ıllıllı درهم ıllıllı

صفحه اصلی بلاگ راسخون فروشگاه راسخون تماس با من

آواز دلتنگی

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/matalebe2/cutealone.matalebeziba.ir.jpg

دلم دیگر، حرف هایم را
باور نمی کند به آمدن تو
می داند دروغ می گویم ...
مثل آن موقعی که می گفتمش می مانی ولی رفتی ...
حتی عقل هم همنوا با دلم آواز دلتنگی سر می دهد
و تو نمیدانی در پس این دلتنگی ها
دارد هر لحظه می میرد این منِ بی تو ...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:40 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

راز ...

 

matalebeziba.ir

 

راز سڪُوت را 

 

نم نم اشــــــڪ می داند

 

و غم تنهـــــــــایی را 

 

خلوت شَب ...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:40 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

مراقب حرف هایت باش...

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/mataleb1/delkhor.matalebeziba.ir.jpg

همیشه، مراقب حرف هایی
که میزنی باش !
مخصوصا وقتی
عصبی یا دلخور هستی ...
بعضی کلمات همچو تَرکِشی می ماند
که کنارِ قلب می نشیند
نمی کُشد !
ولی، تا آخر عمر عذاب می دهد ...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:40 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

مرا ببخش...

 

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/matalebe2/schoolpoor.matalebeziba.ir.jpg
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/matalebe2/poor1.matalebeziba.jpg
 

مرا ببخش به خاطر بی تفاوتی هایم نسبت به تو!
از اینکه بارها و بارها از دردهایت گفتم و هیچگاه گرمی دستانی نشد
تا لمسش کنی، احساس کنی و به یاریت بشتابد ...
 مرا ببخش از اینکه قصه های اندوهگین تو،
شروعِ تمامِ مجالس هاست و فقط متاثر شدن، شده کارِ ما ...
 نامهربانی ها را انداختیم گردنِ زندگی تا شانه خالی کنیم از دادرسی ها و هزار افسوس که این چرخ گردون به دست ما می چرخد ...
 گاهی به تو که می رسم می ایستم، شاید پیدایت کنم ولی،
گم در مشکلاتِ ناچیزِ بزرگ کرده خویش می شوم؛ مشکلاتی که بهانه خوبی شده برای سر باز زدن از همه چیز و همه کس ...
 مگر سقف آرزوهای تو چقدر است در این دنیا؟! چیزی جز یک لبخند؟ یک مهربانی؟
پس مرا ببخش از اینکه فراموش کرده ام آدمیت را و باور کن
روزی خواهم آمد با سبدی پر از لبخند، حتی شده دانه دانه لبخندها را از ستاره ها بچینم و بر لبانت بنشانم ...
خواهم آمد و برای گرفتنِ حقت از این دنیا می جنگم، حتی اگر در این راه بمیرم  ...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:39 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

محبت را هدیه دهیم ...

 

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/matalebeziba/alone12.matalebeziba.ir.jpg

 

اتوبوس با سر و صدای زیادی در حرکت بود ...
یکی از مسافران پیرمردی بود که دسته گل سرخِ بسیار زیبایی در دست داشت،
نزدیک او دختر جوانی نشسته بود که مرتب به گل های زیبای پیرمرد نگاه می کرد!
به نظر می رسید از آنها خیلی خوشش آمده ...
ساعتی بعد اتوبوس توقف کرد و پیرمرد باید پیاده می شد ...
پیرمرد بدون مقدمه چینی دسته گل را به دختر جوان داد و گفت:
مثل اینکه شما گل رُز دوست دارید؟ فکر می کنم همسرم هم موافق باشد که گل ها را به
شما بدهم؛ به او خواهم گفت که این کار را کردم.
دختر جوان از دریافت گل ها بسیار خوشحال شد و تشکر کرد .
پیرمرد پیاده شد و اتوبوس دوباره به راه افتاد ...
دختر بیرون را که نگاه می کرد ؛ پیرمرد را دید که به سمت قبرستان کنار جاده می رود ...
 
*
* 

گاهی بهترین و زیباترین چیزهای دنیا قابل دیدن و لمس كردن نیست و فقط باید از درون احساسشان کرد.



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:38 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

دلت که شکست ...

 

matalebeziba.ir

 

یـــآدَت بـآشَـــد ...

دِلـَــت کــــﮧ شِکَـســـت...

سَــــرَت را بـــــآلا بـگـیـــرےتَـلافــــے نَکــُــטּ ...

فَـریــــــــآد نــَـــزَטּ ...

شَرمـگیـــــــטּ نَـبـــــآش ...!!

دِل ِ شِکَستـــﮧ گوشـه هآیــَـش تیــــز اَســــت...

مَبــــآدآ دِل و دَســـتِ آدَمـــے کــــﮧ روزے...

دِلــــدآرَت بــــود رآ زَخمــــے کُنـــے بــــﮧ کیــــטּ !!

مَبــــآدا کــــﮧ فَرامــــوش کُنــــے روزے شآدیــَــش آرِزویــــت بــُـود...

صَبــــور بــــآش و سـ ـ ـ ـآکــِــت ...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:36 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

به یاد ندارم ...

 

matalebeziba.ir

هیچ بارانی را به یاد ندارم...


جز آن بارانی


که زیر چتر تو بودم و


خیس‌ ام کرد...


[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:35 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

بگذار خدا بیاید...

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/matalebe2/alone.matalebeziba.jpg

دلت که از آدم ها گرفت غصه ها را فرو ریز در گنجینه دل،
ببخش و فراموش کن بدی ها را!
مثل همیشه بگذار برای روزی که خدا می آید!
بگذار خدا بیاید و بپُرسد،
مرهم بگذارد، ناز بخرد و تا بخواهی گله کنی
به آغوش بگیرد و بگوید میدانم...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:31 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

لحظه ها...

matalebeziba.ir


  لحظـہ ها مــی گــذرد ،

  آنچـہ بگذشت نمی آیــد باز 

 قصـہ ای هست ڪـہ هرگز دیــگر، 

  نتواند شد آغــاز ...




"سهراب سپهری"


[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:26 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

شهر...

matalebeziba.ir


راه میروم 


و شهر 

زیر پاهایم تمام میشود! 

تو… 

هیچ کجا نیستی…
 



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:26 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]
.: تعداد کل صفحات 14 :. 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

درباره وبلاگ



نویسندگان

  محمد قلی نژاد

لینک دوستان

♛♛♛امام حسن (ع) برگزیده بخشایش گر♛♛♛
اخت الرضا
دانلود ویدیو های آپارات
راسخون
ツ لبخند زیبای زندگیツ
عاشق رضا

آرشیو ماهانه

دی 1396
تیر 1395
مرداد 1395
شهریور 1395
آذر 1394

آرشیو موضوعی

امام رضا
داستان کوتاه

آمار وبلاگ

كل بازديدها : 49931 نفر
كل نظرات : 6 عدد
كل مطالب : 279 عدد
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 14 دی 1396 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 13 آذر 1394 

دیگر امکانات

كد موسيقي براي وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون
[ ویرایش قالب : راسخون | Theme By : Avazak.ir ]