منوي اصلي
وصيت شهدا
وصیت شهدا
نويسندگان
آمار وبلاگ
  • بازديد امروز :
  • بازديد ديروز :
  • بازديد اين ماه :
  • بازديد ماه قبل :
  • کل بازديدها : 8878
  • آخرين بازديد :
  • آخرين به روز رساني : یک شنبه 8 دی 1392 
  • تعداد نويسندگان :
  • تعداد کل مطالب : 19

تأویل، برابر تعریفهای مختلفی كه از آن ارائه شده است و دیدگاه های گوناگونی كه دربارۀ آن وجود دارد خلاصه می شود در اسماء و صفات الهی یا واقعیتهای غیبی دور از دسترس انسان و یا خبرهای علمی قابل مطالعه در وجود انسان و متن طبیعت. این دیدگاه ها افزون بر ناسازگاری كه با یكدیگر دارند، با لغت، عرف قرآن و سنت نیز نمی سازند و هیچ گرهی از مشكل زندگی فردی و اجتماعی انسان نمی گشایند، در صورتی كه هدایتگری و گویایی از بارزترین صفات قرآن است كه هم تنزیل و هم تأویل را نیز در بر می گیرد.
از سوی دیگر انسان در مسیر زندگی هر روز بیش از گذشته خود را گرفتار حیرت و سردرگمی احساس نموده و با سؤالهای جدیدتر و جدی تر رو به رو می بیند. و از سویی قرآن دست كم در حوزه معارف و رابطۀ انسان با خدا، رابطه انسان با انسان، رابطه انسان با خودش و رابطه انسان با طبیعت، توان روشنگری و پاسخگویی لازم را دارد: «ونزّلنا علیك الكتاب تبیاناً لكلّ شیئ» (نحل/89)
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:
«ما من امر یختلف فیه اثنان، الاّ و له اصل فی كتاب الله، لكن لاتبلغه عقول الرجال.»1
هیچ امری وجود ندارد كه دو انسان درمورد آن اختلاف ورزند و برای آن اصلی در قرآن وجود نداشته باشد، ولی خرد مردان به درك آن نایل نمی گردد.
و نیز فرموده است:
«انّ الله لم یجعله لزمان دون زمان و لناس دون ناس، فهو فی كلّ زمان جدید، و عند كلّ قوم غضّ الی یوم القیامة.»2
همانا خداوند قرآن را برای زمان معین و قوم خاصی قرار نداده است، پس در هر زمان جدید و تازه است و نزد هر قومی تا روز قیامت با طراوت و شكوفاست.
بی تردید چنین غنایی را تنها در تنزیل یعنی قالبهای لفظی و معانی قراردادی كه هر دو محدود و تنوع ناپذیر هستند، نباید جست و جو كرد، بلكه باید به سراغ بطون رفت3 كه در سنت، مرادف تأویل و دارای ژرفای بی نهایت و باطن عمیق شناخته شده است.4
بنابراین با آن كه برای تعریف های موجود تأویل ارزش قائلیم و آنها را در مسیر یافتن تعریف دقیق و كاربردی تر آموزنده و سودمند می دانیم، ولی باید بپذیریم كه بازیابی معنای تأویل همچنان یك نیاز است و بسنده كردن به آنچه گفته شده به معنای نادیده گرفتن پرسشهای اساسی است كه غنای قرآن را به عنوان كتاب همیشه زنده و حیات آفرین، پذیرفته و در پی یافتن دیدگاه قرآن در رابطه با رخدادهای جدید می باشد!

.........


تأویل پذیری آیات وحی از دیرباز در شمار مباحث جدّی قرآن پژوهان و اصحاب تفسیر بوده است، و از زاویه ای بازتر می توان گفت كه تأویل پذیری متون مقدس و كتب آسمانی حتی پیش از میلاد مسیح برای كسانی چون فیلون (20 ق م - 40 م) فیلسوف یهودی مطرح بوده است.1
چنان كه در حوزهٌ سنتی تفسیر «كتاب مقدس» از تعابیری چون . «بطن» و «معنای ناپیدا» و «معنای آشكار و قابل فهم متون دینی» 2 و نیز «تعدد معانی3 وحی» كه جزء مسائل تأویل به حساب می آیند، سخن رفته است.
در این زمینه سود نبورگ (1688 ـ 1772 م) دانشمند و عارف سوئدی می نویسد.
«همچون سه آسمان. اعلی، میانی و سفلی، سه تأویل از كلام كتاب مقدس وجود دارد. معنای قدسی، معنوی و طبیعی. معنای طبیعی همان معنای ظاهری است (كه به آن معنای ادبی متن می گوییم). معنای معنوی مفهوم و معنای باطن متن است كه درك آن كاری است دشوار، اما ممكن. معنای قدسی فهم باطنِ باطن است كه درك آن برای ما آدمیان فانی ناممكن است، هر چند كه در معنای طبیعی حضور دارد.»4
باروخ اسپینوزا، عارف خردگرای یهودی (1632 - 1677 م) دشواری فهم معنای كتاب مقدس را باور ندارد و می نویسد.
«هرگاه معنای كتاب مقدس پژوهش باشد، پس مردم عادی كه مجال و دانش چنین كنكاشی را ندارند، از درك آن بی بهره خواهند ماند و دنباله رو تأویل فیلسوفان و متألهان خواهند شد، و این به اقتدار زمینی این دو گروه می انجامد!
معنای متون مقدس ساده است و هر كس می تواند آن را در یابد و هر كس این حق و قدرت را دارد كه خود داوری كند و قاعده های دینی را برای خویشتن تأویل و روشن نماید.»5
به رغم تفاوت دیدگاه های یادشده، این باور مشترك میان مفسران سنتی اهل كتاب وجود دارد كه متون دینی ارائه دهنده واقعیتها هستند و حقایقی را بازگو می نمایند، ولی تأویل گران وابسته به پوزیتیویسم منطقی و نظریه تحلیل زبانی در قرن بیستم به مخالفت با این باور پرداخته آموزه های دینی را فاقد ویژگی حكایت از واقع معرفی كردند....


عنوان :                     نماز وسيله جبران گذشته است          

 

آيه ي شريفه :‌        وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ

                                                                                                                                      هود / 114

 

ترجمه :‌                و نماز بگزار، در آغاز و انجامِ روز و ساعاتي از شب; چون به يقيننيكي بدي را از بين مي برد. اين تذكري است براي ياد كنندگان.           

 

شرح و تفسير :       يكي از نگراني هاي عمده انسان كرده هاي اوست. خاصيت نماز اين است كه اين دغدغه و نگراني را از بين مي برد و بذر اميد در دل نمازگزار مي نشاند. ابو عثمان مي گويد : « من با سلمان فارسي در زير درختي نشسته بودم . او شاخه خشكي را گرفت و تكان داد تا تمام برگ هايش فرو ريخت . سپس رو به من كرد و گفت : “اين همان كار بود كه پيامبر (ص) انجام داد، هنگامي كه به خدمتش در زير درختي نشسته بودم” سپس پيامبر اين سؤال را از من كرد و گفت: “سلمان نميپرسي چرا چنين كردم؟ ” عرض كردم: “بفرماييد چرا” فرمود: “هنگامي كه مسلمان وضو بگيرد و خوب وضو بگيرد و سپس نمازهاي پنجگانه را به جا آورد، گناهان او فرو مي ريزند ، همان گونه كه برگ هاي اين شاخه فروريخت.» بالا تر اين كه اگر انسان از خطا هايش توبه كند و عمل صالح، كه مصداق كاملش نماز است، انجام دهد; خداوند نه تنها سيئات او را محو مي كند، بلكه به جاي آن حسنه قرار مي دهد . ابوذر ميگويد: «پيامبر هنگام تلاوت اين آيه تبسم كرد به طوري كه دندان هايش آشكار شد.»  


عنوان :                     نمازِ با حضور قلب موجب رستگاري و خوش عاقبتي است                 

 

آيه ي شريفه :‌        قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ » الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ                     مؤمنون / 1

 

ترجمه :‌               حقاً كه گروندگان [به اصول عقايد اسلام] رستگار شدند (1) آنان كه در نمازشان [به دل و اندام ها] فروتن اند. (۲)           

 

شرح و تفسير :      خشوع يعني خاضع و خاكسار و فروتن بودن; نمازگزار بايد هم به قلب خاشع باشد، يعني همه فكر و ذهن خود را متوجه نماز كند و هم به اعضا و جوارح، خصوصاً چشم، خشوع داشته باشد ، يعني چشم خود را از جايگاه سجده بر ندارد و به اين طرف و آن طرف نگاه نكند. پيامبر اكرم (ص) مردي را ديدند كه در نماز با ريش خود بازي مي كند. فرمودند: « اگر اين مرد دلش خاشع بود، قطعاً اعضا و اندامش خاشع بودند.» خشوع در نماز سيره عملي همه معصومان: بوده است. روايت شده است كه پيامبر اكرم (ص) هر گاه به نماز مي ايستاد همچون لباسي مي شد كه گوشه اي بي حركت افتاده باشد; امام اميرالمؤمنين (ع) به هنگام نماز رنگ رخسارش دگرگون مي شد; حضرت فاطمه (ص) از ترس خدا به نفس نفس مي افتاد; امام مجتبي (ع) با تمام شدن وضو رنگ مباركش مي پريد و مي فرمود: « كسي كه مي خواهد به حضور خداوند برسد بايد رنگش را ببازد.» خلاصه كلام اين كه خشوع اثرِ حضور قلب است; و حضور قلب يعني دل بداند كه زبان چه مي گويد.

كمال اين عبادت با حضور است          دل غفلت زده خالي ز نور است
حـــضور قلب چون روح نماز است
              شما را از گناهان پاك ساز است
نمـــازِ بي حضـــورِ دل ، خــــراب اســــــت
                 به ياد او اگـــر باشـــي حســــاب اســــت


عنوان :                    ترك كنندگان نماز جايگاهي جز دوزخ ندارند                  

 

آيه ي شريفه :‌       فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِينَ مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ

                                                                                                                                       مدثر / 40  

 

ترجمه :‌               اهل سعادت، كه در بهشت ها نشسته اند و مي پرسند (۴۰) از حال گنهكاران : (۴۱)كه چه چيز شما را به دوزخ در آورده؟ (۴۲) گويند: ما از نماز گزاران نبوديم. (۴۳)           

 

شرح و تفسير :       گويا اين آيه مصاحبه اي است با اهل دوزخ كه از آنان علت جهنمي شدنشان را سؤال مي كند و آنان در پاسخ به چهار گناه بزرگ اعتراف مي كنند و مي گويند: ما از نماز گزاران نبوديم ; اگر نماز مي خوانديم و به ياد خدا بوديم، امروز جايگاه ما دوزخ نبود . در حقيقت ، دوزخيان به منشأ ساير گناهان خود اعتراف كرده اند كه همان ترك نماز است . امام علي (ع) مي فرمايند: « مراقب نماز باشيد و از آن محافظت كنيد و بسيار نماز بخوانيد; و از اين راه ، خود را به خدا نزديك كنيد; زيرا نماز در اوقات معين بر مؤمنان واجب شده است. آيا پاسخ دوزخيان را شنيده ايد كه وقتي از آن ها مي پرسند چه چيز شما را به دوزخ كشانيد؟ گويند: “ما از نمازگزاران نبوديم”. رسول خدا (ص) فرمودند: «ميان مسلمان و كافر فاصله اي نيست، جز ترك نماز به عمديا از سر سبك شمردن . »

 


عنوان :                     بدا به حال كساني كه نماز را سبك مي شمرند!            

 

آيه ي شريفه :‌        فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ » الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ                                 ماعون / 4   

 

ترجمه :‌                پس واي به حال نماز گزاران، (۴) آنان كه از نمازشان غافل و به آن بي اعتنايند! (۵)        

 

شرح و تفسير :      ساهون از ماده سهو به معناي خطايي است كه ناشي از غفلت باشد; و اگر مقدمات و اسبابش را خود انسان فراهم كند، غافلِ مقصر است ، مانند شخصي كه با خوردن خمر مست مي شود و از نماز غافل مي شود ; اما اگر مقدماتش در اختيار انسان نباشد، مثلديوانه كه از نماز غفلت مي كند، اين جا معذور است. خداوند در اين آيات شريفه به غفلتي نظر دارد كه به همراه تقصير است. مهم ترين موارد آن عبارت است از: غفلت نماز گزار از نماز و بي توجهي به عظمت و حقيقت آن و ارزش قايل نشدن براي آن ; بي اهميتي به اوقات نماز; پاي بند نبودن به اركان و شرايط و آداب نماز ; نماز خواندن براي ريا و تظاهر ، چنان كه به مورد اخير در آيه بعد اشاره شده است : «الَّذينَهُمَ يُراؤُونَ.»امام صادق (ع) فرمودند: « هر گاه بنده به نماز مي ايستد و نماز را سبك برگزار مي كند ، گويي“خداوند تبارك و تعالي به فرشتگان خود مي گويد: آيا به اين بنده ام نمي نگريد كه فكر مي كند رفع نياز هايش به دست كسي غير از من است؟ آيا او نمي داند كه حوايجش به دست من است ؟»    


عنوان :                    آنان كه نداي اذان و نماز را به مسخره مي گيرند بي عقل اند            

 

آيه ي شريفه :‌        وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ    مائده / 58

 

ترجمه :‌               و چون [با نداي اذان مردم را] به سوي نماز بخوانيد آن را به مسخره و بازي              مي گيرند; زيرا گروهي اند كه نمي انديشند.       

ج

شرح و تفسير :      اولاً مراد از«نَادَيْتُم» اذاني است كه در اسلام، در قبل از هر نماز يوميه، تشريع شده است ; و ظاهراً در هيچ جاي ديگر قرآن از اذان اسمي برده نشده است. قرآن علتِ به مسخره گرفتن نماز و اذان را سبك سر و بي عقل بودن تمسخر كنندگان بيان كرده است; زيرا آنان نيروي درك اسرار عبادت ها را ندارند و فوايد عبادت را، كه همانا نزديكي به خداي تعالي و به دست آوردن سعادت دنيا و آخرت است، نمي فهمند . اذان شعار بزرگ اسلام است كه با جملاتي موزون و عباراتي كوتاه و مفاهيمي روشن و پيام هايي سازنده و آگاه كننده با نام مقدس اللّه شروع مي شود و با آن نام مقدس پايان مي پذيرد. رسول خدا (ص) فرمودند: «مؤذن به همان اندازه كه صدايش مي رسد و نگاهش كار مي كند آمرزيده مي شود ; و هر خشك و تري او را تصديق مي كند; و به تعداد هر نفري كه با اذان او نماز بگزارد، حسنه اي برايش مي نويسند. » نيز حضرت فرمودند: «شيطان چون اذان را بشنود بگريزد. »   


عنوان :                    نماز حتي در ميدان جنگ تعطيل نمي شود                     

 

آيه ي شريفه :‌       فَإنْ  خِفْتُمْ  فَرِجَالاً  أَوْ  رُكْبَانًا  فَإِذَا  أَمِنتُمْ  فَاذْكُرُواْ  اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ  تَكُونُواْ  تَعْلَمُونَ                                                                                                 بقره /239

 

ترجمه :‌              پس اگر [از دشمن يا خطر ديگر] بيم داشتيد، پياده يا سواره نماز [خوف يا مطارده] بخوانيد ; و چون امنيت يافتيد، خدا را به ياد آوريد; چون به شما چيز هايي آموخت كه نمي دانستيد.           

 

شرح و تفسير :       نماز واجبي است كه هيچ گاه و در هيچ وضعي از انسانِ مكلف ساقط نمي شود ; حتي اگر شده با ايما و اشاره، سواره و پياده، بايد نماز را به جاي آورد . از اين نماز در فقه اسلامي به نماز خوف تعبير شده است. در آيه ۱۰۲ سوره مباركه نساء ، چگونگي اين نماز مشروحاً بيان شده است. امام صادق (ع) فرمودند: «كسي كه از دزدان و يا خطر ديگري ميترسد بر بالاي مركبش نماز بخواند و براي ركوع و سجده اش اشاره كند» ;۲۸۱ و نيز حضرتش فرمودند: « نماز خوف عبارت است از: تكبير [ (اللّهُاكبر) ] و تهليل [ (لااِلهَ اِلاّ اللّه) ] و تسبيح [ (سُبْحانَاللّه) ] و ديگر هيچ; و آن گاه آيه ۲۳۹ سوره بقره را تلاوت كردند .»


عنوان :                      وجوب نمازهاي پنجگانه               

ج

آيه ي شريفه :‌         فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ » وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحينَ تُظْهِرُونَ                                                                                روم  / 17   

 

ترجمه :‌                پس خدا را تسبيح گوييد ، آن گاه كه وارد شامگاه مي شويد و آن گاه كه وارد صبحگاه مي شويد ; و ستايش از آنِ اوست ، درآسمان ها و زمين و در وقت عصر و هنگامي كه به ظهر       مي رسيد .           

 

شرح و تفسير :      گروهي از رسول خدا (ص) درباره علت وجوب نماز هاي پنجگانه پرسيدند . حضرت فرمودند : « هنگامي كه آفتاب طلوع مي كند ، مانند آن است كه بر شاخ هاي شيطان طلوع مي كند . پروردگارم مرا امر كرده است كه قبل از طلوع خورشيد و قبل از آن كه كافر براي آفتاب سجده كند ، نماز صبح بخوانم ; و در هنگام زوال آفتاب ، همه چيز در عالم خلقت خدا را حمد و تسبيح مي گويند ، مگر عرش خدا ; و در اين موقع ، خداوند بر من درود مي فرستد. در اين ساعت ، خداوند نماز را بر من و امتم واجب ساخت ; و اين ساعتي است كه جهنميان را در قيامت به جهنم وارد مي كنند ; و نماز عصر در آن ساعتي است كه حضرت آدم (ع) از آن ميوه كه از خوردنش نهي شده بود خورد و خداوند او را از بهشت خارج كرد. از اين رو ، فرزندان او به نماز عصر امر شده اند ; و نماز مغرب در آن ساعتي است كه خداوند توبه حضرت آدم (ع) را پذيرفت . او سه ركعت نماز مغرب به جا آورد : ركعتي براي خطاي خودش ; ركعتي براي خطاي همسرش ; ركعتي براي قبول توبه اش ; و در وقت عشاء ، در قبر و در روز قيامت ، تاريكي همه جا را فرا مي گيرد . از اين رو ، پروردگارم به من و امتم نماز عشاء را امر كرده است تا قبر و قيامتشان روشن شود .


عنوان :                     حفاظت از نماز                 

 

آيه ي شريفه :‌        حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ          بقره  /  228

 

ترجمه :‌                نماز ها و نماز ميانين را پاس داريد و مطيعانه براي خدا قيام كنيد.      

 

شرح و تفسير :       مفسران درباره صلوه وُسطي مطالب مختلفي گفته اند ; اما با توجه به معنا و شأن نزول آيه ، اين تفسير كه منظور نماز ظهر است صحيح تر به نظر مي رسد . علاوه بر اين ، در آيه ، از قيام به منزله يكي از اركان نماز و قنوت به منزله يكي از آداب نماز سخن به ميان آمدهاست . بر مراقبت از نماز ، كه يكي از مصاديق آن مراقبت از اوقات نماز است ، در آيه ۷۸سوره اسراء و ۱۰۳ نساء و ۹ و ۱۰ مومنون و ۱۳۰ طه نيز تأكيد شده است . امام صادق (ع) فرمودند: « هر گاه رو به قبله ايستادي ، دنيا و هر چه را در آن است و مردم و احوال و اوضاع آن ها را يكسره فراموش كن و دلت را از هر آنچه تو را از خداباز مي دارد فارغ گردان و با چشم دل عظمت خدا را ببين و روزي را به ياد آر كه به سوي او برگردانده مي شوي . چون تكبير گفتي، هر آنچه را در ميان آسمان ها و زمين است در برابر بزرگي او نا چيز شمار ; زيرا هر گاه بنده تكبير بگويد و خداي تعالي به قلبش بنگرد و حقيقت تكبير را در آن نبيند، مي فرمايد : اي دروغ گو، مرا فريب مي دهي؟ به عزت و جلالم سوگند كه تو را از شيرينيِ يادم محروم مي كنم...» .    


عنوان :                     براي نماز وضو يا غسل لازم         

 

آيه ي شريفه :‌        يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ                                               مائده  / 6   

 

ترجمه :‌                اي كساني كه ايمان آورده ايد ، چون به نماز برخاستيد ، صورت و دستها يتان را تا آرنج بشوييد و بر سرتان و روي پاهايتان تا برآمدگي روي هر دو پا مسح كنيد; و اگر جنب بوديد،         شست و شو كنيد [(غسل كنيد)] ...               

 

شرح و تفسير :       اين آيه تنها آيه اي است كه وجوب طهارت (وضو و غسل و تيمم) را براي اقامه نماز بيان كرده است . از اين رو حايز اهميت است . البته اين آيه درصدد بيان حدّ شستن است نه كيفيت شستن . سنت و چگونگي شستشو و مسح كردن پيامبر اكرم (ص) را بايد مانند ساير مسائل مهم ، فقط ازطريق اهل بيت : كه از هر خطا و فراموشي و معصيتي به دورند ، فرا گرفت ; و آن سنت بي شك همين طريق است كه امروز شيعيان بدان عمل مي كنند.پيامبر اكرم (ص) فرمودند : « امت من بر اثر وضويي كه مي گيرند روز قيامت با دست و پاي نوراني وارد مي شوند ; و وضو بر روي وضو گرفتن مانند نور بر روي نور است . هر كس وضويش را بدون اين كه باطل شده باشد تجديد كند خداوند توبه اش را بدون استغفار تجديد مي كند . كليدنماز طهارت است . » امام صادق (ع) فرمودند : « هر كس با وضو به رختخواب برود و بخوابد بستر او مانند مسجد اوست و گويي تمام شب را به عبادت گذرانده باشد . » پيامبر اكرم (ص) به علي (ع) فرمودند : « اي علي ، وضو گرفتن قبل و بعد از غذا خوردن شفاي بدن و بركت در روزي است ; و نيز ، بر اساس روايات متعدد ، يكي از آدابِ تلاوت قرآن و ورود به مسجد وضو گرفتن است . البته شأن مؤمن اين است كه هميشه وضو داشته باشد .» امام رضا (ع) فرمودند : « چون جنابت از تمام بدن بيرون ميآيد، بايد تمام بدن را شست.» [ (غسل كرد) ]     


عنوان :                    در چه مواقعي و چگونه تيمم كنيم؟            

 

آيه ي شريفه :‌        وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَف َرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم

                                                                                                                          مائده  / 6  

 

ترجمه :‌                و اگر بيمار يا در سفر بوديد و يا از قضاي حاجت آمده و يا با زنان هم بستر شده بوديد و آبي نيافتيد ، پس به سراغ خاكي پاك رويد و از آن خاك به صورت و دست هايتان بكشيد...

          

شرح و تفسير :      طهارت هاي شرعي بر سه قسم است : وضو ; غسل ; تيمم ، كه به جاي وضو و غسل واجب مي شود . برخي از موارد وجوب تيمم عبارت است از : نداشتن آب ، تنگ بودن وقت براي غسل يا وضو و يا تهيه آب، ترس از ضرر داشتن آب به سبب بيماري . واجبات تيمم عبارت است از : ۱) نيت و در آن مشخص كند به جاي غسل است يا وضو ; ۲) رعايت ترتيب در انجام دادن اين كارها: زدن هر دو دست با هم بر روي چيزيكه تيمم بر آن صحيح است ، كشيدن كف دو دست به تمام پيشاني و دو طرف آن از جايي كه مويِ سر مي رويد تا ابروها و بالاي بيني ، كشيدن كف دستِ چپ به تمام پشتِ دست راست ، كشيدن كف دست راست به تمام پشت دست چپ ; ۳) پاك بودن مواضع تيمم (دست ها و صورت) ; ۴) نبودن مانع در مواضع تيمم ، حتي انگشتر ; ۵) مسحِ پيشاني و دست ها از بالا به پايين ; ۶) حفظ موالات ، يعني بين مراحل تيمم فاصله زيادي نيفتد . ــ چيز هايي كه تيمم بر آن ها صحيح است : خاك ; ريگ ; كلوخ ; سنگ ; گِل پخته ، مثل آجر و كوزه ; گَچ و آهك پخته ; سنگ گچ ; سنگ آهك ; سنگ مرمر سياه و ساير سنگ ها . تيمم بر روي ماسه و زمين شوره زار مكروه است . ــ چيزهايي كه تيمم بر آن ها باطل است : يخ ; زمين نجس ; زمين غصبي ; زميني كه نمك روي آن را گرفته باشد ; خاكي كه با چيز ديگري مخلوط شده باشد ; خاكستر گياه ; سنگ عقيق و فيروزه و طلا و نقره.  


عنوان :                     هر جا هستيد رو به سوي كعبه           

 

آيه ي شريفه :‌        فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ           

                                                                                                                                   بقره  /  144

 

ترجمه :‌                   پس روي خود را به سوي مسجد الحرام برگردان ; و هر جا كه باشيد روي خود را      به سوي آن برگردانيد ...        

 

شرح و تفسير :

ارزنده ترين گوهر مقصود نماز است                 زيبنده ترين هديه معبود نماز است
كوبنده ترين اسلحه مكتب توحيد
                                كز ريشه كند خصم تو نابود نماز است
گفتم به خرد پايه دين نبوي چيست         
 فرياد برآورد و بفرمود نماز است
از روز ازل تا به ابد مقصدِ معبود
                          از بود و نبود همه موجود نماز است
حق گفت به قرآن كريمش به كريمان
                      سرچشمه لطف و كرم و جود نماز است
اين نكته شنيدم كه نبي گفت به سلمان
                   آن چيز كه بر قدر تو افزود نماز است
اين پند علي داد به محراب عبادت
                                      آن كار كه باشد همه اش سود نماز است

 فرمود رسول مدني در دم آخر                                  موجوديِ من بهر تو موجود نماز است
از آمدن كرببلا آنچه به عالم
                                   مقصودِ حسين بن علي بود نماز است
گويند كه فرمود چنين حضرت صادق
                    نزديك ترين راه به معبود نماز است
اي آن كه تويي منتظر مهدي موعود
                          رمزي كه نمايد فرجش زود نماز است
آن روز كه آيد ز پس پرده غيبت
                       اول هدف مهدي موعود نماز است
ژوليده اگر طالب فردوس بريني
                                          فردوس برين مقصد و مقصود نماز است 


عنوان :                     نماز شب : نشانه بهشتيان                

 

آيه ي شريفه :‌        كَانُوا قَلِيلًا مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ » وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ          ذاريات/17

 

ترجمه :‌                آنان اندكي از شب را مي خوابيدند ; (۱۷)و سحرگاهان [از خداوند] طلب آمرزش  مي كردند . (۱۸)      

 

شرح و تفسير :         چگونگي نماز شب در كيفيت خواندن نماز شب ، روايات متعدد است كه بنا بر يكي از آن ها ، چون انسان از خواب برخاست ، ابتدا به پاس برخورداري از اين توفيق سجده شكر كند و خدا را براي اين كه او را از خواب بيدار كرد حمد و ثنا گويد ; آن گاه بعد از به جا آوردن مقدمات وضو ، وضو بگيرد ; خود را خوش بو كند و البته هر چه به طلوع صبح نزديك تر باشد فضيلت آن بيش تر است ; آن گاه هشت ركعت نماز به نيت نماز شب بخواند و بعد از هر دو ركعت ، سلام دهد ; و بعد از آن ، دو ركعت نماز به نيت نماز شَفع بخواند ; و بعد از آن ، يك ركعت نماز به نيت نماز وَتر بخواند ; و در آن ، حمد و سوره توحيد (سه مرتبه) و سوره ناس و فَلَق را پشت سر هم بخواند ; آن گاه دست به قنوت بردارد و هر دعايي مي خواهد بخواند ; و مستحب است كه انسان در قنوتِ نماز وتر ، از ترس عذاب خدا گريه كند و براي چهل مؤمن (زنده يا مرده) دعا كند: «اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِفُلان» و به جاي «فلان» نام آن مؤمن را بگويد ; و بعد از آن ، هفتاد مرتبه «اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّي وَ اَتوُبُاِلَيْهِ» بگويد و هفت مرتبه بگويد :« هذا مَقامُ العائذِ بِكَ مِن َالنّار ِ» (اين مقامِ پناهنده به تو از آتش دوزخ است) ; و نماز را تمام كند ; و تسبيحات حضرت زهرا (ص) را بخواند.


عنوان :                     نماز شب : ويژگيِ عباد الرحمن           

 

آيه ي شريفه :‌        وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا                                           فرقان  /  64

 

ترجمه :‌                   و آنان كه شب را در برابر پروردگار شان در حالي كه سجده كننده و ايستاده اند به روز مي آورند .  

 

شرح و تفسير :         عبادت خالصانه پروردگار ، آن هم در تاريكي شب و در حالي كه انسان خواب خوش را از نفس خود مي گيرد و به ذكر خدا و قيام و سجود مي پردازد ، نشانه ايمان حقيقي به معبود است . از اين رو ، قرآن اين عمل را يكي از نشانه اي بندگان ويژه خدا معرفي كرده است . رسول خدا (ص) فرمودند : « هر گاه بنده اي در دل شب با خداي خود خلوت كند ، خداوند دلش را نوراني مي كند . آن گاه به فرشتگانش خطاب مي كند اي فرشتگان من ، به بنده ام بنگريد كه در دل شب تار، كه هرزگان به باطل مشغول اند و غافلان خفته اند ، چگونه با من خلوت كرده است ; گواه باشيد كه من او را آمرزيدم .»

كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش           وه كه بس بي خبر از غلغل چندين جرسي

 بال بگشا و صفير از شجر طوبي زن                       حيف باشد چو تو مرغي كه اسير قفسي

چه شكرهاست در اين شهر كه قانع شده اند             شاهبازان طريقت به مقام مگسي

لَمَعَ البَرقُ من الطّور و آنستُ بِه                              ِفَلَعَلّي لكَ آتٍ بِشَهابٍ قَبَسِ




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 | 
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون