|
ادامه مطلب

ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
ادامه مطلب

ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب
|
||||||||
|
عاشورا زمانه ای است که در گوشه ای از تاریخ نشست و جاودانه گشت. برخی از امور هر چند که در لحظه تاریخی اتفاق می افتد و در بند تاریخ، اسیر است، ولی خود فرا لحظه و فرا تاریخی است. از آن جمله عاشوراست که با معنای دهم است ولی از چنان کلیتی برخوردار است که همه زمانه را بلکه همه هستی را با خود همرنگ و هماهنگ ساخته است. دیگر عاشورا به معنای روز دهم از هر ماه و یا حتی روز دهم از ماه محرم سال ۶۱ هجری نیست بلکه روزی همانند آن روزهایی است که در قرآن بیان شده و گفته است که ایام الله است. ایام الله تنها به سبب انتساب آن به خداوند معنای خاصی نیافته، بلکه این انتساب نوعی فرا لحظه و فرا زمان را برای آن تثبیت می کند.
● ایام الله، تجلی حق و حقیقت
اگر بخواهیم برای ایام الله معنا و مفهوم واقعی و درستی ارائه دهیم، باید آن را ظهور و تجلی حق و حقیقت بدانیم.
ایام الله روزی است که خداوند بحق، ظهور و جلوه می کند. از این رو هر تجلی او یوم خوانده می شود. بنابراین این یوم القیامه و روز رستاخیز به معنای روز تجلی یک حقیقت کامل است. همه قیامت و رستاخیز روزی از روزهای خداست. زمانی که خداوند تجلی به واحد قهار می کند نیز روزی از روزهای خداست: لمن الملک الیوم؟ لله الواحد القهار؛ امروز از آن کیست؟ و چون در آن حالت کسی جز خدای یگانه قهار نیست و همه را به حکم الموت مت؛ ای مرگ تو نیز بمیر، همگان میرا شده اند و تنها خدای قهار مانده است، خود در پاسخ خود می گوید: لله الواحد القهار یعنی از آن خدایی است
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب

| استاد جامعهشناسی دانشگاه آزاد با اشاره به اینکه امام حسین(ع) آزادیخواه بوده است، گفت: آن حضرت مخالف استبداد و بدنبال رهایی از جهل و زور بود، از نظر امام حسین(ع) انسانهای شریف نباید زیر بار پستی و ذلت بروند. | |
|
دکتر سید محمد ثقفی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به اینکه واقعه عاشورا حادثه مهمی است که در صدر اسلام اتفاق افتاده و در واقع حادثهای درون گروهی میان مسلمانان بوده است، گفت: مسلمانان را میتوان به دو گروه اکثریت و اقلیت آگاه تقسیم کرد که از نظر شیعیان سه نماد غدیر، عاشورا و مهدویت برای این اقلیت آگاه وجود دارد، نمادهایی که همگی موضوعاتی اجتماعی هستند .
وی با تأکید دوباره بر اینکه عاشورا پدیدهای اجتماعی است، افزود: حماسه عاشورا یک فاجعه و خسارت در عالم اسلام بوده و در روایات هم آمده که مصیبت آن بر اهل آسمان و زمین گران تمام شده است. البته این واقعه محتوایی نیز داشته که می توان آن را در خطبههای امام حسین(ع) مشاهده کرد. اولین نکته در این واقعه امتناع سیدالشهدا از بیعت با خلیفه است، امتناعی که بدلیل آسیب اجتماعی ناشی از عدم مشارکت مسلمانان در انتخاب خلیفه و عدم جامعیت فرد انتخاب شده که فردی فاسق نیز بوده، انجام گرفته است.
استاد جامعهشناسی دانشگاه آزاد اسلامی یادآور شد: سیدالشهدا از همان ابتدا حالتی اصلاحی داشته و به امر به معروف و نهی از منکر مبادرت ورزیده است، چرا که با ظهور معاویه، نظام اسلامی به حالتی استبدادی سوق پیدا می کند و وی حتی پسر خود را که دارای معروفهای اسلامی نیست به جانشینی انتخاب میکند، معروفهایی مانند عقلانیت، تقوا، عدالت اجتماعی، حاکمیت صالحان و شایستگان، الفت و دلسوزی رهبر و خیرخواهی برای امت که شرط بقای یک جامعه هستند.
|
ادامه مطلب
|
چه نسبتی بین سخن انسان و رفتار اوست؟ چه نسبتی بین اندیشه و سخن وجود دارد؟ این هماهنگی چگونه میسر می شود؟ در گذران زندگی، در بررسی زندگی دیگران، هنگامی که تاریخ می خوانیم. تاریخ سیاست یا فرهنگ، با انسان هایی روبه رو می شویم که برخلا ف آنچه می اندیشیدند سخن می گفتند و نیز رفتار و منش آنان چیز دیگری بود. جلوه یک نما بود و خلوت نمایی دیگر... سعدی مطابق فرهنگ زمانه خویش اندرز می دهد که هنگامی که با سلطان مواجه می شوید: اگر هم روز را گوید شب است این
بباید گفت اینک ماه و پروین!
اندیشه در مداری دیگر می گردد و سخن متناسب با میل سلطان رقم می خورد. انسان هویتی آشفته و پریشان پیدا می کند... مثل کشتی بی لنگر کج میشد و مج می شد...
انسان هایی هم هستند که مثل چشمه زلا ل و مصفا. ذره ای غبار بر سیمایشان ننشسته، تیرگی به اندرون شان راه نیافته. همانند که می نمایند. حتی نمود آنان از بودشان کم رونق تر است. در نبرد سرشار از افتخار مجاهدان حزب الله با ارتش اسرائیل، سرودی خوانده شد با عنوان: <احبایی...> سراینده این سرود و نیز خواننده هر دو از مسیحیان لبنان بودند. متن سرود بر اساس متن نامه ای که سیدحسن نصرالله رهبر حزب الله برای مجاهدان نوشته بود، سروده شده است. یک بند سرود این است:
<استمعت الی رسالتکم
و فیها العز و الا یمان
و انتم مثل ما قلتم
رجال الله فی المیدان>
شما همان بودید که می گفتید! مردان خدا در میدان نبرد.
عاشورا را هم از همین زاویه می توان بررسی کرد. امام حسین(ع) چه گفت که تحقق سخنش در کربلا و عاشورا جلوه کرد؟ کدام سخن است که وقتی تحقق خارجی پیدا می کند، می شود عاشورا؟
به عبارت دیگر عاشورا یک جلوه است و یک صورت؛ معنای عاشورا و حقیقت عاشورا چیست؟
تا به امروز تفسیر های مختلفی از نهضت عاشورا صورت گرفته است. پژوهشگران هرکدام از زاویه ای به نهضت امام حسین(ع) و یاران او نگریسته اند. محمدمهدی شمس الدین در کتاب <ثوره الحسین> و نیز صالحی نجف آبادی در <شهید جاوید> از زاویه فلسفه سیاسی به نهضت عاشورا نگریسته اند. آیا سخن امام حسین(ع) که عاشورا تحقق آن سخن بود، همین بود
ادامه مطلب
|
این همه بانگ جرس كاروان از چیست؟ از چه رو جای سم اسبان ترك می خورد، می شكند؟ مگر نه این است كه زمین كربلا همیشه داغ بوده است، پس چرا امروز این چنین تب كرده است و عرق كرده...
خورشید را چه می شود كه این چنین بر سینه می كوبد كه رخ بپوشد، آسمان را چه می شود كه كودك یتیمی را می ماند كه بغض هایش را فرو می خورد و سر بر گریبان كشیده است... این كدامین كاروان است كه غریبانه می نوازد، غافله سالارش را بگوئید كه این نوای حزین كه از قلب كاروان می آید، از چیست؟ چه شده است كه زمین سكوت اش را شكسته و فریاد می زند تا كاروان نیاید...
نه... نه... نه... نگویید كه حسین (ع) آمده است و زینب (س) به همراه او تا گل هایش را به باغبان بفروشد و برود، نگویند كه عباس آمده است كه فرات را یارای چشم دوختن بر چشمانش نیست. همان بس كه داغ لب های تشنه برای همیشه بر دل فرات مانده است و حسرت قطره ای تا گوارایی اش را به لب های عباس ثابت كند؛ كاش آب بر آب نمی ریختی عملدار!
از آن هنگام كه ستون خیمه ها بر دل زمین كوبیده شد، نام كربلا را بر این سرزمین نهادند، نه آن هنگام كه فریاد وا محمدای (ص)، زینب (س) فاجعه عظیم تاریخ را بر عالمیان فریاد كرد. و قدسیان از آن هنگام كه كاروان دل برزمین رسید سر بر دیوار ماتم سائیدند. كاش عاشورا می دانست كه حسین (ع) كیست؟ آن وقت راضی به ظهر عاشورا نمی شد. كاش تاسوعا می دانست كه عباس (ع) یعنی چه آن وقت دل به رفتن عباس (ع) نمی داد. حسین (ع) ابراهیم شده بود با ۷۲ قربانی، بی آن كه چشم داشتی به دست های خدا داشته باشد، می دانست كه همه را می سپارد به سینه آسمان و خود نیز...
ادامه مطلب
|
این دو ادامه دادند: برای ما واقعا جالب بود که پیرمردها مثل بچه های یکی دوساله برای حسین(ع) گریه می کردند
ادامه مطلب

صدای اذان بلند می شود. پیر عشق، به سجاده بی نیازی از خلق و نیازمندی حق می نشیند. یاران و اصحاب از لابه لای خیمه ها، خود را به امام می رسانند؛ نماز جماعت مثل هر شب اقامه می شود. هرکس به تعقیبی و دعائی، ذکری و وردی اشتغال داشته پس از انجام سنتی که سیره اش گردیده بود، هرکدام به طور جداگانه به خیمه ها باز می گردند؛
حدیث دوست را که جز به حضرت دوست نمی توان گفتن، بر یکدیگر روایت می کنند. گرم گفتن و شنیدن بودند که ناگهان صلای حضور زدند. بار عام امام چون غیرمنتظره بود، با نگاه از هم می پرسیدند، چه ضرورت فوری موجب چنین شرفیابی گردیده ولی در خود نمی گنجیدند زیرا معتقد بودند و می گفتند:
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
خیل محرمان همدل، که در حرم یار مانده بودند، یعنی دست غیب بر سینه ایشان برده بود، جمع آمدند، دیده بر جمال حضرت عشق باز کردند، از سر تا پا گوش بودند.
علی بن الحسین که در آن شب به فرموده امام باقر علیه السلام به درد دل مبتلا بودند، متوجه آمدن اصحاب و یاران شده، می فرمایند «با این که مریض بودم، خود را به جمع آنان نزدیک کردم تا گوش دارم، پدرم چه می فرماید. شنیدم با یاران خود چنین سخن آغاز کرد: «خدا را به نیکووجهی سپاسگزارم و در عافیت و گرفتاری او را ستایش می کنم. خدایا تو را سپاس می گذارم که ما را به پیامبری سرفراز کردی و قرآن را به ما آموختی و ما را در دین و احکام آن فقیه و دانا ساختی و برای ما گوش ها و دیده ها و دلها قرار دادی و ما را از آلودگی شرک برکنار داشتی؛ پس ما را شکرگزار نعمت هایت قرار بده» حوصله ها به دنبال اصل موضوع می دویدند.
بی تابانه ماجرایی را که موجب این گردهمایی شده بود، می جستند. می خواستند، اما بدون مقدمه ولو حمد و ثنای خدای تعالی، همان هایی را بیان دارند که به همان جهت سعادت شرفیابی نصیبشان شده است.
در چنین حال و هوایی شنیدند که فرمود: «راستی که من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و خویشانی نکوکارتر و مهربانتر از خویشان خود نمی شناسم، خدا همه شما را جزای خیر دهد. گمان می کنم که روز نبرد ما با این سپاه رسید، من همه را اجازه رفتن دادم و آزاد گذاشتم، همگی بدون منع و مزاحمتی راه خود را در پیش گیرید و از این تاریکی شب استفاده کنید». علی بن الحسین نظاره می کرد، منتظر تصمیم حاضرین بود.
که عباس بن ابیطالب عموی عزیز و بزرگوارش فرمود: «نخواهیم رفت، چرا برویم؟ برای اینکه بعد از تو زنده بمانیم؟ خدا چنان روزی را پیش
ادامه مطلب
|
دشمن بعثی بیشترین حساسیت را در مورد محرم و عزاداری برای سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) از خود نشان می داد.
من نمی دانم چه رازی در این عزاداری نهفته است که در طول تاریخ همه جباران و مستبدان با آن مقابله کرده اند. تا جایی که کمترین و مخفی ترین آن را هم تاب نیاورده اند.اما جالب تر اینکه با تمام این فشار ها عزاداری برای سید الشهدا علیه السلام در سخت ترین شرایط و در مخوف ترین و مستبد ترین حکومت ها زنده مانده و عاشقان حسین علیه السلام آن را سینه به سینه، نسل به نسل و در زیرزمین ها و پناهگاه ها تا به امروز منتقل کرده اند.شیعیان شوروی سابق در دوران سیاه حاکمیت مارکسیسم,لنینیسم و استالینیسم که با اندک مظاهر مذهب به شدت برخورد می شد.به هرشکل ممکن دست از عزاداری برنداشتند.رضا خان قلدر نیز نتوانست با بگیر و ببندهایش شور عزاداری حسینی را از مردم ولایت مدار ایران بگیرد. دشمن خبیث بعثی نیز هرچه کرد نتوانست ذره ای از شور محرم بکاهد.
در این باره خاطرات زیادی وجود دارد که به نمونه هایی از آن اشاره می کنم.
یک سالی دشمن مصمم شده بود که روز عاشورا مانع عزاداری آزادگان شود.
بهمین منظور برای هر آسایشگاه یک نگهبان گمارده شد.لذا عزیزان آزاده که خود را آماده کرده بودند تا از صبح عاشورا با مراسم زیارت عاشورا برنامه های خود را شروع کنند و تا ظهر عاشورا به اوج شور حسینی برسند.اما نتوانستند بصورت جمعی در داخل آسایشگاه ها مراسم عزاداری و سینه زنی بر پا کنند.ساعتی به این منوال گذشت.هر گوشه ای از اردوگاه را که نگاهی می کردی شیفتگان ابا عبدالله علیه السلام را می دیدی که زانوی غم بغل گرفته و مظلومانه اشک می ریزند اما هر لحظه که می گذشت بغض فرو خورده در سینه ها سنگین تر و غیر قابل تحمل می شد.
ناله را هر چند می خواهم که پنهانش کنم
سینه می گوید که من تنگ آمدم،فریاد کن
مگر می شود عاشورا سپری شود و ما از عمق جان فریاد یا حسین علیه السلام سر ندهیم اگر چنین می شد همگی دق می کردیم، در این سکوت مرگبار ناگهان صدای عزاداری و سینه زنی از همه جای اردوگاه بلند شد. نگهبان ها هاج و واج به هر طرف سرک می کشیدند اما کسی را در حال عزاداری و سینه زنی نمی یافتند.ناگهان یکی از سربازان رو به فرمانده شان فریاد زد: سیدی، بالحمامات، قربان داخل حمام هایند.
ادامه مطلب

فلسفه و حكمت عزاداری بر امام حسین (ع) چیست و چه تفاوتهایی با سایر ائمه (ع) دارد؟
▪ پاسخ: تمامی دلایلی كه در فلسفه و حكمت عزاداری بر اهل بیت (ع) و آثارو فواید آن مطرح است در فلسفه و حكمت عزاداری امام حسین (ع) نیز جاری و ساری است با این تفاوت كه كشتی نجات امام حسین (ع) دو صفت متفاوت و برجسته دارد:
۱) اوسع است: یعنی ظرفیت و گنجایش آن برای دربرگرفتن انسان های طالب هدایت بیشتر است.
۲) اسرع است: یعنی در مسیر هدایت و نجات از راه ضلالت به سرعت موثر واقع شده و ضامن سعادت دنیا و آخرت گمراهان و گناهكاران می باشد. در روایتی همین مضمون مورد تاكید قرار می گیرد كه «كلنا سفینه النجاه ولكن سفینه الحسین اوسع و فی لج البحر اسرع» همه ال بیت عصمت و طهارت كشتی نجات و هدایت بندگان هستند اما كشتی نجات امام حسین (ع) دو صفت ویژه دارد:
۱) اوسع است. یعنی گنجایش و ظرفیت آن بیشتر است
۲) اسرع است، یعنی طوفان حوادث و بلایای دریا را با سرعت طی طریق كرده و موانع را پشت سر می گذارد.
بنابر این مسأله انسان سازی، جامعه سازی، انتقال فرهنگ اهل بیت (ع) به نسل های بعد و بالاخره تقویت محبت و دوستی اهل بیت (ع) در مجالس امام حسین (ع) وسیعتر و قوی تر می باشد. زیرا ماهیت قیام امام حسین (ع) و نیز آموزه های تربیتی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی عاشورا، در تعالی و بالندگی انسان و جامعه چشم گیر بوده و عناصر رویداد كربلا، مولفه های اساسی و اصلی را در ترسیم فرهنگ شیعی رقم زده است كه توسط مراسم سوگواری به نسل بعد منتقل می شود.
بنابر این با توجه به بیانات، سخنان و شعارهای عاشورا، می توان عناصر انسان ساز، جامعه ساز وفرهنگ ساز را در شاخص های زیر مورد توجه وامعان نظر قرارداد
ادامه مطلب











