ضربان قلبم حسین
کوچه کوچه دلم پر از غوغاست هر طرف خیمه عزا برپاست قدسیان سوگوار و محزونند همه هستى سیه پوش عزاست ماه خون و خروش و ماتم شد ماه خون خدا محرم شد ... ...
درباره ما
تا نفس در سینه روز و شب بُود دم حسیــــن و بازدم زینــب بُود  ما یک پیـــــاله ایم که لبریــــز باده ایم ایـن یک پیالـه را به ملک هم نداده ایم بـا هر سـلام صبح به ارباب بی کفــــن انگـــار روبروی حـــــــرم ایستــــاده ایم بـــا نوکری خانـه ی اربـــــــاب با وفـــــا احساس میکنیم که اربــــــاب زاده ایم شکر خدا که نان شب ما حسیــن شد ممنــون لطف مــــــادر این خــانواده ایم داریم با حسیـن حسیـن پیـر می شویم خوشحال از این جوانی از دست داده ایم
نویسنده
امید صبوری
آماروبلاگ
کل بازدید : 142779
تعداد نظرات : 12 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 12 مهر 1395  عدد
تعداد کل پست ها : 266
آخرین بروز رسانی : شنبه 16 بهمن 1395 
پربازدیدترین پست ها
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

روز شمار محرم
روزشمار محرم عاشورا>
دانشنامه منبرک عاشورایی
دانشنامه عاشورا
مقتل الحسین
مقتل الحسین
نذر صلوات

قالب وبلاگ | ابزار صلوات شمار
پخش زنده حرمین شریفه
پخش زنده حرم
سایت بزرگان منبرک عاشورایی
تصویر منتخب
مطالب اخیر وبگاه

نتیجه تصویری برای حضرت علی اکبر

اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع)

روزی معاویه از اطرافيانش پرسيد: "چه كسي در اين زمان براي خلافت مسلمانان برديگران برتري دارد و براي حكمراني بر مردم از ديگران سزاوارتر است؟" اطرافیان متملق به ستايش خليفه پرداختند و او را لايق اين منصب معرفي كردند. ولی معاويه گفت: "نه چنين نيست، اولي الناس بهذا الامرعلي بن الحسين بن علي، جدّه رسول اللّه و فيه شجاعة بني‌هاشم و سخاه بني اميه و رهو ثقيف؛ شايسته‌ترين افراد براي امر حكومت، علي اكبر فرزند حسين است كه جدّش رسول خدا است و شجاعت بني‌هاشم، سخاوت بني اميه و زيبايي قبيله ثقيف را در خود جمع كرده است."



نویسنده امید صبوری ، پنج شنبه 13 آبان 1395 3:49 PM | نظرات(0)

علی اکبر حسین (علیه السلام) اولین شهید کربلا
 

علی اکبر (ع)؛ اولین شهید کربلا

علی ابن الحسین « علی اکبر » و ویژگیها 

« علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب »، در اوایل خلافت عثمان بن عفان به دنیا آمد. وی از جدش علی بن ابی طالب علیه السلام روایت نموده است: مادرش« لیلی» دختر« ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی » است. 
علی اکبر، در گفتار و وجاهت و تناسب اندام و خلق و خوی همانند جدش رسول خدا بوده است. 
روزی معاویه از اطرافیان خود پرسید: به نظر شما چه کسی سزاوارتر است به خلافت؟ اطرافیان پاسخ دادند: تو. معاویه گفت: نه سزاوارترین مردم به خلافت علی بن الحسین است؛ چرا که جدش رسول خداست و در وی شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی ثقیف موج می زند. 



نویسنده امید صبوری ، پنج شنبه 13 آبان 1395 3:45 PM | نظرات(0)

نتیجه تصویری برای حضرت علی اکبر

يك علي از علي هاي حسين

شناسنامه

حضرت علي اكبر (عليه السلام) در سال سي و سوم هجري مصادف با روز يازدهم شعبان دو سال قبل از كشته شدن عثمان به دنيا آمده است. در روز عاشورا آن بزرگوار 27 ساله بود و به اتفاق مورخين و علماي علم نسبت حضرت علي اكبر (عليه السلام) از امام سجاد (عليه السلام) بزرگتر بوده است و امام سجاد در روز عاشورا 23 سال داشتند .
حضرت علي اكبر (ع) در خانداني رشد يافت كه حافظ سر خداوند و جانشينان بر حق آخرين پيامبر و ذريه او هستند . 
پدر گرامي علي اكبر (ع). سيد جوانان بهشت امام حسين (ع) محبوب پيامبر بود كه در دوران كودكي رسول خدا (ص) وي را در آغوش مي گرفت ومي فرمود: 
( حسين از من و من از حسين هستم و ...) و حضرت علي اكبر (ع) در دامن چنين پدري رشد و نمو يافت و غنچه وجودش شكوفا شد. 

شکلک های محدثه



نویسنده امید صبوری ، پنج شنبه 13 آبان 1395 3:40 PM | نظرات(0)

نتیجه تصویری برای یاران امام حسین

«عابسِ بن شبيب شاكري» كه بود و در كربلا چه حماسه‌هايي آفريد؟

دلير مردى از قبيله هَمْدان كه در روز عاشورا احساس كرد در بازار پرسود و شررى قرار دارد كه اگر تلاش كند سود بى كرانى نصيبش مى‌شود و اگر غفلت گريبانش را بگيرد خسران بى‌پايان خواهد داشت.

لذا گفت: امروز روزى است كه بايد با تمام توان براى رسيدن به اجر پروردگار تلاش كرد، چون امروز پايان كار است و پس از آن كار و تلاشى نيست و فقط بايد حساب پس داد. 

شکلک های محدثه



نویسنده امید صبوری ، پنج شنبه 13 آبان 1395 3:02 PM | نظرات(0)

گريختن فراس مخزومي در شب عاشورا

«فراس بن جعده ي مخزومي «خويشاوندي نزديکي با امام داشت؛ زيرا پدرش جعده، مادرش ام هاني دختر ابوطالب بود و از جمله کساني بود که با حضرت حسين عليه السلام براي قيام بر امويان در روزگار معاويه، مکاتبه نموده و به امام در مکه پيوسته، و در طول اين مدت همراه امام بود تا اينکه به عراق رسيد، ولي هنگامي که وي سختي وضع و همدستي لشکريان بر جنگ امام را ديد، هراسان شد و از جنگ ترسيد و رعب و هراس بر او مستولي گشت، امام، پريشانيش را دريافت و به وي اجازه ي رفتن داد و او در تاريکي شب، پاي به فرار نهاد (1) .

نتیجه تصویری برای محرم


و شهادت را به دست نياورد، همچنانکه گروه ديگري نيز پاي به فرار نهادند (2) و به ياري امام رستگار نشدند.

  پاورقي:

(1) انساب‏الاشراف 388 /3. 
(2) حضرت سکينه روايت نموده: شنيدم پدرم را به کساني که همراهش بودند مي‏فرمود: شما همراه من آمديد چون مي‏دانستيد که من به سوي کساني مي‏آيم که از دل و زبان با من بيعت کرده‏اند و اينک مي‏بينيد که شيطان بر آنها چيره شده و ياد خدا را فراموش کرده‏اند و تصميمي جز کشتن من و کشتن کساني که همراه من جهاد مي‏کنند، ندارند و مي‏ترسم که اين را ندانيد و يا بدانيد و از شرم من، پراکنده نشويد و مکر و فريب نزد ما اهل‏بيت، حرام است، پس هر کس ياري ما را نخواهد، امشب براي او پوششي است، پس برود.
سکينه گفت: آنان، ده نفر و بيست نفر، پراکنده شدند و جز کمتر از هشتاد نفر، کسي همراه آن حضرت باقي نماند. اين مطلب را در جلد دوّم بغية النبلاء آمده است.



نویسنده امید صبوری ، سه شنبه 11 آبان 1395 11:59 AM | نظرات(0)

سفيران امام، زمينه‌سازان قيام

عبدالله بن يقطر حميري

«عبدالله» فرزند «يقطر» بوده است. مادرش پرستار امام حسين عليه‌السلام بوده است، همچون «ام‌قيس بن ذريح» كه پرستار دوران شيرخوارگي امام مجتبي عليه‌السلام بوده است.(1) به جهت اين كه مادر عبدالله پرستار امام حسين عليه‌السلام بوده است و امام با عبدالله برادر رضاعي‌اند.(2)

اما حق اين است كه امام حسين عليه‌السلام بر اساس احاديث معتبر تنها از سينه مادرش فاطمه زهرا عليهاالسلام شير نوشيده و گاه از سر انگشت يا دهان مبارك رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم تغذيه كرده است.(3)

تاريخ‌نگاران گفته‌اند بعد از اين كه امام حسين عليه‌السلام از مكه خارج شد، پاسخ نامه «مسلم بن عقيل» را نوشت و به «عبدالله بن يقطر» داد تا آن را به مسلم برساند. مسلم در نامه خود عنوان كرده بود كه مردم با او بيعت كردند و شرائط براي آمدن امام مناسب است.

عبدالله تا قادسيه به تاخت رفت تا «حصين بن تميم»(4) او را در قادسيه دستگير كرد. و او را به سوي «عبيدالله بن زياد» فرستاد. ابن‌زياد از رسالت او پرسيد، ولي «ابن‌يقطر» پاسخ نگفت. ابن‌زياد از سفير امام چنين خواست: «تو بايد به بالاي قصر روي و به دروغگو، فرزند دروغگو لعنت كني. پس از فراز قصر پايين آي، تا من رأي خود را درباره تو اعلان كنم». «عبدالله» برفراز قصر رفت تا اين كه بر مردمي كه در پايين ايستاده بودند، مشرف شد.

آن گاه فرمود: «اي مردم! من فرستاده حسين بن فاطمه دختر رسول خدا به سوي شما هستيم تا اين كه او را عليه پسر مرجانه و پسر سميه، آن حرامزاده پسر حرامزاده، ياري و كمك رسانيد.»(5) 

«ابن‌زياد» دستور داد عبدالله را از بالاي قصر به زمين پرتاب كنند. استخوان‌هاي عبدالله شكسته شد. ا

و هنوز رمقي جان در تن داشت كه «عبدالملك بن عمير لخمي» كه قاضي و فقيه كوفه بود، سر رسيد و او را با كارد سر بريد. مردم او را سرزنش كردند. او در پاسخ گفت: «با اين كار خواستم او را راحت كنم».(6)

«ابن‌قتيبه» و «ابن‌عساكر» گويند: امام حسين عليه‌السلام «قيس بن مسهر» را به سوي مسلم فرستاد؛ اما «عبدالله بن يقطر» را به همراه مسلم (به كوفه) فرستاده بود تا هنگامي كه مسلم متوجه شد كه مردم او را تنها نهادند، پيش از اين كه به دست دشمن افتد «عبدالله» را به سوي امام حسين عليه‌السلام بفرستد تا اوضاع را به آن حضرت گزارش كند. عبدالله حركت كرد تا به دست «حصين بن نمير» دستگير و به سوي ابن‌زياد فرستاده شد و آن حادثه به وقوع پيوست.(7)

پيش از اين گذشت(8) كه وقتي خبر شهادت عبدالله يقطر، مسلم بن عقيل و هاني بن عروه به امام حسين عليه‌السلام رسيد، آن حضرت سخت آزرده‌خاطر شد و نوشته‌اي را در برابر جمع ياران اين گونه قرائت فرمود: «اما بعد، خبر فاجعه‌آميز كشته شدن مسلم بن عقيل، هاني بن عروه و عبدالله بن يقطر، به ما رسيده است. البته شيعيان ما، ما را ذليل و خوار كرده‌اند. پس از شما هر كه قصد بازگشت دارد برگردد كه هيچ منعي بر او نيست و بر گردن او چيزي نيست.»(9).

پی نوشت‌ها: 

(1) ابصار العين، ص 93.

(2) الكامل في التاريخ، ج 2، ص 549.

(3) كافي، ج 1، ص 465؛ بحارالانوار، ج 44، ص 198؛ كامل الزيارات، ص 57، ح 4.

(4) شيخ مفيد نام او را «حصين بن نمير» دانسته‌اند. (الارشاد، ج 2، ص 69).

(5) «ايها الناس، انا رسول الحسين بن فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم اليكم لينصروه و توازروه علي ابن‌مرجانة و ابن‌سمية الدعي ابن‌الدعي.»

(6) الارشاد، ج 2، ص 71؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 398.

(7) ابصار العين، ص 94.

(8) ر ك: منزل زباله، ش 14.

(9) الارشاد، ج 2، ص 75.



نویسنده امید صبوری ، سه شنبه 11 آبان 1395 11:47 AM | نظرات(0)

نتیجه تصویری برای عبدالله بن عقبه غنوی

عبدالله بن عقبه غنوی


قاتل ابوبکر بن حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام در عاشورا 61 هـ.ق در کربلا!

وی از طایفه غنی می باشد.

ابوبکر فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام و مادرش رمله، برادر حضرت قاسم بود که سال 61 هـ.ق در واقعه عاشورا، به دفاع از عم خود، امام حسین علیه السلام به میدان جنگ رفت و نبردی شجاعانه کرد و با ضربت «عبدالله بن عقبه» به شهادت رسید. (دمع السجوم ص408)
اکثر مورخین، وی را قاتل این شهید می دانند و عده معدودی قاتل او را («حرمله» و یا «زجر بن بدر») گفته اند. از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند: وی به دست عقبه غنوی به شهادت رسید. اشعاری در همین رابطه از «سلیمان بن قته» سروده شده که: یک بیت آن چنین است:

وعند غنی قطرة من دمائنا *** سنجزیهم یوما بهاحیث حلت

یعنی: در طایفه غنی، قطره ای از خون ما وجود دارد و روزی مناسب از آنان انتقام می گیریم.

سرانجام کار او:
در زمان قیام مختار، سال 66 هـ.ق که به خونخواهی اباعبدالله الحسین و یارانش برخاست، عده ای را مأمور کرد تا دنبال «عقبه غنوی» رفته و او را دستگیر کنند ولی او به بصره و به نقل برخی به «جزیره» فرار کرده بود، مختار دستور داد تا خانه اش را ویران و اموالش را مصادره نمودند.

حضرت مهدی (عج) در زیارت شهداء از ناحیه مقدسه، سلام و درود بر حضرت ابی بکر بن حسن فرستاده و او را لعنت کرده و می فرماید: السلام علی ابی بکر بن الحسن، الزکی الولی، المرمی بالسهم الردی، لعن الله قاتله عبدالله بن عقبه غنوی.

سلام بر «ابی بکر بن الحسن» آن ولی پاک تیر خورده پیکانی آسیب دیده.

خداوند قاتل او «عبدالله بن عقبه غنوی» را لعنت کند.

منابع:

1- موسوعه الامام الحسین به نقل از: مثیرالاحزان جواهری، الدمعة الساکبه بهبهانی، بحارالانوار، العوالم بحرانی، و چندین منبع دیگر

2- نفس المهموم

3- فرهنگ عاشورا

4- ابصار العین

5- منتهی الامال



نویسنده امید صبوری ، دوشنبه 26 مهر 1395 5:16 PM | نظرات(0)

نتیجه تصویری برای نافع بن هلال

نافع بن هلال جَمَلی، صحابی امام علی و از شهدای کربلا. او در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان شرکت داشت. نافع در عذیب هجانات به کاروان امام حسین پیوست و روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید. او در سخنانی حمایت و وفاداری خود را نسبت به امام حسین نشان می‌د‌اد.

نام و نسب

در بعضی از منابع تاریخی و مقاتل، نام نافع بن هلال با نام هلال بن نافع اشتباه ثبت شده است.[۱] در حالی‌که هلال بن نافع نیز در واقعه کربلا حضور داشته ولی جزو سپاهیان عمر بن سعد و از گزارشگران آن واقعه است.[۲]

نافع بن هلال از تیرۀ جمل، یکی از شاخه‌های قبیلۀ مَذحَج بوده و تبار یَمَنی داشته است. در منابع تاریخی با نسبت جَمَلی، بَجَلی، مُرادی، و بَجَلی مرادی از او یاد شده است.[۳]

حکومت حضرت علی

نافع از یاران امیرالمؤمنین علی(ع) بود[۴] و در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان شرکت جست.[۵] گفته شده که نافع فردی شجاع و تیرانداز بوده است. از ابومِخنَف نقل شده که امیرمؤمنان علی (ع) او را آیین رزم آموخته بود.[۶]

واقعه کربلا

نافع بن هلال قبل از شهادت مسلم بن عقیل از کوفه خارج شد[۷] او یکی از چهار نفری بود که در عذیب الهجانات، به امام حسین (ع) پیوستند. حضرت از آنان احوال مردم کوفه را پرسید و آنان در پاسخ گفتند: اشراف و بزرگان کوفه به جهت رشوه‌هایی که گرفته‌اند علیه شما هستند و بقیه مردم، دلشان با شما ولی شمشیرشان علیه شما است.[۸] در برخی منابع به جای نافع بن هلال از جابر بن حارث سلمانی یاد شده است.[۹]

تجدید بیعت با امام(ع)

روز دوم محرم، امام حسین(ع) وارد کربلا شد. حضرت اهل بیت(ع) و یارانش را جمع کرد و خطاب به آنان سپس سخنانی ایراد کرد. پس از سخنان امام(ع) اصحاب در حمایت از آن حضرت(ع)، یکی پس از دیگری برخاستند و بر بیعت مجدد خود با ایشان پای فشردند. نافع، پس از زُهِیر بن قِین سخنانی در حمایت از امام ایراد کرد.[۱۰]

آوردن آب

پس از این که به دستور عمر بن سعد، آب را بر اردوگاه امام حسین(ع) بستند، امام حسین(ع) حضرت ابوالفضل را شبانه با سی سوار و بیست پیاده از جمله نافع بن هلال، به سوی فرات برای آوردن آب فرستاد. نافع در جلوی آنان در حرکت بود تا به شریعه فرات رسیدند. آنان مقداری آب به خیمه‌ها رساندند.[۱۱]



نویسنده امید صبوری ، شنبه 24 مهر 1395 5:49 PM | نظرات(0)

پوستر علمدار

آب‌رسانی

روز هفتم محرم، سه روز پیش از شهادت امام، عبیداللّه به عمر سعد نگاشت: «...به هوش باش! وقتی نامه‌ام به دستت رسید، به حسین(علیه‌السلام) سخت بگیر و اجازه نده از آب فرات حتی قطره‌ای بنوشد و با آنان همان کاری را بکن که آنان با بنده پرهیزگار خدا عثمان بن عفان کردند. والسلام.»
امام، حضرت عباس(علیه‌السلام) را فرا خواند و سی سوار را به اضافه بیست پیاده با او همراه کرد تا بیست مشکی را که همراه داشتند، پر از آب نمایند و به اردوگاه امام بیاورند. پانصد سواره‌نظام دشمن در کرانه فرات استقرار یافته و مانع برداشتن آب شدند. حضرت عباس(علیه‌السلام) به مبارزه با نگاهبانان فرات پرداخت و افراد پیاده، مشک‌ها را پر کردند.

وقتی همه مشک‌ها پر شد، حضرت عباس(علیه‌السلام) دستور بازگشت به اردوگاه را داد و محاصره دشمن را شکسته و توانست آب را به اردوگاه برساند.
از آن پس حضرت عباس(علیه‌السلام) به «سقّا» مشهور شد.

یکی از شعارهای بنی‌امیه در مقابله اهل‌بیت(علیهم‌السلام)خونخواهی عثمان بوده است. اما ادعای عبیداللّه در این نامه افترایی بیش نیست؛ زیرا امام علی(علیه‌السلام) و فرزندان او آب را بر عثمان نبستند و این قاتلین عثمان بودند که برای بیرون کشیدن او از خانه‌اش آب را به خانه او بستند و در واقع این امیرمؤمنان(علیه‌السلام) بود که در اعتراض به این حرکت، به امام حسین(علیه‌السلام) دستور داد تا به او و خانواده‌اش آب برساند



نویسنده امید صبوری ، جمعه 23 مهر 1395 6:51 PM | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir