ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

گروه فضای مجازی: موضوع «فرهنگ عاشورا، آسيب‏ها و تحريف‏ها» عنوان مقاله‌ای است كه مورد بررسی قرار گرفته است.

 

به‌گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، در اين مقاله آمده است: تحريف و آسيب‏ها متوجه هر پديده اجتماعی و به‌ويژه تحريف مربوط به قيام حسينی و عزاداری، اساسآ از بعد جامعه شناختی، معلول علت‌هايی در درون آن جامعه‏اند كه شناخت درست آن‏ها، نخستين و شايد مهم‏ترين گام برای برخورد مناسب با آن باشد.

دگرگونی فضای اجتماعی و تغيير در گفتمان عاشورا يكی از آسيب‏هايی كه به شدت متوجه فرهنگ عاشوراست، آسيبی است كه از راه تغييرات زمانه به‌وجود می‏آيد. از آنجا كه فرهنگ عاشورا و عزاداری، سنتی اجتماعی در درون جامعه شيعی است، به ناچار ممكن است با تحول زمان، تغيير پذيرد. همين موضوع است كه وظيفه انديشوران و دل‌بستگان فرهنگ ناب عاشورايی را دوچندان می‏كند. می‏توان آن را يكی از عمده‏ترين و نه تمامی عوامل تحريف‏زا دانست؛ چراكه در هر يك از اين دوره‏ها، كه فرهنگ عاشورا به تبع جامعه، سياسی و يا غيرسياسی می‏شود، ابعاد ديگر آن مورد غفلت قرار می‏گيرد و نيز تحريف‏های لفظی و معنوی بر اساس گفتمان رايج زمان در آن صورت می‏گيرد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و تشکیل مجالسسخنرانی، وعظ و خطابه بدین مناسبت، یکی از زمینه های ترویج مسایل دینی و شیوه ایارزشمند برای ماندگاری اهداف قیام حسین بن علی(علیه السلام) است.
عزاداری برای سالار شهیدان، در حقیقت شرکت در دانشگاهی است کهدر کلاس هایش جمعیتی انبوه از سراسر جهان باایمان و اخلاص حضور می یابند و زنگار ازچهره جان و جهان می زدایند.
نقش عظیم چنین حرکتی در زنده نگه داشتن روحیه مبارزه با ستم وستیز با تباهی و فساد و به طور کلی نشر مبانی دین مبین، به هیچ روی قابل انکار نیستو تاریخ خود گواه صادقی بر این جایگاه است.
از همین روست که پیوسته در طول زمان، دشمنان برای تعطیل یاتحریف این حرکت مقدس و شورآفرین، تلاش ورزیده اند.
... برپایی عزا برای سیدالشهدا(ع)، نوعی اعتراض به ظالمان وحمایت از مظلومان است. اشک ریختن در سوگ اباعبدالله، عامل تقویت حس عدالت خواهی وانتقام جویی از ستمگران و زمینه سازی برای تجمع نیروهای پیرو حسین(ع) در خط دفاع ازحق است. عزاداری برای شهید، انتقال فرهنگ شهادت به نسل های آینده است. عزاداری،احیای خط خون و شهادت و رساندن صدای مظلومیت آل علی(ع) به گوش تاریخ است...»(۱)
بی جهت نیست که ستم پیشه گان و دین ستیزان پیوسته با چنینمظاهری مخالفت می ورزند. این جاست که می بینیم «در مقطعی از تاریخ ایران (از سال۱۳۱۳تا ۱۳۲۰ شمسی) در دوره رضاخان، عزاداری برای سیدالشهدا(ع) ممنوع شد و تکیه هاموقتا رونق خود را از دست دادند. در آن مدت، در خانه ها و پنهانی، گاهی پیش از روشنشدن هوا و دمیدن خورشید، مجالس روضه برپا می شد و دور از چشم مأموران رضاخانعزاداری انجام می گرفت.»(۲)
به دلیل کارآیی و کارکرد و اهمیت این مسئله است که دشمنان ومستکبران سیلی خورده از مجالس راستین عزاداری امام حسین(علیه السلام) بی کار ننشستهو پیوسته تلاش مذبوحانه ای را برای خنثی سازی آثار شگفت و برکات عظیم این مجالس، ازخود نشان داده اند.
دکتر «مایکل برانت» یکی از معاونان سازمان سیا، در کتابی باعنوان «نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی» می نویسد:


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

شرک که به معنای نوعی همتایی و مشارکت است در کلام اسلامی واصطلاحات قرآنی به معنای پذیرش شریک و همتا برای خدا در حوزه ربوبیت و الوهیت است. به سخنی ساده تر، یعنی این که برای خداوند در پروردگاری و همچنین معبودیت وی، همتاو شریکی قایل شویم.
چنین تفکری به عنوان شرک بزرگ و جلی در فرهنگ اسلامی، در حکمکفر شمرده شده و قایل بدان از توحید بیرون و از دایره اسلام حقیقی (ان الدینعندالله الاسلام؛ آل عمران آیه۱۹) خارج می شود، چنین شرکی چنان مشهور و معروف استکه می توان گفت از کفر ابلیس نیز مشهورتر می باشد.
شرک خفی، مصیبت بسیاری از مسلمانان
اما نوع دیگری از شرک وجود دارد که متأسفانه بسیاری از اهلاسلام و بلکه برخی از دارندگان ایمان در مراتب قوی نیز بدان گرفتارند. این شرک کهاز آن به شرک خفی و یا شرک کوچک یاد می شود مصیبت افراد بسیاری است که گاه آدمی رابیش تر از شرک جلی و بزرگ گرفتار می کند و به ناکجاآبادها سوق می دهد.
به عنوان نمونه، در جامعه ای که امنیت شغلی در آن معنا و مفهومیندارد، شرک خفی موجب می شود که شخص با شنیدن واژه پایان قرارداد و یا همکاری و یااخراج، بی هوش شده و کارش به بیمارستان بینجامد.
برخی نیز دچار سکته قلبی و یا دست کم دچار افسردگی و نومیدی میشوند.
این گروه از افراد با این که مسلمان و حتی برخوردار از مراتبپایین ایمانی هستند ولی از نظر نگرش و بینش به آن جایگاهی نرسیده اند که ربوبیتالهی را در ورای امور بنگرند. اینان به اسباب ظاهری بیش از اندازه بها می دهند و ازارزش و نقش ربوبیت خدایی می کاهند. قرآن از این مسئله به ظاهرگرایی و حس گراییتعبیر می کند و عنوان می دارد که برخی ها گرفتار ظاهر امور هستند و در ورای اسباب وابزارهای ظاهری، ربوبیت الهی را نمی بینند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

معنی تحريف و انواع آن
سلام وعرض تعزیت به مناسبت عاشورای حسینی علیه السلام نظرشماعزیزان رابه سخنان استادشهیدمطهری ازکتاب این بزرگوارتحت عنوان حماسه حسینی که درقسمت های دنباله داروپیوسته این حقیرمدیروبلاگ به نظرشمابازدیدکنندگان وبلاگ می رسانم امیداست موردرضای حق تعالی قرارگیردقسمت اول سخنان شهیدبزرگوارآیت ا...مطهری
الحمد لله رب العالمين باری‏ء الخلائق اجمعين و الصلوه و السلام علی‏
عبدالله و رسوله و حبيبه و صفيه ، سيدنا و نبينا و مولانا ابی‏القاسم محمد
صلی الله عليه و آله و سلم و علی آله الطيبين الطاهرين المعصومين . اعوذ
بالله من الشيطان الرجيم :
« فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسيه يحرفون الكلم عن‏
مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به »( 1 ) .
موضوع بحث ، تحريفات در واقعه تاريخی كربلاست . در بازگوئی اين واقعه‏
بزرگ ، تحريفاتی صورت گرفته است . لهذا اين بحث را در چهار فصل خلاصه‏
می‏كنيم . فصل اول در اطراف معنی تحريف و انواع تحريفاتی كه در دنيا
وجود دارد و اشاره به اينكه انواع
پاورقی :
1 - پس چون ( بنی اسرائيل ) پيمان شكستند آنان را لعنت كرديم و
دلهايشان را سخت گردانيديم ( كه موعظه در آنها اثر نكرد ) ، كلمات خدا
را از جای خود تغيير می‏دادند و از بهره آن كلمات كه به آنها داده شد (
در تورات ) نصيب بزرگی را از دست دادند . سوره مائده . 13
11

حريفات در حادثه تاريخی عاشورا واقع شده است . فصل دوم درباره عوامل‏
تحريف است ، يعنی بطور كلی در قضايای دنيا كه تحريف صورت می‏گيرد ، به‏
چه علت صورت می‏گيرد ،



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلی حاجیان

در نتيجه سخن شما مسخ شده و چيز ديگری از آب در آمده است . آن وقت شما
می‏گوئيد اين آدم حرف مرا تحريف كرده است . مخصوصا اگر كسی در سندهای‏
رسمی دست ببرد ، می‏گويند سند را تحريف كرده است . اينها مثالهائی بود
برای روشن شدن معنی كلمه تحريف و اين كلمه بيش از اين احتياج به توضيح‏
ندارد . حال به شرح انواع تحريف می‏پردازيم :
تحريف انواعی دارد كه مهمترين آنها عبارت است از : تحريف لفظی و
تحريف معنوی . تحريف لفظی اين است كه ظاهر مطلبی را عوض كنند ، مثلا
از يك گفتار عبارتی حذف شود يا به آن عبارتی اضافه شود ، و يا جمله‏ها
را چنان پس و پيش كنند كه معنی آن فرق كند ، يعنی در ظاهر و در لفظ
گفتار تصرف كنند .
تحريف معنوی اين است كه شما در لفظ تصرف نمی‏كنيد ، لفظ همان است كه‏
بوده ، ولی آن را طوری معنی می‏كنيد كه خلاف مقصد و مقصود گوينده است .
آن را طوری معنی می‏كنيد كه مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصود اصلی‏
گوينده .
قرآن كريم كلمه تحريف را مخصوصا در مورد يهوديها بكار برده و با ملاحظه‏
تاريخ معلوم می‏شود كه اينها قهرمان تحريف در طول تاريخ هستند . نمی‏دانم‏
اين چه نژادی است كه تمايل عجيبی به قلب حقايق و تحريف دارد لهذا
هميشه كارهايی را در اختيار می‏گيرند كه در آنها بشود حقايق را تحريف و
قلب كرد . من شنيده‏ام بعضی از همين خبر گزاريهای معروف دنيا كه راديوها
و روزنامه‏ها هميشه از اينها نقل
13
می‏كنند منحصرا در دست يهوديهاست . چرا ؟ برای اينكه بتوانند قضايا را
در دنيا آن طوری كه دلشان می‏خواهد منعكس كنند و قرآن چه عجيب درباره‏
اينها حرف می‏زند . اين خصيصه يهوديان كه تحريف است ، در قرآن بصورت‏
يك خصيصه نژادی شناخته شده است . در يكی از آيات قرآن در سوره بقره‏
می‏فرمايد : « افتطمعون ان يؤمنوا لكم »ای مسلمانان آيا شما طمع بستيد كه‏
اينها به شما راست بگويند ؟ اينها همانها هستند كه با موسی می‏رفتند و
سخن خدا را می‏شنيدند اما وقتی كه برمی‏گشتند تا در ميان قومشان نقل كنند
آن را زير و رو می‏كردند .
« افتطمعون ان يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم‏
يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون »( 1 ) .
تحريف هم كه می‏كردند ، نه از باب اينكه نمی‏فهميدند و عوضی بازگو
می‏كردند ، نه ، اينها ملت باهوشی هستند و خوب هم می‏فهميدند ، اما در
عين اينكه خوب می‏فهميدند معذلك حرفها را ، سخنان را به گونه‏ای ديگر
برای مردم بيان می‏كردند . تحريف همين است . يعنی پيچ دادن ، كج كردن‏
چيزی ، از مسير اصلی منحرف كردن . اينها در كتب الهی تحريف كردند .
قرآن در اين مورد در بسياری از جاها يا كلمه تحريف را آورده و يا به‏
صورت ديگری مطلب را بيان كرده است . ولی مفسرين ذكر كرده‏اند كه تحريفی‏
كه قرآن می‏گويد اعم از تحريف
پاورقی :
1 - آيا طمع داريد كه يهودان به دين شما بگروند در صورتی كه گروهی از
آنان كلام خدا را شنيده و بدلخواه خود آن را تحريف می‏كنند با آنكه در كلام‏
خدا تعقل كرده معنی آن را دريافته‏اند . سوره بقره ، . 75


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلی حاجیان

16
شعر الحاقی در مثنوی اضافه كرده‏اند كه خدا می‏داند . مثلا يك شعر عالی‏
راجع به اثر محبت در مثنويهای اصل بوده است كه می‏گويد :

از محبت تلخها شيرين شود
وز محبت مسها زرين شود

كه حرف حسابی است . محبت مثل چيزی است كه تلخها را شيرين می‏كند ،
محبت حكم كيميا را دارد كه مس وجود انسان را تبديل به زر می‏كند . بعد
ديگران آمدند و بدون اينكه تناسبی وجود داشته باشد اشعاری به آن افزودند
. مثلا گفتند : از محبت مار موری می‏شود ، و يا از محبت مثلا سقف ديوار
می‏شود و يا از محبت خربزه هندوانه می‏شود كه اينها ديگر ربطی به موضوع‏
ندارد . البته اينها نبايد بشود ولی اين تحريفها به حيات و سعادت‏
اجتماع ضربه نمی‏زند ، در مسير اجتماع انحرافی ايجاد نمی‏كند ، اما تحريف‏
در چيزهائی كه بستگی به اخلاق و تربيت و دين مردم دارد خطرناك است ، و
وای به آنجا كه در اسناد و پشتوانه‏های زندگی بشر تحريف صورت بگيرد .
حادثه كربلا برای ما مردم ، خواهی نخواهی يك حادثه بزرگ اجتماعی است‏
. يعنی در تربيت ما ، در خلق و خوی ما اين حادثه اثر دارد .
حادثه‏ای است كه خود بخود بدون اينكه هيچ قدرتی ما مردم را مجبور كرده‏
باشد ، ميليونها نفر و قهرا ميليونها ساعت از وقت خودمان را برای‏
استماع قضايای مربوط به آن صرف می‏كنيم ، ميليونها تومان در اين راه خرج‏
می‏كنيم . اين قضيه بايد همان طوری كه بوده است بدون كم و زياد بيان شود
و اگر كوچكترين
17

داخل و تصرفی از طرف ما در اين حادثه صورت بگيرد ، حادثه را منحرف‏
می‏كند و بجای اينكه ما از اين حادثه استفاده بكنيم قطعا ضرر خواهيم كرد .
حالا بحث من اين است كه در نقل و بازگو كردن حادثه عاشورا ، ما هزاران‏
تحريف وارد كرده‏ايم ! هم تحريفهای لفظی ، يعنی شكلی و ظاهری كه راجع به‏
اصل قضايا ، راجع به مقدمات قضايا ، راجع به متن مطلب و راجع به حواشی‏
مطلب است ، و هم تحريف در تفسير اين حادثه . با كمال تاسف اين حادثه‏
، هم دچار تحريفهای لفظی شده و هم دچار تحريفهای معنوی . گاهی از اوقات‏
تحريفهايی كه می‏شود لااقل با اصل مطلب هماهنگی دارد ، ولی گاهی وقتها
تحريف ، كوچكترين هماهنگی كه ندارد هيچ ، قضيه را هم مسخ می‏كند ، قضيه‏
را به كلی واژگون می‏كند و به شكلی در می‏آورد كه به صورت ضد خودش‏
درمی‏آيد . باز هم با كمال تاسف بايد بگويم تحريفهايی كه بدست ما مردم‏
در اين حادثه صورت گرفته است همه در جهت پائين آوردن و مسخ كردن قضيه‏
بوده است ، در جهت بی خاصيت و بی اثر كردن قضيه بوده است . و در اين‏
قضيه ، هم گويندگان و علمای امت ، و هم مردم تقصير داشته‏اند كه همه‏
اينها را انشاء الله توضيح خواهم داد .
من نمونه‏هايی از بعضی تحريفهايی كه در لفظ ظاهر ، يعنی در شكل قضيه‏
بوجود آورده‏اند و چيزهايی كه نسبت داده‏اند را ذكر می‏كنم . مطلب آنقدر
زياد است كه قابل بيان كردن نيست ، آنقدر زياد است كه اگر بخواهيم‏

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلی حاجیان

20
يك مطلب را لازم است قبلا بگويم كه در همه اينها مردم مسؤولند . يعنی‏
شما مردمی كه در روضه خوانيها شركت می‏كنيد ، هيچ خيال نمی‏كنيد كه در اين‏
قضيه مسؤول هستيد ، بلكه فكر می‏كنيد كه مسؤول فقط گويندگان هستند . دو
مسؤوليت بزرگ مردم دارند ، يكی اينكه نهی از منكر بر همه واجب است .
وقتی می‏فهمند و می‏دانند كه اغلب هم می‏دانند كه دروغ است ، نبايد در آن‏
مجلس بنشينند كه حرام است و بايد مبارزه كنند . و ديگر از بين بردن‏
تمايلی است كه صاحب مجلسها و مستمعين به گرم بودن مجلس دارند و به‏
اصطلاح مجلس بايد بگيرد ، بايد كربلا شود . روضه خوان بيچاره می‏بيند كه‏
اگر هر چه می‏گويد راست و درست باشد آن طور كه شايد و بايد مجلس‏
نمی‏گيرد و همين مردم هم دعوتش نمی‏كنند ، ناچار يك چيزی اضافه می‏كند .
مردم بايد اين انتظار را از سر خودشان بيرون كنند و با رفتارشان آن روضه‏
خوانی را كه می‏ميراند و مجلس را كربلا می‏كند تشويق نكنند . كربلا می‏كند
يعنی چه ! مردم بايد روضه راست بشنوند تا معارفشان ، سطح فكرشان بالا
بيايد و بدانند كه اگر روحشان در يك كلمه اهتزاز پيدا كرد ، يعنی با روح‏
حسين بن علی هماهنگ شد و در نتيجه اشكی ولو ذره‏ای ، از چشمشان بيرون آمد
واقعا مقام بزرگی است . اما اشكی كه از راه قصابی كردن از چشم بيرون‏
بيايد اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد .
نقل می‏كنند كه يكی از علمای بزرگ در يكی از شهرستانها تا اندازه‏ای درد
دين داشت و هميشه به اين دروغهائی كه روی منبر گفته
21
می‏شد اعتراض می‏كرد و تعبيرش هم اين بود كه اين زهرماريها چيست كه بالای‏
منبرها می‏گوئيد . يك وقت يك واعظی به او گفت اگر اينها را نگوئيم اصلا
بايد در دكان را تخته كنيم ! آن آقا جواب داد اينها دروغ است و نبايد
گفته شود . از قضا چندی بعد خود اين آقا بانی شد و مجلسی در مسجد خودش‏
تشكيل داد و همان واعظ را دعوت كرد ، ولی قبل از شروع منبر به واعظ گفت‏
من می‏خواهم به عنوان نمونه مجلسی ترتيب بدهم كه جز روضه راست در آن‏
خوانده نشود و تو هم بايد مقيد باشی كه جز از كتابهای معتبر هيچ روضه‏ای‏
نخوانی ، و با تعبير خودش گفت از آن زهرماريها نبايد چيزی بگويی . واعظ
هم گفت چون مجلس مال شماست اطاعت می‏شود . شب اول خود آقا در محراب‏
رو به قبله نشسته بود ، منبر هم كنار محراب بود . آقای واعظ صحبتهايش‏
را كرد و موقع خواندن روضه شد ، شروع كرد به خواندن روضه و خود را مقيد
كرده بود كه جز روضه راست چيزی نگويد ، اما هر چه گفت مجلس تكان نخورد
و همين طور يخ كرده بود . آقا ديد عجب ، اين مجلس مال خودش هم هست‏
بعد مردم چه می‏گويند ، زنها می‏گويند لابد آقا نيتش پاك نيست كه مجلسش‏
نمی‏گيرد ، اگر آقا خودش نيتش درست بود ، اخلاص نيت داشت ، حالا كربلا
شده بود . ديد كه آبرويش می‏رود چه بكند ؟ يواشكی و زير چشمی به واعظ
گفت يك كمی از آن زهرماريها قاطی كن .
اين انتظاری كه مردم برای كربلا شدن دارند ، خود دروغ ساز است و لهذا
غالب جعلياتی كه شده است مقدمه گريز زدن بوده است .


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلی حاجیان

24
چه ؟ اين تاريخ است كه می‏گويد : امام حسين در حالی كه بيرون می‏آمد اين‏
آيه را می‏خواند : « فخرج منها خائفا يترقب »( 1 ) يعنی در اين بيرون‏
آمدن خودش را به موسی بن عمران كه از فرعون فرار می‏كرد تشبيه كرده است‏
: « قال عسی ربی ان يهدينی سواء السبيل »( 2 ) يك قافله بسيار بسيار
ساده‏ای حركت كرده بود . مگر عظمت اباعبدالله به اين است كه يك كرسی‏
مثلا زرين برايش گذاشته باشند ؟ ! يا عظمت خاندان او به اين است كه‏
سوار محملهائی از ديباج و حرير شده باشند ؟ ! اسبها و شترهايشان چطور
باشد ، نوكرهايشان چطور باشد ؟ !
نمونه ديگر از تحريف در وقايع عاشورا كه يكی از معروفترين قضايا شده‏
است و حتی يك تاريخ هم به آن گواهی نمی‏دهد قصه ليلا مادر حضرت علی اكبر
است . البته ايشان مادری به نام ليلا داشته‏اند ، ولی حتی يك مورخ نگفته‏
كه ليلا در كربلا بوده است . اما ببينيد كه چقدر ما روضه ليلا و علی اكبر
داريم ، روضه آمدن ليلا به بالين علی اكبر . حتی من در قم ، در مجلسی كه‏
به نام آيه الله بروجردی تشكيل شده بود
پاورقی :
1 - آيه به طور كامل اين است : فخرج منها خائفا يترقب قال رب نجنی‏
من القوم الظالمين »يعنی موسی از مصر با ترس و نگرانی از دشمن به جانب‏
شهر مدين بيرون رفت و گفت پروردگارا مرا از شر اين قوم ستمكار نجات ده‏
. سوره قصص . 21
2 - آيه بطور كامل اين است : و لما توجه تلقاء مدين قال عسی ربی ان‏
يهدينی سواء السبيل »و چون از مصر بيرون شد و سر به بيابان رو بجانب‏
شهر مدائن آورد با خود گفت اميد است كه خدا مرا به راه راست هدايت‏
فرمايد . سوره قصص . 22
25

كه البته خود ايشان در مجلس نبودند ، همين روضه را شنيدم كه علی اكبر به‏
ميدان رفت ، حضرت به ليلا فرمود كه از جدم شنيدم كه دعای مادر در حق‏
فرزند مستجاب است ، برو در فلان خيمه خلوت موهايت را پريشان كن ، در
حق فرزندت دعا كن شايد خداوند اين فرزند را سالم بما برگرداند ؟ ! اولا
ليلائی در كربلا نبوده كه چنين كند . ثانيا اصلا اين منطق ، منطق حسين نيست‏
. منطق حسين در روز عاشورا ، منطق جانبازی است . تمام مورخين نوشته‏اند
كه هر كس اجازه می‏خواست ، حضرت به هر نحوی كه می‏شد عذری برايش ذكر
كند ، ذكر می‏كرد ، بجز برای علی اكبر فاستاذن فی القتال اباه فاذن له ( 1
) . يعنی تا اجازه خواست ، گفت برو . حال چه شعرها كه سروده نشده ! از
جمله اين شعر كه می‏گويد



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلی حاجیان

28
و فقيه بزرگی است ، ولی از اين موضوعات اطلاع نداشته ، نوشته شده است‏
كه يكی از اصحابی كه در روز عاشورا از زير زمين جوشيد ، هاشم مرقال بود ،
در حالی كه يك نيزه هجده ذرعی هم دستش بود . آخر يك كسی هم گفته بود
سنان بن انس كه بنا بقول بعضی سر امام حسين را بريد ، نيزه‏ای داشت كه‏
شصت فرع بود . گفتند نيزه شصت ذرعی كه نمی‏شود ! گفت خدا برايش از
بهشت فرستاده بود . در كتاب محرق القلوب هم نوشته كه هاشم بن عتبه‏
مرقال با نيزه هجده ذرعی پيدا شد در حالی كه اين هاشم بن عتبه از اصحاب‏
حضرت امير بوده و در بيست سال پيش كشته شده بود . ما برای امام حسين‏
يارانی ذكر می‏كنيم كه چنين يارانی نداشته است . و يا زعفرجنی جزو ياران‏
امام حسين است . اما دشمنانی ذكر می‏كنند كه نبوده است . در كتاب اسرار
الشهاده نوشته شده است كه لشكر عمر سعد در كربلا يك ميليون و ششصد هزار
نفر بود . بايد سؤال كرد اينها از كجا پيدا شدند ؟ اينها همه در كوفه‏
بودند ، مگر چنين چيزی می‏شود ؟ ! و نيز در آن كتاب نوشته كه امام حسين‏
در روز عاشورا سيصد هزار نفر را با دست خودش كشت ! با بمبی كه در
هيروشيما انداختند تازه شصت هزار نفر كشته شدند ، و من حساب كردم كه‏
اگر فرض كنيم كه شمشير مرتب بيايد و در هر ثانيه يك نفر كشته شود ،
كشتن سيصدهزار نفر ، هشتاد و سه ساعت و بيست دقيقه وقت می‏خواهد . بعد
كه ديدند اين تعداد كشته با طول روز جور در نمی‏آيد ، گفتند روز عاشورا هم‏
هفتاد ساعت بوده است !
همين طور درباره حضرت ابوالفضل گفته‏اند كه بيست و پنج
29
هزار نفر را كشت كه حساب كردم اگر در هر ثانيه يك نفر كشته شود ، شش‏
ساعت و پنجاه و چند دقيقه و چند ثانيه وقت می‏خواهد . پس حرف اين مرد
بزرگ ، حاجی نوری را باور كنيم كه می‏گويد : اگر كسی بخواهد امروز بگريد،
اگر كسی بخواهد امروز ذكر مصيبت كند ، بايد بر مصائب جديده ابا عبدالله‏
بگريد ، بر اين دروغهائی كه به اباعبدالله عليه السلام نسبت داده می‏شود ،
گريه كند .
نمونه ديگر ، اربعين است . اربعين كه می‏رسد ، همه ، اين روضه را
می‏خوانند و مردم هم خيال می‏كنند اين طور است كه اسراء از شام به كربلا
آمدند و در آنجا با جابر ملاقات كردند و امام زين العابدين هم با جابر
ملاقات كرد . در صورتی كه بجز در كتاب لهوف كه آن هم نويسنده‏اش يعنی‏
سيد بن طاووس در كتابهای ديگرش آن را تكذيب كرده و لااقل تاييد نكرده‏
است ، در هيچ كتاب ديگری چنين چيزی نيست و هيچ دليل عقلی هم اين را
تاييد نمی‏كند ، ولی مگر می‏شود اين قضايائی را كه هر سال گفته می‏شود از
مردم گرفت ؟ ! جابر اولين زائر امام حسين عليه‏السلام بوده است و اربعين‏
هم جز موضوع زيارت قبر امام حسين عليه‏السلام هيچ چيز ديگری ندارد . موضوع‏
تجديد عزای اهل بيت نيست ، موضوع آمدن اهل بيت به كربلا نيست ، اصلا
راه شام از كربلا نيست ، راه شام به مدينه ، از همان شام جدا می‏شود .
آن چيزی كه بيشتر دل انسان را به درد می‏آورد اينست كه اتفاقا در ميان‏
وقايع تاريخی كمتر واقعه‏ای است كه از نظر نقلهای معتبر به اندازه حادثه‏
كربلا غنی باشد . من در سابق خيال می‏كردم كه اساسا


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
هفتاد بار زنده می‏شدم و هفتاد بار خودم را فدای تو می‏كردم . آن يكی‏
می‏گويد هزار بار ، ديگری می‏گويد ای كاش امكان داشت جانم را فدای تو كنم‏
، بعد بدنم را آتش بزنند ، خاكسترش كنند ، آنگاه خاكسترش را بباد دهند
و دوباره مرا زنده كنند و باز . . . اول كسی كه به سخن آمد برادرش‏
ابوالفضل بود و بعد همه بنی هاشم . همينكه اين سخنان را گفتند ، امام‏
مطلب را عوض كرد و از حقايق فردا قضايائی را گفت . به آنها خبر كشته‏
شدن را داد كه همه آنها درست مثل يك مژده بزرگ تلقی كردند . همين‏
جوانی كه اين قدر به او ظلم می‏كنيم و آرزوی او را دامادی می‏دانيم ، سؤالی‏
كرد كه در حقيقت خودش گفته است كه آرزوی من چيست ؟ وقتی كه جمعی از
مردان در مجلسی اجتماع می‏كنند ، يك بچه سيزده ساله در جمع آنها شركت‏
نمی‏كند ، پشت سر مردان می‏نشيند .
مثل اينكه اين جوان پشت سر اصحاب نشسته بود و مرتب سر می‏كشيد كه‏
ديگران چه می‏گويند . وقتی كه امام فرمود همه شما كشته می‏شويد ، اين طفل‏
با خودش فكر كرد كه آيا شامل من هم خواهد شد يا نه ؟ آخر من بچه هستم‏
شايد مقصود آقا اين است كه بزرگان كشته می‏شوند و من هنوز صغيرم . لذا رو
كرد به آقا و عرض كرد : و انا فی من يقتل ؟ آيا من هم جزء كشته شدگان‏
هستم يا نيستم ؟ حالا ببينيد آرزو چيست ؟ امام فرمود اول من از تو يك‏
سؤال می‏كنم ، جواب مرا بده ، بعد من جواب تو را می دهم . من اينطور فكر
می‏كنم كه آقا اين سؤال را مخصوصا كرد ، می‏خواست اين سؤال و جواب پيش‏
بيايد تا مردم آينده


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.