🌸🔸🔹🍃از سیر تا پیاز🍃🔹🔸 🌸

کوروش تهامي: قبل از بازيگر شدن دغدغه خوانندگي داشتم

Untitled

- بدون موسیقی و ریتم نمی شود زندگی کرد

 

موسیقی پارس: کورش تهامي از بازيگرهاي با ارزش سينما و تلويزيون ايران است. بازيگر با سوادي که بازي اش در هر فيلم و سريالي به افزايش زيبايي آن اثر کمک هاي زيادي مي کند. نکته جالب درباره کورش تهامي حضور جدي او در موسيقي به خصوص خوانندگي است. او از کودکي فراگيري موسيقي را در زمينه هاي نوازندگي و خوانندگي آغاز کرده . خيلي ها نمي دانند که کورش تهامي قبل از ورود به بازيگري، قطعه اي را در سريال خاطره انگيز «روزي روزگاري» خوانده و تا جايي که خسرو شکيبايي از طرفداران صدايش بوده است. در اين گفتگو از زاويه تازه اي با هم سخن گفتيم و بيشتر درباره دغدغه هاي موسيقايي اش به گفتگو نشستيم . او صداي بسيار زيبايي دارد و معتقدم مي تواند در عرصه خوانندگي حرف هاي بسياري براي گفتن داشته باشد.

 

اصالتا کجايي هستيد؟

متولد تهران هستم. پدرم در تهران به دنيا آمدند و مادرم اهل گيلان هستند.

 

آيا هنر در خانواده شما ريشه دار بوده يا شما اولين نفر از خانوادتان هستيد که وارد عرصه هنر شديد؟

پدر مادربزرگم آواز مي خوانده و گويا صداي خيلي خوبي داشته و لقب «عندليب» گرفته بوده. البته خوش نويسي هم مي کردند. فکر مي کنم آواز تقريبا در خانواده پدري من ارثي است. اما به صورت اين که کلاس رفته باشند و آکادميک آموزش ديده باشند، نبوده است. شايد من اولين کسي بودم که به صورت کلاسيک آواز را دنبال کردم.

 

يعني شما قبل از اينکه به سينما و تئاتر و بازيگري علاقه پيدا کنيد، به موسيقي علاقه داشتيد؟

بله دقيقا. از بچگي همراه من بوده است. دوره دبيرستان با دوستي به نام «پيمان سلطاني» که اصليت کرماني داشتند، آشنا شدم و آواز خواندن من کم کم اصولي شد.از همان سال ها به خاطر علاقه ام به ساز هاي کوبه اي، در کلاس هاي آموزشي تمبک شرکت کردم و کتاب استاد «حسين تهراني» را توسط استاد«مسعود رضايي» آموزش ديدم. يادم هست پنج شنبه ها يک ساعت من از ايشان آموزش مي ديدم. بعد از آن با نوع نوازندگي استاد «ناصر فرهنگ فر» که يکي از برجسته ترين نوازندگان تمبک هستند آشنا شدم. مدتي هم با ايشان کار کردم.هم با ايشان و هم پسرشان آرش. دف نوازي هم تحت تاثير استاد «بيژن کامکار» فرا گرفتم چون تمام کنسرت هايشان را ديده بودم،شروع کردم وچون دستم به تمبک آشنايي داشت خودم دف زدن را ياد گرفتم. از همام سال ها آواز را هم شروع کردم.

 

آواز را هم از استاد خاصي آموختيد؟

بله. بخشي از رديف هاي آوازي را خدمت استاد «جهانگیر ابوجلادی» کار کردم و بخش ديگري را هم از استاد «نوربخش» از شاگردان استاد «شجريان» آموختم.

 

به خواننده خاصي در بين خوانندگان سنتي و کلاسيک علاقه داشتيد؟

من ابتدا به صداي استاد «شهرام ناظري» به خاطر تصنيف هاي همه گيري که در آن دوره داشتند علاقه پيدا کردم. اوايل بيشتر معطوف به نوع اجراي استاد ناظري بودم. اما به مرور زمان بيشتر جذب کاري هاي استاد «محمدرضا شجريان» شدم و نوع آواز خواني ايشان هميشه من را به خودش جذب مي کند.

1491656_799455883467421_6727362175478455316_n

رشته تحصيلي تان ربطي به موسيقي داشت؟

رشته تحصيلي من در دوره دبيرستان گرافيک بود و ديپلم گرافيک دارم. اما در دانشگاه تئاتر خواندم.

 

چرا با وجود علاقه به موسيقي در دانشگاه، تئاتر خوانديد؟

يک مقدار پيچيده است اما اگر بخواهم خلاصه بيان کنم، من هميشه دغدغه بازيگري هم داشتم. اما هيچ وقت مجال پرداختن به آن را نداشتم. براي من تا دوران دبيرستان اتفاق نيفتاد که بازي کنم اما در دبيرستان بازي در يک فيلم سينمايي به من پيشنهاد شد. در دبيرستان يک دفتر دار داشتيم که با هنر آشنا بود، با ايشان که مشورت کردم گفت اين هنر مي تواند براي تو مثل يک هوس باشد. گفت اگر در اين فيلم بازي کني ، ممکن است اين تب و تاب در اثر هر چيزي بخوابد. بهتر است علمي وارد اين جريان شويد. در هر حال من آن فيلم را بازي نکردم. پيگير ماجرا شدم که بتوانم در دبيرستان وارد رشته هنري بشوم. ابتدا تجربي خواندم و بعد وارد هنر شدم که بتوانم در دانشگاه در رشته هنر تحصيلم را ادامه بدهم.

 

احساس  مي کنم دوره اي بخاطر مشغله شما در عرصه بازيگري، از موسيقي کمي دور شده باشيد. درست است يا هميشه در اوج فعاليتتان در زمينه بازيگري، موسيقي هم همراهتان بوده؟

در زندگي شخصي ام هيچ وقت از موسيقي دور نبوده ام. شايد کمتر توانسته ام تمرين ساز بکنم. در نوازندگي ساز کوبه اي به شدت بايد دست روان داشته باشيد و به روز باشيد. اما به هر حال اگر مجال به دست بياورم حتما تمرين مي کنم. در دوره اي هم تمبک را تدريس مي کردم. به خاطر تمرين هاي زيادم و صداي غير قابل کنترل سازم، يادم است که به زير زمين مي رفتم و يک حوله در نفير تمبک قرار مي دادم که صدايش کمتر بيرون بيايد و تا نيمه هاي شب تمرين مي کردم. به نظر من ساز زدن فقط بستگي به تمرين شخص نوازنده دارد. شايد در آن دوره به خاطر تمرين زيادم به جايي رسيدم که مي توانستم به ديگران انتقال دهم براي همين در فواصل سال هاي 70 تا80 تدريس تمبک هم داشتم. دقيقا مقارن بود با ورود من به عرصه بازيگري. تا جايي که مي توانستم تاريخ جلساتم با هنرجويان را عوض مي کردم که به پروژه هاي بازيگري هم برسم. اما از يک جايي ديگر نمي شد زمان را تنظيم کنم براي همين تدريس را کنار گذاشتم.

 

 اولين فيلم يا سريالي که بازي کرديد، چه سالي بود؟

اولين کار رسمي سينمايي من سال 75 بود با نام «سينما سينما» به کارگرداني «ضياالدين دري».

 

از چه زماني بازيگري تبديل به يک اتفاق پر رنگ در زندگي تان شد؟

من با تئاتر شروع کردم از سال 72 که دوره دانشجويي من بود، دغدغه بازيگري ام به بالاترين درجات رسيد. اما در سال هاي اول از روي صحنه رفتن وحشت داشتم و هميشه فکر مي کردم از پس آن بر مي آيم يا نه. مردم هم در تئاتر بايد با نقش ارتباط برقرار کنند. در سال هاي اول در نمايش ها  بيشتر در نقش نوازنده و خواننده حضور داشتم. موسيقي اش را هم طراحي مي کردم. نمي گويم آهنگسازي چون به صورت علمي و آکادميک بلد نبودم.  از روي حس مي زدم اما در چندين کار نقش خواننده و نوازنده داشتم. در نمايش «بيژن و منيژه» به کارگرداني «پري صابري» در سال 76 حدود 50 شب آواز خواندم. نقش بيژن را داشتم. در کاخ سعد آباد هر شب اجرا داشتم. خيلي سخت بود اما پشت صحنه تمام تجربياتي که ديگران داشتند که صدايشان نگيرد را من امتحان کردم. در واقع پوست کلفتي تئاتر شامل حال من هم شد و توانستم نزديک 50 شب بخوانم و صدايم نگيرد.

 

واکنش مخاطبان چگونه بود؟

خيلي دوست داشتند. کاخ سعدآباد بزرگ است و من يادم است که حتي گوشه هاي ديوار هم مي نشستند. اين نمايش به صورت سنتي هم اجرا مي شد و من يادم است که مدل هاي زورخانه اي هم استفاده مي کرديم و نوازنده ضرب زورخانه اي داشتيم و حرکات پهلواني را هم در اين نمايش اجرا مي کرديم. گاهي وقت ها از لا به لاي مردم رد مي شديم و به روي صحنه مي آمديم. من هم خودم را توانسته بودم اثبات کنم و به راحتي از کنار هر چيزي نمي گذشتم. مدتي هم تعزيه کار کردم و به خاطر تعصبم گوشه هاي آوازي را در آن جا هم به کار بردم. البته تعزيه از واحد هاي دانشگاهي ام بود که بايد پاس مي شد. در اين تعزيه من نقش حضرت عباس را بازي مي کردم و وقتي نقش من تمام شد دوست کارگردانم از من خواست که اذان را هم بگويم. اول ترسيدم و گفتم ما که تمرين نکرديم اما بعد ياد اذان استاد موذن زاده اردبيلي افتادم. سريع به نوازنده ترومپت گفتم به من يک کوک «بيات ترک» بده و من در همان پرده که ساز زد اذان را گفتم. يادم است که نوازنده و کارگردان حيرت کرد بودند که من چگونه در آن پرده و بي تمرين اذان گفتم. يادم هست مرحوم استاد «غلام حسين نقشينه» يکي از مهمان هاي ما بودند، از لا به لاي جمعيت آمد به سمت من و بازوي من را گرفت و گفت همه اين تعزيه يک طرف اين اذاني که شما گفتيد هم يک طرف. ابراز محبت ايشان براي من خيلي ارزش داشت. موسيقي را هيچ وقت ازش نگذشتم.

 

 

هيچ وقت به فکر اين نيفتاديد که به سمت انتشار آلبوم يا قطعه موسيقي برويد؟

به هر حال من با دوستانم که موسيقي سنتي کار مي کردند، کنسرت هاي کوچکي را اجرا مي کرديم. مثلا از آخرين کنسرت هايي که داديم سال 71 بود که در دانشگاه شهيد بهشتي همراه با ارکستر بزرگي، ساز کوبه اي را من زدم و آوازش را هم مي خواندم. همان باعث شد استاد «فرهاد فخرالديني» که مهمان آن کنسرت بود، يک قطعه آوازي که در سريال «روزي روزگاري» پخش مي شود را به من دادند که اجرا کنم.

 

در آن سال هنوز بازيگر معروفي هم نشده بوديد، کمي درباره اين سريال توضيح بدهيد؟

بعد آن کنسرت آقاي فخرالديني به من گفتند که براي يک قسمت از سريال من آوازي دارم که به صدايي که تو داري بسيار نزديک است و صدايي است که من مي خواهم. من انقدر جا خوردم و پيشنهاد به قدري براي من عجيب بود که تن لرزه گرفتم و گفتم چه روزي و چه ساعتي کجا باشم. وقتي به يکي از استديوهاي صدا و سيما رفتم، جناب «احمدجو» کارگردان سريال حضور داشتند. به من گفتند يک کم صداتو گرم کن و خودشان خواندند. با پيانويي که آنجا بود تصنيف «مرغ سحر» را خودشان زدند و من خواندم. سکانس را براي من توضيح دادند. داستان جوان چوپاني به نام گل آقا بود که به جاي اينکه حواسش به گوسفندان باشد گوشه اي رفته بود و آواز مي خواند. از طرفي هم زنده ياد «خسرو شکيبايي» و «محمود جعفري» هم در حال صحبت بودند که به گله مي رسند و مي بينند که گله بدون چوپان است و چوپان براي خودش آواز مي خواند. پدر چوپان که آقاي جعفري بود زير لب ناسزا مي گويد و مرحوم شکيبايي از چوپان دفاع مي کند و مي گويد جوان است بگذار آوازش را بخواند. اين سکانس را براي من توضيح دادند و قرار شد من بداهه بخوانم. گفتم اگر کليشه فکر کنيم، يک چوپان دشتي يا شوشتري مي خواند. گفت بخوان و من شروع کردم به خواندن. استاد فخرالديني گفتند چه گوشه اي را مي خواني. گفتم ماهور مي خوانم گوشه عراق. گفتند همين خيلي خوب است. آقاي احمدجو هم يک بيت شاهنامه به من دادند و گفتند اين بيت را برايمان بخوان:

بخواهد از تو پدر کين به من

چو بيند خاک است بالين من

گوشه عراق خيلي سخت  است و آقاي فخرالديني به من تذکر دادند که خيلي کلاسيک مي خواني. اين چوپان کلاس آواز نرفته است.

ازشان اجازه خواستم که به من فرصت بدهند تا مدلي را براي خواندنم پيدا کنم که کم و بيش فالش هم باشد. اما مشکل اينجا بود که در فاصله هاي بالا مي خواستند من بخوانم. من انقدر بالا خواندم و خواندم که ناگهان صداي من فالش شد.  سر آقاي فخرالديني پايين بود و تا صداي من فالش شد، آقاي فخرالديني سرشان را بالا آوردند و گفتند همين را مي خواهم. همان را خواندم و سعي کردم آن اتفاق فالش را اجرا کنم. ضبط شد و دو سه شب بعد پخش شد. اين اولين اتفاق رسمي خواندن من بود.

 

خاطره ديگري هم با آقاي شکيبايي داريد؟

بعد از آن من وارد دانشگاه شدم و کار بازيگري مي کردم. براي سريال «آشيانه سيمرغ» به کارگرداني «شهرام اسدي» انتخاب شدم. پشت سد منجيل کار مي کرديم که لبنان قرن 9 بود. يک روز باد شديدي مي آمد. اين سريال اولين آشنايي من با آقاي شکيبايي بود. يادم است باد خيلي شديدي مي آمد و مجبور شديم که تصوير برداري را متوقف کنيم. من تو حال خودم داشتم زمزمه مي کردم، يهو آقاي شکيبايي گفتند تو داري آواز مي خواني؟ به خودم آمدم گفتم ببخشيد تمرکزتان را بهم زدم. گفتند: نه. بلند تر بخوان چرا انقدر با صداي کم مي خواني. يکي دو بيت خواندم. آقاي شکيبايي به من گفتند چقدر صداي خوبي داري، چرا کار نمي کني؟ گفتم نظر لطفتان است، من خيلي بايد تمرين کنم. البته استاد فلان سکانس سريال روزي روزگاري را هم من آوازش را خواندم. گفت شوخي مي کني. گفتم نه استاد. يهو دست من را گرفت و با موبايل با همسرشان تماس گرفتند و گفتند مي داني الان کي پيش من ايستاده . همان کسي که فلان قطعه را خوانده بود.

استاد شکيبايي خيلي به من محبت کردند و بيشتر از چيزي که حقم بود به من لطف کردند. هر روز صبح ها قرار گذاشتيم با آقاي شکيبايي که من مي رفتم محل اقامت ايشان و برايشان آواز مي خواندم. افتخاري بود براي من که باب آشنايي من با اقاي شکيبايي اين گونه بود. بعد چند وقت که باز ايشان را ديدم گفتند که هنوز آهنگي ضبط نکردي؟ گفتم هنوز نه. گفتند اولين قطعه اي که خواستي ضبط کني بايد بيايي من را سوار کني و ببري استوديو. من دلم مي خواهد در کار تو دکلمه داشته باشم. متاسفم براي خودم که اين اتفاق نيفتاد چون مي توانست مثل مدالي بر سينه من باشد. برايم خيلي خوشايند بود که خودشان پيشنهاد به من دادند.

 

به دو سال اخير مي رسيم که موسيقي براي شما جدي تر شده است و صداي شما را مخاطب شنيده است. درباره اين موضوع صحبت کنيد؟

من هميشه دغدغه موسيقي را داشتم. من هميشه حتي روي بيان شخصيت خاصي که مي خواستم بازي کنم که بصداي متفاوت تري به نسبت صداي من داشته، تمرين هايي که مي کردم بر اساس آواز بود. مثلا سريال «تبريز در مه» نقش عباس ميرزا را ايفا مي کردم. تا صحنه آماده بشود من صدايم را با آواز گرم مي کردم. اين دغدغه بود اما وسواس باعث مي شد که عقب بيفتم و از ارائه کار دور بشوم. دوستان و مشوقان زيادي هم داشتم. همه اعتراض مي کردند که چرا نمي خوانم. اما هر وقت قوي تر فکر مي کردم و تصميم مي گرفتم ناگهان در بازار مي ديدم که خيلي کار وارد بازار  شده. هميشه فکر مي کردم نکند کاري که من انجام مي دهم شبيه اين کار ها بشود و لا به لاي اين کار ها گم بشود. دوست داشتم مثل بازيگري ام آن چيزي باشد که خودم دوست دارم و نياز هاي روحي رواني خودم را هم ارضا کنم. از طرفي هم  بايد مخاطب راضي نگه مي داشتم. اين ها عواملي بود که باعث مي شد من ترمز کنم و تصميمم را اجرا نکنم. خودم و موسيقي ام را هم با کسي مقايسه نمي کردم. روي انتخاب شعر ها هم وسواس داشتم. من خيلي آرماني فکر مي کردم که اگر اين گونه نبود من تا الان شايد 2 تا آلبوم در بازار داشتم. کم کم واقعيت براي خودم روشن شد و فهميدم اگر الان اين کار را شروع نکنم بعدش خيلي دير مي شود و امکان انجام اين کار سخت مي شود. خيلي برايم ترسناک بود. براي همين تصميم گرفتم شروع کنم. همين الان هم متوجه شدم در فواصل موسيقي که 15 سال پيش مي توانستم بخوانم. الان ديگر نمي توانم. نمي دانم اگر تمرين مداوم داشته باشم بتوانم اجرا کنم اما الان ديگر راحت نمي توانم بخوانم. در عوض فواصل بم خواني در صدايم پيدا شده است.

 

قطعه اي براي تيتراژ سريال «عصر پاييزي» خوانديد، چه بازتاب هايي براي شما داشت؟

خوشبختانه خيلي خوب بود. بعضي ها در جريان بودند که من آواز مي خوانم و بعضي ها هم تعجب مي کردند که مگر من آواز مي خوانم. اما اکثريت نظرشان مثبت بود چون باز خواني يک ترانه قديمي بود به شکلي جديد تر که توسط «نيکان» تنظيم شده بود. براي بعضي ها خاطره انگيز بود. آن قطعه هم براي قسمت هاي آخر سريال استفاده شد. يادم است که خيلي پيام هاي محبت آميز  دريافت کردم و خدا را شکر بازتاب خوبي داشت.

 

آيا قصد داريد اين مسير را ادامه بدهيد و جدي تر در بازار موسيقي کار کنيد؟

بله قصد دارم اما زمانش هنوز معلوم نيست. اميدوارم هر چه زودتر اين اتفاق بيفتد. براي خودمم خيلي خوشايند است.

 

شما با کدام فيلم يا سريال بود که احساس کرديد مورد توجه مردم قرار گرفته ايد؟

فکر مي کنم سريال «زير تيغ» بود. البته قبل از آن فيلم سينمايي و سريال بازي کرده بودم. اما زير تيغ بيشتر جا پيدا کرد.

 

در اين سال ها با کارگردان هاي خيلي خوبي کار کرديد. با کدام يک راحت تر بوديد؟

خوشبختانه خصوصيت اخلاقي من طوري است که خيلي راحت با بقيه ارتباط برقرار مي کنم و هميشه براي همه احترام زيادي قائل هستم و سعي مي کنم کسي را آزار ندهم. با همه کارگردان ها رابطه ام خيلي خوب بوده. به خصوص در سريال زير تيغ و فيلم «به رنگ ارغوان» به کارگرداني «ابراهيم حاتمي کيا» خيلي تجربه خوبي داشتم. اين کارگردان ها خيلي فرصت براي تمرين به بازيگر مي دهند. مثلا آقاي حاتمي کيا حتي از تمرين ها هم فيلم مي گيرند. تمرين زياد باعث مي شود نتيجه بهتري هم بگيريم. اين کارگردان ها زمان زيادي براي بازيگر قائل هستند.

 

شما هميشه دقت و وسواس زيادي در انتخاب نقش هايتان داشته ايد و نقش هايي را بازي کرده ايد که تفاوت بسياري با هم داشته اند. در اين باره کمي توضيح بدهيد؟

دقيقا همين طور است که شما مي فرماييد. من پيشنهادات زيادي دارم اما به خاطر شباهتش به بعضي از نقش هايم و يا ضعيف بودن متن ها باعث شده است که کم کار شوم. اما دوست ندارم تکراري بازي کنم و دوست دارم تجربه هاي جديد داشته باشم. خسته نمي شوم از نقشي که سخت بهش مي رسم و بر عکس لذت هم مي برم. زماني هم که نقشي را بازي مي کنم تمام مدت زندگي ام در آن نقش است و حتي در منزل و خيابان هم آن را تمرين مي کنم. دوست دارم نقشي را بازي کنم که هميشه در ذهن تماشاگر پابرجا باشد. حتي اگر نقش کوتاه باشد دوست دارم مخاطب را درگير بکنم. در سينما احساس مي کنم افراد درگير نام شدند و از روي نام انتخاب مي کنند. براي همين تعداد کار هاي درخشان خيلي کم شده است. همه اين ها باعث شده که من کم کار بشوم. من هيچ وقت اهل پارتي بازي نبودم و هميشه انتخاب شدم نه اينکه کسي پارتي من بشود. يک نظري هم دارم و اين است که بايد هميشه ياد بگيرم. در صورتي که خيلي ها با اين مخالف هستند. ما هميشه احتياج داريم خودمان را ريکاوري کنيم و برگرديم به عقب ببينم چه کرديم. من تا به حال 53 کار تصويري انجام داده ام ولي هميشه فکر کردم آيا توانسته ام 50 تا جمله حرف بزنم که حسابي باشد و به ياد ماندني باشد. اين ها براي من دغدغه است. من اصلا به فکر حاشيه نبوده ام و هميشه با آرامش زندگي کردم. هميشه به اين حرفه طوري نگاه نکردم که فقط تعداد کار هايم زياد شود و يا درامدي کسب کنم.

 

براي سوال آخر موسيقي چه بخشي از روح و عاطفه شما را پر مي کند که انقدر در زندگي شما پر رنگ است؟

من هميشه از افرادي که موسيقي برايشان اهميتي ندارد سوال مي کنم که شما چگونه زندگي مي کنيد. اصلا بدون ريتم و موسيقي نمي شود زندگي کرد. همه زندگي ملودي دارد. بعضي از نياز هاي روحي فقط با موسيقي برطرف مي شود. نوع موسيقي در احوال آدم ها فرق مي کند. بايد به درون خودمان رجوع کنيم. موسيقي حالمان را خوب مي کند.

78089

منبع: هفت نگاه – بازنشر اختصاصی موسیقی پارس







[ یک شنبه 27 تیر 1395  ] [ 7:05 PM ] [ مهدی زارع ]

[ نظرات (0) ]

اسامي بعضي فرشتگان

فرشته عزرائیل, فرشته جرمیل

خدا فرشته هایی را برای رسیدن به امور بنده هایش آفریده است

در کنار چهار فرشته معروف جبرئیل،میکائیل،اسرافیل و عزرائیل با فرشته هایی دیگری آشنا شوید که از سوی خدا کارشان این است که هم پای آدم ها کاری کنند که دنیا جای بهتری باشد برای زندگی کردن.

آشنایی با دیگر فرشته های الهی
 از وقتی که آدم های روی زمین خودشان را شناخته اند همیشه بوده اند کسانی که برایمان قصه خلقت آدم را تعریف کرده باشند و برایمان از روزی گفته باشند که خدا خواست این موجود خاکی، دردانه خلقتش باشد و صدایش کند«اشرف مخلوقات». اشرف مخلوقاتی که همه فرشته ها به سجده در برابرش محکوم بودند.اما چیزی که هست اینجاست که خدا در کنار همه ملائکش فرشته هایی را برای رسیدن به امور بنده هایش کنار گذاشته است فرشته هایی که هر کدام در دنیا وظیفه ای خاص را بر عهده دارند.

جرمیل
یکی از فرشتگانی است که وظیفه اش کمک به ایجاد تغیرات مثبت در زندگی آدم هاست. این فرشته به کمک انسان هایی می رود که قصد تغییر و دگرگونی در زندگی شان را دارند طوری که جرمیل به کمک عواطف و احساسات آدم ها می رود و به آنها کمک می کند تا دیگران را راحت تر ببخشند.نام جرمیل برگرفته از رحمت خداوند است.

هانیل
هانیل فرشته ای است آبی رنگ و موافق با طبع لطیف زنانه. این فرشته،ملکی است که خداوند او را در دنیا مامور رسیدگی به امور زنان کرده است. هانیل همراه همیشگی زنان و دختران است و حتی در مواقع دشواری مثل به دنیا آوردن فرزند به کمک خانم هایی می آید که قرار است از این به بعد مادر باشند.

اسماعیل
در کنار اینکه این نام یادآور اسم پیامبر خداست باید گفت که اسماعیل نام یکی از فرشتگان خدانیزهست. اسماعیل فرشته ای است که در آسمان جای دارد.چیزی که در روایات درباره اسماعیل ذکر شده این است که هر وقت هربنده ای هفت بار بگوید«یا ارحم الراحمین» اسماعیل به او پاسخ خواهد داد که خداوند ارحم الراحمین است و صدایش را شنیده است و حالا وقت این است که حاجتش را طلب کند.

ظهلیل
فرشته ای است که خداوند او را در کنار مزار پیامبر قرار داده است و او را موکل قرار داده تا هرکس که برای او سلام و صلواتی می فرستد او هم در جواب سلام و صلوات پیامبر به او پاسخ دهد.

شموئل
فکرش را بکنید که آدم ها اگر بدانند در مواقع نگرانی و اضطراب از طرف خداوند فرشته ای را در کنارشان دارند که وظیفه اش برطرف کردن نگرانی انسان هاست کمتر دچار تشویش و اضطراب های معمول زندگی روز مره خودشان می شوند. فرشته ای که وظیفه اش ایجاد صلح و مهربانی میان آدم های دنیاست و در شرایط سخت به کمک آنها می آید.نام شموئل یعنی کسی که می تواند خدا را ببیند.

آریل
این فرشته ای است که بیشتر در امور دنیوی و مادی کمک حال آدم هاست و به آدم ها در تامین نیازهایی مثل امنیت، به دست آوردن پول و مایحتاج کمک می کند. نام این فرشته به معنای«شیر خدا»است.

راحیل
راحیل بیشتر ما را به یاد نام دخترانه ای می اندازد که فکر می کنیم این اسم فقط نام همسر یعقوب پیامبر و مادر حضرت یوسف بوده است. اما در کنار همه این ها باید گفت که راحیل یکی از فرشتگان بهشتی است که در بلاغت هیچ فرشته ای به پای او نمی رسد. راحیل فرشته ای است که از طرف خدا مامور شد تا خطبه عقد حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(ع)را بخواند.می گویند او خطبه ای را در آنجا خواند که تا به حال کسی آن را نخوانده است.

جوفیل
در کنار همه فرشته ها این فرشته کارش این است که بی نظمی ها و موقعیت های بد و منفی زندگی انسان ها را برطرف می کند. پس در مواقع شلختگی و آشفتگی ذهنی تان به این فکر کنید که شما فرشته ای را در کنارتان دارید که کارش زیبایی و نظم دادن به افکار و محیط شماست. نام سوفیل برگرفته از زیبایی خداوند است.

راگول
این فرشته که دوست خداست وظیفه اش چیزی نیست جز ترمیم رابطه های بین آدم ها. این فرشته در روابط بین آدم ها هماهنگی ایجاد می کند و سوء تفاهم بین آدم ها را برطرف می سازد.فرشته ای که شاید این روزها بیش از پیش به حضورش در روابط روزمره مان احتیاج داشته باشیم.

جبرئیل

در بین فرشته ها شاید نام آشناترین فرشته ای باشد که نامش را شنیدیم اما نکته جالب توجه درباره جبرئیل اینجاست که این فرشته در کنار اینکه فرشته وحی شناخته می شود فرشته ای است که حامی پیام آوران است
 

 

منبع : mehrnews.com







[ چهارشنبه 2 تیر 1395  ] [ 1:03 AM ] [ مهدی زارع ]

[ نظرات (0) ]

دعاها و اعمال قبل از انعقاد نطفه

دعاها و اعمال قبل از انعقاد نطفه تا تولد


گلچینی از کتاب ریحانه ی بهشتی
یکی از کتابهای بسیار کاربردی در زمینه ی دعاها و اعمال پدر و مادر، از قبل از انعقاد نطفه تا آخرین ماه حاملگی،کتاب ریحانه ی بهشتی است. مطالب اصلی را در ادامه مطلب بخوانید …یکی از کتابهای بسیار کاربردی در زمینه ی دعاها و اعمال پدر و مادر، از قبل از انعقاد نطفه تا آخرین ماه حاملگی،کتاب ریحانه ی بهشتی است.مطلب زیر از این کتاب گلچین شده.ضمنا مطالعه ی این کتاب را مخصوصا به خانمها توصیه می‌کنم.

در زندگانی رسول اکرم (ع) دیده می‌شود که برای انعقاد نطفه حضرت زهرا (ع) به امر خداوند چهل روز از حضرت خدیجه(س) فاصله گرفت و پس از چهل روز عبادت و روزه داری ، با غذایی که از بهشت آورده شد افطار کرد ، آنگاه نطفه حضرت زهرا (ع) منعقد شد .

زن و شوهر لازم است در هنگام ازدواج فکر کنند برای چه ازدواج می‌کنند ؟ برای چه فرزند می‌خواهند ؟ چگونه فرزندی می‌خواهند ؟آتش افروز وجانی یا روشن بخش و ایجاد کننده صلخ و تفاهم ؟

پس بهتر است در حیات جنسی هم قصد قربت و کسب زضای خدا را فراموش نکنند و طمانینه و آرامش در نظر داسته باشند که آمیزش توام با طمانینه باعث می‌شود گردش خون ، طبیعی بوده و در نتیجه نسلی طبیعی و بهنجار پدید آید .

در دین مقدس اسلام ، غذا هم از لحاظ مادی بررسی می‌شود و هم از لحاظ معنوی . درست است که غذای حرام تاثیر بدتر در روح و روان فرزند می‌گذارد . از این رو بسیار سفارش شدهد که والدین از غذای حرام و حتی غذای مشکوک پرهیز نمایند.

شاید با تاسی از همین سمت حسنه باشد که عدهای از بزرگان سفارش می‌کنند که والدین پیش از بچه دار شدن روزه بگیرند یا عبادت


ادامه مطلب




[ سه شنبه 1 تیر 1395  ] [ 6:00 PM ] [ مهدی زارع ]

[ نظرات (0) ]

بارداری در منظر اسلام

از ابتدای آمیزش تا لحظه زایمان از منظر اسلام

ْآمیزش


زن و شوهر لازم است در هنگام ازدواج فکر کنند برای چه ازدواج می کنند ؟ برای چه فرزند می خواهند ؟ چگونه فرزندی می خواهند ؟آتش افروز وجانی یا روشن بخش و ایجاد کننده صلخ و تفاهم ؟ پس بهتر است در حیات جنسی هم قصد قربت و کسب زضای خدا را فراموش نکنند و طمانینه و آرامش در نظر داسته باشند که آمیزش توام با طمانینه باعث می شود گردش خون ، طبیعی بوده و در نتیجه نسلی طبیعی و بهنجار پدید آید . در دین مقدس اسلام ، غذا هم از لحاظ مادی بررسی می شود و هم از لحاظ معنوی . درست است که غذای حرام تاثیر بدتر در روح و روان فرزند می گذارد . از این رو بسیار سفارش شدهد که والدین از غذای حرام و حتی غذای مشکوک پرهیز نمایند . در زندگانی رسول اکرم (ع) دیده می شود که برای انعقاد نطفه حضرت زهرا (ع) به امر خداوند چهل روز از حضرت خدیجه فاصله گرفت و پس از چهل روز عبادت و روزه داری ، با غذایی که از بهشت آورده شد افطار کرد ، آنگاه نطفه حضرت زهرا (ع) منعقد شد . شاید با تاسی از همین سمت حسنه باشد که عدهای از بزرگان سفارش می کنند که والدین پیش از بچه دار شدن روزه بگیرند یا عبادت خاصی را انجام دهند.
در اینجا به برخی از این توصیه ه اشاره می شود :
1- تلاوت آیه نور توسط والدین ، قبل از بارداری و توسط زن در ایام بارداری ضروری است .
2- خوردن گلابی
الف ) خوردن گلابی توسط پدر ، سبب زیبایی فرزند می شود .
ب) به زنان باردار گلابی بدهید که فرزندان را نیکو و زیبا می کند .
پ) به زنان باردار گلابی بدهید که اخلاق فرزندانتان را نیکو می کند .
ت) خوردن گلابی مایه قوت قلب ، پاکی معده ، صفای دل ، دلیری و زیبایی بچه می شود .
ث) گلابی قلب را جلا می دهد و دردهای درون را به اذن حق شفا می بخشد.

در کتاب کافی از امام صادق (ع) نقل شده : ایشان در حالی که به کودکی زیبا می نگریست فرمود : باید پدر این پسر بچه ، گلابی خورده باشد
همچنین روایت شده است که پیامبر (ع) گلابی اش را تکه کرد و به جعفر بن ابی طلالب داد و به او فرمود : بخور ! همانا گلابی رنگ را جلا می دهد و فرزند را نیکو می گرداند .
3- خوردن کاسنی :
الف) کاسنی برای افزایش فرزند مفید است .
ب) خوردن کاسنی آب کمر را افزایش داده و فرزند را نیکو و ذکور بودن را ولد زیاد می کند .
پ) خوردن کاسنی باعث زیبایی فرزند و ازدیاد در پسر آوردن می شود
ت) زیاد خوردن کاسنی سبب افزایش دارایی و تولد فرزند پسر خواهد شد
4- خوردن قاووت به پدر و مادر توصیه شده است :
الف) خوردن سویق توسط والدین موجب قوت در فرزند و نبودن کودنی و سبک مغزی و نادانی
در او می شود
ب) خوراندن سویق به کودک جهت تقویت و رویاندن گوشت و مجکم کردن استخوان بسیار
مفید است
در روایت آمده است ، مردی به امام صادق (ع) عرض کرد : ای پسر رسول خدا ، فرزندی به دنیا می آید که در او ضعف و سبک سری است . حضرت فرموند : چرا قاووت نمی خوری ؟ آن را بخور و خانواده ات را هم به ان سفارش کن . به درستی که قاووت ، گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و فرزندی از تو به دنیا نمی آید مگر اینکه قوی باشد
5- سفارش به خوردن انار:
الف) خوردن انار شیرین فرزند را نیکو می کند.
6- کندور
الف) خوردن کندور توسط زن باردار باعث زیادی عقل بچه ، باهوش ، پاکدل ، دانا و شجاع
شدن پسر و خشخو و نیکو شدن دختر می شود .
در حدیثی آمده است : به زنان حامله کندر بخورانید ، بدرستی که طفل در شکم مادر کندر غذای او می شود ، دلش محکم و تحملش زیاد می شود.

دعا برای فرزندار شدن
1- نقل شده که امام صادق (ع) که فرموده اند درسجده این دو آیه را بخوانید :
رب هب لی لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعا ، رب لا تذرنی فردا و انت خیرو الوارثین .
2-در صبح و شام هفتاد مرتبه سبحان الله ، ده مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیه و سپس نه مرتبه سبحان الله و یک مرتبه استغفرالله ربی و اتب الیه گفته شود .
البته دعاهای دیگری است که می توانید به کتاب کلیدهای بهشت مراجع کنید
در حین آمیزش
تغذیه
در حین آمیزش هیچ یک از یا مرد مست نباشد و الکل مصرف نکرده باشند ؛ چون موجب کمبود ویتامین D می شود و در نتیجه استخوان بچه نرم می گردد.
دکتر وازن معتقد است اگر طفل خرفت و کم هوش پیدا کردید و توانستید در اطراف وضع پدری یا مادری او اطلاعات صحیحی کسب کنید ، به این نتیجه خواهید رسید که یکی از والدین هنگام تشکیل نطفه مست بوده است.
همچنین نوع غذا (از نظر حرام یا حلال بودن ) اثر فراوانی در فرزند دارد که لازم است در این زمینه نیز نیز توجه کافی صورت گیرد .


حالات پدر و مادر
درپی روایاتی که بیانگر تاثیرات ، به پدران و مادران سفارش شده است که در حین نزدیکی با وضو بوده و به یاد خدا باشند. بدیهی است یاد خدا موجب آرامش قلب می شود و در فرزند اثر مثبتی خواهد داشت . همچنین رغبت و میل قوی جنسی زوجین ، در زیایی جنین و هوشمندی وی اثری قطعی خواهد نهاد . ترس و اظطراب والدین به هنگام عمل زناشویی ، بدترین تاثیر را بر روی طفل می گذارد ؛ همانگونه که آرامش خاطر پدر و مادر ، تاثیر بس نیکو در فرزند می نهد .
تاثیر خستگی زیاد ، روی جنین کاملا محسوس است و او را ضعیف و رنجور می کند .در حدیثی از معصومین (ع) نقل شده است که فرموده اند : در شبی که از مسافرت بر کی گردید و همینطور در شبی که می خواهید به مسافرت بروید ، نزدیکی نکنید .
در ساعات اولیه شب با جسمی خسته و شکمی پر ، آمیزش صورت نگیرد ، بلکه در ساعات پایانی شب که خستگی جسم تا حد زایل و شکم نیز خالی شده انجام شود . تجربه نشان داده است فرزندانی که نطفه آنها در ساعات پایانی شب منعقد می شود از هوش بیشتری برخوردارند.
از امام صادق نقل شده که فرمودند: در شب ، زفاف کنید و در روز ولیمه دهید .
عوامل طبیعی و تاثیر آنها بر روی بدن
1- اشعه گاما : جنس اشعه گاما از زرات انرژی بوده و از این رو خاصیت نفوذ آن بسیار زیاد است . این اشعه مضر ، در نور خورشید وجود دارد و اثرات منفی زیادی بر سلولهای اولیه دارد که تقریبا بعد از سی سال ظاهر می شود .
نقل شده که حضرت رسول اکرم (ع) به علی (ع) فرمودند : یا علی در مقابل نور خورشید مجامعت مکن مگر اینکه پردهای بیاویزی که شما را بپوشاند ؛ زیرا اگر در آن جال فرزندی به وجود آید ؛ همیشه در حال پریشانی و فقر است تا بمیرد .
2- اشعه ماورا بنفش :این اشعه دارای فوائد و مضراتی است . از آن جمله تغییراتی است که بر روی نسل و نژاد ایجاد می کنند .
3- اشعه مجهول : این اشعه از کرات دیگر به زمین می رسد ؛ البته بنا به موقعیت فصول سال؛ فشارهوا ؛ رطوبت ، خشکی ، کسوف ،خسوف و غیره . در روایات هم بدست می آید که از جمله اوقات مکروه برای جماع ، هنگام کسوف و خسوف و بادهای تند و زلزله است .
مکروهات حین آمیزش
1- نگاه کردن به فرج زن که سبب کوری فرزند می شود .
2- سخن گفتن غیر از ذکر خدا که سبب لال شدن بچه می شود .
3- خصاب کردن که موجب می شود فرزند مخنث شود.
4- به همراه داشتن انگشتری که در آن ذکر خدا یا چیزی از قرآن باشد .
5- آمیزش با همسر خود اما با شهوت زنی دیگر که موجب دیوانگی فرزند می شود .
و غیره ...

اوقاتی که عمل جماع مطلوب است
1- شب دوشنبه که در پی آن ، فرزند حافظ کتاب خدا و راضی به آنچه خداوند برایش قرار داده ، می شود .
2- شب سه شنبه که در اثر آن بعد از سعادت اسلام ، شهادت روزی او می شود ، خداوند او را با مشرکین عذاب نمی کند ، دهانش خوشبو ، دلش رحیم و جوانمرد خواهد بود و زبانش از دروغ و غیبت و تهمت پاک می ماند .
3- شب پنج شنبه که در پی آن ، حاکمی از حکما و یا عالمی از علما خواهد شد.
4- روز پنج شنبه هنگام زوال که در پی آن شیطان به او نزدیک نگردد تا پیر شود و سلامتی دین ودنیا روزی اش خواهد بود .
5- شب جمعه که در پی آن ، بچه خطیب و سخنگو خواهد شد .
6- روز جمعه بعد از نصر که آن فرزند از دانایان مشهور خواهد شد .
7- شب جمعه بعد از نماز عشا که امید است آن فرزند شبیه والدین باشد
8- شب اول ماه رمضان

اوقاتی که عمل جماع مکروه است

1- در میان طلوع فجر و طلوع خورشید
2- بعد از غروب تا رفتن سرخی طرف مغرب
3- شب خسوف و رو کسوف
4- شب و روزی که در آن بادهای سیاه ، سرخ یا زرد بوزد .
5- هنگام زلزله
6- در اول ماه (غیر از ماه رمضان ) ، نیمه ماه و آخر ماه .
7- هنگامی که آفتاب طلوع می کند و زرد باشد .
8- بعد از ظهر ؛ که آن فرزند لوچ خواهد شد.
9- بین اذان واقامه ؛ که فرزند ، حریص بر خونریزی خواهد بود
10- شب عید فطر که فرزند الکثیر الشر خواهد بود .
و غیره
دوران بارداری
در حدیثیاز رسول اکرم (ع) نقل شده که فرمودند : ای حولا قسم به کسی که مرا به حق پیامبر و فرستاده و بشارت دهنده و بیم دهنده ، برانگیخته ، هیچ زنی نیست که از همسرش باردار گردد مگر اینکه در سایه خداوند عزوجل باشد تا اینکه درد زایمان به او برسد که به ازا هر دردی خداوند به او ثواب آزاد کردن بنده مومنی را می دهد .
انسان برای زن دنیایی بسیار زیبا ایجاد کرده است ، دنیایی که همه افراد آن ، باید به مادر احترام گذاشته و تعظیم کنند . حتی احترامی فرات از پدر چرا که پیامبر (ع) سه بار دستور به احترام به مادر داد و سپس احترام پدر را امر فرمود و برای اینکه بانوی خانه به شغل مادری سرگرم باشد در سنت اسلامی توصیه شده است که تهیه معاش خانواده به عهده شوهر باشد و زن عهده دار تربیت اطفال که شخصیت های فردای جامعه اند . از نظر پاداش اخروی نیز در روایات آمده است که زن در دوران حمل همچون مجاهد فی سبیل الله است و اگر در حین زایمان بمیرد اجر شهید را دارد و یا اینکه ((بهشت زیر پای مادران است )) .

نا مگذاری ما های جنین
خداوند در سوره مومنون می فرماید : و به یقین انسان از عصاره ای از گل آفریدیم . سپس او را نطفه ای در جایگاهی استوار قرار دادیم . آنگاه نطفه را به صورت عقله در آوردیم . پس آن عقله را مضغه گردانیدیم ، و آنگاه مضغه را در استخوانهایی ساختیم ، بعد استخوانها را با گوشتی پوشاندیم ، آنگاه (جنین را در ) آفرینشی دیگر پدید آوردیم . آفرین با بر خدا که بهترین آفرینندگان است .
ماههای جنینی عبارتند از :
1- ماه اول : ماه قلب است 2- ماه دوم : ماه چهره خوب است مادر همیشه با وضو باشد . با کوشش تمام گناهان بپرهیزد . آرامش خود را حفظ کند و عصبانی نشود . از خوردن غذاهای حرام پرهیز کند 3- ماه سوم : ماه تارهای صوتی است 4- ماه چهارم : ماه رویش مو است 5- ماه پنجم : ماه حرکت است 6- ماه ششم : ماه عظلات است 7- ماه هفتم : ماه اعصاب است . ماه هشتم : ماه زیبایی است 9- ماه تهم : ماه تولد است
بیشتر کودکان مبتلا به امراض رئحی ، بیماری خود را از مادرشان به ارث برده اند ، پس از آنجا که تمام خصوصیات مادر در فرزند اثر خوب و بد خود را می گذارد و خوشبختی یا بد بختی کودک را در رحم پی ریزی می کند ضرورت دارد مادران بیشتر مراقب رفتار و کردار خود باشند تا بتوانند فرزندانی صالح و نیکو داشته باشند . در این زمینه پیامبر(ع) نیز نقل شده که فرموده اند ک سعدت و شقاوت انسان در شکم مادر پایه ریزی می شود .
نامگذاری کودک: بهتراست قبل از تولد یعنی قبل از چهار ماه و ده روز انتخاب شود. از زمان حاملگی دو نام برای جنین باید انتخاب شود که اگر دختر بود یکی از نام ها و اگر پسر بود نام دیگر به وی داده شود.
پیامبر فرمود : بچه ها را در شکم نامگذاری کنید اگر نمی دانید پسر است یا دختر دو نام برای او بگزادرید اگر سقط شود و نامی نداشته باشد در قیامت از پدر مواخذه کند پیامبر جنین حضرت فاطمه را پیش از تولد محسن نامید.

مشکلات دوران بار داری
خداوند در سوره لقمان می فرماید : و ما به هر انسانی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کن چون با حمل فرزند برداشته ، سستی بروی سستی ..
زن بعد از باردار شدن ، با مسائلی از قبیل افسردگی ، تنبلی و تن سنگین ، تنگی نفس ، دل به هم آمدن ، آروغ ترش ، سردرد ، سر گیجه ، تاریکی در چشم و تپش قلب روبرو می شود . ممکن است بعد از یک ماه یا دو ماه ویار داشته ویارش چیزهای غیر طبیعی باشد.

توصیه هایی که مخصوص هر ماه بیان شده

ماه اول : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره یس و الصالف بخواند وبه شکم بدمد .و روزهای جمعه از قبل از صبحانه انار میل کند و قبل از طلوع آفتاب ، اندکی از تبت سیدالشهدا بخورد. و هر روز بر 2 عدد خرما سوره قدر بخواند و آن را ناشتا بخورد .

ماه دوم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره الملک بخواند. روز پنجشنبه 140 مرتبه و روز جمعه صد مرتبه صلوات با عجل فرجهم بگوید .هر روز 2 عدد عناب سوره توحید بخواند و آن را ناشتا بخورد.
ماه سوم : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره آل عمران بخواند. هر روز بعد از نمازها 140 مرتبه صلوات بفرستد. هر روز بر 1 عدد سیب آیه الکرسی بخواند و آن را ناشتا بخورد .
ماه چهارم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره الدهر بخواند در تمام نمازها در یک رکعت سوره قدر تلاوت کند و هر روز بر دو انجیر سوره والتین بخواند و آن را ناشتا بخورد.
ماه پنجم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره الفتح را تلاوت کند . و در یک نماز سوره النصر بخواند
و هر روز یک عدد تخم مرغ سوره حمد بخواندو آن را ناشتا بخورد
ماه ششم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره واقعه بخواند . شبها در یک نماز سوره التین تلاوت کند
و هر روز بر یک انار را پس از خواندن سوره فتح ناشتا بخورد
ماه هفتم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره یس و تبارک بخواند. روزی 140 مرتبه صلوات بفرستد.
و هر روز بر یکعدد به سوره یس بخواند و آن را ناشتا بخورد.
ماه هشتم:
روزهای شنبه بعد از نماز صبح سوره قدر ، ده مرتبه
روزهای یک شنبه بعد از نماز صبح سوره والتین ، دو مرتبه
روزهای دوشنبه سوره یس
روزهای سه شنبه سوره فرقان
روزهای چهار شنبه سوره دهر
روزهای پنجشنبه سوره محمد
روزهای دوشنبه سوره الصافات
از خوردن ماست شیرین و عسل کوتاهی نکند . هر روز جمعه ناشتا انار شیرین میل کند . در صورتی که ضرر ناشته باشد ، هفته ای یک بار سرکه بخورد.
ماه نهم : بهتر است غذای او کباب باشد . ادویه نخورد . خرما میل کند . برای سلامتی امام زمان (ع) گوسفندی را ذبح کرده از آن بخورد . در نماز ظهر یا عصر سوره والعصر و الذاریات بخواند . در روزهای پنجشنبه سوره حج و در روزهای جمعه سوره فاطر را تلاوت کند . هر روز مقداری را برود . به عکس و آینه کمتر نگاه کند . هر روز بر مقداری شیر و خرما سوره دهر بخواند و آن را ناشتا بخورد.



کلیه مطالب مربوط به کتاب ریحانه بهشتی می باشد

 






[ سه شنبه 1 تیر 1395  ] [ 5:54 PM ] [ مهدی زارع ]

[ نظرات (0) ]