کهیعص
(( کربلا - هلاکت - یزید - عطش - صبر )) 
قالب وبلاگ

 عالم رباني حضرت آيت‏الله حاج سيد احمد موسوي نجفي فرمودند: چند سال پيش از يکي از خيابانهاي تهران رد مي‏شدم، که ناگهان به طور غير عادي به سمت يک مغازه کشيده، و وارد آن مغازه شدم، مغازه‏ متعلق به يک عتيقه فروش بود. اما چيزي را متوجه نشدم. تا سه روز اين قضيه تکرار شد، بعد از سه روز به صاحب مغازه گفتم: آقا شما چه چيزي داري؟ چه سر و سرّي داري؟ که مرا به اينجا کشيده‏اي!؟ 

 41.jpg 

 


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 19 آذر 1394  ] [ 12:50 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

حضرت حجةالاسلام و المسلمين آقاي شيخ علي موحد فرمودند: در ايام عاشورا به قصد نشر احکام دين به شهر لارستان رفته بودم. در اين چند روزي که در آنجا اقامت داشتم در روز تاسوعاي حسيني چند نفر از مردم خبر آوردند که شب گذشته از درخت سدري که در چهار فرسخي اين جا است نوري شبيه مهتاب ظاهر شده است. عده‏ي زيادي از مردم براي تماشاي آن درخت به آن محل آمده بودند. سپس روز عاشورا خبر رسيد که شب گذشته از آن درخت نوري ظاهر نشد؛ اما نزديک صبح قطرات خون از آن درخت بر زمين مي‏ريخت و قطعه کاغذي که چند قطره خون از آن درخت بر آن ريخته بود همراه آورده بودند. جمعي از سني‏هاي آن محل پس از ديدن اين منظره مشغول فرستادن لعنت بر يزيد و قاتلان آقا امام حسين عليه‏السلام شدند و با شيعيان در عزاي سيد و سالار شهيدان شرکت کردند. 

 

15.jpg

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحه 38


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 19 آذر 1394  ] [ 12:48 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

 مؤلف کتاب، کرامات معنوي آقاي موسوي مطلق مي‏گويد: 

مدتها در خصوص عارف کبير مرحوم آيت‏الله قاضي (قدس سره) مطالعات نسبتا جامعي داشتم ولي در بين اين مطالعات، به دنبال اين نکته بودم که بدانم علت دگرگوني مرحوم قاضي چه بوده است؟ ولي متأسفانه اشاره‏اي بدان نشده بود و نمي‏يافتم و يا اشاراتي که دلم به آن محکم نمي‏شد. 

تا اينکه به محضر يکي از بزرگان که خود از شاگردان عارف صمداني مرحوم آيت‏الله انصاري همداني (قدس سره) و از متشرفين به خدمت مرحوم آيت الله آقاي قاضي (قدس سره) بود رسيدم، آن عزيز مي‏فرمودند:

 

75.jpg 

 


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 19 آذر 1394  ] [ 12:47 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

شخص عربي به محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيد و عرض کرد: يا رسول الله! بچه آهويي را صيد کرده‏ام و براي فرزندانت امام حسن و امام حسين عليهماالسلام آورده‏ام، رسول خدا صلي الله عليه و آله آن بچه آهو را قبول کرد و در حق آن مرد عرب دعا کرد. در آن لحظه امام حسن عليه‏السلام نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد و رسول خدا هم بچه آهو را به آقا امام حسن عليه‏السلام داد. مدتي نگذشته بود که امام حسين عليه‏السلام آمد و ديد امام حسن عليه‏السلام با بچه آهو بازي مي‏کند. آقا امام حسين عليه‏السلام سؤال کرد: اين بچه آهو را چه کسي به شما داد؟ سپس نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد و گفت: چرا فقط بچه آهو را به امام حسن عليه‏السلام دادي و به من ندادي؟ رسول خدا عليه‏السلام با ملاطفت و رفتار خوش، امام حسين عليه‏السلام را آرام مي‏کرد؛ ولي امام حسين عليه‏السلام به گريه افتاد. آن‏ها به اتفاق هم نزديک مسجد رفتند، سپس به پشت سرشان نگاه کردند، يک موقع ديدند که آهويي با بچه‏اش به راه افتادند و پشت سر آن‏ها گرگي است، آن آهو، بچه‏اش را پيش رسول خدا صلي الله عليه و آله آورد، وقتي آن‏ها خدمت آن حضرت رسيدند، آهو به زبان فصيح گفت: يا رسول الله! من دو بچه داشتم، صياد يکي از آن ها را صيد کرد و خدمت شما آورد و يک بچه براي من ماند و من خوشحال بودم و داشتم بچه‏ام را شير مي‏دادم، ناگهان شنيدم کسي به من گفت: بشتاب بشتاب و بچه خود را خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله ببر؛ زيرا حسين عليه‏السلام در نزد جدش نزديک است به گريه بيفتد، آن گاه ملائکه سرهايشان را از عبادتگاه خودشان بلند کردند و گفتند: اگر حسين عليه‏السلام گريه کند همه‏ي فرشتگان گريه مي‏کنند. آن گاه آهو گفت: خدا را سپاس مي‏گويم قبل از جاري شدن اشک از چشم حسين عليه‏السلام به شما رسيدم. ناگهان صداي تحليل و تکبير از اصحاب آن حضرت بلند شد، رسول خدا صلي الله عليه و آله در حق او دعاي خير فرمودند و حسين عليه‏السلام بچه آهو را گرفت و نزد مادرش حضرت زهرا عليهاالسلام برد و آن‏ها بسيار خوشحال شدند. (بحارالانوار، ج 43، ص 412. )

 

16.jpg

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 38 تا 40


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 19 آذر 1394  ] [ 12:46 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

 آقاي محمد کريم محسني، آموزگار يکي از دبستانهاي شهرستان خرم‏آباد که از معلمين دقيق و علاقمند به فرهنگ مي‏باشد از قول يک نفر به نام احمد کاوسي که ايشان نيز آموزگار است چنين تعريف مي‏کند که: 

چند سال پيش براي انجام کاري، عازم اهواز بودم، در بين راه و در محلي که به نام «تنگ فني» معروف است. و گردنه خطرناکي دارد، کاميوني را ديدم که قسمت جلوي آن در دره فرو رفته و در حالت ترس آوري قرار گرفته بود. به وضعي که اگر يک نفر، يک فشار جزئي به آن وارد مي‏کرد، به عمق دره سرنگون مي‏شد. ما اتومبيل خودمان را متوقف نموديم و رفتيم که به آن کاميون کمک کنيم. در اين هنگام ديديم که چند نفري در کنار کاميون نشسته و مشغول خوردن غذا هستند. آنها ما را تعارف کردند ما نيز، دعوت آنها را پذيرفتيم و جوياي کيفيت قضيه شديم، معلوم شد کاميون مزبور از ابتداي سرازيري گردنه، ترمز بريده و راننده که مردي است مسيحي به اتفاق خانواده‏اش، دست و پاي خود را گم مي‏کند.

 

 31.jpg


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 19 آذر 1394  ] [ 12:44 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

يحيي ام‏طويل مي‏گويد: نزد مولايم امام حسين عليه‏السلام بودم که جواني در حالي که ناله و فرياد مي‏زد نزد آن حضرت آمد. حضرت امام حسين عليه‏السلام فرمودند: چرا گريه مي‏کني؟ جوان عرض کرد:اي مولا! مادرم در اين ساعت مُرد و ثروت زيادي بر جا گذاشت و به من وصيتي نکرد و نمي‏دانم او را در کجا دفن کنم. اکنون شما چه صلاح مي‏بيني؟ حضرت فرمودند: آيا دوست داري خداوند مادر تو را زنده کند و تو را از آن چه مي خواهي خبر دهد؟ آن جوان گفت: خيلي خوب است، حضرت از جا برخاست و با آن جوان روانه شد و مردم با آنان روانه شدند تا به منزل مادر او رسيدند. حضرت بر سر مادر او ايستاد و خداي عزوجل را به دعاهايي خواند که نفهميدم. سپس فرمودند: «قومي يا امة الله باذن الله تعالي و اوصي الي ابنک بما تريدين»؛ اي کنيز خدا! به اذن خداي تعالي برخيز و هر چه خواستي به پسر خودت وصيت کن. آن گاه مادر آن جوان برخاست و شهادت داد و گفت: السلام عليک يابن رسول الله! همانا من مال زيادي دارم و در فلان جا گذاشته‏ام، آن را بيرون آور و دو سوم آن را براي شما و يک سوم ديگر را  به پسرم بدهيد؛ البته اگر مي‏دانيد او دوست شما است و اگر با شما مخالفتي دارد او را از آن پول منع فرماييد؛ زيرا مال من بر کسي که با شما اهل بيت عليهم‏السلام دشمن باشد حرام است. آن زن دوباره مُرد و حضرت فرمودند: او راغسل دهيد و دفن کنيد. 

 

17.jpg

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 40 و 41


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 19 آذر 1394  ] [ 12:41 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

امام مهدي عليه‏السلام به جهت قدرداني و وفا نسبت به رشادتهاي حضرت عباس عليه‏السلام به اين بارگاه ملکوتي تشريف مي‏آورند، نمونه زير گوياي اين واقعيت مي‏باشد: 

فقيه فرزانه آيت الله حاج سيد مرتضي لنگرودي فرمود: در حرم مطهر حضرت قمر بني‏هاشم عليه‏السلام مشغول زيارت بودم، ناگهان ديدم شخصي پشت سر من مشغول زيارت و خطاب به حضرت مي‏فرمايد: 

 «يا عمي!» و مطالبي را با فصاحت و بلاغت بيان مي‏کند. من از بس برايم اين مطلب جالب و جذاب بود دست از زيارت برداشتم تا ببينم اين بزرگوار چه مي‏گويد. همچنان مات و مبهوت شده بودم ولي کلمات دلرباي ايشان را همچنان مي‏شنيدم و ايشان گريه مي‏کرد و با حضرت در حال صحبت بود. ولي يک مرتبه از نظرم غايب شد. [1] .

 

 22.jpg


ادامه مطلب

[ سه شنبه 17 آذر 1394  ] [ 2:02 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

مرحوم حاج شيخ عباسي ‏قمي رضي الله عنه در کتاب شريف منتهي الامال نوشته است: ميرزا يحيي ابهري علامه مجلسي رضي الله عنه را در عالم رويا در صحن مطهر حضرت امام حسين عليه‏السلام ديد که در پايين پاي حضرت در اتاق روضةالصفا نشسته و مشغول تدريس است، سپس مشغول موعظه شد و وقتي خواست مصيبت بخواند، شخصي آمد و گفت: حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند: «اذکر المصائب المشتملة علي وداع ولدي الشهيد»؛ مصائبي را که مشتمل بر وداع فرزند شهيدم باشد ذکر کن.

مرحوم مجلسي نيز مصيبت وداع را ذکر کردند و خلق زيادي در آن جا بودند و گريه شديدي کردند که مثل آن روز نديده بودم. (منتهي الامال. )

 

18.jpg

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحه 41


ادامه مطلب

[ سه شنبه 17 آذر 1394  ] [ 1:49 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

در امالي روايت شده است: حسين بن محمد بن عبدالله از پدرش نقل مي‏کند: در مسجد مدينه مشغول نماز خواندن بودم، دو مرد عرب را ديدم که در يک طرف من نشسته‏اند و مشغول صحبت هستند، يکي از آن دو به ديگري گفت: هيچ مي‏داني بر من چه گذشته است؟ در بدنم دردي به وجود آمده بود که هيچ يک از طبيب‏ها نمي‏توانستند مرض مرا تشخيص بدهند تا حدي که از خودم نااميد شدم، روزي پيرزني به نام ام‏سلمه که همسايه ما بود به خانه ما آمد و از حال من سؤال کرد و گفت: اگر من درد تو را دوا کنم چه مي‏گويي؟ گفتم: غير از اين، آرزويي ندارم، آن زن پير به خانه خود رفت و بعد از لحظاتي وارد منزل من شد و همراه خود ظرفي پر از آب آورد و گفت: اين آب را بخور تا خوب شوي. گفتم: اشکالي ندارد، آن آب را خوردم و لحظه‏اي از اين جريان نگذشته بود که صحيح و سالم شدم و دردي را در بدن احساس نکردم. مدتي آن واقعه گذشت. ديگر اثري از آن مرض وجود نداشت. روزي آن پيرزن به خانه ما آمد، به او گفتم: اي ام‏سلمه! به من بگو آن چه شربتي بود که به من دادي و درد مرا برطرف کرد؟

 

80.jpg

 

 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 17 آذر 1394  ] [ 1:40 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

از امام محمد باقر عليه‏السلام روايت شده است که بعد از امام علي و امام حسن عليهماالسلام جمعي از شيعيان خدمت آقا امام حسين عليه‏السلام آمدند و عرض کردند: يابن رسول الله! ايشان از عجايب به ما نشان مي‏دادند ما از شما 

مي خواهيم که اين معجزات را به ما نشان دهيد. حضرت فرمودند: اگر پدرم را ببينيد او را مي‏شناسيد؟ گفتند: آري! ما خدمت آن حضرت رسيده‏ايم و آن آقا را مي‏شناسيم. سپس ايشان پرده را کنار زدند و فرمودند: پس نظر کنيد، وقتي آن‏ها نظر کردند، ديدند که حضرت به بهترين هيبت نشسته است، سپس پرده را به حالت اول درآوردند، جماعت گفتند: شهادت مي‏دهيم که او خليفه‏ي بر حق بوده و شما که پسر او هستي امام بر حق هستي. 

 

19.jpg

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 41 و 42


ادامه مطلب

[ سه شنبه 17 آذر 1394  ] [ 1:09 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ كهيعص [١٩:١] ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا [١٩:٢] إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا [١٩:٣] . . (سوره مبارکه مریم) ***عضو باشگاه راسخون بلاگ***
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 16204 نفر
كل مطالب : 194 عدد
تعداد نظرات : 15 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : شنبه 9 آبان 1394  عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 11 آبان 1395 
امکانات وب
روزشمار محرم عاشورا دانشنامه عاشورا