زقطره های باران، نشانی ات گرفتم                ز دیده های گریان، نشانی ات گرفتم

 

ز کوچه ها گذشتم، نشان زتو ندیدم               زخانه های ویران، نشانی ات گرفتم

 

به هر کجا که رفتم، به شوق دیدنت بود           ز کوه و چشمه ساران، نشانی ات گرفتم

 

تمام آرزویم، به یک نگاه بسته ست                ز پلک های بی جان، نشانی ات گرفتم

 

سحر به شوق بویت، مشام جان گشودم         ز عطر صبحگاهان، نشانی ات گرفتم

 

به لحظه های غربت، ز خاطرم گذشتی           ز ندبه غریبان، نشانی ات گرفتم



 نگاشته شده توسط داراب حسن پور در دوشنبه 1 آذر 1389  ساعت 2:27 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

1-علي محمدباب با توجه به شماره ابجد علي محمد با حروف رب خود را رب اعــلي ناميــده است.

2- علي محمد باب خاتميت پيامبر اكرم را نفي مي كند و پيامبري خود را اعلام مي كند و نويد آمدن پيامبرهاي بعدي را مي دهد و معتقد است كه مقام او از مقام پيامبر بالاتر است و پيامبران بعدي از او بالاتر خواهند بود. وي در هر صورت تا در قيد حيات است او رب اعلي است.

3- در مورد قيامت، علي محمد موت و قبر و سؤال ملائكه در قبر و ميزان و صراط و حساب و كتاب و امثالها را تعبيـر مي كند قيامت از نظر او در همين دنيا اتفاق مي افتد و قيامت بعد از مرگ را جز خدا كسي نمي داند .

علي محمد باب منكر توحيد و نبوت و معاد و امامت بوده است و در 6مرحله ادعاي خويش را تغيير داده است:

1- ابتدا سيد ذكر بوده ادعاي ذكريت كرده است.

2- ادعاي بابيّت (نايب خاص امام زمان عج )

3- ادعاي مهدويت.

4- ادعاي نبوت.

5- ادعاي ربوبيت.

6- ادعاي الوهيت



 نگاشته شده توسط داراب حسن پور در دوشنبه 1 آذر 1389  ساعت 2:24 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ميرزا عليمحمد باب در باره معرفي ائمه دوازده گانه شيعيان چنين مي نگارد : « رابع، معرفت امامت است : و دراين مقام بر كل موجودات فرض است معرفت دوازده نفس مقدس كه قائم مقام  ولايت مطلقه  بوده باشند...

و اسماء مقدسه ايشان كه مراياي بيان است اين است : الحسن بن علي و الحسين بن علي و علي بن الحسين ومحمدبن علي و جعفربن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمدبن علي و علي بن محمد والحسن بن علي والحجة القائم محمدبن الحسن صاحب الزمان

والفاطمة الصديقة صلوات الله عليهم اجمعين و اين شموس عظمت و نجوم عزت ، در هر شآن قائم مقام رسول الله صلي الله عليه و آله بوده اند.» (صحيفه عدليه از آثار نقطه اولي (عليمحمد باب) صفحه 27).



 نگاشته شده توسط داراب حسن پور در دوشنبه 1 آذر 1389  ساعت 2:19 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

برای نگاه کردن تصویر در اندازه واقعی آن را ذخیره کرده و بعد مشاهده نمایید

 



 نگاشته شده توسط داراب حسن پور در دوشنبه 1 آذر 1389  ساعت 2:08 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ميرزا عليمحمد شيرازي معروف به باب يكي از اين افراد است . او نخستين رهبر بابيه و بهائيه و نيز اولين مدعي است در اين فرقه ، كه به وجودو زندگي حضرت وليعصر عج اعتراف مي كند . خوب توجه كنيد :

« در نخستين كتابي كه در تفسير سوره يوسف مرقوم نموده در جميع مواضع آن خطاب هايي به آن شخص غائب  كه از اومستفيد و مستفيض بوده نموده و استمداد در تمهيد مباني خويش جسته و تمناي فداي جان در سبيل محبتش نموده ازجمله اين عبارت است :

« يا بَقِيَةَ اللهِ قَد فَدَيتُ بِكُلّي لَكَ وَ رَضَيتُ السَّبَّ في سَبيلِكَ وَ ما تَمَنَّيتُ اِ لَّا القَتلَ في مَحَبَّتِكَ وَ كَفيَ بِاللهِ مُعتَصِماً قَديماً »

اين باب است كه آرزو مي كند : « اي بقيه الله سراپاي وجودم ، فداي تو باد ، خرسندم كه در راه تو دشنام بشنوم و تمنائي جز اينكه در راه محبت تو كشته شوم ندارم...».

اين اعتراف را عباس عبدالبهاء فرزند ميرزا حسينعلي (بهاءالله ) در كتاب مقاله شخصي سياح (صفحه3و4) كه در تفصيل قضيه باب نوشته است آورده ، و نيز كتاب ايام تسعه (نشرسوم صفحه 168) و كتاب ايقان (199صفحه اي – صفحه180) ، آرزوي باب را به فداكردن جانش در راه حضرت بقيه الله تصريح كرده است .

 



 نگاشته شده توسط داراب حسن پور در دوشنبه 1 آذر 1389  ساعت 2:06 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



سال ها گذشت و ديگر از اين گونه مدعيان دروغين بابيت ، بروز نكرد ، تا اينكه « مذهب انحرافي شيخيه »  ( درقرن 13ه.ق) به وجود آمد.مؤسس شيخيه شخصي به نام « شيخ احمد احسائي » بود . او معتقد بود كه در هر دوره بايد يك نفر به عنوان باب خاص(دربان و واسطه مخصوص ) امام زمان عج براي وساطت بين امام و مردم وجود داشته باشد، و ادعا مي كرد كه من باب خاص امام زمان عج هستم.

او پس از خود يكي از شاگردانش به نام « سيد كاظم رشتي » را جانشين خود ساخت . پس از مرگ سيد كاظم رشتي ، ميرزا علي محمد باب ( در25سالگي در سال 1260 ه .ق ) و سپس حاج كريم خان كرماني ، ميرزا حسن گوهر و ميرزا باقر، و يحيي صبح ازل ، و پس ازاو حسينعلي بهاء و... دنباله مرام بابيت را ادامه دادند.

بنابراين بابي گري و بهائي گري ، مولود شيخيه بود و شيخيه نيز مولود فرقه هاي صوفيه بوده است . به دنبال آن بهائي گري نيز مولود صوفيه بود، زيرا حسينعلي بهاء مؤسس بهائيت قبلا در سلك صوفيه و دراويش بود، چنانچه جُبه و كلاه ترمه اي سوزن زده ، و موي بلند سروصورت ، و داشتن تَبَرزين او كه در خانواده اش نگهداري مي شود ، بيانگرصوفي گري اواست.



 نگاشته شده توسط داراب حسن پور در دوشنبه 1 آذر 1389  ساعت 2:02 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET