ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

در صبح روز عاشورا در كربلا حضرت امام حسين (ع) دست به دعا برداشت و گفت:


«اَللّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتى فى كُلِّ كُرْبَةٍ وَ اَنْتَ رَجآئى فى كُلِّ شِدَّةٍ وَ اَنْتَ لى فى كُلِّ اَمْرٍ نَزَلَ بى ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ كَمْ مِنْ كَرْبٍ يَضْعُفُ عَنْهُ الْفُؤ ادُ وَ تَقِلُّ فيهِ الْحيلَةُ وَ يَخْذُلُ عَنْهُ الْقَريبُ وَ الْبَعيدُ وَ يَشْمَتُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تُعْيينى فيهِ الاُْمُورُ اَنْزَلْتُهُ بِكَ وَ شَكَوْتُهُ اِلَيْكَ راغِباً فيهِ عَمَّنْ سِواكَ فَفَرَّجْتَهُ وَ كَشَفْتَهُ وَ كَفَيْتَنيهِ فَاانْتَ وَلِىُّ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ صاحِبُ كُلِّ حاجَةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ رَغْبَةٍ فَلَكَ الْحَمْدُ كَثيراً وَ لَكَ الْمَنُّ فاضِلاً»

خدايى تويى مورد اطمينان من در هر اندوه شديد و تويى اميد من در هر سختى و تويى مورد اطمينان و ذخيره‏ام در هر امرى كه بر من فرود آمد، چه بسيار اندوه شديدى كه دل از آن ناتوان مى‏شود و چاره در آن كم مى‏گردد و خويش و بيگانه به آن كمك نمى‏دهد و دشمن به خاطر آن زخم‏زبان مى‏زند و كارها در آن خسته‏ام مى‏كند، آن را به درگاه تو آوردم و از آن به تو شكايت نمودم، از غير تو در آن رو گردانم‏ پس آن را گشودى و برطرف كردى و مرا از آن كفايت نمودى، پس تويى سرپرست هر نعمت و صاحب هر جاجت و نهايت هر رغبت، ستايش بسيار توراست و احسان بسيار توراست".

پس صف آرائى لشكر خود نمود و امر فرمود تا آتش در هيزم هاى خندق زدند كه آن خندق آتش، مانع از رفتن لشكر به جانب خيمه هاى زنان باشد.

از آنطرف عمر سعد نيز صفوف لشكر خود را آراست.

در آن زمان ، حضرت سوار بر شترى شد و ما بين دو لشكر ايستاد و اهل عراق را ندا كرد و بعد از حمد و صلوات، نسب خود را اظهار كرد و بيان فرمود كه:
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط محمدعلی حاجیان

حادثه عاشورا مثل بسيارى از حقايق اين عالم است كه در زمان خودشان بسا هست آنچنانكه بايد،شناخته نمى‏شوند و بلكه فلاسفه تاريخ مدعى هستند كه شايد هيچ حادثه تاريخى را نتوان در زمان خودش آنچنانكه هست ارزيابى كرد،بعد از آنكه زمان زيادى گذشت و تمام عكس‏العمل‏ها و جريانات مربوط به يك حادثه خود را بروز دادند،آنگاه آن حادثه بهتر شناخته مى‏شود.همچنان كه شخصيتها هم همين طورند.شخصيتهاى بزرگ غالبا در زمان خودشان آن موجى كه شايسته وجود آنهاست،پيدا نمى‏شود،بعد از مرگشان تدريجا شخصيتشان بهتر شناخته مى‏شود،بعد از دهها سال كه از مرگشان مى‏گذرد،تدريجا شناخته مى‏شوند.و معمولا افرادى كه در زمان خودشان خيلى شاخصند،بعد از فوتشان فراموش مى‏شوند،و بسا افرادى كه در زمان خودشان آنقدرها شاخص نيستند ولى بعد از مرگشان تدريجا شخصيت آنها گسترش پيدا مى‏كند و بهتر شناخته مى‏شوند.اگر دو نفر عالم را كه در يك زمان زندگى مى‏كنند در نظر بگيريم،و لو از نظر شهرت علمى يكى ده برابر ديگرى بزرگ است ولى گاهى بعد در تاريخ روشن مى‏شود كه آن كه ده برابر كوچك بوده،از آن كه ده برابر بزرگ بوده بزرگتر است،كه براى اين امر من مثالهاى زيادى دارم.از همه بهتر اين است كه ما به خود على عليه السلام مثال بزنيم،آنهم از زبان خود ايشان.


در كلمات مولا در نهج البلاغه جزء كلماتى كه حضرت در فاصله ضربت‏خوردن و شهادت يعنى در آن فاصله حدود چهل و پنج‏ساعت آخر زندگى فرموده‏اند،يكى اين دو جمله است كه تعبير خيلى عجيبى است.مى‏فرمايد:«غدا تعرفوننى و يكشف لكم سرائرى‏» (1) فردا مرا خواهيد شناخت،يعنى امروز مرا نشناخته‏ايد،زمان من مرا نشناخت،آينده مرا خواهد شناخت‏«و يكشف لكم سرائرى‏»(سرائر يعنى سريره‏ها،امور مخفى،امورى كه در اين زمان چشمها نمى‏تواند آنها را ببيند،مثل گنجى كه در زير زمين باشد)مخفيات وجود من فردا براى شما كشف خواهد شد،و همين طور هم شد.على را مردم،بعد از زمان خودش بيشتر از زمان خودش شناختند.على را در زمان خودش چه كسى شناخت؟يك عده بسيار معدود.شايد تعداد آنهايى كه على را در زمان خودش واقعا مى‏شناختند،از عدد انگشتان دو دست هم تجاوز نمى‏كرد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط محمدعلی حاجیان

واقعه عاشورا و ابعاد مختلف آن، تحقيقات علمي فراواني را به خود اختصاص داده است، اما به نظر مي رسد به يكي از وجوه اين پديده تاريخي كه در حوزه «تاريخ اسلام » - به طور اخص - و در «تاريخ انساني» - به طور اعم - اهميت به سزايي دارد، كمتر توجه شده است و آن بررسي تاريخي «چرايي » رخداد كربلاست.چرا پس از گذشت پنجاه سال از رحلت پيامبر اكرم(ص) حاكمان جامعه اسلامي به آساني به قتل و عام و اسارت خاندان او اقدام مي كنند و چنين مصيبت عظيمي را برآل محمد(ص) روا مي دارند؟ چرايي اين واقعه را در كجا بايد جستجو كرد؟ در نوشتار حاضر در حد توان به اين پرسش پاسخ داده شده است.(1)

زمينه هاي حادثه كربلا

مرده ريگ جاهليت
بي ترديد بخشي از علل و عوامل رخداد حادثه كربلا را بايد در عصر جاهليت جزيرة العرب و مناسبات فرهنگي، اقتصادي و سياسي حاكم بر زندگي اعراب و قبايل ساكن در آن جستجو كرد.اطلاق واژه جاهليت براي دوره مورد نظر، خود گوياي واقعيتهاي غير قابل انكاري است. به جز عده معدودي از صاحب نظران كه نكات برجسته فكري و مدني براي عرب عصر جاهلي قائلند، بيشترين آنها كاربرد واژه جاهليت را براي اين دوره بسيار با مسما مي دانند. بي شك استعمال اين مفهوم داراي محدوديت زماني و مكاني خاصي است؛ به اين معنا كه از نظر زماني، مفهوم جاهليت دوران دويست ساله قبل از بعثت را شامل مي شود، چرا كه در قرون پيش تر، آن سرزمين مهد تمدنهاي مختلف بشري بوده است كه ما به وسيله قرآن از وجود آنها آگاه شده ايم.از نظر جغرافيايي نيز بايد اطلاق مفهوم جاهليت را محدود ساخت، زيرا بخشهايي از شبه جزيره عربستان، به ويژه جنوب آن (يمن يا عربستان خوشبخت) به دلايل اقليمي و جغرافيايي كه بسيار حاصلخيز و مناسب براي كار كشاورزي بود و همچنين به دليل ارتباط نزديكي كه با كشورهاي همجوار به ويژه ايران داشت و تأثيري كه از فرهنگهاي پيراموني گرفته بود، نسبت به منطقه حجاز از وضعيت مناسب تري برخوردار بود. بنابراين با توجه به قراين و شواهد موجود، اطلاق مفهوم جاهليت بر اين قسمت از جزيرة العرب قابل قبول نيست.شاخصه هاي فرهنگي عرب جاهلي در «شعر و شاعري»، «علم الانساب»، «علم الايام» و آشنايي به «علوم انواء» خلاصه مي شود.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط محمدعلی حاجیان

در روز سيزدهم محرم سال 61 هجري قمري، اسراي كربلا وارد شهر كوفه شدند.


به گزارش ايسنا رخدادهاي سيزدهم ماه محرم سال 61 ه- ق در ادامه مي‌آيد:

1. اسراي اهل بيت(ع) در مجلس ابن زياد

پس از آن‌كه اسرا و سرهاي مقدس شهداي كربلا را در شهر كوفه گردانيدند، ابن زياد در كاخ خود نشست و دستور داد سر مطهر امام حسين (ع) را در برابرش گذاشتند. آن‌گاه زنان و كودكان آن حضرت را به همراه امام سجاد(ع)، در حالي كه به طناب بسته بودند وارد مجلس كرده، در برابر تخت آن ملعون ايستاده نگاه داشتند.

2. اسراي اهل بيت (ع) در زندان كوفه

پس از مجلس سوم ابن زياد، اهل بيت (ع) را با غل و زنجير وارد زندان كوفه كردند.

3. خبر شهادت امام حسين (ع) در مدينه و شام

ابن زياد به مدينه و شام، نامه نوشت و خبر شهادت امام حسين (ع) را منتشر ساخت.

4. شهادت عبدالله بن عفيف
 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.