اگر این نشانه‌ ها را دارید, باهوش هستید

روش‌ها و تست‌های بسیاری برای ارزیابی هوش وجود دارد. صرف‌نظر از روش‌های پیچیده، نشانه‌های ساده‌ای هم وجود دارد که می‌توان از آن‌ها استفاده کرد تا به میزان هوش خود و اطرافیان پی برد. نشانه‌های زیر راهی برای تشخیص افراد باهوش است.

 

انسان‌های نادان تمایل دارند که خود را دست بالا بگیرند، در حالی که افراد باهوش همیشه خود را دستِ کم می‌گیرند. همان‌طور که شکسپیر در نمایش‌نامه "آن‌طور که شما دوست دارید"‌، می‌نویسد که یک ابله خود را دانا فرض می‌کند و فرد دانا خود را احمق می‌بیند.

 

این عقیده عمومی در یک مطالعه که در دانشگاه کورنل و زیر نظر دیوید دانینگ و جاستین کروگر صورت گرفت، به دست آمد. این پدیده به عنوان اثر "دانینگ-کروگر " معروف است. بنابراین اگر شما درباره هوش خود زیاد مطمئن نیستید، ممکن است نشانه این باشد که شما بسیار باهوش هستید یا حداقل به این اندازه متفکر هستید که پی به محدودیت‌های خود ببرید.

 

در این‌جا چند نشانه پنهان وجود دارد که مشخص می‌کند افرادی که این ویژگی‌ها را دارند، بیش از آن‌چه که تصور می‌کنند، باهوش هستند. دریک بائر و چلسی هاروی قبلا به بررسی این موضوع پرداخته بودند.

 

 

اگر در گذشته دروس موسیقی فرا گرفته‌اید

 

تحقیقات نشان داده موسیقی باعث می‌شود که مغز کودک در چند مورد رشد داشته باشد. یک مطالعه در سال ۲۰۱۱ نشان داد که نمرات کودکان ۴ تا ۶ ساله در یک آزمون هوش کلامی، بعد از چند ماه شرکت در کلاس‌های موسیقی، افزایش چشمگیری داشته است.

 

مطالعه‌ای دیگر در سال ۲۰۱۴ توسط گلن شلنبرگ انجام شد و این نتیجه به دست آمد که کوکان ۶ ساله‌ای که ۹ ماه در کلاس پیانو یا آواز شرکت کرده بودند نسبت به کودکانی که در کلاس تئاتر شرکت کرده بودند یا هیچ دوره‌ای نگذرانده بودند، افزایش IQ بالایی داشتند.تحقیق دیگر شلنبرگ در سال ۲۰۱۳ نشان داد اکثر کودکانی که دوره‌ای موسیقی می‌گذرانند، بسیار موفق هستند. به عبارت دیگر در دنیای واقعی، آموزش موسیقی می‌تواند باعث افزایش تفاوت‌های شناختی شود.

 

اگر بزرگ‌ترین فرزند خانواده هستید

 

بزرگ‌ترین فرزندان معمولا باهوش‌تر هستند اما این موضوع ربطی به ژنتیک ندارد.

 

یک اپیدمیولوژیست نروژی به بررسی ترتیبِ تولد، وضعیت سلامتی و نمره IQ حدود ۲۵،۰۰۰ پسر جوان ۱۹ و ۲۰ ساله که بین سال‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۷۶ متولد شده بودند، پرداخت. نتیجه به دست آمده نشان داد که فرزندان اول دارای میانگین ضریب هوشی ۱۰۳ بودند، این میانگین برای فرزندان دوم ۱۰۰ و فرزندان سوم ۹۹ بود. (‌تست IQ)

 

نیویورک تایمز می‌نویسد یافته‌های جدید از مطالعات معتبر نشان می‌دهد که میانگین آی‌کیو فرزندان اول نسبت به خواهران و برادران خود، کمی بیشتر ولی قابل توجه است. تحقیقات نشان می‌داد که این تفاوت به خاطر عوامل زیستی نبود اما اثر فیزیولوژیکی متقابل بین والدین و فرزندان بر این موضوع تاثیرگذار است.

 

به این دلیل و دلایلی که گفته شد، انتظار می‌رود که فرزندان اول نسبت به دیگر فرزندان موفق‌تر باشند (‌تنها کمی موفق‌تر، نمی‌توان گفت که این تفاوت بسیار چشم‌گیر است).

 

اگر لاغر هستید

 

در سال ۲۰۰۶ دانشمندان حدود ۲۲۰۰ فرد بالغ را مورد بررسی قرار داده و از آن‌ها تست هوش گرفتند. این تحقیق که ۵ سال به طول انجامید نشان داد که هرچه افراد دورِ کمرِ بیشتری داشته باشند، از توانایی شناختی کمتری برخوردارند.

 

مطالعه دیگری در همان سال منتشر شد که نشان می‌داد احتمال می‌رود کودکان ۱۱ ساله‌ای که امتیاز کمتری در آزمون‌های کتبی و شفاهی به دست آوردند، در ۴۰ سالگی چاق خواهند شد. نویسندگان مطالعه عقیده دارند که کودکانِ باهوش‌تر آموزش‌ها را بهتر فرا می‌گیرند و این مسئله باعث می‌شود که جایگاه شغلی بالاتر با درآمدی بیشتر داشته باشند، بنابراین شرایط بهتری برای مراقبت از سلامتی خود نسبت به کسانی که هوش کمتری دارند خواهند داشت.

 

یک مطالعه اخیر هم نشان می‌دهد که در میان کودکان پیش دبستانی، کودکانی که آی‌کیو کمتری دارند، دارای شاخص حجم بدن بالاتری هستند. این تحقیق ثابت می‌کند که عوامل محیطی در این رابطه نقش مهمی بازی می‌کند. زیرا رابطه بین شاخص حجم بدن و هوش، تحت تاثیر شرایط اجتماعی و اقصادی است.

 

اگر یک گربه هستید

 

در سال ۲۰۱۴ یک مطالعه از ۶۰۰ دانشجوی کالج آزمایشی به عمل آمد، در این تست که هوش و شخصیت را ارزیابی می‌کرد، نشان می‌داد افرادی که از نظر شخصیت شناسی به سگ شباهت داشتند، نسبت به کسانی که به گربه شباهت داشتند خوش‌برخورد‌تر بودند. افرادی با شخصیت گربه، امتیازی بالاتر در توانایی شناختی به دست آوردند.

 

اگر در دوران نوزادی از شیر مادر تغذیه شده‌اید

 

یک تحقیق در سال ۲۰۰۷ نشان داد نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌شوند، احتمالا باهوش‌تر خواهند بود.

 

در دو مطالعه، محققان بیش از ۳۰۰۰ کودک را در بریتانیا و نیوزلند مورد بررسی قرار دادند، نتیجه نشان داد کودکانی که از شیر مادر تغذیه کرده‌اند، البته اگر تعداد ژن اف‌دی‌ای ‌اس‌۲، برابری داشتند، ۷ امتیاز ضریب هوشی (IQ) بالاتر از دیگر کودکانی که شیر مادر نخورده بودند، داشتند. (‌این نوع از ژن‌ها در بین کودکانی که شیر مادر خورده‌اند و کودکانی که از شیر‌های دیگر تغذیه شده‌اند، به سختی به مقدار برابری می‌رسد). دانشمندان بیان می‌کنند که مشخص کردن رابطه دقیق بین اف‌دی‌ای‌اس ۲ (اسید چرب غیراشباع ۲) ، آی‌کیو و شیرمادر به مطالعات بیشتری احتیاج دارد.

 

اگر چپ‌دست هستید

 

به نظر می‌رسد که چپ‌دستی رابطه مستقیمی با جرم و جنایت دارد و پژوهشگران هنوز درباره پاسخ این سوال ‌که چرا و چگونه تعداد افراد چپ دست در میان خلافکاران کمی بیشتر است، جوابی قطعی ندارند.

 

پژوهش‌های اخیر به بررسی رابطه بین چپ دست بودن و تفکر واگرا پرداخته است. تفکر واگرا نوعی از خلاقیت است که در لحظه‌ای فرد را به ایده‌های ناب و خلاقانه می‌رساند (حداقل در میان مرد‌ها)‌. خبرنگار نیویورکی، ماریا کنیکوا در سال ۱۹۹۵ دربررسی از یک مقاله می‌نویسد که در گروهی متشکل از مردان، کسانی که چپ‌دست بودند، در آزمون تفکر واگرا نتایج بهتری داشتند.

 

چپ‌دست‌ها افرادی ماهرتر بودند، به عنوان مثال برای ترکیب دو چیز مختلف از راهی خلاقانه و تولید وسیله‌ای جدید؛ مثلا استفاده از یک تکه چوب و یک قوطی حلبی برای ساخت خانه پرندگان. آن‌ها در گروه‌بندی فهرستی از کلمات، بسیار خوب عمل کردند.

 

اگر قدبلند هستید

 

در یک تحقیق در سال ۲۰۰۸ که روی هزاران نفر انجام شد، این نتیجه به دست آمد که افراد قد‌بلند، از ضریب هوشی (IQ) بالاتری برخوردارند و در سنین کودکی و بزرگسالی پول بیشتری نسبت به بقیه به دست می‌آوردند.

 

پژوهشگران می‌نویسند که اوایل زندگی و سن ۳ سالگی ( قبل از این‌که مدرسه رفتن بتواند تاثیری روی کودکان بگذارد) در تمام دوران کودکی، کودکانِ قد بلند در آزمون‌های شناختی عملکردی بهتر و قابل توجه دارند.

 

 

اگر خیلی زود خواندن را یاد گرفته‌اید

 

در سال ۲۰۱۲ محققانِ انگلستانی یک بررسی روی حدود ۲۰۰۰ جفت دوقلوی همسان انجام دادند. آن‌ها متوجه شدند خواهر و برادرانی که خواندن را زود‌تر یاد گرفتند، نمرات بهتری در آزمون‌های توانایی‌های شناختی به دست آوردند.

 

نویسندگانِ این تحقیق بیان می‌کنند که یادگیری خواندن از سن خیلی کم، توانایی کلامی و غیر کلامی (به عنوان مثال قدرت استدلال) را افزایش می‌دهد، همان‌طور که یادگیری خواندن در سن بالاتر از این توانایی‌ها می‌کاهد.

 

اگر بیش از حد نگران هستید

 

گروهی از تحقیقات نشان می‌دهد که ممکن است افراد مضطرب در مواردی خاص از هوش بیشتری نسبت به بقیه برخوردار باشند. این نتیجه از آزمایش‌های متعددی که روی اضطراب انجام شد، به دست آمد. در یک نظرسنجی محققان از دانشجویان دوره لیسانس خواستند که یک فرم نظرسنجی پر کنند. این پرسشنامه مشخص ‌می‌کرد که افراد هر چند وقت‌ یک‌بار دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند. این‌که افراد در چه زمان‌هایی بیم‌ناک می‌شوند یا چه مواقعی به فکر‌ کردن مداوم به جنبه‌های مختلف از یک شرایط ناراحت کننده می‌پردازند، در این مطالعه مشخص می‌شد.

 

ادوارد سلبی در "روانشناسی امروز" گزارش می‌دهد که نتایج نشان داد افرادی که مضطرب‌تر و هراسان‌تر هستند، از هوش کلامی بالاتری برخوردارند. این در حالی است که افرادی با نگرانی و ترس کمتر، هوش غیر‌کلامی بالاتری داشتند.

 

اگر شوخ طبع هستید

 

در یک تحقیق حدود ۴۰۰ دانشجوی روان‌شناسی یک تست هوش دادند که نشان می‌داد چه کسانی دارای توانایی استدلال انتزاعی و هوش کلامی هستند. سپس از آن‌ها خواسته شد که برای چندین کارتون، عنوان بنویسند. افرادی دیگر این عنوان‌ها را خوانده و به آن‌ها رتبه دادند.

 

همان‌طور که انتظار می‌رفت، دانشجویان باهوش‌تر، رتبه شوخ‌طبعی بالاتری دریافت کردند.

 

اگر کنجکاو هستید

 

در دانشگاه لندن، پروفسور توماس چامورو پرموزی مطرح می‌کند که چگونه هوش فرهنگی ( CQ) و ذهنی همیشه تشنه، افراد را کنجکاو‌تر می‌کند. با در نظر گرفتن هوش فرهنگی، این پروفسور می‌نویسد که این هوش به اندازه IQ و EQ مورد مطالعه قرار نگرفته است اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این هوش در زمانی که نیاز به مدیریت شرایطی پیچیده در دو روش عمده است، اهمیت بسیاری دارد. به طور کلی افرادی که CQ بالاتری دارند، معمولا هنگام ابهام شکیبایی بیشتری دارند.

 

این اختلاف ظریف، غیر‌طبیعی و روش تفکر دقیق، اساس پیچیدگی را مشخص می‌کند. علاوه بر این هوش فرهنگی، سطوح بالاترِ سرمایه‌گذاری فکری و کسب علم و دانش را در طول زمان به همراه دارد. مخصوصا در حوزه‌هایی از آموزش که نیازمند تفکر است، مانند علم و هنر.

 

یک پژوهش در دانشگاه گلد میس لندن نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری فکری یا این‌که مردم چگونه زمان و تلاش خود را در سرمایه‌گذاری عقل استفاده می‌کنند، نقشی اساسی در رشد شناختی ایفا می‌کند.

 

اگر شلخته هستید

 

یک مطالعه منتشر شده در "علوم روانشناختی" که در دانشگاه مینه سوتا کارلسون به ثبت رسید، نشان داد که کار کردن در یک اتاق به هم ریخته، خلاقیت را افزایش می‌دهد.

 

در این مطالعه از ۴۸ شرکت‌کننده خواسته شد که استفاده‌ای غیر‌عادی از توپ پینگ‌پنگ کنند. ۲۴ شرکت کننده در اتاق‌هایی تمیز و ۲۴ شرکت‌کننده هم در اتاق‌های به‌هم ریخته فکر کردند. کسانی که در اتاق‌های تمیز بودند پاسخ‌های جالبی ندادند اما پاسخ گروه دیگر که در اتاق‌های به‌هم ریخته فکر کرده بودند، خلاقانه بود.

 

 

بنابراین اگر شما یک انسان شلخته هستید، دفعه بعدی که به شما گفته شد مرتب باشید، بگویید که با این کار دارید خلاقیت و نوآوری خود را تقویت می‌کنید.

 

اگر شب‌ها بیدار می‌مانید

 

یک مطالعه که در "مجله رسمی انجمن بین‌المللی مطالعه تفاوت‌های فردی" منتشر شده نشان می‌دهد افرادی که تمایل دارند شب‌ها بیدار بمانند، نسبت به کسانی که صبح زود از خواب برمی‌خیزند، هوش بیشتری دارند. از این پژوهش این‌گونه نتیجه گرفته می‌شود که شواهدِ فعالیت‌های شبانه در قدیم بسیار نادر بوده و به این معنی است که افراد باهوش‌تر تمایل دارند که تا دیر‌‌وقت بیدار بمانند، زیرا آن‌ها تمایل دارند که از ارزش‌های تکاملی جدید حمایت کنند.

 

اگر نیازی ندارید تا همیشه به سختی تلاش کنید

 

این به آن معنا نیست که تنبل بودن نشانه‌ای از هوش بالا است. اما منصفانه‌ است که بگوییم افراد باهوش نیازی ندارند که همیشه به سختی کار کنند تا مانند افراد کوشا و سخت‌کوش مهارت‌های خود را تقویت کنند (‌حداقل در بعضی از زمینه‌ها). این نظریه از پژوهشی در دانشگاه واندربیلت که به مطالعه جوانان بسیار باهوش می‌پرداخت و زیر نظر روانشناسان دیوید هیمبریک و الیزابت ماینز به دست آمد.

 

این مطالعه روی ۲۰۰۰ نفر انجام شد. این افراد در آزمون SAT و در سن ۱۳ سالگی بالاترین رتبه را دریافت کرده بودند. روانشناسان به نتایج قابل توجهی دست یافتند. افرادی که نمراتی بین ۹۹.۱ درصد و ۹۹.۹ درصد از توانایی فکری در سن ۱۲ سالگی دریافت کرده بودند، احتمال کسب دکتری، حق ثبت اختراع، انتشار یک مقاله در یک مجله علمی یا انتشار یک اثر ادبی در آینده آن‌ها سه تا پنج برابر بود. سطح بالایی از توانایی‌های فکری به شما این امکان را می‌دهد که در دنیای واقعی به موفقیت‌های عظیمی دست پیدا کنید.

 

آن‌ها نتیجه گرفتند با این‌که همیشه توصیه به سخت‌کوشی برای داشتن هوش بیشتر می‌شود، توانایی‌های ذاتی خاصی وجود دارند که قابل یاد‌گیری یا کسب نیست. تمام این نتایج بر طبق نظریات علمی و در نمونه‌های آماری گسترده به دست آمده بود.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 آذر 1395  ] [ 12:57 AM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

بهانه مبارزه با تروریسم و مسئله نقض کرامت انسانی

به این عبارات توجه کنید:

• آزادی یک هزار گناهکار، بهتر از مجازات یک بی گناه است. (دورکین، 2006، ص 37)

• اگر کسی فقط یک دشمن حقیقی بشریت را به قتل رساند، او کل بشریت را (به قتل نرسانده، بلکه) نجات داده است. (Žižek, 2002)

 

«زندگی انسانی، نمی تواند اهمیتی عینی داشته باشد مگر اینکه این اهمیت عینی به یکسان به زندگی همه انسان ها تسری پیدا کند. پس محال است بتوان بین عزت نفس و احترام به اهمیت زندگی دیگران فرقی گذاشت. شما با انکار اهمیت ذاتی هر انسان عملاً به کرامت انسانی خودتان توهین می کنید. این یک بینش آشنا در فلسفه اخلاق است و جوهر نظریه امانوئل کانت را تشکیل می دهد که احترام به عزت نفس خویش یعنی احترام متقابل به کل بشریت. کانت تاکید می کند که اگر شما با دیگران چنان رفتار کنید که گویی ابزاری بیش نیستند و گویی زندگی آنها هیچ اهمیت ذاتی ندارد در آن صورت عملاً اهمیت ذاتی زندگی خودتان را منکر شده بنابراین ضروری است که بفهمید چه وقت اعمالتان نشانه خوار پنداشتن ارزش زندگی دیگران است.» (دورکین، 2006، ص 27)

 

بر اساس آنچه ذکر شد، مناقشه اصلی در زمینه سیاست های ضدتروریستی، بر سر این مسئله است که این سیاست ها، حقوق بشر را نقض می کند یا خیر. چرا که «هیچ اتهامی علیه یک دولت، جدی تر از اتهام نقض حقوق بشر نیست. (همان، ص 39) مسئله این است که چگونه می توان میان امنیت و حقوق شهروندان و مخاطبان موازنه برقرار کرد و رعایت اخلاقیات ولو به ضرر ما در گرو چیست و تا کجا می تواند ادامه داشته باشد. هرچند در صدد آن نیستم که عمیقاً بدین پرسش ها پاسخ دهم و تنها در جهت هدایت پژوهش های آتی آنان را مطرح می نمایم، باید گفت:

در فضای مابین تروریست ها و دولت ها، این مخاطبان هستند که از سوی هر دو طرف آسیب می بینند و هر دو طرف از ایدئولوژی قربانی سازی بهره می برد تا پیروز گردد.

 

اکنون که حقوق شهروندی و بخش خصوصی زندگی انسانی به خطر افتاده است، امنیتی سازی بیش از پیش حاصل شکست سیاسی است و تروریست ها بی توجه به کرامت انسانی با اقدامات تروریستی شان آب در آسیاب امنیتی شدن می ریزند و اساس انسانی را با خطر مواجه می کنند. اکنون که می خواهیم رفتار خود را بر اساس احترام به ارزش زندگی خود و دیگران در نظر بگیریم، در مواجهه با تروریست ها و اقداماتشان، چگونه باید میان امنیت خودمان و ارزش زندگی خودمان یکی را انتخاب کنیم؟ آیا اکنون آنقدر وحشت زده ایم که تهدیدهای دیگر همچون ایدز، مواد مخدر و ... را نمی بینیم و حاضریم کرامت انسانی مان را قربانی امنیت مان کنیم؟

 

شاید هنوز به عبارت «اگر کسی فقط یک دشمن حقیقی بشریت را به قتل رساند، او کل بشریت را (به قتل نرسانده، بلکه) نجات داده است» می اندیشیم و به یکباره آن را می پذیریم. اگر چنین است پس به بیابان وحشت خوش آمدید. بیابانی برای دفاع از خشونت اخلاقی و اخلاقِ خشونت.

 

در عین حال، حمایت برخی دولت ها از تروریست ها از این نظر نیز قابل تامل است. اگرچه به نظر می رسد که تروریست ها دارای مفاهیمی همچون بازیگران نوین و سیاست گذاری هستند، اما می توان در سیاست بین الملل آنها را مزدوران نوین عرصه جنگ و سیاست نیز تلقی نمود.

 

اغلب کشورهای خاورمیانه، از بحران مشروعیت رنج می برند، و به لحاظ سیستم های امنیتی و دفاعی به شدت طفیلی کشورهای غربی می باشند. تروریسم بحرانی عمیق تر از آنی است که به نظر می رسد. بدون تردید، هرگونه ائتلاف با تروریست ها چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم، حاوی پیام های عمیقی است. این اتحادها و ائتلاف های پنهانی، بدون هیچ تردیدی نقض حقوق بشر است. به نظر می رسد هم فیلسوفان و هم دانشمندان علم سیاست و روابط بین الملل و نیز تصمیم گیران و تصمیم سازان می بایست اندیشه ای جدی و جدیدی را پی ریزی نمایند. به نظر می رسد، کاستی های عمیقی در این رابطه وجود دارد و نجات یک انسان، هرچه زودتر، نجات بشریت است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 آذر 1395  ] [ 12:57 AM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

چگونه در تنهایی خود, شادترین باشیم

اکثر ما در زندگی خود تنهایی را تجربه کرده ایم. شاید شما هنوز شریک زندگی ایده آل تان را پیدا نکرده اید، به شهر دیگری سفر کرده اید و دوستی ندارید، یا شاید از یک رابطه شکست خورده باز می گردید، شاید هم عشق خود را در حادثه ای از دست دادید...

 

علت تنهایی تان هر چه باشد، شما باید از تنهایی خود نهایت لذت را ببرید. مطمئن باشید که به زودی شرایط تان به بهترین شکل تغییر خواهد کرد پس از لحظات خود نهایت استفاده را بکنید.

 

 

اما چگونه می توان تنهایی خود را لذت بخش کرد؟ در اینجا مهمترین نکاتی را که به شما کمک می کند تا از زندگی خود، حتی در تنهایی نیز، لذت ببرید، به شما معرفی می کنیم.

 

با طبیعت در ارتباط باشید

 

«به تنهایی به دل طبیعت بزن» این جمله ای بود که دوست روان شناسم، وقتی در بدترین شرایط روحی به سر می بردم، به من گفت..

 

طبیعت، زمین، هوا، آب، درخت، علف، کوه... دقیقا همان چیزی است که شما در خال حاضر بدان احتیاج دارید. زمانی که تنهایی به شما فشار می آورد، ارتباط خود را با طبیعت افزایش دهید.

 

 

کارهایی که در اینجا به شما پیشنهاد شده، می تواند حال شما به بهترین شکل تغییر دهد:

 

 

با پای برهنه قدم بزنید و به هر کدام از قدم هایتان و آنچه زیر پاهایتان احساس می کنید، بیاندیشید.

درخت را در آغوش بگیرید، او را با دست لمس کنید، به تک تک شاخه های آن خیره شوید.

به موجودات زنده ای که در اطراف تان هستند با دقت نگاه کنید. به گنجشک ها،کلاغ ها یا حتی سگی که در حال پارس کردن است.

 

 

 

به گل طوری نگاه کنید که انگار شما یک زنبور هستید و می خواهید روی برگ های لطیف آن بنشینید و شهدش را بمکید.

تن تان را به آب بزنید یا حتی با قایقی روی زلال آبی آن آرام بگیرید.

زیرا دانه های باران یا آب زلال آبشار بایستید و پاکی آن را ستایش کنید.

 

 

با انجام برخی یا حتی تمام این کارها، خواهید دید که طبیعت چه معجزه ای در روحیه شما خواهد کرد. طبیعت ارتباطی، حتی محکم تر از ارتباط بین آدمها، با شما برقرار خواهد کرد، تنها اگر بخواهید.

 

برای غریبه ها نامه های عاشقانه بنویسید

 

شما پس از گذراندن بحران ها، به عشق احتیاج دارید. عشق حال آدم را خوب می کند اما اگر فردی ایده آل و مناسب با روحیات شما پیدا نشد، چه باید کرد؟ یکی از موثرترین راهها نوشتن نامه ای عاشقانه برای غریبه هاست.

 

نترسید..هیچ اتفاق ناخوشایندی اتفاق نخواهد افتاد. هر چیزی را که خود دوست دارید بشنوید، در نامه بنویسید. سپس آن را تا کنید و جایی بگذارید که مطمئن هستید شخصی آن را خواهد خواند. کتابخانه ها یا حتی کافی شاپ ها مکان های مناسبی هستند که می توانید نامه تان را در آنجا رها کنید.

 

 

افراد بسیاری هستند که چون شما محتاج عشق اند، پس نه فرصت بیان زیباترین احساسات تان را از خود بگیرید و نه شانس خواندن تاثیرگذارترین کلام را از دیگران.

 

اول از همه خودتان را دوست بدارید

 

شاید فکر کنید که این جمله بسیار سطحی و کلیشه ای است، اما مفهوم عمیقی پشت آن نهفته است که هر کسی قادر به درک آن است. مسلما همه ما خودمان را دوست داریم اما واقعا چگونه می توان خود را دوست داشت؟

 

پیشنهاد می کنیم که ساعت خود را سر زمانی معین کوک کنید. ساعت تان که زنگ خورد، برای چند دقیقه تمام حواس تان را روی خودتان متمرکز کنید. در آن لحظه چقدر خودتان را دوست دارید؟ در حال چه کاری برای خودتان و دل تان هستید؟

 

پس از مدتی خواهید فهمید که ارزش شما بسیار بیشتر از آنچه خودتان فکر می کنید، است. آن وقت رفته رفته شیوه زندگی و رفتارهایی که از خود نشان می دهید، تغییر خواهد کرد. با خودتان مهربان تر خواهید شد و یاد می گیرید که درست در راستای همان که آرزویش را دارید، همان که شاد و آرام تان می کند، قدم برخواهید داشت.

 

 

از انجام این کارها غافل نشوید:

 

 

خودتان را در آینه نگاه کنید، به چشم هایتان زل بزنید و بگویید: «من دوستت دارم، از ته قلبم می پرستمت، تو فوق العاده ای!»

روش صحبت کردن خود را تغییر دهید. به جای جمله «من چقدر احمق بودم» بگویید «من بهترین تصمیم را گرفتم.»

زیر دوش آب گرم به مدت زیادی بایستید.

به بدن تان اهمیت دهید. ورزش هایی مانند یوگا، پیلاتس را در برنامه روزانه تان قرار دهید. مدیتیشن کنید.

مواد غذایی ارگانیک مصرف کنید و موادی را که ارزش غذایی خاصی ندارند، از فهرست تان روزانه تان حذف کنید.

برای مدتی بنشینید و هیچ کار انجام ندهید.

عادات بدتان را شناسایی و عادات خوب دیگر را جایگزین شان کنید.

 

 

در نهایت، هیچ کس جز خودتان مسئول شادی زندگی تان نیست. پس به توانایی هایتان ایمان داشته باشید و از تک تک لحظات تنهایی خود نهایت لذت را ببرید.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 آذر 1395  ] [ 12:56 AM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

15 دلیلی که باید از قند ترسید

دیر زمانی است که زنگ هشدار خطرات مصرف بیش از اندازه قند برای انسان به صدا در آمده است. در سال 1957، جان یادکین، استاد تغذیه در کالج کوئین الیزابت در لندن، این استدلال را مطرح کرد که در بیماری قلبی و دیگر بیماری های مزمن، قند و نه چربی مقر اصلی است.

 

اما دهه ها پیش و پس از مطالعه ای که توسط تیمی از دانشمندان دانشگاه هاروراد صورت گرفت، چربی به عنوان نخستین عامل خطر آفرین در رژیم غذایی برای بیماری قلبی معرفی شد و فرضیه یادکین رد شد.

 

اما با تجزیه و تحلیل اسناد تاریخی اکنون مشخص شده است که صنعت قند آن تحقیقات را به عمد مهندسی کرده و پاداش دانشمندان برای تلاش های صورت گرفته در زمینه خطر آفرینی کمتر قند را پرداخت کرده است. حتی بدون در نظر گرفتن این گزارش، شواهد مستند از آثار مضر مصرف بیش از اندازه قند رو به افزایش است.

 

بنابر گزارش سازمان غذا و داروی آمریکا، مردم باید روزانه 50 گرم قند - حدود چهار قاشق غذاخوری مصرف کنند. این در شرایطی است که سازمان جهانی بهداشت نصف این میزان را برای کسب نتایج خوب پیشنهاد می دهد. اما به عنوان مثال، هر آمریکایی به طور میانگین تا 22 قاشق چایخوری شکر در روز مصرف می کند. در ادامه با پی‌آمدهای بالقوه مصرف بیش از اندازه قند بنابر جدیدترین پژوهش های علمی بیشتر آشنا می شویم.

 

پوسیدگی دندان

 

در میان تمام بیماری های بالقوه مرتبط با قند، ارتباط بین قند و پوسیدگی دندان شاید تایید شده‌ترین مورد باشد. قند چنان دشمن بزرگی برای سلامت دهان و دندان محسوب می شود که مطالعه ای در سال 1967 آن را مقصر اصلی پوسیدگی دندان نامید. از آن زمان تاکنون، دندان پزشکان خواستار اعمال محدودیت های سختگیرانه‌تر برای مصرف قند شده اند.

 

پوسیدگی دندان زمانی رخ می دهد که باکتری های موجود در دهان با قندهای ساده تغذیه می شوند و تولید اسید می کنند که این اسید مینای دندان را از بین می برد. آب نبات های ترش موجب انتشار اسید بیشتری نسبت به دیگر آب نبات ها می شوند و از این رو پوسیدگی دندان راحت‌تر شکل می گیرد.

 

گرسنگی سیری ناپذیر

 

هورمون لپتین به بدن شما می گوید چه زمانی به اندازه کافی غذا خورده اید. افرادی که در آنها مقاومت به لپتین ایجاد می شود، سیگنال «من سیر هستم» را هرگز دریافت نمی کنند و از این رو مانعی اساسی در برابر کنترل وزن شکل می گیرد. چند مطالعه به این نکته اشاره داشته اند که مقاومت به لپتین می تواند از عوارض جانبی چاقی باشد و نه علتی که به آن منجر می شود. اما پژوهشی که روی موش ها صرت گرفته نشان داده است مصرف بیش از اندازه فروکتوز می تواند به صورت مستقیم به سطوح بیش از حد لپتین و کاهش حساسیت بدن نسبت به این هورمون منجر شود. (با حذف فروکتوز از رژیم غذایی موش ها این آثار به طور طبیعی معکوس شد.)

 

به گفته پژوهشگران مطالعات بیشتری در زمینه تایید ارتباط قند با اشتهای سیری ناپذیر باید صورت بگیرد اما نتایج به دست آمده تاکنون نگران کننده هستند.

 

افزایش وزن

 

غذاهای شیرین کالری فراوانی دارند اما در زمینه ارضا گرسنگی چندان خوب عمل نمی کنند. به عنوان مثال، هنگامی که پژوهشگران عادات غذایی گروه بزرگی از مردان ژاپنی را مورد مطالعه قرار دادند، دریافتند ارتباط قابل توجهی بین میزان قند دریافتی و افزایش وزن وجود دارد. این ارتبط حتی پس از در نظر گرفتن عوامل دیگری مانند سن، شاخص توده بدنی، کل کالری دریافتی، مصرف الکل، سیگار کشیدن و ورزش منظم نیز همچنان وجود داشت.

 

مقاومت به انسولین

 

هنگامی که یک وعده غذایی سرشار از قند مصرف می کنید، تقاضای بدن برای انسولین، هورمونی که به بدن در تبدیل مواد غذایی به انرژی قابل استفاده کمک می کند، افزایش می یابد. اما هنگامی که سطوح انسولین بالا باقی می ماند بدن شما حساسیت کمتری نسبت به این هورمون پیدا می کند و گلوکز در خون ساخته می شود.

 

نشانه های مقاومت به انسولین می تواند شامل خستگی، گرسنگی، ابهام مغزی، و فشار خون بالا باشد. مقاومت به انسولین با وزن اضافی در بخش میانی بدن شما مرتبط است. بیشتر افراد تا زمان ابتلا به دیابت از مقاومت به انسولین در بدن خود آگاه نمی شوند.

 

دیابت

 

بین سال های 1988 تا 2008، شیوع دیابت در آمریکا به میزان 128 درصد افزایش یافت. امروز، حدود 25 میلیون نفر در این کشور با دیابت دست و پنجه نرم می کنند. کشورهایی با مصرف بالای قند شاهد نرخ های بالاتر بیماری دیابت نیز هستند.

 

نتایج مطالعه ای که با حضور 51 هزار و 603 زن بین سال های 1991 تا 1999 انجام شد، نشان داد، خطر ابتلا به دیابت در میان زنانی که نوشیدنی های شیرین شده با قند مصرف کرده اند، بیشتر بوده است. مصرف این قبیل نوشیدنی ها نه تنها با اضافه وزن بلکه با ابتلا به بیماری دیابت مرتبط است.

 

چاقی

 

چاقی یکی از خطرات اصلی مصرف بیش از اندازه قند است. قند می تواند به صورت مستقیم خطر چاقی را افزایش دهد اما این ارتباط می تواند با ابتلا به دیابت، سندرم متابولیک یا عادات (رژیم غذایی و ورزش) مرتبط با رژیم های غذایی سرشار از قند گره خورده باشد. اگرچه با ارتباطی پیچیده مواجه هستیم اما بهتر است اعتدال در مصرف قند را فراموش نکنیم.

 

نارسایی کبد

 

دوزهای بالای قند می تواند فعالیت بیش از اندازه کبد را موجب شود. شیوه ای که بدن ما فروکتوز را سوخت و ساز می کند می تواند به ایجاد استرس و التهاب در این اندام منجر شود. این یکی از دلایلی است که فروکتوز اضافی به عنوان بازیگر کلیدی در ابتلا به بیماری کبد چرب غیر الکلی - تجمع چربی در سراسر کبد - شناخته می شود.

 

بیشتر افراد مبتلا به کبد چرب غیر الکلی با عوارض چندانی مواجه نیستند و اغلب از بیماری خود نیز آگاه نیستند. اما در برخی افراد تجمع چربی می تواند به ایجاد زخم در کبد و در نهایت نارسایی این اندام منجر شود.

 

سرطان لوزالمعده

 

برخی مطالعات رژیم های غذایی سرشار از قند را با ابتلا به سرطان لوزالمعده، یکی از مرگبارترین اشکال سرطان، مرتبط دانسته اند. این پیوند می تواند به واسطه ارتباط رژیم های غذایی سرشار از قند با چاقی و دیابت - هر دو خطر ابتلا به سرطان لوزالمعده را افزایش می دهند - شکل بگیرد.

 

بیماری کلیه

 

این ایده که رژیم غذایی با قند بالا می تواند یک عامل خطر آفرین برای بیماری کلیه باشد هنوز در حد فرضیه است اما دلایلی برای نگرانی وجود دارند.

 

نتایج برخی مطالعات صورت گرفته نشان داده اند مصرف سودای شیرین با آسیب کلیه در ارتباط است. همچنین، با توجه به آزمایش های صورت گرفته روی موش ها مشخص شده است آنهایی که با یک رژیم غذایی سرشار از قند تغذیه شده اند دارای کلیه هایی با اندازه بزرگتر از حد عادی و عملکرد ضعیف کلیه بوده اند.

 

فشار خون بالا

 

غذاهای شور از جمله عوامل موثر در فشار خون بالا محسوب می شوند اما مصرف بیش از اندازه قند نیز با فشار خون بالا پیوند خورده است. حتی تیمی از پژوهشگران اعلام کرده اند زمان آن فرا رسیده تا در دستور العمل ها تمرکز روی نمک کمتر شده و توجه بیشتری به قند صورت بگیرد.

 

بیماری قلبی

 

سیگار کشیدن و سبک زندگی کم تحرک به عنوان دو عامل خطر آفرین اصلی در زمینه بیماری قلبی شناخته می شوند اما بیماری های مرتبط با مصرف بیش از اندازه قند مانند دیابت و ضافه وزن نیز از جمله عوامل خطر آفرین در این زمینه هستند. پژوهش های جدید نشان داده اند مصرف بیش از اندازه قند می تواند سلامت قلب را به ویژه در بانوان تحت تاثیر قرار دهید.

 

اعتیاد

 

بیشتر پزشکان فکر نمی کنند اعتیاد به غذا که در کتاب های رژیم غذایی به آن پرداخته می شود، موضوعی واقعی باشد و البته این نوع اعتیاد با اعتیاد به الکل یا مواد مخدر متفاوت است. اما شواهدی وجود دارند که نشان می دهد موش ها می توانند به قند وابستگی پیدا کنند و رفتاری مشابه در انسان ها نیز امکان دارد.

 

زوال شناختی

 

چاقی و دیابت هر دو با زوال شناختی و بیماری آلزایمر پیوند خورده اند. از این رو، جای شگفتی ندارد که مطالعات جدید پیوند بین مصرف بیش از اندازه قند و این بیماری های مغزی را نشان دهند. دلایل رابطه احتمالی بین رژیم غذایی سرشار از قند و ابتلا به زوال عقل در مراحل بعدی زندگی همچنان نامشخص است. آیا با رژیم غذایی مرتبط است؟ و یا آیا ارتباطی واقعی بین دیابت و آلزایمر وجود دارد؟ پرسش های بسیاری درباره قند و زوال شناختی همچنان وجود دارند و برخی پژوهشگران خواستار حفظ احتیاط در مصرف قند تا زمان دستیابی به شواهدی بیشتر و بهتر شده اند.

 

کمبودهای تغذیه ای

 

اگر در رژیم غذایی خود بیش از اندازه قند مصرف می کنید، احتمالا مواد غذایی دیگری که باید مصرف کنید را نادیده می گیرید. مصرف مواد غذایی با محتوای قند بالا به جای مواد غذایی کامل (به عنوان مثال مصرف نوشیدنی های غیر الکلی شیرین شده با قند به جای شیر و آب میوه در کودکان) به کمبودهای تغذیه ای منجر می شود. به عنوان مثال، کودکان آمریکایی کالری زیادی، به ویژه قند، مصرف می کنند اما ویتامین D، کلسیم، یا پتاسیم کافی دریافت نمی کنند. این کمبودها می تواند به نشانه هایی مانند خستگی، استخوان های شکننده، و ضعف عضلانی منجر شوند.

 

نقرس

 

نقرس در گذشته یک بیماری دردناک محدود به ثروتمندان بود. اما رژیم های غذایی ما تغییر کرده است و این شکل دردناک از آرتریت (التهاب مفاصل) در تمام بخش های جامعه شایع شده است. گوشت قرمز، ماهی کولی و دیگر مواد غذایی مرتبط با نقرس حاوی سطوح بالایی از پورین هستند. پورین ها مواد شیمیایی هستند که هنگام تجزیه شدن در بدن انسان اسید اوریک تولید می کنند و تولید اسید اوریک اغلب به نقرس منجر می شود.

 

اما اسید اوریک یکی از محصولات جانبی سوخت و ساز قند نیز است و پژوهشی جدید نشان داده است مصرف بیش از اندازه قند می تواند یک عامل خطر آفرین برای ابتلا به نقرس باشد. نتایج مطالعه ای در سال 2008 نشان داد، مصرف نوشیدنی های غیر الکلی شیرین شده با قند و فروکتوز با خطر افزایش یافته ابتلا به نقرس در مردان مرتبط است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 آذر 1395  ] [ 12:55 AM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

ترامپ, پوتین و انتخابات آمریکا

جنگ سرد خاتمه یافت و آمریکا خود را پیروز دنیای بعد از آن می دانست؛ اما تحولات اخیر عرصه بین الملل، رقیب سنتی آمریکا یعنی روسیه را به دنیای رقابت با آمریکا بازگردانده است؛ بازگشتی که خیلی از تحلیلگران به آن عنوان «جنگ سرد مدرن» داده اند. در حالی که برای خیلی از سیاستمداران آمریکایی «پوتین» یک خط قرمز است، این روزها نقش کاخ سرخ مسکو به صورت افسانه ای برای تعیین ساکنان آینده کاخ سفید پررنگ شده است. تا جایی که رئیس سابق سیا ترامپ را "مامور" روسیه خوانده است. پیشتر نیز باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا و هیلاری کلینتون نامزد دموکرات ها برای انتخابات ریاست جمهوری نسبت به مداخله مسکو در روند انتخابات ابراز نگرانی کرده بودند.رسانه های آمریکایی این روزها برای تبیین جنس رابطه پوتین و ترامپ از اصطلاح " Bromance" استفاده می کنند. عبارتی که بر گرفته از ترکیب دو واژه " برادری" و "رمانس" در زبان انگلیسی است و بیانگر نوعی رابطه عاطفی و برادری رمانتیک است. تحلیلگران استفاده طنز گونه از این عبارت را ناشی از یک تشابه روانی دوگانه بین نامزد حزب جمهوریخواه برای ریاست جمهوری آمریکا و رئیس جمهور روسیه می دانند. با این حال بعید است که مداخله مسکو در انتخابات آمریکا محدود به یک دلدادگی از راه دور باشد. افرادی که از درون لنز بدبینی و با توسل به تئوری توطئه مسائل سیاسی را بررسی می کنند، معتقدند پشت پرده این رابطه موضوعات جدی تری وجود دارد. به این بهانه، با دکتر ابومحمد عسگر خانی دکترای روابط بین الملل از دانشگاه کوئینز کانادا و استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران گفت و گو کرده ایم:

- منشاء جدال های لفظی بین روسیه و آمریکا را به طور ویژه در دوران اوباما چه چیزی می دانید؟

• منشا اصلی درگیری اوباما با پوتین در واقع برمی گردد به همان مسئله ای که بارها و بارها امریکایی ها تحت عنوان تحلیل های «روبینستین» مطرح کرده اند و بنا به استدلال های نویسندگانی چون «روبینستین» اساساً امریکایی ها معتقد هستند که روس ها یک زمانی لباس تزار به تن داشته اند، یک زمانی لباس مارکسیست ها را به تن کرده اند، و اینک لباس فدراسیون به تن کرده اند. و در هر زمان با یک لباس جدید. یعنی ملبس شده اند به یک ایدئولوژی جدید و یا اینکه بعد از اینکه دوران ایدئولوژی تمام شد، ملبس شدند به تحلیل های فدراتیو. آنها معتقد هستند که مسئله اصلی که برای روس ها وجود دارد بر اساس آنچه که امریکایی ها می گویند از گفته های روبینستین هست که مفهوم « نژاد روس» می باشد. امریکایی ها می گویند که مفهوم نژاد روس هست که روس ها توانسته اند ملت های اروپا و آسیا را در سطح منطقه ای بویژه از قدیم الایام به سیطره خودشان در بیاورند و در نتیجه هژمونی «نژاد روس» وجود دارد و باید این هژمونی از بین برود. این خواسته و اهدافی است که امریکایی ها و نویسندگانی چون روبینستین –که اکنون البته فوت کرده- ولی خوب تئوری هایش موجود است، بدان معتقدند و افرادی مثل هنری کیسینجر هم دنباله رو همین نظریه هستند که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی هم گرچه جرج کنان می گفت که مهار روس ها تمام شده ولی کیسینجر بر اساس سیاست های روبینستین گفت که نه، باید مرحله دوم و فاز دوم فروپاشی سیطره روس ها انجام شود. همین مسئله منشا اختلاف بین امریکایی ها و روس ها می باشد. اما بعد از اینکه اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید و روس ها به فدراسیون رو آوردند، امریکایی ها خیلی محتاطانه با این قضیه برخورد کردند. مخصوصاً از نظر امنیتی. حتی اروپاییان نیز با ورود روسیه به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی محالفت کردند. باز هم دیدید که همچنان آن نطفه اختلافات امنیتی بین روسیه و آمریکا وجود دارد. حالا آنچه پوتین اذعان می کند، این است که خوب شما بر همان اساسی که در امور کشورها دخالت می کنید که بر اساس همان «اصل اصالت فایده» می باشد، ما هم بر اساس همان برای حمایت از اتباع روس در اوکراین و سوریه دخالت می کنیم. خوب ببینید این نشان می دهد که گرچه پرخاشگری ها و لفاظی هایی که بین دو رئیس جمهور در حال صورت گیری است، فرض کنید که در رابطه با ترامپ باشد. خوب ترامپ به عنوان یک کاندیدای ریاست جمهوریِ ساختار شکن که نماینده جامعه هست و در مقابلش خانم کلینتون نماینده دولت و حاکمیت است، پا به عرصه انتخابات نهاده است. الان در امریکا انتخابات بین دو حزب نیست به نظر من. بلکه از یک طرف بین دو حزب جمهوری خواه و دموکرات است که از خانم کلینتون حمایت می کنند و آن طرف جامعه است. جامعه علیه دولت و دولت علیه جامعه. منظورم در اینجا از دولت همان حاکمیت است. بنابراین خوب پوتین هم خیلی خوشحال هست که از درون جامعه به امریکا حمله کند. همانطور که امریکایی ها از درون جامعه به روس ها حمله می کنند. امریکایی ها می گویند که هژمونی روس ها باید از بین برود و از درون روسیه فرو بپاشد. حالا پوتین هم با حمایت تلویحی از ترامپ، در واقع جامعه آمریکا را علیه حاکمیتش تحریک می کند. خوب این به نظر من هم بحث تئوریک و هم واقعیتی عملی ای است که بین این دو وجود دارد.

- پس در واقع تاکید آقای اوباما بر اینکه روس ها غیرقابل اعتمادند، بر می گردد به همین رفتار روسیه که در هر دوره ای لباسی را به تن کرده است. چرا این مجادلات در ایام انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بوجود آمد؟ یعنی خود شخصیت ترامپ شکل دهنده این سیاست بود؟

• خیر. فرصتی هست برای انتقادها. یعنی انتخابات در هر کشور فرصتی هست که رقیب بتواند در فضای انتخابات نقدهایش را به رقیب در تندترین شکل انتقال دهد. الان ببینید مشخص است که حاکمیت آمریکا از کلینتون حمایت می کند، اما جامعه خیر. یعنی اگر به حالت عادی باشد، ترامپ پیروز انتخابات است اما حاکمیت سازماندهی می کند. این دولت ها هستند که نمایشنامه ها را به صحنه می آورند. و بنابراین به احتمال خیلی زیاد حاکمیت از کلینتون حمایت خواهد کرد و رسانه های گروهی در ماه های آینده به شدت حامی کلینتون خواهند بود و دوباره حاکمیت از طریق آن بر سیاست آمریکا سوار خواهد شد. اما پوتین می خواهد از این فرصت استفاده کند تا جامعه علیه حاکمیت باشد.

- فکر می کنید این ظرفیتی که بوجود آمده تا چه اندازه می تواند اهداف پوتین را در روسیه تامین کند؟

• من فکر می کنم که تا کنون در دوره دوم پوتین، پوتین با قدرت فوق العاده ای ظاهر شده و بسیار عملگرا بوده و بسیار به رئالیزم رو آورده است و بسیار هوشیارانه و با منطق رئالیستی با امور برخورد می کند.

- پس فکر می کنید که پوتین برای اینکه از این فضای بوجود آمده در انتخابات استفاده کند ظرفیت بالایی داشته باشد؟

• به نظر من فضایی که در امریکا بوجود آمده، فضایی هست در ادامه خشونت های سیاتل و جنبش ها و نهضت های سیاتل از 1990 که تا کنون ادامه پیدا کرده و این مسئله به هر حال روندی در جهت منافع حاکمیت امریکا نیست.

- با توجه به آن چیزی که شما پیشتر ها در رابطه با استمرار و تغییر در سیاست خارجی ایالات متحده بدان اشاره فرموده اید و یوجین ویتکف و چارلز کگلی هم در کتاب سیاست خارجی امریکا: الگو و رند به تشریح آن پرداخته اند، تاکید بر این داشته اید که ایالات متحده در اهداف استمرار دارد و در استراتژی تغییر. می خواهم بپرسم که اگر ترامپ در امریکا رای بیاورد و با توجه به اینکه حاکمیت مخالف ترامپ است، آیا همچنان باید معتقد به استمرار و تغییر باشیم.

• آن بحث هایی که من در جاهای مختلفی پیرامون استمرار و تغییر کرده ام، در مواردی هست که امریکایی ها مصرانه می گویند هر حزب یا رئیس جمهوری روی کار بیاید ما روی مسائلی که اصول ایدئولوژی ما هست، مستمر رفتار خواهیم کرد و تغییر اهداف نخواهیم داشت. از قبیل رهبری امریکا در جهان، حمایت از اقتصاد لیبرال و حقوق بشر و مسائل کشتار جمعی و مواردی دیگر، اما برخی از مواردی که در رابطه با مسائل فرعی امریکا هست که ایشان اسمش را تاکتیک گذاشته اند، آنها استراتژی هایی هست که نه در اصول بلکه در فروع و در قواعد امریکایی ها در آنها می توانند تغییر موضع بدهند ولی در اصول نه. اما حالا تا چه حد تحولات نظام بین الملل کلاً اصول امریکا را تحت شعاع قرار بدهد، موضوعی هست که شاید انتخابات فعلی، به نظر من بیشتر جهان را به سوی چند قطبی شدن بکشاند.

- یعنی بعد از این انتخابات اتحادها و ائتلاف های جدیدی شکل می گیرد؟

• بله. ائتلاف ها و اتحادهای جدیدی شکل می گیرد. کنسرت جدیدی از قدرت ها شکل می گیرد و کنسرت جدیدی از قدرت ها به نظر من بیانگر این هست که انگلستان که از اتحادیه اروپا جدا شده است، بر اتحادیه اروپا تاثیر گذار است که در فرصت دیگری عمیقاً روی این موضوع با یکدیگر بحث خواهیم کرد.

- اظهارات آقای مورل –رئیس سابق سیا- مبنی بر اینکه پوتین ترامپ را به عنوان مامور فدراسیون روسیه به خدمت گرفته است را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا این اظهارات مورل از طرف حاکمیت منتقل می شود؟ و این اظهارات چه تاثیری بر فرآنید انتخابات خواهد گذاشت؟

• به نظر من این یک مبالغه است. در حقیقت می خواهند به این شکل به ترامپ ضربه بزنند و اعتبارش را در جامعه امریکا پایین بیاورند و سازمان سیا می خواهد آن پایگاه اجتماعی ای که ترامپ دارد را خدشه دار بکند. به نظر من این درست نیست و در واقع یک مبالغه است.

- پس حمایت هایی که آقای ترامپ از آقای پوتین کرده و آن تصویری که ترامپ در امریکا از شخصیت خود پوتین ارائه داده است چیست؟ بویژه تمایلات ترامپ بر نزدیکی بیشتر امریکا و روسیه.

• ببینید این یک بحثی هست که باید به طور جداگانه و در گفت و گوی مفصل دیگری به آن بپردازیم. اما یک بحث نظری از قدیم الایام وجود داشته است که اگر کنسرت جدیدی از قدرت ها تشکیل شود، در چه حالت هایی آمریکا با روسیه هم پیمان خواهد شد. این بحث جدیدی است که در رسانه های گروهی ایران و مراکز علمی و پژوهشی ایران هم هنوز مطرح نشده و در غرب هم در حال حاضر خیلی گفته نمی شود. ولی به طور سنتی این بحث وجود دارد و این بر می گردد به دوران جنگ سرد که گفته می شد تحت چه شرایطی امریکا به روسیه نزدیک خواهد شد. این موضوع را در گفت و گوی آتی مورد بررسی قرار خواهیم داد به همراه اینکه تغییر در کنسرت قدرت ها در نظام بین الملل بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چه تاثیری می گذارد؟


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 آذر 1395  ] [ 12:54 AM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

از کجا بفهمیم غمگین هستیم یا افسرده

غم و شادی دو مفهموم شناخته شده در میان انسان‌هاست. افراد بشر با تمام تفاوت‌ها و تمایزاتی که در میانشان حاکم است درک یکسانی از مفهوم غم و شادی دارند. برخی اوقات علل و عوامل به وجود آورنده غم و شادی برای فرد شناخته شده است در حالی که در پاره‌ای از اوقات این علل و عوامل برای وی ناشناخته می‌ماند. دقت در علل به وجود آورنده این دو حالت روحی کمک شایانی به کنترل آنها می‌نماید.

 

به‌طور کلی می‌توان گفت پیروی از فرامین الهی سبب از بین رفتن اندوه و ناراحتی می‌شود. چرا که دین عهده‌دار بهره مند‌سازی افراد از زندگی پاک و آرام است و این زندگی به وجود نمی‌آید مگر به‌واسطه رهایی از اندوه آزار‌دهنده و مضر.

 

 

رسانندگان پیام الهی در سخنان ارزشمندشان از یک سو به تفصیل، به معرفی عوامل به وجود آورنده اندوه پرداخته‌اند و از سویی دیگر عوامل از بین برنده اندوه را نمایانده‌اند. دوری از عوامل اندوه زا و شناخت و به‌کارگیری عوامل اندوه زدا تا حد زیادی سبب از بین بردن غم و ناراحتی اشخاص می‌شود. در این مختصر به بیان برخی از عوامل اندوه زا در کلام معصومین (ع) خواهیم پرداخت.

 

دنیاخواهی

 

حضور در جهان مادی نیازمند بهره مندی از نعمت‌های الهی است. مادامی‌که بهره مندی از دنیا برای گذراندن و عبور از زندگی مادی و نیل به سعادت و سرای اخروی است؛ بدان سفارش شده است. اما آنجا که بهره‌مندی از دنیا تنها برای همین جهان مادی، بدون در نظر گرفتن سرای باقی است از آن نکوهش شده است. فردی که حیات را تنها زندگی دنیوی می‌داند یا آنکه از آخرت غافل می‌شود تمام هم و غم اش دنیا می‌شود و تمام تلاشش رسیدن به اهداف دنیوی می‌گردد، علاوه بر آنکه در این تلاش و دستیابی ممکن است فرامین الهی را زیر پا نهد؛ گاه در رسیدن به اهدافش ناکام می‌ماند و این ناکامی‌و نافرجامی‌سبب ناراحتی و اندوهش می‌شود. دنیا خواهی و شیفته دنیا شدن از عوامل به وجود آورنده اندوه دانسته شده است.

 

لذت‌گرایی

 

گاه افراد علاقه‌مند به انجام اموری هستند که لذت لحظه‌ای بر آنها به دنبال می‌آورد، پاره‌ای از این امور به سبب مخالفت با فرامین الهی و بخشی از آنها به ­دلیل آسیب و اذیت‌هایی که به همراه می‌آورند موجبات غم و ناراحتی دراز مدت شخص را فراهم می‌آورند. مانند فردی که با سرعت زیاد در جاده حرکت می‌کند و سرعت بالایش منجر به تصادف می‌شود. اجتناب از لذت‌های زودگذری که تبعات سخت و سنگین دنیوی یا اخروی به دنبال دارد سبب عدم ایجاد ناراحتی و اضطراب را از شخص دور می‌کند. پیامبر گرامی‌اسلام (ص) در این باره فرموده‌اند: بسا لذتی که دمی بپاید اما اندوهی دراز بر جای گذارد.

 

حسادت

 

خیر و نیکی را تنها برای خود خواستن و خیرخواه دیگران نبودن، فرد را مضطرب و پریشان می‌کند. فردی که پیشرفت و خوبی را فقط برای خود می‌خواهد، از مشاهده موفقیت‌ها و پیشرفت‌های دیگران ناراحت می‌شود. حسود گرچه در تلاش است تا مانع خیر و پیشرفت دیگران شود اما بیشترین ضرر و اذیت را برای خودش به ارمغان می‌آورد. امام علی (ع) در این باره می‌فرمایند: «ستمگری ندیدم که به ستمدیده ماننده‌تر باشد مگر حسود؟ او جانی خسته دارد و دلی سرگشته و اندوهی پیوسته».

 

کم‌کاری

 

کم کاری، موجب از دست دادن فرصت‌ها و مانع پیشرفت اشخاص می‌شود. گاه فرد کم کار پس از گذر سال‌ها، نتیجه کم کاری و سستی اش را می‌بیند و همین امر او را ناراحت و غمگین می‌کند. مغتنم شمردن فرصت‌ها و تلاش برای صعود به مراتب عالی مانع از اندوه و ناراحتی در آینده می‌شود. امیر المومنین (ع) کم کاری را مایه اندوه و ناراحتی شمرده‌اند. در روایتی از ایشان آمده است: هر که در عمل کوتاهی کند، به اندوه گرفتار‌اید. (نهج البلاغه، شریف الرضی محمد بن حسین، نسخه صبحی صالح، ص۴۹۱، ح۱۲۷)

 

 

امید به مردم

 

چشم حسرت به زندگی و اموال دیگران داشتن فرد را ناراحت و پریشان می‌کند. این ناراحتی گاه به سبب مقایسه خود با دیگران و گاه به سبب انتظار و توقع بهره مندی از اموال و دارایی‌های آنان به وجود می‌آید که در هر دو صورت برآورده نشدن خواسته فرد او را اندوهگین می‌کند.

 

امام صادق(ع) فرمود: وقتی آیه ۸۸ سوره حجر نازل شد که «اگر بعضی از مردان و زنانشان را به چیزی بهره ور ساخته‌ایم، تو بدان چشم مدوز و غم آن را مخور و در برابر مومنان فروتن باش» پیامبر خدا (ص) گفت: کسی که به دلداری دادن خدا آرام نگیرد جانش بر دنیا حسرت‌ها خورد و هر که چشمش به دارایی‌های دیگران باشد، اندوهش بسیار شود و ناراحتیش بهبود نیابد.

 

جمع‌بندی

 

غم و اندوه و حسرت‌ها همه ناشی از دنیا خواهی است، ناشی از این است که ما به دنیا نگاهی ابدی داریم، از نعمت‌هایش هر چه بیشتر می‌خواهیم و قانع نمی‌شویم، این نگاه موجب حسادت‌ها، حسرت‌ها، کدورت‌ها و رنجش‌ها می‌شود که برای ما اندوه و غم فراهم می‌کند و راه رهایی از این اندوه بی‌توجهی به دنیاست


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 آذر 1395  ] [ 12:54 AM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

نشانه های استرس بیش از حد چیست

استرس جز اجتناب ناپذیر زندگی است و به گفته دانشمندان، اندکی استرس لازم است اما اگر انسان، استرس بیش از حد را برای یک دوره کوتاه یا طولانی تجربه کند، سیستم ایمنی بدن ضعیف می‌شود. با برخی از عوارض استرس، آشنا شوید.ابتلا به کهیر، نوسانات وزن، سردرد، مشکلات گوارشی، ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن، آکنه، مشکلات حافظه و ریزش مو از اثرات خاموش ناشی از استرس هستند.

 

استرس بیش‌ از حد دارید؟ با استفاده از این نشانه‌ها تشخیص دهید

 

کهیر: اگر به طور ناگهانی دچار برجستگی‌های قرمز رنگ شدید، نباید آلرژی را مقصر بدانید چون احتمالا تحت استرس شدید، این علامت در شما بروز کرده است. هنگامی که بدن استرس بیش از حد را برای یک دوره کوتاه یا طولانی تجربه می‌کند، سیستم ایمنی بدن ضعیف شده و بدن شروع به انتشار هیستامین برای مبارزه با بیماری‌ها می‌کند. زمانی که سیستم ایمنی بدن در اثر استرس ضعیف می‌شود، پوست می‌تواند توسط موادی که هرگزبه آنها حساسیت نداشته‌اید، مانند صابون، سرما، گرما، لوسیون و مواد شوینده تحریک شود و واکنش های آلرژیک از خود نشان دهد.

 

نوسانات وزن: استرس باعث انتشار هورمون کورتیزول می‌شود که خود منجر به اختلال در توانایی بدن شما برای پردازش قند خون و اختلال در سوخت و ساز چربی، پروتئین و کربوهیدرات می‌شود. این روند افزایش و یا کاهش وزن را به دنبال دارد. علاوه بر این، استرس می‌تواند شما را تشویق به انجام رفتارهای ناسالم تغذیه ای مانند پرخوری کند.

 

سردرد: اگر سابقه سردردهای جدی نداشته‌اید و به طور ناگهانی دچار این نوع دردهای تپش دار و مداوم می‌شوید، ممکن است بیش از حد تحت استرس باشید. استرس باعث آزاد شدن مواد شیمیایی می‌شود که می‌تواند تغییرات اعصاب و عروق خونی را در مغز به دنبال داشته باشد و سردرد را به ارمغان بیاورد. اگر شما مستعد ابتلا به میگرن باشید، استرس می‌تواند آغازگر حملات میگرن باشد و یا سیر آن را وخیم‌تر کند.

 

مشکلات گوارشی: استرس، می‌تواند عملکرد دستگاه گوارش را نیز مختل کند و آنهم با افزایش میزان اسید گوارشی و ایجاد سوزش سر دل. همچنین این عامل مخل روانی باعث تخلیه آهسته تر مواد غذایی از معده شده و نفخ و گاز و حتی دل درد و اسهال را به همراه دارد.

تضعیف سیستم ایمنی بدن: استرس با سرکوب سیستم ایمنی بدن، شما را در معرض ابتلای آسان تر به بیماری‌های ویروسی قرار می‌دهد در حالی که توانایی بدن شما برای مبارزه با آنها کاهش می‌یابد.

 

ابتلا به آکنه: ابتلا به آکنه فقط کابوس مربوط به دوران بلوغ نیست و اگر شما به طور ناگهانی دچار این عارضه شدید، بدانید که شاید یک عامل استرس زا در اطراف‌تان است. افزایش تولید هورمون کورتیزول در نتیجه استرس باعث تولید چربی بیشتر توسط غدد پوست می‌شود و این چربی اضافه در داخل فولیکول‌های مو به دام می‌افتد و تولید جوش می‌کند.

 

اشکال در تمرکز: انتشار بیش از حد هورمون کورتیزول منجر به بروز مشکلات تمرکز و همچنین ابتلا به افسردگی و اضطراب توامان می‌شود.

 

ریزش مو: ممکن است شنیده باشید که استرس باعث ریزش مو می‌شود. استرس‌های شدید، می‌تواند به دو نوع ریزش مو منجر شود: در نوع شایع تر ریزش مو ناشی از استرس، رشد موها متوقف شده و برای مدتی به جای موهای ریخته شده، مویی رشد نمی‌کند. از این رو 2 تا 3 ماه بعد فرد به شدت کم مو به نظر می‌رسد. طبیعتا این وضعیت با تاثیر بر روحیه فرد، او را دچار استرس بیشتر می‌کند. در صورتی که حملات استرس تخفیف یابد، این ریزش مو طی مدت 6 تا 9 ماه برطرف خواهد شد.

 

در نوع دیگری از ریزش موی ناشی از استرس، گلبول‌های سفید خون به فولیکول‌های مو حمله می‌کنند. در این نوع ریزش مو، معمولا موها به طور منظم می‌ریزند (سکه ای). گسترش و شدت یافتن استرس و ریزش مو می‌تواند به ریزش مو در تمام سطح سر، و حتی در موارد شدید در تمام سطح بدن منجر شود. در این نوع ریزش مو، رشد موها به مرور شروع خواهد شد، ولی قطعا درمان‌های پزشکی نیاز خواهد بود.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 آذر 1395  ] [ 12:34 AM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

موردی که عشق تان را نابود می کند

برای اینکه زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بی خودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن این که باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچ گونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد.

 

پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آنها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا 9 مورد از آنها را در ادامه مطلب بیاوریم. البته هرکدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

 

 

1- تلویزیون

 

تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذاخوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید!

 

برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید می توانید موافقت کنید که در هفته بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

 

2- خانه نشینی

 

ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشتهب اشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید.

 

حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کردها ید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید.

 

اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دونفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد!

 

 

 

3- ساعات اضافی

 

دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت تان را با خود به خانه می آورید که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان و همسرتان نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگی تان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید.

 

به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه بر می گردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید.

 

4- رسیدگی به وضع ظاهر

 

فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترک تان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد.

 

پس بهتر است که دست از شوریدگی و نامرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است.

 

 

 

5- بی توجهی

 

یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارید. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید. به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجیدها همیشه خوشایند هستند، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند.

 

6- حساسیت مفرط

 

دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک که براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان عشقتان را نابود نکنید.

 

7- خانواده همسر

 

نه، مطمئنا تمام خانواده های همسر آن گونه که در فیلم ها به صورت منفی نشان داده می شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منفی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی که این تفاهم به حد کافی وجود دارد، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می کنید که همسرتان از رفت و آمدهای آخر هفته کم کم خسته می شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد مهمانی های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می کند.

 

 

 

8- نبود برنامه

 

تشکیل خانواده به معنای گذارندن زندگی بدون درنظر گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده تان را بسازید. از برنامه های کوتاه مدت (مکانی که تعطیلات را در آنجا می گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه های بزرگ تر (بچه دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و...) بی درنگ در مورد آینده تان و اینکه چگونه با آن رو به رو می شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم تر و شور و شوق پیش روی در زندگی را در شما شعله ور می کند.

 

9- سکوت

 

مطمئنا عدم گفت و گو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده ایم با این حال، معمولا گفت و گو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف مقابل تان را بفهمید.

 

در صورت نیاز، بی درنگ از یک روان درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آنها را نگویند، بسیار برای آنها بهتر است.پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 آذر 1395  ] [ 12:33 AM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

آیا مرغ می‌تواند شما را بیمار کند

شاید اگر بخواهید یکی از سالم‌ترین گوشت‌ها را نام ببرید، از اولین گزینه‌هایی که به ذهن‌تان می‌رسد مرغ باشد. خصوصا اگر بخواهید به یک غذای سالم در رستوران‌ها فکر کرده و سفارش دهید، غذایی را انتخاب می‌کنید که گوشت مورد استفاده از آن مرغ باشد. مرغ یکی از اصلی‌ترین گوشت‌هایی است که ما ایرانیان آن را مصرف می‌کنیم اما ممکن است این گوشت لذیذ برای‌تان دردسر ایجاد کند.

 

تحقیقات نشان می‌دهد سالانه میلیون‌ها اروپایی و آمریکایی به‌خاطر باکتری‌های مضر که از مرغ، بوقلمون و سایر ماکیان به انسان منتقل می‌شود بیمار می‌شوند.اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد بسیاری از مردم نمی‌دانند که چطور می‌توانند این غذاها را با اطمینان کامل درست کنند.

 

اما این موضوع فقط به ایالات متحده و کشورهای اروپایی ختم نمی‌شود و در کشور ما هم یکی از غذاهای غالب گوشت مرغ است، بنابراین این مطلب را بخوانید تا بدانید چرا فقط باید مرغ‌های استانداردی را که با مجوز بهداشت توزیع می‌شوند خریداری کنید.

 

مرغ کدام عامل بیماری‌زا را با خود دارد؟

 

همان‌طور که می‌دانید مرغ، یکی از علل بروز سالمونلا است که سالانه بیش از 2/1میلیون نفر در ایالات متحده به‌خاطر آن بیمار شده و حدود ۴۵۰نفر جان خود را از دست می‌دهند.

کامپیلوباکتر، عامل بیماری‌زای دیگری است که با مصرف ماکیان خام و ماکیانی که به خوبی پخته نشده‌اند مرتبط است و سالانه حدود 3/1میلیون امریکایی به‌خاطر آن بیمار می‌شوند. یکی از علل بالا بودن این رقم حجم گسترده ماکیان در منوهای غذاست.

 

عفونتی که سلامت‌تان را به خطر می‌اندازد

 

عفونت ناشی از سالمونلا یا کامپیلوباکتر منجر به اسهال، شکم‌درد، استفراغ و تب می‌شود، علائمی که اغلب در قالب التهاب معدی-‌روده‌ای خود را نشان می‌دهند. در اکثر موارد، این عفونت‌ها بعد از پشت‌سر گذاشتن یک هفته‌ای توام با دردسرهای ناشی از آن، به خودی خود خوب می‌شوند، اما عفونت می‌تواند در کودکان کم سن و سال منجر به بروز مشکلات حاد شده و در برخی مواقع کشنده هم باشد؛ علت این است که سیستم ایمنی آنها هنوز در مرحله رشد و تکامل است.

 

از طرفی این نوع عفونت برای افراد مسن و هر کسی که به‌خاطر این بیماری سیستم ایمنی‌اش دچار مشکل شده، می‌تواند دردسرساز باشد. در‌واقع، کامپیلوباکتر در ۴۳درصد و سالمونلا در ۱۱درصد از سینه مرغ‌های خامی که در سوپرمارکت‌ها یافت می‌شود، دیده شده است.

 

کرک‌های مرغ‌ها می‌توانند در مرغدانی دچار عفونت شوند و درواقع عامل بیماری‌زا را از آب آلوده به خود جذب کنند. آن دسته از مرغ‌هایی که حامل کامپیلوباکتر هستند هیچ علائمی از خود نشان نمی‌دهند.

 

در مرحله بعد، باکتری مورد‌نظر می‌تواند طی فرایند سلاخی به گوشت منتقل شود.

 

عادات بد هنگام خرید گوشت پرندگان

 

با اینکه سیستم بازرسی در اروپا و امریکا در حال اعمال و فعالیت‌های لازم برای بازرسی سلامت گوشت پرندگان است، اما باید به خاطر داشت که با این حال مصرف ماکیان بی‌خطر نبوده است. در‌واقع شیوع اخیر چندایالتی سالمونلا –‌که منجر به بیماری بیش از ۳۰۰‌نفر در ۴۲‌ایالت و پورتوریکو در میانه سال۲۰۱۴ شد– ناشی از طیف گسترده تولیدکنندگان ماکیان نبود، بلکه به‌خاطر کرک مرغ‌های قفسی است که با محل جوجه‌کشی و مرغداری اوهایو مرتبط بود. یکی از متخصصان در این زمینه می‌گوید: هر نوع غذای تازه و خام ممکن است دارای باکتری‌های طبیعی باشد که می‌تواند به بیماری بینجامد.

 

این باکتری‌ها در طبیعت وجود دارند و در سیستم غذایی خود را نشان می‌دهند. به خاطر داشته باشید که خرید مرغ‌های پاستوریزه شده الزاما باعث تضمین ایمنی مصرف آنها نمی‌شود. آنها می‌توانند حامل باکتری مضری باشند.

این بدان معناست که اعمال روش‌های مطمئن در این زمینه و در خانه حائزاهمیت است.

 

نکته جالب اینجاست که تنها ۲۰درصد از فروشندگان ماکیان، آنها را در کیسه‌های پلاستکی مجزا می‌گذارند. از آنجایی که آب و شیره ماکیان خام می‌تواند از بسته‌بندی آنها نشت کند و بیرون بریزد، بنابراین هر آنچه خریدار بعد از این اتفاق لمس کند ممکن است آلوده شود.

 

یکی از متخصصان در این زمینه می‌گوید: از این مسئله چندان متعجب نیستم که آب مرغ ممکن است از بسته‌بندی آن درز کرده و بیرون بزند و باکتری آن به سایر اقلام در فروشگاه سرایت کند، بلکه اعصابم بیشتر از تعداد مشتری‌هایی خرد می‌شود که بسته‌های ماکیان خام را دست می‌زنند و بعد بی‌آنکه آن را بشویند، فرزندشان را لمس می‌کنند.

 

از هر ۱۰خانواده، ۶تای آنها ماکیان بسته‌بندی را مستقیما داخل یخچال یا فریزر قرار می‌دهند و این بدان معناست که آب آنها می‌تواند با قفسه‌های یخچال یا حتی سایر غذاها تماس پیدا کند. آمار نشان می‌دهد که اکثر مردم – چیزی حدود ۶۵‌درصد– پیش از پخت‌و‌پز دست‌های‌شان را نمی‌شویند، در شرایطی که ۳۸‌درصد هم بعد از دست زدن و درست کردن ماکیان بسته‌بندی این کار را نمی‌کنند.

 

در خانه چطور از بیماری مرغ به دور باشیم؟

 

وقتی این مرغ یا پرنده را به خانه آوردید، سعی کنید آن را به شکل مناسبی بسته‌بندی کرده و در یخچال یا فریزر قرار دهید و دمای یخچال حدود ۴۰درجه یا کمتر باشد و ظرف یک یا دو روز آن را بپزید یا فریز کنید. قرار گرفتن مرغ در سرما باعث کند شدن رشد باکتری می‌شود‌ و فریز کردن آن میزان کامپیلوباکترها را کاهش می‌دهد.

 

بهتر است مرغ را در ظرف دیگری برای نگهداری قرار دهید، مثلا ظرف کم‌عمق برای پخت تا کمترین تماس را با سایر غذاها داشته باشد. از طرفی آن را در قفسه پایینی یخچال بگذارید که احتمال نشت یا بیرون ریختن آب آن کمتر باشد. وقتی می‌خواهید آن را بپزید، بهتر است در طول شب آن را از فریزر بیرون بگذارید، جایی که زیاد هم گرم نباشد.

 

قبل از شست و شوی مرغ بدانید

 

شما نمی‌توانید باکتری‌ها را ببینید یا ببویید و راهی هم وجود ندارد که از این مسئله مطمئن شوید که مرغی که از فروشگاه خریده‌اید، فاقد باکتری است. پروفسور باربارا کوالسیک در این باره می‌گوید: پیش‌فرض من این است که تمام مرغ‌ها آلوده به سالمونلا و کامپیلاباکتر هستند. دست‌تان را به مدت ۲۰‌ثانیه با آب گرم بشویید، در واقع قبل و بعد از دست زدن به مرغ آن را با آب و صابون شست‌وشو دهید.

 

سعی کنید از تخته‌های برش مخصوص برای ماکیان، گوشت و ماهی استفاده کنید. برش دادن غذاهایی که خام می‌خورید مانند سالاد سبزیجات روی یک سطح مشترک می‌تواند منجر به آلوده شدن‌شان شود و اگر می‌خواهید به مرغ‌تان ادویه بزنید، بهتر است در ظرفی کوچک، ترکیب ادویه‌های مختلف‌تان را درست کنید و بعد مرغ را به آن آغشته کنید.

 

در سوپرمارکت چه نکاتی مهم است؟

 

وقتی مرغ یا محصولاتی نظیر آن می‌خرید، تا حد امکان از دست زدن به بسته‌بندی آن خودداری کنید. یک کیسه پلاستیکی بردارید، آن را پشت و رو کنید و از آن برای برداشتن مرغ استفاده کنید. بعد در آن را ببندید تا دست‌های‌تان و سایر اقلام موجود از آلودگی و عفونت به دور باشد. سفارش گوشت از مغازه قصابی هم می‌تواند مشکل‌ساز باشد چرا‌که اغلب آن را در کاغذ قصابی می‌پیچند که آن هم آب مرغ را به خود می‌گیرد.

 

در این شرایط، قصاب به‌طور اجتناب‌ناپذیری سطح بیرونی آن را هنگام پیچیدن، لمس می‌کند و حتی اگر دستکش‌های چرمی هم به دست کرده باشد احتمال آلودگی وجود دارد. راه‌حل این است که دهانه یک کیسه پلاستیکی را باز کنید و از قصاب بخواهید که مرغ را داخل آن بیندازد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 آذر 1395  ] [ 12:33 AM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

شخصیت شناسی چه رنگی دوست دارید

عشق ورزیدن به رنگ خصلتی است که خداوند در وجود مخلوقات خود، گذاشته است و انسان علاقه بسیاری به استفاده از رنگ های مختلف دارد. امروزه روانشناسان متوجه شده اند که با کمک رنگ ها می توان به خصوصیات افراد پی برد و در حقیقت نوع رنگ انتخابی هر فرد تا حد بسیار زیادی گویای نوع شخصیت او می باشد.

 

استفاده از رنگ بسیار حساس بوده و باید به گونه ای باشد که تاثیری مثبت روی فرد و یا اطرافیان او بگذارد. در این مبحث به رنگ ها و ارتباط آن با شخصیت افراد پرداخته شده است.

 

 

1- قرمز

 

رنگ قرمز بیانگر حرارت، خون، شهوت، عشق، گرمی، قدرت، هیجان و تهاجم است. رنگ قرمز می تواند فشار خون و تعداد تنفس های فرد را بالا ببرد و مردم رادر تصمیم گیری سریع و آنی تحریک کند. تعداد آرزو و خواسته ها را بالا می برد. توجه ها را به سرعت به خود جلب می کند و قدرت و انرژی را به افراد انتقال می دهد.

 

اشخاصی که خواهان رنگ قرمز هستند، عاشق هیجان و بسیار پرتحرک اند. خیلی راحت و آسان دست به کارهای مخاطره آمیز می زنند. روحیه ای بسیار آتشین و تهاجمی داشته و معمولا با هرچیزی سر جنگ دارند و زود خشمگین می شوند. در انجام دادن کارهای شان بسیار شتاب می کنند و می خواهند به سرعت به نتیجه برسند. عاشق پیشه و خونگرم اند و به راحتی دوست پیدا می کنند. درضمن روحیه ای مقتدر و توانمند دارند.

 

2- قهوه ای

 

قهوه ای رنگ زمین و چوب است. این رنگ آرامش بخش بوده و دارای قدرت و بالندگی است. همچنین رنگ قهوه ای انتقال دهنده اعتبار، استقامت و قدرت است. در عین حال فضا و محیطی راحت و بی طرف ایجاد می کند. افرادی که این رنگ را دوست دارند معمولا روی محیط اطراف خود علاوه بر ایجاد آرامش می توانند تسلطی کامل داشته باشند و اهل عمل هستند و قدرت پیشرفت در وجودشان بالقوه وجود دارد.

 

به این افراد می توان تکیه کرد زیرا قابل اعتمادند.آنها معمولا صادق و راستگو هستند. این اشخاص از احساس مسئولیت بالایی برخوردارند و بسیار خانواده دوست هستند. همچنین هر وقت یکی از دوستان شان به کمک نیاز داشته باشد، او را ناامید رها نمی کنند. از طرفی عاشق خرید وسایل مختلف و تزیین خانه شان هستند اما هرگز پول شان را بیهوده هدر نمی دهند.

 

3- صورتی

 

صورتی، رنگی لطیف و تسکین بخش است. این رنگ باعث آرام و مهربان شدن قلب ها می شود. در تحقیقی در واشنگتن، دیوارهای زندانی را صورتی رنگ کردند و این رنگ حالت تهاجمی زندانیان را کاهش داد. این رنگ باعث کم شدن سرعت عمل ماهیچه های قلب می شود و معمولا از انرژی فرد می کاهد.

 

اشخاصی که به رنگ صورتی علاقه بیشتری دارند روحیه لطیف داشته و بسیار احساساتی ودلسوز می باشند و قلبی بسیار مهربان دارند. کمتر از دیگران می رنجند و بسیار بخشنده می باشند. معمولا کارهای خود را با حوصله و اعصاب راحت انجام می دهند و اصلا عجول نیستند. روی هم رفته آرام و بدون سر و صدا هستند.

 

افرادی که رنگ صورتی را دوست دارند معمولا از مراقبت کردن از دیگران لذت می برند. آنها پدر و یا مادرهای فوق العاده ای می شوند. این افراد، حتی اگر پا به سن بگذارند، از نظر دیگران همیشه جوان به نظر می رسند.

 

4- زرد

 

رنگ زرد روشن لیمویی به دلیل منعکس ساختن نور، چشمان را بسیار خسته می کند، اگر اتاق نوزاد را زرد رنگ کنید، مطمئن باشید که دفعات گریه کردنش بسیار زیاد شده و به سرعت عصبانی و ناآرام می شود. این رنگ سوخت و ساز بدن را سرعت می بخشد. فرد را هوشیارتر می کند و تمرکز حواس او بیشتر می شود. رنگ زرد نشاط آور، خلاق و گرم است و باعث نشاط و شادی می شود.

 

اشخاصی که رنگ زرد را دوست دارند، بسیار خلاق می باشند. همیشه در کارهای خود تنوع ایجاد می کنند و به زندگی خود روح می بخشند. وجودشان غنی از شور و اشتیاق و سرخوشی است. در کنار چنین افرادی همیشه احساس نشاط می کنید. با دیگران رفتاری بسیار گرم و صمیمی دارند و هرگز زندگی را سخت نمی گیرند. درون گرا و منطقی نیز هستند و می توانند فیلسوف های برجسته ای شوند.

 

5- نارنجی

 

رنگ نارنجی با گرمی، رضایت و خشنودی، ثمربخشی و خوش مزاجی و نشاط در ارتباط است. تاثیر بسیار زیادی روی محیط اطراف خود می گذارد. در ضمن بهترین رنگ برای رستوران ها می باشد. چرا که اشتهای افراد را زیاد می کند. اشخاصی که رنگ نارنجی را به رنگ های دیگر ترجیح می دهند معمولا افرادی شاد و سرزنده هستند.

 

هیچگاه از چیزی ناامید نمی شوند و اگر هم کمی کسل شوند، زود و خیلی سریع روحیه خوب خود را باز می یابند. افرادی برون گرا، خوش مشرب، اجتماعی و پر از حرارت و انرژی اند. آنها به نظم و ترتیب اهمیت بسیاری می دهند و در منزل یا در محیط کار خود همیشه مرتب و منظم هستند.

 

6- آبی

 

آبی بیانگر خرد، اعتماد، وفاداری، تنهایی و اندوه است. این رنگ آرامش بخش اعصاب و هوشیارکننده انسان است. ذهن را فعال کرده و فرد را به تامل و تفکر وا می دارد. رنگ خوبی برای اتاق غذاخوری نیست زیرا سرکوب کننده اشتهاست. حتی در طبیعت، خوراکی های سمی آبی رنگ هستند و کپکی که بر روی غذاهای فاسد ایجاد می شود نیز آبی است.

 

اشخاصی که به رنگ آبی علاقه مندند معمولا صلح طلب و آرامش خواه هستند. کمتر به دنبال مسائل هیجان انگیزند و چندان خود را به دردسر نمی اندازند. در دوستی های خود بسیار ثابت قدم و وفادارند. درضمن اشخاصی متفکر و درستکار هستند و به تحصیلات نیز اهمیت زیادی می دهند. بیشتر مواقع نخبگان به این رنگ علاقه دارند.

 

 

7- بنفش

 

بنفش رنگ صداقت و وفاداری است و بیانگر محبت، حسی رومانتیک، ثروت و دلفریبی است و در طبیعت بسیار نادر و کمیاب می باشد. این رنگ با معنویات و تصورات در ارتباط است. در حقیقت تخیل افراد را به کار می اندازد و آنها را وارد به درون نگری می کند و اجازه می دهد تا دید عمیق تری به خود و محیط زندگی خود پیدا کنند. کسانی که به دنبال کشف حقیقت و معنای زندگی هستند، بهتر است محیط اطراف خود را به رنگ بنفش درآورند، زیرا این رنگ در انجام تفکر عمیق به آنها بسیار کمک می کند.

 

اشخاصی که رنگ بنفش را دوست دارند با محیط اطراف خود بسیار سازگار هستند و معمولا خود را با محیط و مسائل جدید به آسانی وفق می دهند. افرادی هنرمند و عاشق زیبایی هستند. درون نگر و زیرک می باشند و به همه چیز با نگاهی فیلسوفانه می نگرند. البته کمی هم احساساتی اند.

 

8- سبز

 

رنگ سبز القاکننده روح زندگی، جوانی، طراوت، امید و اشتیاق است. رنگ سبز دید چشم را بهتر می کند و آرامش بخش است. طبیعتی نسبتا خنثی دارد و روی سیستم اعصاب انسان تاثیری مثبت می گذارد. این رنگ مناسب ترین رنگ برای اتاق های انتظار و اتاق جراحی است.

سبز بیانگر نیرومندی، حفاظت، جاودانگی و صلح است.

 

اشخاصی که به رنگ سبز علاقه مندند، افرادی امیدوار به زندگی، ثابت قدم و محکم می باشند و از تعادل روحی بسیار مناسبی برخوردارند. بنابراین در کنار آنها می توانید احساس امنیت کنید. در ضمن این افراد به آداب و معاشرت اهمیت بسیاری می دهند و کاملا اخلاقی می باشند. بدین جهت معمولا خوش نام و معتمد دیگران هستند.

 

 

9- طلایی

 

طلایی رنگ موفقیت، دستیابی و پیروزی است. با فراوانی و سعادت، رفاه، کیفیت و اعتبار و پچیدگی است. این رنگ بیانگر انرژی و قدرت خورشید است و قدرت مردانگی را نشان می دهد. برعکس رنگ نقره ای که با زنانگی در ارتباط است، رنگ طلایی خوشبینی و افکار مثبت در محیط خود را بالا می برد و گرمی و صمیمیت را بالا می برد. افرادی که رنگ طلایی را دوست دارند، معمولا از کاریزمای بالایی برخوردار بوده و شخصیت محکم و مقتدری دارند.

 

با احساس مثبتی که به زندگی دارند می توانند اثر بسیار خوبی روی محیط اطراف خود بگذارند سطح موفقیت خود و گروهی که در آن هستند را بالا ببرند. این افراد معمولا از سختی ها و پیچیدگی های زندگی لذت می برند و هیچ ابایی از مشکلات ندارند. البته گاهی اوقات ممکن است اعتماد به نفس بیش از حد آنها را به دردسر بیندازد.

 

10- سفید

 

رنگ سفید علامت خلوص، کمال، بی گناهی و پاکی است. این رنگ به طور کلی نشان دهنده رشد و خلاقیت، هوشیاری و البته گاهی میل به تنهایی و گوشه گیری است. افرادی که به این رنگ علاقه مند هستند همیشه ظاهری مرتب و تمیز دارند و به بهداشت شخصی و محیط زندگی شان بسیار اهمیت می دهند. بسیار خوشبین هستند و مثبت فکر می کنند. عاقل و اندیشمند و معقول هستند. از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند و در هر شرایطی می توانند احساسات خود را کنترل کنند. به طور کلی روشنفکر و منعطف هستند


ادامه مطلب