استاد امرائي از رئيس قوه ي قضائيه پرسيده

 

 

 

 

 

 

بسمه تعالي شأنه

 

با عرض سلام ، ادب و احترام محضر مبارك حضرت آيت الله لاريجاني ،رياست محترم قوه قضائيه:   

 

به استحضار مي رساند در راستاي تعالي قانون و پردازش جامع و هرچه عادلانه تر ونيز پيشگيرانه قانون بخصوص در دستگاه قضاء،اين حقير كه در زمينه قانون،مديريت و سياست اسلامي سالهاي زيادب است پژوهش مي كنم ،لازم مي بينم براي كمكي هرچند ناچيز به نظام مقس جمهوري اسلامي،مواردي را كه به نظر مي رسد جاي تآمل و بازنگري داشته باشد و در تخصص اين حقير كه مهندسي و پردازش سياست است با مسؤلين بزرگوار بخصوص علماء و مراجع عاليقدر در ميان بگذارم.

پيرو همين دغدغه و سؤالات متعددي كه در مورد قوه قضائيه براي حقير مطرح است و اينجانب با نگاه مديريتي و اكادميك در آنها ،به دنبال جواب هستم ؛لازم ديدم يكي از اين موارد را كه سواد ناكافي قضايي و فقهي بنده مانع از پردازش و ساختارمند كردن ان در نتيجه تحقيقاتم شده است را با حضرت عالي مطرح و انشاءالله جواب مطلوب را دريافت نمايم.

مسألة :

در اعمال و تفيم جرم براي كسي كه متهم به دزدي است با توجه مكان و زمان و نيز موقعيت هاي خاص ،بعنوان مثال كسي كه از ديوار خانه ي شخصي وارد منزل شده و در حين دزدي و يا بعد از دزدي دستگير و مورد محاكمه قرار مي گيرد آيا آن شخص فقط به جرم اعمال دزدي بايد محاكمه و مجازات شود ؟ توضيح اينكه ،هر آن احتمال ان مي رود كه شخص مزبور به نيت تجاوز به ناموس به آن منزل رفته باشد ،هرچند به ظاهر همه ي دلايل دال بر نيت دزدي باشد.

بر حضرت عالي كاملا مكشوف و مبرهن است كه در اعمال اين مجازات در مورد اين گونه جرم ها دقت كافي به عمل نيامده و يا شايد روند مدرن شدن زندگي انسان باعث كهنه شدن قانون هاي سابق در مورد اين گونه جرائم شده است.

آيا به نظر حضرت عالي قرار دادن نيت پليدتر يعني نيت تجاوز به ناموس به عنوان نيت اول در تفهيم جرم براي اينگونه مجرمين و اعمال مجازات متناسب با آن ،در قدرت باز دارندگي تأثير بيشتر ندارد؟

ونيز آيا اين امر به عدالت نزديك تر نيست كه جهت حفظ آبروي صاحب خانه كه شايد همسر و يا دختري در خانه داشته باشد،براي شخص سارق جرم نيت تجاوز به ناموس قرار داده شود؟

هرچند بسياري موارد در زندگي روزمره افرادي در نقاط مختلف بخصوص شهرهاي كلان كه به گوش مي رسد ضمن تجاوز به ناموس ،سرقت اموال نيز صورت گرفته است و نيز برخي پرونده ها در اين مورد با اعتراف شخص سارق ،ابتدا به نيت دزدي اموال بوده اما شخص سارق بعد از ورود به منزل ماباختگان در حين سرقت متوجه نواميس شده و با تأثر بسيارمرتكب جرمي بسيار بزرگ تر شده اند. گاه پيش آمده است كه صاحب خانه براي حفظ آبروي خود فقط از سرقت اموال نام برده و تجاوز به ناموس را بر زبان نمي آورد و.....

خدمت حضرت عالي عرض مي نمايد آسيب شناسي اين خلاء و يا ضعف قانون در مورد آن بيش از اين مختصر مي باشد كه حقير مدت زيادي است بنا به حسب مشغوليت حرفه اي خود ،شناخت جامعي از آن دارم اما به اين مختصر بسنده نموده و از جناب حضرت آيتا الله لاريجاني تقاضا دارد با توجه به نگاه فقهي و قضايي خود پاسخي عالمانه به اين بنده ي كمترين مبذول فرمايند.

 

         الاحقر: حسن امرائي عبدولي

نوسنده ،محقق و پژوهشگر علوم انساني و سياست

  

 

 

 



 نگاشته شده توسط ذوالفقار طرهاني در سه شنبه 14 دی 1389  ساعت 2:46 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 بومي سازي علوم انساني_ روانشناسي سياسي

 

روانشناسي سياسي

 

در دنياي روبه پيچيدگي سياست ،بيش از پيش نياز به فراخوان علوم مختلف براي باروري خود و پاسخگويي به مطالبات بستر اجتماع و عرصه جهاني است.

در اين ميان رفتار انسان و بررسي متناسب آن با علم مديريت كلان پديده اي است كه امروز نمي توان از آن غافل شد كه ناگزير پاي روانشناسي سياسي به ميان مي آيد.

حسن امرائي پايه گذارروانشناسي سياسي(با رويكرد بومي) در ايران اين خلاء را در نگاه كلي نگرِ گستره پيماي خود مورد رصد قرار داد كه نتايح به كا گيري آن در پردازش سياست در ديدگاه ايشان بسيار تامل برانگيز است.

اين در حالي است كه بحث روانشناسي سياسي به تازگي در ممالك غربي و از سوي انديشمندان اين نظام ها مطرح شده است. نكته ي قابل انديشه اينكه آنچه كه در نگاه آنان بررسي شده است بسيار جزئي و سطحي است در حاليكه در دستگاه مهندسي سياسي استاد امرائي عبدولي بسيار عميق و پاسخگو پردازش شده است.

در اين مبحث آنچه كه ايشان ارائه مي دند با تمام پيكره ي سياست در گير است و به شكلي بنيادي در جايگاه خود عمق اثر گذاري را به تصوير مي كشد.

روانشناسي سياسي كه اگر چه امروزه همچنان به يك مبحث گفتگو بيشتر شباهت دارد اما استاد عبدولي در شكل بومي آن و مستقل از مهندسي معكوس ،سنگ بناي نخستين آنرا با مطرح كردن "بستر تكوين"به روشي كاملا آكادميك و بنيادي ،جاگذاري كردند.

روانشناسي سياسي بيشتر يك روش تحليل و تجزيه ي رفتار است كه البته نمي توان ان را يك دانش دانست بلكه فقط اسم يك دانش را يدك مي كشد و هدف تعريف شده ي آن،تشريح   چرايي براي يك رفتار سياسي مي باشد يعني در بستر سياست، رفتار عنصر انساني را تحليل تشريح مي كند بي انكه در آن سياست انسان و جايگاه او در يك جهان بيني مشخص رصد شده باشد؛به عبارت شفاف تر، در ساختار سياسي چه به لحاظ هندسي و چه به لحاظ محتوايي،به ويژگي هاي رواني انسان توجه نشده است بلكه فقط سياست ،پردازش و تدوين شده است يعني سياست براي سياست كه شكلي از مكتب پارناسين است.[1]با چنين روشي رفتار هاي بستر سياست بدون توجه به انسان و جايگاه او در تدوين سياست آناليز مي شود كه نوعي دفاع از سياست مي باشد نه انسان. قطعا چنين روشي فقط يك روش است نه يك دانش و همانگونه كه گفته شد فقط اسم يك دانش را به همراه دارد.

در روانشناسي سياسي بومي كه استاد امرائي پايه گذار ان است با يك روش صرف مواجه نيستيم بلكه با يك دانشِ داراي پي و اساس كه در بنياد سياست حضور دارد ، روبرو هستيم ،دانشي كه از زمان توليد دانش سياست حضور ذاتي دارد و بعد از آن در مرحله ي اجرا بخش دوم وظيفه ي خود را انجام مي دهد اما دانشي يا بهتر بگوييم روشي كه غرب ان را دانش روانشناسي سياسي مي داند فقط يك مرحله است يعني آنه مرحله دوم را به تنهايي معادل ان دانش قلمداد مي كنند در حاليكه اساس و عقبه اي آنرا پشتيباني نمي كند كه بيشتر مي توان انرا ابزاري از يك دانش دانست.

در روانشناسي سياسي بومي كه استاد عبدولي به تشريح آن مي پردازد،شناخت شناسي و سپس شناخت انسان در تعامل با شناخت سياست ،دانشي مي شود مجزا و تدوين شده .

بديهي است دانش سياست با حضور چنين دانشي ،نمي تواند فقط براي سياست تدوين شود بلكه هدف سياست در اين ميان براي خود سياست ضرورت پيدا مي كند.

اين دانش كه با طرح شناخت "بستر تكوين "در مهندسي و پردازش سياست پايه گذاري شد، بستر تشريع را همچنان متصل به تكوين مي داند يا به عبارت روشن،در عرصه سياست ،انفصال تشريع از تكوين را مساوي مي داند با سياست براي سياست كه در نتيجه ي اين امر،رفتارهاي نا متعارف سياسي بدون عنايت به عدم جايگاه رواني تعريف شده در دانش سياست،به تجزيه و تحليل كشانده مي شود.يعني نسخه رواني عنصر انساني در تدوين دانش سياست بارگذاري نشده است كه در نتيجه ي آن رفتار سياسي نا متعارف، با خود سياست در تضاد و تناقض تفسير مي شود. يعني دقيقا آنچه كه امروز در قالب يك روش و يك نگاه به عنوان يك دانش از سوي غرب ارائه مي شود.

 

برداشتي آزاد از كتاب "مهندسي سياست"


[1] -مكتبي هنري  كه معتقد است هنر فقط بايد براي هنر باشد نه در خدمت ارزش ها



 نگاشته شده توسط ذوالفقار طرهاني در سه شنبه 7 دی 1389  ساعت 2:59 AM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET