
حر بن یزید ریاحی ۳۰ هزار نیروی نظامی را ترك گفته و به اردویی پیوست كه كمتر از یكصد نفر رزمنده داشت! وی به خود گفت: <به خدا قسم به دوراهی بهشت و دوزخ رسیده ام اما به خدا قسم هرگز چیزی را بر بهشت ترجیح نخواهم داد، هرچند كه در این راه تنم پاره پاره شده و سوزانده شوم>!این وضعیت <حر ریاحی> بود كه هیچ گونه سابقه آشنایی و یا نسبت خانوادگی با امام حسین(ع) نداشت.
در مقابل او سپهسالا ر دیگری به نام <عمر بن سعد> قرار داشت كه فرزند <سعد وقاص> جنگجوی نامدار صدر اسلا م و فاتح بسیاری از سرزمین ها و از قبیله قریش و هم نسب با امام حسین(ع) بود. وی در آستانه عزیمت امام حسین به سوی كوفه و كربلا به تازگی فرمان والی گری سرزمین <ری> و فرماندهی نیروهای آن سامان را از عبیدا... بن زیاد در كوفه گرفته و در تدارك عزیمت به ری بود كه پیامی از عبیدا... دریافت نمود مبنی بر اینكه شرط حكمرانی ری جنگ با حسین بن علی است، ابتدا باید كار او را خاتمه بدهی و سپس عازم سرزمین ری شوی! عمر بن سعد نیز مانند حر از وقتی كه این پیام را دریافت كرد دچار یك جدال درونی جانكاه و فرساینده با خود گردید، كه چه كار كنم! به جنگ حسین بن علی(ع) رفته و با كشتن او حكومت <ری> را به دست بیاورم و یا اینكه از خیر این منصب گذشته و با پرهیز از این جنایت عظیم عاقبت و آخرت خود را محفوظ دارم؟ چنانكه مورخان به نقل از وی نوشته اند او فرصتی برای تفكر و تامل در این موضوع طلبید و در آن شب آخر در جدال جانفرسایی با خود درگیر بود و تا صبح نخوابید. اما به هنگام پگاه، پلیدی به همه وجود او غلبه كرد و جانش را شیطان تسخیر نمود و برای رهایی از عذاب وجدان خود را چنین تسكین خاطر می داد كه من به كربلا می روم و قضیه را به گونه مسالمت آمیز با صلح پایان می دهم!گویا او نمی دانست كه ویژگی باتلا ق و لجنزار این است كه به تدریج آدمی را در درون خود فرو كشیده و می بلعد، گذاشتن نخستین قدم در باتلا ق، مساوی با هلا كت حتمی و غرق شدن همه تن آدمی است
ادامه مطلب

یكی از چیزهایی كه به نهضت حسین بن علی(ع) ارزش زیاد می دهد روشن بینی است. روشن بینی یعنی چه؟ یعنی حسین (علیه السلام) در آن روز چیزهایی را در خشت خام دید كه دیگران در آینه هم نمی دیدند. ما امروز نشسته ایم و اوضاع آن زمان را تشریح می كنیم. ولی مردمی كه در آن زمان بودند آنچنان كه حسین بن علی (علیه السلام) می فهمید، نمی فهمیدند.
شب تاسوعا است. ذكر خیری از آن مجاهد فی سبیل ا...، امربه معروف و نهی ازمنكر، كسی كه حسین بن علی(ع) از او در كمال رضایت بود، حضرت عباس (علیه السلام) بكنیم. روابط در آن زمان مثل این زمان نبود. حوادثی را كه در شام اتفاق می افتاد، مردمی كه در كوفه یا مدینه بودند، خیلی دیر خبردار می شدند و گاهی هیچ خبردار نمی شدند. بهترین دلیلش داستان اهل مدینه است: حسین بن علی در مدینه قیام می كند، بیعت نمی كند می رود مكه. بعد آن جریان ها پیش می آید تا شهید می شود. تازه عامه مردم مدینه چشم هایشان را می مالند، كه چرا حسین بن علی شهید شد؟ برویم شام مركز خلافت تا ببینیم قضیه از چه قرار بوده؟
یك هیات هفت هشت نفری را مامور این كار می كنند. می روند به شام مدتی در آنجا می مانند، تحقیق می كنند، حتی با خلیفه ملاقات می كنند، اوضاع و احوال را كاملا می بینند و بر می گردند.
وقتی مردم از آنها می پرسند قضیه از چه قرار بود، می گویند: نپرسید كه ما مدتی در شام بودیم، می ترسیدیم كه از آسمان سنگ ببارد و ما هم از بین برویم. (تازه آن حرفی را كه اباعبدا...(ع) گفت: و علی الاسلام السلام اذقد بلیت الامه براع مثل یزید، (مقتل مقرم، ص۱۶۴) می فهمند و اعتراف می كنند كه راست گفت حسین بن علی.) گفتند: مگر چه قضیه ای بود؟ گفتند: همین قدر به شما بگوییم كه ما از نزد كسی آمده ایم كه علنا شراب می نوشد، علنا سگ بازی می كند، یوزبازی می كند، هر فسقی را انجام می دهد (و حتی آنها در تعبیر خودشان گفتند) و با مادر خود زنا می كند، با محارم خود زنا می كند. تازه پیش بینی اباعبدا... را فهمیدند كه حسین از روز اول اینها را می دانست
ادامه مطلب

مقدمه
در هشت سال دفاع مقدس برای هدایت، چه اصولی را رعایت کردیم؟
گر چه در هشت سال دفاع مقدس اصول مختلفی نقش داشت اما اصل معنویت یکی از مهم ترین، سازنده ترین و تاثیرگذارترین آنها می تواند باشد که به نمونه های مختلفی از آن اشاره می کنیم؟
تطابق الگوهای عاشورا با جبهه
کربلا اساسنامه ایمان، فهرست همه خوبی ها و فرهنگنامه قبیله معرفت و عشق است. هیچ کس نیست که با کربلا اُنس و اُلفت بیابد و شکفتن و بالیدن و جوشش حیات خود را در خود حس نکند. جامعه ای که با فرهنگ عاشورا پیوند و آشنایی بیابد، سرشار از پویایی و توانایی خواهد شد. به همین دلیل است که کربلا بهترین پایگاه الهام برای حرکت و خیزش و قیام است و آنان که معرفت عاشورایی یافته اند، انسان هایی اند که حُریت، عزت، جوانمردی، پاکبازی، اخوت، صمیمیت، عرفان، ایمان و شهادت، درون مایه زیستن و قانون زندگی و جهت گیری هاشان خواهد شد.(عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس،ج3 ص 20)
رهبر معظم انقلاب می فرمایند:' شما ببینید این نصف روز حادثه (کربلا)، چه قدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است.' (حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری،ج7ص236-237)
سیمای پیرانی که در جبهه می جنگیدند، حبیب بن مظاهر را تداعی می کرد. نوجوانان به قاسم سرداران به ابوالفضل و جوانان به علی اکبر تشبیه می شدند. در نامه هایی که از جبهه به خانواده ها می رسید، به صبوری زینب توصیه می شد. حتی کودکان شهید در بمباران و حملات موشکی، به علی اصغر تشبیه می شدند.
در یک نگاه کلی، به برخی از وجوه مشترک دو فرهنگ عاشورا و دفاع مقدس اشاره می کنیم:
1- هر دو برای دفاع از حریم ارزش ها و حفظ اسلام و رضای پروردگار، رویاروی دشمن می ایستند.
ادامه مطلب

شاید تنها مکتب تشیع است که توانسته با فرار از گسست های تاریخی، میان گذشته و آینده ارتباط معناداری تعریف کند و توصیه های مناسب برای حال افراد و جوامع ارایه دهد. از این رو شیعیان هرگز در وظیفه تاریخی خود شک و تردید نمی کنند و می دانند که در حال چگونه باشند تا آینده آنان تضمین شود. آن چه حیرت و سرگردانی را از شیعیان در میان توفان بنیان کن رخدادها و فتنه ها برمی دارد و تکلیف آنان را به تمام و کمال روشن می سازد، حکمت قیام عاشورایی و فلسفه ظهور منجی است.
دشمنان دانا این را به خوبی دریافتند که شیعیان تا زمانی که از چنین باوری روشن برخوردارند، از هرگونه فتنه و متشابهاتی می رهند و با چراغی روشن و خورشیدی فروزان در شب و روز فتنه ها راه می جویند و از هر بلا و ابتلایی می گریزند. از این رو تلاش خود را به این امر معطوف داشته و در جنگی نرم برآنند تا پیوند میان گذشته و آینده ایشان را بگسلند و تکلیف حال شیعیان را تیره و تار سازند تا سرگردانی در فتنه ها را به آنان نیز هدیه دهند.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا نقش دو باور شیعی را در پیروزی های پیاپی شیعیان در طول تاریخ و عامل بقاء، سرزندگی، شور، تحرک، بصیرت بخشی و گذار از فتنه ها را تبیین کند. اینک با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
● سنت ها و عوامل تحولات تاریخی
قرآن کتاب هدایت بشریت و راهنمای درست زیستن است. از این رو، در بردارنده همه چیزهایی است که بشر برای بهتر زیستن بدان نیاز دارد. بخشی از این آموزه ها ارتباط تنگاتنگی با مسایل تاریخی، تحلیل تاریخی و فلسفه تاریخ دارد؛ چرا که برپایه آموزه های قرآنی، تاریخ همواره تکرارشدنی است؛ هر چند که این تکرار با تمام جزئیات اتفاق نمی افتد ولی اصول کلی و قوانین اصلی آن، مقتضی تکراری است که مسئله همانندی وقایع تاریخی را سبب می شود.
قرآن به تاریخ و رخدادهای آن تنها به عنوان یک گزارش و قصه افسانه ای نمی نگرد که دیگر تکرار نمی شود، بلکه به عنوان موضوعی می نگرد که بارها و بارها به سبب تحقق عوامل، مقتضیات و شرایط، تکرار می شود؛ چرا که سنت ها و قوانین خاصی بر تاریخ حکومت می کند که موجب تکرار رخدادهای تاریخی می شود.(بقره، آیه ۲۱۴، حجر، آیات۱۱ و ۱۳ و اسراء، آیات ۷۶ و ۷۷)
برپایه این سنت ها و قوانین جاری بر تاریخ است که قرآن به تاریخ توجه ویژه ای دارد، چرا که مشابهات و همانندی های مردمان در برخی از کلیات ثابت اندیشه ای و رفتاری تا آن جاست که نمی توان تکرار را دور از دسترس دانست. خداوند در آیه ۱۱۸ سوره بقره از تشابه قلوب و همانندی تفکر و اندیشه و در نتیجه عمل اقوام در طول تاریخ سخن می گوید که این همانندی و تشابه موجب می شود تا قوانین و سنت های الهی درباره اقوام تکرار شود. از این رو بخش عمده ای از آیات قرآنی به گزارش های تاریخی رخدادها و تحلیل علل و عوامل آن اختصاص یافته و در نهایت به عنوان عبرت به مردم توصیه هایی ارائه شده تا از هرگونه تکرار علل و عوامل رخدادهای تلخ و هولناک و هلاکت بار پرهیز کنند و در اندیشه و انجام علل و عواملی باشند که شکوفایی تمدنی و تفکری بشر را در پی داشته و برکات و خیرات و نعمت های بسیاری را به مردم ارزانی داشته است.
ادامه مطلب

