اى عزيزترين،

 

اى سفر كرده كه صد قافله دل همره تو است، غم هجرانت را تا كى بايد تحمل كنيم . اى زيباترين گل، گل‏ها هنوز به انتظار قدمت نشسته‏اند . نرگس‏ها خيال باز شدن ندارند شايد هم دل باز شدن ندارند . ياس‏هاى خوشبو هنوز هم كبودند و شقايق‏ها تا آمدنت داغدار مى‏مانند . دلم مى‏خواست‏سرم را بر زانوى وصال بگذارم و سيل سيل اشك‏هاى هجران را بربالين عشقت‏بريزم . دلم مى‏خواست هنگام ندبه عشق سرم را بر زانوى مهرت بگذارم . دلم مى‏خواست درد و غم سيلى را با تو بگويم . به خدا قسم، غم غربتت‏سنگين است . ديگر شانه‏هايمان تاب تحمل اين غم را ندارند . مى‏خواهم باتو بخوانم:

ضاقت الارض و منعت السماء



 نگاشته شده توسط داراب حسن پور در چهارشنبه 26 آبان 1389  ساعت 11:49 AM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET