عید
از عید قربانی نفس تا عید با ولایت بودن 
ثامن تم
نويسندگان

ابن ابي حاتم از سعيد بن مسيب نقل مي كند كه گفت : حج اكبر روز دوّم از يوم النحر ( عيد قربان ) است .
آيا نمي بيني كه امام در آن روز خطبه مي خواند ؟ 16
 
ابن سيرين گفته است : 
« روز حج اكبر ، مربوط به آن سالي است كه پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) حجة الوداع را انجام دادند و همراه با ايشان نيز تعداد بيشماري از مردم حج بجاي آوردند » . 17
البته مي توان اين قول را نيز ، مؤيّد آن كساني دانست كه روز حج اكبر را روز عيد قربان مي دانند .
زيرا در همان سال ، پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در مِني براي مردم سخن گفت و در روز عيد قربان از مردم سئوال فرمود :
امروز چه روزي است ؟
گفتند : روز عيد قربان . سپس فرمود : امروز روز حج اكبر است . ابن عربي اين حديث را حَسَن و صحيح مي داند . 18

ـ طبراني از سمرة بن جندب نقل مي كند كه گفته است : « روز حج اكبر ، مربوط به آن سالي است كه مسلمانان و مشركان حج را در مدت سه روز انجام دادند كه قبل از آن ، چنين حجي انجام نشده ، و پس از آن نيز روي نخواهد داد » . 19
فضيل بن عياض نيز از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند كه فرمود : علّت نامگذاري حج اكبر آن است كه در آن سال مسلمانان و مشركان ، همراه با هم حج انجام داده و پس از آن ديگر مشركين حج بجاي نياوردند . 20
همچنين ابن ابي شيبه زايد از ابن عون نقل مي كند كه از محمد راجع به روز حج اكبر سئوال كردند گفت : روزي است كه حج رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) با حج اهل ملل مصادف 
حجِ افراد عين صورت جمع تمتع است با يك فرق كه در حج تمتع هدي بايد ذبح كند و در حج افراد واجب نيست . مناسك امام خميني ص 45 . 
گرديد . 21
بسياري از محدثان و مفسران ، با استناد به روايات گوناگون ، حج اكبر را روز عيد قربان مي دانند . اين دسته علاوه بر آنكه از استحكام بيشتري برخوردار مي باشد ، با آيه « فسيحوا في الأرض اربعة اشهر » و يا نقلهاي تاريخي كه مي گويد : « علي بن ابيطالب (عليه السلام) بعدازظهر عيد قربان پيام برائت را ابلاغ فرمود » ، سازگارتر است : 
ابن ابي اوفي مي گويد : « روز عيد قربان ، روز حج اكبر است . در آن روز خون ريخته مي شود . سرها تراشيده مي شوند . آلودگيها و زوايد بدن برطرف مي گردد ، و حرام ها حلال مي شوند » . 22
مالك نيز همين عقيده را داشته مي گويد : « شكي نداريم كه حج اكبر روز عيد قربان است و اين بدان جهت مي باشد كه بسياري از اعمال حج در روز عيد قربان انجام مي شود . در شب عيد ، حجاج در مِني وقوف داشته ، در فرداي آن ، رمي ، قرباني ، حلق و طواف انجام مي شود » . 23
ابوبكر محمد بن عبدالله معروف به ابن عربي با تأييد قول مالك مي گويد : 
« و غاص مالك علي الحقيقة » 
« مالك به تمامي حقيقت دست يافته است . . . » 24
معاوية بن عمّار مي گويد : از امام صادق (عليه السلام) درباره روز حج اكبر سئوال كردم ، آن حضرت فرمود : « روز عيد قربان ، روز حج اكبر و عمره حج اصغر است » . 25
در جاي ديگر صفوان بن يحيي از ذريح المحاربي از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود : « حج اكبر يوم النحر ، ( روز عيد قربان ) است » 26
فضيل بن عباس مي گويد : از امام صادق (عليه السلام) پيرامون حج اكبر سئوال كردم و گفتم : ابن عباس آن را روز عرفه مي دانسته است .
حضرت پاسخ فرمودند : « علي (عليه السلام) مي فرمود : حج اكبر روز عيد قربان است و آنگاه به فرموده خداي عزّوجلّ :« فسيحوا في الأرض اربعة اشهر » 27 استدلال كرده مي فرمود : [ چهار ماه ؛ عبارت است از ] بيست روز از ماه ذيحجه ، و ماه هاي محرّم ، صفر ، ربيع الاوّل و ده روز از ربيع الآخر و اگر حج اكبر روز عرفه باشد چهار ماه و يك روز خواهد شد » . 28

لازم به توضيح است كه علي بن ابي طالب (عليه السلام) پيام برائت را به دستور رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در روز دهم ذيحجه ( روز عيد قربان ) در مِني براي مردم قرائت فرموده و براساس دستور خداوند چهار ماه به مشركين مهلت داد تا تصميم بگيرند مسلمان شده و يا بر كفر و شرك باقي بمانند و در نتيجه كشته شوند . 

چهار ماه از اين قرار بود : بيست روز باقيمانده از ماه ذيحجه ، تمامي ماه هاي محرّم ، صفر ، و ربيع الاوّل و ده روز از ربيع الثاني ، كه در نتيجه روز يازدهم ربيع الثاني مهلت چهار ماهه پايان مي پذيرفت 

بر اين اساس آنها كه روز عرفه را يوم الحج الاكبر بدانند يك روز به چهار ماه خواهند افزود و اين با آيه ناسازگار است . 
صاحب تفسير المنار نيز مي گويد : اين چهار ماه از روز دهم ( عيد قربان ) ذيحجّه سال نهم ( كه پيام برائت در آن ابلاغ شد ) آغاز و در دهم ربيع الآخر سال دهم خاتمه مي يابد . 29
در روايت ديگري آمده است : در حالي كه علي بن ابي طالب (عليه السلام) روز عيد قربان ، بر مركبي سفيد رنگ سوار گشته ، به طرف جبانه حركت مي كرد ، مردي آمد و لجام اسب آن حضرت را در دست گرفت و سئوال كرد روز حج اكبر كدام است ؟ 

حضرت پاسخ دادند : همين امروز است ، [ سپس فرمود : ] از مقابل مركب كنار برو . 30 



16 ـ درالمنثور ، ج 3 ، ص 212 . 
17 ـ قرطبي ، ج 8 ، ص 70 . 
18 ـ احكام القرآن ابن عربي ، ج 2 ، ص 453 . 
19 ـ درالمنثور ، ج 3 ، ص 211 . 
20 ـ وافي ، ج 14 حديث 14318 . 
21 ـ درالمنثور ، ج 3 ، ص 211 . 
22 ـ تفسير قرطبي ، ج 8 ، ص 69 . 
23 ـ همان مدرك ، ص 80 . 
ـ احكام القرآن ابن عربي ، ج 2 ، ص 452 . 
ـ نورالثقلين ، ج 2 ، ص 185 . 
24 ـ احكام القرآن ج 2 ، ص 453 . 
25 ـ وسائل ، ج 14 ، حديث 19230 : 
ـ وافي ، ج 14 ، حديث 14315 . 
26 ـ وافي ، ج 14 ، حديث 14316 . 
27 ـ توبه : 2 . 
28 ـ وافي ، ج 14 حديث 14317 ، 
ـ نورالثقلين ، ج 2 ، ص 185 . 
29 ـ المنار ، ج 10 ص 152 . 
30 ـ تفسير روح البيان ، ج 3 ، ص 385 .


ادامه مطلب

دوشنبه 29 مهر 1392  .:. 5:58 PM .:. ابوالفضل اقایی
نظرات 0

مبارک باد عید سعید قربان بر جمیع مسلمانان جهان و بر امت پیامبر عظیم الشأن، مبارک باد این عید بزرگ اسلامی بر مستضعفین جهان که در مقابل مستکبرین و اولیاء طاغوت قیام نمودند.

آنروز مبارک است برای اسلام و ملت های اسلامی که دست ستمگران و خون آشامان از کشورهای اسلامی کوتاه شود و آن روز مبارک است برای ملت شریف ما که جمهوری اسلامی به تمام معنا در کشور اسلامی پیاده شود و احکام مترقی اسلام به جای احکام ضد انسانی برقرار گردد.(27/7/59)

فرا رسیدن عید بزرگ اسلامی قربان را به همه مسلمین تبریک عرض می کنم. عیدی که انسان های آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمی می اندازد، قربانگاهی که درس فداکاری و جهاد را در راه خدای بزرگ ـ را ـ به فرزندان آدم و اصفیاء و اولیای خدا می دهد. عمق جنبه های توحیدی و سیاسی این عمل را جز انبیای عظام و اولیاء کرام علیهم الصلوة والسلام و خاصه عباداللّه کس دیگری نمی تواند ادراک کند. این پدر توحید و بت شکن جهان به ما و همه انسان ها آموخت که قربانی در راه خدا پیش از آنکه جنبه توحیدی و عبادی داشته باشد جنبه های سیاسی و ارزش های اجتماعی دارد. به ما و همه آموخت که عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عید بگیرید. خود و عزیزان را فدا کنید و دین خدا را و عدل الهی را برپا نمایید. به همه ما ذریه آدم فهماند که مکه و منی قربانگاه عاشقان است و اینجا محل نشر توحید ونفی شرک،که دلبستگی به جان و عزیزان نیز شرک است. به فرزندان آدم درس آموزنده جهاد در راه حق را داد که از این مکان عظیم نیز فداکاری و از خود گذشتن را به جهانیان ابلاغ کنید. به جهانیان بگوئید در راه حق و اقامه عدل الهی و کوتاه کردن دست مشرکان زمان باید سر از پا نشناخت و از هر چیزی حتی مثل اسمعیل ذبیح اللّه گذشت که حق جاودانه شود. این بت شکن و فرزند عزیزش بت شکن دیگر سید انبیاء محمد مصطفی صلی اللّه علیه و آله و سلم به بشریت آموختند که بت ها هرچه هست باید شکسته شود.

کعبه که ام القری است و آنچه از آن بسط پیدا کرده تا آخرین نقطه زمین، تا آخرین روز جهان باید از لوث بت ها تطهیر شود. بت هرچه باشد، چه هیاکل و چه خورشید، چه ماده و چه حیوان و انسان و چه بتی بدتر و خطرناکتر از طاغوت های در طول تاریخ از زمان آدم صفی اللّه تا ابراهیم خلیل اللّه تا محمد حبیب اللّه صلی اللّه علیهم و آلهم اجمعین تا آخر الزمان که بت شکن آخر، از کعبه ندای توحید سر دهد. مگر ابرقدرت های زمان ما و بت های بزرگ نیستند که جهانیان را به اطاعت و کرنش و پرستش خود می خوانند و با زور و زر و تزویر، خود را به آنان تحمیل می نمایند؟ کعبه معظمه یکتا مرکز شکستن این بت هاست. ابراهیم خلیل در اول زمان و حبیب خدا و فرزند عزیزش مهدی موعود روحی فداه در آخر الزمان از کعبه ندای توحید سر دادند و می دهند...

مهدی منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می دهد و بشریت را به توحید می خواند. همه فریادها را از کعبه و مکه سر می دهند و ما باید از آنها تبعیت کنیم و ندای توحید کلمه و کلمه توحید را از آن مکان مقدّس سردهیم و با فریادها و دعوت ها وتظلم ها و افشاگری ها و اجتماعات زنده و کوبنده در مجمع مسلمین در مکه مکرمه بت ها را بشکنیم و شیاطین را که در رأس آنها شیطان بزرگ است در عقبات رَمی کنیم و طرد نمائیم تا حج خلیل اللّه و حبیب اللّه و ولی اللّه مهدی عزیز را بجا آورده باشیم.(12/6/62)


ادامه مطلب

شنبه 27 مهر 1392  .:. 11:30 AM .:. ابوالفضل اقایی
نظرات 0

این­جا میدانی بود که امتحان الهی آغاز می­شد و اسماعیل7 شولای ایمان بر دوش افکنده، به قربانگاه رفت تا تو بیاموزی که همیشه تسلیم باشی و مطاع امر حق تعالی ... که چنین باشی نوری از جنس ایمان، دست دلت را می­گیرد و تو را به سوی عشق، هدایت می­کند...

ابراهیم(ع) در قربانگاه عشق...، اسماعیل7 دل داده به خواسته دلدار...، و زمین فخر می­کند به آسمان که معنا می­شود: )إنّی أعلم مَالاَ تَعْلَمُون(و تو باید از همه چیز دست بشویی تا همه چیز را به دست آوری و این ترجمان تصمیم و تسلیم و اشتیاق بندگی تام و اطاعت خالص است.

شاید این جبراییل وحی است که در تو فرود آمده و به آواز توحید تو را ذره ذره به حق فرا می­خواند... که علایق را سر ببری تا لایق شوی... که بخواهی که چیزی نخواهی ... که اگر میدان بدهی، دنیا برای جولان نفس هم، کم است! ... صدایی در تو می­پیچد... به آزمونی بزرگ تو را فرا می­خواند تا در منای تقرب، حجاب­ها را سر ببُری.

حجاب راه خودت هستی، از میان برخیز

خوشا کسی که در این راه بی­حجاب رود

دل باید صاف شود از تعدد خدایانی که در خود آفریده­ای... منها را باید رو به سوی هدایت، سربرید تا این مسلخ، خاتمه­ای باشد برای تکاپوی نفس پر آزار... که قربانی نیازهای خود بودن؛ یعنی از دست دادن همه چیز.

و این ندا تو را به خود می­خواند تا خلیل­وار برخیزی و از میان شعله­های سوزنده درون و در ازدحام جنون سر ببری نفس را تا در هجوم ناشکیبی­ها، طعم خوش بندگی را به جان خویش بچکانی.

دل باید به پیر عشق دهی و سر به تیغ او، روبگیر از هاجری که مدام در آینه ذهنت تداعی می­شود تا بگذری از آتش! اینک برخیز و تن به زلال رحمت دیرین خداوند سپار تا از وادی دین فروشان و کوران و کران رها شوی... پیراهن از غبار تردید فرونشان تا آزادگی را فریاد زنی... گام­ها را محکم­ بردار تا چشم زمزم از رد پاهای تو گشوده گردد و طهارت آینه وجودت از آلودگی­ها، تیرگی­ها و ناپاکی­ها...

خلیل­وار برخیز تا در منای عشق پرده­های جهالت را بدری، از مرز خویش بگذری و به آبادی فنا برسی ... این قربانی، قربانی کردن جاه و مال و موقعیت، مقام و شهرت و قدرت و مکنت است... و این عشق است که تو را به قربانگاه می­کشاند، عشقی به گستره تاریخ، و تاریخ، ابدیتی است به اندازه حضور...

صفا و مروه را هروله کن تا جسم و جان از خانه انس و عادت­های همیشگی، رها شود. در عرفات عشق، ازگناه توبه کن تا لباس محرمیت به تن کنی... اینک در مقام تعظیم بایست تا در بارانی از شور و شعور، بارانی از عطش، ­بارانی از معرفت از خود برهی و این رهیدن عیدی باشد برای تو، برای رسیدن به مرتبه ملکوت که:

آن­کس که تو را شناخت، جان را چه کند

فرزند و عـیال و خانمان را چه کند

دیـــوانــه کنــی هـر دو جهانش بخشی

دیوانه تو هر دو جهان را چه کـــند


ادامه مطلب

شنبه 27 مهر 1392  .:. 11:29 AM .:. ابوالفضل اقایی
نظرات 0

اشاره

در داستان قربانی اسماعیل ذبیح الله سه نکته اساسی وجود دارد:

از یک سو پدر با صراحت، مسئله ذبح را با فرزند سیزده ساله مطرح می کند و از او نظرخواهی می کند. برای او شخصیت مستقل و آزادی اراده قائل می شود. او هرگز نمی خواهد فرزندش را بفریبد و کورکورانه به این میدان بزرگ امتحان دعوت کند؛ او می خواهد فرزند نیز در این پیکار بزرگ با نفس شرکت جوید و لذت تسلیم و رضا را همچون پدر بچشد.

 

از سوی دیگر، فرزند هم می خواهد پدر در عزم و تصمیمش راسخ باشد. نمی گوید مرا ذبح کن؛ بلکه می گوید هر مأموریتی داری انجام ده، من تسلیم امر و فرمان او هستم و مخصوصاً پدر را با خطاب «یا ابت» (ای پدر) مخاطب می سازد تا نشان دهد این مسئله از عواطف فرزندی و پدری سر سوزنی نمی کاهد که فرمان خدا حاکم بر همه چیز است.

 

و از سوی سوم، مراتب ادب را در پیشگاه پروردگار به عالی ترین وجهی نگه می دارد، هرگز به نیروی ایمان و اراده و تصمیم خویش تکیه نمی کند؛ بلکه بر مشیت خدا و اراده او تکیه می نماید و با این عبارت از او توفیق پایمردی و استقامت می طلبد.[1]

 

ذبح کردن فرزند با دست خود آن هم فرزندی برومند و لایق برای پدری که یک عمر در انتظار چنین فرزندی بوده کار ساده و آسانی نیست. چگونه می توان دل از چنین فرزندی برکند؟ و از آن بالاتر، با نهایت تسلیم و رضا، بی آنکه خم به ابرو آورد به امتثال این فرمان بشتابد و تمام مقدمات را تا آخرین مرحله انجام دهد؛ به گونه ای که از نظر آمادگی های روانی و عملی چیزی فروگذار نکند؟ و از آن عجیب تر تسلیم مطلق این نوجوان در برابر این فرمان بود که با آغوش باز و با اطمینان خاطر به لطف پروردگار و تسلیم در برابر اراده او به استقبال ذبح رفت.[2]

 

 

 

 

 

 

 

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

شنبه 27 مهر 1392  .:. 11:26 AM .:. ابوالفضل اقایی
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ


از عید قربانی نفس تا عید با ولایت بودن

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 45083 نفر
كل مطالب : 99 عدد
كل نظرات : 6 عدد
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 شهریور 1394 
تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 22 مهر 1392 
امکانات وب