





همیشه لحظه خداحافظی صاحب خانه
کنار در می ایستد و به مهمانهایش لبخند می زند
ツ لبخند خدا بدرقه زندگیتان ツ
عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد ...









ای کاش علی شویم و عالی باشیم
هم سفره ی کاسه ی سفالی باشیم
چون سکه به دست کودکی برق زنیم
نان آور سفره های خالی باشیم ...

چه شبی است امشب ...
امشب چه شبی است؛ شب خوبی ها، نیکی ها، زیبایی ها؛
شب بیداری؛ شب راز و نیاز.
امشب چشم هایم را برهم نمی نهم و با تنها معبودم سخن میگویم. تنها با او واگویه می کنم دردهای دلم را ...
او را می خوانم و از درگاهش اجابت نیازهایم را میطلبم.
امشب چه شبی است؛
ملایک دسته دسته به یمن و بزرگی این شب بر زمین می آیند
تا چشمان خسته و خیس شب زنده داران
را با گلاب بهشتی بشویند.
آنان می آیند تا غبار خطا و گناه را با عطر فردوس از دلها بزدایند. امشب چه شبی است؛
شب گردش فرشتگان گرداگرد حجت الهی؛
شب بخشودن، شب تقدیر و چه زیباست امشب ...







الهـی العـفو ...
بـوی ِ نـاب ِ بهشـت می دهـد همـۀ نام های ِ قشـنگ ِتـو
می گذارمشان روی ِ زخــم های ِ د ِ لَ م ..
گفته بودی اَلجَبّـار
یعنی کسی که جُبران می کند همـۀ
شکستگی هایِ د ِ لَ ت را
گفته بودی اَلمُصَـوِّر
یعنی کسی که از نُـو می سازد
همـۀ آنچه را ویـران شده است درون ِ د ِ لَ ت
گفته بودی الشّافـی
یعنی کسی که شفا می دهد تمـام ِ
زخم هایِ عمیق و نا علاج را
هوای ِ دلـم سبک می شود با زمزمـۀ نام هایِ زیبایت
نَفـَس میـکِشَم در هوایِ مهـربانی هـایِ نابت ...

تمام حرفهایم مُسَجّع شدهاند؛
" اَلْغَوْث اَلْغَوْث خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَب "
آهنگ بُغضَم، سکوت شب را میشکند ..
فصل گریستن چون ابر بهار، در دل آستان آفریدگار غفار است.
چون، پُلها کوتاه شدهاند،
و آسمان، بذر امید بر روی دستانم میپاشد ..
شب قدر است،
شب بهترین گاه آرایش صحیفه دل به زیور ذکر خداست ..
شب قدر ، شب گشودن سفره دل و ریختن اشک نیاز ،
و فصل گریستن چون ابر بهار در دل آستان آفریدگار غفار است ...
شب اِحیای خویش، با دم مسیحایی دعاست ...
باید خود را آماده سفر کنم ، سفر بزرگی در پیش است ؛
می خواهم امشب ، وسعت پرندگی ام را رها کنم !
باید فرصت را غنیمت شمرد !
باید این لحظه ها را قدر دانست ...