اى عزيزترين،
اى سفر كرده كه صد قافله دل همره تو است، غم هجرانت را تا كى بايد تحمل كنيم . اى زيباترين گل، گلها هنوز به انتظار قدمت نشستهاند . نرگسها خيال باز شدن ندارند شايد هم دل باز شدن ندارند . ياسهاى خوشبو هنوز هم كبودند و شقايقها تا آمدنت داغدار مىمانند . دلم مىخواستسرم را بر زانوى وصال بگذارم و سيل سيل اشكهاى هجران را بربالين عشقتبريزم . دلم مىخواست هنگام ندبه عشق سرم را بر زانوى مهرت بگذارم . دلم مىخواست درد و غم سيلى را با تو بگويم . به خدا قسم، غم غربتتسنگين است . ديگر شانههايمان تاب تحمل اين غم را ندارند . مىخواهم باتو بخوانم:
ضاقت الارض و منعت السماء
