یاد گذشته

سرنوشت كارتون هایی كه در كودكی میدیدیم!!!

 


پت و مت دكترای مهندسی عمران(بلانسبت سعید آقا و مرتضی و حمیدو.. ) گرفتند و الان جزو هیئت علمی دانشگاهند!

 


آقای سکسکه عمل کرده، می‌ره سر کار و میاد و زندگی‌شو می‌کنه!




الفی دیگه از هیچی نمی‌‌ترسه!

 



آن‌شرلی آرایش‌گر معروفی شده و از ته محله تا غنی اباد شعبه زده و حسابی جیب مردم رو خالی می‌کنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی ...



ای‌کیوسان کریستالی شده و مخش تعطیل تعطیله!



بامزی یه خرس بزرگ شد و جا قلعه دختر شکارش کردن!..
 



بنر رو یادتونه؟ پوستش و جا قصابی 10000 تومن ‌فروختن!



بالتازار و زبل‌خان آلزایمر گرفتن.











دامبو، پلنگ صورتی، پسر شجاع، خانوم کوچولو، گوریل انگوری، شیپورچی، یوگی و دوستاش همه سر کوره کار می کنن!



تام سایر حسابی باکلاس شده و موهاشو مدل جوجه‌تیغی (فشن) درست می‌کنه!



تام و جری دو تا دوست صمیمی شدن!



تن‌تن توی یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو یه شرکت تبلیغاتی داره فعالیت میکنه!
 


 چوبین خیلی وقته که مادرش رو پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!



حنا خانوم دکتر شده، مادرش هم برگشته کنارش!



خپل رو از باغ گل‌ها انداختنش بیرون, اون‌جا یه خونه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش - خدا رحمتش کنه!)


 خانواده‌ی دکتر ارنست، هر سه تا بچشون رفتن دانشگاه، همسر دکترخیلی مریضه!
 

پای سوباسا و کاکرو هم تو چمن های ورزشگاه ازدی شکسته و فوتبال و گذاشتن کنار و می رن کلاس بدن سازی ؟!

 

کایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!

 


لوک خوش‌شانس طی یه بدشانسی، اشتباهی تو یه صحنه قتل دستگیر شد و نتونست خودشو تبرئه كنه و الان هم سلولی دالتون ها شده!



مارکو پولو سر پل یه موبایل فروشی زده ، می‌گن کارش خیلی گرفته!فقط یکم باید تبلیغاتش و آپدیت کنه!!



گربه‌سگ عمل کردن و جدا شدن!
 
 

آقای پتی‌بل تو بازار روز  یه لباس فروش  کله‌گنده‌س!




 

 





[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 4:48 PM ] [ Ehsan ]
[ نظرات(4) ]