0
نظر

اقتصاد مقاومتی مسابقه است یا مقاومت؟

نويسنده : حسین رضایی

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام دكتر رضایی

 

اولین شرط حركت به سمت جهاد اقتصادی و اقتصاد مقاومتی داشتن روحیه‌ی جهادی است و روحیه‌ی یك ملت، بیش از هر چیز دیگر به فرهنگ او برمی‌گردد. رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «اگر ما بخواهيم اين حركت عظيم اقتصادى در كشور در سال 90 انجام بگيرد، يك الزاماتى هم دارد ... اولاً روحيه‌ى جهادى لازم است.»1 اما سؤال مهم این است كه رابطه‌ی «فرهنگ» و «اقتصاد» در مكتب اقتصادی اسلام چگونه است؟ حجت‌الاسلام والمسلمین دكتر عبدالعلی رضایی، عضو كميسيون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفت‌وگوی زیر به این پرسش پاسخ می‌دهد.

* با توجه به معنی و مفهوم اقتصاد مقاومتی، چگونه می‌توان رابطه‌ی فرهنگ و این اقتصاد را بررسی و تبیین كرد؟
اقتصاد مقاومتی در رویارویی و تقابل با اقتصاد وابسته قرار می‌گیرد. اقتصاد مقاومتی نمی‌پذیرد كه صرفاً مصرف‌كننده باشد، منفعل نیست و در مقابل اهداف اقتصاد سلطه ایستادگی می‌كند. این اقتصاد با رویكرد فعال و مقاومت در مقابل تعاریف، ساختارها و محصولات اقتصاد سلطه، سعی در تغییر ساختارهای اقتصادی موجود و بومی‌سازی آن بر اساس جهان‌بینی و اهداف خود دارد.

هر جامعه‌ای سه ركن اساسی دارد؛ فرهنگ، سیاست و اقتصاد. این سه ركن متقوم هم هستند و از بین آنها، فرهنگ نقش مهم‌تری دارد. بنابراین اقتصاد در تبعیت از فرهنگ عمل می‌كند. اساساً اقتصاد، ارزش‌ها و جهت خود را از فرهنگ متبوع خود می‌گیرد. بنابراین تا فرهنگ مقاومتی نباشد، اقتصاد هم مقاومتی نخواهد شد. پس این دو با هم یك رابطه‌ی طولی دارند.

* الگوی مناسب برای این رابطه چگونه است؟
بهترین الگو برای ایجاد رابطه‌ی فرهنگ و اقتصاد مقاومتی، الگوبرداری از فرهنگ بسیج و دفاع هشت ساله‌ی ما در برابر همه‌ی دنیا است. در جنگ تحمیلی با تكیه بر فرهنگ عاشورا، بزرگ‌ترین جبهه‌ی مقاومت در مقیاس عمومی و در تمامی سطوح جامعه شكل گرفت. به تبع این فرهنگ مقاومتی، سیاست مقاومتی و جنگ مقاومتی و اقتصاد مقاومتی جدیدی در دنیا مطرح شد. عامل اصلی این مقاومت گسترده هم نه ملیت بود و نه نژاد و قومیت و نه چندان آب و خاك، بلكه «مذهب و باورهای اعتقادی» عامل اصلی آن بود. این عامل هم بر دو ركن اساسی استوار بود؛ ركن اول «عاشورا و شهادت» و ركن دوم «انتظار و ظهور منجی مصلح».


فرهنگِ اقتصاد نیز همچون فرهنگ سیاست به مجموعه‌ی باورها، ارزش‌ها و رفتارها و نمادها در حوزه‌ی ثروت اطلاق می‌شود كه با تغییر یا تحول آن، اقتصاد مقاومتی نیز دچار تغییر و تحول خواهد شد. پس هر گونه تحول مثبت یا منفی در فرهنگ سیاست (قدرت)، فرهنگ اقتصاد (ثروت) و فرهنگ اجتماع (هنجارها و رفتارها) مستقیماً بر اقتصاد مقاومتی تأثیر دارد.

بنابراین الگوی بسیج مقاومت در ایجاد اقتصاد مقاومتی هم می‌تواند كارساز و كارآمد باشد. یعنی با هدایت انگیزه‌های معنوی مردم مسلمان و انقلابی می‌توان یك جبهه‌ی مقاومت اقتصادی در مقابل هجوم و تهدیدات اقتصادی نظام استكباری ایجاد نمود كه این جبهه حتی می‌تواند به ایجاد موازنه با قدرت اقتصادی استكباری اقدام كند.

* از نظر شما پیش‌شرط‌ها و پیش‌نیازهای فرهنگی برای تحقق و دست‌یابی ملت ما به اقتصاد مقاومتی چیست؟
مادامی كه خاستگاه «فرهنگ اقتصاد» بر پایه‌ی مفاهیمی همچون «سودمحوری»، «سرمایه‌سالاری» و «تكاثرگرایی» باشد و كارشناسان و مدیران اقتصاد به این دسته از معادلات وفادار باشند، اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی مورد نظر نظام اسلامی تحقق پیدا نخواهد كرد. به عبارت دیگر، هرگاه مفاهیم، تعاریف، سیاست‌ها، قوانین، ساختارها، ضوابط و مدیریت اقتصادی حول محور «اقتصاد سرمایه‌داری» تعریف شود، نمی‌توان از تولید ثروت بر پایه‌ی جهاد و مقاومت و اخلاص و ایثار سخن گفت. پس می‌توان نتیجه گرفت كه كیفیت و نوع فرهنگ حاكم بر اقتصاد می‌تواند پذیرای مفهوم ارزشی جهاد و مقاومت باشد یا نباشد.

اعلام جهاد اقتصادی از جانب رهبر معظم انقلاب در سرآغاز سال 1390 بیانگر این واقعیت است كه با پیروی از الگوهای متداول اقتصادی دنیا نمی‌توانیم به اقتصادی صیانت‌زا، عدالت‌آفرین و مقتدر برسیم. از پیش‌نیازهای فرهنگی برای دستیابی به اقتصاد مقاومتی، یكی این است كه استراتژی اقتصادی را حول محور استراتژی «جنگ فرهنگی» بازتعریف كنیم. در این صورت عرصه‌ی اقتصادی هماهنگ با عرصه‌ی فرهنگ عمل خواهد كرد. اگر مسئولین و مردم ما جنگ اقتصادی دشمن را به طور صحیح درك نكرده باشند و اگر اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی صرفاً معطوف به رشد مادی و رفاه و بالا رفتن قدرت مادی همچون كشورهای ژاپن و چین فرض شود، مفهوم جهاد و اقتصاد مقاومتی از معنی و محتوای اصلی خود تهی خواهد شد. در این صورت جهاد و اقتصاد مقاومتی در معنایی به كار خواهد رفت كه بیشتر شبیه یك مسابقه است تا جنگ و مقاومت. در جهاد و مقاومت، فرض یورش و هجوم دشمن حتمی است و در آن صحنه، جبهه‌ی حق و باطل در حال تقابل هستند و تنها در صورت درك چنین مسئله‌ای است كه می‌توان از همه‌ی آحاد، اصناف و اقشار انتظار داشت كه در عرصه‌ی اقتصاد تا مرز شهادت مجاهده كنند و تولید و توزیع و مصرف جامعه را در جهت برتری جبهه‌ی حق بر باطل به حركت درآورند.

* این پیش‌نیازهای فرهنگی كه اشاره كردید چگونه باید محقق بشوند؟
تحقق پیش‌نیازهای فرهنگی را باید در سه سطح بنیادی، تخصصی و عمومی دنبال كرد؛ در سطح بنیادی كه نیاز به استخراج فقه نظام اقتصادی و نظام‌سازی مبتنی بر آن توسط فقها و كارشناسان فقه ما دارد، در سطح تخصصی كه نیاز به بازنگری در مفاهیم، تعاریف، سیاست‌ها، قوانین و ضوابط اقتصادی موجود كشور و نظریه‌پردازی و الگوپردازی بر اساس مفاهیم و تعاریف جدید و هماهنگ با نگاه ارزش‌محور دارد، و بالأخره در سطح عمومی كه نیازمند آموزش و ظرفیت‌سازی و فرهنگ‌سازی در سطح كارشناسان و كارگزاران نظام اسلامی و مردم است.

* منابعی كه ما با تكیه بر آن می‌توانیم این پیش‌نیازها را محقق كنیم چیست؟
عرصه‌ی این منابع متفاوت و گوناگون است. در عرصه‌ی مفهومی، قانون اساسی و اسناد بالادستی نظام همچون سند چشم‌انداز 20ساله، سیاست‌های كلی نظام، نقشه‌ی مهندسی فرهنگی كشور، نقشه‌ی جامع علمی كشور و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و ده‌ها سند در حال تدوین كه منبع معتبر و راهبردی محسوب می‌شوند قرار دارند. به لحاظ ساختاری هم بخش اقتصاد كشور به ستادی فرهنگی ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی نیاز مبرم دارد.

استفاده از ظرفیت و توان علمی حوزه‌های علمیه و پژوهشگاه‌های وابسته به حوزه و دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های مرتبط به‌عنوان عقبه‌ی فكری، استفاده از شورای عالی انقلاب فرهنگی به‌عنوان قرارگاه اصلی فرهنگی و ستاد هماهنگی بین حوزه‌ها و دانشگاه‌ها با قوای سه‌گانه به‌عنوان واحدهای عملیاتی، و همچنین استفاده از نیروهای نخبه‌ی جوان و مؤمن كه در حال حاضر به صورت ناشناخته در جامعه معطل مانده‌اند از مهمترین منابعی است كه باید برای فراهم آوردن پیش‌نیازهای فرهنگی اقتصاد مقاومتی مورد توجه قرار بگیرند.
بنابراین منابع مفهومی، ساختاری و انسانی، اصلی‌ترین منابع لازم برای ما هستند.

* باتوجه به تأثیرپذیری اقتصاد مقاومتی از مؤلفه‌های فرهنگی، نقش و تأثیر جداگانه‌ی «فرهنگِ سیاست»، «فرهنگِ اجتماع» و «فرهنگِ اقتصاد» در اقتصاد مقاومتی چگونه است؟
فرهنگِ سیاست به مجموعه‌ی باورها، ارزش‌ها، رفتارها و نمادها در حوزه‌ی قدرت و گرایش‌های هر جامعه اطلاق می‌شود. فرهنگ سیاست بیانگر جهت‌گیری دولت‌ها و ملت‌ها است. هرگونه تغییر و اتخاذ مواضع در فرهنگ سیاست، تأثیر مستقیم بر اقتصاد مقاومتی كشور دارد. این‌كه سمت و سوی جامعه‌ای به طرف حق باشد یا باطل، تأثیری بسزا بر جهت‌گیری اقتصادی آن جامعه و نظام خواهد داشت. بنابراین با توجه به فرهنگ سیاست نظام اسلامی كشورمان كه مبتنی بر استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است، اقتصاد ما هم نباید وابسته باشد. لذا وجود یك اقتصاد مستقل و مقاوم در مقابل نفوذ بیگانگان و متكی بر عدالت و پیشرفت الزامی است.

فرهنگِ اقتصاد نیز همچون فرهنگ سیاست به مجموعه‌ی باورها، ارزش‌ها و رفتارها و نمادها در حوزه‌ی ثروت اطلاق می‌شود كه با تغییر یا تحول آن، اقتصاد مقاومتی نیز دچار تغییر و تحول خواهد شد. پس هر گونه تحول مثبت یا منفی در فرهنگ سیاست (قدرت)، فرهنگ اقتصاد (ثروت) و فرهنگ اجتماع (هنجارها و رفتارها) مستقیماً بر اقتصاد مقاومتی تأثیر دارد. براین اساس اقتصاد مقاومتی تابعی از فرهنگ سیاست، فرهنگ اجتماع و فرهنگ اقتصاد است. البته سهم تأثیر فرهنگ سیاست در رتبه‌ی اول، فرهنگ اجتماع در رتبه‌ی بعدی و فرهنگ اقتصاد در رتبه‌ی آخر است.
 

اعلام جهاد اقتصادی از جانب رهبر معظم انقلاب در سرآغاز سال 1390 بیانگر این واقعیت است كه با پیروی از الگوهای متداول اقتصادی دنیا نمی‌توانیم به اقتصادی صیانت‌زا، عدالت‌آفرین و مقتدر برسیم. از پیش‌نیازهای فرهنگی برای دستیابی به اقتصاد مقاومتی، یكی این است كه استراتژی اقتصادی را حول محور استراتژی «جنگ فرهنگی» بازتعریف كنیم.


* از دیدگاه شما رابطه و نسبت بین «فرهنگِ اقتصاد» و «اقتصادِ فرهنگ» چگونه است؟
باید بگویم كه یكی از محورهای مهم در عرصه‌ی اقتصاد اسلامی، اقتصادِ فرهنگ است كه شامل همه‌ی منابع انسانی، مالی، تجهیزات، سخت‌افزار، فضا و امكانات می‌شود. اقتصاد بخش فرهنگ نقش مؤثری در پیشرفت فرهنگ اسلامی در سطوح مختلف جامعه دارد. اگر اقتصاد فرهنگ مبتنی بر فرهنگ اقتصادی منبعث از اسلام نباشد، نه‌تنها موجب پیشرفت جامعه‌ی اسلامی نخواهد شد، بلكه به عنوان یك اهرم بازدارنده و مخرب هم عمل خواهد كرد و مانع پیشرفت فرهنگ اسلامی در تمامی ابعاد خواهد بود. پس اگر فرهنگ اسلامی را پایه و اساس شكل‌گیری تمامی پدیده‌ها و از جمله نظام اقتصادی بدانیم، آن‌گاه درخواهیم یافت كه اقتصاد فرهنگ تابعی از فرهنگ اقتصاد است كه امروزه از آن به عنوان مكتب اقتصادی یاد می‌كنند.

پس اقتصاد مقاومتی یكی از اركان «مكتب اقتصاد اسلامی» به حساب می‌آید كه دیگر اركان آن شامل «عدالت اقتصادی»، «تدبیر معیشت» و «عقلانیت اقتصادی»، الگوی تولید، توزیع و مصرف اقتصادی است. اركان مذكور را اصطلاحاً «فرهنگ اقتصاد» می‌نامند. حال اگر اقتصاد خالی از این اركان باشد، دیگر نمی‌توان آن را اقتصاد اسلامی نامید. پس اسلامیت اقتصاد متقوم به وجود معنویت، عدالت و عقلانیت برخاسته از فرهنگ اسلامی در همه‌ی عرصه‌های تولید، توزیع و مصرف ثروت است. فرهنگی مبتنی بر معنویت و عدالت و عقلانیت دینی، فرهنگی مقاوم و سالم و مقتدر هم خواهد بود. آن‌گاه حضور و جریان این فرهنگ در دیگر ابعاد جامعه و از جمله حضور فرهنگ در نظام سیاسی، حضور فرهنگ در نظام فرهنگی و حضور فرهنگ در نظام اقتصادی موجب سلامت نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خواهد شد.

پس در مرحله‌ی نخست و به وسیله‌ی فرهنگ دینی باید تمامی نظامات جامعه را مهندسی كرد. در مرحله‌ی دوم وقتی كه این نظامات شكل گرفت، یعنی هرگاه نظام اقتصادی بر پایه‌ی فرهنگ دینی تعریف و مهندسی شد، آن‌گاه اقتصاد سیاست و اقتصاد فرهنگ و اقتصاد در حوزه‌ی اقتصاد نیز پاك و تعالی‌بخش و مقاوم و بالنده خواهد بود و می‌تواند در خدمت اهداف بلند و تعالی‌بخش و انسان‌ساز اسلام باشد.

0
نظر

دو سطح یك اقتصاد مقاوم

نويسنده : حسین رضایی

 

|یادداشتی از دكتر احسان خاندوزی، عضو هیأت علمی مركز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی|

در یك سال اخیر، اغلب سیاست‌گذاران و فعالان اقتصادی و عموم مردم ما ابعاد نبرد اقتصادی دشمنان علیه ملت ایران را به نحو ملموسی درك كرده‌اند. بدون تعارف و تملق باید گفت هرچه زمان می‌گذرد، اهمیت طرح و مدل اقتصاد مقاوم كه رهبر انقلاب از فروردین‌ماه سال ۱۳۸۶ مطرح كردند، بیشتر آشكار می‌شود. این یعنی الگو و سازماندهی متفاوتی از اقتصاد ایران كه باید آسیب‌پذیری بیرونی را كمتر و توان و انعطاف‌ درونی را بیشتر كند.
شاید بتوان مهم‌ترین مؤلفه‌ی شناخت یك اقتصاد مقاوم را همانا «تداوم رشد در شرایط فشارهای بیرونی» برشمرد. دست‌ كم می‌توان دو سطح اقتصاد مقاوم را این‌گونه تعریف كرد:

الف. نصاب اقتصاد مقاومتی (موقعیت كمینه)
برای این‌كه یك سیستم دارای حداقل استانداردهای اقتصاد مقاومتی باشد، باید در چهار ركن آسیب‌زدایی كرده باشد. به بیان دیگر، در صورت آسیب‌پذیری اقتصاد از كانال یك یا چند ركن زیر، اساساً امكان مقاومت به حداقل می‌رسد و سرریز این ناتوانی موجب عقب‌نشینی در سیاست‌های خارجی یا نزول مقبولیت‌ داخلی می‌شود. بر این اساس، كف یا كمینه‌ی یك اقتصاد مقاوم را می‌توان در شروط لازم زیر یافت:

۱.تأمین امنیت خوراكی: اگرچه بیشترین تأكیدها در نظریات و تجارب توسعه، بر بخش‌هایی همچون صنعت و بخش مالی است، اما همچنان توانمندی بخش كشاورزی و صنایع وابسته به آن در تأمین آذوقه‌ی عمومی گلوگاهی است كه می‌تواند جامعه را از نصاب مقاومت بیندازد. به همین دلیل است كه حتی پیشرفته‌ترین كشورها نیز تأكید خاصی بر محصولات استراتژیك كشاورزی و اعطای یارانه‌ها و سیاست‌های حمایتی تجاری آن دارند. حتی در دوره‌ای كه شعار آزادسازی تعرفه‌ای و حذف یارانه سرلوحه‌ی جریان نولیبرال‌های اقتصادی قرار گرفته بود، هیچ‌یك از كشورهای غربی این سیاست‌ها را برای محصولات استراتژیك كشاورزی خود اعمال نكردند. وابستگی بی‌مهابا به واردات كالاهای راهبردی كشاورزی می‌تواند تنگه‌ای را به دشمنان نشان دهد كه با بستن آن، امنیت غذایی مردم را به مخاطره بیندازند و در نتیجه مقاومت آن‌ها را به چالش بكشند. بنابراین در موقعیت مقاومتی نباید در خصوص سیاست‌های حمایت از كشاورزی و صنایع آن هیچ اهمالی صورت گیرد.

۲.دسترسی دولت به منابع درآمدی: در صورت از دست رفتن عائدی دولت (به دلیل چسبندگی طرف مخارج دولت) نظام بودجه‌ای و در نتیجه توان اداره‌ی عمومی كشور به مخاطره می‌افتد. ممكن است بتوان برای یك یا چند دوره و اجباراً به ابزارهای پرهزینه‌ای مانند استقراض از بانك مركزی (انتشار پول) متوسل شد، اما در میان‌مدت و بلندمدت نمی‌توان چنین كرد.

تا پیش از رواج سیستم بانكداری الكترونیكی بین‌المللی، كافی بود كه دولت‌ها در شرایط مقاومتی درآمدهای خود را از دست ندهند. اما اكنون و در رویكرد تحریم‌های هوشمند، ایجاد درآمد برای دولت كافی نیست، بلكه دسترسی دولت‌ها به منابع درآمدی اهمیت دارد. به این دلیل كه اگر مسیرهای انتقال درآمدهای خارجی به درون اقتصاد مختل شود، داشتن یا نداشتن درآمد تأثیر چندانی بر نتیجه ندارد و همان مشكل بودجه‌ای رخ خواهد داد. البته این مسأله مربوط به «درآمد با منشأ بیرونی» است. در نتیجه عدم وابستگی اقتصاد به یك یا دو منبع درآمدی خارجی مانند صادرات نفت و گاز، شرط بسیار ضروری، استمرار مقاومت است. این راهبرد خود به معنی تقویت درآمدهای دولت با منشأ داخلی است (یعنی افزایش سهم مالیاتی كه ثمره‌ی رشد تولید داخل باشد و نه صرفاً جهش نرخ‌های مالیاتی).

۳.عدم ورود به محدوده‌ی ابرتورم‌ها: در شرایط مقاومتی نباید انتظار داشت كه متغیرهای كلان اقتصادی هیچ تفاوتی با موقعیت عادی نداشته باشند. كاهش در تولید و سرمایه‌گذاری و به تبع اشتغال از پیامدهای منتظره است، اما متغیری كه جهش و نوسان آن بیشتر و پیش‌تر از همه اثر تخریبی دارد، نرخ تورم است. حركت اقتصادها به سمت دلاریزه شدن (سقوط اعتبار پول ملی) نیز نتیجه‌ی دیگر چنین فضایی است كه به تضعیف انگیزه‌ی مقاومت می‌انجامد. این مسأله جدا از ضرباتی است كه تورم‌های بالا بر پیكر عدالت و اخلاق وارد می‌سازد. تورم‌های بالا جبهه‌ی داخلی جدیدی می‌آفریند كه مردم باید در این جبهه نیز بجنگند. تجربه‌ی موفق جمهوری اسلامی در كنترل تورم و بیكاری در دوران دفاع مقدس، از نقاط درس‌آموز و نشانه‌ی توانمندی بالقوه‌ی ما برای گذر از چنین عقبه‌هایی است.

۴.حفظ حداقل‌های پدافندی: مصونیت سیستم‌های كلیدی داده‌های اقتصادی و مراكز خاص نیز از اركانی است كه در صورت رخنه‌ی دشمن می‌تواند در كوتاه‌زمانی به در‌هم‌ریختگی مناسبات اقتصادی و نابسامانی‌های اجتماعی بینجامد؛ مانند اختلال اساسی در شبكه‌ی پرداخت بین‌بانكی، زیرساخت‌های ICT یا نرم‌افزارهای مدیریت برق نیروگاهی و امثالهم.

ب. منتهای اقتصاد مقاومتی (موقعیت بیشینه)
نصاب اقتصاد مقاومتی را می‌توان متأثر از رویكرد تدافعی و آسیب‌زدا دانست، اما افق رشد و بالندگی یك اقتصاد مقاومتی را باید در سطحی بالاتر از شروط لازم یافت. در این سطح كه مسیر بهینه‌ی یك اقتصاد مقاوم است، باید دولت و مجلس و رسانه‌ها بر حداقل چهار جهت‌گیری، پایداری و برای آن برنامه‌ریزی كنند:

•حداقل‌سازی موانع تولید و روان‌سازی سرمایه‌گذاری (به نفع سرمایه‌گذاری مولد)،
•كاهش اتلاف منابع و سرمایه‌های دولتی، عمومی و خصوصی،
•كاستن از محرومیت‌ و فقر و در مقابل توانمندسازی خانواده‌ها،
•نبرد بی‌اغماض با بسترهای فساد و عناصر مفسد.


به كاربستن این چهار رویكرد می‌تواند نظام انگیزشی جامعه را برای استمرار مقاومت مجهز سازد و محیط اتحاد و همدلی برای جهاد فی‌سبیل‌الله را در میان اقشار مختلف مردم فراهم نماید. البته كاربست این رویكردها مستلزم مقدمات و تحولاتی در نظام‌ِ تصمیم‌گیری اقتصاد كشور است. همچنین با توجه همزمان به چهار ركن اول و چهار رویكرد اخیر می‌توان امیدوار بود كه حتی در شرایط اقتصاد مقاومتی، كشور به هدف‌گذاری پیشرفت و عدالت نزدیك شود و به این ترتیب، به الگویی برای «تداوم رشد در شرایط تنگنا» تبدیل گردد.

ختم سخن
«نگاه پدافندی و تدافعی» غایت یك اقتصاد مقاومتی نیست، اما شرط لازم است. اگر گسل‌های آسیب‌زا را شناسایی نكنیم، زلزله‌ها می‌توانند مخرب باشند. به بیان دیگر، نصاب اقتصاد مقاومتی معبری است برای رسیدن به افق‌های زاینده و بالنده‌. در شرایط كنونی به نظر می‌رسد مشكل سیاست‌گذاری كشور، عدم تمركز كافی بر همان شروط چهارگانه‌ی اولیه است كه گاهی موجب نوسان‌هایی (بر روان و اعتماد جامعه و بر رفاه اقشار محروم) می‌گردد. پس شایسته است كه متصدیان امر شجاعانه مسئولیت بپذیرند و آن را اصلاح كنند. تردیدی نیست كه با توجه به مجموع منابع و ظرفیت‌های مادی، دانشی و انسانی نظام و نیز تجارب گرانسنگ استواری اقتصادی در سال‌های پس از انقلاب، امید می‌رود كه با گذر مقتدرانه از نصاب اقتصاد مقاومتی، به‌زودی اقتصاد ایران وارد لایه‌های بالاتر شود و به نقاط بیشینه‌ی یك اقتصاد مقاومتی برسد.

0
نظر

تجربیات جهانی مقاوم‌سازی اقتصاد

نويسنده : حسین رضایی

 

|یادداشتی از دكتر سید احسان خاندوزی، پژوهشگر اقتصادی و مدرس دانشگاه درباره‌ی تجربیات جهانی مقاوم‌سازی اقتصاد|

اقتصاد آسیب‌پذیر یا شكننده (vulnerable economy) كه نقطه‌ی مقابل اقتصاد مقاومتی به‌شمار می‌رود، مفهومی است كه حدود یك دهه از تولد آن در ادبیات اقتصادی می‌گذرد و در واقع چند سال پس از تجربه‌ی بحران مالی شرق آسیا در سال ۱۹۹۷ مورد توجه قرار گرفته است. بحرانی كه مولود خطای راهبردی وابسته‌كردن بازارهای مالی به سرمایه‌گذاران خارجی بود و به سقوط چندساله‌ی اقتصادهایی منجر شد كه در جهان به عنوان معجزه‌ی آسیایی شناخته می‌شدند.

التفات به مسأله‌ی آسیب‌پذیری یا مقاومتی بودن، نه تنها در سطح اقتصاد ملی بلكه در همان زمان در سطح بنگاه‌های اقتصادی نیز جدی گرفته شد. مقاله‌ی هامل و والیكانگاس (۲۰۰۳) در نشریه‌ی معروف دانشگاه هاروارد با نام «نیاز به مقاوم بودن» نمونه‌ای از پدید آمدن این هوشیاری بود. آغاز حصر غیر انسانی غزه در سال ۲۰۰۵ نیز بهانه‌ی دیگری بود كه مسأله‌ی پرهیز از شكنندگی اقتصاد در شرایط حصر، به عنوان یك موضوع قابل تأمل مطرح و مقالات متعددی در این‌باره نگاشته شد؛ ازجمله مقاله‌ی صلاح رمضان محمد‌آغا (۲۰۱۱) پیرامون مدل مقاوم‌سازی اقتصاد غزه كه در هشتمین كنفرانس بین‌المللی اقتصاد و مالیه‌ی اسلامی ارائه گردید.

0
نظر

خاطرات وزیر دولت هفتم از دغدغه‌های رهبر انقلاب

نويسنده : حسین رضایی

خاطرات وزیر دولت هفتم از دغدغه‌های رهبر انقلاب

از واردات كه حرف می‌زنید، بند دلم می‌لرزد

محمد شریعتمداری می‌گوید: زمانی كه من وزیر بازرگانی بودم، در یك جلسه خدمت حضرت آقا رسیدم و خواستم به ایشان گزارشی ارائه كنم. ایشان به من گفتند: «هر وقت شما حرف از واردات می‌زنید، این بند دل من می‌لرزد.» من هرگز این فرمایش ایشان را فراموش نمی‌كنم. رهبر معظم انقلاب در آن جلسه به من گفتند كه شما وزیر بازرگانی هستی؛ باید واردات مدیریت شود.
آنچه درپی می‌آید، گفت‌وگو با وزیر پیشین بازرگانی در دولت‌های هفتم و هشتم است كه به بیان نظرات، خاطرات و نیز دغدغه‌های رهبر انقلاب در خصوص اجرای اصل ۴۴، تولید داخلی، مدیریت واردات و ... پرداخته است.

 
* تأكیدهای مستمر رهبر انقلاب بر اجرای اصل ۴۴ را در شرایط كنونی و با توجه به طرح مسائلی همچون «اقتصاد مقاومتی» و تهدیدهای غرب و اعمال تحریم‌ها و نیز «جهاد اقتصادی» چگونه ارزیابی می‌كنید؟
به نظر بنده اساس مشی اقتصادی رهبر معظم انقلاب بر همین پایه استوار است. بنده كاملاً به‌یاد دارم كه رهبر انقلاب در سخت‌ترین شرایط كشور كه هزاران كیلومتر از مرزهای ما درگیر جنگ تحمیلی بود و به این دلیل ما محدودیت جدی ارزی داشتیم، در چندین نوبت اشاره كردند كه نگذاریم بخش خصوصی متدین ما كه از نهال‌های روییده در انقلاب اسلامی هستند و نگاهشان به ثروت مشروع است، بخشكد.


در تفكر متكی بر اصل ۴۴ قانون اساسی می‌توانیم هم اقتصاد رقابتی پویا داشته باشیم و هم عدالت اجتماعی را فدای دستاوردی به نام توسعه نكنیم. به نظرم این مهم‌ترین ركن تفكر انقلاب اسلامی در اداره‌ی اقتصادی جامعه و به تعبیری هنر انقلاب اسلامی است.

0
نظر

پیچیدگی‌های جهانی و آسیب‌های اقتصاد ما

نويسنده : حسین رضایی

گفت‌وگو با دكتر محمدجواد ایروانی

پیچیدگی‌های جهانی و آسیب‌های اقتصاد ما

رفع آسیب‌پذیری‌های اقتصاد كشور، یكی از مطالبه‌های رهبر انقلاب است. شاید تلقی عموم مردم از آسیب‌پذیری اقتصاد، مسائل معیشتی از قبیل تورم، بیكاری و ... باشد. به همین دلیل علی‌رغم سخنان رهبر انقلاب، برداشت‌هایی كه از اقتصاد مقاومتی شده، بیشتر ناظر بر رویكرد منفعلانه و دفاعی بوده است. در گفت‌وگو با دكتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و وزیر اقتصاد كشور از سال ۶۴ تا ۶۸ جوانب این موضوع را بررسی كرده‌ایم:
 
* از نظر علم اقتصاد، آسیب‌پذیری یك نظام اقتصادی به چه معناست؟
آسیب‌پذیری اقتصاد ناظر به این است كه در مقابل شرایط گوناگون و احیاناً نوسانات و شوك‌هایی كه از محیط بیرون عارض می‌شود، آن اقتصاد تا چه اندازه تاب‌آوری (Economic Resiliency) دارد و یا مقاوم (SOLID) است.

این تاب‌آوری سه نوع است. نوع اول این‌كه اگر یك شوكی به اقتصاد وارد شد، آن اقتصاد تا چه اندازه می‌تواند آن را هضم كند و كمترین نوسانات برایش به وجود آید. نوع دوم این‌كه چقدر می‌تواند آن شوك‌ها و نوسانات را هضم و متقابلاً محیط بیرون را تحت‌تأثیر قرار دهد. نوع سوم این‌كه اصولاً به صورت ساختاری، اقتصاد آن‌قدر نیرومند شود كه این نوسانات اصلاً كمترین تأثیر را بر او داشته باشد. میزان تاب‌آوری در اقتصاد در دنیا دارای شاخص‌هایی است؛ بر پایه‌ی این شاخص‌ها در سال ۲۰۱۱ رتبه‌ی مالزی دوم و رتبه‌ی استرالیا پنجم بوده است. دلیلش این است كه در ۲۰ سال منتهی به سال ۲۰۱۰، اقتصاد استرالیا سه بحران اقتصاد جهانی را با موفقیت پشت­‌سر گذاشته و روند رشد استرالیا ادامه داشته است. بنابراین بحث آسیب‌پذیری اقتصاد مبحث مهمی است كه در مقابل آن مقاوم­‌سازی اقتصاد مطرح می­‌شود.
 
* آیا بحث تاب‌آوری در اقتصاد همان بحث «اقتصاد مقاومتی» است؟
ببینید وقتی رهبری معظم انقلاب اسلامی بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح كردند، خیلی‌ها نگاه سلبی داشتند و معتقد بودند كه صرفاً مقابله با تحریم‌ها و مسائل معیشتی روزمره به معنای اقتصاد مقاومتی است. اما به نظرم وجه ایجابی اقتصاد مقاومتی مهم‌تر است. وجه ایجابی‌اش ناظر به مقاوم و پایدار نگه‌داشتن اقتصاد و حركت پیش‌رونده و رو به شكوفایی اقتصاد است. اقتصاد مقاومتی نیازمند یك آینده‌نگری است كه چه تحولاتی در محیط آینده‌ی بین‌المللی رخ می‌دهد و در اقتصاد باید چگونه عمل كرد كه در تحولات نه‌تنها روند رشد حفظ شود بلكه تحولات آتی هم رصد شود و متناسب با آن سیاست‌هایی تبیین شود. بالاخره هر اقتصاد و یا فرهنگ اقتصادی آسیب‌پذیری‌های خاص خود را دارد كه با توجه به آن‌ها بایستی سیاست‌های كاهنده‌ی آسیب‌پذیری‌ها تدوین و به مرحله‌ی عمل درآید.



مرحله‌ی اول در یك اقتصاد مقاوم این است كه خودش ظرفیت‌های درونی و زاینده‌ی خود را شناسایی كند؛ هم اجتماعی، هم اقتصادی و هم فرهنگی. در مرحله‌ی دوم باید بتواند خودش را به جایی برساند كه وقتی ضربه‌ای دریافت كرد، تاب بیاورد و شوك وارد كند. در مرحله‌ی سوم به یك تعامل با اقتصادهای بیرونی می‌رسد؛ تعاملی بر اساس این‌كه همه یكدیگر را به رسمیت بشناسند. در ادبیات سیاسی قدرت در جهان، نظریه‌ی پروفسور مورگنتا برای قدرت­‌های‌ برتر جهانی این است كه در مراحل اولیه باید قدرت‌های دیگر را استحاله و هضم كرد، اما اگر توان حذف قدرت‌های دیگر نبود باید سیاست سازگارسازی با آن‌ها را پیشه كرد.

0
نظر

۶ آسیب اقتصاد ما

نويسنده : حسین رضایی

مهندسی تعاملات تجارتی

۶ آسیب اقتصاد ما

|یادداشت مرتضی فیروزآبادی، كارشناس ارشد سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی درباره‌ی نقشه‌ی راه اقتصاد مقاومتی|

رهبر معظم انقلاب برای نخستین بار در سال ۱۳۸۹ ضرورت پدیدآوردن اقتصاد مقاومتی۱ در كشور را عنوان كردند. پس از آن نیز بر ثمربخش بودن اقتصاد مقاومتی، اهمیت برنامه‌ریزی و ثبات برنامه‌های اقتصادی، مدیریت مصرف، كاهش اتكا به درآمدهای نفتی و نیز مردمی‌كردن اقتصاد، اهمیت شركت‌های دانش‌بنیان، اجرای سیاست‌های كلی اصل ۴۴ و حمایت از تولید مكرراً تأكید داشته‌اند.۲ مجموعه‌ی این موارد نشان می‌دهد كه بنا به تشخیص ایشان، این موضوع برای آینده‌ی كشور بسیار مهم است. از این رو باید مد نظر اقشار مختلف جامعه و از جمله اساتید و دانشجویان قرار گیرد. این نوشتار در پی آن است كه ابعاد اهمیت این موضوع را بررسی كند و رئوس موضوعاتی را تشریح نماید كه باید در كشور مد نظر قرار گیرد.
 
* آیا اقتصاد مقاومتی انفعالی است؟
جمهوری اسلامی از سال‌های آغازین پس از انقلاب اسلامی علی‌رغم همه‌ی مشكلات و كاستی‌ها توانسته است اولاً حرف نو و جدیدی را مبتنی بر اسلام ناب محمدی صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله به عرصه‌ی جهانی عرضه كند و حكومتی را بر پایه‌ی آن اداره نماید. ثانیاً توانسته است به پشتوانه‌ی «رهبری دینی» و «مردم انقلابی» در مقابل همه‌ی مشكلات ایستادگی كند و توطئه‌ها را خنثی نماید. ثالثاً در عرصه‌های مختلف علمی و زیربنایی پیشرفت‌هایی جدی داشته باشد. بدیهی است كه چنین نظامی موجودیت اندیشه‌های پوشالی غرب و نظام‌های سیاسی بنا شده بر آنها را با تهدید مواجه ‌كرده است، به‌ویژه كه نظام‌های مذكور هنوز نتوانسته‌اند پاسخی جامع به همه‌ی نیازهای انسانی بدهند.


در اقتصاد مقاومتی قرار نیست روند پیشرفت كشور متوقف و حتی سرعت آن كاهش یابد، بلكه قرار است برای یك پیشرفت مستمر و باسرعت را به گونه‌ای برنامه‌ریزی كنیم كه از آسیب تهدیدات دشمن مصون بمانیم.

0
نظر

چرایی تدوین و ابلاغ سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی

نويسنده : حسین رضایی

 

امروز ۳۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۲، سیاست‌های كلی «اقتصاد مقاومتی» از سوی رهبر معظم انقلاب به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شد. این سیاست‌ها یكی از مؤلفه‌های مهم و اساسی استحكام ساخت درون است. در گفت‌وگو با دكتر لطف‌الله فروزنده، استاد دانشگاه به بررسی چرایی تدوین و ابلاغ سیاست‌های كلی و نیز نسبت سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی با سند چشم‌انداز ۲۰ساله پرداختیم:

* از نظر شما چه ضرورت و اهمیتی برای تدوین و ابلاغ این سیاست‌ها وجود دارد؟
من یك مقدمه عرض كنم و آن این‌كه رهبر انقلاب با توجه به مبانی ارزشی، نگاه سیستمی و اقتضائات كشور، راهبری امور را با یك نگاه راهبردی و ناظر به افق پیش روی كشور انجام می‌دهند. باتوجه به این چهار موضوع، رهبر انقلاب، معماری گفتمان انقلاب اسلامی را  انجام می‌دهند. گفتمان انقلاب اسلامی نیز در حقیقت هم تبیین‌كننده‌ی «وضع موجود» كشور است و هم ترسیم‌كننده‌ی «وضع مطلوب» و هم نشان‌دهنده‌ی «مسیر»ی كه می‌بایست از وضع موجود به وضع مطلوب رسید.

ما در طول این مدت در بسیاری از عرصه‌ها توانستیم موفق باشیم. در حوزه‌ی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی توانسته در سطح منطقه‌ای و حتی بین‌المللی توسعه‌ی گفتمانی داشته باشد. در حوزه‌ی فناوری، علم و فرهنگ به موفقیت‌های بی‌نظیری دست پیدا كرده‌ایم. در حوزه‌ی سیاسی نیز مهم‌ترین دستاورد، ایجاد ثبات و امنیت در كشور بوده است.

صوت:
تنظیم سیاست‌های كلی نظام، مهم‌ترین وظیفه رهبری

اما در حوزه‌ی اقتصادی علی‌رغم گسترش عمران و آبادانی ملی كه داشته‌ایم، هنوز نتوانسته‌ایم به اهداف مورد نظر كه مهم‌ترین آن پیشرفت و عدالت اقتصادی همه‌جانبه است برسیم. این یك نقطه‌ی آسیب برای ما شده و متأسفانه دشمن هم با فهم این مسأله، از همین دریچه به انقلاب اسلامی در حال وارد آوردن فشار است. اعمال تحریم‌های گسترده‌ی اقتصادی علیه ایران به این دلیل است كه آن‌ها می‌دانند ما در زمینه‌ی اقتصادی ضعف داریم. تحلیل ابتدایی آن‌ها هم این بود كه اكثر درآمدهای ما حاصل از فروش نفت است و بنابراین اگر جلوی فروش نفت ایران را بگیرند، می‌توانند آسیب‌های جدی به اقتصاد ما وارد كنند. هر چند تحریم‌ها آن‌گونه كه غربی‌ها در نظر گرفته بودند اثر نكرد، اما حقیقتاً این به عنوان یك آسیب جدی برای ما مطرح است كه باید نسبت به توانمندسازی اقتصاد كشور در مواجهه با آن‌ها اقدام كنیم.
 
از همین زاویه، رهبر انقلاب با پیش‌بینی راهبردهای دشمن در برابر انقلاب اسلامی، از حدود شش سال پیش شعارهای اقتصادی را به عنوان نام سال‌ در دستور كار قرار دادند تا فضای عمومی كشور برای این شرایط ویژه فراهم شود.

در عین حال ما برای دستیابی به افق‌های خود در حوزه‌ی اقتصادی، می‌بایست برنامه و سیاست‌های دقیق و مدونی داشته باشیم تا دقیقاً بدانیم كه چه باید بكنیم. این سیاست‌ها در موضوعات مختلف از سوی رهبر انقلاب ابلاغ شده است تا به وسیله‌ی آن گفتمان دولت و جامعه به سمت این مسأله نیل پیدا كند.

* سازوكار تهیه و تدوین این سندها از زمانی كه رهبر انقلاب آن را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال می‌كنند تا زمانی كه در مجمع مورد بحث قرار می‌گیرد و تبدیل به یك سند شده و ابلاغ می‌شود، چگونه است؟
معمولاً نظرات و ایده‌های جامع از سوی مسئولین و نخبگان علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جهت تبیین سیاست‌گذاری مطلوب در كشور به سوی ایشان فرستاده می‌شود. خود ایشان نیز در حوزه‌های گوناگون از اشراف مطلوبی برخوردار است، آن نظرات را مورد مطالعه و ارزیابی قرار می‌دهند. سپس با مشاوران و برخی نخبگان به مشورت می‌پردازند و به یك مسأله و ایده‌ی خاص می‌رسند كه آن مسأله، نیاز و دغدغه‌ی روز جامعه و مردم است. این ایده از سوی رهبر انقلاب با حفظ چارچوب و شاخص‌هایی برای مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال می‌شود. مجمع هم با استفاده از نظرات بسیاری از كارشناسان و نخبگان كشور اعم از دولت و مجلس و همین‌طور دلسوزان نظام به یك پیش‌نویس اولیه از سیاست‌ها می‌رسد و مجدداً آن پیش‌نویس را برای رهبری می‌فرستد.
لازم است قوای كشور بی‌درنگ و با زمان‌بندی مشخص، اقدام به اجرای آن كنند و با تهیه قوانین و مقررات لازم و تدوین نقشه راه برای عرصه‌های مختلف، زمینه و فرصت مناسب برای نقش‌آفرینی مردم و همه فعالان اقتصادی را در این جهاد مقدس فراهم آورند تا به فضل الهی حماسه‌ اقتصادی ملت بزرگ ایران نیز همچون حماسه سیاسی در برابر چشم جهانیان رخ نماید. (متن ابلاغیه‌ی رهبر انقلاب درباره‌ی سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی)

لذا می‌توانیم بگوییم كه تهیه و تدوین این سیاست‌ها در حقیقت برخاسته از یك خرد جمعی و تفكر نخبگانی است كه توسط همه‌ی دلسوزان انقلاب اسلامی تهیه شده و در نهایت رهبر انقلاب با توجه به مبانی و مبادی دینی و انقلابی، آن را تكمیل كرده و ابلاغ می‌كنند.

* یكی از نكاتی كه موجب شده تا سیاست‌های كلی و بالادستی نظام در چشم برخی مردم و برخی نخبگان به عنوان یك سند فرمایشی جلوه كند، سرانجام این اسناد است؛ یعنی این ابهام وجود دارد كه این اسناد به چه نتیجه‌ای می‌رسند؟
ببینید سیاست‌های عمومی قاعدتاً یك سری «اقدامات پیشینی» دارند كه در سؤال قبل به برخی از آن‌ها اشاره كردم. یك سری «اقدامات پسینی» هم دارند. یعنی این سیاست‌ها بعد از این‌كه ابلاغ شد باید انجام شوند. همه‌جای دنیا هم این‌گونه است. باید قوانین موجود بر اساس این سیاست‌ها پالایش شوند. بعضی‌شان باید حذف شوند، بعضی‌ها اصلاح، در بعضی جاها نیز نیازمند تدوین قانون جدید هستیم. این كارها باید توأمان با هم انجام شوند تا آن سیاست‌ها تبدیل به «گفتمان» شود. گفتمان یعنی یك خواسته و مطالبه‌ی عمومی كه تمام فضای جامعه آن را دنبال می‌كند. بنابراین باید كار جدی رسانه‌ای پیرامون آن انجام شود. مثلاً رسانه‌ی ملی باید افراد صاحب‌نظر و نخبه را دعوت كند تا به صورت دقیق این سیاست‌ها را تبیین و تشریح شود و ضرورت آن برای همه‌ی مردم مشخص شود. وقتی این اتفاق افتاد، دیگر خود مردم دنبال تحقق آن می‌روند و حتی از مسئولین نیز آن را بازخواست می‌كنند.

مسأله‌ی بعدی این است كه در تبدیل این سیاست‌ها به گفتمان این‌گونه نیست كه دولت كار خودش را بكند و مجلس هم كار خودش را. مجلس هم می‌بایست بداند نقش او در این حوزه چیست و برای عملیاتی كردن سیاست‌های مقاومتی، چه قوانینی را باید تصویب یا اصلاح كند. مثلاً باید قانون مالیاتی كشور متناسب با این سیاست‌ها بازنگری شود، همین‌طور قوانین بانكی، گمركی و امثالهم.
مسأله‌ی بعدی آن است كه نیروی انسانی دخیل در موضوع نیز باید به این «باور» برسد كه اجرای این سیاست‌ها ضرورت دارد؛ وگرنه اگر به صرف تدوین این اسناد بسنده كنیم بدون آن‌كه نیروی انسانی دخیل در كار را «اقناع» كنیم، به نتیجه‌ی مورد نظر نخواهیم رسید.
 
در این بین نهادهای نظارتی چون دیوان محاسبات و سازمان بازرسی نیز نقش بسیار مهمی دارند. این نهادها باید به صورت دقیق اوضاع را رصد و آسیب‌های موجود را شناسایی و گوشزد كنند كه آیا این سیاست‌ها تبدیل  به قانون شده‌اند یا خیر؟ اگر شده‌اند آیا اجرا می‌شوند؟ و اگر اجرا می‌شوند، چه اشكالات و آسیب‌هایی وجود دارد؟

موضوع بعدی نیز این است كه این سیاست‌ها باید جایگاه خود را در نظام بودجه‌ی كشور مشخص كند. یعنی در برنامه‌ی بودجه‌ای كه دولت هر ساله تدوین و برای تصویب به مجلس می‌فرستد، باید روح این سیاست‌ها دیده شود. نباید این‌گونه باشد كه بودجه‌ی اقتصادی كشور تناسبی با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی نداشته باشد و حتی بدتر از آن، در بخش‌هایی در تناقض با اهداف سیاست‌های اقتصاد مقاومتی باشد!

           پرونده: اقتصاد مقاومتی

همین‌طور از این‌ها بالاتر، نظام دانشگاهی ما و سرفصل‌های دروس دانشگاهی نیز باید متناسب با این رویكرد جدید، اصلاح شود. این‌طور نیست كه مثلاً دانشجوی اقتصادی، سر كلاس خود با مبانی اقتصاد لیبرالی آشنا شود و آن را غایت خود بداند، آن‌گاه از او بخواهیم كه معتقد به اقتصاد مقاومتی هم باشد! این دو با هم جور در نمی‌آید. به طور خلاصه ما وقتی می‌توانیم به نتیجه‌ی درست در اجرای این سیاست‌ها برسیم كه دارای «نگرش سیستمی» باشیم؛ نه آن‌كه در جزیره‌هایی دور از هم كه هر كدام ساز خود را می‌زنند عمل كنیم.

* به نظر شما نظام دیوان‌سالاری و سیستم دولتی ما چه مشكلاتی دارد كه این سیاست‌ها در عرصه‌ی اجرا با مشكلاتی روبرو می‌شوند؟
من معتقدم هر مسئولی اگر عزم جدی بر اجرای این سیاست‌ها داشته باشد، این سیاست‌ها انجام خواهد شد؛ چراكه این سیاست‌ها دارای منطق و عقلانیت لازم است و ذهن نیروی انسانی ما نیز این منطق را خوب می‌فهمد. بنابراین در ابتدا مدیران و مسئولین باید عزم جدی و لازم برای اجرای آن را داشته باشند. همین الان اگر دولت برنامه‌ای را تبیین و بخواهد اجرا كند، به راحتی می‌تواند اجرا كند. بگذارید مثال بزنم؛ آیا انجام سفرهای استانی كار سختی بود یا نه؟ آیا كاری بود كه اصلاً با نظام بروكراسی كشور جور در می‌آمد؟ ولی همین كار سخت و غیرممكن را وقتی رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت به جدیت خواستند كه بكنند، انجام شد.
نظرات مسئولین و نخبگان جهت تبیین سیاست‌گذاری مطلوب در كشور به ایشان فرستاده می‌شود. خود ایشان نیز در حوزه‌های گوناگون از اشراف مطلوبی برخوردار است، آن نظرات را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. سپس به مشورت می‌پردازند و به یك ایده‌ی خاص می‌رسند كه آن مسأله، نیاز و دغدغه‌ی روز جامعه و مردم است. این ایده با حفظ چارچوب و شاخص‌هایی برای مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال می‌شود.

شرط دوم آن است كه ساختارهای موجود نظام بروكراتیك را متناسب با شرایط جدید و منطبق با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی اصلاح كنیم. مثلاً باید ساختار تمركز را از بین ببریم، یا باید فرآیندهای دولتی را الكترونیك كنیم. از سویی دیگر باید نیروی انسانی دولتی را نیز آموزش دهیم و انگیزه‌ی لازم برای آن‌ها را به وجود بیاوریم. بنده به عنوان كسی كه از نزدیك در مباحث سیاست‌گذاری دخیل بوده‌ام عرض می‌كنم كه قدم اول برای اجرای سیاست‌ها، تغییر و تحول در نظام اداری است. تحول در نظام اداری هم به این معنی نیست كه كارمندهایی را اخراج كنیم و نیروهای جدیدی بیاوریم؛ بلكه باید همین نیروها را توانمند كنیم، باید ساختارها را كمتر كنیم، فرایندهای پیچیده را ساده‌تر كنیم و نظام پرداختی را بر اساس عملكردها اصلاح كنیم.

* چگونه می‌شود ملاكی دقیق برای ارزیابی دستگاه‌ها جهت التزام آن‌ها به این‌گونه سیاست‌های كلی تعیین كرد؟
بهترین ارزیاب برای عملكرد دستگاه‌ها مردم هستند. هم مردم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم توسط نمایندگان خود در مجلس. بنابراین ما با استفاده از ظرفیت  مردم، ظرفیت نهادها و همچنین ظرفیت رسانه‌ای باید در این زمینه گفتمان‌سازی كنیم. «گفتمان» مثل یك فضا است، فضایی است كه خارج از آن نمی‌توان تنفس كرد. مثلاً مطالبه‌ی حقوق هسته‌ای در كشور ما به یك گفتمان تبدیل شده است. همان‌گونه كه مردم انرژی هسته‌ای را حق مسلم خود می‌دانند، اقتصاد مقاومتی هم باید بشود حق مسلم مردم؛ یعنی بشود یك مطالبه‌ی عمومی. این بزرگترین كار است. بدون گفتمان‌سازی هیچ كاری نمی‌توان انجام داد. در این میان البته مجلس محترم هم نقش پر رنگی دارد. مجلس باید هم نظارت دقیق بر عملكرد دستگاه‌های دولتی داشته باشد و هم قوانین كشور را با نگاه به سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تهیه و تدوین كند.
اینفوگرافیك: الزامات اقتصاد مقاومتی
* سؤال آخر این‌كه ما یك سند راهبردی داریم به نام سند چشم‌انداز ۲۰ساله كه افق كشور را در سال‌های پیش رو ترسیم می‌كند؛ سند سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در چه نسبتی با سند چشم‌انداز ۲۰ ساله قرار می‌گیرد؟
در سند چشم‌انداز سه هدف روشن وجود دارد: یك این‌كه از نظر تولید علم و فناوری در منطقه اول شویم. دوم، هویت اسلامی- ایرانی ما الهام‌بخش شود. و سوم این‌كه از نظر اقتصادی در منطقه‌ی غرب آسیا كشور اول شویم. در بحث تولید علم و فناوری كه در حال حاضر شتاب خوبی گرفته‌ایم و حتی برخی می‌گویند فراتر از افق سند چشم‌انداز حركت كردیم. در بحث تبلیغ هویت اسلامی- ایرانی هم با وقایعی كه در سال‌های اخیر در منطقه و جهان رخ داده، پیشرفت خوبی داشته‌ایم. اما در حوزه‌ی اقتصاد نیاز به تأمل و تلاش بیشتری داریم تا بتوانیم برسیم به آن رتبه‌ی نخست اقتصاد غرب آسیا. سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در حقیقت كمك می‌كند برای رسیدن به آن هدف سند چشم‌انداز ۲۰ساله.

البته سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی، سیاست دائمی ما است؛ یك افق بلند است، نه فقط یك افق ۲۰ساله، ولی خیلی كمك می‌كند برای این‌كه ما برسیم به آن جایگاه اقتصادی موجود در سند. شما سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی را كه نگاه كنید می‌بینید كه در آن بسیار تأكید شده بر استفاده از منابع و ظرفیت‌های داخلی، تولید ملی، بهره‌وری و تولید دانش. همه‌ی این‌ها اجزا و شاخص‌هایی هستند كه با همدیگر باید جمع شوند و بروند جلو تا به نقطه‌ی مطلوب برسیم. در حقیقت سیاست‌های اقتصاد مقاومتی مسیر رسیدن به آن اهداف عالی اقتصادی است كه ما در نظر داریم.

 

0
نظر

اینفوگرافیك | الزامات اقتصاد مقاومتی

نويسنده : حسین رضایی

19/3/1392نسخه قابل چاپ

اینفوگرافیك | الزامات اقتصاد مقاومتی

«مسئله اقتصاد مسئله اصلى كشور است». رهبر انقلاب در حرم امام رحمه‌الله این نكته را فرمودند. ایشان همچنین در دیدار كارگران در تبیین شاخص‌های اصلح برای انتخابات گفتند رئیس‌جمهور آینده باید در حوزه‌ی اقتصاد، دارای برنامه‌ی اقتصاد مقاومتی باشد. به همین دلیل، KHAMENEI.IR الزامات اقتصاد مقاومتی را در یك اینفوگرافیك منتشر می‌كند. [دریافت PDF]
دريافت کد Embed
نمایش خودکار تصاویر

شماره 1 از 1
 

0
نظر

نمودار | نقشه راه اقتصاد مقاومتی 30/11/1392

نويسنده : حسین رضایی

نمودار | نقشه راه اقتصاد مقاومتی 30/11/1392

رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۱/۳۰ سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی را پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ نمودند. خاطرنشان می‌شود كه سابقه طرح موضوع اقتصاد مقاومتی در بیانات ایشان به تاریخ ۱۳۸۹/۰۶/۱۵ در دیدار كارآفرینان برمی‌گردد كه فرمودند : «ما بايد يك اقتصاد مقاومتىِ واقعى در كشور به وجود بياوريم». لذا پایگاه اطلاع‌رسانی Khamenei.ir نقشه راه اقتصاد مقاومتی را كه مشتمل است بر مقدمه رهبر انقلاب بر سند ابلاغیه، متن اصلی سند ابلاغیه و همچنین جمع‌بندی كلان بیانات ایشان در سه سال اخیر درباره موضوع اقتصاد مقاومتی، جهت استفاده كاربران منتشر می‌كند.


دریافت نسخه PDF - سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی [ حجم فایل : 143 کیلوبایت ]
دریافت نسخه تصویر - صفحه اول: مقدمه رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای سند ابلاغیه [ حجم فایل : 269 کیلوبایت ]
دریافت نسخه تصویر - صفحه دوم: سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی [ حجم فایل : 399 کیلوبایت ]
دریافت نسخه تصویر - صفحه سوم: سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی [ حجم فایل : 401 کیلوبایت ]
دریافت نسخه PDF - مروری بر بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی تا ییش از ابلاغ سند سیاست‌های كلی [ حجم فایل : 118 کیلوبایت ]
دریافت نسخه تصویر - مروری بر بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی تا ییش از ابلاغ سند سیاست‌های كلی [ حجم فایل : 494 کیلوبایت ]