مهندسي دولت                                  (برگرفته از كتاب مهندسي سياست)

 

 

مهندسي دولت بخشي از مهندسي سياسي است كه بعد از مهندسي حكومت به پردازش، ساخت و طرح نهاد دولت مي پردازد [1] يعني مهندسي سياسي در پله اي پايين تر دولت را كه القاء و نهاد رسمي اجراي فرامين حكومت است ، پردازش مي كند و در گذاشت آن به عنوان نهادي حكومتي كه در قبال حكومت مسئول مي باشد ، اصول و مباني "ساختار بايدي" آن را تبيين مي كند و با توجه به اينكه در مهندسي سياسي، هدف به هيچ روي وسيله را توجيه نمي كند ، [2] ساختار آن را فقط در صورت سنخيت با اصول بنيادين مهندسي سياسي و در جهت تحقق اصول سه گانه دين محور، تاييد مي كند در غير اينصورت تغيير آن را ضرورت مي داند.

با توجه به مطالبي كه در بحث دولت بيان شد مهندسي سياسي به توصيف ساختار دولت نمي پردازد بلكه بايدها را مدنظر دارد ، از اين روي براي دست يابي به اهداف مورد نظر و بر اصول و مباني خود ، ساختار بايدي دولت را دستور مي كند و نيز ساختار جاري را هميشه مورد پژوهش و بررسي با پويش و مقتضيات زمان حال و اهداف آتي قرار مي دهد تا پردازش ساختار دولت هميشگي و به روز باشد ، لذا ساختار دولت و طرح سازماني آن هميشه نسبي است چرا كه ثبات آن تا زماني است كه در قبال وضعيت موجود و چشم انداز ترسيم شده پاسخگو باشد.

آنچه داوم دائم و ثبات هميشگي دارد حكومت و اقتدار است و دولت به عنوان نهاد خدمت ، بسته به مقتضيات خدمت در حال شدن است و آنچه در دولت ثبات دائم دارد، اصول و مباني مطلق مي باشد كه دولت در هر حال بايد پاسخگوي آنها باشد و نسبت به زمان و مكان در پياده سازي آنها ، قابليت لازم را داشته باشد ، از اين روي ، دولت از نقطه آغاز موجوديت خود، اصولي را بايد معيار حركت خود قرار دهد كه مطلق هستند .

نهاد دولت داراي هر ساختار و شكل خاصي كه باشد ، عناصري باعث تشكيل و حفظ قوام آن مي شوند .

صرف ارائه يك طرح و مدلي ساختاري منجر به تشكيل دولت نمي شود .

در مباحث مربوط به حكومت اشاراتي به جايگاه دولت در درون حكومت و شكل آن شد گذشته از اينكه ساختار و شكل دولت در مهندسي سياسي چگونه مي باشد ، در اين مبحث به بررسي عناصر عملياتي شدن دولت مي پردازيم . [3]

پس از آنكه شكل و ساختار دولت در مهندسي سياسي ارائه شد براي جاري شدن حضور دولت از طرح به عمل عناصري سه گانه لازم است .

حضور همزمان اين عناصر باعث عملياتي شدن طرح ساختاري ارائه شده مي شود و اين زماني است كه نهاد دولت رسماَ گمارده حكومت و شخص ولي فقيه مي شود تا وظايف تعريف شده براي تصويب خود را در قبال حكومت كه خدمت به نظام امام و امت مي باشد به انجام برساند.

اين عناصر سه گانه به ترتيب اولويت عبارتند از :

1- مشاركت [4]

2- قانون [5]

3- آسيب شناسي [6]

 

    نقل از : كتاب "مهندسي سياست"

 


[1] - فرق مهندسي حكومت با مهندسي دولت در اين است كه در مهندسي حكومت بيشتر نگاه توصيفي به حكومت هست برخلاف مهندسي دولت كه در آن نگاه توصيفي جايگاهي ندارد بلكه بايدها و بايسته هاي دولت مدنظر و مورد كاوش قرار مي گيرد در حاليكه در مهندسي حكومت چيزي وضع نمي شود بلكه همه چيزاز حاكميت مطلق و مباني ثابت و متقن وصف مي شود .

[2] - طرد تفكر ماكياوليسم

[3] - مهندسي سياسي دولت را در راستاي حكومت پردازش مي كند واينكه دولت حالت توصيفي ندارد بلكه نگرش به دولت در وهله اول نگرش پردازنده است به شكلي كه دولت پاسخگو اهداف و فرامين حكومت باشد .

[4] - Participation

[5] - rule

[6] - pathology



 نگاشته شده توسط ذوالفقار طرهاني در شنبه 11 دی 1389  ساعت 10:25 AM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET