کهیعص
(( کربلا - هلاکت - یزید - عطش - صبر )) 
قالب وبلاگ

 پيرامون زنان در حادثه كربلا در دو محور سخن مى‏توان گفت:يكى آنكه آنان چند نفر و چه كسانى بودند،ديگر آنكه چه نقشى داشتند.

زنانى كه در كربلا حضور داشتند،برخى از اولاد على«ع»بودند،و برخى جز آنان،چه از بنى هاشم يا ديگران.

زينب،ام كلثوم، فاطمه،صفيه،رقيه و ام هانى،از اولاد«ع»بودند،فاطمه و سكينه،دختران سيد الشهدا«ع» بودند،رباب،عاتكه،مادر محسن بن حسن،دختر مسلم بن عقيل،فضه نوبيه،كنيز خاص امام حسين«ع»و مادر وهب بن عبد الله نيز از زنان حاضر در كربلا بودند.(1)

 25.jpg

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:41 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

تمام حالات حسين نشان مي‌دهد كه او آماده ي رفتن است: چهره‌اش نشانگر عزم او بر لقاء حق مي‌باشد، با دلي شكسته و سر و پاي برهنه در حالي كه لباسش بر زمين كشيده مي‌شود، به سوي عزيز خدا راهي مي‌گردد و در محضر او با ادب و با چشم خونين مي‌گويد:

 

25.jpg 

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:39 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

آن روز، چهار سالة‌ گلستان عصمت وعفاف در كنار بستر مظلومة‌ تاريخ (فاطمه زهرا) همراه اسماء بنت عميس زانوي غم را بغل گرفته و خيره خيره بر چهرة تكيدة مادر نگاه مي‌كرد.

 

12.jpg 

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:38 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

پس از دوري سخت و جانسوز؛ پس از طي مصايب در دوران پر سوز و گداز، اينك تنها و غريب با خيل يتيمان و شهيدان راهي حرم جدش مي‌گردد.
كنار در ورودي مسجد پيامبر اكرم (ص) مي‌آيد و دو دست خويش را در دو طرف در مسجد مي‌نهد و با گريه، جد خويش رامخاطب قرار مي‌دهد كه: " ياجداه! اني ناعيه اليك اخي الحسين
اي جد بزرگوار! خبر وفات برادرم حسين را آورده‌ام."
هر گاه چشمش به امام سجاد (ع) مي‌افتاد، بيش تر گريه مي‌كرد. باز پيامبر را مورد خطاب قرار داد:
" اي رسول خدا! اگر به امت خود وصيت كردي كه به خويشانت نيكي كنند، نه تنها نيكي نكردند، بلكه پيوند خود را با خويشان تو بريدند، و با آن ها پيوند برقرار ننمودند؛ تا آنجا كه اهل بيت تو را با لب تشنه كشتند و آب خوش و گوارا به آن ها نچشاندند و نرساندند."
او مي‌گفت و خاطرات كربلا برايش تازه مي‌شد و همراه او رسول خدا هم گريه مي‌كرد.

 

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:37 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

صداي" يا اخاك ادرك اخاك العباس! در صحنه كارزار و غربت، بر گوش حسين مي‌نشيند. سراسيمه خود را به سوي صدا روانه مي‌سازد. دوست و دشمن نظاره‌گر حركات حسين مي‌گردند در مسير راه احدي جرأت حضور در مقابل چهره، خشمگين حسين را ندارد و هر كس به سويي فرار را برقرار ترجيح مي‌دهد.
در كنار نهر علقمه، قامت رشيدي در خون خويش نشسته و منتظر آمدن سرور و مولا و امام خويش مي‌باشد. صداي سم اسبان دشمن جهت آزار او تداعي مي‌شود. صداي عباس برمي‌خيزد: «اگر باز قصد اذيت و آزارم را داريد، مرا مهلتي دهيد تا امام و مولايم را براي آخرين بار ببينم.» صداي تكيدة حسين برق اميدي در دل علمدارش مي‌نهد. اين، امام زمان اوست كه بر بالينش حاضر گشته است. در حالي كه دست خويش بر كمر گذاشته است، مرثيه مي‌خواند: «الان انكسر ظهري وقلت حيلتي و شمت بي عدوي»؛ الان كمرم شكست.

 

5.jpg 

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:36 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

تعالی روحی و شخصیتی حضرت زینب بعد از واقعه کربلا   

در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه این درس را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید، خواهر بزرگوارش زینب سلام الله علیها بود. راستی که موضوع عجیبی است، زینب با آن عظمتی که از اول داشته است و آن عظمت را در دامن حضرت زهرا علیهاسلام و از تربیت علی علیه السلام بدست آورده بود، در عین حال زینب بعد از کربلا، با زینب قبل از کربلا متفاوت است، یعنی زینب بعد از کربلا یک شخصیت و عظمت بیشتری دارد.

 

15.jpg 

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:35 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

خيل كاروان اسرا، دلشكسته و خسته به شهر مقدس مدينه بر مي‌گردند و در مقابل دروازة ‌شهر مدينه به امر امام قدري استراحت مي‌كنند، تا بشير خبر آمدنشان را به اهل مدينه بدهد.
زينب در آستانة‌ ورودي مدينه صدا به ناله وا‌مي‌دارد: «كه مدينه ما را قبول منما، مدينه آن زمان كه از تو جدا شديم، با حسن وعباس و علي‌اكبر ... رفتيم؛ اما اكنون هيچ كدام آن ها همراهمان نيستند، مدينه در يك روز، 18 مَحرَم خود را از دست دادم.»

 

19.jpg 

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:34 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

ماجراي كربلا پايان پذيرفته، ولي غم هاي زينب فراموش شدني نيست هر لحظة‌ او كربلا وعاشورا و اسارت و درد و رنج است. هر لحظه، مدينه يادآور حديث كساء اهل بيت و دوران هجرت زينب وحسين از سخت‌ترين دوران عمر اوست.
 

23.jpg

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:32 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

اسراء به قصد مدينه از شام بيرون مي‌آيند.
حضرت زينب از دروازة شام كه مي‌خواهد بيرون رود، سرش را از محمل خود بيرون آورده و خطاب به مردم شام مي‌گويد: «اي مردم! اگر ما را خارجي خوانديد، و اگر ما را در خرابه جاي داديد، ما رفتيم. اما جان شما و جان امانتي كه در خرابه شام نهاده‌ايم. هر وقت توانستيد بر سر مزار او برويد و شمعي روشن نماييد و آبي بر مزار او بپاشيد. او امانت برادرم حسين (ع) است.»


 

19.jpg

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:31 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

خانوادة‌ رسول خدا را به عنوان اسراي خارجي وارد شهر كوفه مي‌نمايند. كودكان از فرط گرسنگي چشم گود رفته و مردم به قصد ترحم، نان و خرما صدقه مي‌دهند. ام كلثوم از اين حركت مردم به ستوه مي‌آيد و به سرعت نان و صدقه را از دهانشان بيرون مي‌آورد و خطاب به مردم مي‌كند كه: «يا اهل الكوفه! انّ الصدقه علينا حرام.»؛ اي مردم كوفه صدقه بر ما حرام است.

 

21.jpg 

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:30 PM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 15 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ كهيعص [١٩:١] ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا [١٩:٢] إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا [١٩:٣] . . (سوره مبارکه مریم) ***عضو باشگاه راسخون بلاگ***
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 16476 نفر
كل مطالب : 194 عدد
تعداد نظرات : 15 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : شنبه 9 آبان 1394  عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 11 آبان 1395 
امکانات وب
روزشمار محرم عاشورا دانشنامه عاشورا