ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

 
عباس یعنی تمام وفا

 

 

 

 

 

 

 

 

حضرت ابوالفضل العباس نخستین فرزند از ازدواج حضرت امیر المؤمنین علی(علیه السلام) و ام البنین بود ایشان در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجری در مدینه چشم به جهان گشودند.

ضیه ازدوادج مادر مكرمه اش ام البنین با حضرت علی(علیه السلام) بدین گونه بود كه پس از شهادت حضرت زهرا(علیها السلام) علی(علیه السلام) برادرش عقیل كه در علم نسب شناسی آگاهی كامل داشت و قبایل و خصلت های اخلاقی و روحی انها آشنا بود را به حضور طلبید و از وی خواست كه برای آن حضرت همسری شایسته و از قبیله ای كه اجدادش از شجاعان و دلیر مردان باشند پیدا كند تا ثمره ازدواجشان فرزندانی شجاع و رشید باشند پس از مدتی عقیل زنی از طایفه بنی كلاب را به حضرت معرفی كرد كه دارای آن ویژگی ها بود نامش فاطمه دختر حزام بن خالد بود و نیاكانش همه از دلیرمردان بودند. حضرت با وی ازدواج نمود و او نیز وظیفه مادری و سر پرستی برای فرزندان حضرت زهرا(علیها السلام) را به عهده گرفت و آنان را چون فرزندان خود بلكه بیشتر از فرزندانش دوست می داشت گویند وقتی وی را فاطمه صدا می زدند وی گفت مرا فاطمه صدا نكنید زیرا فرزندان با شنیدن نام فاطمه به یاد غم های مادرشان می افتند و ناراحت می شوند بلكه مرا خادم خود بنامید. و حضرت علی(علیه السلام) ولی را ام البنین یعنی مادر پسران نامید و به این نام شهرت یافت. در چهارم شعبان سال ۲۶ هجری قمری، حضرت عباس (ع) پا به عرصه گیتی نهاد. حضرت ابوالفضل نخستین فرزند از چنین بانوی با معرفت و حق شناسی بود. تولد وی، خانه علی(علیه السلام) و دل مولا را غرق نور و سرور ساخت وقتی كه به دنیا آمد حضرت علی(علیه السلام) در گوش او اذان و اقامه گفت نام خدا و رسول خدا را بر گوش وی خواند و نام او را عباس قرار داد.با آن كه این نوزاد بسیار خوش منظر و زیبا بود به طوری كه وی را قمر بنی هاشم نامیده اند و به ماه شب چهارده تشبیه نموده اند و حضرت وی را به نام عباس نام نهاد و آن به این علت بود كه عباس هم به معنای شیر شرزه و خشمگین است و هم به معنای عبوس و چهره گرفته زیرا كه ایشان نسبت به ظالمان چهره ای خشمگین داشتند.در روز هفتم تولدش گوسفندی را به عنوان عقیقه ذبح كردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند. با آن كه هنگام تولد پدر خوشحالی می كند، حضرت گاهی قنداقه عباس خردسال را در آغوش می گرفت و آستین دست های كوچك او را بالا می زد و بر بازوان او بوسه می زد و اشك می ریخت حضرت در پاسخ ام البنین نسبت به این كار فرمود این دست ها برای كمك و یاری به برادرش حسین قطع خواهد شد.حضرت عباس در خانه علی(علیه السلام) و در دامان مادر با ایمان وفادارش و در كنار امام حسین رشد كرد و درس های بزرگ انسانیت صداقت و اخلاق را فرا گرفت تربیت خاص امام علی(علیه السلام) بی شك در شكل دادن به شخصیت فكری و روحی این نوجوان سهم عمده ای داشت روزی حضرت علی(علیه السلام) عباس خردسال خود را نشاده بود و حضرت زینب(علیها السلام) هم حضور داشت امام به این كودك عزیز گفت به بگو یك عباس گفت یك فرمود بگو دو عباس خودداری كرد و گفت شرم دارم با زبانی كه خدا را به یگانگی خوانده ام دو بگویم حضرت از معرفت این فرزند خوشحال شد و پیشانی عباس را بوسید.دلاوری های این نوجوان از زمان پدر بزرگوارش در جنگ های آن حضرت با مخالفین نمودار بود كه برخی جلوه هایی از شجاعت این نوجوان را در جنگ صفین در تاریخ ثبت كرده اند. گویند: در یكی از روزهای نبرد صفین نوجوانی از سپاه علی(علیه السلام) بیرون امد كه نقاب بر چهره داشت و از حركات او نشانه های شجاعت، هیبت و قدرت هویدا بود از سپاه شام كسی جرأت نكرد به میدان بیاید معاویه یكی از مردان سپاه خود به نام ابی شقاء كه دلاوری نام آور بود را گفت به جنگ این جوان برو وی گفت ای امیر شأن بالاتر از آن است كه جنگ وی بروم بلكه من هفت پسر دارم و یكی از آنها را می فرستم تا او را از پای درآورد وی یكی از پسرانش را فرستاد كه از پای درآمد پسر بعدی اش را فرستاد كه او هم به سرنوشت برادر قبل دچار



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 30 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
   
 
 
عباس، امام ادب و اخلاق

نگاهی به زندگی زیبای حضرت قمر بنی هاشم (س) پر از درس های پرمغز و ادب است.
بارقه آشنایی
علی به طرف مسجد به راه افتاد. درب شبستان مسجد که رسید برادرشعقیل را دید که طبق معمول در سجاده اش نشسته بود.
عقیل در نسب شناسی مهارت خاصی داشت، و افراد برای حل مسائل خودبه او مراجعه می کردند. علی(ع) منتظر ماند تا مردم رفتند، آنگاه نزد برادر رفت.
ـ سلام برادر. می خواهم همسری انتخاب کنم تا برایم فرزند شجاعیبیاورد. اگر بتوانی قبیله ای را به من معرفی کنی تا از میان آن همسری برگزینم. عقیلگفت: برادرجان تو که خود دانای عربی چرا از من می پرسی؟ علی(ع) فرمود: آمده ام باتو مشورت کنم.
عقیل اندکی تأمل کرد سپس گفت: قبیله کلاب مردان شجاعی دارد همهآنها از دلاوران روزگارند. بین آنها زنی را می شناسم به نام فاطمه دختر حزام بنخالد، زن خوبی است.
علی کسی را برای خواستگاری فاطمه فرستاد مراسم خواستگاری وازدواج برگزار شد. فاطمه به خانه علی آمد. در این زمان حسن و حسین مریض بودند. ویبه خوبی از آنها پرستاری کرد و سعی نمود جای خالی مادر را برای فرزندان علی پر کند.
خانه علی روشن می شود
دیری نپائید که دیگربار خانه علی با تولد نوزادی روشن شد. همانطور که علی می خواست فرزندش آثار دلاوری و شجاعت در وجود او نمایان بود.کودک علیبسیار خوش اندام و زیبا بود. بعدها به خاطر این زیبایی وخوش اندامی به او لقب ماهبنی هاشم دادند. علی کودک را به دست گرفت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامهگفت. آداب ولادت را به جای آورد. نگاه معناداری به کودکش کرد؛ اشک چشمان او را فراگرفت.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: حضور حضرت ابوالفضل العباس در میان یاران امام حسین(ع) که خاص و عام شجاعت، دلاوری، وفا و غیرت وی را باور داشتند از نظر دشمنان حقیقت سنگین و نگران کننده‌ای بود.

به همین دلیل دشمنان به فکر افتادند که وی و برادرانش را از جبهه توحیدی امام حسین(ع) جدا کرده و به خود ملحق کنند .
پس شمر بن ذی الجوشن که از قبیله ام البنین(مادر حضرت عباس(ع)) بود مأموریت یافت که به حضرت عباس(ع) و سه برادراش امان نامه دهد.
عصر روز تاسوعا (نهم محرم) به نزدیکی خیمه گاه امام حسین(ع) رفت و فریاد زد: خواهر زادگانم کجایند؟ امام که منظور شمر را متوجه بود به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهید، اگرچه او فاسق است ولی با شما قرابت و رابطه خویشاوندی دارد.
حضرت عباس(ع) به همراه برادرانش عبدالله، جعفر و عثمان نزد شمر حضور یافته و از او پرسیدند: چی می خواهی؟ شمر گفت: شما خواهر زادگان من هستید. بدانید تا ساعاتی دیگر شعله های جنگ برافروخته می شود و از یاران حسین بن علی کسی زنده نمی ماند. من برای شما امان نامه ای از عمر بن سعد آوردم. شما از این ساعت در امان ما هستید مشروط بر این که از یاری برادرتان حسین(ع) دست برداشته و سپاهش را ترک کنید.
حضرت عباس که اسوه بی همتای غیرت، حمیت و وفاداری بود بر او بانگ زد و فرمود: بریده باد دستان تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه تو. ای دشمن خدا! ما را فرمان می دهی که از یاری برادر و مولایمان حسین(ع) دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و ناپاکان در آوریم. آیا ما را امان می دهی ولی برای فرزند رسول خدا(ص) امانی نیست؟
شمر از پاسخ دندان شکن فرزندان ام البنین(س) ناامید و خشمگین شد و با سرافکندگی به خیمه گاه خویش برگشت.
 برخی روایات، به جای شمر بن ذی الجوشن، شخصی به نام "عبدالله بن أبی محل بن حزام" برادرزاده ام البنین را نام برده اند که برای حضرت عباس(ع) و برادرانش امان نامه برد، ولی با پاسخ منفی آنان روبرو شد.
به هر  حال سپاه عمر بن سعد در این ترفند نابخردانه ناکام ماند و نتوانست خللی در سپاه یکپارچه امام حسین(ع) به وجود آورد.
...............................................................
1- الارشاد (شیخ مفید)، ص 342 2- همان، ص 440؛ بحارالانوار (علامه مجلسی)، ج 44، ص 391 3- معالم المدرستین (سید مرتضی عسکری)، ج3، ص 105؛ الفتوح (ابن اعثم کوفی)، ص 895
 
 

 





نوشته شده در تاريخ جمعه 17 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

                                                 
 
حضرت ابوالفضل (ع)؛ پرچمدار عشق و ایثار

حضرت ابوالفضل(ع) در اخلاص، استقامت و پایمردی نمونه است و درهر خصلت نیک و صفت ارزشمندی که کرامت یک انسان به آن بسته است، سرمشق است.
تاریخ روشن از کرامتهای عباس بن علی است و نام او با وفا، ادب،ایثار و جانبازی همراه است و گذشت این سالها، کمترین غباری بر سیمای فتوتی، که دررفتار آن حضرت جلوه گر شد، ننشانده است.
میلاد فرزند شجاعت
ولادت نخستین فرزند ام البنین، در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجریدر مدینه بود. تولد عباس، خانه علی و دل مولا را روشن و سرشار از امید ساخت، چونحضرت می دید در کربلایی که در پیش است، این فرزند، پرچمدار و جان نثار آن فرزندشخواهد بود وعباس علی، فدای حسین فاطمه خواهد گشت.
با تولد عباس، خانه علی آمیخته از غم و شادی شد ، شادی برای اینمولود خجسته و غم و اشک برای آینده این فرزند و دستان او در کربلا .
عباس در خانه علی و در دامان مادر با ایمان و وفادار خود و درکنار حسن و حسین رشد کرد و از این دودمان پاک و عترت رسول، درسهای بزرگ انسانیت ،صداقت و اخلاق را فرا گرفت.
تربیت خاص امام علی(ع) بی شک، در شکل دادن به شخصیت فکری و روحیبارز و برجسته این نوجوان، سهم عمده ای داشت .
استعداد ذاتی و تربیت خانوادگی او سبب شد در کمالات اخلاقی ومعنوی، پا به پای رشد جسمی و نیرومندی عضلانی، پیش برود و جوانی کامل، ممتاز وشایسته گردد. نه تنها در قامت رشید بود، بلکه در خرد، برتر و در جلوه های انسانی همرشید بود. او می دانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده است تا در یاری حجت خدا جاننثاری کند، او برای عاشورا به دنیا آمده بود.
عباس، نجابت و شرافت خانوادگی داشت و از نفسهای پاک و عنایتهایویژه علی(ع) و مادرش ام البنین برخوردار بود. ام البنین هم نجابت و معرفت و محبت بهخاندان پیامبر را یکجا داشت و در ولا و دوستی آنان، مخلص و شیفته بود. از آن سو نزداهل بیت هم وجهه و موقعیت ممتاز و مورد احترامی داشت. اینکه زینب کبری پس از عاشوراو بازگشت به مدینه به خانه او رفت و شهادت عباس و برادرانش را به این مادر داغدارتسلیت گفت و پیوسته به خانه او رفت و آمد می کرد و شریک غمهایش بود .
فصل جوانی


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 10 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

                                        
ابوالفضل العباس(ع) العطش
 
 
ابوالفضل العباس(ع) العطش  
 
 
 
 
   
 
 
    برای دلاور غیوری همچون عباس، دشوارترین مسوولیت، ماندن برای نوبت آخراست.
   
   
 

برای او كه جانی لبریز از ایمان و قلبی سرشار از شور و شهادتطلبی داشت، ماندن تا آخرین لحظات عاشورا و تحمل آن همه داغ برادران و یاران و غربتو مظلومیت سیدالشهدا بسیار سنگین بود اما تكلیفی بودكه برعهده داشت.نیروهای تحتفرمان عباس به شهادت رسیدند.
سردار تنها و بی لشكر به حضور امام رسید و رخصت نبرد نهایی راخواست.اما امام اجازه نداد و فرمود: «انت صاحب لوائی؛ تو پرچمدار منی». اوبه تنهاییبرای امام حسین، مثل یك سپاه بود و حامی امام و مدافع خیمه ها و بازدارنده دشمناناز هجوم به زنان و كودكان.اما بی تابی عباس برای جهاد و شهادت، بیش از آن بود كهبتوان او را به درنگ واداشت، با اصرار از امام رخصت میدان طلبید.امام از عباس خواستكه حال كه می خواهی بروی، پس آبی برای این كودكان تشنه فراهم كن.
عباس سوار بر اسب شد، مشكی به دوش انداخت و شمشیر برگرفت و بهسمت فرات تاخت و چنان حمله كرد كه حلقه محاصره را از هم درید و خود را به آب رساند. مشك را پر از آب كرد تا این مایه حیات و طراوت را به خیمه های بی آب وافسرده ولبهای خشكیده برساند.سینه اش از عطش می سوخت. آب سرد و گوارای فرات هم پیش چشمانشموج زنان می گذشت.
دست عباس رفت تا كفی از آب بردارد و بنوشد اما به یاد وصیت علی(ع) در شب شهادتش و به یاد لبهای تشنه امام حسین و كودكان عطشان افتاد.آب را برفرات ریخت. به یاد عطش حسین، آب ننوشید تا خودش نیز همچون برادرش لب تشنه شهادت رااستقبال كند و به این صورت، آموزگار راستین وفا باشد.آب را بر فرات ریخت. مشك را بردوش افكند و راه خیمه ها را در پیش گرفت. اما نگهبانان شط فرات، راه را بر اوبستند. جنگی سخت میان سقای كربلا و آن فرومایگان درگرفت.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 10 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

                                      تاملی درباره ابعاد عرفانی و معرفتی حضرت ابوالفضل(ع)

عاشورا مکتبی است که آن را از هر منظر که بنگریم،درس ها ی بی شمار دارد چراکه در آن سرزمین بی آب و علف و در آن کویر سوزان و در آن روزهای اندک و آغازین محرم سال ۶۱ هجری و به ویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا، انسانیت و همه ارزش های بشری به زیباترین شکل و در بهترین های تاریخ بشر جلوه گر شد و به راستی که کربلا تماشا گه راز است برای آنان که می خواهند گره از راز سر به مهر هستی بگشایند و برای آنان که از دست عقل و طامات به ستوه آمده اند و می دانند که درگاه عشق بسی بالاتر از عقل است و نتوانند به حکمت این معم حضرت ابوالفضل (ع) همان ایثارگری است که مقامات سلوک را طی نموده و در برخی مراحل آنچنان زیبا و به کمال حق دلدادگی را ادا کرده که نامش سمبل و رمزی برای آن مراحل است و کدام عارف و پاکبازی اسپت که بتواند ادعای طی مدارج عرفان را بنماید آنگاه که ابوالفضل(ع) به سمبلی برای این مراحل تبدیل گشته است.

آنجا که او بدانسان در زلال ولایت جاری می شود که هستی خویش را در ره معشوق فنا می سازد،کدام عارف را رسد که از صبر ، استقامت، ایثار و... دم زند که حضرت ابوالفضل (ع) سرآمد همه این منازل است و الگوی هر آن کس که بخواهد از شراب معرفت جرعه ای بنوشد و معرفت... اگر بخواهیم عرفان راستین و شیعی را به دور از فرقه های رنگارنگ آن که برخی ره به بی راهه رفتند بیاموزیم و اگر بخواهیم از معرفت خود و خدا و محبت و عشق دم بزنیم بی گمان مکتب اهل بیت که مکتب ولایت و عشق است، بهترین مکتب و مدرسه است چرا که در این مکتب پیران طریقت که مرید باید در دست آنان کالمیت فی ید الغسال باشد، امامانی معصومند که خود در مراحل کمال به سر می برند و عارفانی وارسته و انسان هایی کاملند و بی گمان در طریق اهل بیت مرید می تواند با توسل و تمسک و پیروی از آنان مراحل سلوک را طی کند. همانگونه که پیش از این نیز ذکر شد در مکتب اهل بیت،کربلا و عاشورا منزلتی دیگر دارد و یاران حضرت اباعبدالله الحسین هر کدام نماد و سمبلی از مریدان پاک باخته ای هستند که به ارشاد مراد خویش به سرمنزل مقصود رسیدند و جای آن است که هریک از این یاران با وفا را به تفصیل مورد بررسی قرار دهیم اما در این مجال بر آنیم تا به جلوه های عرفانی یکی از این پاکبازان بپردازیم که بی شک در میان یاران حضرت اباعبدالله بسیار شناخته شده و از ارج و منزلتی والا برخوردار است. در این مختصر کوشش شده است تا به قدر وسع قطره ای از زلال عرفان قمر بنی هاشم بنوشیم. باشد که دیدگان خفته قلب مان از خواب غفلت بیدار گردد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 28 آذر 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.