع) فرمود: من برای تو فاطمه را اختیار کردم که به مادرم دختر رسول خدا، شبیه‎تر است.

به این ترتیب وجود فاطمه‎ی نو عروس در کربلا امری مسلم است. اگر فرض کنیم ازدواج قاسم درست باشد، باید گفت: امام حسین(ع) دو دختر به نام فاطمه داشتند که یکی را به حسن تزویج کرده و دیگری را برای قاسم عقد نموده‎اند، یا این که بگوییم: دختری که به عقد قاسم درآمده، نامش فاطمه نبود و نقل تاریخ در این مورد اشتباه است و اگر این داستان را صحیح ندانیم، باید بگوییم راویان نام حسن را از روی اشتباه، قاسم نقل کرده ‎اند.
در هر صورت، بیشتر تحلیل‎گران واقعه عاشورا، عروسی قاسم را نادرست می‎دانند. محدث قمی در منتهی‎الآمال[3] و نفس المهموم،[4] دامادی قاسم را رد می‎کند و می‎گوید: نویسندگان، نام حسن را با قاسم اشتباه کرده‎اند. استاد شهید مرتضی مطهری نیز عروسی قاسم را مردود می‎داند و مستند می‎کند به این که در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد و حاجی نوری هم بر این باور است که ملاحسین کاشفی، اولین کسی است که این مطلب را در کتاب روضة الشهدا آورده و اصل قضیه صد در صد دروغ است.[5]

پی نوشتها:

[1]. منتخب التواریخ، حاج محمدهاشم بن محمد علی خراسانی، انتشارات علمیه اسلامیه، ص 266.
[2]. ریاض القدس المسمی بحدائق الانس، مرحوم صدرالدین واعظ قزوینی، ج 2، کتابفروشی اسلامیه، تهران، سال 1374 هـ ق، ص 42.
[3]. منتهی الآمال، محدث قمی، انتشارات هجرت، تابستان 1374، چاپ هشتم، ج 1، ص 700.
[4]. ابوالحسن شعرانی، همان مأخذ.
[5]. حماسه حسینی، مرتضی مطهری، ج 1، ص 28، انتشارات صدرا، خرداد 1364.

منبع: درگاه پاسخگویی به مسائل دینی



نویسنده امید صبوری ، شنبه 17 مهر 1395 3:21 PM | نظرات(0)

خواهرم...

مَشکــ حرم خشکــ شد

                  تو چشمے را خشکــ نکن

بدحجابی در محرم

دُرست است

 اگر با موهاے مِش کرده و سـاپورت تنگــ به هیئت بیایے

 و یا جیغ آرایشت از صداے روضـه خوان بلندتر باشد

 براے حســین فرقے ندارد،

 کــرَم او همه ے ما را نمک گیر مے کند

 اما به حُرمتِ همین نـان و نمکــ براے تو فــرق داشته باشد...

 فرق داشته باشد آنطور که به همـه جا مے روے به هئیت نــروی...

 

پ,ن : تمام تلاش یزیدیان این بود تا واقعه عاشورا را درتاریخ محو کنند و مردم را نسبت به این واقعه بزرگ کم توجه کنند. حالا تو که دوستدار حسینی به کمک یزیدیان نرو...



نویسنده امید صبوری ، جمعه 16 مهر 1395 8:12 PM | نظرات(0)

 
به گزارش راسخون به نقل از فارس، حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران درباره مهمترین آداب عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) نکاتی را به شرح زیر متذکر شد:
 
* سیاهپوشی 
 
نخستین نکته سیاهپوشی است که باید رعایت شود. از نظر فقهی پوشیدن لباس سیاه مکروه است ولی در عزاداری امام حسین (ع) و ائمه معصومین (ع) استثناء شده است زیرا این کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه‌ها است.
 
*تسلیت گویی 

 
اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند هرکس مصیبت دیده‌ای را تسلیت گوید ، پاداشی همانند او دارد. (سفینةالبحار، ج2، ص188) بنابراین این سنت در بین شیعیان رایج است و با جمله «اَعظَمَ اللهُ اُجُورَکُم» همدیگر را تسلیت می‌دهند.
 
امام باقر (ع) نیز فرمودند وقتی شیعیان به هم می‌رسند در مصیبت ابا عبدالله (ع )این جمله را تکرار کنند:«اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین (ع ) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن الِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواری و عزاداری بر امام حسین (ع) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولی خود امام مهدی از آل محمد (ع) قرار بدهد. (مستدرک الوسایل،ج2،ص216).

 



نویسنده امید صبوری ، پنج شنبه 15 مهر 1395 4:44 PM | نظرات(0)

یادآوری حادثه کربلا به ما کمک خواهد کرد که حرکت کنیم و جلو برویم و انگشت اشاره امام حسین را تعقیب کنیم و به لطف خدا به آن هدف ها برسیم و ملت ایران انشاءا...خواهد رسید.

یادآوری حادثه کربلا به ما کمک خواهد کرد که حرکت کنیم و جلو برویم و انگشت اشاره امام حسین را تعقیب کنیم و به لطف خدا به آن هدف ها برسیم و ملت ایران انشاءا...خواهد رسید.

1. می‌گویند تاریخ بزرگترین معلم انسانهاست و گذشته، چراغ راه آینده است.

پس اگر تاریخ، حکم "معلم" و "چراغ راه" را دارد، باید بتوان از آن درس فرا گرفت و بر مسیر حرکت نور تاباند تا بهتر و درستتر به پیش رفت.

از این منظر، واقعهی عاشورای سال 61 هجری نیز اگرچه بیش از 14 قرن از آن گذشته است، اما حاوی درسها و عبرتهایی برای امروز ماست.

یک سؤال مهم آن است «که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر جامعه اسلامی به آن حدّی رسید که کسی مثل امام حسین ناچار شد برای نجات جامعهی اسلامی، چنین فداکاریای بکند؟ 

رهبر انقلاب، درست در همان روزهایی که عده‌ای از خواص جامعه، مسابقه ثروت و مانور رفاه و تجمل به راه انداخته بودند، به این پرسش پاسخ دادند: «وقتی خواصِ طرفدارِ حق، یا اکثریت قاطعشان، در یک جامعه، چنان تغییر ماهیت می‌دهند که فقط دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می‌کند؛ وقتی از ترس جان، از ترس تحلیل و تقلیل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر می‌شوند حاکمیت باطل را قبول کنند و در مقابل باطل نمی‌ایستند و از حق طرفداری نمی‌کنند و جانشان را به خطر نمی‌اندازند؛ آنگاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسین بن علی علیه‌السّلام- با آن وضع- آغاز می‌شود! 

2. پرسش بعدی اما این است که اساسا چرا امام حسین، با همه مخالفتی که از جانب دوستان و آشنایان می‌بیند، باز هم می‌فرمایند: "مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ"، "مثل منی، با مثل یزید بیعت نمی‌کند".

جواب این پرسش را باید در معنای دقیق مفهوم "جهاد" جستجو کرد.

اساسا «جهاد فقط به معنای قتال و جنگ نظامی نیست؛ جهاد یک معنای بسیار وسیع‌تری دارد. 3/3/95» و «در بین جهادها، جهادی هست که خدای متعال در قرآن آن را جهاد کبیر نام نهاده. 3/3/95» می‌فرماید: "فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَجاهِدهُم بِهِ جِهادًا کَبیرًا". (فرقان، آیهی 52) رمز عدم بیعت امام حسین با چون یزیدی را می‌بایست در معنای جهاد کبیر دانست: «این تقسیم بندی غیر از تقسیم بندی جهاد اکبر و جهاد اصغر است.

جهاد اکبر که از همه سخت‌تر است، جهاد با نفس است، همان چیزی است که هویت و باطن ما را حفظ می‌کند؛ جهاد اصغر، مجاهدت با دشمن است، منتها در بین جهاد اصغر یک جهاد هست که خدای متعال آن را جهاد کبیر نام نهاده. جهاد کبیر یعنی چه؟ یعنی اطاعت نکردن از دشمن، از کافر؛ از خصمی که در میدان مبارزهی با تو قرار گرفته اطاعت نکن. اطاعت یعنی چه؟ یعنی تبعیت؛ تبعیت نکن. تبعیت نکردن در کجا؟ در میدانهای مختلف؛ تبعیت در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، در میدان فرهنگ، در میدان هنر. در میدانهای مختلف از دشمن تبعیت نکن. 

بنابراین «امام حسین در مقابل چنین وضعیتی مبارزه میکرد. مبارزه او بیان کردن، روشنگری، هدایت و مشخّص کردن مرز بین حقّ و باطل -چه در زمان یزید و چه قبل از او- بود. منتها آنچه در زمان یزید پیش آمد و اضافه شد، این بود که آن پیشوای ظلم و ضلالت، توقّع داشت که این امام هدایت پای حکومت او را امضاء کند؛ «بیعت» یعنی این. میخواست امام حسین را مجبور کند به جای اینکه مردم را ارشاد و هدایت فرماید و گمراهی آن حکومت ظالم را برای آنان تشریح نماید، بیاید حکومت آن ظالم را امضا و تأیید هم بکند! قیام امام حسین از اینجا شروع شد. 

3.  باری، تاریخ معلم بزرگ انسانها است و حال ما در برابر این پرسش قرار داریم، که وظیفه ما در عصر حاضر، و در مقابله با دشمن درونی و بیرونی چیست؟ جواب روشن است: «آن ایستادگی، امروز هم واجب و لازم است.

امروز قدرت استکباری امریکا می‏‌خواهد ملت ایران و ملتهای مبارز مسلمان را در همه دنیا، از سطوت خود بترساند.

امروز سیاستی که امریکا به دوستان و دستیاران خودش املا می‏‌کند، این است که هر مقاومتی در راه تسلّط مطلق استکبار را باید از بین ببرند.

می‏‌گویند: اکنون که بسیاری از دولتها در مقابل ما تسلیم شده‏‌اند، چرا طرفداران اسلام تسلیم نمی‏ شوند؟! چرا ملتهای اسلامی تسلیم نمی‏‌شوند؟! چرا ملت ایران تسلیم نمی‏‌شود؟! می‏‌خواهند ملتهای مسلمان را بترسانند.

امروز، آن روزی است که ملتهای اسلامی نباید در مقابل ظاهر قدرتمندانه استکبار، دچار ترس و تردید شوند. » زنده نگاه داشتن حادثه کربلا، بیش از هر چیزی به همین دلیل است.

«اگر پیام امام حسین را زنده نگه می‌داریم، اگر نام امام حسین را بزرگ می‌شماریم، اگر این نهضت را حادثه عظیم انسانی در طول تاریخ می‌دانیم و بر آن ارج می‌نهیم، برای این است که یادآوری این حادثه به ما کمک خواهد کرد که حرکت کنیم و جلو برویم و انگشت اشاره امام حسین را تعقیب کنیم و به لطف خدا به آن هدفها برسیم و ملت ایران انشاءا...خواهد رسید. 



نویسنده امید صبوری ، پنج شنبه 15 مهر 1395 3:46 PM | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir