ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

 
 
 
   
 
 
سرنوشت قاتلان کربلا

یکی از کسانی که نزد مختار دارای موقعیت خاصی بود و مختار او رابه خاطر قرابت و نزدیکی او با امیرالمؤمنین(ع) گرامی می داشت «عبدالله بن جعده بنهبیره» بود.
عمربن سعد نزد عبدالله بن جعده آمد و به او گفت: «برای من ازمختار امان بگیر!» عبدالله وساطت کرد! و مختار این امان نامه را برای او نوشت: «اینامان نامه ای است از مختار بن ابی عبید برای عمربن سعد بن ابی وقاص، تو در امانهستی به امان خدا، خودت و مالت و اهل و فرزندانت و تو به خاطر آنچه کرده ای، تازمانی که اطاعت کنی و در خانه و شهر و نزد اهلت بمانی و حادثه ای به وجود نیاوری درامان خواهی بود
پس از آن، مأموران مختار و پیروان آل محمد(ص) و دیگران، او رامی دیدند و مزاحم او نمی شدند و گروهی بر این امان نامه شهادت دادند و مختار هم عهدو پیمان بسته بود که به این امان نامه وفادار باشد، مگر این که عمر بن سعد حادثه ایبیافریند و خدا را بر این امر گواه گرفت.
مختار روزی به یارانش گفت: «فردا مردی را خواهم کشت که دارایاین نشانه هاست: قدم هایی بزرگ، چشمان او در گودی فرورفته و ابروانش به هم چسبیده وکشته شدن او، مومنان و فرشتگان مقرب را شاد و خوشحال می کند
«هیثم بن اسود نخعی» نزد مختار بود، از آن نشانه ها دانست کهمقصود او، عمر بن سعد است، به منزل آمد و فرزندش «عریان» را طلب کرد و او را نزدعمربن سعد فرستاد تا وی را از تصمیم مختار آگاه کند و به او بگوید که: «از خودتمواظبت کن
عمربن سعد گفت: «خدا پدرت را جزای خیر دهد! که شرط برادری را بهجای آوردی، ولی مختار بعد از امان نامه ای که به من داده است چگونه می تواند که بامن چنین کند؟
از این رو هنگامی که شب شد از منزلش بیرون رفت و غلامش را ازتصمیمی که مختار درباره او گرفته و همچنین از امان نامه مختار آگاه کرد.
غلامش به او گفت: «مختار با تو شرط کرده است که تو کاری انجامندهی چه حادثه ای بالاتر از این که تو، خانه و اهل خود را رها کرده و به اینجا آمدهای! هم اکنون بازگرد و بهانه ای برای نقض آن امان نامه به دست مختار نده


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 4 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
عزاداری؛ اندیشه واحساس، شور وشعور

جوهره انسانیت و فطرت دینی را باید درهمت و غیرت و فهم عاشوراییدید وبدان رسید. آنان که مقام ومنزلت این شجره طیبه را درک کردند ازتمام قید و بنددنیا رها شدند و چشم و قلبشان جز درراه حسین (ع) راهی نیافت که راه حسین نیز حیاتوممات در راه خدا وعزت بخشیدن به جایگاه دین وانسانیت تا مرز فداکاری و با تماموجود در صحنه بودن است. درصدر اسلام از جمله کسانی که تاریخ را متوجه خود کرد ودرتاریخ جاودانه ماند و به عنوان یک انسان ممتاز والگو در تمام عرصه های فرهنگی،اجتماعی ، سیاسی ،نظامی ،مدیریتی ، اخلاص و عاطفی خون خویش را نثار کرد حضرت حسین(ع) بود. که همانا شهادت حسین(ع) دردلهای مومنین حرارتی ایجاد کرده است که هرگز سردنخواهد شد.
رسول خدا(ص) فرمود: "ای فاطمه ! به درستی که زنان امت من برزناناهل بیت من ومردان برمردان اهل بیت من گریه خواهند کرد." هرسال نسل اندر نسل او راتجدید کرده و آن را زنده نگه می دارند،برجملگی ارادتمندان آن حضرت اظهر من الشمساست که حسین(ع) به جهان اسلام حیات بخشید. حال ما به وظایف خویش چگونه همت میگماریم، درخدمت اسلام هستیم یا در خدمت دنیا؟ بدیهی است آنان که حسین(ع) را یافتندوجودشان در خدمت اسلام خواهد بود و این مادرانی که از طفولیت در مجالس عزادارانحسینی حضور یافتند چگونه زیستن و آنچه را که در این مجالس آموخته بودند به ماآموختند. پس وظیفه ما نیز مبرم است که برگرفته از پیام حسین (ع) باشد تا اینکهسعادت دنیا و آخرت را دارا شویم و اینکه عزاداری ما برمبنای عقل باشد نه فقط براساس احساس. برمعیار شعور باشد نه فقط برپایه شور.
با علم وایمان درمجالس عزاداری حسین(ع) باید حضور یافت، حضوریکه در آن جهان بینی الهی حاصل شود وما را امر به معروف ونهی ازمنکر کند که حفظقداست دهه محرم برگرفته از تعظیم شعایر اسلامی است. امام رضا(ع) فرمودند:" درجاهلیت حرمت این ماه، نگاه داشته می شد، در آن نمی جنگیدند، اما در همین ماه خونهای ما را ریختند و حرمت ما را شکستند و فرزندانمان را اسیر کردند. خیمه ها را آتشزدند، غارت نمودند و حرمت پیامبر(ص) را درباره ذریه اش رعایت نکردند." لذا این سخنگوهر بارحضرت امام رضا(ع) وظیفه ارادتمندان و عزاداران را دوچندان می کند. به عبارتدیگر این عزاداری ایجاب می کند حرمت خون حسین را نگه داریم و درس سازندگی را ازتاریخ عاشورا فرا بگیریم و رنگ جاذبه و دافعه ایجاد کنیم. امام رضا(ع) به ریان بنشبیب فرمود:" اگر تو را خوشحال می کند که در درجات والای بهشت همراه ما باشی ، پسدر اندوه ما غمگین باش ودر شادی ما خوشحال باش.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
مصائب امام حسین(ع) عین معنویت بود

                                       تحلیل عرفانی زیارت عاشورای سیدالشهدا(ع)

● آکادمی مطالعات ایرانی لندن

زیارت عاشورا، زیارت سالار شهیدان تاریخ مبارزات حق و باطل، رازنامه زمزمه های عاشقانه سالکان با انسان کامل و زبور شیعیان حسینی است. زیارتنامه امام حسین(ع) شامل فرازهای متعددی است که بررسی آنها دریافت معانی متعالی آن را ممکن می سازد.

۱) ابتدا به «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم» طرح نام محبوب و معشوق سیدالشهدا با صفات بخشایشگری و مهربانی است؛ که «هوالاول و هوالاخر». آغاز و انجام حسین (ع)، «هـو»؛ فاعل اول و فاعل غایی هستی است.

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَهِ نِساءِ الْعالَمینَ،اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَاللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ.

۲) تبارشناسی معنوی اسماعیلِ اهل بیت، اشاره ای است که آن سپهسالار عشق، نـه از قبیله ای مجهول که از تبار بهترین انسان ها و موجودات در سلسله عوالم ممکن الوجود است. او فرزند تاج آفرینش و نور اول وجود و «مقام جمعِ جمع»، حضرت محمد مصطفی (ص) است. او فرزند شیـر حق مولی الموحدین قطب الاقطب العارفین است. او فرزند گل سرخ آفرینش، نمونه متعالی «عرفان ولایی» وسرور زنان دو عالم است. او فرزند مادری در خون غلتیده در احیای حق پایمال شده ولایت است. او خون خدا و وارث خون و شهادت است. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی الْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکُمْ مِنّی جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ.

۳) مجالی است تا زائر حسین (ع) درودی به فراخنای تاریخ بر او و یارانش عرضه دارد، سلامی که اعلام سرسپردگی به راه پرافتخار سالار شهیدان است.

یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّه وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهٌ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ.

۴) حماسه عاشورا محدود به زمان و مکان خاص نیست، بلکه سوگی است سترگ در دل و جان حق پرستان خاک و افلاک.

محتشم کاشانی می سراید:

چون خون ز حلق تشنه او بر زمین رسید

جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید

نزدیک شد که خانه ایمان شود خراب

از بس شکست ها که به ارکان دین رسید

نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند

توفان به آسمان ز غبار زمین رسید

باد آن غبار چون به مزار نبی رساند

گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید

یکباره جامه در خم گردون به نیل زد

چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش

از انبیا به حضرت روح الامین رسید

کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار

تا دامن جلال جهان آفرین رسیــد

هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال

او در دل است و هیچ دلی نیست بی ملال

فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ ولَعَنَ اللَّهُ اُمَّه دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّه قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ.

۵) طلب لعن و نفرین الهی بر بنیانگذاران ظلم بر خاندان نبی اکرم و ستمگرانی است که ایشان را از مقام و جایگاه برحق شان در رهبری عالم محروم کردند. همچنین طلب لعنت بر کسانی است که اسباب، لوازم و مقدمات این جور و جفا را در قتل امام حسین (ع) و یارانش فراهم آوردند. «اهل بیت»(ع) از مفاهیم کلیدی قرآن است که دو بار در قرآن به آن اشاره شده است: در آیـه ۳۳ سوره احزاب، درباره اهل بیت حضرت محمد (ص) و در آیـه ۱۱ سوره هـود درباره اهل بیت حضرت ابراهیم نبی (ع).

خداوند در آیه تطهیرمی فرماید: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا». (همانا خداوند می خواهد از شما« اهل بیت» هر پلیدی را بزداید و شما را چنان که باید، پاکیزه بدارد). (۳۳/۳۳).

در فرهنگ اسلامی واژه «اهل بیت» اصطلاحی است که فقط انصراف به خانواده نزدیک حضرت محمد(ص) از جهت مقام برجسته علمی و معنوی آنان دارد.

اهل بیت علاوه بر نسبت ظاهری خود به پیامبر اسلام، به خاطر صفات اختصاصی، «اهل الذکر»، «اولوالعلم»، «راسخون فی العلم»، «حبل الله» و «اولوالامر»، جانشینان معنوی، علمی و سیاسی ایشان و واسطه فیض عالم ممکنات و واجب الوجودند. اصطلاح اهل بیت در قرآن «نشانه» ای از یک مفهوم و تصور دینی خاص است که با هاله ای از قدسیت یگانه احاطه شده و در فرهنگ قرآنی دارای اهمیت ویژه ای است. بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیائِهِمْ.

۶) اعلام تبری و بیزاری از پایه گذاران ظلم و پیروان و دوستان آنها. تخلیه نفس از آلودگی های درونی که اسباب سرکشی نفس وپیروی از ظلمه می شود.

یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیمَه.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
خدامحوری در سایه امر به معروف

        

                                   پیامهای تربیتی نهضت حسینی (ع)

نهضت پرافتخار حسینی، منبع لایزال معارف الهی و معنوی است که درپرتو مصباح هدایت وجود مقدس سید الشهداء علیه السلام و در سایة سفینة نجات حضرت،تشنگان حقیقت و پویندگان طریقت را به ساحل سعادت رهنمون است. نهضت امام حسین علیهالسلام قضیه ای شخصی نیست و هیچ گاه در محدودة زمان و مکان خاصی محصور نمانده است،بلکه همانند سایر اولیای بزرگ الهی، جریانی تاریخی است که سنت الهی محسوب می شود،از این رو یقیناً دارای پیام است؛ زیرا سنت های الهی بر همگان و در همه عصر ها ونسل ها جاری است و محدود به زمان و مکان مخصوص و افرادی خاص، نیست. کلام خود آنحضرت به صراحت بیانگر "فراگیر بودن پیام نهضت عاشورا" است؛ آنجا که می فرماید: "مثلی لا یبایع مثله؛ کسی که مانند من فکر می کند با کسی که مانند یزید فکر می کند،بیعت نمی کند". این سخن حضرت نشان می دهد که نهضت عاشورا، یک سنت الهی بوده است نهجریان شخصی؛ چراکه آن حضرت سخن از "مثل خود" و "مثل یزید" دارد نه از "شخص خود" و"شخص یزید". بنابراین پیام نهضت حسینی فراگیر بوده، محدود به زمان خاصی نیست، بلکهنسبت به گذشته، حال و آینده جریان دارد.
با توجه به فراگیر بودن پیام نهضت حسینی، برآنیم تا در ایننوشتار به برخی از آموزه ها و پیام های اخلاقی_ تربیتی نهضت امام حسین (ع) اشارهکرده، از این رهگذر طالبان حقیقت را بیش از پیش با مکتب حیات بخش و الهی آن حضرت،آشنا سازیم.
دعوت به خدامحوری
جهان بینی الهی بر پایة خدامحوری بنا شده که بر اساس آن، جهان وهر آنچه در آن است، پرتویی از آن ذات بی همتاست و هیچ کس و هیچ چیز از دایرة قدرتمطلق الهی بیرون نبوده و نیست. هدف غایی تعلیم و تربیت الهی نیز ایمان و تقرب بهخدا، جلب رضایت الهی و حرکت در راه نیل به آن سرچشمه کمالات و خوبیها و نزدیک شدنبه آن مصدر فیض و در یک کلام "خداگونه" شدن است. بر همین مبنا، سرلوحة رسالت تمامپیامبران الهی فراخوانی مردم به توحید و پرستش خدای یگانه و دوری از طاغوت و مظاهرآن است، چراکه با پذیرش توحید واقعی و نفی شرک، راه دستیابی به کلیة فضایل و مکارماخلاقی بر روی انسانها گشوده می شود. در مکتب انبیای الهی اوج کمال و سعادت انسان،رسیدن به مقام عبودیت و بندگی خداست. خداوند در قرآن کریم، در خصوص هدف زیربنایی وبنیادین بعثت انبیا، چنین بیان فرموده است: "و لَقَد بَعَثْنا فی کلِّ أمَةٍرَسولاً أنْ إعبدُوا اللهَ و اجْتَنِبوا الطاغوتَ؛همانا ما در میان هر امتی پیامبریرا برانگیختیم (تا مردم را پیام دهد) که فقط خدا را پرستش کنید و از طاغوت دوریگزینید"(نحل: ۳۶). امیرالمؤمنین (ع) نیز درباره بعثت پیامبر اکرم (ص) چنین میفرماید: "خدا پیامبر را برانگیخت تا بندگان او آنچه از خداشناسی نمی دانند فراگیرندو به پروردگاری او، پس از انکار و عناد، ایمان بیاورند".


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 

یکی از چیزهای برجسته در فرهنگ اسلامی که مصداق بارزی هم در تاریخ صدر اسلام و در طول زمان (البته کمتر، در صدر اسلام بیشتر دارد) عبارت است از فرهنگ رزمندگی و جهاد. جهاد هم فقط در میدان جنگ نیست. هر چیزی که هم تلاش باشد، هم در مقابله با دشمن باشد، این جهاد است، درست توجه فرمائید. بعضی ممکن است یک کاری را انجام دهند. زحمت بکشند بگویند ما داریم جهاد می‌کنیم، نه، جهاد یک شقش این است که در مقابله با دشمن باشد. البته یک وقت در میدان جنگ مسلحانه است، این جهاد رزمی است، یک وقت در میدان سیاست است. این جهاد سیاسی است، یک وقت در میدان مسائل فرهنگی است، این جهاد فرهنگی است. یک وقت در میدان سازندگی است، این جهاد سازندگی است و میدان‌های دیگری هم البته هست. شرط اول این است که در آن تلاش باشد، کوشش باشد، شرط دوم این که در مقابل دشمن باشد. در فرهنگ اسلامی این چیز برجسته‌ای است که عرض کردیم. نمونه‌هایی هم در میدان‌های مختلف دارد. امروز هم از وقتی که ندای مقابله با رژیم منحوس پهلوی از حلقوم امام(ره) و همکاران ایشان در آن روز بیرون آمد در سال ۱۳۴۱ این جهاد شروع شد. قبل از آن هم شروع شد. اما پراکنده بود، کم بود، کم اهمیت بود. از وقتی این مبارزه شروع شد اهمیت پیدا کرد تا رسید به پیروزی این جهاد، پیروزی انقلاب، بعد از آن هم دائماً در این



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.