اولين جوان بني هاشم از پدر اذن جهاد گرفته و ميخواهد راهي ميدان نبرد گردد.
پدر به او اجازه ميدهد. او براي وداع با عمههاي خود و خواهرانش راهي خيمه ميگردد. همه او را چون نگيني در آغوش ميگيرند و به ياد رسول الله در اين قربت و وانفسا اشك غريبي ميريزند.
علي اكبر جنگ نماياني ميكند وشماري از لشكر دشمن را به ديار عدم ميفرستد، كه ناگهان صدايي بر ميخيزد: «من بايد داغ اين جوان را بر دل مادرش بگذارم!» ضربهاي بر فرق علي اكبر منزل ميگزيند و او پدرش را صدا ميزند كه:
- يا ابتاه! اليك مني السلام هذا جدي رسول الله!
امام چون بازي شكاري از راه ميرسد و فرزند خويش را غرق در خون ميبيند. دشمن همه چشم شدهاند و حسين را ميپايند كه كنار جسد فرزند نشسته و او را در آغوش گرفته و صدايش ميزنند.
- ياعلي! علي الدنيا يعدك العفا.
ناگهان صدايي زني به گوش حسين ميرسد كه باگريه و ناله به سوي جسد ميآيد.
او كيست؟ او عقلية بني هاشم است كه ميآيد و ميخواند: «اي پسر برادرم! اي ميوة دلم!»
امام او را از جسد برميدارد و به سوي خيمهها ميبرند و جوانان بنيهاشم را امر ميكند تا جسد علي اكبر را به خيمه گاه بياورند.
ادامه مطلب
در شب عاشورا، تنها در خيمه نشسته و شمشيرش را اصلاح و بر خود مرثيه ميخواند و به زمانه خطاب مينمايد و اشعاري ميسرايد كه مضمونش اين است: «اي زمانه! اف بر تو باد! چه قدر مردمان صالح و متقي و دوستان باوفا را به كشتن دادي، و به دل از ايشان قناعت ننمودي! عاقبت امور به سوي خداوند خواهد بود، و هرچه صاحب نفسي به راه من خواهد رفت؛ يعني راه موت»
ادامه مطلب
غروب در حال آمدن است. سيّد الشهداء قدري استراحت ميكند؛ بلكه خستگي از جان او به در رود. لحظاتي به خواب ميرود كه صداي عقيلة بني هاشم او را بيدار ميكند: «آيا صداي همهمة لشكر دشمن را نميشنوي؟» امام مشاهده ميكند لشكري بر لشكر عمر سعد اضافه گشته و صداي هلهله آن ها بلند است. همه درحال خوشحالي و نشاط هستند، زيرا اضافه شدن لشكر جديد را علامت پيروزي كامل خويش بر حسين تلقي مينمايند.

ادامه مطلب
شب است و سكوت . ماه، غريبانه بر مظلومين كربلا نظاره و بر اين هجران وهرمان ميگريد و آرام آرام به پاس محبت فرزند فاطمه زهرا (س) خاموش ميگردد و مشاهده مينمايد كه زينب، كودكان و بانوان پراكنده را جمعآوري مينمايد.
هر كدام از شيرين زبانان، سخني ميگويند كه دل خستة عقيله بني هاشم را ميسوزانند. يكي از پدر سراغ ميگيرد و ديگري سراغ اشك و عمويش را، سومي از لبان تشنه علي اصغر ياد ميكند و آن يكي از فقدان علي اكبر و قاسم و عبدالله گريه ميكند.
دامن زينب را گرفتهاند و عمه را ازسيلي خوردن خويش در گرما گرم هجوم ظلمتيان مطلع ميسازند: «عمه! سيلي خوردهام.»
ادامه مطلب
شب 19 رمضان المبارك است و در خانه ي عقيله بني هاشم، سكوت جانسوزي حكومت ميكند. مهتاب دل گرفته از حوادث، قصد نورافشاني ندارد و آرام آرام اشك ميريزد.
دختر علي (ع)، تشويش خاطر عجيبي دارد. دلش گواهي ميدهد كه زمانه آبستن حادثهاي سخت و دردناك ميباشد.
اذان صبح بر گوش مردم بيدار دل ميرسد؛ اذان آخر علي بر فراز مأذنه، طنين انداز شهر كوفه ميگردد. علي از فراز مأذنه راهي محراب ميگردد و بر ما سوي الله تكبير حق مينوازد. درسجدة اول است يا دوم كه شمشير ناجوانمردي بر فرق امام شيعيان فرو ميآيد و لحظاتي بعد چهره علي بنا به خبر رسول الله به خون سرش خضاب ميگردد. اين كلام امام است كه با اطمينان خاصي ميخواند: «فزت و رب الكعبه!» به خداي كعبه كه رستگار شدم.
ادامه مطلب
حماسه عاشورا را زنان و مردانى ساختند كه مرگ سرخ و شهادت را بر زندگى ذلتبار ترجيح دادند تا گلواژه آزادى و آزادگى همواره در تاريخ سبز بماند.
در اين حماسه خونين بيشتر به نقش آفرين مردان و يارانى كه در ركاب حضرت به فوز عظيم شهادت نايل شدند توجه شده است و نقش زنان كمتر مورد توجه بوده است. تنها در حماسه عاشورا از اسوه صبر و مقاومت زينب كبرى (س) و نقش وى در پيام رسانى صحبتشده است و نقش ديگر زنان حماسه شعور و شرف و آزادگى مورد غفلت واقع شده است، از اين رو در اين مقاله به معرفى اجمالى زنان حماسهساز در نهضت عاشورا مىپردازيم.

بدون ترديد در طول تاريخ اسلام و به ويژه تشييع زنان از سهم بسزايى برخوردار بودهاند و عاشورا نيز برههاى از همين تاريخ سراسر صبر و ايثار و مقاومت و خودآگاهى است. زنان مسلمانان از بدو تولد اسلام به جهانيان نشان دادند كه از آگاهى و شناخت و شعور برخوردارند و بر خلاف آنچه سردمداران دفاع حقوق زن مىپندارند، زن مسلمان نه عروسك حرمسرا و نه موجودى به دور از واقعيتها و مسايل اجتماعى و سياسى و نظامى است و تاريخ عاشورا بيانگر اين واقعيت است، چنانكه زمانى كه افرادى چون عمر سعد در انتخاب صراط مستقيم راه را گم كردند و افرادى چون زهير بن قين كه در يارى امام دچار ترديد شده بودند، زنانى چون دلهم ( همسر زهير ) شوهرش را به يارى امامش دعوت كرد و او را از تنگناى امتحان سرفراز بيرون آورد. نيز زنانى چون ام وهب و بانوى غيريه قاسطيه كه شجاعت در ركابشان مردانگى آموخت.
در حقيقت نقش زنان در حماسه عاشورا همچون خود عاشورا جاويد خواهد ماند و آنان براى هميشه تاريخ بر بار شيعه بهترين الگوى ايمان و ايثار و اخلاص و فداكارى خواهند بود.
زنان در عاشورا
نقش زنان در حادثه خونبار عاشورا از ابعاد گوناگونى برخوردار است كه به بعضى از آنها اشاره مىشود:
1- مشاركت در جهاد
شركت در جبهه پيكار و همدلى با نهضت مردانه امام حسين(ع) و مشاركت در ابعاد مختلف آن، از جلوههاى اين حضور است. از همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم و همراهى همسران برخى از شهداى كربلا گرفته تا اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنايتهاى شوهرانشان مثل خولى نمونههايى از اين دست است.
2- آموزش صبر
روحيه مقاومت و تحمل زنان در مقابل شهادت مردان اسلام در كربلا از درسهاى نهضت عاشورا بود كه اوج اين صبورى در رفتار زينب كبرى(س) جلوهگر شد. آموزش صبر و مقاومتحماسه عاشورا در زنان آگاه و مبارز متجلى شده و در طول جنگ تحميلى زنان مبارز و فداكار انقلاب اسلامى ايران نشان دادند كه آموزش صبر و مقاومت را از شير زنان كربلا به خوبى آموختهاند.

ادامه مطلب
عرق، پيشاني پيغمبر را گرفته است و خاندان حياء و وفا همچو پروانه گرد شمع وجودش ميچرخند. فاطمه به دور از چشم كودكان در غم از دست دادن پدر خود، سخت در اضطراب است.

ادامه مطلب
در سال پنجم جمادی الاول سال ششم هجرت در شهر مدینه ، در خانه حضرت علی (ع) دختری بدنیا آمد که سالها بعد در تغییر مسیر تاریخ بشریت نقشی عظیم ایفا کرد. زینب (س) از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان آن بانوی بزرگ اسلام و پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. يكي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست گيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي كه در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد،همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ كربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي كرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد.
ایشان پرستار بزرگ كربلا بود اما آیا فقط پرستار بود ؟ ایشان علاوه بر پرستاری و مراقبت از حضرت امام سجاد (ع) که درروز عاشورا به شدت بیمار بود ، تقويت روحيه مجروحان و خانواده شهيدان، رسيدگي به بازماندگان و كمك به اطفال را نیز بر عهده داشت .واینها کوچکترین مسئولیت حضرت زینب (س) بود .
با وجود اینکه می دانیم پرستاری یک وظیفه سنگین وارزشمندی است اما وظیفه حضرت زینب تنها پرستاری از بیماران واطفال و... نبود بلکه وظیفه اصلی یا به عبارتی پرستاری اصلی حضرت زینب همان نهضت خونین کربلا بود ، که اگر نبود زینب ، خون سالار شهیدان ویاران باوفای ایشان پایمال می شد .
روز دوازدهم محرم کاروان اسیران به کوفه رسید شهر در حالتی عجیب وغیر عادی بسر می برد . شایعات گوناگون در میان مردم رواج داشت وهر دسته به گونه ای خاص درباره کربلا سخن می گفتند .
ورود کاروان آن هم با آن وضع رقت انگیز کوفه را منقلب وپریشان ساخت .

ادامه مطلب
ابن زياد درميان اعوان و انصار خود با كمال كبر وغرور بر دنياي خويش تكيه زده و منتظر ورود اسراء ميباشد.
به امر او اسراء و سرهاي بريده را وارد و در برابر او قرار دادند و او مستانه قهقهه ميزد.
در وقت ورود اسرا، عقيلة هاشم بني هاشم به طور ناشناس وارد مجلس گشت و درگوشهاي روي زمين نشست. ابن زياد از اطرافيان سؤال نمود: «اين زن كيست؟» به او گفتند: «او زينب، دختر علي ميباشد.» ابن زياد همچو كسي كه منتظر اين لحظات باشد، براي طعنه زدن بر آل رسول الله، با تمسخر گفت: «الحمدالله الذي فضحكم.»؛ خدا را سپاس كه شما را رسوا و مفتضح نمود و دروغ شما در گفتارتان آشكار نمود. عقيلة بني هاشم از اين جسارت ابن زياد بر آشفت و فرمود: «خدا، شخص فاسق را رسوا ميكند و بدكار دروغ ميگويد و او ديگري است، نه ما.»

ادامه مطلب
زينب كبرى سلام الله عليها،پيامبر خون شهداى كربلا و همراه حسين«ع»در نهضت خونين عاشورا .حضرت زينب،دختر امير المؤمنين و فاطمه زهرا«ع»در سال پنجم هجرى،روز 5 جمادى الأولى در مدينه،پس از امام حسين«ع»به دنيا آمد.از القاب اوست:عقيله بنى هاشم،عقيلهطالبيين،موثقه،عارفه،عالمه،محدثه،فاضله،كامله،عابده آل على.زينب را مخفف«زين اب»دانستهاند،يعنى زينت پدر.
ادامه مطلب